80 نتیجه برای اکبری
پروین منصوری، شیدا شمس، فریدون دواچی، محمود اکبریان، فرهاد شهرام،
دوره 52، شماره 1 - ( 1-1373 )
چکیده
محمد اکبری، حسن توفیقی، حمیدرضا چگینی،
دوره 54، شماره 2 - ( 2-1375 )
چکیده
بررسی آناتومیک اشکال مختلف شریانهای کرونری، یکی از اساسی ترین تحقیقات در زمینه این عروق می باشد. جهت انجام این بررسی، شریانهای کرونری 463 مورد قلب انسان، که از سه منبع مختلف: 1) اجساد پزشکی قانونی 2) کادآورهای سالن تشریح دانشکده پزشکی 3) فیلم های آنژیوگرافی عروق کرونری جمع آوری شده بود، مورد مطالعه قرار گرفت. پس از مقایسه نتایج حاصل از این تحقیق با آمار ارائه شده در منابع خارجی، مشابهات و اختلافهای آماری این دو بصورت زیر مشخص شد که: در تعداد شریانهای کرونری (وجود 2 یا 3 شاخه)، منشا شریان گروه سینوسی، دهلیزی، و نوع تقسیم تنه اصلی کرونری چپ (2 یا 3 شاخه شدن) تفاوتهای نسبتا قابل ملاحظه وجود دارد، اما در سایر موارد تفاوت قابل ملاحظه ای مشاهده نمی شود.
محمد اسماعیل اکبری،
دوره 55، شماره 3 - ( 2-1376 )
چکیده
جمعیت 3/4 میلیون نفری استان اصفهان به صورت خوشه ای با رعایت نسبت درست جمعیت شهری، جمعیت حاشیه شهر و روستایی آن در سال 1368 مورد مطالعه قرار گرفتند. از این جمعیت 11230 نفر در طی ماه گذشته ابراز یک یا چند نوع ناراحتی نمودند که 9818 نفر آنها به یک مرجع جهت معالجه مراجعه کردند، و از آن میان 146 نفر در بیمارستان بستری شدند، که سهم بیمارستانهای آموزشی وابسته به دانشگاه، 74 بیمار بود. همچنین در طول یک ماه گذشته 945 نفر از این جمعیت بدلایل مختلف در منزل بستری بوده اند که نسبت به بیماران بستری همزمان در بیمارستانها نسبت 6 به 1 را شامل می شود. با بهره وری از این تحقیق که تعداد بیماران سرپایی را نسبت به بستری بسیار متنوع تر و متعددتر نشان داده، جامعه را نیز محل بزرگ برای حضور بیماران آشکار و نهان نشان می دهد، بیمارستان های آموزشی را محل کافی و مناسب آموزش دانشجویان پزشکی ندانسته، حضور در مراکز آموزشی سرپایی بخصوص مراکز بهداشتی درمانی و جامعه را از ضروریات یک آموزش با کیفیت مطلوب عنوان خواهیم کرد.
زهرا حیدری، باقر مینایی زنگی، سید محمد حسین نوری، محمد اکبری،
دوره 55، شماره 5 - ( 2-1376 )
چکیده
در مطاله حاضر، تاثیر سرب بر خصوصیات فراساختمانی سلول اندوتلیال جدار سینوزوئید در طحال جنین Rat مورد بررسی قرار می گیرد. آلودگی زیست محیطی سرب با پیشرفت صنعت، بطور بی رویه ای در حال افزایش است. این آلودگی به طرق مختلف حیات موجودات زنده را مورد تهدید قرار می دهد. دستگاه گردش خون و ایمنی در این میان از حساسیت خاصی برخوردار می باشد. 30 رت ماده و 6 رت نر از نژاد (Sprague Dawley) به طریق نمونه برداری تصادفی انتخاب می گردند. پس از جفت گیری و مشاهده پلاک واژینال، رتهای حامله به دو گروه آزمایش و شاهد تقسیم می گردند. از نخستین روز بارداری، گروه آزمایش محلول استات سرب 0/13% و گروه شاهد آب مقطر به عنوان آب آشامیدنی مصرفی روزانه دریافت می نمایند. پس از زایمان، نمونه طحال نوزاد در محلول گلوتارآلدهاید 0.02 تثبیت و پس از طی مراحل آماده سازی توسط میکروسکوپ الکترونی مورد مطالعه قرار می گیرد. بررسی الکترون میکروسکوپی در سلولهای اندوتلیال سینوزوئید، تغییرات مورفولوژیک میتوکندری، ظهور لیزوزوم های اولیه، ثانویه و اجسام مالتی وزیکولار و تورم شبکه آندوپلاسمی را نشان می دهد. به نظر می رسد که این تغییرات در اثر تداخل سرب با اعمال آنزیمی یا تجمع سرب در ارگانلهای سلولی مذکور باشد.
غلامرضا علیائی، محمد اکبری، حسن باقری، رویا ابوالفضل، سعید طالبیان مقدم، فریبا فتاحی،
دوره 55، شماره 5 - ( 2-1376 )
چکیده
اتیولوژی سندرم تونل کارپ در بیشتر موارد ناشناخته است. ما در یک تحقیق آینده نگر بمنظور بررسی عوامل زمینه ساز ابتلا به سندرم، تعداد 103 زن شامل 70 زن مبتلا و 33 زن غیرمبتلا به سندرم در محدوده سنی 22 تا 70 سال را مورد مطالعه قرار دادیم. کلیه افراد پس از گرفتن تاریخچه بالینی مورد ارزیابی توسط آزمونهای الکترودیاگنوستیک (NCS) قرار گرفته و زمان تاخیر و هدایت عصبی دیستال اعصاب مدیان و اولنار در آنها اندازه گیری شد. همچنین ابعاد مچ و قو و وزن نمونه ها جهت محاسبه نسبت مچ دست (Wrist Ratio) و شاخص جرم بدن (Body Mass Index) سنجیده شد. کلیه افراد از نظر داشتن شرایط فردی، شغلی، فیزیکی و بیماریهای زمینه ای بررسی شدند. نتایج بدست آمده توسط روش های آماری t-test، همبستگی پیرسون و رگرسیون تجزیه و تحلیل شدند. بیماران مبتلا به سندرم وزن، شاخص جرم بدن و نسبت مچ بالاتری داشتند. آنالیز رگرسیون همبستگی مثبت و بالایی را بین نسبت مچ بیماران و زمانهای تاخیری عصب مدیان نشان داد. بیشترین همبستگی بین نسبت مچ و اختلاف زمان هدایت مدیان منهای اولنار راست بدست آمد. سن بیماران با مقادیر الکتروفیزیولوژیک و نیز با نسبت مچ رابطه ای نداشت. بین وزن و شاخص جرم بدن با زمانهای هدایت عصبی همبستگی دیده نشد. بین دو گروه بیمار و شاهد از نظر داشتن سابقه انجام فعالیتهای مکرر دستی و مدت انجام آنها، دیابت، اختلال در تیروئید، آرتریت روماتوئید و شرایط زنان (نظیر مصرف داروهای ضد بارداری خوراکی، هیسترکتومی، سن یائسگی و ...) اختلاف معنی داری دیده نشد. براساس این نتایج بنظر می رسد یک فاکتور مهم در ایجاد سندرم تونل کارپ، نسبت مچ فرد حتی در کسانیکه عوامل زمینه ساز فوق را دارند، می باشد. در واقع افراد با نسبت مچ بالا و مستعد به سندرم، اگر در معرض بعضی از شرایط زمینه ای قرار گیرند ممکن است علائم سندرم در آنها بروز کند.
حسن مرزبان، بتول نصراله زاده، محمد اکبری، مهنوش توبک، احمدرضا دهپور، علیرضا فاضل، ناصر سلسبیلی، هوشنگ رفیق دوست،
دوره 56، شماره 1 - ( 1-1377 )
چکیده
دی سدیم همی فتالات گلیسیریتینیک اسید (DHGA) دارای اثرات ضدالتهابی و ضد درد است. در مطالعه حاضر مقادیر 25mg/kg و 50mg/kg و 75mg/kg به منظور ارزیابی اثرات ناهنجاری زائی بر روی جنین در روزهای هفتم، هشتم و نهم بارداری به صورت داخل صفاقی (IP) به موشهای سوری تزریق شد. DHGA سبب تاخیر رشد با دوزهای 50 mg/kg و 75 mg/kg در روزهای هفتم، هشتم و نهم شده است و کاهش گسترش مراکز استخوان سازی مخصوصا بند (فلانکس) میانی دست و پا را نشان داده است و همچنین تعداد مهره های دمی از مفصل ساکروایلیاک کاهش یافته است. افزایش خفیف اما با اهمیت در مرگ و میر رویانی و جنینهای بازجذبی وجود داشت. این نتایج نشان دهنده تاخیر رشد و امبریوتوکسیسیتی وابسته به دوز این دارو در موش می باشد.
فیروزه اکبری اسبق، افسانه خادمی،
دوره 56، شماره 1 - ( 1-1377 )
چکیده
این ناهنجاری دومین مورد گزارش شده در جهان می باشد. مورد گزارش شده در این مقاله یک رحم سپتوم دار، دوپلیکاسیون سرویکس و سپتوم واژن به نحو احسن با نظریه Muller قابل توجیه است. براساس این نظریه، این ناهنجاری در اثر اختلال اتصال قسمت پایین مجاری مولرین با وجود تکامل طبیعی رحم اتفاق افتاده است، اما طبق تقسیم بندی کلاسیک AFS رحم بعد از اتصال مجاری مولرین شکل می گیرد و اتصال از توبرکول مولرین آغاز شده و به سمت بالا پیش می رود (اتصال یک سویه مجاری مولرین از پایین به بالا). براساس نظریه کلاسیک AFS دوپلیکاسیون سرویکس به علت عدم اتصال در مجاری مولرین است و این مورد گزارش شده از نظر کلاسیک تبعیت نمی کند، زیرا در صورتی امکان پذیر است که اتصال فوقانی انجام پذیرد بدون اینکه اتصال در ناحیه تحتانی رخ داده باشد. در این بیمار آندومتریوز که در ناهنجاریهای مولرین شایعتر است نیز دیده شده است.
غلامرضا علیایی، محمد اکبری، علی نخعی،
دوره 56، شماره 2 - ( 2-1377 )
چکیده
تاثیر فشارهای مختلف بر روی ستون فقرات افراد طبیعی همیشه مورد توجه پژوهشگران، کارفرمایان و ورزشکاران بوده است. به منظور بررسی تاثیر افزایش وزنه خارجی بر روی عملکرد عضلات ستون فقرات، مطالعه ای بر روی 32 مرد جوان سالم و بدون سابقه کمر درد و میانگین سنی 4.04±25.25 سال صورت گرفت و تاثیر افزایش وزنه بر روی حداکثر گشتاور دینامیک، تلاش، سرعت انجام کار، توان و بعضی از مولفه های دیگر ستون فقرات در صفحه حرکتی ساژینال مورد مطالعه قرار گرفت. در این مطالعه با استفاده از دینامومتر Isostation B-200 و وزنه های صفر و 5 و 10 و 15 کیلوگرمی و آزمونهای آنالیز واریانس، همبستگی و آزمون t تاثیر بارگذاری بر روی مولفه های فوق بررسی شد. نتایج نشان دادند که افزایش بار باعث افزایش معنی دار در حداکثر گشتاور دینامیک، حداکثر سرعت انجام کار، کار انجام شده و توان کار و کاهش در زمان حرکت و شیب منحنی گشتاور زمان بخصوص در اوزان بالاتر می شود (P<0.05). در این تحقیق معلوم شد که منحنی Load-velocity که در مورد عضلات اندامها وجود دارد نمی تواند در مورد عضلات ستون فقرات، که از نظر بافت شناسی نیز تفاوتهای زیادی با عضلات اندامها دارند صدق کند.
روشنک امیرصدری، محمد بربرستانی، محمد اکبری، محمود فرزان،
دوره 56، شماره 4 - ( 4-1377 )
چکیده
وضعیت شاخه راجعه (Recurrent) یا عضلانی تنار نسبت به عصب مدین و فلکسور رتیناکولوم از مقوله هایی است که همواره مورد توجه متخصصان و جراحان دست بوده است. بدین منظور سطح پالمار 64 دست (32 جسد مرد) تشریح شد. پس از مشخص کردن مدین در کنار فوقانی فلکسور رتیناکولوم و باز نمودن تونل مچ دستی، موارد فوق بررسی گردید. نتایج حاصل نشان می دهد که وضعیت شاخه راجعه نسبت به فلکسور رتیناکولوم از چهار الگو پیروی می کند: A) شاخه راجعه در 53/1% موارد بعد از تونل مچ دستی از مدین منشا می گیرد. B) در 31/3% موارد این شاخه در تونل مچ دستی از مدین منشا می گیرد و برای ورود به ناحیه تنار، کنار تحتانی فلکسور رتیناکولوم را دور می زند. C) در 14/1% موارد این شاخه در تونل مچ دستی از مدین منشا می گیرد و فلکسور رتیناکولوم را سوراخ می کند. D) در 1/56% موارد شاخه راجعه پس از انشعاب از مدین در تونل مچ دستی به دو شاخه تقسیم می گردد، یک شاخه از الگوی B و شاخه دیگر از الگوی C پیروی می کند. در مرحله دیگر این پژوهش، موقعیت شاخه راجعه نسبت به عصب مدین بررسی گردید. یافته ها نشان می دهد برخلاف این تصور که شاخه راجعه غالبا از سمت خارج عصب مدین منشا می گیرد، این شاخه در 68/75% موارد از سطح قدامی مدین منشا می گیرد. آزمون McNemar مشخص کرد که شیوع هیچیک از الگوهای فوق با راست یا چپ بودن دست ارتباطی ندارد.
فیروزه اکبری اسبق،
دوره 56، شماره 4 - ( 4-1377 )
چکیده
در این بررسی پرونده 200 تن از خانمهایی که جهت درمان ناباروری از اوایل سال 1374 لغایت 1375 به بخش IVF بیمارستان میرزا کوچک خان مراجعه نموده اند بطور گذشته نگر مورد مطالعه قرار گرفت و نتایج هیستروسالپنگوگرافی و لاپاراسکپی کلیه بیماران مقایسه گردید. هدف تعیین ارتباط بین تغییرات پولیپوئیدی و هیپرتروفی آندومتر در هیستروسالپنگوگرافی و آندومتریوز یافته شده در لاپاراسکپی است. از 32 خانمی که آندومتر هیپرتروفیک و یا نقص در پرشدگی پولیپوئیدی داشته اند فقط 3 مورد در لاپاراسکپی آندومتریوز نشان دادند و تشخیص آنها با آسیب شناسی مورد تایید قرار گرفت، در حالیکه در 168 خانم که هیستروسالپنگوگرافی طبیعی داشتند، 22 مورد آندومتریوز مشاهده گردید. بنابراین می توان نتیجه گرفت وجود هیپرتروفی یا تغییرات پولیپوئیدی آندومتر نمایانگر وجود آندومتریوز نیست، و بالعکس هیستروسالپنگوگرافی طبیعی وجود آندومتریوز را نفی نمی نماید.
حسن مرزبان، محمد اکبری، مهنوش توبک،
دوره 57، شماره 4 - ( 4-1378 )
چکیده
سمیت جنتامایسین در رشد و نمو در رت باردار نژاد Sprague-Dawely که به صورت زیر جلدی در روزهای 15-6 بعد از لقاح با دوز 100 mg/kg تجویز گردید، بررسی شد. در روز 21 بارداری، تمام جنینهای زنده از نظر آنومالیهای ظاهری و اسکلتی بررسی شده اند. افزایش جنینهای بازجذبی و مرده و کاهش وزن طبیعی از یافته های این بررسی بود. جنتامایسین همچنین باعث ایجاد آنومالیهای شدید اسکلتی مانند دنده موج دار، مراکز استخوان سازی ناکامل در استرنوم، مهره های دمی، متاکارپ، متاتارس و کاسه سر نیز گردید. این نتایج نشان دهنده طیف و وسعت امبریوتوکسیسیتی و ناهنجاری زائی جنتامایسین در رت نژاد Sprague-Dawely می باشد.
غلامرضا علیایی، محمد اکبری، حسین باقری، محمدرضا هادیان، سعید طالبیان، نوشین احمدوند،
دوره 58، شماره 1 - ( 1-1379 )
چکیده
در 30 سال اخیر هزینه هایی که صرف امور بهداشتی شده افزایش چشمگیری داشته که از این بین، بیماری های سیستم موسکولواسکلتال، خصوصا کمردرد رقم بالایی را بخود اختصاص می دهد. کار سنگین بدنی، وضعیت های کاری ثابت، خم شدن و چرخش های مکرر تنه، بلند کردن اجسام و کار تکراری از جمله عوامل مهم ایجاد کمردرد هستند. عقیده عمومی براین است که خستگی موضعی عضلانی فرد را در معرض صدمه قرار می دهد. علیرغم اهمیت مساله خستگی و تحمل عضلانی، مطالعات دینامیک زیادی روی عضلات تنه صورت نگرفته است. در این تحقیق سعی بر این است که با استفاده از دینامومتر ایزواینرشیال، که در آن مقاومت در طول حرکت ثابت است، حرکات تکراری خسته کننده در جهت فلکشن-اکستنشن انجام شود تا تاثیر آن بر روی متغیرهای بازده و الگوهای حرکتی بررسی گردد. این بررسی به روش شبه تجربی بر روی 38 زن سالم انجام شد. با استفاده از دستگاه دینامومتر Isostation B-200 حرکات فلکشن و اکستنشن تکراری برعلیه مقاومتی حدود 50% حداکثر قدرت ایزومتریک فرد انجام شد. بلافاصله پس از تست دینامیک، حداکثر قدرت ایزومتریک مجددا اندازه گیری شد و تغییرات آن نسبت به قبل از تست دینامیک مورد توجه قرار گرفت. کلیه پارامترهای مربوط به الگو و بازده حرکتی در صفحه ساژیتال کاهش نشان داد، البته کاهش پارامترهای مربوط به الگوی حرکتی افزایش چشمگیری داشت (P<0.0001). همچنین در صفحات فرعی حرکت، یعنی فرونتال و ترنسورس، افزایش قابل ملاحظه ای در پارامترهای فوق بچشم می خورد (P<0.001). کاهش حداکثر قدرت ایزومتریک بعد از تست دینامیک از نظر آماری معنی دار بود (P<0.0001). باتوجه به نتایج فوق شاید بتوان تاثیرات خستگی را بر روی پارامترهای قابل اندازه گیری دستگاه، ناشی از عدم اعمال کنترل دقیق از مراکز اصلی حرکتی در دستگاه عصبی مرکزی و مراکز محیطی کنترل عضله دانست. همچنین با مقایسه پارامترهای مربوط به قدرت و تحمل، باید گفت بیش از آنکه کاهش قدرت افراد سبب افت حرکت شود، پارامترهای مربوط به تحمل عضلات و افت آنها سبب متوقف نمودن حرکت می گردد. لذا اهمیت تحمل عضلات در تجویز تمرین درمانی و توانبخشی بیماران بخوبی احساس می گردد.
فیروزه اکبری اسبق،
دوره 58، شماره 3 - ( 3-1379 )
چکیده
سیترات کلومیفن داروی موثر، ارزان و کم عارضه ای برای درمان ناباروری است، اما در مواردی با مقادیر بالای آن نیز پاسخ درمانی دیده نمی شود. بمنظور بررسی اثرات دگزامتازون همراه با سیترات کلومیفن در بیمارانی که مبتلا به عدم تخمک گذاری مقاوم به سیترات کلومیفن بودند و DHEAS طبیعی داشتند، 57 زن نابارور مقاوم به کلومیفن را مطالعه نمودیم. برای هر بیمار از روز 3 تا 7 قاعدگی روزانه 100 میلیگرم سیترات کلومیفن و از روز 3 تا 12 قاعدگی دگزامتازون 0.5 میلیگرم شبانه تجویز گردید. سونوگرافی سریال انجام می گرفت و هنگامیکه قطر فولیکول ها به 18-17 میلی متر می رسید 5000 تا 10000 واحد hCG تزریق می شد. تخمک گذاری در 46 بیمار (80.7%) و حاملگی بالینی در 17 مورد (29.3%) در 92 سیکل درمانی بوقوع پیوست. هیچگونه عارضه جدی ناشی از تجویز سیترات کلومیفن دیده نشد. میانگین فولیکول های غالب بیش از 16.1 میلیمتر 2.42 و ضخامت آندومتر در 35 مورد (61.4%) بیش از 8 میلیمتر بود. باتوجه به ارزان و کم عارضه بودن ترکیب سیترات کلومیفن و دگزامتازون در بیماران مقاوم به کلومیفن با DHEAS طبیعی توصیه می گردد.
فیروزه اکبری اسبق،
دوره 59، شماره 1 - ( 1-1380 )
چکیده
این مطالعه جهت بررسی ارتباط بین تعداد فولیکولها و نسبت FSH/LH در فاز میدفولیکولار (روز هشتم سیکل) با پاسخ شدید تخمدانی در بیماران مبتلا به سندرم پلی کیستیک تخمدانی (PCO) در بخش IVF بیمارستان میرزا کوچک خان که با گونادوتروپین ها تحریک تخمک گذاری شده بودند انجام گرفته است. 54 بیمار مبتلا به سندرم PCO که سطح FSH و LH بازال طبیعی داشتند بطور آینده نگر تحت مطالعه قرار گرفتند. در 22 بیمار بعلت پاسخ شدید تخمدانی HCG تزیق نشده و سیکل کنسل شد. به 32 بیمار HCG تزیق شده و سیکل کامل گردید. در تمام بیماران روز هشتم سیکل نسبت FSH/LH سرم اندازه گیری و تعداد فولیکولهای تخمدان توسط سونوگرافی واژینال تعیین گردید. در این مطالعه نشان داده شد که در سیکل های کنسل شده میزان LH روز هشتم پایین و تعداد فولیکولها بیشتر بود و با افزایش هریک واحد نسبت FSH/LH خطر ابطال سیکل (Cancelling the cycle) دو برابر می شود و با افزایش هر یک عدد فولیکول ریسک کنسل شدن 1/2 برابر می شود. هنگام تحریک تخمک گذاری با گونادوتروپین ها در بیماران مبتلا به PCO دقت در استفاده از دوز مناسب دارو مورد توجه می باشد. استفاده از نسبت FSH/LH و تعداد فولیکولهای روز هشتم می تواند راهنمای خوبی در پیشگویی بیماران که مستعد به سندرم هیپراستیمولیشن OHSS) Ovarian Hyperstimulation Syndrome) هستند، باشد.
پریسا کلانتری، حوری سپهری، محمدتقی اکبری، زهرا اوسطی آشتیانی، فرخنده بهجتی،
دوره 59، شماره 3 - ( 3-1380 )
چکیده
حدود 10 الی 15 درصد از کل ازدواجها نابارور هستند که علت آن در نیمی از موارد مربوط به مرد می شود. موضوع ناباروری و ارتباط آن با عوامل ژنتیکی بسیار پیچیده است. عوامل متعددی وجود دارند که اسپرماتوژنز را تحت تاثیر قرار می دهند. در این پژوهش، بررسی های کروموزومی بر روی 70 مرد نابارور آزواسپرمی و اولیگواسپرمی (شمارش اسپرمی کمتر از 20 میلیون در میلی لیتر) انجام گرفت. بررسی های کروموزومی پس از کشت دادن لنفوسیت های خون محیطی انجام شده و روش نواربندی با قدرت تفکیک بالا (High-Resolution banding) مورد استفاده واقع گردید. اختلالات کروموزومی در 8 (11/42 درصد) مورد بدست آمد. از این تعداد، 31/4 درصد از مردان آزواسپرمی بوده و 68/6 درصد از آنها اولیگواسپرمی هستند که شمارش اسپرمی آنها از چند صد هزار تا 20 میلیون اسپرم در میلی لیتر را شامل می گردد. طول مدت ناباروری در مردان مورد مطالعه حداقل 2 سال است. تمامی بیمارانی که دارای اختلالات کروموزوم های جنسی هستند، آزواسپرمی بوده و بیشترین میزان اختلالات 47 کروموزومی را، ترکیب کروموزومی XXY (سندرم کلاین فلتر) بخود اختصاص می دهد که در 85/7 درصد از کل بیماران مورد مطالعه یافت شد. میزان اختلالات کروموزومی بدست آمده در این پژوهش 11/42 درصد می باشد. از طرفی، تمامی اختلالات کروموزومی بدست آمده در پژوهش حاضر در کروموزوم های جنسی به وقوع پیوسته است همچنین تمامی بیمارانی که دارای اختلالات کروموزومی عددی هستند، آزواسپرمی می باشند. با توجه به یافته های این مطالعه، پیشنهاد می شود تمام مردان مبتلا به آزواسپرمی مورد بررسی سیتوژنتیکی قرار گیرند.
حسین باقری، محمد اکبری، غلامرضا علیائی، سعید طالبیان، فرزانه جعفری،
دوره 59، شماره 3 - ( 3-1380 )
چکیده
هدف از این تحقیق بررسی و مقایسه دو فرکانس مختلف تحریک الکتریکی اعصاب از طریق پوست T.E.N.S) Transcutaneous Electrical Nerve stimulation) بر تحریک پذیری رفلکس هافمن H-Reflex ثبت شده از عضله گاستروسولئوس در افراد سالم بود. تعداد 40 نفر داوطلب خانم بین سنین 20 تا 30 سال به روش شبه تجربی در این بررسی شرکت نمودند. در 20 نفر از افراد جریان TENS با فرکانس 100 هرتز و در 20 نفر دیگر TENS با فرکانس 2 هرتز بر درماتوم اولین عصب ساکرال S1 در ناحیه خلف ساق اعمال گردید. تحریک پذیری رفلکس نورون حرکتی آلفا با اندازه گیری دامنه رفلکس هافمن (Peak to Peak Amplitude H max/2) قبل و بعد از کاربرد TENS مورد ارزیابی قرار گرفت. اندازه گیری و ثبت رفلکس H به روش هیوگون (1973) قبل از کاربرد TENS و یک دقیقه و پنج دقیقه و ده دقیقه بعد از کاربرد TENS انجام می گرفت. جریان TENS به مدت 30 دقیقه با فرکانس 100 هرتز در گروه الف و فرکانس 2 هرتز در گروه ب بکار رفت. برای مقایسه دوبدو میانگین متغیرها از روش (Multiple Paired T test (a=0.00825 استفاده گردید. نتایج حاصل از این بررسی نشان دهنده کاهش قابل توجه دامنه رفلکس هافمن بعد از کاربرد جریان TENS با فرکانس 100 هرتز در مقایسه با قبل از کاربرد جریان می باشد و این اثر تا مدت 10 دقیقه بعد از کاربرد TENS باقی بود. در صورتیکه بدنبال کاربرد TENS با فرکانس 2 هرتز افزایش در دامنه رفلکس هافمن مشاهده گردید. با مقایسه دامنه رفلکس در مراحل پنج و ده دقیقه اختلاف معناداری مشاهده نگردید و اثر این جریان تا قبل از 5 دقیقه از بین رفته بود. این نتایج نشان می دهد که تحریک الکتریکی TENS با فرکانس 100 هرتز اثرات مهاری بر تحریک پذیری رفلکسی نورون حرکتی آلفا دارد. این اثر همچنان تا ده دقیقه بعد از کاربرد TENS باقی است. در صورتیکه استفاده از جریان TENS با فرکانس 2 هرتز اثرات تسهیلی بر تحریک پذیری رفلکسی نورون حرکتی آلفا دارد و این اثر کوتاه مدت بوده و قبل از 5 دقیقه به سطوح اولیه برگشته است.
محمود اکبریان، فریدون دواچی، احمد سلیم زاده، فرهاد شهرام، فرهاد قریب دوست، عبدالهادی تاجی، محمد پژوهی، احمدرضا جمشیدی،
دوره 60، شماره 4 - ( 4-1381 )
چکیده
مقدمه: استئوپوروز یکی از جدی ترین مشکلاتی است که سلامتی افراد جوامع مختلف در جهان، خصوصا زنان یائسه و افراد پیر را تهدید می کند. با توجه به زمینه های متفاوت ژنتیک، نژاد و جغرافیا، دانسیتی استخوانی می تواند در جوامع گوناگون مختلف باشد. در ایران نیز دانسیتی استخوان می تواند با دانسیتی استخوان در سایر نقاط دنیا متفاوت باشد و ضرورت دارد دانسیتی استخوان در ایران مشخص گردد.
مواد و روشها: این مطالعه به صورت توصیفی بر روی 280 نفر از پرسنل سالم بیمارستان دکتر شریعتی تهران و بستگان آنها که بصورت تصادفی انتخاب و تراکم استخوان با تکنیک DEXA) Dual Energy X-Ray Absorptiometry) در دو محل که شامل ستون فقرات کمری و گردن استخوان ران اندازه گیری شد و اطلاعات بدست آمده توسط Polynomial approximation (درجه سوم) مورد تجزیه قرار گرفت.
یافته ها: در زنان، دانسیتی استخوان در ستون فقرات کمری (L1-L4)، بیشترین مقدار آن در دهه چهارم (0/992 گرم بر سانتی متر مربع) و کمترین آن در دهه هفتم (0/799 گرم بر سانتی متر مربع) بود. دانسیتی گردن استخوان ران، بیشترین مقدار در دهه چهارم (0/826 گرم بر سانتی متر مربع) و کمترین آن در دهه هفتم (0/601 گرم بر سانتی متر مربع) بود. در مردان، دانسیتی فقرات کمری (L1-L4)، بیشترین مقدار در دهه سوم (0/980 گرم بر سانتی متر مربع) و کمترین آن (0/749 گرم برسانتی متر مربع) در دهه دوم بود. در مورد دانسیتی گردن استخوان ران، بیشترین آن در دهه چهارم (0/896 گرم بر سانتی متر مربع) و کمترین آن در دهه هفتم (0/758 گرم بر سانتی متر مربع) بود.
نتیجه گیری و توصیه ها: بطور خلاصه، تراکم نسج استخوان در نمونه مورد بررسی، هم در ستون فقرات و هم در استخوان فمور و در هر دو جنس نسبت به استاندارهای مورد نظر Hologic پایین تر بود.
محمد اکبری، علیقلی سبحانی، ایرج راگردی کاشانی، الهه امینی، زهرا رضایی، حمیده شجری، ،
دوره 61، شماره 3 - ( 3-1382 )
چکیده
مقدمه: نقص های هنگام تولد از علل ناشناخته شده مرگ و میر در دوران نوزادی و پس از آن می باشد. حدود 6% تمام تولدهای زنده دچار ناهنجاری های مادرزادی می باشند که 2 تا 3 درصد به هنگام تولد تشخیص داده شده و 2 تا 3 درصد نیز تا سن 5 سالگی تشخیص داده می شوند. هدف از این مطالعه تعیین میزان شیوع انواع نقص های هنگام تولد قابل مشاهده در بین نوزادان ایرانی بوده است.
مواد و روش ها: در این مطالعه تعیین شیوع انواع نقص های هنگام تولد قابل مشاهده در بین نوزادان بیمارستان های میرزا کوچک خان، امام خمینی و دکتر شریعتی در حد فاصل اول آذرماه 1378 لغایت پایان آبانماه 1379 انجام گرفت. نمونه های مورد مطالعه نوزادانی بودند که حداقل 24 ساعت پس از تولد زنده بودند. بمنظور کسب و ثبت داده ها، فرم جمع آوری اطلاعات طراحی گردید. جهت جمع آوری اطلاعات گروهی از متخصصین آموزش دیده بوسیله مصاحبه با مادران نوزادان و معاینه نوزادان فرم جمع آوری اطلاعات را کامل نمودند. تجزیه و تحلیل اطلاعات بوسیله نرم افزار Excel و SPSS انجام گردید.
یافته ها: بررسی داده ها نشان داد که از 6424 نمونه ثبت شده در این سه بیمارستان تعداد 205 نوزاد (3.2%) مبتلا به نقص های هنگام تولد قابل مشاهده بودند. شایعترین نقص های هنگام تولد در بین نوزادان مبتلا بترتیب نقایص دستگاه اسکلتی عضلانی (37.3%)، نقایص دستگاه عصبی (24.7%)، نقایص دستگاه ادراری تناسلی (24.3%) و نقایص سر و گردن (13.6%) تعیین گردیدند.
نتیجه گیری و توصیه ها: نتایج این مطالعه در مقایسه با مطالعات قبلی که اکثرا از کشورهای دیگر بودند نشان داد که میزان شیوع نقص های هنگام تولد قابل مشاهده در بیمارستان های مورد مطالعه نسبت به سایر کشورها در مجموع نتایج مشابهی دارند اما نوع نقص ها متفاوت بود.
گیتا شعیبی، منصور اکبری نژاد، علیرضا حسین قلی زاده،
دوره 62، شماره 2 - ( 2-1383 )
چکیده
مقدمه: بیهوشی کامل داخل وریدی یا (TIVA: Total IV anesthesia) نسبت به بیهوشی استنشاقی معایب و مزایای مختلفی دارد. بدین منظور تاکنون داروهای بسیاری مورد آزمون قرار گرفته اند. پروپوفول بعنوان آخرین داروی بیهوشی ابداع شده در علم بیهوشی بوده و یکی از اعضا خانواده آلکیل فنول ها بحساب می آید و هم اکنون پروپوفول بعنوان بهترین دارو برای تزریق مداوم در بیهوشی مطرح است. ابداع میدازولام بعنوان اولین بنزودیازپین محلول در آب جزو مهمترین گام ها در علم بیهوشی بحساب می آید و از آن نیز می توان به صورت انفوزیون برای بیهوشی استفاده کرد.
مواد و روش ها: در این مطالعه که به روش کارآزمایی بالینی دوسوکور اجرا شده است، بمنظور بررسی اثرات همودینامیک در دو روش بیهوشی کامل وریدی (TIVA) (پروپوفول-آلفنتانیل با میدازولام-آلفنتانیل) 60 بیمار مونث که تحت عمل (D&C: Dilatation and curettage) در بیمارستان دکتر شریعتی تهران در طی سال 1381 قرار گرفته بودند به این مطالعه وارد شدند.
یافته ها: بین میانگین سن در دو گروه پروپوفول و میدازولام اختلاف معنی داری وجود نداشت (P>0.05). همچنین بین فشار خون و ضربان قلب بیماران پیش از بیهوشی نیز اختلاف معنی داری وجود نداشت (P>0.05). پس از القای بیهوشی در هر دو گروه افت فشار خون واضح دیده شد علیرغم اینکه شاخص ترین تغییر همودینامیک پس از اینداکشن با پروپوفول کاهش SVR است که در گروه میدازولام بمراتب از گروه پروپوفول بیشتر بود (85 میلیمتر در برابر 73 میلیمتر) (P<0.05) بدنبال این کاهش فشار خون، ضربان قلب در هر دو گروه افزایش یافته بود و این افزایش در گروه پروپوفول بسیار ملایم تر از گروه میدازولام بود (98 ضربه در دقیقه در برابر 118 ضربه در دقیقه) (P<0.05). در مورد میانگین آلفنتانیل تزریق شده نیز اختلاف معنی داری بین دو گروه مشاهده نشد و دو گروه از این نظر با یکدیگر تفاوت معنی داری نداشتند (P>0.05). اما مدت زمان اقامت بیماران در ریکاوری در گروه پروپوفول-آلفنتانیل به میزان معنی داری از گروه میدازولام کوتاهتر بود (25 دقیقه در مقابل 39 دقیقه) (P<0.05).
نتیجه گیری و توصیه ها: این نتایج مشابه نتایج Vuyk و همکارانش است. در مطالعه آنها نیز مدت زمان ریکاوری که توسط آزمون های سایکوموتور سنجیده می شد، بطور معنی دارتری در گروه پروپوفول کوتاهتر بود و میزان خواب آلودگی، آگاهی به زمان و مکان همگی در گروه پروپوفول کوتاهتر از گروه میدازولام بودند. میانگین زمان ترخیص در این مطالعه بسیار کوتاهتر از زمان ترخیص در مطالعه مشابه می باشد. در نهایت اینکه باتوجه به یافته های بدست آمده از این مطالعه و مطالعات مشابه، می توان نتیجه گرفت که برای TIVA پروپوفول از میدازولام داروی مناسبتری برای بیماران سرپایی محسوب می گردد و می تواند هزینه های بستری را کاهش دهد. در مطالعات بعدی می توان با بکارگیری انواع دیگر مخدرها و انواع دیگر بیهوش کننده ها ترکیب پروپوفول-آلفنتانیل را با این ترکیبات مقایسه نمود. همچنین استفاده از داروهای مختلف این داروها همراه با سایر مخدرها می تواند جالب باشد.
فریدون سرگلزایی اول، علی قلی سبحانی، محمد اکبری، بهروز نیک نفس، عظیم هدایت پور،
دوره 62، شماره 4 - ( 4-1383 )
چکیده
مقدمه: تحقیق حاضر بمنظور ارزیابی ظرفیت القا استخوان سازی و روند ترمیم ضایعات استخوانی در استخوان های پهن با استفاده از ترکیب OCP/BMG طراحی گردید. مواد و روش ها: در این تحقیق از 40 سر موش صحرایی جوان (6-5 هفته ای) از جنس نر و از نژاد Sprague Dawley استفاده شد. حیوانات بطور تصادفی به دو گروه آزمایشی و کنترل تقسیم گردیدند. ضایعه ای به قطر 5 میلیمتر بر روی استخوان پاریتال ایجاد و در گروه آزمایشی ترکیبی از OCP/BMG به نسبت 1.4 در محل ضایعه کشت داده شد. جهت بررسی روند استخوان سازی در طی روزهای 5، 7، 14 و 21 نمونه های لازم برداشت گردید. پس از آماده سازی بافتی، از نمونه های بدست آمده مقاطع بافتی به ضخامت 5 میکرون تهیه گردید. سپس با H & E و آلسین بلو رنگ آمیزی و با میکروسکوپ نوری مورد مطالعه قرار گرفتند.
یافته ها: در روز پنجم پس از کشت سلول های آماسی در اطراف مواد کاشت شده مشاهده گردید که در اطراف قطعات OCP از شدت بیشتری برخوردار بود. روند ترمیم با ظهور بافت غضروفی اندک در درون قطعات BMG در روز هفتم آغاز شده منتهی بافت استخوانی جدید به وضوح قابل مشاهده نبود. در روز چهاردهم استخوان جدید به وضوح مشهود بوده و علاوه بر استخوان سازی جدید در مجاورت حاشیه ضایعه، جزایر استخوانی در بین مواد کاشت شده نیز مشاهده شد. در پایان روز بیست و یکم قسمت اعظم مواد کاشت شده جذب گشته و ترابکول های منظم استخوانی همراه با حفرات مغز استخوان ایجاد شده بود. درصورتیکه در نمونه های گروه کنترل استخوان سازی ضعیفی فقط در مجاورت استخوان میزبان مشاهده شد.
نتیجه گیری و توصیه ها: نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که ترکیب OCP/BMG باعث تحریک فعالیت استخوان سازی و افزایش بافت استخوانی جدید در ناحیه ضایعه دیده استخوان پاریتال در موش صحرایی می شود. از این رو بنظر می رسد که این ترکیب ممکن است بتواند از نظر بالینی در مواردی که نقایص استخوانی بزرگ وجود دارد، موثر باشد.