7 نتیجه برای ابراهیمزاده
نیوشا صمدائیان، سید محمد حسین مدرسی، مریم مباشری، رضا ابراهیمزاده وصال، سید محمد اکرمی،
دوره 72، شماره 5 - ( مرداد 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: ریز RNAها 23-21 نوکلئوتید طول دارند و بیان بعضی از آنها در بافت نرمال و توموری متفاوت است. در این مطالعه ما بیان miRNA-21 را در بافت تومورال روده بزرگ بیماران با نمونه طبیعی کنار آن مورد بررسی و مقایسه قرار دادیم.
روش بررسی: در این مطالعه مورد- شاهدی که از فروردین تا بهمن 1392 در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گردید، 35 نمونه سرطان کولورکتال بر مبنای ویژگیهای کلینیکی و پاتولوژیکی شامل اندازه تومور، Stage سرطان و متاستاز گروهبندی شدند. سپس بررسی بیان با واکنش زنجیره پلیمراز با زمان واقعی (Real Time PCR) انجام شد.
یافتهها: نسبت بیان miRNA-21 در Stageهای I، II و III بهترتیب 804/1 و 574/4 بهدست آمد اما تنها در Stage III این مقدار از نظر آماری معنادار بود (037/0P=). همچنین در بررسی بر اساس سایز تومور (4 و 4<) نیز افزایش بیان بهترتیب 045/2 (505/0P=) و 242/1 (653/0P=) مشاهده شد. از طرف دیگر نمونهها بر اساس متاستاز (+ و -) نیز بررسی شدند که هر دو گروه بیان افزایش یافتهی بهترتیب 545/2 (423/0P=) و 348/1 (741/0P=) را نشان دادند ولیکن هیچکدام از نظر آماری معنادار نبود.
نتیجهگیری: miRNA-21 در Stage III سرطان کولورکتال نسبت به بافت نرمال کنار آن بیان افزایش یافته معناداری دارد. این یعنی، شاید بتوان در آینده از miRNA-21 بهعنوان یک بیومارکر پیشآگهیدهنده در تعیین نوع درمان در بیماران Stage III سرطان کولورکتال و یا بهعنوان یک هدف مولکولی در طراحی استراتژیهای جدید کنترل سرطان استفاده کرد.
مازیار نادری، غلامرضا ابراهیمزاده، محمود علیمحمدی، ویدا پاست،
دوره 80، شماره 2 - ( اردیبهشت 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه پاندمی COVID-19 به یک معضل جهانی تبدیل شده است و بهمنظور پیشگیری از آن باید روشهای نوینی بهکار گرفته شود. ویروس این بیماری بسیار واگیردار است و عمدتا از طریق هوا منتقل میشود. ازون یک ماده اکسیدکننده قوی است که میتواند بهمنظور غیرفعال کردن طیف وسیعی از ویروسها که ممکن است در برابر سایر ضدعفونیکنندهها مقاوم باشند، استفاده شود. هدف از این مطالعه، بررسی مروری کاربرد و تاثیر ازون در غیرفعالکردن ویروسهای محیطهای بسته بود.
روش بررسی: بهمنظور جستجوی مقالات از لغات کلیدی مانند ازون، ویروس و هوا در پایگاههای اطلاعاتی PUBMED و Scopus استفاده شد. جستجوی مقالات از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۲1 صورت گرفت. در نتیجه جستجو تعداد ۵۷ مقاله در این زمینه انتخاب گردید و از محتوا و نتایج آنها در این مطالعه مروری استفاده شد.
یافتهها: این مطالعه مروری نشان داد که ازون بهطور موفقیتآمیزی با هدف پیشگیری از چندین بیماری ویروسی مانند COVED-19 استفاده شده است. افزونبراین، برخی از ویروسها مانند کروناویروسها حاوی گروههای عاملی سولفیدریل حاوی سیستیین و تریپتوفان هستند که با گاز ازون واکنش بهتری نشان میدهند. عطسه فرد مبتلا به COVED-19 ممکن است منجر به تشکیل 40000 قطره در هوا شود. این قطرات میتوانند پیش از سقوط به نزدیکترین سطح تا فاصله دو متری منتقل شوند و همچنین ممکن است 30 ساعت در هوا باقی بمانند.
نتیجهگیری: استفاده از گاز ازون کاربردهای بالقوه زیادی در غیرفعال کردن ویروسها در فضاهای محصور آلوده دارد. با توجه به اهمیت آئروسلهای حاوی ویروس در انتقال COVED-19، ازون میتواند روشی امیدوارکننده در پیشگیری از این بیماری باشد. میزان غیرفعال شدن ویروسها توسط گاز ازون به غلظت گاز، زمان تماس، دما، رطوبت و نوع ویروس بستگی دارد. بهطورکلی، بررسی مطالعات انجام شده در این زمینه کاربرد گاز ازون را در پیشگیری از شیوع بیماریهای ویروسی مثل COVED-19 را نشان داد. همچنین در بهکار بردن این گاز اقدامات و احتیاطهای ایمنی لازم توصیه میشود.
نعیمه کلالی، سوگند میرشاه، محمد حسین ابراهیمزاده، بیبی فاطمه کلالینیا، علی مرادی، آذر قریب، نفیسه جیرفتی،
دوره 81، شماره 12 - ( اسفند 1402 )
چکیده
بیش از نیمقرن است که از سیمانهای استخوانی جهت محکمشدن مفاصل مصنوعی استفاده میشود. نقش اولیه سیمان استخوان پر کردن فضای آزاد بین پروتز و استخوان است که با ایجاد یک ناحیه الاستیک نیروهای وارد بر مفصل را جذب میکند. این امر علاوه بر تضمین پایداری ایمپلنت مصنوعی، بهبود استخوان آسیبدیده را نیز به همراه دارد. سیمانهای استخوانی پلیمری از یک ماتریکس پلیمری به نام پلیمتیل متاکریلات (PMMA) و یک مونومر مایع به نام متیل متاکریلات (MMA) تشکیل شدهاند، در اثر ترکیب این دو جزء با هم واکنش پلیمریزاسیون رادیکال آزاد رخ میدهد و منجر به سختشدن سیمان میگردد. خواص سیمانهای استخوانی از جمله استحکام مکانیکی، زیستسازگاری و ویژگیهای جابهجایی را میتوان با ترکیب پارامترهای مؤثر در پلیمریزاسیون تنظیم کرد. سیمانهای استخوانی سرامیکی، از ذرات سرامیکی مانند کلسیم فسفات و کلسیم سولفات تشکیل شدهاند که در یک ماتریکس پلیمری پراکندهاند. ذرات سرامیکی استحکام مکانیکی و زیست فعالی را فراهم میکنند، درحالیکه ماتریکس پلیمری خواص حملونقل سیمان را افزایش میدهد. ترکیب این مواد امکان ایجاد سیمانی را فراهم میکند که زیستسازگار، رسانای استخوانی و از نظر مکانیکی پایدار باشند. با پیشرفت مداوم در مواد زیستی، سیمانهای استخوان سرامیکی و پلیمری میتوانند انقلابی در زمینه جراحی ارتوپدی ایجاد کنند و نتایج عملکردی بیماران را بهبود بخشند. اخیراً، محققان جهت افزایش عملکرد سیمانهای استخوانی و رفع محدودیتهای فعلی در کاربردهای ارتوپدی، روی توسعه سیمانهای استخوانی جدید با خواص بهبودیافته، مانند زیستفعالی، فعالیت ضدباکتریایی و قابلیتهای انتقال دارو تمرکز کردهاند. در مطالعه پیشرو، به تفضیل به جزییات انواع سیمانهای استخوانی، خواص مکانیکی، بیولوژیکی، ساختاری و نحوهی بهینهسازی آنها میپردازیم.
سیده رویا موسوی، پروانه ابراهیمزاده، سپیده یزدانپناه، نسیمالسادات موسوی، منصور دیلمی،
دوره 82، شماره 4 - ( تیر 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماران معتاد دارای مقاومت بیشتری در برابر داروهای بیحسکننده موضعی به هنگام استفاده از آنها جهت انجام بلوکهای عصبی محیطی و مرکزی میباشند. خارش ناشی از مخدرها ممکن است ژنرالیزه باشد و اغلب اندکی پس از تزریق اتفاق میافتد. این مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان خارش ناشی از تزریق اینتراتکال فنتانیل در افراد معتاد به تریاک که تحت جراحیهای الکتیو ارتوپدی اندام تحتانی با بیحسی نخاعی قرار گرفتهاند، طراحی و پایهریزی شد.
روش بررسی: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی دو سوکور بر روی 68 بیمار کاندید جراحیهای الکتیو ارتوپدی اندام تحتانی تحت بیحسی نخاعی مراجعهکننده به بیمارستان پنج آذر گرگان در سال 1402 انجام گردید. بیماران با استفاده از جدول اعداد تصادفی به دو گروه، مداخله (گروهی از افراد معتاد که برای انجام بیحسی نخاعی مارکائین اینتراتکال بههمراه فنتانیل دریافت کردند) و کنترل (گروهی از افراد معتاد که برای انجام بیحسی نخاعی تنها مارکائین اینتراتکال دریافت نمودند)، تقسیم شدند. میزان خارش، تهوع و استفراغ در هر دو گروه سنجیده شد.
یافتهها: از نظر سن، جنسیت و BMI بین دو گروه مداخله و کنترل تفاوت آماری معناداری وجود نداشت. میزان بروز تهوع و استفراغ ما بین دو گروه تفاوت آماری معنادار وجود نداشت. بروز خارش در گروه بوپیواکائین صفر و در گروه فنتانیل و بوپیواکائین 6/17% بود که 3% از آنها نیاز به تجویز داروی ضدخارش جهت درمان وجود داشت (25/0P=).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که با توجه به پایین بودن بروز عارضه خارش در گروه استفاده از فنتانیل به همراه بوپیواکائین، استفاده از آن در افراد با اعتیاد مخدر سودمند میباشد.
کاظم کاظمنژاد، پروانه ابراهیمزاده، سیده رویا موسوی، منصور دیلمی،
دوره 82، شماره 6 - ( شهریور 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: لرز یکی از عوارض ناشی از بیهوشی می باشد که هم در بیهوشی عمومی و هم در بیهوشی رژیونال رخ میدهد. کتامین بهعنوان آنتاگونیست گیرنده ان متیل دی آسپارتات با کاهش توزیع حرارت مرکزی به محیط ممکن است از لرز پس از بیحسی نخاعی جلوگیری کند. بنابراین هدف از انجام این مطالعه بررسی تاثیر داروی کتامین در پیشگیری از بروز لرز پس از بیحسی نخاعی در عملهای جراحی ارتوپدی اندام تحتانی میباشد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده یک سویهکور بر روی 60 بیمار کاندید عمل جراحی ارتوپدی اندام تحتانی مراجعهکننده به بیمارستان پنج آذر گرگان در سال 1402 صورت گرفت. بیماران بهصورت تصادفی به دو گروه مساوی کتامین (mg/kg 25/0) و کنترل (پلاسبو) تقسیم شدند. ابزار جمعآوری اطلاعات شامل یک چکلیست حاوی اطلاعات، سن، جنس، فشار متوسط شریانی، درصد اشباع اکسیژن شریانی، ضربان قلب، لرز و هالوسینیشن (توهم) میباشد.
یافتهها: میزان بروز لرز پس از بیحسی نخاعی در بین بیماران با دریافت کتامین پروفیلاکتیک 33/13% و در بیماران با دریافت دارونما 40% بود. میزان بروز توهم در گروه کتامین 67/26% بود. میزان بروز تهوع و استفراغ در هر دو گروه مشابه بود. براساس این مطالعه بین دو گروه از نظر پارامترهای همودینامیک شامل؛ فشار متوسط شریانی، ضربان قلب، سطح اکسیژن خون شریانی، تفاوت معناداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: میزان بروز لرز در بیحسی نخاعی در استفاده پیشگیرانه از کتامین موثرتر از دارونما بوده است. با توجه به موثر بودن کتامین در کاهش بروز لرز، استفاده از آن بهعنوان پیشگیری جهت کاهش بروز لرز پیشنهاد میگردد.
زینب خزاعی شیر، سمیرا ابراهیمزاده ذگمی،
دوره 82، شماره 7 - ( مهر 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: از مراحل پر اهمیت در زندگی زنان، دوره یائسگی میباشد. پیشبینی شده تعداد زنان یائسه درجهان تا سال 2030 به 2/1 میلیارد نفر برسد. مهم است زنان در این سالها مانند سالهای باروری سالم زندگی کنند. از اصلیترین نیازهای روانی انسانها شادمانی میباشد. بر طبق مطالعات، شادمانی در دوره یائسگی کاهش مییابد. در نتیجه باتوجه به اهمیت موضوع، این مطالعه با هدف تعیین عوامل موثر بر شادمانی در زنان یائسه انجام شد.
روش بررسی: جهت تدوین این مقاله مروری، جستجوی مقالات با استفاده از کلید واژههای شادمانی، یائسگی، زنان میانسال و معادل انگلیسی آنها, در پایگاههای اطلاعاتی انگلیسی یا فارسی زبان انجام شد. در ابتدا 125 مقاله یافت شد. از جمله معیارهای ورود، کلیه مطالعاتی بودند که عوامل موثر بر شادمانی را در یائسگی بررسی نموده بودند. مطالعات موردبررسی شامل مطالعات مروری، مقطعی، توصیفی و کارآزمایی بالینی بودند که در نهایت از دادههای 29 مقاله استفاده شد.
یافتهها: نتایج مطالعه حاضر منجر به دستهبندی عوامل موثر بر شادمانی زنان یائسه در پنج دسته کلی گردید. دسته اول عوامل جسمی (از جمله عدموجود علایم وازوموتور، بیماریهای قلبی عروقی، آرتروز، پوکی استخوان، اختلال روان تنی و داشتن وضعیت مطلوب سلامتی) میباشد. دسته دوم عوامل روانشناختی (از جمله عدموجود افسردگی و اضطراب، داشتن نگرش مثبت به یائسگی، خوش بینی، عزت نفس و تابآوری) است. دسته سوم عوامل اجتماعی از جمله (حمایت اجتماعی خانواده و دوستان، ارتباط موثر با همکاران) است. دسته چهارم عوامل اقتصادی (از جمله تغییرات شغلی و بازنشستگی، سطح درآمد مطلوب و عدموقوع بحرانهای مالی) است. دسته پنجم سبک زندگی (غیرسیگاری بودن، داشتن فعالیت جسمانی و ورزش منظم، رضایت از روابط زناشویی و مهارت مدیریت استرس و دمنوشهای گیاهی) میباشد.
نتیجهگیری: به منظور بهبود و ارتقای شادمانی زنان یائسه همه عوامل جسمی، روانشناختی، اجتماعی، اقتصادی و سبک زندگی دارای اهمیت می باشد.
فرحناز بیداری زرهپوش، مهدیه صفاری، شهرام ثابتی، کاوه ابراهیمزاده، محبوبه طاهری،
دوره 82، شماره 11 - ( بهمن 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف بررسی مارکرهای ACTH، KI67، CAM5.2، GH، PRL، FSH، LH، TSH در نمونه پاتولوژی بیماران مبتلابه تومور نوراندوکرین هیپوفیز با رنگ آمیزی IHC انجام شد.
روش بررسی: کلیه بیماران مبتلا به PitNETs که از سال 1399 تا سال 1401 در بیمارستان لقمان مورد جراحی قرار گرفته بودند، وارد مطالعه شدند. لام های تهیه شده، با رنگ امیزی IHC آماده و مارکرهای ACTH، KI67 ،CAM5.2 ،GH ،PRL ،FSH ،LH ،TSH مورد ارزیابی قرار گرفت. برای 16 بیمار با مارکرهای اولیه بررسی شده منفی رنگ آمیزی IHC برای transcription factor های SF1-PIT1-TPit گذاشته شد.
یافتهها: 424 بیمار در این مطالعه شرکت کردند. میانگین و انحراف معیار سن بیماران مورد بررسی به ترتیب 7/43 و 7/13 سال بود. مارکرهای LH و FSH دارای بیشترین و مارکر TSH دارای کمترین نسبت موارد مثبت بودهاند. امکان مثبت شدن مارکرهای LH و FSH در مردان بهصورت معناداری از زنان بیشتر و برعکس، امکان مثبت شدن مارکرهای GH و ACTH در زنان بهطور معناداری از مردان بیشتر است. امکان مثبت شدن مارکرهای LH و FSH در بیماران بالای 40 سال بهصورت معناداری از بیماران40 سال و کمتر بیشتر و برعکس امکان مثبت شدن مارکرهای GH و PRL در بیماران 40 سال و کمتر بهطور معناداری از بیماران بالای 40 سال بیشتر است. اکثر موارد (3/66%) در طول دوره پیگیری درمان شدهاند.
نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهند که شناخت پاتولوژیک دقیق تومورها نقش مهمی در انتخاب روش درمانی، بهویژه درمان دارویی و جراحی، دارد و میتواند به بهبود مدیریت بیماران منجر شود.