14 نتیجه برای کودکان
احمدرضا درستی مطلق ، پروانه حجت ،
دوره 3، شماره 2 - ( 2-1384 )
چکیده
چاقی و عوارض ناشی از آن برای فرد و جامعه یک مشکل بهداشت عمومی در سراسر جهان است، چاقی در حقیقت یک بیماری چند عاملی است که هم عوامل ژنتیکی و هم عوامل محیطی در ایجاد و تشدید آن نقش دارند. اطلاعات زیادی در مورد عوامل مرتبط با چاقی در کودکان ایرانی در دسترس نیست، لذا انجام مطالعاتی در این مورد ضروری است. این مطالعه با هدف تعیین عوامل مرتبط با چاقی در دختران دبستانی منطقه 6 آموزش و پرورش تهران در پاییز 1381 انجام شد. در این تحقیق مورد - شاهدی از بین 835 دختر کلاسهای سوم و چهارم دبستان، تمام دانش آموزانی که بر اساس استاندارد ایران (Hosseini M.et al.1999) چاق محسوب می شدند (مقدار BMI آنها از صدک 95 بزرگتر بود) به عنوان گروه مورد در نظر گرفته شدند (n=134) و به همان تعداد دانش آموز با وزن طبیعی (صدک 85? BMI < صدک 5) به عنوان گروه شاهد به طور تصادفی انتخاب شدند. دانش آموزان گروه مورد و شاهد از لحاظ سن، جنس، دبستان و کلاس درسی با هم تطبیق داده شدند. از طریق 3 پرسشنامه اطلاعات مربوط به عوامل مرتبط با چاقی از مادر و کودک مورد بررسی، سوال شد. مقادیر BMI والدین، انرژی و درشت مغذیهای دریافتی روزانه، دفعات مصرف غذاهای فوری و نوشابه های گازدار در هفته و مدت تماشای تلویزیون و فیلم های ویدئویی و کار با کامپیوتر در روز، در گروه مورد به طور معنی داری بیش از گروه شاهد بود. ضمنا میزان فعالیت روزانه، دریافت انرژی و در شت مغذیها به ازای کیلوگرم وزن بدن و تحصیلات والدین به طور معنی داری (P<0.05) در گروه شاهد بیش از گروه مورد بود. دختران مورد در مقایسه با گروه شاهد اغلب در فصل سرد سال متولد شده بودند که این تفاوت از لحاظ آماری معنی دار بود. چاقی بیماریی است که در آن عوامل گوناگون ژنتیکی، محیطی و رفتاری نقش دارد. در مطالعه حاضر دریافت روزانه انرژی و درشت مغذیها، فعالیت روزانه، تحصیلات والدین، فصل تولد، دفعات مصرف غذاهای فوری و نوشابه های گازدار و مدت تماشای تلویزیون و فیلم های ویدیویی و همچنین کار با کامپیوتر با چاقی کودکان رابطه داشت.
مهدی محبعلی، غلامحسین ادریسیان، محمدرضا شیرزادی، یاور حسینقلی زاده، محمدحسین پاشایی، اکبر گنجی، ذبیح الله زارعی، احمد کوشا، بهناز آخوندی، هما حجاران، حسین ملک افضلی،
دوره 9، شماره 2 - ( 8-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: لیشمانیوز احشایی(کالاآزار) در صورت عدم تشخیص به موقع و درمان غیر اختصاصی تقریبا در تمام موارد منجر به مرگ بیمار میشود. به منظور تشخیص سریع و زودهنگام ودرمان بموقع بیماران مبتلا به لیشمانیوز احشایی، نظام مراقبتی خاصی در مناطقی از شمال غرب ایران برقرارگردید تا تاثیر اقدامات انجام شده را در کاهش میزان بروز و مرگ و میر مشخص نماید.
روش کار: این مطالعه با در نظر گرفتن منطقه شاهد شروع شد و به مدت 6 سال به شکل فعال ادامه یافت، تمامی بچههای زیر 12 سال شهرستان مشکینشهر که دارای تبهای مداوم بیش از 2 هفته، رنگ پریدگی و بزرگی شکم بودند (شهرستان مداخله) توسط بهورزان آموزش دیده، نمونه برداری شده ونمونه ها به آزمایشگاه کالاآزار مرکز بهداشت شهرستان مربوطه ارسال گردیدند و مورد آزمایش قرار میگرفتند. افرادی که نتیجهDirect Agglutination Test (DAT) آنها مثبت (با عیارهای 1:3200 و بالاتر) و دارای علایم بالینی اشاره شده بودند، از نظر لیشمانیوز احشایی (کالاآزار) مثبت تلقی میشدند و پس از انجام و تایید معاینات بالینی، تحت درمان با داروی گلوکانتیم قرار میگرفتند. متعاقبا در روستاهای با موارد کالاآزار، بیماریابی فعال انجام میگردید. جهت مقایسه نتایج، شهرستان اهر نیز به عنوان منطقه کنترل(شاهد) در نظر گرفته شد. در این شهرستان فقط بیماریابی غیر فعال (پاسیو) با استفاده از روش DAT انجام میشد.
نتایج: میانگین بروز لیشمانیوز احشایی ازمیزان 88/1 در هر هزار نفر جمعیت بچههای 12 سال و به پایین (قبل از شروع مطالعه) به میزان77/0 در هزار( پس از انجام مداخله ) کاهش یافت. در حالی که در شهرستان شاهد از 11/0 در هزار (قبل از شروع مطالعه) به 23/0 در هزار( پس از انجام مداخله) افزایش یافت (01/0p<). در مدت انجام این مطالعه میزان مرگ و میر ناشی از کالاآزار در بچههای زیر 12 سال شهرستان تحت مداخله از 16/0 در هزار قبل از مداخله به 009/0 مورد در هزار پس از مداخله(به میزان حدود 17 برابر) کاهش یافت (01/0p<).
نتیجه گیری: با برقراری نظام مراقبت با روش سرولوژی DAT به جای پونکسیون مغز استخوان و ادغام آن در نظام خدمات اولیه بهداشتی، علاوه بر کاهش مرگ ومیر، میتوان میزان بروز را نیز در مناطق اندمیک بیماری به طور قابل ملاحظهای کاهش داد.
سید منصور کشفی، علی خانی جیحونی،
دوره 9، شماره 3 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال رشد کودک ناشی از ناآگاهی تغذیهای، عدم مراقبت و پایش رشد مناسب میباشد. این مطالعه به منظور بررسی تأثیر آموزش پایش رشد تنظیم شده براساس الگوی پرسید به مادران در پیشگیری از اختلال رشد کودکان 12-6 ماهه انجام شد.
روش کار: این پژوهش نیمهتجربی، بر روی 120 نفر (60 نفر گروه مداخله و 60 نفر گروه شاهد) از مادران تحت پوشش مراکز بهداشتی درمانی شیراز که دارای کودک تک قلو و تغذیه انحصاری با شیر مادر بودند، انجام شد. روش جمعآوری اطلاعات، مشتمل بر پرسشنامهای که شامل مشخصات جمعیتشناختی، سؤالات سنجش اجزای الگوی پرسید (آگاهی، نگرش، عوامل قادرکننده و عوامل تقویت کننده و عملکرد مادران) و سنجش وزن کودکان بود. مداخلهی آموزشی طی 6 جلسه آموزش به مدت 55 تا 60 دقیقه انجام شد و پرسشنامه مذکور قبل و 4 ماه بعد از مداخلهی آموزشی توسط گروه مداخله تکمیل گردید.
نتایج: پس از انجام مداخلهی آموزشی در گروه مداخله، میانگین امتیاز آگاهی (001/0>p) و میانگین امتیاز نگرش (001/0>p) افزایش معنیداری نشان داده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که عوامل قادرکننده (استفاده از منابع آموزشی، تشکیل کلاسهای آموزشی)، عوامـل تقویتکننده و میانگین امتیاز عملکرد مـادران و همچنین میانگین وزن کودکـان در گروه مداخلـه نسبت به گروه شاهد افزایش معنـیداری داشته است (001/0>p).
نتیجه گیری: نتایج فوق نشاندهنده تأثیر مثبت برنامه مداخلهی آموزشی پایش رشد براساس تمام سازههای الگوی پرسید در پیشگیری از اختلال رشد کودکان در جامعهی مداخله مطالعه میباشد.
عفت السادات مرقاتی خویی، ناریا ابوالقاسمی، محمد حسین تقدیسی،
دوره 11، شماره 2 - ( 8-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: سلامت جنسی کودکان مبحث دشواری است که اغلب به روش تفهیمی با آن برخورد نمی شود . اهمیت تربیت جنسی کودکان در دنیا پذیرفته شده است. هدف از ا ی ن مقاله توصیف مفهوم سلامت جنسی کودکان از دیدگاه خانواده، شناسایی ارزش ها و هنجارهای تربیت جنسی کودکان و ت عیین اولویت های تربیت جنسی از دیدگاه این والدین است.
روش کار: ا ی ن مطالعه از نوع ک ی ف ی است. نمونه ها به روش هدفمند از والدین دانش آموزا ن منطقه پنج آموزش و پرورش شهر تهران انتخاب شدند. اطلاعات با استفاده از تکنیک مصاحبه های گروهی و بحث متمرکز جمع آور ی شد. داده ها به روش موضوع ی و محتوایی تجز ی ه و تحل ی ل شد.
نتایج : ی افته ها در سه ح ی طه اصل ی دسته بند ی شدند: 1) مدیریت خانواده 2) نقش مدرسه 3) چارچوب مذهب و سنت
نتیجه گیری : اکثریت شرکت کنندگان درتوص ی ف مفهوم سلامت جنسی کودکان بروز رفتار جنسی را شاخص سلامت نمی دانستند . در مدیریت رفتارهای جنسی کودکانشان سیاست های خانوادگی خود را اجرا می کردند در بیشتر خانواده ها به علت تعارض بروز رفتار جنسی کودک با ارزش های سنتی خانواده، فرهنگ اغماض و سکوت در مدیریت رفتارهای کودکان به هنجار تبدیل شده است. در شناسایی اولویت های تربیت جنسی کودکان بیش ترین کمبود در بعد تعامل پیش ب رنده بین خانه و مدرسه است. بدین معنا که تعارض ارزش ها، نرم و اختلاف سلایق این دو نهاد به چالش گذاش ته نشده است که خود باعث اعمال ارزش های داخلی در سیستم تربیتی کودکان می شود . آماده سازی والدین برای اقدامات مناسب در تربیت جنسی کودکان مهم ترین اولویت این والدین است.
معصومه دژمان، مروئه وامقی، فاطمه دژمان، پیام روشنفکر، حسن رفیعی، آمنه ستاره فروزان، مجید رضازاده، پریسا فاضلی،
دوره 12، شماره 3 - ( 10-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: کودکانی که در خیابان کار و زندگی می کنند از جمله گروه های در معرض خطر ابتلا به ایدز در سراسر جهان هستند. جمعیت قابل توجه کودکان خیابانی و ضعف برنامه های موجود برای این گروه از تهدیدهای وضعیت ایدز در ایران به شمار می رود . در این مقاله وضعیت مصرف مواد در کودکان خیابانی بررسی شده است.
روش کار: این مقاله بخشی از پژوهشی گسترده تر از نوع ارزیابی سریع و پاسخ ( RAR ) در خصوص کودکان خیابانی می باشد که طی سال 92- 1391در شهر تهران انجام گرفت. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه و به شیوه پرسشگری از 289 کودک خیابانی که به روش نمونه گیری مبتنی بر زمان و مکان انتخاب شدند جمع آوری شده است.
نتایج: نتایج این مطالعه نشان داد که از مجموع کودکان خیابانی 6/25% سابقه مصرف سیگار و/یا مواد مخدر و/یا الکل داشته اند. بیشتر این مصرف کنندگان پسر و در رده سنی 18-15 سال بوده اند. شیوع مصرف سیگار و/ یا قلیان در شش ماه قبل از مطالعه در کل کودکان 1/12%، الکل و یا مشروب11%، مصرف مواد مخدر 9/6% بوده است. طبق یافته های این مطالعه مصرف الکل و مواد مخدر رابطه معناداری با سن، نوع کار و سابقه ترک خانه دارد. بیشترین فراوانی دلیل مصرف مواد در کودکان مربوط به کنجکاوی (6/56%) و در مراتب بعدی لذت (6/39%)، تفریح (8/35%) بوده است.
نتیجه گیری: با توجه به بالا بودن معنی داری رابطه مصرف مواد مخدر با مصرف سیگار، الکل، جنسیت، سن، و ترک خانه توصیه
میشود برنامههای پیشگیری از مصرف مواد، از سنین پایین تر برای همه کودکان با تاکید بیشتری در مورد پسران آغاز گردد. همچنین مداخلات خانواده ها از نوع نارانان (برای مصرف مواد) و الانان (برای مصرف الکل) و تلاش برای بهبود شرایط زندگی کودکان به منظور پیشگیری از ترک خانه راهبرد اصلی برای کاهش مصرف مواد خواهد بود.
طاهره رضی، محسن شمسی، محبوبه خرسندی، نسرین روزبهانی، مهدی رنجبران،
دوره 13، شماره 3 - ( 9-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به عدم وجود پرسشنامه استاندارد در زمینه مراقبت مادران از نشانه های خطر در کودکان بر اساس الگوهای رفتاری، پژوهش حاضر با هدف طراحی و روان سنجی ابزار مراقبت از نشانه های خطر کودکان کمتر از پنج سال بر اساس مدل اعتقاد بهداشتی صورت پذیرفته است.
روش کار: در این مطالعه مقطعی که بر روی 350 نفر از مادران شهر اراک انجام شد، پس از بررسی متون، ابزار لازم طراحی، و روایی و پایایی آن بر اساس کسب نظر پانل خبرگان، محاسبه نسبت روایی محتوی، شاخص روایی محتوی، روایی صوری و نیز تعیین اعتماد ابزار با روش همسانی درونی انجام گرفت. کلیه تحلیل ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد.
نتایج: روایی 81 آیتم با شاخص نسبت روایی محتوای بالاتر از 79/0 و شاخص روایی بالاتر از 62/0 ارزیابی و در 7 عامل دستهبندی شدند. پایایی کلی ابزار تحقیق با محاسبه آلفا کرونباخ برابر 86/0 تایید شد. پایایی پرسشنامه آگاهی 66/0، حساسیت درک شده 65/0، شدت درک شده 83/0، منافع درک شده 90/0، موانع درک شده 68/0، راهنماهای عمل 56/0، خودکارآمدی 63/0 و چک لیست عملکرد با 99% تعیین گردید.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از انجام این فرایند روان سنجی ایجاد ابزاری پایا و روا در خصوص سنجش رفتارهای مراقبت از نشانههای خطر در گروه آسیب پذیر کودکان بر اساس سازههای مدل اعتقاد بهداشتی می باشد که در تحقیقات علوم بهداشتی و کمک به حفظ سلامت کودکان جامعه موثر می باشد.
مرجان حسین پور، شهرزاد نعمت الهی، محمد شکاری، عبدالحسین مدنی، علی اکبری ساری، علی اردلان، الهام ترابی، حسین شبخیز، کورش هلاکویی نائینی،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه ارتقای سلامت و پیشگیری از بیماریها، تأکید بسیاری بر رویکردهای مشارکتی مبتنی بر جامعه دارد. این رویکردها با استفاده از مداخلات متعدد، استراتژی اصلی ارتقای سلامت به شمار میرود. ارزیابی جامعه یک رویکرد پژوهش کاربردی و مشارکتی است که در آن اولویتبندی مشکلات و سهمیهبندی توزیع منابع با استفاده از اطلاعات جمعآوریشده در منطقه به منظور ارتقای سلامت جامعه انجام می شود.
روش کار: در این تحقیق کاربردی با بکارگیری هشت مرحله ارزیابی جامعه در منطقه چاهستانی ها در شهر بندرعباس شامل تشکیل "گروه ارزیابی جامعه، جمعآوری دادهها اولیه و ثانویه، تجزیهوتحلیل دادههای سلامت شهرستان، ترکیب آمارهای سلامت شهرستان با دادههای جامعه، گزارش نتایج به جامعه، تعیین اولویت های سلامتی، ارائه و انتشار سند ارزیابی جامعه " به شناسائی و اولویت بندی مشکلات اصلی اقدام گردید وپس از انتخاب مشکل "شیوع بالای شپش سر(Pediculus humanus capitis) کودکان" ، در مرحله هشتم ابعاد و عوامل موثر در ایجاد آن در جامعه تشخیص داده شد و برنامه عملیاتی متناسب برای حل این مشکل طراحی و به اجرا درآمد.
نتایج: اجرای ارزیابی جامعه در منطقه چاهستانیها در شهر بندرعباس به شناسایی 52 مشکل منجر شد. مشکلات دارای اولویت طبقه بندی شدند. شیوع بالای شپش سر کودکان به عنوان مشکل اصلی دارای اولویت انتخاب، و به منظور برخورد با این مشکل و حل آن برنامه عملیاتی برای کاهش شیوع آن طراحی و اجرا شد.
نتیجه گیری: انجام کامل چرخه ارزیابیجامعه با اندکی تغییرات در اکثر جوامع با فرهنگ، آداب و سنن و اندازههای مختلف، قابلیت اجرا دارد. این روش می تواند مشارکت مردم را در اجرای مطالعه و به کارگیری مداخلات جلب نماید در نتیجه بار مشکلات اصلی قابل مداخله در جامعه کاهش پیدا کرده و به ارتقای سلامت جامعه بینجامد.
شبنم هاشمی بخشی، زهرا جلیلی، محمود محمودی مجدآبادی فراهانی،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه لزوم آگاهی دادن به کودکان و نوجوانان در سنین مختلف، درباره مسائل جنسی، بیشتر از زمان های گذشته احساس می شود. آموزش و مراقبت جنسی؛ مانند هر آموزش اصیل دیگر؛ باید به جا و به موقع انجام گیرد. از طرف دیگر، این آموزش بایستی بر اساس برنامه نظام مند و مدل های آموزشی صورت پذیرد تا نتایج مطلوب حاصل گردد. پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر مداخله آموزشی براساس مدل بزنف بر مهارت مادران در خصوص مراقبت جنسی از کودکانشان، تهران 96 – 1395 انجام گردید.
روش کار: در این مطالعه که به صورت مداخله ای- نیمه تجربی با گروه غیر مداخله انجام شد 96 مادر دارای کودک پیش دبستانی
( 6-5 ساله) از پیش دبستانی های شهر تهران انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. مادران به صورت تصادفی، به دوگروه مداخله و گروه غیر مداخله تقسیم شدند.ابزار بررسی پرسشنامه ای محقق ساخته بر اساس مدل بزنف شامل دو بخش (سوالات دموگرافیک) و سازه های (نگرش، هنجارهای انتزاعی، عوامل قادرکننده، قصد رفتاری و رفتار) بود که روایی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفت. پس از انجام پیش آزمون بر اساس نیازهای آموزشی، برنامه و محتوای آموزشی مبتنی بر مدل بزنف تهیه و در گروه مداخله به اجرا در آمد. تجزیه و تحلیل داده ها با کمک نرم افزار SPSS 23 و آزمون های پارامتری t و آزمون ناپارامتری من-ویتنی وآزمون کای-دو صورت گرفت.
نتایج: میانگین نمره نگرش، هنجارهای انتزاعی، قصد رفتاری و رفتار در هر دو گروه قبل از مداخله اختلاف معنی داری نداشت. اما نتایج بعد از آموزش اختلاف معنی داری را در میانگین نمره نگرش، هنجارهای انتزاعی، قصد رفتاری و رفتار نشان داد (001/0>p). عوامل قادر کننده در هر دو گروه قبل و بعد از مداخله تفاوت معنی داری را نشان نداد.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه بیانگر آن است که مداخله آموزشی بر اساس مدل بزنف بر مهارت مادران در خصوص مراقبت جنسی از کودکانشان میتواند بر نگرش، هنجارهای انتزاعی، قصد رفتاری و رفتار مادران تأثیرگذار باشد.
عسگر آقایی هشجین، مهدی صحرایی،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: روتاویروس شایع ترین علت بیماری اسهالی در کودکان سراسر جهان است. واکسیناسیون کودکان تاثیر بسیار مهمی در کاهش عفونت اسهالی دارد. مطالعه حاضر با هدف تعیین ایمنی و اثربخشی واکسن روتاویروس اجرا شده است.
روش کار: مطالعه به روش مرور نظام مند و متاآنالیز انجام شده است. پایگاههای اطلاعاتی Iranmedex, Nirp, SID, Web of science, Scopus, CRD, Pubmed, Magiran, Cochrane, و موتور جستجوگر Google scholar بین سال های 2000 تا 2019 جستجو گردید. معیارهای ورود مطالعه، کودکان کمتر از 5 سال، مداخلات با انواع واکسن Rotavirus vaccine در مقایسه با دارونما یا عدم استفاده از واکسن در نظر گرفته شد. تمام مطالعات مداخلهای، پس از ارزیابی کیفیت متدولوژی وارد مطالعه شدند. اثر نهایی کل با برآورد خطای استاندارد و نسبت از طریق متاآنالیز با شیوهی مدل تصادفی برآورد گردید و سپس کارایی واکسن محاسبه شد. تورش انتشار مطالعات آن با آزمونهای مربوط ارزیابی شد.
نتایج: با مرورسیستماتیک 767 مقاله مرتبط جستجو شد. سپس با مطالعه متن کامل 61 مقاله و غربال شدن 18 مقاله بر اساس پیامدهای کاهش ویزیت، کاهش بستری در بیمارستان و مرگ شش مطالعه در نهایت انتخاب شدند.
برآورد اثربخشی کلی واکسن RQبا شاخص خطای استاندارد و RXبا شاخص نسبت اثربخشی به ترتیب 94% و 79% و نسبت خطر در گروه مورد به شاهد (96/41-81/23) محاسبه شده است.
نتیجه گیری: یافته های این مطالعه، اثربخشی بالای این واکسن در کاهش اسهال روتاویروس را تایید کرد. در نتیجه بار اقتصادی قابل انتساب به این بیماری کاهش قابل توجهی خواهد داشت.
مهدی خوشگو، مجتبی خادم الحسینی، رحمن پناهی، فرزاد شیدفر، پروین حسن زاده،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اهمیت الگوی غذایی کودکان در نشاط و تندرستی جامعه آینده و نیز تاثیر افسردگی مادران در ایجاد اختلال در انجام وظایفی مانند تنظیم عادات و رفتارهای غذایی کودکان، این مطالعه با هدف تعیین ارتباط میان افسردگی مادر و الگوی غذایی کودکان طراحی و اجرا شد.
روش کار: در یک مطالعه توصیفی-تحلیلی از نوع مقطعی، 313 نفر از کودکان مشغول به تحصیل در دبستان های شهر تهران در نیمسال اول سال تحصیلی 98-97 از طریق نمونهگیری خوشهای طبقهبندیشده انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. دادهها با استفاده از پرسشنامههای اطلاعات دموگرافیکی و زمینهای مربوط به مادر و کودک، پرسشنامه استاندارد بک جهت سنجش وضعیت افسردگی مادر و پرسشنامه بسامد خوراک جهت بررسی الگوی غذایی کودکان، گردآوری شد. دادهها پس از جمعآوری وارد نرمافزارهایSPSS 22 وStata 13 شده و ابتدا با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی، الگوهای غذایی غالب کودکان تعیین گردید. سپس با استفاده از آمارهای توصیفی، آزمون های منویتنی، کروسکال والیس و ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن، مورد تحلیل قرار گرفتند.
نتایج: فراوانی افسردگی در بین مادران، 3/31% (98 نفر) بود. الگوی غذایی گیاهی میانگین امتیاز بیشتری را داشت و الگوی غذایی غالب در بین کودکان بود. طبق نتایج بین شاخصهای توده بدنی، قد کودک و دور کمر کودک با برخی از الگوهای غذایی همبستگی مستقیم و معنی دار وجود داشت (05/0>p). همچنین بین افسردگی مادران و الگوهای غذایی کودکان ارتباط معنی داری یافت نشد.
نتیجه گیری: بر اساس یافتههای این پژوهش افسردگی مادران با الگوی غذایی کودکان ارتباط معنیدار ندارد. پیشنهاد میشود مطالعات مشابه با حجم نمونه بزرگتر اجرا گردد.
مهدی شهرکی، سیمین قادری،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: مخارج سلامت عمومی و کیفیت حکمرانی ازجمله عوامل مؤثر بر وضعیت سلامت جامعه است؛ از این رو هدف این مطالعه بررسی اثرات متقابل حکمرانی خوب و مخارج سلامت عمومی بر وضعیت سلامت کودکان در کشورهای با درامد متوسط به بالا است.
روش کار: مطالعه توصیفی- تحلیلی و کاربردی حاضر با روش رگرسیون پانلدیتا با اثرات ثابت و رگرسیون کوانتایل پانلدیتا برای سالهای 2017-2000 در سال 1399 انجام شد. جامعه آماری کشورهای با درآمد متوسط به بالابود و دادههای سری زمانی سالانه مطالعه از پایگاه دادهای بانک جهانی استخراج شدند. مدل و آزمونهای موردنیاز تحقیق در نرمافزار Stata 16 برآورد شدند.
نتایج: ضریب متغیر حکمرانی خوب و شاخص اثرات متقابل حکمرانی خوب و مخارج سلامت عمومی برای متغیر وابسته مرگومیر کودکان زیر پنج سال به ترتیب برابر با 002/0- و 003/0- و برای متغیر وابسته مرگومیر نوزادان به ترتیب برابر با 002/0- و 002/0- بود همچنین ضریب شاخص اثرات متقابل حکمرانی خوب و مخارج سلامت عمومی در کوانتایل های 25/0، 50/0 و 75/0 برای متغیر وابسته مرگومیر کودکان زیر پنج سال به ترتیب برابر با 033/0، 047/0- و 048/0- بود و برای متغیر وابسته مرگومیر نوزادان به ترتیب برابر با 044/0، 048/0- و 049/0- بود.
نتیجهگیری: بهبود شاخصهای حکمرانی موجب افزایش کارایی مخارج سلامت عمومی و بهبود وضعیت سلامت کودکان میشود بنابراین بهبود شاخصهای حکمرانی خوب، افزایش مخارج سلامت عمومی و سرمایهگذاری دولتها در بخشهای زیرساخت سلامت، افزایش تولید ناخالص داخلی و نرخ اشتغال زنان جهت بهبود وضعیت سلامت بهخصوص در کشورهای با مرگومیر کودکان بیشتر پیشنهاد میگردد.
آرزو امیرعلی، آمنه الیکایی، رکسانا منصور قناعی، ایدس بالد بون، عبدالله کریمی، تیم اکمنس، آندریاس لوتز یانسن، فاطمه فلاح، نوشین مرحمتی، نیلوفر پاشایی، شهریار جانبازی، احمدرضا شمشیری، حمیدرضا برادران، محمدحسین رستمی، مسعود آل بویه،
دوره 19، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف بررسی سرواپیدمیولوژیک سابقه ابتلا به عفونت ویروس سندروم تنفسی حاد شدید (SARS-CoV-2) در کودکان بدون علائم بالینی شهر تهران انجام شده است.
روش کار: در این بررسی نمونه های خون کودکان زیر14سال شهر تهران از ابتدای پاییز 1399 تا ابتدای تابستان 1400 از نظر حضور آنتی بادی IgG علیه (SARS-CoV-2) ویروس سندروم تنفسی حاد شدید، با استفاده از کیت الایزای EUROIMMUN تحت بررسی قرار داده شدند. اطلاعات دموگرافیک و وضعیت ابتلا در شرکت کنندگان از طریق تکمیل پرسش نامهها گزارش و ارتباط بین متغیرها توسط آزمون آماری بررسی گردید.
نتایج: از میان 1142 نمونه جمعآوری شده از کودکان فاقد علائم بالینی کووید-19، سابقه ابتلا به SARS-CoV-2 در 3/33% (1142/381) از آنها شناسایی گردید. تعداد نمونه های مثبت در دختران 1/34% و پسران 03/%33 به دست آمد. نتایج مطالعه حاضر نشان داد اختلاف معناداری بین سابقه ابتلا با سن، تعداد اعضای خانواده، بیماری زمینه ای، جنسیت و شغل خانواده وجود ندارد. بررسی نتایج توزیع فراوانی فصلی ابتلا در کودکان تحت بررسی موید کاهش معنادار ابتلا در فصل پاییز سال 1399در مقایسه با زمستان 1399 و بهار 1400 بود.
نتیجه گیری: ابتلا به SARS-CoV-2 در کودکان می تواند بدون بروز علائم بالینی باشد. همچنین میزان این ابتلا با افزایش سن ارتباط مستقیم دارد.
حانیه صاحب الزمانی، محمود آزادی، جعفر طالبیان شریف،
دوره 21، شماره 1 - ( 8-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: نشانگان داون یکی از اختلالات کروموزومی است که بهعنوان شایعترین اختلال ژنتیکی شناخته میشود (1) و باعث مشکلات سلامتی و پزشکی از جمله مشکلات روحی، تنفسی و قلبی - عروقی در این کودکان میشود. والدین نیز در زندگی با این کودکان مسائل و چالشهای زیادی را تجربه میکنند (2). بههمین دلیل هدف این پژوهش، واکاوی نگرانیها و راهبردهای مدارا در والدین کودکان دچار نشانگان داون است.
روش کار: مطالعه حاضر با رویکرد پدیدارشناسی کلایزی (Colaizzi) انجام شده است و جامعه مورد پژوهش را والدین کودکان دارای نشانگان داون شهر مشهد در سال ۱۴۰۱ که تحت پوشش بهزیستی هستند تشکیل دادند و روش نمونهگیری هدفمند بوده و بعد از انجام ۱۳ مصاحبه پژوهشگر به اشباع نظری داده رسیده است.
نتایج: در تجزیهوتحلیلها 4 مضمون اصلی و 12 مضمون فرعی در بخش نگرانیهای والدین و 3 مضمون اصلی و 6 مضمون فرعی در بخش راهکارهای مدارا در والدین کودکان دچار نشانگان داون پیدا شد.
نتیجه گیری: از نتایج این پژوهش میتوان نتیجه گرفت که والدین کودکان دچار نشانگان داون نگرانیهای فراوانی در زمینه خانوادگی، آینده کودک، مشکلات اجتماعی و فرآیند درمان فرزند خود دارند، همچنین نتایج نشان داد افرادی که از راهبردهای مدارای معنوی استفاده میکنند بهتر میتوانند با مشکلات ناشی از زندگی با کودک خود برآیند.
فاطمه لیموپرور، حسین انصاری، مجید سرتیپی، زهرا عرب برزو،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: خشونت خانگی یکی از آسیبهای اجتماعی علیه زنان است که بر سلامت مادران و فرزندان اثرات منفی میگذارد. این مطالعه به منظور بررسی شیوع مواجهه با خشونت خانگی در زنان مراجعهکننده به مراکز خدمات جامع سلامت در شهر زاهدان و ارتباط آن با وضعیت رشد جسمی کودکان انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی بر روی 454 نفر از زنان مراجعهکننده به مراکز خدمات جامع سلامت به همراه کودکانشان در زاهدان در سال 1403 انجام شد. نمونه گیری به روش چند مرحله ای بود. دادهها با استفاده از پرسشنامه استاندارد سنجش خشونت خانگی علیه زنان محسنی تبریزی با ضریب آلفای کرونباخ 85/0 جمعآوری گردید. داده ها با استفاده از آزمون های مجذور کای و رگرسیون لجستیک در نرم افزار Stata14 تحلیل شد.
نتایج: نتایج این مطالعه نشان داد شیوع کلی مواجهه با خشونت در زنان 43% میباشد. خشونت خانگی با وضعیت نامناسب رشد جسمانی کودک ارتباط معنی داری نشان داد، نسبت شانس(OR) برابر با 06/2 می باشد، (3-39/1 :95% فاصله اطمینان ،06/2OR:). همچنین در رگرسیون لجستیک متغیرهای سن و اعتیاد پدر، سابقه خشونت در کودکی والدین در کنار مواجهه با خشونت خانگی مادر در مدل نهایی ارتباط خود را با اختلالات رفتاری نشان دادند (05/0P≤).
نتیجه گیری: یافته های این مطالعه اهمیت مواجهه با خشونت خانگی در زنان و تاثیر آن بر وضعیت رشد جسمی کودک را نشان میدهد. نتایج این مطالعه میتواند به سیاستگذاران و برنامهریزان اجتماعی کمک کند تا راهکارهای مؤثری برای کاهش خشونت خانگی و بهبود وضعیت رشد کودکان ارائه دهند.