50 نتیجه برای امرا
حمید محسنین، خدامراد مرادپور،
دوره 18، شماره 9 - ( 1-1340 )
چکیده
نسرین تک زارع، منصور جمالی زواره ای، کامران یارمحمدی، حمیدرضا فروتن، علیرضا تک زارع، محمد بربرستانی،
دوره 59، شماره 1 - ( 1-1380 )
چکیده
بافت عصبی با وجود نقش کلیدی که در اعمال حیاتی بدن دارد، بافتی بسیار دیر التیام شناخته شده است. جامعه پزشکی همواره کوشیده است روشهای موثری را برای ترمیم اعصاب آسیب دیده بیابد. استفاده از لیزرهای کم توان و سبک مانند لیزر هلیوم-نئون دریچه جدیدی را به رفع این معضل بزرگ، گشوده است. در این مطالعه 20 سر موش صحرایی (رت) به طور تصادفی در گروههای شاهد و تجربی قرار گرفتند. در روز جراحی، تحت بیهوشی عمومی و با رعایت شرایط استریل، عصب سیاتیک تحت فشار و آسیب واقع شد. روز جراحی، روز صفر محسوب گردید. از روز اول به صورت دوره ای به رت های گروه مورد لیزر کم توان هلیوم-نئون با طول موج ?=65nm تابانیده شد. در روزهای 3، 6، 9، ... و 27، کلیه رتها تحت آزمایش فیزیولوژیک سطح شیب دار قرار گرفتند. در روز بیست و هفتم کلیه رتها توسط اتر کشته شدند و عصب سیاتیک خارج شده و مورد مطالعه بافت شناسی قرار گرفت. در گروه تجربی قدرت و سرعت ترمیم عصب نسبت به گروه شاهد بیشتر بوده و اختلافات فوق از نظر آماری هم معنی دار شد. در نهایت به این نتیجه رسیدیم که تابش روزانه لیزر کم توان هلیوم-نئون بر عصب سیاتیک آسیب دیده موجب تسریع معنی دار فرآیند ترمیم عصب می گردد.
مجید غفارپور، محمدحسین حریرچیان، شهاب خان احمدی، کامران خواجوئی،
دوره 59، شماره 2 - ( 2-1380 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
FA
نوار مغزی یک تست تشخیصی غیرتهاجمی، نسبتا ارزان و رایج در
حیطه بیماریهای مغز و اعصاب می باشد. روزانه تعداد زیادی بیمار جهت ثبت نوار مغزی
به درمانگاه نوروالکتروفیزیولوژی بیمارستان امام ارجاع می شوند. بنظر می رسید که
با توجه به این حجم نسبتا زیاد مراجعه انجام یک سرشماری ساده و در عین حال در
حدامکان همه جانبه در طی زمان نسبتا طولانی می تواند اطلاعات بنیادین با ارزشی را
در اختیار قرار دهد. جهت پربارتر شدن نتایج حاصله در مورد وجود ارتباط بین گروههای
سنی مختلف و تشخیص های نوار مغزی از روشهای تحلیل آماری استفاده شد. تعداد مراجعین
مرد و زن طی یکسال و نیم اجرای طرح تقریبا مساوی بوده است. از بین 1000 گزارش نوار
مغزی، 28/5% آنان طبیعی بودند و از بین علل مختلف مراجعه 74/9% را صرع و انواع آن
به خود اختصاص می داد. در میان زنان و مردان از نظر آماری رابطه معنی دار بین سن و
تشخیص های نوار مغزی وجود داشت. این ارتباط به طور جزئی تر در مورد علل مختلف
مراجعه مورد بررسی قرار گرفته است.
رضا شهریار کامرانی، شاهپور شیرانی، محمدتقی طهماسبی،
دوره 61، شماره 2 - ( 2-1382 )
چکیده
در شکستگی های ناپایدار لگن، یکی از روش های ثابت کردن قسمت خلفی لگن، استفاده از پیچ ایلیوساکرال است. این روش با وجودی که در بسیاری از مواقع روش انتخابی است ولی در ایران بعلت مشکلات تکنیکی در جاگذاری این پیچ، بطور شایعی مورد استفاده قرار نمی گیرد. ما روش معمولی پیچ گذاری ایلیوساکرال را با کمی تغییر برای افزایش کیفیت تصویرنگاری و کاهش خطر عوارض عصبی، به صورت پیچ گذاری با راهنمایی سی تی اسکن زیر بیحسی موضعی در دو بیمار انجام دادیم در هر دو مورد پیچ در جای مناسب قرار گرفته عوارض جانبی ناشی از آن بوجود نیامد.
ماندانا محی الدین بناب، کامران علی مقدم، پویا علیجانی پور، مریم بشتر، اردشیر قوام زاده،
دوره 62، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده
مقدمه: پیوند سلول های بنیادی خونساز امکان استفاده از دوزهای بالای داروهای شیمی درمانی را جهت درمان بیماری های خونی بدخیم فراهم نموده است. بهترین روش برای نگهداری کوتاه مدت سلول های بنیادی خونساز جهت استفاده در پیوند اتولوگ خون محیطی نگهداری در دمای 4 درجه سانتیگراد (یخچال) می باشد. ما در این مطالعه تعداد و درصد زنده بودن سلول های هسته دار و واحدهای تشکیل دهنده کلنی نمونه های خون محیطی موبیلیزه نگهداری شده در دمای 4 درجه سانتیگراد را بررسی کردیم.
مواد و روش ها: نمونه های پیوند خون محیطی 37 نفر شامل 13 بیمار خونی کاندید پیوند اتولوگ و 24 نفر دهنده سالم جهت پیوند آلوژن در 5 لوله استریل در دمای 4 درجه سانتیگراد بمدت 8 روز نگهداری شدند. هر نمونه در روزهای صفر (روز اخذ نمونه)، 2، 4، 6 و 8 از لحاظ شمارش سلولی (با لام نئوبار)، درصد زنده بودن (با رنگ تریپان بلو) و تعداد واحدهای تشکیل دهنده کلنی گرانولوسیت-ماکروفاژ تحت بررسی قرار گرفت. مقادیر بدست آمده به درصد مقادیر روز صفر تبدیل و از برنامه SPSS 10.0 جهت تحلیل آماری استفاده شد.
یافته ها: میانگین تعداد سلول های هسته دار در روزهای 2، 4، 6 و 8 برحسب مقادیر روز صفر بترتیب 101.2، 98.7، 96.3 و 88.9 بود. میانگین درصد سلول های زنده در این روزها بترتیب 93.8، 84.7، 78.1 و 73.6 بدست آمد. میانگین تعداد واحدهای تشکیل دهنده کلنی گرانولوسیت-ماکروفاژ بهمین ترتیب 72.3، 54.4، 29.5 و 10.6بود. هیچ ارتباط معنی داری بین سن، جنس، وزن و نوع دهنده اتولوگ یا آلوژن با شمارش سلولی، درصد زنده بودن و تعداد واحدهای تشکیل دهنده کلنی گرانولوسیت-ماکروفاژ یافته نشد.
نتیجه گیری و توصیه ها: در طول 8 روز نگهداری نمونه های پیوند خون محیطی تعداد سلول ها و درصد سلول های زنده تا بالاتر از 70% باقی می مانند، درحالی که تعداد واحدهای تشکیل دهنده کلنی گرانولوسیت-ماکروفاژ سریعتر افت می کند و بعد از روز چهار به کمتر از 50% می رسد. بنابراین، تعداد سلول های بنیادی خونساز خیلی سریعتر از تعداد کل سلول ها و درصد زنده بودن آنها افت می کند.
زهره صناعت، سیدمحمد توانگر، احمد شریف تبریزی، کامران علی مقدم، اردشیر قوام زاده، محمد جهانی،
دوره 62، شماره 4 - ( 4-1383 )
چکیده
مقدمه: بوجود آمدن عروق خونی جدید یکی از علل مهم در رشد سلول های بدخیم می باشد. عوامل موثر در تولید عروق خونی جدید از سلول های بدخیم و ماکروفاژها و ماست سل ها و سلول های لنفوسیت آزاد می شود. هدف از انجام این مطالعه بررسی عروق خونی جدید در بیماران مبتلا به لوسمی حاد میلوئیدی که تحت درمان قرار گرفته اند می باشد.
مواد و روش ها: بیماران مبتلا به لوسمی حاد میلوئیدی قبل و در طول درمان و در انتهای درمان تحت بیوپسی مغز استخوان قرار می گیرند و سپس با رنگ آمیزی اختصاصی فاکتور VIII میزان تغییر در عروق خونی مغز استخوان بررسی می شود. بعد از جمع آوری آنالیز تصویری میانگین چگالی عروق نمونه ها قبل از درمان و بعد از درمان مقایسه گردیدند. یافته ها: میانگین (MVD: Microvascular density) قبل از درمان در بیماران APL 3.58±6.81% بود. این میانگین بعد از خاتمه درمان به 3.06±3.48% می رسید (P<0.0001). در بیماران غیر APL میانگین MVD قبل از درمان 3.38 و میانگین MVD بعد از درمان 3.6 بود که تفاوت معنی داری بین این دو گروه وجود نداشت.
نتیجه گیری و توصیه ها: بنظر می رسد میزان آنژیوژنز در بیماران ALP در شروع درمان بالاتر از حد طبیعی است این میزان با درمان آرسنیک کاهش می یابد داروهای متداول شیمی درمانی قادر به کاهش آنژیوژنز در بیماران غیر APL نبوده اند اثر ضد رگزایی داروهای شیمی درمانی در بیماران لوکمی در صورتی قابل توجه خواهد بود که تاثیر بر روی زنده بودن سلول های آندوتلیوم وجود داشته باشد در صورتیکه صرفا دارو از طریق کاهش تعداد بلاست عمل کند، ممکن است کاهش رگزایی در مغز استخوان مشاهده نگردد.
صغری دوستی، حمیدرضا باصری، مهدی ناطق پور، کامران اکبرزاده، حسین لدنی، منصوره شایقی،
دوره 64، شماره 12 - ( 8-1385 )
چکیده
با وجود این که پشههای آنوفل نقش اصلی را در انتقال انگلهای بیماری مالاریا دارند، اما نکات مبهم زیادی درباره بیولوژی انگل در بدن ناقل و همینطور اثر تعاملی آنها وجود دارد. یکی از این عوامل که شاید به نوعی بتواند در مهار کردن سیکل انتقال تأثیرگذار باشد، وجود پروتئینهای رسپتور میباشند که با اتصال به ملکولهای حاوی کربوهیدرات به عمل چسبیدن انگل به دیواره معده کمک خواهد کرد. هدف از این مطالعه پیگیری سیکل اسپروگونی در بدن پشه و تأثیر احتمالی برخی کربوهیدراتها روی انگل و جلوگیری از اتصال آنها به دیواره معده و در نهایت انتقال توسط پشهها میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه با آلوده کردن تجربی پشههای An. Stephensi mysorensis با انگل P.vivax (خون بیمار حاوی گامتوسیت) و خوراندن قندهای N- استیل گلوکــز آمین، N- استیل گالاکتوزآمین، آرابینوز، فیکوز، مانوز، لاکتوز و گالاکتوز، تأثیر آنها روی سیکل اسپروگونی و احتمالاً عمل بازدارندگی آنها مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: در پنج دقیقه اول پس از آلوده شدن پشهها پدیده اگزفلاژلیشن (Exflagellation) مشاهده شد و پس از آن در زمانهای 20 ساعت و 8 تا 12 روز پس از آلودگی به ترتیب اووکینت، اووسیست و در نهایت اسپروزوئیت در معده و غده بزاقی پشههای آلوده مشاهده شد این امر مؤید آن است که سوش مذکور توانایی بالایی در انتقال پلاسمودیوم ویواکس دارد، از طرفی در پشههایی که با قندهای N- استیل گلوکــزآمین، آرابینوز، فیکوز و گالاکتوز آلوده شده بودند، اسپروزوئیت مشاهده و در قندهای فروکتوز، لاکتوز، مانوز وN- استیل گالاکتوز آمین آلودگی اسپروزوئیتی مشاهده نشد.
نتیجهگیری: به نظر میرسد در قندهایی که آلودگی پشهها در آن صفر بوده، احتمالاً میتوانسته اثر مهارکنندگی روی رشد انگل در مرحله اسپروگونی داشته باشد. با این حال برای دستیابی به نتایجی بهتر و دقیقتر نیاز به تحقیقات بیشتر میباشد و مطالعه فوق اولین گامی است که در این زمینه برداشته شده است.
خدیجه شمشاد، محمدعلی عشاقی، محمدرضا یعقوبی ارشادی، حسن وطن دوست، محمدرضا عبائی، کامران اکبرزاده، زکیه تلمادرهای، جواد رفیع نژاد، پوپک درخشنده پیکر،
دوره 65، شماره 1 - ( 12-1386 )
چکیده
مالاریا هنوز در جنوب و جنوب شرقی ایران بهعنوان یکی از مسایل مهم بهداشتی محسوب میشود. در سالهای اخیر تعداد 30-10 هزار مورد مالاریا در کشور گزارش شده است. یکی از ناقلین اصلی مالاریا در ایران آنوفل سوپرپیکتوس (Anopheles superpictus) میباشد که در تمام فلات مرکزی ایران، مناطق کوهستانی دامنههای سلسله جبال البرز و زاگرس و نیز با وفور کم در کنارههای دریای خزر و خلیج فارس یافت میشود. تا بهحال اختلافات مرفولوژیک در لارو و بالغ و نیز در قدرت انتقال بیماری مالاریا بین جمعیتهای مختلف آن در ایران گزارش شده است.
روش بررسی: بهمنظور بررسی تنوع ژنتیکی جمعیتهای مختلف آنوفل سوپرپیکتوس متعلق به استانهای سیستان و بلوچستان، اردبیل و لرستان ایران، تنوع اسیدهای نوکلئیک بخش سیتوکروم اکسیداز شماره 1و2 COI-COII)) بهطول bp 1512 بهروش PCR-RFLP و همچنین توالی 708 باز از ژن COI مولکول میتوکندری (mtDNA) نمونهها مورد مطالعه قرار گرفتند.
یافتهها: اختلافات بسیار زیادی در توالی ژنهای مورد مطالعه بین جمعیتهای مختلف آنوفل سوپرپیکتوس وجود دارد. میزان کل تنوع ژنتیکی در bp 708 از ژن COI برای جمعیتهای مختلف آنوفل سوپرپیکتوس معادل 3/12% و بین جمعیتهای بلوچستان 5-2 درصد میباشد. در مجموع چهار هاپلوتایپ که سه عدد مربوط به بلوچستان و یک عدد مربوط به بقیه مناطق کشور میباشد در بین جمعیتهای مختلف آنوفل سوپرپیکتوس مشاهده شد.
نتیجهگیری: وجود هاپلوتایپهای ژنتیکی در این آنوفل برای اولین بار در دنیا گزارش میشود و به احتمال زیاد این گونه دارای سیبلینگهای متعدد و از گونههای کمپلکس میباشد. برای نتیجهگیری قطعی و تعیین ارتباط هاپلوتایپهای فوق با انتقال مالاریا در مناطق تحت اشغال آنها مطالعات بیشتری لازم است.
علی ملکی، کامران منصوری، منوچهر میرشاهی، علیاکبر پورفتحاله، محمد اکرمی،
دوره 67، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: پلاسمینوژن توسط یکسری فعالکنندهها (PAs) به آنزیم فعال پلاسمین تبدیل میشود و نقش خود را که انحلال لخته فیبرینی است بهانجام میرساند. سیستم فیبرینولیز همچنین در فرآیند آنژیوژنز نیز دارای نقش اساسی میباشد. فعالیت سیستم فیبرینولیز از طریق پروتئولیز با واسطه فیبرین، مهاجرت و تهاجم سلولی را کنترل میکند. بهعلاوه آنزیم پلاسمین رشد تومور و متاستاز را تنظیم میکند. آنتیبادیهای منوکلونال بهعنوان ابزارهای بیولوژیک کارآمد نقش مهمی را در تحقیقات بنیادین ایفاء میکنند.
روش بررسی: نخست به روشهای مختلف چشمی، سنجش کمی قطعات DD/E بهروش D- دایمر و استفاده از سوبسترای کروموژنیک S-2251 (روش الیزا)، تأثیر آنتیبادیها بر فعالیت سیستم فیبرینولیز در حضور فعالکنندهها بررسی شد. در مرحله بعد اثر آنتیبادیها بر فرآیند آنژیوژنز در یک مدل رگزایی در شرایط آزمایشگاهی مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج حاصله نشان داد که آنتیبادی MC2B8 که مهارکننده فعالیت پلاسمینوژن در حضور فعالکنندههای پلاسمینوژن است، بر فرآیند رگزایی نیز اثر مهاری دارد. A1D12 که یک آنتیبادی علیه بخش N- ترمینال پلاسمینوژن است علاوه بر تسریع فعالیت سیستم فیبرینولیز در حضور فعالکنندهها، باعث فعال شدن فرآیند آنژیوژنز در شرایط آزمایشگاهی میشود.
نتیجهگیری: تشکیل پلاسمین یک مرحله کلیدی در تهاجم و مهاجرت سلولهای اندوتلیال جهت تشکیل عروق خونی است. پلاسمین بهطور مستقیم توسط تجزیه ماتریکس فیبرینی و دیگر ماتریکسها و بهطور غیرمستقیم توسط فعال کردن ماتریکس متالوپروتئازها و فاکتورهای رشد رگزایی در رگزایی نقش دارد. بر طبق نتایج آزمایشگاهی بهدست آمده آنتیبادیهای منوکلونال MC2B8 و A1D12 در یک حالت وابسته به دوز در این فرایند نقش دارند.
سیدرضا یحییزاده، داراب مهربان، سید حمیدالله غفاری، کامران علی مقدم، اردشیر قوام زاده، غلامحسین نادری، سید مجید کاظمینی، مهرناز راسته،
دوره 67، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: کانسر مثانه دومین بدخیمی شایع ادراری- تناسلی میباشد و از آنجاییکه دو سوم این کانسرها عود میکنند، پایش دقیق بیماران لازم است. بهدلیل هزینه بر و تهاجمی بودن سیستوسکوپی و حساسیت ناچیز سیتولوژی ادرار، تلاشهای فراوانی صورت گرفته تا بیومارکری مناسب برای کانسرهای یوروتلیال یافته شود. بدخیمیهای سیستم ادراری مانند سایر سرطانها، مقادیر زیادی تلومراز بیان میکنند. در این مطالعه به مقایسه حساسیت تست تلومراز و سیتولوژی ادرار در تشخیص کارسینوم سلول ترانزیشنال مثانه پرداخته شده است.
روش بررسی: در این مطالعه 49 بیمار مبتلا به کانسر مثانه که کاندیدای جراحی شده بودند، تحت بررسی با تستهای سیتولوژی و تلومراز ادرار قرار گرفتند. در این بررسی روش Quantitative Real-time RT-PCR بر پایه تکنولوژی TaqMan راهاندازی شد، که در آن از ژن hTERT بهعنوان تومور مارکر و از ژن GAPDH بهعنوان کنترل داخلی برای تشخیص و تعیین مقدار سلولهای توموری در نمونههای ادرار بیماران استفاده گردید. نهایتاً نتایج دو تست تلومراز و سیتولوژی ادرار با نتیجه سیستوسکوپی و آسیبشناسی نهایی بهعنوان استاندارد طلایی مقایسه گردید.
یافتهها: حساسیت تستهای تلومراز و سیتولوژی ادرار بدون در نظر گرفتن درجه و مرحله تومور، بهترتیب 5/73 و 3/16 درصد بهدست آمد که در این بین، حساسیت سیتولوژی ادرار واضحاً با درجه و مرحله تومور ارتباطی مستقیم داشته است، در حالیکه حساسیت تست تلومراز ادرار بدون توجه به گرید و مرحله تومور مطلوب میباشد. اختلاف مشاهدهشده بین سیتولوژی و تلومراز ادرار از منظر آماری معنیدار است (001/0).
نتیجهگیری: آنالیز کمّی hTERT-mRNA تلومراز در ادرار بهعنوان یک بیومارکر غیر تهاجمی، قابلیت جایگزین شدن بهجای سیتولوژی ادرار را جهت تشخیص و پیگیری کانسر مثانه دارد.
رضا شهریار کامرانی، رامین حاج زرگر باشی، سعیدرضا مهرپور، آرش شرافت وزیری، مریم طباطبائیان،
دوره 67، شماره 7 - ( 7-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و
هدف: آسیب تاندونهای فلکسور دست
مشکلی پیش روی جراحان است که برای آن روشهای متفاوتی وجود دارد که از این میان
روش pull out میباشد که با وجود مزایای فراوان دارای اشکالاتی در ساختار میباشد. آنچه در تکنیکهای مختلف مشترک میباشد، این است که پس از
انجام این روش باید برای مدتی انگشت ترمیم شده را بیحرکت کنیم تا خطر پارگی
تاندون از ناحیه گره با شروع حرکت بهحداقل برسد. از طرف دیگر بیحرکتی در انگشت
منجر به ایجاد چسبندگی در تاندون بهعنوان یکی از مهمترین عوامل عدم موفقیت ترمیم
تاندون شناخته شده است. از این رو در این مطالعه با ارائه تکنیکی جدید سعی در اصلاح
اشکالات شده است.
روش بررسی: 80 انگشت
را که با آسیبهای متفاوت از جمله پارگی در زون یک فلکسورها، بعضی از پارگیهای
تاندون فلکسور در زون دو، گرافت تاندونی بهصورت یک یا دو مرحله، تحت جراحی با
تکنیک جدید قرار دادیم. در این گره تاندونی مسیر اعمال نیرو عمود بر مسیر تاندون بوده
و اضافه بر آن، این گره، تاندون را در اطراف در بر میگیرد و لذا با کشیده شدن نخ
گره، گره محکمتر میشود.
یافتهها: نتیجه از لحاظ پاسخ به pull out 97% خوب و 3% ضعیف و همچنین نتیجه جراحی (عملکرد بیماران) 9/23% عالی،
2/52% خوب 9/17% متوسط و 6% ضعیف بود.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج قابل قبول بهدست
آمده میتوان برای بیمار بعد از جراحی حرکات فعال و غیر فعال را سریعتر شروع
نمود. برای تکمیل نتیجه مطالعه بهتر است در مطالعاتی دیگر این روش جراحی جدید با
روشهای قدیمی مقایسه شود. همچنین در مطالعات بیومکانیک میتوان قدرت این گره را
مورد ارزیابی قرار داد.
لیلا دردائیالقلندیس، رضا شاهسونی، اردشیر قوامزاده، مهرداد بهمنش، الهام اصلانکوهی، کامران علیمقدم، سیدحمیداله غفاری،
دوره 67، شماره 8 - ( 8-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: سرطان
معده اولین سرطان بدخیم کشنده در ایران بهشمار میرود. علیرغم پیشرفتهای درمانی جدید برای درمان
سرطان معده، گسترش تومور از طریق سیستم گردش خون و مغزاستخوان به اندامهای دورتر،
اصلیترین علت مرگ و میر در این افراد محسوب میشود. بنابراین نیاز فوری برای ایجاد
روشهای حساس جهت تشخیص سلولهای توموری پخششده در خون محیطی (PB) و مغز استخوان (BM) بیماران مبتلا
به سرطان معده وجود دارد.
روش بررسی: در
این بررسی آیندهنگر از Carcino
Embryonic Antigen به عنوان تومور مارکر و از Glyceraldehyde
3-Phosphate Dehydrogenase بهعنوان کنترل داخلی برای تشخیص و تعیین مقدار
سلولهای توموری پراکنده شده در نمونههای PB و BM 35 فرد مبتلا (نسبت مرد به زن:20
به 15 میانگین سنی: 50 سال محدوده سنی: 75-30) به سرطان معده استفاده شده است. RNA کل از رده سلولی سرطان معده AGS استخراج و قطعات ژنی CEA و GAPDH توسط رونویسی معکوس سنتز شدند.
قطعات تکثیر شده بهطور جداگانه در داخل وکتور pTZ57R/T کلون شدند. سپس کلونینگ دوتایی این قطعات در داخل این وکتور صورت
گرفت. از رقتهای متوالی این پلاسمید برای رسم منحنی استاندارد استفاده شد. نمونههای
PB و BM از افراد مبتلا به سرطان معده جمع
آوری و بعد از سنتز cDNA بر روی آنها Real-Time PCR صورت
گرفت.
یافتهها: در این مطالعه، اندازهگیری کمی ژنهای CEA و GAPDH با استفاده از Real-Time PCR با حساسیت بسیار بالا بهینه شد. mRNAی CEA در 23% نمونههای PB و 20% نمونههای BM افراد مبتلا تشخیص داده شد. در هیچ کدام از
نمونههای مربوط به گروه کنترل mRNAی CEA تشخیص داده نشد.
نتیجهگیری: quantitative
Real-Time PCR برای CEA میتواند به عنوان تکنیک مفیدی
برای تشخیص میکرومتاستاز در نمونههای PB و BM افراد مبتلا به سرطان معده بهکار
رود.
رضا شهریار کامرانی، سعیدرضا مهرپور، رامین حاجزرگرباشی، مریم طباطبائیان،
دوره 67، شماره 8 - ( 8-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: بیماری کینباخ نکروز
آوسکولار استخوان لونیت است که اگر درمان نشود اغلب پیشرونده است. با توجه به
تئوریهای موجود برای بیماری کینباخ که برای جراحان وجود داشت روشهای درمانی و
جراحی متعددی برای این بیماری پایهگذاری شد که هیچ یک درمان قطعی نبوده است و در
حال حاضر هیچ درمان جراحی که بتواند موجب درمان قطعی این بیماری شود وجود ندارد. عملهای جراحی پیشنهاد شده اکثراً با عوارض زیادی نیز همراه
بودهاند.
در این مطالعه روش درمان جدیدی برای این بیماری ارائه شده است که
در عین سادگی و بدون عارضه بودن نتایج مشابهی با عملهای متداول این بیماری دارد. در این مطالعه به
دنبال بررسی نتایج بیماران به کمک یک روش جراحی بسیار ساده به نام core
decompression هستیم.
روش بررسی: در این طرح 11 بیمار مبتلا به
کینباخ در مراحل I-IIIb با روش جدید core
decompression استخوان لونیت تحت جراحی
قرار گرفتند و شدت درد، محدوده حرکات و توانایی انجام کارهای روزمره و معیارهای
رادیوگرافیک بیماران پس از دو سال مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: سن متوسط افراد شرکتکننده 29 سال و هشت بیمار
مرد بودند. معیار سنجش درد (VAS) از 5/87 پیش از عمل به 5/13 پس
از آن رسید که اختلاف معنیدار بود همچنین میزان بهبود عملکرد بیماران (DASH) از 84 به
14 با (001/0p<) رسید و محدوده حرکات نیز به
صورت محسوسی بهبود یافت 63% افراد از نتایج بسیار راضی 18% راضی بودند و در 18%
نیز وضعیت تغییر نکرده بود.
نتیجهگیری: مطالعه حال حاضر نشان میدهد که این روش جدید ساده بوده و
میتواند روشی تاثیرگذار در درمان این بیماری باشد.
مهوش حصاری، کامران منصوری، علی مصطفایی، علی بیدمشکی پور،
دوره 68، شماره 3 - ( 3-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: آنزیمهای پروتئولیتیک، خصوصاً کلاژنازها برای هضم ماتریکس خارج سلولی، جداسازی سلولها و کشت اولیه مورد استفاده قرار میگیرند.
با توجه به مشکلات تخلیص و مقدار کم کلاژنازها در منابع باکتریایی یا جانوری، یافتن منابع جدید و کم هزینه این آنزیمها اهمیت دارد. بههمین جهت در این مطالعه اکتینیدین که فراوانترین پروتیین میوه کیوی است، تخلیص شد و مخلوط مناسبی از آن و تریپسین برای جداسازی سلولهای اندوتلیال آئورت موش صحرایی بهکار رفت.
روش بررسی: سلولهای اندوتلیال آئورت با استفاده از محلول هضمی شامل غلظتهای متفاوت اکتینیدین (دو تا 16 میلیگرم در میلیلیتر) و تریپسین (3/0، 6/0، 2/1 و 4/2 میلیگرم در میلیلیتر) در زمانهای مختلف (15 تا 90 دقیقه) جدا شدند و در محیط کشت DMEM کشت داده شدند. سلولهای جداشده بهواسطه خصوصیات مورفولوژیک و رنگآمیزی ایمونوسیتوشیمی شناسایی شدند و درصد بقا بهکمک آزمون تریپان بلو تخمین زده شد.
یافتهها: اکتینیدین در غلظت 10 میلیگرم در میلیلیتر بههمراه تریپسین با غلظت 2/1 میلیگرم در میلیلیتر بهمدت 60 دقیقه توانست سلولهای اندوتلیال آئورت موش صحرایی را جدا کند. درصد بقای سلولهای ذکر شده در این شرایط 90% تخمین زده شد. خصوصیات مورفولوژیک و ایمونوسیتوشیمی ماهیت سلولهای جدا شده بهعنوان سلولهای اندوتلیال را تأیید نمود.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که مخلوط بهینه اکتینیدین و تریپسین اثرات سمی محسوسی بر سلولهای جدا شده نداشته و گزینهای مناسب و جدید برای جداسازی سلولهای اندوتلیال آئورت موش صحرایی است.
فاطمه نادعلی، شیرین فردوسی، پریسا کریمزاده، بهرام چهاردولی، ناهید عینالهی، اسداله موسوی، بابک بهار، حسین درگاهی، غلامرضا توگه، کامران علیمقدم، اردشیر قوامزاده، سیدحمیداله غفاری،
دوره 68، شماره 4 - ( 4-1389 )
چکیده
ییک تیروزین کیناز غیر رسپتوری است که نقش مهمی در اختلالات میلوئیدی ایفا می کند. اخی را JAK زمینه و هد ف: 2
شناسایی شده (MPNs) در تعداد زیادی از بیماران مبتلا به نئوپلاس مهای میلوپرولیفراتیو JAK2 V617F جهش اکتسابی
واقع بر روی کروموزوم 9 JAK در نوکلئوتی د 1849 در اگزون 12 از ژن 2 T به G است. این جهش ناشی از تغییر
م ی گردد . در JAK است که منجر به جایگزینی اسیدآمینه فنیل آلانین به جا ی وال ین در موقعی ت 617 از پ روتیین 2
بر (AS-PCR) و آلل اختصاصی DNA بر روی (ARMS-PCR) مطالعه حاضر دو روش سیستم تکثیر متزلزل جه ش ها
در ارزیابی این جهش مقایسه شد ه اند. روش بررس ی: مطالعه انجام شده از نوع تجربی بود . در این مطالعه RNA روی
با روش نمون هگیری تصادفی ساده، در 58 بیمار با تشخیص جدید یا در حال درمان مبتلا به JAK2 V617F جهش
مورد ارزیابی قرار گرفتند . برای تایید نتایج، سه نمونه از AS-PCR و ARMS-PCR بدخیمی های میلوپرولیفراتیو با روش
نتایج مشابه ی در بیماران AS-PCR و ARMS-PCR قرار گرفت . یافت هها: با هر دو روش Sequencing بیماران مورد
61 %) به دست آمد . اما در بیماران ترومبوسیتمی اولیه با روش / 86 %) و بیماران میلوفیبروز اولیه ( 5 / پلی سیتمی ورا ( 6
8) به دست آمد . وجود جهش توسط روش /15)% شیوع 53 AS-PCR 7) و با روش /15)%46/ شیوع 6 ARMS-PCR
با هر دو روش، قابل مقایسه با نتایج JAK مورد تایید قرارگرفت . نتیج هگیری: میزان شیوع جهش 2 Sequencing
گزارش شده قبلی می باشد و تفاوت در نتایج گزارش شده می تواند وابسته به تکنیک مورد استفاده باشد.
مهدی بهدانی، محمد حسینی نژاد چافی، سیروس زینلی، مرتضی کریمی پور، حسین خاناحمد شهرضا، پوریا قاسمی، نادر اسدزاده، عطیه غمناک، کامران پوشنگ باقری، حامد اهری، دلاور شهباززاده،
دوره 68، شماره 5 - ( 5-1389 )
چکیده
800x600 زمینه و
هدف: عقربگزیدگی بهعنوان یکی از مشکلات در سیستم بهداشت عمومی
برخی از کشورهای دنیا از جمله ایران مطرح میباشد. در ایران سالیانه حدود 30 هزار
نفر گزیده میشوند که 12% موارد گزشها و 95% موارد مرگ و میر مربوط به عقرب
همیسکورپیوس لپتوروس میباشد. با توجه به اینکه سرمتراپی تنها راه درمان بیماران
عقربزده میباشد و این سرمها از اسب تهیه میشود لذا ایجاد عوارض بیماری سرم در
برخی از بیماران اتفاق میافتد. لذا در این مطالعه بهبررسی قابلیت آنتیسرم شتری
در خنثیسازی سم عقرب همیسکورپیوس لپتوروس در مدل موشی میپردازیم.
روش بررسی: در این
پژوهش بهجای اسب از شتر که قرابت نزدیکتری با انسان دارد برای تهیه آنتیسرم ضد
عقرب استفاده شد. برای این منظور دو نفر شتر با ونوم با سم عقرب همیسکورپیوس
لپتوروس ایمن شدند و در تست الایزا ایمن شدن شترها به اثبات رسید. سرم شترهای ایمن
شده و نیز آنتیسرم حاصل از رسوب آمونیوم سولفات اشباع (SAS)
از نظر خنثیسازی سم در بدن موش ارزیابی شد.
یافتهها: سرم تهیه
شده در حجم 200 میکرولیتر و آنتیسرم حاصل از SAS
در حجم 400 میکرولیتر قادر است یک 100LD
از ونوم را خنثی نموده و از تلف شدن موشها جلوگیری نماید.
نتیجهگیری: آنتیسرم
شتری که بر علیه سم عقرب همیسکورپیوس لپتوروس بهدست آمد، در مدل حیوانی قادر به
خنثیسازی سم بوده و از مرگ موشهایی که با سم تلقیح شده بودند جلوگیری مینماید.
با توجه به مزیتهایی که سرم شتر نسبت به سرم اسب دارد این آنتیسرم میتواند
جایگزین مناسبی برای آنتیسرم با منشاء اسب باشد.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
میترا بختیاری، کامران منصوری، علی مصطفایی، یوسف صادقی، هادی مظفری، رستم قربانی، مصطفی رضایی طاویرانی،
دوره 68، شماره 9 - ( 9-1389 )
چکیده
800x600 زمینه و
هدف: سلولهای پیشساز مشتق از پوست نوعی سلول پیشساز هستند که
از کشت درم پستانداران بهدست آمده و در محیط کشت دو ردۀ نورونی و مزودرمی را
تولید میکنند. دستیابی به این سلولها بهعنوان یک منبع اتولوگ و در دسترس سلولهای
پیشساز عصبی، گزینهمناسبی در درمان بیماریهایمختلف سیستم عصبی میباشد. این مطالعه
بهمنظور راهاندازی نحوه جداسازی، کشت، تکثیر و تمایز سلولهای پیشساز مشتق از پوست
انسانی در کشور انجام شده است.
روش
بررسی: ابتدا نمونههای پوست فور اسکین انسانی به قطعات کوچک تقسیم
و پس از هضم آنزیمی در محیط تکثیری کشت داده شدند. پس از پاساژ پنجم با کشت سلولهای
حاصله در شرایط تمایزی عصبی، تمایز انجام شد. برای شناسایی هویت سلولها از تکنیکهای
ایمونوسیتوشیمی و RT-PCR
استفاده شد. توانایی تمایز به نورون و سلول گلیال پس از رنگآمیزی با آنتیبادیهای
اختصاصی در سه تکرار بیولوژیک بررسی شد.
یافتهها: پس از تمایز، سلولهای β- III توبولین مثبت و نوروفیلامنت- M
مثبت مشاهده شدند که مارکرهای اختصاصی سلول عصبی هستند. همچنین سلولهای Glial fibrillary acid protein (GFAP)
مثبت و S100
مثبت دیده شدند که این مارکرها بهطور اختصاصی در سلولهای گلیال بیان میشوند.
خصوصیات مورفولوژیک نیز ماهیت سلولهای تمایز یافته را بهعنوان نورون و سلول
گلیال تایید نمود.
نتیجهگیری: سلولهای
بهدست آمده از پوست فور اسکین انسانی در محیط کشت، بسته به شرایط القایی محیط
توانایی تمایز به نورون و سلول گلیال را دارند.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
علی اصغر بلوریان، محمود بهشتی منفرد، لطیف گچکار، محمد قمیسی، مهران شاهزمانی، مهنوش فروغی، محمد کاظم عربنیا، کامران قدس، علی دباغ،
دوره 69، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: فیبریلاسیون دهلیزی شایعترین آریتمی پس از عمل جراحی قلب باز است. گرچه این ریتم پس از عمل جراحی قلب خوشخیم بوده و در اکثر موارد بهخودی خود پس از 24 ساعت برطرف میشود. اما میتواند در همین مدت نیز عوارض خطرناک بهدنبال داشته باشد. جهت کاهش این عارضه تمهیداتی اندیشه شده است یکی از این اقدامات انجام پریکاردیوتومی خلفی است که تاثیر آن در کاهش فیبریلاسیون دهلیزی پس از عمل مورد اختلاف نظر است.
روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی تصادفی شده یک سو کور، پس از تایید مطالعه در کمیته اخلاق دانشگاه و اخذ رضایت کتبی آگاهانه، 174 نفر از بیماران کاندیدای بایپس کرونر الکتیو (87 نفر در هر گروه) پس از اعمال معیارهای ورود و خروج و پس از همسانسازی متغیرهای مداخلهگر عمده در سالهای 89-1388 وارد مطالعه شدند. همزمان با انجام جراحی بایپس کرونر، در یک گروه پریکاردیوتومی خلفی و در گروه دیگر، بدون پریکاردیوتومی خلفی عمل جراحی انجام شد. بیماران از لحاظ پیامدهای مهم مطالعه، بهخصوص بروز آریتمی در طی یک هفته اول پس از عمل، مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: شیوع فیبریلاسیون دهلیزی پس از عمل در گروهی که تحت بایپس کرونر با پریکاردیوتومی خلفی قرار گرفتند کمتر از گروه دیگر بود (004/0P<).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد انجام پریکاردیوتومی خلفی همراه با بایپس کرونر الکتیو میتواند باعث کاهش شیوع میزان فیبریلاسیون دهلیزی پس از عمل الکتیو در این بیماران شود.
کامران موسوی حسینی، مجید حیدری، فاطمه یاری،
دوره 69، شماره 5 - ( 5-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و
هدف: در
سالهای اخیر بهطور مداوم از مصرف خون کامل در بیماران کاسته شده و بر مصرف
فرآوردههای دارویی بیولوژیک مشتق از خون از قبیل آلبومین، ایمونوگلوبولینها، و
فاکتورهای انعقادی افزوده گردیده است. توجه به ساختمان مولکولی آلبومین جهت
جداسازی آلبومین از پلاسما انسانی اهمیت فراوانی دارد. مولکول آلبومین پروتیین تک
زنجیرهای با وزن مولکولی 66500 دالتون میباشد و از حدود 585 آمینواسید تشکیل شده
است و مولکولی پایدار و بهشکل کروی میباشد. برای تولید آلبومین انسانی روشهای
گوناگونی وجود دارد، ولی با توجه به میزان بالای نیاز به این ماده بیولوژیکی، در
درمان بالینی همواره روشهایی مورد نظر بوده است که با عملیات کمتر و زمان محدودتر
حجم بالایی از آلبومین تولید گردد.
روش
بررسی: در روش تهیه آلبومین از پالایش پلاسما به کمک اتانول سرد معمولاً از
فراکشن 5 که پس از جداسازی از مخلوط فراکشنهای 6+5 بهدست میآید استفاده میگردد. در این مطالعه بهمنظور کوتاه
نمودن روش کار و کاهش در هزینه، بهکمک Hollow fiber cartridge توانستهایم
آلبومین را با غلظت و خلوص مناسب بدون جداسازی فراکشن 5 از فراکشن 6 تهیه نماییم.
یافتهها: در این مطالعه آلبومین
انسانی از مخلوط فراکشن 6+5 با استفاده از Hollow fiber cartridge تهیه گردید. آلبومین بهدست آمده دارای غلظت
20% و منومر 5/96 و پلیمر و اگرگیت 5/3% میباشد.
نتیجهگیری: در مطالعه حاضر کیفیت آلبومین بهدست آمده پس از جداسازی را با چند
نمونه تجاری بهکمک SDS-page مقایسه نمودیم و با توجه به میزان پلیمر و اگرگیت 5/3 درصد بهدست
آمده جهت آلبومین تهیه شده، نتایج رضایتبخش بود.
نور احمد لطیفی، محمد جواد فاطمی، فرخ کامران خواجوی، شهرزاد تقوی، میرسپهر پدرام،
دوره 70، شماره 8 - ( 8-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: فلپ تصادفی در جراحی ترمیمی کاربرد زیادی دارد و نکروز آن از مشکلات جراحی پلاستیک است. داروهای سیستمیک و موضعی زیادی برای جلوگیری از این عارضه توصیه میشود. در این مطالعه اثر آسپیرین و پلاویکس و همچنین اثر ترکیب دو دارو بر بقای فلپ پوستی تصادفی در رت بررسی شد.
روش بررسی: 40 رت به طور تصادفی به چهار گروه ده تایی تقسیم شدند. پس از بیهوشی عمومی فلپهای cm3×11 در پشت تمام رتها ایجاد شد. سپس در یک گروه روزانه mg/kg100 آسپیرین خوراکی به مدت یک هفته و در گروه دیگر پلاویکس روزانه mg/kg25 خوراکی به مدت یک هفته تجویز شد. در گروه سوم آسپیرین به علاوه پلاویکس با دوز مشابه گروه اول و دوم به مدت یک هفته استفاده شد. حیوانات گروه چهارم به عنوان گروه کنترل بوده و دارویی دریافت نکردند. پس از هفت روز سطح فلپ تحت اندازهگیری و محاسبات مورفولوژی قرار گرفت. از میانگین و انحرافمعیار جهت توصیف دادهها و از آزمون آنالیز واریانس جهت مقایسه گروهها استفاده شد.
یافتهها: میانگین میزان زنده بودن فلپ پوستی تصادفی (نسبت سطح زنده فلپ به سطح کل×100) در گروه کنترل 49/62%، در گروه آسپیرین 04/64%، در گروه پلاویکس 09/65% و در گروه ترکیبی 06/64% بود. مقایسه اختلاف میانگین بین گروهها نشان داد که اختلاف معنیداری بین گروههای مطالعه با گروه کنترل وجود نداشت(05/0.
نتیجهگیری: مصرف آسپیرین، پلاویکس و ترکیب آنها تاثیر قابل توجهی بر بقای فلپ پوستی تصادفی نداشت