این مطالعه با هدف بررسی و مقایسه وضع تغذیه دختران دانش آموز 10 ساله و تعیین برخی عوامل موثر بر آن در مدارس ناحیه 1 و 2 شهر کرمان انجام گرفت. در هر ناحیه آموزش و پرورش تعداد 294 نفر و در کل 588 نفر دختر دانش آموز 10 ساله در سال چهارم ابتدایی بطور تصادفی انتخاب شدند. با احتمال ریزش 35% از نمونه ها تعداد کل به 905 نفر ارتقاء یافت. با مراجعه تیم بررسی به مدرسه محل تحصیل و با روش نمونه گیری خوشه ای طبقه بندی شده منظم، حجم نمونه در هر مدرسه تعیین شد. بررسی های تن سنجی (شامل قد و وزن) نمونه گیری مدفوع (برای آزمایش انگل) و تکمیل پرسشنامه ویژگی های اقتصادی، اجتماعی آنان توسط مصاحبه با مادر و همچنین در یک پنجم نمونه ها، نمونه گیری خون (برای آزمایش، Hb و Hct) انجام گرفت. وضع تغذیه براساس نماگرهای وزن برای سن، قد برای سن و نمایه توده بدن سنجیده شده و با داده های استاندارد منحنی های مرکز ملی آمارهای بهداشتی (NCHS) مقایسه گردید. مرز کم خونی براساس Hb زیر 11g/dl یا Hct زیر 33% مشخص شده است. یافته ها نشان داد که در ناحیه یک و دو بترتیب، 4.3% و 5.8% مبتلا به کم خونی و 15% و 13% مبتلا به انواع انگل های روده ای بودند که افراد دو ناحیه از لحاظ ابتلا به انگل و کم خونی تفاوت معنی داری نداشتند. میانگین هموگلوبین ناحیه یک و دو بترتیب، 13.64 و 13.05 گرم بر دسی لیتر و میانگین هماتوکریت 4% و 37.8% که در ناحیه یک، هردو متغیر بطور معنی داری بیشتر از ناحیه دو بدست آمد. میانگین وزن، قد و BMI افراد در ناحیه یک و دو بطور معنی داری از میانگین استانداردهای مربوطه کمتر و میانگین وزن در ناحیه یک از ناحیه دو بطور معنی داری کمتر بود. بررسی های تن سنجی براساس طبقه بندی صدک برحسب وضعیت وزن برای سن نشان داد که در ناحیه یک، 13.1% و در ناحیه دو 12.4% از سوء تغذیه شدید رنج می برند و براساس امتیاز Z، در ناحیه یک و دو بترتیب، 8.6% و 9% افراد دچار سوء تغذیه شدید و 1.3% و 1.8% مبتلا به چاقی بودند. در نماگر قد برای سن، براساس طبقه بندی صدک 14.4% در ناحیه یک و 15.3% در ناحیه دو از سوء تغذیه شدید رنج می برند درحالی که براساس امتیاز Z، در ناحیه یک 11.9% و در ناحیه دو، 11.7% مبتلا به سوء تغذیه شدید می باشند. براساس نمایه BMI با ملاک صدک در ناحیه یک و دو بترتیب، 21.3% و 21.6% از سوء تغذیه شدید رنج می برند که در موارد بالا آزمون آماری X² تفاوت معنی داری را بین درصدهای دو ناحیه نشان نداد. در مجموع، نتایج نشان می دهد که 1) در ناحیه یک وابستگی بین ابتلا به انگل در سال قبل با قد برای سن و BMI و همچنین بین سن مادر با وضع قد برای سن ارتباط معنی دار دیده می شود 2) و در ناحیه دو، بین شغل و سواد مادر و درآمد خانوار با وزن برای سن و نیز بین درآمد خانوار، هزینه خوراک از درآمد، وضع ابتلا به انگل درحال حاضر با وضع قد برای سن و بین ناهنجاری موثر بر دریافت غذا با وضع BMI ارتباط معنی دار دیده می شود. نتیجه اینکه وضع متغیرهای اقتصادی، اجتماعی و ابتلا به انگل در هردو ناحیه نامساعد بوده و مشکل سوء تغذیه حال، گذشته و حال و گذشته به صورت شدید در درصدهای بالا دیده می شود که چشم انداز نامطلوبی را برای مادران آینده به تصویر می کشد.
مدیریت مواد زائد جامد و توسعه و بهبود کیفیت عملکردی آن در گرو پرداختن به عناصری چون کنترل تولید، نگهداری، جمع آوری، حمل و نقل، پردازش و دفع می باشد. هنگامیکه این مجموعه در قالب یک سری دستورالعمل ها و مقررات منسجم و هماهنگ با یکدیگر و برپایه شناخت و اطلاع کافی از وضع موجود در منطقه مورد نظر عمل نماید، قادر است در جهت ارتقای سطح بهداشتی جامعه موثر و مفید واقع شود. باتوجه به ضرورت شناخت وضع موجود بمنظور استفاده در برنامه ریزی مدیریت مواد زائد جامد شهری، بررسی همه جانبه ای با هدف اطلاع از چگونگی آگاهی، نگرش و عملکرد مردم شهر کرمان در مورد مدیریت مواد زائد جامد شهری و مسائل مرتبط با آن انجام گرفت. مطالعه مستند به اصول علمی آماری و از نوع مقطعی و توصیفی است که طی سه ماهه دوم و سوم سال 1382 انجام گرفت. برای سنجش آگاهی، نگرش و عملکرد مردم، اطلاعات لازم با توزیع پرسشنامه بین شهروندان جمع آوری گردید. بمنظور شناخت وضع موجود چک لیست لازم تنظیم و با روش مشاهده ای تکمیل شده جامعه آماری مورد مطالعه را 56.7% زنان و 43.3% مردان تشکیل داده اند. نتایج این بررسی نشان می دهد که اکثریت مردم شهر کرمان در زمینه مواد زائد و جامد از اطلاعات کافی و نسبتا مناسبی برخوردار بوده و در مجموع درجه آگاهی، نگرش و عملکرد بسیار بالایی را دارا می باشند، به ترتیبی که این آگاهی تا 94.3% افراد جامعه و نگرش مثبت آن در حد 84.3% جامعه را پوشش داده و بالاخره عملکرد خوب جامعه به سطح 72.4% می رسد. بررسی وضعیت موجود مدیریت مواد زائد و جامد حکایت از بازیافت غیر مجاز، آب بند نبودن اکثر کامیون های حمل و نقل زباله، حمل زباله های عفونی توام با زباله های شهری و مواردی متعدد از اقدامات غیر بهداشتی در محل دفن زباله ها دارد. نتایج هماهنگ و سیستماتیک بدست آمده از بررسی آگاهی، نگرش و عملکرد مردم شهر بازگوکننده این حقیقت است که جامعه آمادگی پذیرش اصلاحات و اعمال مدیریت جامع مواد زائد جامد شهری را درحد بسیار مطلوبی دارد. توصیه می شود از این توان بالقوه در جهت ارتقای سطح سلامتی افراد جامعه، با بکارگیری عوامل اصلی مدیریت مواد زائد جامد شهری حداکثر استفاده بعمل آید تا وضعیت فعلی مدیریت جمع آوری و دفع مواد زائد جامد اصلاح، بهبود و ارتقا یابد.
زمینه و هدف: هاری از جمله زئونوزهای مهمی است که در ایران از دیرباز وجود داشته است و شیوع آن بویژه در حیات وحش همواره باعث ابتلای سایر حیوانات از جمله نشخوارکنندگان، سگ ها و گربه هایی که در تماس بیشتری با انسان هستند شده است. با توجه به بروز و تنوع اقلیمی هاری در استان کرمان، در زمینه اپیدمیولوژی این بیماری در جمعیت های حیوانی استان، مطالعه ای به انجام رسید.
روش کار: طی سال های 1372 تا 1382 (11 سال)، تمام موارد حیوانی که مشکوک به هاری بودند و نمونه ای از مغز آنها از طریق شبکه ها و اداره کل دامپزشکی استان کرمان جهت بررسی و تشخیص سرولوژی آزمایش Rapid Fluorescent Focus Inhibition test (RFFIT) و پاتولوژی (آزمایش اجسام نگری) به انستیتوپاستور ایران ارسال شده بود، شناسایی و نتیجه آزمایش آنها بررسی شد. سایر داده ها نظیر: گونه دام، شهرستان فرستنده نمونه، فصل، میزان بارندگی و دما به عنوان متغیرهای مستقل جمع آوری گردید و پس از ورود به نرم افزار SPSS، با آزمون های مجذور کای، دقیق فیشر، آزمون t، کولموگروف اسمیرنوف و محاسبه ضریب همبستگی پیرسون، تجزیه و تحلیل آماری انجام شد.
نتایج: از مجموع 362 نمونه مغز حیوانات مشکوک به هاری، 301 مورد (%83.15) مثبت بوده است. تغییرات سالانه تعداد نمونه های حیوانی مشکوک به هاری و تعداد نمونه های تایید شده هاری طی سال های مورد مطالعه، روند صعودی را نشان می دهد؛ که این روند از سال 1379 تا 1382 محسوس تر است. در کل استان کرمان، شهرستان جیرفت (با 119 نمونه تایید شده) بیشترین و شهرستان بم (با 4 نمونه تایید شده) کمترین موارد هاری را در حیوانات داشته اند. لذا، بیشترین و کمترین مقدار ارزش اخباری مثبت (Positive predictive value) بر مبنای تشخیص کلینیکی هاری حیوانات، به ترتیب در شهرستان بردسیر با %95.8 و در شهرستان بم با %57.1 بوده است. گاو و گوسفند در بین حیوانات اهلی، بیشترین و نوعی جونده به نام خدنگ (Mongoose) در میان حیوانات وحشی، کمترین فراوانی ابتلا به هاری را در استان داشته اند. شیوع بیماری در حدود 50% از نمونه های روباه، 40% از سگ ها، 70% از گرگ ها و 3% از شغال ها ثبت شده است. با کاهش بارندگی و افزایش متوسط دما موارد مشکوک و موارد تایید شده حیوانی تا حدودی افزایش یافته است.
نتیجه گیری: افزایش جمعیت سگ های ولگرد و روی آوردن این حیوان و حیات وحش به علت تغییرات اکولوژی به سمت شهرها و روستاها می تواند از عوامل گسترش هاری در حیوانات منطقه باشد. به علاوه یافتن این نکته که در بین حیوانات مهاجم، روباه بیشترین نقش را دارد، اهمیت این حیوان را در انتقال بیماری بیش از پیش نشان می دهد و لزوم مطالعات بیشتر در زمینه اکواپیدمیولوژی بیماری را گوشزد می نماید.
زمینه و هدف: در نظام های مراقبت و ثبت وقایع مرتبط با تندرستی، کم شماری پدیده ای رایج است. یکی از روش هایی که برای تعیین حساسیت نظام مراقبت یا ثبت در شناسایی موارد به کار می رود، روش صید-بازصید می باشد. هدف مطالعه حاضر تخمین تعداد موارد مرگ ناشی از حوادث ترافیکی با روش صید-بازصید با استفاده از داده های سه منبع پلیس، پزشکی قانونی و بیمارستان بوده است.
روش کار: به این منظور کلیه موارد مرگ ناشی از حوادث ترافیکی در محدوده شهرستان کرمان که در سال 1381 توسط پلیس، پزشکی قانونی و بیمارستان شهید باهنر ثبت شده بود، استخراج گردید. موارد مشترک بین فهرست ها براساس تشابه سه خصوصیت نام، نام خانوادگی و تاریخ تصادف شناسایی شدند و در نهایت داده ها با استفاده از روش صید-بازصید و مدل آماری Loglinear مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: درمجموع 471 مورد غیر تکراری مرگ ناشی حوادث ترافیکی از سه منبع شناسایی شدند. با روش صید-بازصید برآورد محافظه کارانه تعداد موارد مرگ حوادث ترافیکی در سال 1381 در شهرستان کرمان 596 نفر (حدود اطمینان 95%: 686-543) تخمین زده می شود. با در نظر گرفتن جمعیت شهرستان کرمان در سال 1381 که براساس برآورد مرکز آمارایران 644673 ذکر شده است، میزان مرگ ناشی از حوادث ترافیکی در شهرستان کرمان 92% هزار نفر (حدود اطمینان 95%: 107-84) برآورد می شود. به این ترتیب نسبت موارد مرگ حوادث ترافیکی ثبت شده در پلیس، پزشکی قانونی و بیمارستان شهید باهنر شهرستان کرمان به کل مرگ های تخمین زده شده به ترتیب 16%، 58% و 48% بوده است. مجموع موارد گزارش شده (471نفر) نیز حدود 79% کل موارد را شامل می شود.
نتیجه گیری : نتایج این مطالعه نشان می دهد که هیچ یک از منابع سه گانه پلیس، پزشکی قانونی و بیمارستان، به تنهایی و یا در مجموع، پوشش کاملی از موارد مرگ ناشی از حوادث ترافیکی نداشتند و استفاده از روش صید-بازصید می تواند به تخمین تعداد واقعی موارد کمک کند.
روش کار: در این مطالعه مورد- شاهدی 174 مادر با TTP بیشتر از 12 ماه و 587 مادر با TTP مساوی و کمتر از 12 ماه به ترتیب به عنوان گروه مورد و شاهد انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بود تجزیه و تحلیل با استفاده ازنرم افزار SPSS16 انجام شد و 05/0>p به عنوان سطح معنادار آماری در نظرگرفته شد.
نتایج: نتایج آنالیز چند متغیره نشان داد سواد زن (دیپلم و بالاتر) (984/0-741/0= 95%CI، 854 /0=OR)، افزایش دفعات نزدیکی در هفته (839/0- 631/0=95% CI، 728/0= OR)، عدم قرارگیری در معرض دود مواد دخانی (965/0-380/0=95%CI ، 606 /0= OR) و داشتن گروه خونی A نسبت به O (01/1-405/0=95% CI، 639/0= OR) و نداشتن سابقه بیماری زن (774/0-350/0=95%CI،520/0=(OR به طور معناداری شانس زمان تا باردار شدن را کاهش و BMIبیش از25 کیلوگرم بر متر مربع (312/3-489/1=95% CI، 221/2=OR)، قاعدگی نامنظم (441/6-127/2=95%CI،701/3=OR) و عدم انجام فعالیتهای ورزشی زن (918/2-263/1=95%CI، 920/1=OR) و داشتن سلبقه بیماری واریکوسل در مرد (739/17-600/2=95%CI،792/6= (ORشانس زمان تا بارداری را افزایش میدهند.
نتیجه گیری: براساس نتایج این مطالعه، عواملی از قبیل BMI بالا و عدم انجام فعالیتهای ورزشی زن شانسTTP را افزایش و عواملی از قبیل افزایش تعداد نزدیکی در هفته شانس آنرا کاهش دادند. زوجینی که بدنبال حاملگی هستند و بدنبال مداخلات پزشکی میروند معمولا عوامل مرتبط با TTPرا مد نظر قرار نمیدهند. توصیه میشود مراقبین بهداشتی از این زوجین حمایت کنند و به آنان آموزش و مشاوره لازم را بدهند.
زمینه و هدف : آلودگی هوا یکی از عمده ترین مشکلات شهر های بزرگ در کشور های در حال توسعه است و می تواند عوارض منفی بسیاری بر سلامت انسانها داشته باشد. لذا مطالعه تغییرات این آلاینده ها می تواند کمک مهمی برای برنامه ریزی و مقابله با آنها باشد. هدف از این مطالعه بررسی و پیش بینی تغییرات آلاینده ها در هوای شهر کرمان بود.
روش کار: در این مطالعه اکولوژیک اطلاعات هفت آلاینده ی مهم شهر کرمان شامل NO, CO, NO2, NOx, PM10, SO2, O3 از ابتدای سال 1385 تا آخر شهریور 1389 از سازمان حفاظت محیط زیست کرمان استعلام شد. سپس اطلاعات بصورت متوسط در ماه محاسبه و به کمک روشهای آماری، الگوهای سری زمانی تک متغیره برای هر آلاینده برازش و مقادیر آن پیش بینی شد.
نتایج: آلاینده ها در هوای کرمان روند تقریباً ثابتی داشتند، به جز مونواکسید کربن که به طور معنی داری در حال کاهش و گرد و غبار که روند افزایشی داشت. همه آلاینده ها الگوی فصلی داشتند. الگو های سری زمانی با روند فصلی 12، 3، 8، 12، 12، 12، 6 ماه به ترتیب برای آلاینده های NO, CO, NO2, NOx, PM10, SO2, O3 برازش شد.
نتیجه گیری: میزان تولید مونوکسید کربن در کرمان رو به کاهش است و یک علت احتمالی آن طرح جمع آوری خود رو های فرسوده می تواند باشد. اما میزان گرد و غبار رو به افزایش و در بعضی فصول سال در حد غیر بهداشتی است ولذا باید تدابیر لازم برای مقابله با آن بکار گرفته شود.
زمینه و هدف: خودسوزی یکی از مشکلات سلامت عمومی است که به وفور در بین زنان غرب ایران مشاهده شده است. این مطالعه به منظور اکتشاف علل این پدیده در زنان و راهکارهای پیشگیری از آن از دیدگاه پرسنل و ارائه دهندگان خدمات درمانی طراحی شده است.
روش کار: این مطالعه با رویکردی کیفی و با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختار یافته انجام شد. مطالعه در شهر کرمانشاه و در بیمارستان امام خمینی به عنوان یکی از بیمارستان های آموزشی مرجع درمان سوختگی انجام شد. شرکت کنندگان پرسنل خدمات درمانی این بیمارستان بودند. نمونه گیری به روش هدفمند و تعداد نمونه ها نیز براساس رسیدن به سطح اشباع تعیین شده است. تحلیل داده ها از طریق تحلیل چارچوبی انجام شده است.
نتایج: در زمینه علل اقدام به خودسوزی چهار گروه اصلی شامل زمینه های فرهنگی، مسائل روانی، خودسوزی راهی برای بلندکردن فریاد اعتراض و مسائل مادی استخراج شدند. در زمینه راهکارهای پیشگیری نیز دوگروه اصلی شامل تغییرات فرهنگی، آموزش و خدمات سلامت روان شناسایی شدند.
نتیجه گیری: خودسوزی یک پدیده چندبعدی است که عوامل مختلفی در برهمکنش با هم دست به دست هم داده و بستر را برای اقدام زنان به خودسوزی در شرایط بحرانی فراهم می سازد. در چنین شرایطی راهکارهای پیشگیری جامع همچون تغییرات فرهنگی در کنار آموزش می تواند در کاهش موارد اسف بار خودسوزی مثمرثمر واقع گردد.
زمینه و هدف: مالاریا درایران بعنوان یکی از مشکلات مهم بهداشتی تلقی گردیده است و هیچ بیماری انگلی دیگری تا این اندازه زیانهای مالی و جانی جبران ناپذیر به بار نیاورده است، استانهای دارای مشکل در کشور، عبارتند از سیستان و بلوچستان، هرمزگان و کرمان که در مجموع 96% از کل موارد را بخود اختصاص می دهند. در این مطالعه فراوانی و توزیع گونه های پلاسمودیوم انسانی و میزان پارازیتمی در مبتلایان به مالاریا دراستان کرمان مورد بررسی قرار گرفته است.
روش کار: طی دو سال تعداد 92798 لام از خون محیطی افراد مشکوک به مالاریا شامل گسترش های نازک و ضخیم تهیه و به روش استاندارد سازمان جهانی بهداشت (WHO) تحت بررسی قرار گرفتند. لام های مثبت مالاریا از نظر تعداد انگل شمارش شده و درصد پارازیتمی تعیین گردید. سرانجام اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از "آنالیز آماری کای دو" بررسی و نتایج بدست آمده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند .
نتایج: تعداد 571 نمونه از نظر وجود گونه های پلاسمودیوم انسانی ،شامل 523 مورد پلاسمودیوم ویواکس، 44 مورد پلاسمودیوم فالسیپارم و4 مورد میکس، مثبت تشخیص داده شدند. نتایج سال 1388 نسبت به سال قبل نشان داد که موارد ویواکس 96/33% کاهش داشته است. بیشترین میزان پارازیتمی با تعداد 77240 انگل در هر میکرو لیتر خون و مربوط به یک بیمارمبتلا به پلاسمودیوم فالسیپاروم و کمترین شمارش انگل با تعداد 48 انگل در هر میکرو لیتر خون و در بیمار مبتلا به پلاسمودیوم ویواکس ملاحظه شد. طبق بررسی آماری از طریق آزمون کای دو متغیرهای ملیت، محل سکونت، جنس، موارد مثبت و منفی از نظر آماری معنی دار و دارای p-value کمتر از 05/0 می باشد. استفاده از Mann-Whitney Test برای مقایسه داده ها نشان داد که 464/0= p میباشد و اختلاف معنیداری بین میانگین شمارش انگل P.vivax وP.falciparum وجود ندارد.
نتیجه گیری: با توجه به برنامه حذف مالاریا در ایران، بیماریابی و تشخیص سریع و بهنگام بیماری از اهمیت خاصی برخوردار است. همواره بررسی به موقع موارد وارده از کشورهای پاکستان و افغانستان می تواند استقرار و تداوم برنامه حذف مالاریا در ایران را تسهیل بخشد.
زمینه و هدف: بیماریهای قلبیعروقی یکی از دلایل مهم مرگومیر در دنیا بهحساب میآید. این مطالعه به منظور بررسی وضعیت عوامل خطر رفتاری (تغذیه نامناسب، کمتحرکی، مصرف سیگار و الکل) و غیررفتاری (استرس، قندخون بالا، چربیخون نامناسب و فشارخون بالا و چاقی) در بیماران قلبیعروقی بستری شده در بیمارستان قلب کرمانشاه انجام شد. این پژوهش یک مطالعه نیازسنجی بهمنظور طراحی مداخلات برای کاهش عوامل خطر بیماریهای قلبیعروقی بود.
روشکار: در این مطالعه مقطعی 402 نفر از بیماران مبتلا به تنگی عروق کرونر که برای اولینبار در بیمارستان امام علی (ع) شهر کرمانشاه بستری بودند مشارکت کردند. نمونهگیری به روش متوالی انجام شد. ابزار جمعآوری دادهها، نسخه ایرانی پرسشنامه STEP wise سازمان جهانی بهداشت و پرونده بیماران بود. آنالیز دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS16 و آزمونهای آماری متناسب انجام شد.
نتایج: 4/60% شرکتکنندگان در مطالعه مرد بودند. میانگین و انحراف معیار سن بیماران بهترتیب 2/54 و 8/8 بود. 73% از بیماران وضعیت تغذیهای نامناسب داشتند، 5/46% کمتحرک بودند، 36% مردان در طی یکسال گذشته الکل مصرف کرده بودند و 1/26% همسیگاری بودند. 8/43% تحت استرس شدید و 3/49% مبتلا به دیابت بودند، 48% سابقه فشارخون بالا، 21% کلسترول بالا و 31% تریگلیسیرید بالا داشتند. 7/54% از بیماران دارای اضافه وزن و چاقی بوده و 61% چاقی شکمی داشتند.
نتیجهگیری: در این مطالعه مشخص شد که تغذیه نامطلوب نسبت به سایر عوامل خطر از شیوع بیشتری برخوردار است. چاقی، بهخصوص چاقی شکمی یک عاملخطر مهم در بیماران بود. همچنین اختلال قند خون شیوع بیشتری نسبت به اختلال چربی داشت.
| صفحه 1 از 1 |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0
Designed & Developed by : Yektaweb

