12 نتیجه برای ایزدی مود
نسرین مقدمی تبریزی، نرگس ایزدی مود، مامک طهماسبی،
دوره 59، شماره 4 - ( 5-1380 )
چکیده
پره اکلامپسی/اکلامپسی، یکی از شایعترین بیماریهای وابسته به بارداری می باشد که با علائم افزایش فشار خون، پروتئینوری و ادم در خانمهای حامله مشخص می شود. این عارضه در اولین حاملگی هفت برابر شایع تر از حاملگیهای بعدی بوده و قبل از هفته 20 حاملگی بندرت اتفاق می افتد. در این مطالعه آینده نگر BhCG) B-Subunit Human Chorionic Gonadotrophin) سرمی 260 زن حامله تک قلو در سه ماهه دوم بارداری که از آبان ماه 1378 تا شهریور ماه 1379 به درمانگاه پره ناتال بیمارستان میرزا کوچک خان مراجعه کرده بودند، اندازه گیری شد. پرونده مامائی این زنان بعد از زایمان جهت شناسایی موارد پره اکلامپسی مورد بررسی قرار گرفت. متوسط سن زنان تحت مطالعه 26 سال و متوسط سن بارداری هنگام اندازه گیری BhCG سرمی 19 هفتگی بود. از این تعداد 17 نفر از آنها (6/5 درصد) به پره اکلامپسی اکلامپسی خفیف مبتلا شدند. متوسط BhCG سرمی افراد پره اکلامپتیک 35060.5 mlu/ml و در افراد غیرمبتلا 33766/1 mlu/ml بود که این تفاوت از نظر آماری معنی دار نبود (0.28=P). بنابراین گرچه افزایش سطح سرمی BhCG در سه ماهه دوم بارداری در زنان که از نظر کلینیکی طبیعی بودند و بعد به پره اکلامپسی شدید مبتلا شدند گزارش شده است، این آزمون جهت شناسایی زودهنگام پره اکلامپسی اکلامپسی خفیف مناسب نمی باشد.
الهه کیهانی، ناصر کهن نیا، نرگس ایزدی مود، محمدرضا کیخانی، حسین نجم آبادی،
دوره 64، شماره 3 - ( 2-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان دهانه رحم دومین علت مرگ و میر در اثر سرطان در بین زنان می باشد. در این سرطان بیش از هر نوع بدخیمی دیگری، اثرات پیشگیری ، تشخیص زودرس و درمان به موقع بر کاهش میزان مرگ و میر مشهود است. از اواسط سال 1970 بود که ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) به عنوان اتیولوژی اصلی سرطان دهانه رحم پیشنهاد گردید. مطالعات مختلف که در سراسر جهان صورت گرفته، نشان دهنده ارتباط قوی میان HPV وتغییرات پیش سرطانی و سرطانی در سلول های اپی تلیال می باشد. از آنجا که کشت سلولی و روش های سرولوژیک در شناسایی این ویروس و انواع آن فاقد ارزش هستند، اهمیت روش های ملکولی از جمله واکنش زنجیره ای پلی مراز (PCR) در تشخیص قطعی و زودرس این ویروس آشکار می گردد.
روش بررسی: در این مطالعه پس از انتخاب بیماران مطابق با پروتکل مربوطه و تکمیل فرم پرسشنامه ، 100 نمونه از ضایعات پیش سرطانی و سرطانی دهانه رحم انتخاب شدند. سپس استخراج DNA از بلوک های پارافینی با روش استاندارد انجام گرفت. PCR مولتی پلکس با استفاده از دو جفت پرایمر (یکی به عنوان کنترل داخلی) صورت پذیرفت و محصولات PCR بر روی ژل پلی آکریل آمید 8% برده شد.
یافته ها: در جمعیت مورد مطالعه از میان 100 بیمار مبتلا به سرطان د هانه رحم، 73 مورد از نظر عفونت HPV مثبت و 27 مورد منفی بودند. به عبارت دیگر میزان شیوع عفونت ویروس HPV در این جمعیت 73% بود.
نتیجه گیری: یافته های حاصل از مطالعه ما گزارش های پیشین مبنی بر ارتباط میان HPV و سرطان دهانه رحم را تقویت می کند.
زهرا افتخار، سعیده محققی، فریبا یارندی، نرگس ایزدی مود، نسرین مقدمی تبریزی، زهرا رضایی،
دوره 64، شماره 11 - ( 7-1385 )
چکیده
سرطان اندومتر شایعترین سرطان دستگاه ژنیتال میباشد که عموماً در سنین بعد از منوپوز دیده میشود. با توجه به افزایش سن ازدواج، درمانهای غیرجراحی بهکمک پروژستینهای سیستمیک همراه با حفظ قدرت باروری در زنان جوان مبتلا به سرطان اندومتر با تمایز خوب مورد بررسی قرار گرفتهاند.
روش بررسی: در این پژوهش 21 بیمار نازا مبتلا به آدنوکارسینوم خوب تمایزیافته اندومتر مرحله Ia در مطالعهای از نوع مداخلهای بدون شاهد (Quasi-experimental) وارد شدند. درمان با مژسترول استات ابتدا با دوز 160 میلیگرم روزانه و سپس در صورت عدم پاسخ به درمان با دوز 320 میلیگرم روزانه برای بیمار آغاز و پیگیری با FD&C و هیستروسکوپی انجام شد. بیماران بر اساس پاسخ به دو دسته پاسخ به درمان و مقاوم به درمان تقسیم شدند. گروه پاسخ به درمان، به گروه IVF معرفی شده و از نظر احتمال بارداری بعدی و تولد نوزاد زنده به مدت سه سال مورد پیگیری قرار گرفتند.
یافتهها: بر اساس نتایج این پژوهش میزان پاسخدهی 71/85% بود و 29/14% کاندید TAH شدند. میانگین مدت درمان 00/2±85/5 ماه بود. در 78/27% با دوز 160 میلیگرم و در 22/72% با دوز 320 میلیگرم پاسخدرمانی مناسب دیده شد. در 78/27% بارداری رخ داد که دو مورد به زایمان نوزاد ترم و سه مورد قبل از ترم پایان یافت. در67/16% عود رخ داد که 67/66% آنها مجدداً بهremission رفتند.
نتیجهگیری: استفاده از دوز 320 میلیگرم در روز احتمالا˝ با پاسخ مناسبتر درمانی همراه است. عوارض جدی با این دوز درمانی دیده نشد. همچنین ادامه درمان بهمدت سه ماه پس از طبیعی شدن جواب پاتولوژی احتمالاً از میزان عود بیماری میکاهد.
نرگس ایزدی مود، علیرضا کروریان، گیتی ایروانلو، هایده حائری،
دوره 65، شماره 7 - ( 7-1386 )
چکیده
سارکومهای رحمی ۵-٣% از کل بدخیمیهای رحم را شامل میشود و به سه گروه شایع قابل تقسیم میباشند. 1- Mixed mullerian sarcoma، 2- Leiomyosarcoma، 3- Endometrial stromal sarcoma. هدف از این مطالعه بررسی اثر عوامل موثر بر زمان بقاء و زمان بدون عود بیماری در این سارکومها است.
روش بررسی: ۲۷بیمار مبتلا به انواع سارکومهای رحمی پس از بازبینی لامهای پاتولوژی و تایید تشخیص که امکان پیگیری وضعیت بالینی را داشتند وارد یک مطالعه بقاء شدند و از نظر تاثیر هشت فاکتور شامل FIGO stage، درگیری لنف نودها، شمارش میتوز در hpf۱٠، درگیری عروقی، نوع هیستولوژی تومور، سن، اندازه تومور و عمق تهاجم به میومتر بر دو وضعیت بالینی زمان بقاء کلی و زمان بدون عود تومور مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: میانه سنی بیماران ٤٧ سال با دامنه (٧٣-١٨سال) و میانه زمان پیگیری ٢٨ ماه با دامنه (١١٤-١ ماه) میباشد. درصد بقاء پنج ساله ۶۱% و میانگین زمان بقاء ۷۸ ماه با دامنه اطمینان ۹۵% بین ۵۶ تا ۱۰۰ ماه است. از نظر تاثیر بر عود بیماری هیستولوژیLow grade Stromal Sarcoma (LSS) با بقیه انواع سارکوم و شمارش میتوز بین گروه (9-0 عدد) با (۲۰ عدد و بالاتر) اختلاف آماری معنیدار داشته است. از جهت تاثیر بر زمان بقاء کلی FIGO stage با 0039/0p=، شمارش میتوز با 0005/0p= و هیستولوژی، LSS نسبت به بقیه انواع سارکوم با 05/0p<، تفاوت آماری معنیدار داشته است. مکان عود تومور نیز اغلب عود موضعی در لگن یا بهصورت متاستاز به ریه بوده است.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان میدهد FIGO stage بر زمان بقاء همه سارکومها تاثیر دارد.
نرگس ایزدی مود، جمال الدین حکیمی،
دوره 65، شماره 10 - ( 10-1386 )
چکیده
دیاتز توموری به عنوان رسوبات پروتئینی گرانولر ائوزینوفیلی در زمینه اسمیرهای سیتولوژی تعریف میشود. این رسوبات در بعضی اسمیرهای کارسینوم سرویکس وجود دارد. هدف این مطالعه تعیین میزان شیوع دیاتز توموری در اسمیرهای کارسینومای سرویکس میباشد.
روش بررسی: اسمیرهای سیتولوژی و اسلایدهای بافتشناسی 46 بیمار کارسینوم سرویکس از نظر وجود یا عدم وجود دیاتز تومورال، گلبول قرمز و نوتروفیل بررسی شدند. عمق تهاجم تومور، نوع تومور و درجه تمایز آن نیز مشخص گردید.
یافتهها: دیاتز توموری در 28 مورد از 46 اسمیر (9/60%) وجود داشت. این دیاتز از 29 بیمار با تشخیص کارسینوم سلول سنگفرشی در 18 مورد (1/62%)، از 12 بیمار با تشخیص آدنوکارسینوم در هفت مورد (3/58%) و از سه بیمار با تشخیص آدنواسکواموس کارسینوم در دو مورد (7/66%) یافت گردید. در یک اسمیر از دو اسمیر دو بیمار مبتلا به کارسینوم آندومتر که گردن رحم را به صورت ثانویه درگیر نموده بود دیاتز توموری وجود داشت. در 26 مورد کارسینوم سرویکس عمق تهاجم تومور مساوی یا بیش از پنج میلیمتر بود. از این تعداد 17 مورد دیاتز توموری را در اسمیر نشان میدادند (4/64%) در حالی که تنها چهار اسمیر از 12 کارسینوم سرویکس با عمق تهاجم کمتر از پنج میلیمتر دیاتز توموری را دارا بودند (3/33%). گلبولهای قرمز در 16 مورد از 46 اسمیر یافت شدند (8/34%).
نتیجهگیری: بعضی از اسمیرها سیتولوژی کارسینومای مهاجم فاقد دیاتز توموری بودند. افزایش عمق تهاجم و کاهش درجه تمایز تومور با افزایش شیوع دیاتز توموری در اسمیرهای سیتولوژیک همراه میباشد. فراوانی دیاتز توموری در کارسینوم سلول سنگفرشی بیش از سایر کارسینومهای سرویکس میباشد.
فریبا یارندی، نرگس ایزدی مود، زهرا افتخار، رضا نیاکان، صفورا تجزیهچی،
دوره 65، شماره 14 - ( دوره 65، ویژه نامه شماره 2 1386 )
چکیده
مطالعات اپیدمیولوژیک در بسیاری از کشورها ارتباط قوی را بین ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) و کانسر سرویکس نشان دادهاند که غیروابسته به سایر عوامل خطرساز دیگر میباشد. هدف از انجام این مطالعه تعیین فراوانی آلودگی با تیپهای HPV در زنان مراجعهکننده مبتلا به کانسر سلول سنگفرشی (SCC) و نئوپلازی داخل اپیتلیالی سرویکس با گرید بالا (CINII و CIN III) در بیمارستان میرزا کوچکخان بود.
روش بررسی: 100 زن مبتلا به SCC و CINII و CINIII تایید شده توسط پاتولوژی مراجعهکننده بیمارستان میرزا کوچکخان در سالهای 83-1378 به یک مطالعه مقطعی وارد شدند. نمونههای گرفته شده از آنها جهت استخراج DNA به روش واکنش پلیمراز زنجیرهای و سپس تایپینگ HPV مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: استخراج DNA در 77 نمونه امکانپذیر بود کهDNA ویروس پاپیلومای انسانی از 47 نمونه (از 77 مورد) جدا شد. آلودگی با HPV در بین مبتلایان به SCC در 32 نمونه (5/86%) و در گروه CINII و CINIII در 15 نمونه (5/37%) دیده شد. شایعترین تیپها به ترتیب 16 و 18(38/59%) و بعد 33(38/34%) در گروه SCC و در گروه CINII و CINIII 16(33/53%) و 18(40%) بودند. در هر دو گروه شایعترین عفونت همزمان با دو تیپ 16 و 18 به ترتیب در 62/40% و 7/26% موارد دیده شد.
نتیجهگیری: شایعترین تیپهای HPV بهدست آمده از بیماران مبتلا به SCC و CINIIو CINIII تیپهای 16 و 18 بودند که مشابه الگوی آلودگی در بسیاری از کشورها میباشد.
نرگس ایزدی مود، محمد رضا دهدشتی، زهرا افتخار، سید علی احمدی،
دوره 66، شماره 12 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اهمیت سرطان دهانه رحم در خانمها و تشخیص زودرس آن و همچنین حساسیت پایین تست پاپاسمیر معمولی در غربالگری این بیماری، در سالیان اخیر تلاش فراوانی جهت یافتن تست مناسبتر انجام شده است. تستهای سیتولوژی در محیط مایع (Liquid-based cytology) در اکثر مطالعات به عنوان روشی که باعث بهبود کیفیت تست میشود معرفی شده است. مواردی از جمله کاهش نمونههای ناکافی و افزایش حساسیت در تشخیص ضایعات بدخیمی و پیش بدخیمی از مزایای این روش است. مقایسه پاپ اسمیرهای معمولی و سیتولوژی در محیط مایع با استفاده از مواد و روشprep Liquid از نظر کفایت نمونه و تشخیص سلول سنگفرشی آتیپیک در این مطالعه انجام شد.
روش بررسی: در این بررسی آیندهنگر، بر روی 289 خانم مراجعهکننده به بخش کولپوسکپی بیمارستان میرزا کوچکخان در فاصله زمانی بهمن 84 تا اسفند 85 به طور همزمان هر دو تست پاپاسمیر معمولی و سیتولوژی در محیط مایع (Split-sample study) و نتایج این تستها از نظر کفایت نمونه و تشخیص سلول سنگفرشی آتیپیک مورد مقایسه قرار گرفتند. تست سیتولوژی در محیط مایع به روش دستی و مطابق با پروتکل و روشprep Liquid انجام شد و اسمیرها بر اساس سیستم Bethesda 2001 گزارش گردیدند.
یافتهها: در روش پاپ اسمیر معمولی، موارد با عدم کفایت نمونه 24 مورد (5%) بود، در حالی که در روش Liquid prep 66 مورد (8/22%) اسمیر با عدم کفایت نمونه وجود داشت که این افزایش موارد ناکافی از لحاظ آماری معنیدار بود. تعداد موارد سلول سنگفرشی آتیپیک در تست پاپاسمیر معمولی پنج مورد (8/1%)، در حالی که در روشprep Liquid شش مرد (1/2%) بود که این افزایش موارد تشخیص سلول سنگفرشی آتیپیک در روشprep Liquid از نظر آماری معنیدار نبود.
نتیجهگیری: در این متد سیتولوژی در محیط مایع که به روش دستی مطابق با روشprep Liquid انجام گرفت، نسبت به روش معمولی موارد unsatisfactory به طور معنیداری از نظر آماری، افزایش نشان داد در حالی که افزایش موارد تشخیص سلول سنگفرشی آتیپیک در روشprep Liquid نسبت به روش معمولی از نظر آماری معنیدار نبود.
فاطمه رحیمی شعرباف، فاطمه میرزایی، نرگس ایزدی مود،
دوره 67، شماره 3 - ( 3-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: دوقلویی آکاردیا یک عارضۀ نادر حاملگیهای دوقلویی منوزیگوت است، که بهعلت جریان معکوس شریانی بین دو قل ایجاد میشود. یک قل دهنده از طریق آناستوموز عروقی به قل گیرنده خونرسانی میکند. با توجه به خونرسانی ناکافی و متفاوت طیف وسیعی از آنومالی در قل گیرنده مشاهده میشود. ما در اینجا دو نوع از دوقلوی آکاردیا که در حقیقت در دو طرف طیف تظاهرات متفاوت قرار داشته را گزارش میکنیم.
معرفی بیمار: مورد اول دوقلویی آکاردیا با یک جنین سالم بهعلاوه یک جنین بدون سر و گردن و قسمت فوقانی تنه و اندامهای فوقانی (Acardia acephalus) است (دوقلویی آکاردیا کلاسیک) که در ادامه حاملگی بهعلت وجود علائم نارسایی قلبی در سونوگرافی داپلر مجرای وریدی و تست بدون استرس نامطمئن (Non Reassuring NST) در سن 29 هفتگی، حاملگی ختم داده شد. مورد دوم در سن حاملگی 26 یک جنین سالم همراه قل آکاردیا شامل اندام تحتانی هیپوپلاستیک و وجود ارگانی مشابه روده تشخیص داده شد، و حاملگی با سونوگرافی پیگیری شد و منجر به زایمان یک نوزاد سالم و یک ساک حاملگی حاوی قسمتی از روده بزرگ در ترم شد. هر دو حاملگی در 26 هفتگی تشخیص آکاردیا داده شد و هر دو مورد منجر به تولد زنده قل دهنده شد.
علی جانباز وطن، زهرا فروهش تهرانی، نرگس ایزدی مود، علی ملایری،
دوره 68، شماره 11 - ( 11-1389 )
چکیده
زمینه و
هدف: فاکتور ترانس کریپشن تیروییدی- 1 (TTF-1)
بهطور وسیع در تشخیص کارسینومهای ریه و تیرویید بهکار برده میشود. اگرچه
گزارشاتی از ایمونوراکتیویتی TTF-1 در تومورهای
غیر از ریه و تیرویید وجود دارد ولی مطالعات با نمونههای بزرگ در مورد آدنوکارسینوم
اندومتر و اندوسرویکس وجود ندارد لذا هدف از این مطالعه بررسی میزان بروز TTF-1 در این دو نوع آدنوکارسینوم است.
روش بررسی: تعداد 13 مورد آدنوکارسینوم
اندوسرویکس، تعداد 39 مورد آدنوکارسینوم اندومتریویید اندومتر و چهار مورد
کارسینوم سروز رحمی با مارکر TTF-1 رنگآمیزی شده
و موارد مثبت TTF-1 هستهای ثبت شد. هیچکدام از این موارد جزء
نورواندوکرینی نداشتند. برای ارزیابی توزیع رنگپذیری TTF-1 از یک سیستم درجهبندی نیمه کمّی استفاده شد (صفر= منفی، 5% ³ +1، 25-5% =+2، 26-5% =+3،
75-51% =+4 و 75% ³+5).
برای ارزیابی شدت رنگپذیری از سیستم کیفی استفاده شد (ضعیف و متوسط و شدید).
یافتهها: TTF-1 در یک از 13
مورد (7/7%) از کارسینومهای اندوسرویکس بهصورت +1 و ضعیف و در آدنوکارسینوم با
تمایز متوسط مثبت شد. همچنین TTF-1 در دو از 39
مورد (1/5%) از آدنوکارسینومهای اندومتریویید اندومتر (یکی grade
I و دیگری grade
II) بهصورت +1 و ضعیف مثبت شد و ارتباطی بین
درجه تمایز تومور و میزان مثبت شدن TTF-1 وجود نداشت. در
هیچکدام از چهار مورد آدنوکارسینوم سروز اندومتر TTF-1
مثبت نشد.
نتیجهگیری: اگرچه
بعضی از مطالعات اخیر اختصاصی بودن TTF-1 را برای
کارسینومهای تیرویید و ریه مورد تردید قرار دادهاند اما مطالعه ما نشان داد که TTF-1 در آدنوکارسینوم اندومتر و اندوسرویکس منفی
بود. لذا اختصاصی بودن TTF-1 برای کارسینومهای ریه و تیرویید تایید شد.
نرگس ایزدی مود، سهیلا سرمدی، فرزانه حیدریفرزان، هایده حائری، زهرا فروهش تهرانی،
دوره 69، شماره 4 - ( 4-1390 )
چکیده
800x600 Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: کارسینوم
دهانه رحم دومین بدخیمی مسبب مرگ و میر زنان در جهان و شایعترین بدخیمی در
کشورهای در حال توسعه است. از آنجا که بسیاری از زنان مبتلا کارسینوم سرویکس
قبلاً توسط پاپاسمیر غربالگری نشده بودند، پزشکان براین عقیدهاند که پاپاسمیر
از دقت بالایی برخوردار است، امّا مسایلی مانند عدم تکرارپذیری کارایی آن را به
چالش کشیده است و تاکنون مطالعات چندانی برای بررسی میزان تکرارپذیری صورت نگرفته
است.
روش بررسی: 162 اسلاید پاپاسمیر با تشخیصهای: ASC-US،ASC-H ،LSIL ،HSIL ، SCC، AGC و آدنوکارسینوما از فایل سیتولوژی بیمارستان
زنان انتخاب گردیده و سپس توسط پاتولوژیست مرجع مورد بازخوانی قرار گرفت و در یکی
از دستههای تشخیصی ذکر شده قرار داده شدند. این 162 اسلاید به طور مستقل توسط سه
پاتولوژیست دیگر نیز مورد بازبینی قرار گرفتند. دادههای مطالعه مورد آنالیز آماری
قرار گرفتند.
یافتهها: بیشترین
و کمترین میزان تکرارپذیری بین فردی به ترتیب در دسته تهاجمیها (SCC به
علاوه آدنوکارسینوم) با 53/0K= و دسته HSIL بود (19/0K=). در کل
میزان تکرارپذیری در بین مشاهدهگران اندک بود (26/0K=).
توافق نسبی تا کامل در 42% اسلایدها دیده شد اما در 5/10% اسلایدها هیچگونه
توافقی بین چهار مشاهدهگر وجود نداشت.
نتیجهگیری: اندک بودن میزان توافق بین فردی با برخی مطالعات دیگر از
این دست همخوانی داشت. توصیه میشود که مطالعاتی با حجم نمونه بالاتر در تمام
گروههای تشخیصی پاپاسمیر انجام شود تا نتایج قابل استنادتری برای مداخلاتی جهت
کاهش اختلاف نظر در تفسیر پاپاسمیر به دست آید.
نرگس ایزدی مود، سهیلا سرمدی،
دوره 71، شماره 6 - ( شهريورماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای تروفوبلاستیک بارداری (Gestational Trophoblastic Disease, GTD) شامل گروه هتروژنی است که برخاسته از اپیتلیوم تروفوبلاستیک جفت بوده و براساس تقسیمبندی WHO شامل: مول هیداتیفرم، مول مهاجم، کوریوکارسینوما و تومور تروفوبلاستیک محل جفت میباشند. مول هیداتیفرم شایعترین بیماری این گروه است که تشخیص قطعی آن بر اساس یافتههای هیستولوژی میباشد. از آنجاییکه بیماریهای تروفوبلاستیک بارداری دارای پتانسیلهای متفاوتی برای تهاجم موضعی و متاستاز دوردست هستند، تشخیص سریع موارد مول هیداتیفرم و به دنبال آن درمان مناسب و پیشگیری از عوارض وخیم این بیماری بسیار مهم میباشد.
روش بررسی: تعداد 220 خانم با تشخیص پاتولوژی GTD از بخش پاتولوژی بیمارستان زنان انتخاب شدند و سپس از نظر یافتههای بالینی و سونوگرافی از جهت حاملگی، سابقه سقط و مول بررسی شده و توافق بین تشخیص قطعی پاتولوژی بیماران و تشخیص سونوگرافی با آزمون کاپا تعیین گردید.
یافتهها: از کل 220 مورد بیمار با تشخیص بالینی GTD، تعداد 197 مورد با بررسی بافتشناسی تایید گردید که فراوانی تشخیصهای پاتولوژیک شامل 98 مورد (7/49%) حاملگی مولار کامل، 84 حاملگی (7/42%) مولار ناقص، چهار مورد (2%) مول مهاجم و 11 مورد (6/5%) کوریوکارسینوم بود. از تعداد 98 مورد مول کامل، سونوگرافی در تنها چهار مورد تشخیص نادرست داده بود و بین نتایج حاصل از سونوگرافی و هیستوپاتولوژی در تشخیص مول کامل توافق به نسبت بالایی دیده شد (0005/0P=).
نتیجهگیری: سونوگرافی به همراه معاینات بالینی همزمان از کارایی بالایی در تشخیص موارد مول کامل برخوردار است ولی این نتایج در مورد مول ناقص در این مطالعه بالا نمیباشد.
نرگس ایزدی مود، سهیلا سرمدی، بنفشه رجبیان، فریبا یارندی، افسانه رجبیانی،
دوره 71، شماره 10 - ( دی ماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: در حال حاضر در تشخیص هیستولوژیک کارسینوماهای سروز تخمدان سیستم درجهبندی دوگانه (two tier grading) مورد قبول بسیاری از محققان میباشد. این روش تقسیم بر مبنای اصول بیولوژی مولکولی و ژنتیک استوار است. با توجه به توافق بین فردی بالای این سیستم درجهبندی ما نیز سعی در بازنگری کارسینوماهای سروز نموده، تا با در نظر گرفتن نمای مورفولوژیک و استفاده از مطالعه ایمونوهیستوشیمیایی P53 به بررسی آنها بپردازیم.
روش بررسی: پس از بازنگری 32 مورد (هشت مورد تومور با تمایز خوب و 24 مورد با تمایز ضعیف تا متوسط) با در نظر گرفتن معیارهای تعریف شده بر اساس سیستم درجهبندی دوگانه، در دو گروه با درجه پایین (Low grade) و درجه بالا (High grade) بار دیگر طبقهبندی شده و بروز ایمنوهیستوشیمیایی P53 در آنها بررسی گردید.
یافتهها: بر اساس طبقهبندی گذشته کارسینوماهای سروز با تمایز متوسط و ضعیف، بهطور عمده در گروه با درجه بالا قرار گرفتند در حالیکه کارسینومهای با تمایز خوب در گروه با درجه پایین جای داده شدند که ارتباط معناداری در هر گروه پیدا گردید (005/0P<). همچنین رنگپذیری P53 در کارسینومهای با درجه بالا در 12 مورد (54%) دیده شد، در حالیکه در هیچکدام از کارسینومهای با درجه پایین واکنش مثبت مشاهده نگردید.
نتیجهگیری: علیرغم اینکه بروز P53 در کلیه موارد کارسینوم با درجه پایین منفی بود ولی به دلیل تعداد اندک این دسته از کارسینومهای تخمدان و همچنین پایین بودن تعداد نمونههای ما تفاوت آشکاری بین میزان بقا و بروز P53 به روش ایمنوهیستوشیمی در دو گروه کارسینوم با درجه بالا و پایین در این تعداد از بیماران دیده نشد.