جستجو در مقالات منتشر شده


68 نتیجه برای آزاد

محب اله آزاده،
دوره 16، شماره 7 - ( 1-1338 )
چکیده


علی شهر آزاد، مهدی جم،
دوره 38، شماره 3 - ( 1-1361 )
چکیده

با توجه به اهمیت عقیمی در مردان و راههای تشخیصی و درمانی آن 41 بیمار که بعلت عقیمی به بیمارستان شریعتی، درمانگاه عقیمی، چه بوسیله مراجعه و یا از طریق درمانگاههای زنان و زایمان معرفی شده بودند در مدت زمان شش ماه همگی با یک روش منظم تحت پیگرد قرار گرفته و به جز چند مورد بقیه به تشخیص رسیدند. نتایج درمانی در آینده نزدیک طی مقاله دیگری گزارش خواهد شد.در بین بیماران شایعترین علت عقیمی واریکوسل و در درجات بعدی بترتیب نارسائی اولیه بیضه و انسداد بوده است انواع ناشی از بیماریهای کروموزومی، الیگواسپرمی بدون علت در مرحله بعدی از نظر شیوع قرار داشته و انواع نارسائی های جنسی و دگرگونی استرس و کریپتورکیدی جزو موارد نسبتاً نادرتر بوده اند.


حسن افتخار، عزیزاله باطبی، فیروز آزادگان، فاطمه علیان فینی، نسرین سرحدی،
دوره 55، شماره 6 - ( 5-1376 )
چکیده

اا
طلعت مختاری آزاد، حکیمه محمدی، محمود محمودی، زهرا سعادتمند، اشرف السادات موسوی، رسول همکار، رخشنده ناطق،
دوره 57، شماره 2 - ( 2-1378 )
چکیده

یررسی سرولوژیک ویروس آنفلوانزای C در ایران در سال 1376، نخستین بررسی ویروس آنفلوانزای C در ایران است. این تحقیق در مرکز ملی آنفلوانزا-بخش ویروس شناسی دانشکده بهداشت انجام گرفت. با انجام تست سرولوژی (Hemagglutination Inhibition (HI بر روی 689 نمونه سرم از تهران و 391 نمونه از سایر استانها و محاسبه افراد دارای تیتر ایمنی بخش نسبت به این ویروس (دارای تیتر <40)، مشخص شد که درصد افراد دارای تیتر ایمنی بخش در تهران و استانها تقریبا در یک محدوده قرار دارد و حدود 40% افراد مورد بررسی، دارای تیتر ایمنی بخش نسبت به ویروس آنفلوانزای C/Paris/1/67 می باشند. توزیع سنی شیوع آنتی بادی ایمنی بخش نسبت به ویروس آنفلوانزای C، تقریبا مشابه سایر کشورهای جهان می باشد. بدین صورت که تیتر آنتی بادی از کودکی شروع به افزایش کرده در جوانی به بیشترین درصد می رسد و با افزایش سن، کاهش تدریجی دارد، که این روند را به عفونت اولیه در کودکی، عفونت مکرر در جوانی و کاهش میزان آنتی بادی قابل تشخیص با HI در پیری، می توان نسبت داد. این ویروس در سال 1376 در ایران همزمان با دو تیپ دیگر ویروس آنفلوانزا یعنی تیپهای A و B در گردش بوده است.


ساسان آزاده، محمدجواد ناظمی، شیدا شمس،
دوره 57، شماره 4 - ( 4-1378 )
چکیده

بیماری پسوریازیس بیماری پوسته دار التهابی مزمن پوست با تمایل به درگیری سطوح اکستنسور آرنج و زانو، ناحیه لومبوساکرال و اسکالپ است. این بیماری دارای انواع مختلفی می باشد که مهمترین آنها، انواع پلاک تایپ، اریترودرمیک، پوستولر و قطره ای می باشند. شایعترین نوع پسوریازیس، فرم پلاک تایپ آن است. در درمان فرم ژانرالیزه پلاک تایپ عملا درمانهای محدودی در دسترس است که شامل Oral PUVA، ترکیبات رتینوئید، متوترکسات می باشند. یکی از جدیدترین روش های درمانی این بیماری، روش Bath PUVA است. Bath PUVA عبارتست از استفاده از رادیاسیون UVA به دنبال مصرف متوکسالن موضعی در یک وان آب گرم. در این پروژه تحقیقاتی هدف تعیین میزان اثر روش درمانی Bath PUVA در درمان پسوریازیس پلاک تایپ بوده است. در این بررسی مشاهده گردید که از مجموع 30 بیمار مورد مطالعه، 25 نفر (83/3%) پاسخ عالی و 4 نفر (13/4%) پاسخ خوب به درمان Bath PUVA دادند. میانگین Score PASI ،34.767±8.432 بود که در خاتمه درمان به رقم 0.167±0.501 کاهش یافت که مقایسه مقادیر میانگین ابتدایی و انتهایی با آنالیز آماری، تفاوت معنی داری را نشان داد (P=0.00210) عوارض جانبی سیستمیک در بیماران دیده نشد و میزان شیوع عوارض جلدی مثل خارش، پیگمانتاسیون و اریتم در محدوده 27-10% بود.


محمدتقی طهماسبی، غلامرضا مقتدر آزادی،
دوره 61، شماره 2 - ( 2-1382 )
چکیده

آرتروفیبروز یکی از عوارض مشکل بدنبال تروما و اعمال جراحی اطراف زانو می باشد، این عارضه با محدودیت حرکات زانو خود را نشان داده و ناشی از تشکیل بافت فیبرو و چسبندگی ها در داخل زانو است. امروزه موارد آرتروفیبروز زانو، بعلت شروع سریع حرکات مفصل بدنبال جراحی، استفاده از CPM و اهمیت دادن به فیزیوتراپی و بازتوانی زودرس، کاهش یافته است. مقاله ای که در پیش رو دارید نتایج آرترولیز آرتروسکوپیک را در 8 بیمار که طی سال های 1376 تا 1380، بعلت بازسازی ACL یا شکستگی های داخل زانو دچار محدودیت حرکتی زانو و آرتروفیبروز شده بودند، ارائه می کند. در این روش، توسط آرتروسکوپ، ابتدا چسبندگی های ناحیه سوپراپاتلار پاچ و سپس ناودان های پاراپاتلار داخلی و خارجی و در صورت نیاز ناحیه Notch آزاد می شود. در این مطالعه متوسط میزان بهبود در دامنه حرکتی پس از 12.5 ماه پیگیری، 61 درجه بود که قابل مقایسه با مطالعات خارجی می باشد.


محمدرضا عرب، آزاده شریف‌زاده، فریدون اول سرگلزایی، طاهره طلایی‌خوزانی،
دوره 63، شماره 4 - ( 4-1384 )
چکیده

مقدمه: فیومهای جوشکاری الکتریکی یکی از عوامل آلوده کننده محیط کار محسوب می‌شوند که موجب بروز اختلالات فراوانی از جمله تحریکات مخاطی، تغییرات کیفیت مایع سمن و حتی سرطان در کارگران می‌گردند. جذب این فیومها می‌تواند باعث کاهش اسپرمهای با شکل نرمال و کاهش قدرت نفوذ خطی اسپرم‌ها شود. علیرغم تحقیقات فراوانی که در این زمینه تاکنون صورت گرفته است. هنوز اطلاعات ما از تغییرات ساختمانی و مکانیسم عمل این فیومها بر اپی تلیوم ژرمینال بسیار محدود باقی مانده است. هدف از این مطالعه شناسائی تغییرات ساختمانی حاصل از تأثیر این فیومها بر اپی تلیوم ژرمینال در موش صحرایی به عنوان یک مدل حیوانی در شرایط قابل کنترل از نظر میزان آلودگی در محفظه گاز بود.
مواد وروشها: 60 سر موش صحرایی از نژاد Sprague Dawley انتخاب و در گروه آزمایش (40 سر) و کنترل (20 سر) قرار گرفتند. هر یک از گروههای آزمایش وکنترل به چهار زیر گروه 2، 4، 6 و 8 هفته‌ای تقسیم شدند، تعداد رتها در هر زیر گروه آزمایش و کنترل به ترتیب 10 و 5 سر بود. حیوانات پس از سازش با محیط در شرایط استاندارد نگهداری شدند. در گروه آزمایش رتها به مدت 2 ساعت در روز (ساعات 12-14), 5 روز در هفته (شنبه تا چهار شنبه) در اتاقک گاز تحت تأثیر فیومهای حاصل از جوشکاری با شدت 100 آمپر قرار گرفتند. الکترودها از نوع آما 2000 و سرعت جوشکاری cm/s 1/0 بود. با تنظیم هواکش حلزونی سرعت تعویض هوای درون اتاقک 12-15 بار ثابت نگه داشته شد. میزان گازهای No + No2, Co, Co2, O3 وهم چنین میزان عناصر فلزی هوای درون اتاقک انداره گیری شد. با توجه به زمان بندی هر زیر گروه آزمایش و کنترل، در موعد مقرر از بیضه رتها نمونه گیری شد و برشهایی به ضخامت 5-7 میکرومتر تهیه و با تکنیک‌های پاس، آلشین بلو (5/2 = pH) و لکتین PNA رنگ‌آمیزی و مطالعه شدند. ضخامت اپی تلیوم لوله‌های منی ساز اندازه گیری وبه کمک تست کروسکال والیس تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌‌ها: نتایج حاصله از این مطالعه تغییرات کمی و کیفی فراوانی را در اپی تلیوم ژرمینال بیضه نشان داد. اتساعات عروقی در تونیکا واسکولازا، افزایش ضخامت غشاء پایه، از هم گسیختگی ارتباط سلولهای سرتولی و رده اسپرماتوزوئیدی، توقف اسپرماتوژنز در مرحله اسپرماتوسیتی تیپ I از یافته‌های گروه آزمایش بود. هم چنین اختلاف معنی داری میان گروههای آزمایش و کنترل برای ضخامت اپیتلوم ژرمینال (p<0.001) دیده شد.
نتیجه گیری و توصیه ها: به نظر می‌رسد علیرغم ایجاد نوعی پاسخ تطابقی در ارگانیسم برای مقابله با این گازها، تغییرات ساختمانی زیادی در پوشش ژرمینال بوجود می‌آید که میزان این اثرات وابسته به نوع مواد توکسیک، دوز آنها و مدت زمان آلودگی می‌باشد.


احمد اسماعیل زاده، پروین میرمیران، لیلا آزادبخت، فریدون عزیزی،
دوره 63، شماره 4 - ( 4-1384 )
چکیده

مقدمه: هنوز هیچ مطالعه‌ای شیوع فنوتیپ دور کمر هیپرتری گلیسریدمیک را در نوجوانان گزارش نکرده است. مطالعه حاضر با هدف تعیین شیوع فنوتیپ دور کمر هیپرتری گلیسریدمیک در یک جمعیت شهری از نوجوانان تهرانی انجام شد.
مواد وروشها: در این مطالعه مقطعی شاخصهای تن سنجی و بیوشیمیایی در یک جمعیت 3036 نفری (1413 پسر و 1623 دختر) از نوجوانان 19-10 ساله شرکت کننده در مطالعه قند و لیپید تهران اندازه‌گیری شد. فنوتیپ دور کمر هیپرتری گلیسریدمیک بصورت داشتن همزمان دور کمر مساوی یا بزرگتر از صدک نودم برای سن و جنس و سطح تری گلیسرید سرمی مساوی یا بزرگتر از 110 میلی گرم در دسی لیتر تعریف شد. اضافه وزن بر اساس صدکهای پیشنهاد شده نمایه توده بدن برای نوجوانان و کودکان ایرانی بصورت مساوی یا بزرگتر از صدک نود و پنجم برای سن و جنس، در معرض خطر بودن برای اضافه وزن بصورت نمایه توده بدنی مساوی یا بزرگتر از صدک هشتاد و پنجم ولی کمتر از صدک نود و پنجم برای سن و جنس و وزن طبیعی بصورت نمایه توده بدنی کمتر از صدک هشاد و پنجم برای سن و جنس تعریف شد.
یافته‌‌ها: شیوع کلی فنوتیپ دور کمر هیپرتری گلیسریدمیک 4/6% (95% فاصله اطمینان: 5/5 تا 2/7) بود. این فنوتیپ در بین پسران (3/7%، 9/5 تا 7/8) شایعتر از دختران(6/5%، 4/4 تا7/6) بود. هم در دختران و هم در پسران افراد دارای اضافه وزن از بیشترین میزان شیوع فنوتیپ دور کمر هیپرتری گلیسریدمیک در مقایسه با افراد در معرض خطر اضافه وزن و افراد با وزن طبیعی برخوردار بودند (پسران: 9/42% در مقابل 9/2% و 0/0%، 01/0P<، دختران: 5/32% در مقابل 3/11% و 3/1%، 01/0P<).
نتیجه گیری و توصیه ها: یافته‌های این مطالعه حاکی از شیوع بالای فنوتیپ دور کمر هیپرتری گلیسریدمیک در نوجوانان تهرانی، بخصوص در نوجوانان دارای اضافه وزن، می‌باشد. این یافته‌ها نیاز به تدوین استراتژیهای پیشگیری کننده و درمانی مبتنی بر تغییر در شیوه زندگی را بیش از پیش آشکار می‌سازند.


آزاده شادمهر، علی استکی، غلامرضا علیایی، فیروز مددی، گیتی ترکمان، شهره جلایی،
دوره 63، شماره 12 - ( 1-1384 )
چکیده

مقدمه: میزان ترمیم شکستگی استخوان به عواملی هم چون سن، شرایط هورمونی، نوع صدمه و به ویژه محیط مکانیکی اطراف آن بستگی دارد. مطالعات متعددی اثر کرنش های مکانیکی متناوب کنترل شده بر بهبود فرآیند ترمیم استخوان را نشان داده اند، اما هنوز پارامترهای بهینه این تحریکات مشخص نشده اند. هدف از این مطالعه نشان دادن اثر تحریکات مکانیکی تعریف شده در منطقه شکستگی، در جهت افزایش ترمیم استخوان می باشد.
مواد و روشها: 16 خرگوش بالغ به طور تصادفی در 4 گروه 4 تایی قرار داده شدند. هر یک از خرگوشها تحت استئوتومی مید دیافیز تیبیا قرار گرفته که توسط یک فیکساتور خارجی سفت با پهنای شکاف استئوتومی به میزان 2 میلیمتر ثابت شدند. نیمی از حیوانات یک هفته پس از عمل به طور روزانه تحت تحریکات مکانیکی (جابجایی فشاری 5/0 میلیمتر، فرکانس 1 هرتز، 15 دقیقه در روز) قرار گرفتند. حیوانات در هفته دوم و سوم پس از عمل کشته شدند و استخوان تیبیای هر یک تحت بررسی رادیوگرافی و تست خمش سه نقطه ای استخوان قرار گرفت.
یافته ها: در پایان هفته دوم و سوم پس از عمل مشاهده شد کمیت و کیفیت تشکیل کال، نیروی حداکثر برای شکست و انرژی جذب شده در گروه های آزمایش نسبت به گروه های کنترل بیشتر شده و تفاوت معناداری را نشان می دهد.
نتیجه گیری و توصیه ها: این مطالعه نشان داد که استفاده از فیکساتور سفت و محکم به همراه تحریکات مکانیکی با مشخصه های فوق به بهبود فر آیند ترمیم کمک می نماید این تغییرات در کمیت و کیفیت کال تشکیل شده و نیز نتایج حاصل از تست خمش استخوان مشاهده شد. 


فاطمه متانی، آزاده امین پور، هادی طبیبی،
دوره 64، شماره 7 - ( 5-1385 )
چکیده

اصلاح الگوی غذایی از جمله استفاده از سبوس غلات در رژیم غذایی از روشهای مؤثر در کاهش خطر بیماری های قلبی عروقی می باشد. این تحقیق به منظور مقایسه اثرات مصرف سبوس برنج و سبوس گندم بر چربی های خون زنان هیپرکلسترولمیک صورت گرفت.
روش بررسی: این مطالعه به روش کار آزمایی بالینی تصادفی بر روی نوزده زن سالم با محدوده سنی65-35 سال که غلظت کلسترول تام سرم آنها در حالت ناشتا mg/dl300 -240 بود صورت گرفت. تجزیه و تحلیل آماری داده ها با استفاده از آزمون های t-test و Paired t test انجام پذیرفت.
یافته ها: در این مطالعه دو گروه از نظر میانگین سن، وزن، BMI و عوامل مداخله گر رژیمی تفاوت آماری معنی داری با یکدیگر نداشتند. مصرف سبوس گندم در مدت چهار هفته توانست غلظت کلسترول تام و LDL-C سرم را به ترتیب به میزان 11% و 21% کاهش دهد (01/0 P< ). در حالیکه سبوس برنج هیچ اثری بر این فراسنج ها نداشت. هم چنین، در طول مطالعه تغییر معنی داری در غلظت تری گلیسرید، HDL-C، نسبت LDL-C/HDL-C و نسبت کلسترول تام به HDL-C سرم در دو گروه مورد مطالعه مشاهده نگردید.
نتیجه گیری: این مطالعه بطور کلّی نشان داد که مصرف سبوس گندم در مقایسه با سبوس برنج اثرات سودمندی بر روی غلظت کلسترول تام و LDL-C سرم در زنان هیپرکلسترولمیک دارد.


رضا علیزاده، وحید ضیائی، علی موافق، مسعود یونسیان، محمدرضا آزادی، افلاطون مهرآئین،
دوره 64، شماره 10 - ( 7-1385 )
چکیده

بر اساس مطالعات موجود به علت پایین بودن فشار نسبی اکسیژن محیط در ارتفاعات، احتمال وقوع هیپوکسمی بالا می‌رود که این امر بیشتر در افراد غیر بومی و کوهنوردان مشکل آفرین است. این مطالعه پایه جهت بررسی تغییرات تست‌های عملکرد ریوی در طی صعود به یک ارتفاع خیلی بلند طراحی گردید.
روش بررسی: این مطالعه در تابستان 1383 در گروهی از دانشجویان صعود کننده به قله سیالان انجام شد. در طی این صعود 1000 دانشجوی ساکن تهران (در ارتفاع 1150 متری) از منطقه الموت (به ارتفاع 2850 متر) به قله سیالان (به ارتفاع 4150 متر) صعود کردند. از بین این دانشجویان براساس حجم نمونه محاسبه شده 56 نفر بصورت تصادفی انتخاب شدند. برای کلیه شرکت‌کنندگان اسپیرومتری با استفاده از دستگاه اسپیرولب II و توسط یک پزشک در ارتفاع محل سکونت و ارتفاع 4150 متر (قله) انجام شد.
یافته‌ها: در مجموع 56 نفر با میانگین سنی 9/22 3/5 سال و نمایه توده بدنی 5/2±5/21 مورد مطالعه قرار گرفتند. تغییرات FVC، نسبت FVC FEV1/ و FEF25-75% در قله نسبت به ارتفاع محل سکونت تفاوت معنی‌دار داشتند ولی تغییرات FEV1 و Peak Flow معنی‌دار نبود. FVC با افزایش ارتفاع کاهش یافته و این کاهش 4/2% به ازائ هر 1000 متر افزایش ارتفاع بود. با افزایش ارتفاع نسبت FVC FEV1/ و FEF25-75% نیز افزایش نشان داد.
نتیجه‌گیری: ظرفیت تنفسی (FVC) با افزایش ارتفاع نسبت به ارتفاع محل سکونت کاهش نشان می‌دهد. نتایج این مطالعه مشابه مطالعات دیگری بود که در محیط حقیقی کاهش فشار ارتفاع انجام شده بود.


لیلا آزادبخت، پروین میرمیران، مهدی هدایتی، احمد اسماعیل زاده، نیلوفر شیوا، فریدون عزیزی،
دوره 64، شماره 10 - ( 7-1385 )
چکیده

تعیین اثرات رژیم غذایی گامِ 2 کاهش کلسترول بر اندازه قطر ذرات LDL و HDL در نوجوانان مبتلا به اختلالات چربی خون.
روش بررسی: 42 نوجوان 18 تا 20 ساله مبتلا به اختلالات چربی خون در این مطالعه مورد ـ شاهدی شرکت کردند. رژیم غذایی کنترل رژیمی مشابه اغلب نوجوانان تهرانی بود. رژیم غذایی گامِ 2 کاهش کلسترول یک رژیم غذایی است که 30% کل انرژی روزانه آن را چربی‌ها تشکیل می‌دهند که کمتر از 7% آن را چربی‌های اشباع، کمتر از 15% آن را چربی‌های با یک باند مضاعف و کمتر از 15% آن را چربی‌‌های با چند باند مضاعف تشکیل می‌دهد و حاوی کمتر از 200 میلی‌گرم کلسترول در روز می‌باشد. اندازه قطر ذرات لیپوپروتئین‌ها متغیرهای اصلی بود که بعد از سه ماه مداخله اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: میانگین نمایه توده بدن 2/4±3/26 کیلوگرم بر مترمربع بود. رژیم غذایی گامِ 2 کاهش کلسترول باعث کاهـش بیشتـر کلستـرول تـام در ایـن رژیـم در مقایسـه با رژیـم کنتـرل (4±13- در مقابل3/0±2- میلی‌گرم در دسی‌لیتر، 001/0p<) و همچنین کاهش بیشـتر LDL در مقایسه با کنـترل (2±9- در مقابل6/0±3 میلی‌گرم در دسی‌لیتر، 01/0p<) و افزایش اندازه ذرات LDL در مقایسه با رژیم کنترل (4/0±7/1در مقابل 4/0±1/0میلی‌گرم در دسی‌لیتر، 001/0p<) گردید. اندازه قطر ذرات HDL تغییر معنی‌داری نکرد.
نتیجه‌گیری: رژیم غذایی گامِ 2 کاهش کلسترول اثر مطلوبی روی اندازه ذرات LDL داشت. مکانیسم مربوطه باید در مطالعات تجربی آینده‌نگر بررسی شود.


محمد رضا فاضلی، محمد عباسپور، محمد حسین قهرمانی، مهرداد علیمیان، هوشمند ایلکا، حسین جمالی فر، سعید آزادی، ابراهیم عزیزی،
دوره 64، شماره 12 - ( 8-1385 )
چکیده

نمکهای آلومینیوم متداولترین ادجوانت‌ها در تهیه واکسن‌های انسانی و حیوانی هستند. دو ادجوانت آلومینیوم فسفات و آلومینیوم هیدروکساید با بسیاری از آنتی‌ژن‌ها اثرات ایمونوادجوانتی خوبی نشان می‌دهند. این دو نمک ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی متفاوتی دارند که هر کدام را برای استفاده با آنتی‌ژن خاصی مناسب می‌کند. آنتی‌ژن سطحی ویروس هپاتیت ب (HBsAg) اپی‌توپ‌های آنتی‌ژنیک فراوانی داشته که با مکانیسم تعویض لیگاند به ادجوانت‌های آلومینیوم اتصال می‌یابد.
روش بررسی: محلول حاوی HBsAg نوترکیب جهت تهیه فرمولاسیونهای مختلف واکسن با ادجوانتهای آلومینیوم هیدروکساید (Alhydrogel) و آلومینیوم فسفات (Adju-Phos) از شرکت دارو پخش تهیه گردید. میزان پروتئین تام محلول به روش BCA، آنتی‌ژنیسیتی به روش الایزا و خلوص پروتئین HBs به روش SDS-PAGE سنجیده شد. در این تحقیق فرمولاسیونهای مختلف تهیه شده در آزمایشگاه از طریق داخل صفاقی به موشهای Balb/C تجویز گردید. پس از 28 روز خون‌گیری از قلب حیوانات و تهیه سرم، تعیین تیتر آنتی بادی ضد HbsAgبه روش الایزا با استفاده از کیت مربوطه انجام شد.
یافته‌ها: این پژوهش نشان می‌دهد که در حیوانات مورد آزمایش در مقایسه با گروه کنترل منفی (محلول بدون آنتی ژن)، واکسن فرموله شده با ادجوانت آلومینیوم فسفات (Adju-Phos) نسبت به ادجوانت آلومینیوم هیدروکساید (Alhydrogel) و حتی واکسن Engerix موجود در بازار داروئی اثر ایمنی زایی بیشتری ایجاد می‌نماید.
نتیجه‌گیری: اگرچه نتایج بیانگر توانائی ایمنی‌زائی بیشتر واکسن فرموله شده با ادجوانت آلومینیوم فسفات می‌باشد ولی آزمایشات تائیدی بعدی جهت ارزیابیهای بیولوژیک لازم از نظر سودمندی - عوارض و همچنین پایداری داروئی و در نهایت امکان تولید و عرضه این فرمولاسیون جدید به عنوان واکسن ضد هپاتیت ضروری میباشد.


افلاطون مهر آیین، محمد علی آزاد، مصطفی صادقی،
دوره 65، شماره 4 - ( 4-1386 )
چکیده

تاثیر ضد درد سولفات منیزیوم جهت درد پس از اعمال جراحی از سال 1990 مشخص گردیده است. هدف از اجرای این مطالعه بررسی تاثیر تجویز سولفات منیزیوم وریدی قبل از القاء بیهوشی بر درد پس از جراحی در بیمارانی است که تحت ترمیم فتق اینگوینال قرار می‌گیرند.

روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی دو کور تصادفی با کنترل دارونما تعداد 105 بیمار با وضعیت ASA 1, II که برای عمل جراحی ترمیم فتق اینگوینال در بیمارستان شریعتی طی سالهای 84-1383 بستری شده بودند طبق روش Block randomization به سه گروه تقسیم شدند. گروه اول ml 200 از محلول نرمال سالین 9/0%، گروه دوم mg/kg 25 سولفات منیزیوم که با نرمال سالین به حجم ml 200 رسیده بود و گروه سوم mg/kg 50 سولفات منیزیوم که به حجم ml 200 رسانده شده بود، در عرض 20 دقیقه قبل از القاء بیهوشی تجویز گردید. القاء بیهوشی و حفظ آن در هر سه گروه طبق پروتکل یکسان شروع، تداوم و خاتمه یافت. VAS، تهوع، استفراغ و میزان مصرف مرفین قبل از ترخیص از ریکاوری و سپس در فواصل 6، 12 و 24 ساعت پس از ترخیص از ریکاوری مورد ارزیابی قرار گرفت.

یافته‌ها: در گروه دریافت‌کننده سولفات منیزیوم به میزان mg/kg 50 میزان VAS در زمان ترخیص از ریکاوری با میانگین معادل 5/5 نسبت به دو گروه شاهد با میانگین 1/8 و گروه دریافت‌کننده mg/kg 25 سولفات منیزیوم با میانگین 2/7 اختلاف معنی‌داری داشت (001/0 P<).

نتیجه‌گیری: تجویز سولفات منیزیوم وریدی با دوز mg/kg 25 و mg/kg 50 تاثیری بر شدت درد بیماران پس از ترمیم فتق اینگوینال ندارد و میزان مصرف مرفین را نیز متاثر نمی‌سازد.


محمد تقی خرسندی، مهناز محمدی، مسعود متصدی زرندی، محمد حسین ماندگار، محمد علی یوسف نیا، بردیا ثابت آزاد،
دوره 65، شماره 7 - ( 7-1386 )
چکیده

شنوایی یکی از مهمترین حس‌های بدن است که هرگونه نقصی در آن می‌تواند تهدیدکننده باشد. میزان بروز کاهش شنوایی شدید به‌دنبال عمل بای پس کرونر یک در هر هزار نفر گزارش شده است. کاهش شنوایی حسی عصبی بعد از عمل قلب می‌تواند ناشی از میکرو‌آمبولی باشد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط این عمل جراحی با کاهش شنوایی می‌باشد.

روش بررسی: در این مطالعه تمام بیمارانی که سابقه قبلی از مصرف داروهای اتوتوکسیک نداشتند در روز قبل از عمل معاینه شده و سپس تحت اودیومتری قرار می‌گرفتند، شش روز پس از عمل نیز بیماران مجددا˝ معاینه می‌شدند و در مورد کاهش شنوایی و وزوز گوش از آنها سؤال می‌شد و مجددا˝ اودیومتری انجام می‌شد. در انتها نتایج با هم مورد مقایسه قرار می‌گرفت.

یافته‌ها: 100 بیمار بر اساس نتایج شنوایی‌شان در سه گروه قرار داده شدند: بیمارانی‌که تغییری در شنوایی نداشتند (47 بیمار)، بیمارانی‌که دچار کاهش شنوایی به‌میزان کمتر از db 10 شده بودند (43 بیمار) و بیمارانی‌که کاهش شنوایی به‌میزان بیشتر از db 10 داشتند (ده بیمار). هیچکدام از بیماران دچار کاهش شنوایی حسی عصبی از نوع شدید نشدند. همچنین 90% بیمارانی که دچار کاهش شنوایی db 10 شدند به‌طور همزمان دچار بیماری دیابت و هیپرلیپیدمی بودند و زمان بیشتری از پمپ قلبی استفاده کرده بودند.

نتیجه‌گیری: افت شنوایی بعد از عمل جراحی قلب می‌تواند با بیماری‌های همراه (دیابت و هیپرلیپیدمی) و طول مدت عمل تشدید شود. کاهش زمان استفاده از پمپ کاردیوپولمونری در این راستا می‌تواند موثر باشد.


نسیم آزادی بخش، راهبه شاکر حسینی، شهناز اتابک، نوید ناطقیان، بنفشه گلستان، آناهیتا هوشیارراد،
دوره 65، شماره 8 - ( 8-1386 )
چکیده

میزان شیوع هیپرهوموسیستئینمی در بیماران همودیالیزی بالاتر از کل جمعیت است. هدف از این مطالعه بررسی اثر مکمل یاری با دوز بالای اسیدفولیک، با و بدون ویتامین 12B بر وضعیت هوموسیستئین در بیماران همودیالیزی در بیمارستان امام حسین (ع) تهران است.

روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 36 بیمار همودیالیزی که حداقل از سه ماه قبل مکمل اسید فولیک با دوز mg/d 5 دریافت می‌کردند انتخاب شدند. این بیماران به صورت تصادفی به چهار گروه تقسیم شده و به مدت دو ماه، در گروه اول، mg/d 5 اسید فولیک همراه با دارونمای ویتامین 12B، در گروه دوم، همین مقدار اسید فولیک را همراه با mg/d 1 ویتامین 12B خوراکی، در گروه سوم، mg/d 15 اسید فولیک همراه با دارونمای ویتامین 12B و در گروه چهارم، همین مقدار اسید فولیک را همراه با mg/d 1 ویتامین 12B خوراکی دریافت کردند. سطح هوموسیستئین تام پلاسما و اسید فولیک و ویتامین 12B سرم در آغاز و پایان مطالعه اندازه‌گیری شد. میزان دریافت‌های غذایی بیماران نیز در طول مطالعه، ارزیابی شد.

یافته‌ها: از بیماران همودیالیزی مورد مطالعه که تحت مکمل یاری مداوم با اسید فولیک بوده‌اند، قبل از شروع مداخله، 8/27% در محدوده طبیعی tHcy و 2/72% در محدوده هیپرهوموسیستئینمی قرار داشتند. پس از پایان مداخله، سطح tHcy پلاسما در گروه اول، 35/1% افزایش و در گروه دوم، سوم و چهارم به ترتیب 99/6، 54/14 و 09/30 درصد کاهش یافت. تغییرات سطح tHcy پلاسما و ویتامین 12B سرم، فقط در گروه چهارم معنی‌دار بود و تغییرات سطح اسیدفولیک سرم، در هیچ یک از گروه‌ها معنی‌دار نبود.

نتیجه‌گیری: بهترین استراتژی درمانی برای مواجهه با هیپرهوموسیستئینمی در بیماران همودیالیزی، مکمل یاری با دوز mg/d 15 اسیدفولیک همراه با دوز mg/d 1 ویتامین 12B خوراکی است.


حسن راوری، محمد قائمی، آزاده وجدانی، پاتریشیا خشایار،
دوره 65، شماره 10 - ( 10-1386 )
چکیده

حدود یک چهارم بیماران پذیرش شده در بخش‌های اورژانس از درد حاد شکم شاکی هستند. براساس متون قدیمی جراحی، جراحان اعتقاد داشتند که در تسکین درد بیماران با درد حاد شکم، با نتایج حاصل از معاینات بالینی و تصمیم احتمالی نهایی مداخله نموده و به همین دلیل لازم است مصرف مسکن در این بیماران تا زمان دستیابی به تشخیص قطعی و رسیدن به برنامه درمانی مناسب به تعویق افتد. هدف از این مطالعه ارزیابی اثر مصرف مسکن‌ها در سیر بررسی درمان در درد حاد شکم می‌باشد.

روش بررسی: در مطالعه آینده‌نگر حاضر، 200 بیمار که با شکایت درد حاد شکمی در بخش اورژانس جراحی پذیرش شده بودند وارد شدند و به‌صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. در گروه اول شامل 98 نفر، مسکن تزریقی بلافاصله پس از بستری برای بیماران تجویز گردید، در حالی که در 102 نفر بقیه مصرف مسکن تا رسیدن به تشخیص علت درد شکم به تعویق افتاد. اقدامات تشخیصی و درمانی در دو گروه مشابه بود. تطابق تشخیص اولیه و نهایی، فاصله بین زمان بستری و زمان دستیابی به تشخیص قطعی و همچنین فاصله بین زمان بستری تا زمان انجام عمل جراحی جمع‌آوری شده و مورد آنالیز قرار گرفت.

یافته‌ها: متوسط زمانی رسیدن به تشخیص قطعی در گروه دریافت‌کننده مسکن و گروه کنترل به ترتیب 7/1 و 04/2 ساعت بود. آزمون 2 رابطه معنی‌داری بین تزریق مسکن، جنس و سن بیماران از نظر مدت زمان طول کشیده تا رسیدن به تشخیص قطعی و نیز صحت تشخیص نهایی نشان نداد. زمان لازم برای دستیابی به تشخیص قطعی در گروهی که مسکن مصرف کرده بودند، کوتاه‌تر بود. به‌علاوه، فاصله میان زمان بستری تا زمان انجام جراحی در گروه مذکور طولانی‌تر گزارش گردید.

نتیجه‌گیری: استفاده درست از مخدرها علی‌رغم کاهش درد بیمار تأثیری در صحت تشخیص علت درد حاد شکمی ندارد.


مرجان لعل، لعبت گرانپایه، فرانک خدادادی، آزاده صلواتـی‌پور، احمدرضا صادقی،
دوره 66، شماره 6 - ( 6-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: در تشخیص آپاندیسیت حاد، روش‌های تصویربرداری متعددی و همچنین روش‌های نمره‌دهی مختلفی (scoring) با تکیه بر علائم و نشانه‌های بیمار به‌کار می‌رود. هدف از این مطالعه مقایسه بین سیستم نمره‌دهی MANTRELS که توسط آقای Alfredo Alvarado پیشنهاد شده، با یافته‌های سونوگرافی بود.

روش بررسی: این مطالعه به صورت مشاهده‌ای و آینده‌نگر طی سال 83-84، برروی 106 بیمار مراجعه‌کننده به بیمارستان سینا با درد حاد شکم مشکوک به آپاندیسیت حاد انجام شد.

یافته‌ها: بیماران بیشتر در گروه سنی 20 تا 29 سال با ارجحیت آقایان بودند. از 106 بیماری که تحت عمل آپاندکتومی قرار گرفتند، 100 بیمار آپاندیسیت حاد داشته و شش نفر آپاندکتومی منفی شدند. از 100 بیماری که آپاندکتومی مثبت شدند 88% بیماران نمره آلوارادو ≥6 و 12% نمره ≤5 داشتند و از شش بیماری که آپاندکتومی منفی شدند 7/66% نمره آلوارادو ≤5 و 3/33% نمره ≥6 داشتند، که این تفاوت از نظر آماری معنی‌دار بود (005/0=p). در بیمارانی که سونوگرافی شدند در 9/71% از بیمارانی که آپاندیسیت حاد داشته و در 25% از بیمارانی که آپاندیسیت حاد نداشتند، نتایج سونوگرافی غیرطبیعی گزارش شده بود که این تفاوت معنی‌دار نبود (08/0=p). در مطالعه ما دقت تشخیصی نمره آلوارادو مساوی یا بالاتر از شش، 88% و یافته‌های سونوگرافی 9/71% بود. با در نظر گرفتن نمره آلوارادو 6≤ و یافته‌های غیرطبیعی سونوگرافی این دقت تشخیصی به 2/97% افزایش می‌یابد.

نتیجه‌گیری: در این مطالعه نشان داده شد که نقش معاینه بالینی و یافته‌های آزمایشگاهی در تشخیص آپاندیسیت حاد مهم‌تر از سونوگرافی به تنهایی می‌باشد.


احمد اسماعیل زاده، لیلا آزادبخت،
دوره 66، شماره 6 - ( 6-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: شناسایی بهترین شاخص ساده تن سنجی جهت غربالگری مناسب برای عوامل خطر بیماری‌های مزمن در هر جامعه‌ای ضروری به نظر می‌رسد. این مطالعه با هدف ارزیابی مقایسه‌ای شاخص‌های تن سنجی جهت پیشگویی پرفشاری خون در زنان تهرانی صورت گرفت.

روش بررسی: مطالعه مقطعی حاضر برروی 926 زن60-40 ساله تهرانی که با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای به‌طور تصادفی از ساکنین شهر تهران انتخاب شده بودند صورت گرفت. اطلاعات دموگرافیک جمع‌آوری شد و شاخص‌های تن سنجی شامل قد، وزن، دور کمر و دور باسن طبق دستورالعمل‌های استاندارد اندازه‌گیری و نمایه توده بدن (BMI)، دور کمر به باسن (WHpR) و دور کمر به قد (WHtR) محاسبه شدند. حدود مرزی مورد استفاده برای دورکمر، BMI، نسبت دور کمر به باسن  و دور کمر به قد به‌ترتیبcm 80، kg/m225، 8/0 و 5/0 بود. ارزیابی فشار خون به روش استاندارد صورت گرفت و پرفشاری خون بر طبق معیارهای JNC VI تعریف شد.

یافته‌ها: میانگین سنی زنان مورد مطالعه 6/5±7/48 سال و میانگین دور کمر، BMI ،WHpR و WHtR آنها به‌ترتیــبcm9/9±1/85 ، kg/m26/4±4/29، 06/0±82/0 و 06/0±55/0 بود. در هر دو رده سنی 49-40 و 60-50 سال دور کمر بیشترین حساسیت، ویژگی و دقت را جهت پیشگویی پرفشاری خون دارا بود. بیشترین سطح زیر منحنی ROC نیز در تمام موارد به دور کمر مربوط می‌شد. دور کمر در صد بالایی از پیشگویی صحیح را جهت ابتلا به پرفشاری خون در مقایسه با سایر شاخص‌های تن سنجی دارا بود.

نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهند که در جامعه زنان تهرانی، دور کمر شاخص بهتری برای غربالگری پرفشاری خون می‌باشد.


فهیمه اسدی آملی، مژگان اکبرزاده جهرمی، منصوره عطار، فرنوش آزادبخت،
دوره 66، شماره 8 - ( 8-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: کلامیدیاتراکوماتیس عامل بیماری‌های تراخم، کنژنکتیویت نوزادان، عفونت انکلوزیونی چشمی بزرگ‌سالان، عفونت‌های جنسی و عفونت‌های ریوی در نوزادان می‌باشد. هدف از این مطالعه بررسی شیوع آنتی‌بادی ضد کلامیدیاتراکوماتیس در جمعیت بدون عفونت چشمی می‌باشد. 

روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی250 نفر از افراد با گروه‌های سنی مختلف مراجعه‌کننده به آزمایشگاه بیمارستان فارابی که بدون عفونت چشمی بوده‌اند انتخاب شدند و با روش الیزا آنتی‌بادی IgG و IgM در آن‌ها اندازه‌گیری شد و از نظر جنس، توزیع سنی، وجود آنتی‌بادی‌ها IgM و IgG،ارتباط مثبت بودن آنتی‌بادی با سن و جنس فرد بررسی شد. 

یافته‌ها: از 250 نفر، 125 نفر (50%) زن و 125نفر (50%) مرد. با میانگین سنی 40 سال (یک تا 83 سال) بودند. تعداد 11 نفر (4/4%) IgG مثبت داشتند که پنج نفر زن و شش نفر مرد بودند. افرادی که دارای IgG مثبت بودند همگی بالای 31 سال بودند. تعداد 18 نفر (2/7%) IgM مثبت داشتند که 13نفر زن و پنج نفر مرد بودند که تعداد زن‌ها از مردها‌ بیشتر بوده است. هیچ کدام از افراد به طور هم‌زمان آنتی‌بادی IgG و IgM نداشتند.

نتیجه‌گیری: جمعیت مورد مطالعه دارای شیوع پایین از نظر وجود آنتی‌بادی ضد کلامیدیایی بوده‌اند. پیشنهاد می‌گردد که از روش‌های سرولوژی برای اسکرینینگ عفونت چشمی در مراکزی که تست‌های دیگر در دسترس نمی‌باشد استفاده شود و در صورت مثبت بودن از تست‌های تاییدی آنتی‌ژنی استفاده ‌گردد.



صفحه 1 از 4    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb