جستجو در مقالات منتشر شده


11 نتیجه برای پرسشنامه

جبرائیل نسل سراجی، سید علی موسوی، سید جمال الدین شاه طاهری، محمد   پور مهابادیان،
دوره 3، شماره 4 - ( 4-1384 )
چکیده

در این تحقیق، هدف بررسی ریسک فاکتورهای ایجاد کننده اختلالات اسکلتی_عضلانی اندامهای فوقانی( شامل اعمال نیروی بیش از حد، وضعیت بدنــی نامناسب، فقدان زمان بازگشت کافی، تکرار زیاد فعالیتها در دقیقه، عوامل تأثیر گذار و اضافی) به وسیله روش اکرا بوده است. تلفیقی از چهار روش جمع آوری اطلاعات شامل روش مشاهده ای (برای آنالیز مشاغل و وظایف دارای حرکات تکراری)، روش مصاحبه (برای پرسش در مورد اختلالات اسکلتی_عضلانی اندامهای فوقانی)، روش پرسشنامه اسکلتی_عضلانی نوردیک (NMQ)، و روش شاخص فعالیتهای تکراری شغلی (OCRA) استفاده شده است. در این تحقیق ملاحظه گردید که 86/0% از وظایف کاری دارای ریسک پایین، 93/87% از وظایف کاری دارای ریسک متوسط و 21/11% از وظایف کاری دارای ریسک بالا می‌باشند. میانگین شاخص مواجهه در چهار شغل مقدمات ریسندگی، ریسندگی، مقدمات بافندگی و بافندگی با هم اختلاف معنی داری دارد. (003/0=p) همچنین شغل بافندگی دارای بالاترین ریسک خطر بروز اختلالات اسکلتی_عضلانی اندام فوقانی می‌باشد. میانگین شاخص مواجهه مربوط به دست راست ودست چپ نیز اختلاف معنی داری نشان داد (001/0p<). خطرناکترین وظیفه برای دست راست، مرتب کردن رولهای بسته بندی شده در داخل کامیون وخطرناکترین وظیفه برای دست چپ، کار با دستگاه بافندگی جدید می‌باشد. بین اختلالات بخشهای مختلف اندام فوقانی با سن، اختلاف معنی داری به دست آمد(05/0p<). روش اکرا می تواند برای ارزیابی و بررسی ریسک فاکتورهای ایجاد کننده اختلالات اسکلتی - عضلانی اندامهای فوقانی در وظایف تکراری در کارخانه نساجی به کاررود . شغل بافندگی به علت داشتن همه ریسک فاکتورهای مورد بررسی خطرناکترین شغل بوده و دست راست به علت به کارگیری بیشتر نسبت به دست چپ در معرض اختلالات اسکلتی - عضلانی قرار دارد . مچ دست به علت این که بیشتر از سایر بخشهای اندام فوقانی در معرض ریسک فاکتورهای مورد بررسی قرار دارد ، بیشترین درصد اختلالات را به خود اختصاص داده است.


حسن طوسی ، کورش هلاکویی نایینی ، محمود محمودی ،
دوره 4، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: طراحی، ارایه و بکارگیری مدلی مناسب جهت ارزیابی مخاطرات شغلی موثر بر دستگاه اسکلتی - عضلانی و یافته های ذهنی (subjective) درد با استفاده از ابزار QEC و پرسشنامه Body mapping در واحدهای صنعتی شهر بابل در سال 1382. در حال حاضر اختلالات اسکلتی - عضلانی ناشی از کار (WMSDs)، شایعترین بیماری شغلی مطرح در کشور هستند و از آنجا که این اختلالات نقش بسزایی در ناتوان سازی (از کار افتادگی) منابع انسانی دارند و این منابع ارزشمند ترین دارایی های صنایع کشور محسوب می گردند. لذا ارزیابی صنایع کشور با هدف ارایه مدل مناسبی جهت شناسایی و ارزیابی مخاطرات شغلی (Risk factors) موجود در وظیفه های کاری مختلف، نیز تشخیص مفاصل بحرانی شاغلین امری است که ضرورت آن بیش از پیش احساس میگردد. صنایع شهرستان بابل، نسبت به سایر شهرهای استان مازندران، از حجم بالاتری برخوردار است و این در حالی است که هر ساله آمار بیماریهای شغلی این شهرستان صفر اعلام می گردد. این موضوع نیز ضرورت به کارگیری ابزاری برای آشکارسازی آمار واقعی بیماریهای شغلی این منطقه را به شدت مطرح می سازد.

روش کار: ابزار QEC، در حقیقت روشی است با کاربری آسان که برای ارزیابی سریع مواجهه (Quick Exposure Check) QEC با عوامل زیان آور شغلی موثر بر دستگاه اسکلتی - عضلانی طراحی شده است. سرعت و سهولت کاربرد این روش جدید در ارزیابی شغلی (job Analysis) از خصیصه های ممتاز آن محسوب می شود. پرسشنامه Body mapping نیز ابزار سودمندی است که بکمک آن به سادگی و سهولت میتوان یافته های Subjective درد را در مفاصل شاغلین مورد مطالعه به روش (Visual Analogue Scale) VAS تعیین نمود. تلاش ما در این پژوهش کاربرد ابتکاری و توامان این دو ابزار و ارایه مدلی مناسب جهت بررسی مواجهات شغلی در واحدهای صنعتی شهرستان بابل است.

نتایج و نتیجه گیری: اول اینکه آمار بیماریهای شغلی خصوصا اختلالات اسکلتی - عضلانی ناشی از کار، در صنایع شهرستان بابل صفر نیست و میزان آن احتمالا به شکل مخاطره آمیزی بالا است دیگر اینکه بکارگیری توامان ابزار QEC و پرسشنامه Body mapping به لحاظ سرعت و سهولت کاربرد آن در ارزیابی مخاطرات شغلی و نشان دادن سیمای واقعی صنایع کشور و تعیین سطح مداخلات ارگونومیک (Action Level) و بررسی میزان اثر بخشی آنها به عنوان مدلی مناسب در ارزیابی مواجهات شغلی موثر بر دستگاه اسکلتی - عضلانی از کارایی بسیار بالایی برخوردار است. سوم اینکه ارتباط معنی دار بین یافته های Subjective درد و ایستگاه های واجد وظیفه های کاری بحرانی با ضریب اسپیرمن بالای 0.25 حکایت از سودمندی این مدل به عنوان ابزاری دقیق و قابل اعتماد در معاینات دوره ای شاغلین پس از استخدام دارد.


زهرا زمانیان اردکانی، حسین کاکوئی، محمد آیت اللهی، سید مرتضی کریمیان، جبرئیل نسل سراجی،
دوره 5، شماره 4 - ( 12-1386 )
چکیده

زمینه و هدف: نگاهی به آمار و برونداد های منتشره در زمینه شیوع اختلالات روانی در کشور های مختلف جهان و ایران ، اهمیت و ضرورت پرداختن به بهداشت روان را مشخص تر می نماید . فشارهای روانی محیط کار از جمله عوامل استرس زاست که بر سلامت روانی پرستاران تاثیر می گذارد و می تواند به کارکرد شغلی و ایمنی آنان و مشتریان مراکز ارائه خدمات بهداشتی آسیب رساند. سلامت عمومی بویژه سلامت روان پرستاران بویژه نوبت کاران با توجه به کار در خارج از دریچه زمانی طبیعی و حساسیت شغل آنها در مراکز خدمات درمانی و سیستم مراقبت های بهداشتی اهمیت بسیار دارد.
روش کار : این پژوهش یک مطا لعه توصیفی – مقطعی است که در سال 85-1384 انجام شد . جامعه آماری پژوهش ، پرستاران شاغل (131 مر و 1064 زن ) در بیمارستانهای دولتی وخصوصی شهر شیراز و ابزار پژوهش ، پرسشنامه سلامت عمومی– 28 سوالی (GHQ-28) General Health Questionnaire بود . بررسی های انجام یافته در اپیدمیولوژی اختلالات روانی در ایران با استفاده از پرسشنامه مذکور نشان دهنده این واقعیت است که میزان روایی و پایایی این آزمون با نمره برش 6 بین 84/0 تا 93/0 و با نمره برش 23 بین 68/0 تا 94/0 متغیر می باشد . در این مطالعه از روش نمره گذاری رایج و نمره برش 23 استفاده گردید .
نتایج : میانگین سنی پرستاران نوبت کار 08/7 ± 81/30 سال و سابقه کار آنها نیز 38 /6 ± 7 سال بود . شیوع موارد مشکوک به اختلالات روانی با استفاده از نمره برش 23 در کل و 6 در خرده مقیاس نشان داد که 7/28% پرستاران نوبت کار، مشکوک به اختلالات روانی بودند . بین شیوع موارد مشکوک به اختلال روانی و جنس و تأهل ارتباط معنا دار آماری مثبتی وجود داشت .
نتیجه گیری: نتایج این بررسی نیز مشابه سایر تحقیقات در این زمینه ، نشان از این حقیقت دارد که مطالعه وضعیت سلامت روان شاغلین نوبت کار می تواند اطلاعات ارزشمندی را در زمینه برنامه ریزی های پیش گیری در سطوح مختلف ، آموزشی مداوم ، انجام معاینات دوره ای شاغلین نوبت کار ، درمان و پیش گیری از بروز اختلالات روانی در اختیار سیاست گزاران ، برنامه ریزان و مدیران سیستم های بهداشت و درمان کشور قرار دهد
علی صالحی سهل آبادی، جبرائیل نسل سراجی، حجت زراعتی، سیداکبر شریفیان،
دوره 6، شماره 3 - ( 11-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از بارزترین بیماری ها و عوارض ناشی از کار،اختلالات اسکلتی-عضلانی می باشد که در اکثر صنایع سالانه موجب تحمیل هزینه های درمانی-غرامتی بالا و آسیب های عضوی نیروی انسانی و از دست رفتن زمان کار می شود. این مطالعه با هدف بررسی و تعیین وضعیت انحناهای ستون فقرات گردنی ،پشتی و کمری با میزان شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی پشت درکارگران مونتاژ شرکت خودروسازی بهمن موتور انجام پذیرفت.
روش کار: این مطالعه بصورت مقطعی و از نوع مطالعات توصیفی-تحلیلی می باشد. در بخش توصیفی به بررسی مشخصات دموگرافیک افراد تحت مطالعه و در بخش تحلیلی به بررسی رابطه بین متغیرهای وابسته با یکدیگر و همچنین رابطه متغیرهای مستقل با متغیر های وابسته پرداخته است.جامعه آماری شامل160نفر کارگران مرد مونتا‍ژ کار در شرکت بهمن موتور که در دو قسمت مونتاژ سواری و مونتاژ وانت مشغولند، است. داده ها از طریق پرسشنامه نوردیک، اندازه گیری با خط کش قابل انعطاف، متر نواری و ترازو جمع آوری و با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه وتحلیل شده است.
نتایج: میزان شیوع اختلالات اسکلتی- عضلانی در جامعه مورد مطالعه بالابود (58/1 4/69%). بیشترین میزان شیوع اختلالات اسکلتی -عضلانی مربوط به ناحیه کمر با تعداد 83 نفر(9/51%)و کمترین آن مربوط به ناحیه ران و باسن با تعداد 9 نفر(6/5%) بود. بین شیوع اختلالات اسکلتی- عضلانی پشت و متغیرهای مستقل طرح اعم از سن ،سابقه کار و وضعیت تاهل ارتباط معنی دار وجود داشت (05/0p<). بین انحناههای گردنی،پشتی،کمری و شاخص دلماکس با میزان شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی پشت رابطه ای یافت نشد.
نتیجه گیری: بررسی نشان داد که متغیرهای سن و سابقه کاری، قد و وضعیت تاهل با اختلالات اسکلتی_عضلانی رابطه دارند در حالی که بین میزان انحناهای ستون فقرات بجز انحنای گردنی آن هم در گروه مونتاژ سواری ،با اختلالات اسکلتی_عضلانی رابطه وجود ندارد. پس این گونه می توان نتیجه گرفت که مسائل ژنتیکی و محیطی بر روی مبتلا شدن به اختلالات اسکلتی_عضلانی تاثیر می گذاردلذا در مورد مسائل ژنتیکی نمی توان دخالت نمود اما در مسائل محیطی می توان دستکاری نمود. ازجمله این موارد به استخدام افرادی با سن کمتر و خصوصیات آنتروپومتریک متناسب با کار اشاره نمود.
زهرا نیکوسرشت، شهناز ریماز، محسن اسدی لاری، سحرناز نجات، عفت السادات مرقاتی خویی، سید عباس متولیان، نرگس ساعی پور،
دوره 11، شماره 3 - ( 10-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: کیفیت زندگی بیماران مبتلا به HIV/AIDS تحت تاثیر بیماری و تجربه آنان از طرد، انگ و تبعیض می‌باشد که می‌تواند منجر به مشکلات جسمانی، روانی و اجتماعی گردد. لذا بررسی کیفیت زندگی آنها کمک شایانی در ارایه خدمات سلامت و خدمات اجتماعی به این بیماران می‌نماید. هدف این مطالعه، تعیین کیفیت زندگی بیماران HIV/AIDS مراجعه کننده به یک مرکز اصلی مراقبت از این بیماران در ایران می باشد. روش کار: در این مطالعه مقطعی 300 زن و مرد مبتلا به HIV/AIDS مراجعه کننده به مرکز مشاوره بیماری های رفتاری بیمارستان امام خمینی تهران، از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای اندازه‌گیری کیفت زندگی، پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت ویژه HIV مورد استفاده قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمونهای T-test ، One-Way ANOVA و Multiple regression استفاده شد. نتایج: میانگین سن شرکت کنندگان 5/7 ± 3/34سال بود. بیشتر شرکت کنندگان مرد (55%)، و بدون علامت بالینی (7/51%) بودند. در بین دامنه های کیفیت زندگی، بیشترین میانگین امتیازات مربوط به دامنه سطح استقلال (1/3±13/4)، و کمترین میانگین مربوط به دامنه های محیط (8/2 ± 5/12) و روانی (1/3± 5/12) بود. جوانتر ها، زنان و شاغلان در برخی حیطه ها کیفیت زندگی بهتری داشتند (05/0 > p). نتیجه گیری: نتایج نشان داد کیفیت زندگی مبتلایان به HIV/AIDS در دامنه های روانی و محیط، بیش از سایر دامنه ها تحت تاثیر این بیماری قرار دارند. لذا مداخلات دقیق‌تری برای بهبود کیفیت زندگی به ویژه در این دو حیطه برای این بیماران پیشنهاد می شود.
زهرا حسینخانی، سحرناز نجات، رضا مجدزاده، منوچهر مهرام، علی افلاطونی،
دوره 11، شماره 3 - ( 10-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: کودکآزاری مشکل اجتماعی است که زندگی کودکان راتحت تاثیر قرار میدهد. هدف این مطالعه طراحی پرسشنامه فارسی کودکآزاری با روایی و پایایی مناسب بود تا میزان کودکآزاری را در جامعه برآورد کند. روش کار: روایی پرسشنامه پس از بررسی متون و تهیه نسخه اولیه، با محاسبه مناسبت و شفافیت، پایایی نیز با آلفای کرون باخ و تکرارپذیری با ضریب همبستگی درون خوشهای (ICC) پس از آزمونTest-retest به فاصله دو هفته اندازه گیری شد. نتایج: میانگین شفافیت( Clarity) و مناسبت (Relevancy) پرسشنامه به ترتیب 36/80 و 5/92 و دامنه مناسبت سوالها بین 14/90 – 2/97 بود. میانگینICC و آلفای کرونباخ به ترتیب 95/0 و 92/0 بدست آمد. نتیجه گیری: پرسشنامه مذکور دارای روایی و پایایی مطلوبی بوده و در مطالعات کودک آزاری در ایران قابل استفاده میباشد.
محسن حدادی، سید ابوالفضل ذاکریان، محمود محمودی، جبرائیل نسل سراجی، زهره پارسا یکتا، ابوالفضل علی یاری،
دوره 12، شماره 1 - ( 2-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف : یک ابزار تشخیصی برای بیماری سندرم خستگی مزمن، پرسشنامه سندرم خستگی مزمن است که برای موارد تحقیقاتی و بررسی ­ های بالینی بالینی ابداع شده تا بتوان بعنوان یک ابزار پایشگر، مبتلایان را با استفاده از آن مدیریت کرد. پرسشنامه سندرم خستگی مزمن بسیار جامع است و با استفاده از روش خود اظهاری، تمامی موارد داخلی و خارجی را با توجه به تعاریف موردی مرکز کنترل بیماری های امریکا تحت پوشش قرار می دهد. این ابزار همچنین سطوح فعالیت را در گذشته و حال ارزیابی می کند و علائم خستگی و ناخوشی را پس از فعالیت های معمول و روزانه، جهت اطمینان از این موارد، به خوبی ارزیابی می کند. هدف از این مطالعه ارزیابی پایایی و روایی تشخیصی پرسشنامه سندرم خستگی مزمن ( CFS ) Chronic Fatigue Syndrome Questionnaire است ( Bleijenberg 2009 ) .

  روش کار : در بحث اعتبار محتوایی و روایی، پس از بررسی تحقیقات انجام گرفته، پرسشنامه سندرم خستگی مزمن تهیه شده توسط گروه روانشناسی دانشگاه دی پال انتخاب گردید و طی مکاتبه ای نسخه کاملی از پرسشنامه به همراه امتیاز بندی دریافت گردید. . پرسشنامه مورد نظر ترجمه شد، اعتبار محتوایی آن توسط 20 نفر از اساتید مربوطه بررسی گردید. از طرفی ترجمه مجدد از فارسی به انگلیسی برای مرجع تهیه کننده ارسال شد و با اصلاحاتی، اعتبار روایی آن نیز مورد تأیید قرار گرفت. سپس تعداد 30 پرستار برای تعیین پایایی پرسشنامه سندرم خستگی مزمن که در یک مرکز آموزشی و درمانی کار می کردند، انتخاب شدند. پرسشنامه تحت نظارت مدیریت مرکز و محقق و پس از توجیه کامل افراد شرکت کننده در پژوهش توسط محقق در بین آن ها توزیع و تکمیل گردید. این بررسی مجدداً پس از 15 روز انجام شد.

  نتایج : این ابزار روایی و پایایی خوبی را از خود نشان داد. در بحث اعتبار محتوایی ترجمه فارسی این ابزار توسط 20 نفر از اساتید مرتبط داخلی بررسی گردید و اعتبار محتوایی آن با استفاده از نسبت و شاخص روایی محتوا CVR) و CVI ) مشخص شد و نتایج بهدست آمده (7/0 CVR= و 85/0 CVI= ) نشان دهنده اعتبار محتوایی خوبی است. با توجه به نتایج به دست آمده، در خصوص پایایی پرسشنامه CFS ، آلفای کرونباخ ارزیابی شده که نتایج، پایایی بسیار خوبی را برای پرسشنامه نشان داد. ضرایب پایایی دو مرحله آزمون ( ICC = Mixed & and Confidence Interval = 95% mouseover="function onmouseover() { msoCommentShow('_anchor_1','_com_1') }" onmouseout="function onmouseout() { msoCommentHide('_com_1') }" href="#_msocom_1">[H1] ) نیز ارتباط معنی دار سؤالات را به خوبی نشان داد. از طرفی ضریب همبستگی داخلی به دست آمده برای 8 معیار CFS ، همبستگی داخلی بالایی را نشان داد.

  نتیجه گیری : این مطالعه پیشنهاد می کند که می توان از پرسشنامه CFS به عنوان یک ابزار مناسب و قابل اعتماد در تمام سطوح تحقیقاتی و بالینی استفاده نمود. استفاده از این ابزار می تواند در موارد زمینه ای و حتی معاینات در سطوح پیشرفته نیز مؤثر باشد، زیرا توانمندی و دقت کافی را در تشخیص افراد مبتلا به CFS دارد.


زهره رهایی، فضل ا... غفرانی پور، محمدعلی مروتی شریف آباد، عیسی محمدی،
دوره 12، شماره 3 - ( 10-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: سرطان سومین عامل مرگ در ایران است که سالانه باعث فوت بیش از 30000 نفر می شود. تئوری انگیزش محافظت یک چارچوب مفید برای پیشگویی و مداخله در رفتارهای مرتبط با پیشگیری و کشف زودرس سرطان است. با توجه به فقدان نسخه فارسی روا و پایا پرسشنامه نظریه انگیزش محافظت در زمینه کشف زودرس علائم سرطان، این مطالعه با هدف روان سنجی این پرسشنامه در مردم شهر یزد انجام شد.

  روش کار: در این مطالعه مقطعی پس از طراحی پرسشنامه با بهره گیری از الگوهای مشابه، روایی آن به روشهای روایی صوری و محتوایی و پایایی آن به روش همسانی درونی و بازآزمایی تعیین شد. نهایتاً ابزار مذکور با استفاده از نرم افزار ایموس نسخه 21 مورد تحلیل عامل تأییدی قرار گرفت.

  نتایج: مقدار CVR برای تمامی آیتم های پرسشنامه برابر یک و مقدار CVI بین 1-97/0 بدست آمد. ICC و ضریب آلفای کرونباخ برای سازه های پرسشنامه به ترتیب بین 98/0-71/0 و 93/0-65/0 متغیر بود. هم چنین نتایج تحلیل عامل تأییدی نشان داد که ابزار مورد نظر در جامعه ایران برازش دارد.

  نتیجه گیری: نسخه فارسی پرسشنامه نظریه انگیزش محافظت در زمینه کشف زودرس علائم سرطان دارای روایی و پایایی مناسب بوده و قابل استفاده در پژوهشهای مشابه است.


حسین ملک افضلی، پیام روشنفکر،
دوره 14، شماره 2 - ( 6-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: مشارکت اجتماع و والدین در طرح های تکامل همه جانبه کودکی (ECD) مورد تاکید قرار گرفته است. این مقاله به درس آموخته های طرح مزدک برای درگیر کردن اجتماع در برنامه ی پایش و ارتقاء تکامل کودکان می پردازد.

روش کار: پژوهش مشارکتی مبتنی برجامعه (CBPR) از نوع تحقیقات نظام سلامت(HSR) است. خانوارهای ساکن در غرب محله ایوانک جامعه هدف طرح بوده و300 نفر از کودکان تحت پوشش قرار گرفته اند. کلیه مراحل طرح با مشارکت گروهی10 نفره از خانم­های داوطلب محلی (رضاکاران) که هریک 30 نفر تحت پوشش دارند، انجام شد. پس از 9 ماه از اجرای طرح طی دو بحث گروهی متمرکز (FGD) و یک ارزیابی تلفنی با 50 نفر از والدین موانع و چالش­های مشارکت مردم بررسی شد.

نتایج: سه سطح درگیر کردن مشارکت اجتماع محلی در این طرح صورت گرفته است: 1) ادغام و پیوند دادن خدمات و برنامه های موجود در سازمان­های اجتماع 2) ایجاد سازماندهی واسطی از مردم برای تسهیل درگیرکردن اعضای جامعه (رضاکاران) 3) درگیر کردن خود والدین در فرایند پایش و ارتقاء تکامل کودکان. موانع مشارکت فعالانه تر والدین عبارتند از: اشتغال مادران؛ تعدد فرزندان؛ ممانعت پدر یا دیگر اعضای خانواده؛ تعطیلات و بدی هوا؛ زیاد بودن افراد تحت پوشش هر رضاکار و عدم امکان شناخت و ارتباط عمیقتر با مادران؛ نامنظم بودن پیگیری، و اختلافات سنی و تحصیلی داوطلبان با افراد تحت پوشش؛ تعویض و ناپایداری رضاکاران.

نتیجه گیری: اعتمادسازی، جلب مشارکت و توانمندسازی مردم و سازمان­های دولتی/غیردولتی از مهمترین چالش­های اینگونه اقدامات است. این تجربه نشان می­دهد می­توان از طریق انتخاب برنامه مورد علاقه و اولویت مردم و استفاده از ابزاری که بکارگیری آن برای آنها ساده و دلپذیر است (آلبوم تکامل)، استفاده از تکنولوژی های روز برای تسهیل ارتباطات و انتخاب داوطلبین سازگار با شرایط اجتماعی مردم و نهایتا ارتقاء انگیزه داوطلبان برای پایداری فعالیت­ها شانس موفقیت را افزایش داد.


الهام فایض، سید ابوالفضل ذاکریان، کمال اعظم،
دوره 16، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده

زمینه و هدف :جو ارگونومی نشان دهنده‌ ادراک کارکنان از حمایت و تأکید سازمان بر طراحی و اصلاح شغل به منظور  بهبود "عملکرد عملیاتی" و " آسایش و سلامت کارکنان" می‌باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی روایی و پایایی پرسشنامه‌ی ارزیابی جو ارگونومی در راستای ایجاد ابزاری مناسب جهت تعیین ارزش‌های کلی یک سازمان در زمینه‌ی ارگونومی و سنجش وضعیت جو ارگونومی موجود در سازمان‌ها انجام شد.
روش کار: ابتدا پرسشنامه ارزیابی جو ارگونومی از مرجع تهیه کننده‌ی آن در دانشگای کلرادو آمریکا دریافت شد و سپس به منظور تأیید ثبات زبانشناسی آن از روش ترجمه معکـوس استفاده گردید. اعتبار محتوایی پرسشنامه توسط 10 نفر از متخصصین مربوطه مورد بررسی قرار گرفت. پایایی پرسشنامه نیز در یک مطالعه‌ی مقطعی با استفاده از یک نمونه‌ی 50 نفری از کارکنان یک صنعت  تولید برق حرارتی به کمک روش آلفای کرونباخ تعیین گردید.
نتایج: در این مطالعه نسبت روایی محتوا(CVR)  و شاخص روایی محتوا (CVI) به ترتیب 90/0و 94/0تعیین گردید. همچنین پایایی پرسشنامه به کمک آلفای کرونباخ  برای 59 آیتم پرسشنامه ( 96/0=) محاسبه شد. نتایج بدست آمده نشان دهنده‌ی اعتبار محتوایی و پایایی قابل قبولی برای این ابزار است.
نتیجه گیری: با توجه به سطح قابل قبول شاخص‌های روایی و پایایی، پرسشنامه‌ی ارزیابی جو ارگونومی را می‌توان به عنوان یک  ابزار روا و پایا، جهت ارزیابی و تحلیل وضعیت جو ارگونومی در صنایع و سازمان‌های مختلف استفاده نمود.
 
سمیرا کاظمی، حدیث خوشنواز، معصومه قربانی ده، سکینه ورمزیار، سلمان شیخی،
دوره 16، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: در صنعت لوازم خانگی به علت انجام عملیات کاری هم­چون جابجایی دستی قطعات توسط کارکنان، امکان بروز اختلالات اسکلتی-عضلانی و ابتلاء به خستگی عضلانی وجود دارد. لذا هدف مطالعه حاضر، بررسی خستگی عضلانی و ارتباط آن با شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی در بین کارکنان یک کارخانه تولید لوازم خانگی می­باشد.
روش کار: این مطالعه توصیفی- تحلیلی و مقطعی در سال 1395 در بین 150 نفر از کارکنان یک کارخانه تولید لوازم خانگی انجام گردید. داده­های مربوط به شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی و خستگی عضلانی به ترتیب توسط پرسشنامه­ نوردیک و روش MFA جمع­آوری و سپس با استفاده از آمار توصیفی و آزمون­ رگرسیون لجستیک داده­ها توصیف و تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: براساس نتایج بدست آمده شیوع اختلالات اسکلتیعضلانی در نواحی کمر، زانوها و گردن به ترتیب 3/33% ، 3/25% و 3/21% گزارش گردید. همچنین نتایج ارزیابی MFA  نشان داد که خطر ابتلاء به خستگی عضلانی در نواحی شانه، مچ دست و بازوها به ترتیب در 7/28، 28 و 7/26% از کارکنان در سطح بسیار بالای اقدام اصلاحی قرار دارد. تجزیه و تحلیل آماری ارتباط معنی داری بین خستگی عضلانی و شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی نشان نداد.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج ناراحتی در ناحیه کمر و میزان خطر خستگی در ناحیه شانه می­توان با انجام اقداماتی هم­چون افزایش ارتفاع پالت­ها، استفاده از میز با ارتفاع قابل تنظیم و چیدمان قطعات در حد دسترسی نرمال می­توان سطح خطر را کاهش داد.

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb