جستجو در مقالات منتشر شده


8 نتیجه برای احمدیان

منوچهر دانشگر، هوشنگ احمدیان، منوچهر حریت، کیخسرو یزدانی،
دوره 35، شماره 1 - ( 2-1356 )
چکیده

در این بررسی 75 مورد آندوفتالمیت در تعقیب 2850 مورد عمل کاتاراکت با نسبت درصد تقریبی 6/2 مورد مطالعه قرار گرفت.از نظر یافته های باکتریولوژیک استافیلوکوک سفید و طلایی در ایجاد آندوفتالمیت به ترتیب در درجه اول و دوم اهمیت قرار گرفته اند.در این بررسی دریافتیم که عمل کاتاراکت به طریق اکستراکپسولر انسیدانس آندوفتالمیت را افزایش می دهد، همچنین سایر عواملی که موجب افزایش این نسبت می شوند مورد مطالعه قرار گرفت که در اینجا دیابت و برونشیت مزمن به عنوان عوامل درجه اول و دوم شناخته می شوند.کمترین میزان آندوفتالمیت در بیمارانی دیده شد که قبل از عمل کاتاراکت از قطره کلرام فنیکل موضعی استفاده کرده بودند.پایین ترین میزان اویسراسیون و آنوکلئاسیون در بیمارانی بود که بعد از تشخیص آندوفتالمیت قبل از رسیدن جواب آنتی بیوگرام تحت درمان با Gentamycin سیستمیک به صورت تزریقی و قطره کلرام فنیکل قرار گرفته بودند.


ماهرو میراحمدیان، محمد زمانیانپور،
دوره 51، شماره 2 - ( 2-1372 )
چکیده


ماهرو میراحمدیان، بهروز نیک بین، سید عبدالرحیم رضائی،
دوره 52، شماره 3 - ( 2-1373 )
چکیده

برای ارزیابی چگونگی عملکرد کلیه در طی پیوند، غلظت سرمی B2m در 23 گیرنده کلیه اندازه گیری و مورد مطالعه قرار گرفت. بیماران از نظر تشخیص کلینیکی در چهار گروه قرار گرفتند: 1) گروه پیوند موفق بدون عارضه که میانگین غلظت سرمی B2m از 26.1±73 mg/L در روز قبل از پیوند به 1.17±4.43 mg/L در طی 24 ساعت بعد از پیوند رسید و سپس در طی بیست روز با نوسان نسبتا ملایمی (ماکزیمم تغییر0.5 mg/L/day) به 3.1 mg/L رسید. 2) در گروه اختلال عملکرد کلیه غیر از واکنش دفع، الگوی تغییرات مشابه گروه قبل است، به استثنا اینکه غلظت سرمی در 24 ساعت بعد از پیوند کمی بالاتر می باشد، اما ماکزیمم تغییر غلظت 1.1 mg/L/day بود که البته در جهت افزایش پیشرونده نبوده و تفاوت آن نسبت به گروه قبل معنی دار نیست. 3) دو گروه واکنش دفع تسریع یافته پیوند و واکنش دفع حاد پیوند، غلظت سرمی B2m در طول واکنشهای ایمونولوژیک دفع با پیشرفت زمان افزایش یافته، سپس متناسب با درجه پاسخ به درمان مجددا کاهش می یابد. با توجه به تغییر غلظت B2m در روزهای متوالی، این مطالعه قادر به افتراق واکنشهای دفع از نارسائیهای دیگر کلیه پیوندی در 84% موارد بود. از طرف دیگر با توجه به تغییر غلظت B2m در طی روزهای متوالی و نیز چگونگی افزایش آن، سنجش غلظت سرمی این پروتئین برای واکنشهای دفع حاد پیوند حالت پیش آگهی دهنده داشت، بطوریکه تفاوت غلظت در روز تشخیص کلینیکی واکنش دفع نسبت به دو و چهار روز قبل از آن از نظر آماری قابل ملاحظه است (P<0.025). همچنین تفاوت غلظت بین دو و چهار روز قبل از تشخیص کلینیکی نیز از نظر آماری معنی دار است (P?0.05)، یعنی از شروع یک حمله دفع تا تظاهر کلینیکی آن افزایش پیشرونده غلظت B2m وجود خواهد داشت. این در حالی است که برای BUN یا کراتینین چنین وضعی موجود نبود.


کبری بامداد مهربانی، ماهرو میراحمدیان، کاظم محمد،
دوره 54، شماره 1 - ( 1-1375 )
چکیده

مبتلایان به بتا تالاسمی ماژور برای جبران کم خونی بطور مرتب خون، و برای حذف آهن اضافی دسفرال دریافت می نمایند. مقایسه ایمونوگلوبولین و کمپلمان در سرم این بیماران با طیف طبیعی نشان دهنده افزایش معنی دار IgA و IgG و IgM با (P<0.001) و کاهش C3 و C4 است. آنالیز رگرسیون موید وجود همبستگی بین تعداد دفعات تزریق خون و فاکتورهای ایمونولوژیکی مذکور است یعنی با بالا رفتن تعداد دفعات تزریق، ایمونوگلوبولین ها افزایش و کمپلمان کاهش می یابد همچنین این بررسی نشان می دهد که استفاده از خون شسته شده و دریافت منظم دسفرال از افزایش فوق العاده ایمونوگلوبولین ها و یا کاهش کمپلمان جلوگیری بعمل می آورد.


ماهرو میراحمدیان، عبدالرحیم رضایی، بهروز نیک بین،
دوره 58، شماره 2 - ( 2-1379 )
چکیده

فیبریلهای بتادومیکروگلوبولین (?2M) یکی از عوامل احتمالی در پاتوژنز آمیلوئیدوزیس وابسته به همودیالیز دراز مدت می باشد. اختلال غیرقابل برگشت کلیه و استفاده از غشاهای دیالیزی که زمینه سنتز بیشتر ?2M را فراهم می کنند و قادر به برداشت آن نیز نمی باشند، سبب بالا رفتن سطح سرمی ?2M می شود. با این پیش زمینه در مطالعه حاضر میانگین سرمی ?2M در 23 بیمار با اختلال کامل عملکرد کلیه ها که تحت درمان نگهدارنده همودیالیز با غشای FB110 قرار
داشتند SD=21.2) 74.71 mg/l) بود که تقریبا 31 برابر افراد سالم می باشد (P<0.0001). بیشترین غلظت سرمی (123.8 mg/l) مربوط به بیماری است که ده سال تحت درمان همودیالیز قرار داشته است و کمترین غلظت سرمی (46 mg/l) مربوط به بیماری است که تقریبا دو سال تحت این نوع درمان بوده است. غلظت سرمی این پروتئین به جنسیت و سن ارتباطی نداشت، اما به مدت زمان درمان با همودیالیز وابسته بود (r=0.53 و P<0.01). به علاوه غلظت سرمی ?2M در 19 فرد سالم (به عنوان شاهد) که همه آزمایشها و معاینات معمول برای آنها انجام می شد، SD=0.4) 2.36 mg/l) در محدوده 1/58 تا 3/3 بود. که آزمونهای آماری با آنها مقایسه می گردید. به دلیل نقش بتادومیکروهموگلوبولین در بروز آمیلوئیدوزیس لازم است به غشاهای دیالیزی و اهمیت آنها در القای تولید یا برداشت این پروتئین در بیماران دیالیزی توجه شود.


زهرا پورپاک، محمود آل بویه، ابوالحسن احمدیانی،
دوره 60، شماره 4 - ( 4-1381 )
چکیده

مقدمه: مصرف سیستمیک اوپیوئیدها جهت تسکین درد از دیرباز شناخته شده ولی تجویز موضعی اوپیوئیدها جهت تسکین درد جهت کاهش عوارض آن از یک دهه قبل آغاز گردیده است. مرفین علاوه بر اثرات ضد دردی برخی اثرات ضد التهابی را نیز از خود نشان داده ولی مکانیسم اثرات مرفین بر تنظیم سیستم ایمنی هنوز بطور کامل شناخته نشده است.

مواد و روشها: در مطالعه حاضر که در طی سال 1379 در گروه فارماکولوژی دانشکده پزشکی دانشگاه شهید بهشتی انجام گرفته، به بررسی اثر ضد التهابی مرفین در تجویز سیستمیک و اثر آن بر سطح سرمی اینترلوکین-1 (IL-1) در مدل التهابی ناشی از تجویز کف پایی کاراژینان پرداختیم.

یافته ها: تزریق کف پایی کاراژینان (0/05 میلی لیتر از محلول 3 درصد W/V) موجب ایجاد التهاب در پای تحت تزریق گردید. التهاب نیم ساعت پس از تزریق آغاز و در ساعت های سوم و چهارم به حداکثر خود رسید. پیش درمانی با مرفین در دوز 1 mg/kg وزن بدن موجب افزایش التهاب ناشی از کاراژینان گردید ولی تجویز داخل صفاقی مرفین در دوز 7 mg/kg وزن بدن موجب کاهش التهاب ناشی از کاراژینان از ساعت دوم تا ششم آزمایش شد. تجویز داخل صفاقی نالوکسان در دوزهای 2 mg/kg و 45 دقیقه قبل از تزریق کاراژینان و 10 mg/kg در دقیقه 165 پس از تجویز کاراژینان موجب مهار اثر ضدالتهابی مرفین گردید. همچنین تزریق داخل صفاقی نالوکسان در دوز 10 mg/kg و 2 موجب افزایش التهاب ناشی از کاراژینان در یکساعت ابتدای آزمایش گردید در حالیکه تزریق کف پایی نالوکسان در دوز 2 mg/kg اثری بر التهاب ناشی از کاراژینان نداشت که این مسئله نشان دهنده اثر پپتیدهای درونزا EOP) Endogenous opioid peptid) در تنظیم التهاب ناشی از کاراژینان می باشد. اندازه گیری سطح سرمی IL-1 در گروههای مختلف نشانگر افزایش معنی دار IL-1? در گروه تحت درمان با مرفین به همراه کاراژینان بود و پیش درمانی با نالوکسان در این گروه موجب کاهش سطح سرمی IL-1 گردید. همچنین تزریق داخل صفاقی آنتی IL-1? در دوز 7 gµ/mice موجب افزایش التهاب ناشی از کاراژینان در گروه تحت درمان با مرفین در3 ساعت آخر آزمایش گردید در حالی که تجویز داخل صفاقی آنتی IL-1? در دوزهای 28 gµ/mice و 14 موجب خنثی شدن اثر ضدالتهابی مرفین گردید.

نتیجه گیری و توصیه ها: نتایج این مطالعه نشان می دهد که IL-1 واسطه اثرات ضدالتهابی مرفین بوده و نشان می دهد که افزایش IL-1 در کاهش التهاب نقش دارد.


امید سبزواری، مینا عندلیبی، ابوالحسن احمدیانی، محمد کمالی‌نژاد، محمد عبدالهی، سیدناصر استاد،
دوره 66، شماره 8 - ( 8-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: اطمینان از سلامت و ایمنی مصرف ترکیبات دارویی، آرایشی یا مکمل غذایی، پیش از ورود محصول به بازار دارویی ضروری می‌باشد. شنبلیله از سبزی‌های مفیدی است که در تهیه انواع غذاها به‌کار می‌رود و به‌عنوان یک گیاه دارویی نیز از قدیم مورد استفاده بوده است. گزارشات اخیر نشان می‌دهد که علاوه بر کاربردهای فراوان در طب سنتی، عصاره آبی برگ‌های شنبلیله دارای اثرات کاهنده قندخون، چربی خون و ضددردی در حیوانات آزمایشگاهی می‌باشد. با عنایت به اثرات درمانی فوق‌الذکر و در دسترس نبودن اطلاعات کافی در خصوص سمیت آن، در این تحقیق بر آن شدیم تا سمیت عصاره آبی برگ‌های شنبلیله را بر سلول‌های فیبروبلاست (NIH/3T3)  بررسی نمائیم.

روش بررسی: تعداد 104×5 عدد سلول در هر چاهک از پلیت‌های 24 خانه کاشته شدند و سپس مقادیر 10-01/0 میلی‌گرم عصاره پس از گذشت یک روز از تاریخ کاشت سلول (حصول اطمینان از رشد سلول‌ها و عدم آلودگی) به آن اضافه گردید. متعاقباً عصاره مزبور به مدت پنج روز در مجاورت سلول‌ها قرار گرفت و پس از پایان این مدت محیط کشت توسط عمل مکش تخلیه و دو بار با بافر PBS شسته شد. سپس تعداد سلول‌های زنده و فعالیت آنزیم دهیدروژناز میتوکندری سلول‌های مزبور به ترتیب با روش‌های e‏xclusion assay Trypan blue و MTT assay ارزیابی گردید.

یافته‌ها: به‌کمک روش‌های مورد استفاده در این تحقیق ID50 عصاره آبی شنبلیله برای روش‌های تریپان بلو و MTT assay بترتیب در حدود mg/ml 25/1 و mg/ml 5/2 به‌دست آمد.

نتیجه‌گیری: شواهد موجود موید غیرسمی بودن عصاره آبی شنبلیله می‌باشد و سمیت سلولی مشاهده شده، احتمالاً اختصاصی نبوده و ممکن است ناشی از اختلالات غشایی باشد.


ثریا احمدیان مسک، عباس حق‌پرست،
دوره 82، شماره 10 - ( دی 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: میدان‌های کوچک الکترونی می‌تواند منجر به بروز خطاهای قابل‌توجه در توزیع دوز شده و اثربخشی و ایمنی درمان را کاهش دهد، به‌ویژه زمانی‌که از دوزیمترهای متداول استفاده شود. هدف این مطالعه، بررسی عملکرد ژل پلیمری MAGIC به‌عنوان یک دوزیمتر سه‌بعدی در میدان‌های کوچک الکترونی و مقایسه نتایج آن با دوزیمترهای استاندارد Diode، Semiflex و Pinpoint بود.
روش بررسی: این مطالعه‌ی تجربی-کاربردی در بخش پرتودرمانی بیمارستان امام‌رضا (ع) کرمانشاه، در بازه‌ی زمانی آذر ۱۴۰۱ تا آذر ۱۴۰۲ انجام شد. پنج میدان الکترونی با ابعاد 2×2، 2.5×2.5، 3×3، 4×4 و 5×5 سانتی‌مترمربع، به‌عنوان میدان‌های کوچک با استفاده از اپلیکاتور cm2 6×6 متصل به سر شتاب‌دهنده خطی Elekta و در دو انرژی ۶ و ۹ مگاالکترون‌ولت تولید شد. نمونه‌های ژل MAGIC ساخته شده تحت تابش قرار گرفته و سپس با دستگاه MRI با قدرت 1.5 تسلا اسکن شدند تا توزیع دوز سه‌بعدی استخراج گردد. سپس نتایج با توزیع دوزهای به‌دست آمده از دوزیمترهای Diode، Semiflex و Pinpoint مقایسه شد.
یافته‌ها: منحنی‌های دوز عمقی به‌دست‌آمده از ژل MAGIC بیشترین تطابق را با دوزیمتر Diode داشتند و این تطابق نسبت به دوزیمترهای Semiflex و Pinpoint قابل‌توجه‌تر بود. همچنین با کاهش اندازه میدان و افزایش انرژی پرتو، اختلاف بین قرائت دوزیمترها بیشتر شد. این نتایج بر اهمیت انتخاب ابزار مناسب دوزیمتری در میدان‌های کوچک تأکید دارد.
نتیجه‌گیری: ژل پلیمری MAGIC به‌عنوان یک دوزیمتر سه‌بعدی، توان بالقوه بالایی برای دوزیمتری دقیق در میدان‌های کوچک الکترونی دارد و بالاترین سازگاری را با دوزیمتر diode نشان داد. اما در میدان‌های بسیار کوچک و همچنین انرژی بالا به‌دلیل فاصله گرفتن بیشتر از تعادل ذره باردار گزینه ژل دوزیمتر بهتر از سایر دوزیمترها است.

 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb