22 نتیجه برای بابایی
غلامرضا بابایی، پروین عزیزی،
دوره 58، شماره 2 - ( 2-1379 )
چکیده
مرگ و میر و بیماری کودکان زیر یکسال مهمترین مشغله فکری دست اندرکاران امور بهداشتی است. این پژوهش همگروهی (cohort) با هدف شناخت اپیدمیولوژی انواع بیماریها و علل مرگ و میر کودکان زیر یکسال شهر تهران و عوامل مرتبط با آنها انجام شد. از 6395 مورد زایمان که در طی 15 روز در شهر تهران انجام شد، 6267 نوزاد زنده تولد یافته وارد مطالعه حاضر شده و تا سن یکسالگی در چهار مقطع 1، 3، 6 و 12 ماهگی پیگیری شدند. در طی یکسال 5382 مورد ابتلا به بیماریهای مختلف ثبت گردید که بالاترین میزان مربوط به بیماریهای تنفس و قلب (52/3 درصد) و گوارش (26/6 درصد) بود. بیشترین موارد بیماری در فاصله سنی 12-6 ماهگی (35/6 درصد) اتفاق افتاد. در فاصله 35-19 سال سن مادر درصد ابتلا کودک به بیماریها کمتر بود و در فاصله تولد 24-13 ماه با زایمان قبلی کمترین میزان بیماریها (15/3%) و در بیشتر از 50 ماه بالاترین میزان (42/1%) را داشتیم. در طول مطالعه 198 مورد مرگ و میر مشاهده شد که معادل 32 در هزار میزان مرگ و میر زیر یکسال بدست آمد. بالاترین علل مرگ مربوط به بیماریهای تنفس و قلب (38%)، عفونی (21%) و گوارش (18%) بودند. کنترل بیماریهای عفونی، ترویج تغذیه با شیر مادر و آموزش عمومی برای اجتناب از حاملگی در سنین پرخطر و فاصله گذاری حاملگی ها در کاهش مرگ و میر و بیماری های کودکان زیر یکسال موثر خواهند بود.
غلامرضا بابایی،
دوره 59، شماره 2 - ( 2-1380 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
FA
رشد جسمی مناسب، یکی از معیارهای بسیار قابل اعتماد برای
ارزیابی وضعیت سلامت کودک بخصوص در دو سال اول عمر می باشد. برای سنجش رشد مناسب
کودک از جداول و منحنی های استاندارد بین المللی استفاده می گردد، لکن با درنظر
داشتن تفاوتهای جغرافیایی-نژادی و اقلیمی حساسیت این جداول کم می شود. هدف این
تحقیق تعیین تابع رشد و سرعت رشد کودکان زیر دو سال اول زا و سوم زا در استان
مازندران و مقایسه آن با مقادیر استاندارد رشد می باشد. این مطالعه گذشته نگر از
نوع مورد-شاهد است. اطلاعات مربوط به 410 کودک از شناسنامه های بهداشتی کودکان زیر
6 سال استخراج شد و سپس صدک 3 و 50 و 97 وزن و قد کودکان از تولد تا 24 ماهگی
محاسبه گردید. با کمک مدلهای ریاضی سرعت رشد کودکان مورد مطالعه محاسبه شد و سپس
صدک پنجاه وزن و قد در دو گروه اول زا (مورد) و سوم زا (شاهد) در کودکان دختر و
پسر بطور جداگانه و در مقایسه با مقادیر استاندارد بررسی گردید. طبق نتایج بدست
آمده درصد میانه وزن تولید پسران در دو گروه اول زا و سوم زا از میانه وزن
استاندارد بالاتر می باشد. ولی با افزایش سن به تدریج روند نزولی پیدا کرده است.
در مورد میانه وزن دختران تفاوت محسوسی با منحنی های استاندارد دیده نشد. میانه قد
پسران به جز در بدو تولد در بقیه گروه های سنی از میانه قد دختران هم سن خود
زیادتر است.
فروغ اعظم طرآبادی، مژگان شایگان، غلام رضا بابایی، علی طالبیان،
دوره 60، شماره 1 - ( 1-1381 )
چکیده
مقدمه: حدود سه دهه می باشد که عفونت (CMV=Cytomegalovirus) بعنوان مشکل انتقال خون در افرادی که سیستم ایمنی نابالغ یا فاقد کارآرائی لازم دارند، شناخته شده است. در صورتی که فرد کاندید پیوند، قبلا با این ویروس آلوده نشده باشد و نتوان آنتی بادیهای ضد CMV را به روشهای سرولوژیک در خون وی ردیابی نمود، ممکن است از طریق انتقال خون یا عضو پیوندی دچار عفونت اولیه گردد. بیماران دیالیزی هم در معرض آلودگی با این ویروس قرار دارند. علاوه بر آن غلظت بتادومیکروگلوبولین (?2-MG=Beta- 2Microglobulin) نیز در آنان افزایش می یابد.
مواد و روشها: با توجه به شیوع آلودگی با CMV و افزایش غلظت بتادومیکروگلوبولین طی عفونت با این ویروس و در بیماران تحت دیالیز، شیوع آنتی بادی های IgG و IgM ضد سیتو مگالوویروس را در 128 بیمار تحت درمان با همودیالیز نگهدارنده نامزد پیوند کلیه مراجعه کننده به آزمایشگاه تشخیص طبی مرکزی سازمان انتقال خون و 1040 فرد سالم اهدا کننده خون و غلظت بتادومیکروگلوبولین، را در سرم 48 نفر از افراد تحت دیالیز با 35 نفر از افراد سالم به روش (ELISA)مقایسه نمودیم. جهت دیالیز برای 15 نفر از افراد تحت دیالیز از فیلتر R5 از جنس (Cuprophan) و 7 نفر از فیلتر از جنس (Polysulphone) استفاده شده است.
یافته ها: نتایج این بررسی نشان دادند که:
1- 90 درصد افراد سالم و 89.8 درصد بیماران تحت درمان با همودیالیز نگهدارنده از نظر CMV IgG مثبت بودند. در بررسی آماری نتایج با (P<0.05)، اختلاف معنی دار مشاهده نشد که این امر نشان دهنده انتشار وسیع ویروس در جامعه است.
2-0.2 درصد از افراد سالم و 2.3 درصد بیماران IgM CMV مثبت بودند که این اختلاف از نظر آماری با (P<0.01) معنی دار می باشد.
3-غلظت بتادومیکروگلوبولین در گروه بیماران تحت دیالیز شدیدا افزایش یافته است و در بین گروه کنترل و بیماران باP=0.001) ) اختلاف آماری معنی داری وجود دارد، بین فیلترهای رایج مصرفی از نظر غلظت این پروتئین تفاوتی وجود ندارد.
نتیجه گیری و توصیه ها: در این مطالعه نتایج CMV IgM بیمارانی که کاندید پیوند کلیه و تحت دیالیز بودند با افراد سالم اختلاف معنی داری را نشان می دهد. نتیجه مطالعه حاضر بیانگر افزایش شدید ?2-MG در بیماران تحت دیالیز میباشد. در مورد بررسی ارتباط غلظت ?2-MG با همه انواع فیلترهای مورد استفاده در مراکز دیالیز، پیشنهاد می گردد مطالعه گسترده تری بعمل آید.
حسین خلیلی، سیمین دشتی، سپیده سیفی، ملوک حاجی بابایی، سهیلا شفیعی،
دوره 64، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: آنمی از مشکلات شایع در بیماران با نارسائی مزمن کلیه میباشد که در 25% بیماران دیده میشود. شایعترین علت بروز آنمی در این بیماران، کاهش ترشح اریتروپویتین بوده ولی سایر علل شامل کاهش طول عمر گلبولهای قرمز، از دست دادن خون در ضمن دیالیز و یا خون گیریهای مکرر، اورمی، کمبود آهن، ویتامین B12 و اسید فولیک میباشد. تا قبل از معرفی اریتروپویتین در سال 1982، جهت تصحیح و حفظ هماتوکریت در محدوده نرمال در بیماران دیالیزی، از تزریق خون استفاده میشد.
روش بررسی: هدف از انجام این مطالعه ارزیابی مصرف این دارو و مقایسه اثربخشی فرآوردههای تجاری موجود در بازار داروئی ایران میباشد. مطالعه در یک دوره یکساله (ابتدای شهریور 1382 تا شهریور 1383) در بخش نفرولوژی و دیالیز بیمارستان امام خمینی انجام شد.
یافتهها: از 30 بیمار مورد مطالعه 13 بیمار Eprex و 17 بیمار Epocim دریافت مینموند متوسط دوز دریافتی اریتروپویتین 2000 IU سه بار در هفته بود. متوسط سطح پلاسمایی هموگلوبین و هماتوکریت قبل از درمان در بیماران به ترتیب 9.38 g/dl و 28% بود. افزایش هموگلوبین و هماتوکریت در گروهی که Eprex دریافت مینموند به میزان معنیداری از گروه Epocim بالاتر بود (به ترتیب P = 0.001 و P = 0.026)
نتیجهگیری: میزان بروز عوارض شامل افزایش فشارخون، سردرد، درد محل تزریق و علائم شبه آنفولانزا در گروه Epocim به میزان قابل توجهی از گروه Eprex بالاتر بود.
علیرضا اکبرزاده باغبان، غلامرضا بابایی، انوشیروان کاظم نژاد، سقراط فقیه زاده، فاطمه برادران انارکی، زهرا الهی پناه،
دوره 64، شماره 3 - ( 2-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: پایایی نظرات ارائه شده از مشاهده سونوگرافی مربوط به توده های تخمدان، دارای اهمیت زیادی می باشد. قابلیت تشخیص که یکی از موضوعات مهم مرتبط با این مبحث است، توانایی متخصصان در تشخیص صحیح وخامت توده ها را مورد ارزیابی قرار می دهد. در این مقوله می توان بررسی نمود که وضعیت وخامت ، تا چه میزان برای رادیولوژیست ها قابل تشخیص می باشند.
روش بررسی: در تحقیق حاضر که از نوع مقطعی- تحلیلی می باشد، 5 رادیولوژیست، شامل 2 متخصص و 3 دستیار به طور مستقل و در دو زمان مجزا (به فاصله یک هفته) وخامت توده تخمدان را برای 40 سونوگرافی مشخص نمودند. این سونوگرافی ها در طول دی ماه سال 1383 از زنان مراجعه کننده به بخش رادیولوژی بیمارستان تخصصی زنان میرزا کوچک خان و به کمک یک دستگاه و یک رادیولوژیست گرفته شدند.
در این مقاله ابتدا به کمک ضریب کاپای موزون، پایایی اندازه گیری رادیولوژیست ها که معرف توافق داخلی آنها (توافق هر رادیولوژیست با خودش) می باشد، بررسی شده، سپس به کمک مدل پیوند مربع امتیازات و مدل توافق به علاوه پیوند مربع امتیازات، قابلیت تشخیص آنها در تعیین وخامت توده تخمدان مورد ارزیابی قرار گرفته است.
یافته ها: برای داده های مربوط به 2 رادیولوژیست با عملکرد خوب، مدل پیوند مربع امتیازات برازش داشت.میانگین ضریب کاپای موزون برای این دو نفر برابر81/0و میانگین قابلیت تشخیص برای آنها عبارت بود از 99/0. برای 3 رادیولوژیست دیگر که عملکرد ضعیف تری داشتند، مدل توافق به علاوه پیوند مربع امتیازات مناسب بود. این دستیاران دارای میانگین ضریب کاپا موزون 65/0 و میانگین قابلیت تشخیص 97/0 بودند.
نتیجه گیری: اگر چه متخصصان رادیولوژی عملکرد بهتری نسبت به دستیاران رادیولوژی داشتند، همه آنها در تشخیص وضعیت وخامت توده تخمدان از روی سونوگرافی دارای کارکرد مناسبی بودند. به علاوه تفکیک سطوح خوش خیم از بینابین برای رادیولوژیست ها مشکل تر از تفکیک سطوح بد خیم و بینابین بود، اگر چه در این مورد نیز متخصصان بهتر از دستیاران بودند.
حسین خلیلی، سیمین دشتی، پدرام احمد پور، ملوک حاجی بابایی، فرشته عبدالهی،
دوره 64، شماره 4 - ( 4-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: خارش یکی از مشکلات شایع بیماران با نارسایی پیشرفته کلیه است. 35-25% بیماران قبل از دیالیز و 80-60% بیماران دیالیزی از خارش شکایت دارند. پاتوفیزیولوژی خارش در این بیماران ناشناخته بوده و علل متفاوتی از جمله آزاد شدن هیستامین از ماست سلها و بازوفیلها، پوست اورمیک (پوست خشک و آتروفی شده )، پرولیفراسیون ماست سلهای پوستی، آتروفی سلولهای چربیساز و تعریقی پوست، اختلالات الکترولیتی و تجمع اسیدهای صفراوی مطرح میباشد. از آنجا که هیستامین واسطه اصلی در خارش میباشد ، هدف از انجام این مطالعه بررسی نقش آنتیهیستامینها در کنترل خارش بیماران مبتلا به نارسایی مزمن کلیه میباشد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع Before and After Study بوده که در یک دوره یک ساله در بخش دیالیز بیمارستان امام خمینی تهران انجام شد. 30 بیمار واجد شرایط وارد مطالعه شدند. بیماران ابتدا دو هفته تحت درمان با هیدروکسیزین mg 25 سه بار در روز قرار گرفته و بعد از یک هفته قطع دارو، درمان دو هفتهای با کتوتیفن دو بار در روزBD شروع گردید. سپس بعد از قطع یک هفتهای دارو، درمان دو هفتهای کلرفنیرامین mg 4 سه بار در روز شروع گردید. شدت خارش بیماران قبل و بعد از هر دوره درمانی با استفاده از جدول PSS (Pruritus Severity Score) ارزیابی گردید.
یافتهها: متوسط کاهش شدت خارش در درمان با هیدروکسیزین، کلرفنیرامین و کتوتیفن به ترتیب 33% ، 20% و 5/4% بود که کاهش شدت خارش در مورد داروهای هیدروکسیزین وکلرفینرامین معنیدار بوده (001/0p<) ولی در مورد کتوتیفن معنیدار نبود.
نتیجهگیری: هیدروکسیزین و کلر فنیرامین داروهای مؤثر در کنترل خارش بیماران کلیوی بوده و نسبت به کتوتیفن مؤثرترند.
منان حاجی محمودی، نفیسه صادقی، ملوک حاجی بابایی، بهروز جنت، احمد رضا جمشیدی، مهران میراب زاده اردکانی،
دوره 65، شماره 1 - ( 12-1386 )
چکیده
استئوپروز با کاهش تودهاستخوانی و افزایش شکستگی استخوان همراه است و از بیماریهای رایج در کشور ماست. تاکنون در رابطه با این بیماری بر نقش کلسیم و ویتامین D توجه شده و در همین راستا، رژیمدرمانی یا دارودرمانی صورت میپذیرفت. اما آنچه اخیراً توجه محققین را جلب نموده، تاثیر آنتیاکسیدانها بر روی این بیماری میباشد. دراین رابطه مطالعات دقیق انسانی بسیار کمرنگ بوده و اکثر مطالعات، اثر درمانی مفید آنتیاکسیدانها را در حفظ سلامت استخوانها در حیوانات مشخص کردهاند.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت بررسی مورد- شاهدی (Case-Control) صورت پذیرفت و با گزینش 140 نفر از افراد مراجعهکننده به بخش سنجش تراکم استخوان کلینیک جامی در تهران، نمونه خون ناشتای این افراد گرفته و در دمای 70- درجه سانتیگراد نگهداری شد. در ادامه ضمن راهاندازی سیستم سنجش غلظت ویتامین E توسط دستگاه HPLC، غلظت پلاسمایی ویتامین E در بیماران درگیر با استئوپروز اندازهگیری و با گروه کنترل مقایسه گردید.
یافتهها: با بررسی دادههای موجود، مشخص شد غلظت پلاسمایی ویتامین E میان دو گروه کنترل و بیمار تفاوت معنیداری ندارد، درحالیکه ارتباط خطی (Linear Regression) بین نمایه Tscore فمور و غلظت پلاسمایی ویتامین E پس از حذف عوامل مداخلهگر، بهصورت معنیدار بهدست آمد.
نتیجهگیری: روند کاهشی تراکم استخوان فمور هنگام بیماری استئوپروز، با کاهش غلظت آنتیاکسیدان ویتامین E، تسریع میگردد.
غلامرضا بابایی، فیروز امانی، اکبر بیگلریان، مریم کشاورز،
دوره 65، شماره 7 - ( 7-1386 )
چکیده
مشاهدهای که معمولا˝ نسبت به مقادیر دیگر در بین مجموعه دادهها بزرگتر یا کوچکتر است، داده پرت نامیده میشود. وجود دادههای پرت در اکثر موارد منجر به اختلال در نتـیجهگیری از اطلاعات خواهد شد. شناسایی دادههای پرت توسط پژوهشگران و کلیه کسانیکه به نوعی با اطلاعات جمعآوری شده سر و کار دارند، حائز اهمیت است باید از وجود یا عدم وجود دادههای پرت، چگونگی تاثیرگذاری و نحوه رفع دادههای پرت اطلاع حاصل نموده و دادهها را کنترل کنند. در این مقاله سعی شده با ارائه تکنیکهای شناسایی دادههای پرت و نحوه برخورد با این نوع از دادهها، خطای ناشی از وجود چنین دادههایی را به حداقل برسانیم.
روش بررسی: در این مقاله تکنیکهای مختلف تعیین دادههای پرت بر روی قد 30 نفر از دانشجویان دانشکده پزشکی دانشگاه تربیت مدرس تهران که توسط متر خیاطی و با قرار دادن فرد در روی یک سطح صاف، اندازهگیری شدند مورد بررسی قرار گرفتند. از جمله این تکنیکها میتوان به آزمون Z، آزمون گراب و روشهای گرافیکی اشاره نمود.
یافتهها: تکنیکهای فوق بیانگر وجود دادههای پرت در مشاهدات 153 و 110 مربوط به قد افراد، بودند که با استفاده از جدول و نمودار نشان داده شد.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان داد که همه تکنیکها در تعیین دادههای پرت مفید بودند و از این میان استفاده از چارکها در شناسایی دادههای پرت خفیف و شدید از اهمیت بالایی برخوردار هستند. همچنین آزمون گراب با در اختیار گذاشتن سطح معنیداری (p-value)، در شناسایی دادههای پرت بسیار مفید است.
غلامرضا بابایی، مریم کشاورز، میترا پارسینیا، پریدخت اشکواری،
دوره 66، شماره 1 - ( 1-1387 )
چکیده
این پژوهش با بهکارگیری آنالیز مسیری جهت تعیین اثر مستقیم و یا غیرمستقیم عوامل موثر در مرگ و میر نوزادان کموزن انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه با پرسشنامهای حاوی سئوالاتی در مورد سن مادر، سن ختم حاملگی، نمره آپگار، فشارخون حاملگی، وزن هنگام تولد در نمونهای بهحجم 445 جفت مادر و نوزاد انجام شد. نمونهگیری بهصورت تصادفی ساده بود و نوزادان تمام خانمهایی که برای ختم حاملگی به 15 بیمارستان و زایشگاه دولتی و خصوصی شهر تهران در مدت پژوهش مراجعه داشتند بررسی شدند. وضعیت زنده ماندن نوزاد تا 24 ساعت پس از تولد ثبت شد.
یافتهها: بیشترین تغییرات در میزان مرگ و میر در اثر متغیر وزن هنگام تولد است و ضریب منفی آن به این معنی است که با وزن بیشتر نوزاد احتمال زنده ماندن بیشتر میشود. رتبه دوم در ایجاد تغییرات در میزان مرگ و میر متعلق به متغیر نمره آپگار نوزاد در بدو تولد است که بنا به ضریب منفی آن با افزایش نمره آپگار احتمال مرگ پایین میآید. سومین متغیر تأثیرگذار، سن ختم حاملگی است که ضریب منفی آن نشان میدهد با افزایش سن ختم حاملگی نوزاد از شانس زنده ماندن بیشتری برخوردار میشود. کمترین تغییرات در مرگ و میر ناشی از متغیر فشار خون حاملگی است.
نتیجهگیری: متدولوژی مورد بحث ما میتواند در سایر بررسیها جهت ارزیابی، تشخیص و اندازهگیری فاکتورهای پیشگوییکننده بر روی نتیجه مورد استفاده قرار بگیرند.
شهرزاد گلبابایی، مینا قنبر، خشایار همتپور،
دوره 66، شماره 7 - ( 7-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: طب سوزنی یک از روشهای موثر درمان درد در شرایط مختلف است. هدف از انجام این مطالعه بررسی اثربخشی طب سوزنی در بیماران مبتلا به میگرن میباشد.
روش بررسی: در یک مطالعه تجربی مداخلهای از نوع قبل و بعد، 180 بیمار که ابتلاء آنها به سردرد میگرنی به اثبات رسیده و حداقل دو بار سردرد میگرنی در ماه در شش ماه گذشته داشتهاند، و به یک کلینیک خصوصی درد مراجعه کرده بودند، وارد شدند. در همه بیماران تعداد، طول مدت (ساعت) و شدت حملات سر درد قبل از مطالعه بررسی میشد. بهمنظور درمان ابتدا نقطه حداکثر شدت درد تعیین میگردید و نصفالنهار مربوطه مشخص میشد. سپس بر همین اساس نقاط طب سوزنی مرتبط تعیین میشدند و بهوسیله تحریک الکتریکی نقاط از سطح پوست به مدت چند دقیقه تحریک میشدند. این عمل یکبار در هر هفته تکرار میشد و جلسات درمانی شش هفته به طول میانجامید. بعد از تکمیل جلسات درمانی، بیمار مجددا از نظر تعداد، طول مدت و شدت حملات سر درد ویزیت میشد.
یافتهها: میانگین تعداد دفعات حملات (26/8±55/9 در برابر 77/6±50/3، 001/0=p)، طول مدت (59/6±11/9 در برابر 65/3±33/3، 001/0=p) و شدت حملات سر درد (38/0±83/1 در برابر 78/0±61/0، 001/0=p) همگی پس از درمان بهمیزان معنیداری کاهش یافتند.
نتیجهگیری: استفاده از طب سوزنی در بیماران مبتلا به میگرن بهمیزان معنیداری باعث کاهش تعداد دفعات، طول مدت و شدت درد حملات میشود و استفاده از آن برای این دسته از بیماران قابل توصیه است.
مریم امیرعضدی، فرهاد دریانوش، محمدعلی بابایی بیگی، مریم کوشکی جهرمی، امین مهرابی،
دوره 71، شماره 3 - ( خردادماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: هورمون پپتید گشادکننده رودهای (Vasoactive Intestinal Peptide, VIP)، نقش مهمی در تعدیل جریان خون کرونری ایفا میکند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر هشت هفته فعالیت هوازی با شدت کم بر سطوح پلاسمایی هورمون VIP، فشارخون و ضربان قلب افراد غیرورزشکار سالم و مبتلا به بیماری کرونری (CAD) است.
روش بررسی: در این پژوهش 15 زن و 15 مرد سالم و 15 زن و 15 مرد بیمار مبتلا به CAD، بهعنوان گروه کنترل و گروه آزمایش بهطور تصادفی انتخاب شدند. آزمودنیها سه جلسه در هفته با شدت ثابت 10±100 ضربه در دقیقه بهمدت هشت هفته بهفعالیت هوازی پرداختند. برای بررسی تغییرات هورمون VIP، از تمامی آزمودنیها در سه نوبت (قبل، بلافاصله و 24 ساعت پس از هشت هفته)، نمونهی خونی گرفته شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که در چهار گروه تفاوت معنیداری بین میزان VIP پلاسمای قبل، بلافاصله و 24 ساعت بعد از هشت هفته تمرین مشاهده نشد. از طرف دیگر فشارخون سیستولیک سه نوبت چهار گروه (01/0P=) و فشارخون دیاستولیک سه نوبت، در مردان بیمار و زنان سالم (03/0P=) معنیدار بود، اما در فشارخون دیاستولیک سه نوبت دو گروه دیگر تفاوت معنیداری مشاهده نشد. تفاوت معنیداری بین ضربان قلب سه نوبت سه گروه وجود داشت (002/0P=)؛ اما تفاوتی در مردان سالم مشاهده نشد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج فوق بهنظر میرسد باید مدت و شدت هر جلسه تمرینی موردتوجه قرار گیرد تا به آستانه تحریک VIP برسد، شاید باعث ایجاد تغییرات قابلملاحظهای در سطوح VIP گردد.
نیره علیزاده، سعید عابدیان کناری، قاسم جان بابایی، حسین کرمی، احد علیزاده،
دوره 72، شماره 1 - ( فروردین 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری ایمیون ترومبوسیتوپنیک پورپورا (ITP)، یک بیماری اکتسابی خودایمنی، با مکانیسم پیچیده و ناشناخته میباشد که در آن اتوآنتیبادیهای ضد پلاکت منجر به کاهش تعداد پلاکتهای در گردش خون میشود. در تحقیقات متعدد نقش سلولهای T CD4+ در بیماران مبتلا به ایمیون ترومبوسیتوپنیک پورپورا با نتایج متفاوتی همراه بوده است. از اینروی در این مطالعه با هدف تحقیقات کاربردی در پاتوژنز بیماری ایمیون ترومبوسیتوپنیک پورپورا، رابطه تعداد سلولهای T CD4+ و سایتوکینهای مرتبط همراه با تعداد پلاکتها مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: در یک مطالعه مورد- شاهدی تعداد 60 بیمار مبتلا به ایمیون ترومبوسیتوپنیک پورپورا و 50 فرد سالم وارد مطالعه شدند. تعداد سلولهای T CD4+ بهروش فلوسایتومتری بررسی شدند و علاوه بر این سطح سرمی اینترلوکینهای- 11 و 17 (IL-11, IL-17) با استفاده از روش آنزیمی (الیزا) اندازهگیری شدند.
یافتهها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که تعداد سلولهای T CD4+ و سطح پلاسمایی IL-17 در دو گروه تفاوت آشکاری نداشت ولی در بررسی سطح پلاسمایی (IL-11)، در گروه بیمار بهطور معناداری نسبت به گروه کنترل افزایش داشت (031/0P=).
نتیجهگیری: در این تحقیق سطح سایتوکین (IL-11)، در مقایسه با (IL-17) و سلولهای T CD4+ در بیماران مبتلا به ایمیون ترومبوسیتوپنیک پورپورا افزایش قابل توجهای داشت، لذا پیشنهاد میشود که اندازهگیری سطح سایتوکین (IL-11) در این بیماران میتواند یک مارکر تشخیصی و شاخص مهمی در مراحل پیشرفت بیماری باشد.
محمد مهدی سلطان دلال، سلین تلفیان، مسعود حاجیا، عنایت کلانتر، علیرضا دولت یار دهخوارقانی، عباس رحیمی فروشانی، قمرتاج خان بابایی، ماندانا مبرهن، مرجان فرزامی،
دوره 72، شماره 2 - ( اردیبهشت 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: کمپلکس بورخولدریا سپاسیه یکی از عوامل مهم عفونتهای جدی در بیماران مبتلا به فیبروز سیستیک است. هدف از این مطالعه، ژنوتایپینگ گونههای بورخولدریا سپاسیه در بیماران سیستیک فیبروزیس به روش Pulsed-Field Gel Electrophoresis (PFGE) و نسبت تنوع گونههای کمپلکس بورخولدریا سپاسیه جدا شده از نمونههای بالینی بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی، طی 12 ماه در سال 91-1390، 100 نمونه ترشحات ریوی از بیماران سیستیک فیبروزیس مراجعهکننده به بیمارستان مسیح دانشوری جمعآوری شد. پس از تلقیح نمونهها بر روی محیط کشت Burkholderia Cepacia Selective Agar (BCSA) و انکوباسیون، کلنیهای مشکوک جدا و با استفاده از تستهای بیوشیمیایی و فنوتیپی شناسایی شدند. به منظور تایید بیشتر با روش لیز قلیایی، DNA باکتری استخراج و با Polymerase Chain Reaction (PCR) و بررسی ژن recA انجام شد. به منظور شناسایی پُلیمورفیسم و تنوع تایپی سویههای جدا شده بورخولدریا سپاسیه از الکتروفورز ضربان متناوب (PFGE) با استفاده از آنزیم با طیف اثر محدود (XbaI و SpeI) نیز استفاده شد.
یافتهها: از 100 نمونه مورد بررسی، پنج ایزوله بهعنوان بورخولدریا سپاسیه شناسایی گردید. اطلاعات بهدست آمده در الکتروفورز محصولات PCR و مقایسه باندهای ایجاد شده در نمونههای بیماران با سوش استاندارد ATCC 25416 بورخولدریا سپاسیه و مقایسه و آنالیز باندهای PFGE با سایز مارکر باکتری Salmonella choleraesuis سروتایپ Braenderup سویۀH9812 ، یکسان بود.
نتیجهگیری: وجود الگوی پالس تایپ مشابه در طول مطالعه موید این فرضیه است که عامل شناسایی شده در این مطالعه از یک منبع منتشر شده باشد. بنابراین فرضیه انتقال ارگانیسم فرد به فرد رد و ضرورت دارد که در مطالعات بعدی از منابع محیطی نمونهبرداری شود.
افسانه علیخاصی، منیر سادات میرایی آشتیانی، فرشید فرهان، مهدی عقیلی، محمد صادق فاضلی، محمد بابایی، افسانه مداح صفایی، پیمان حداد،
دوره 73، شماره 10 - ( دی 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این مطالعه بررسی میزان تطابق یافتههای حاصل از MRI پس از کمورادیاسیون در کانسر موضعی پیشرفته رکتوم با یافتههای حاصل از بررسی بافتشناسی نمونه جراحی است.
روش بررسی: در این بررسی آیندهنگر ۶۳ بیمار مبتلا به کانسر موضعی پیشرفته رکتوم که از مهر 1390 تا مهر 1392به انستیتو کانسر بیمارستان امامخمینی (ره) ارجاع شده بودند، پس از دریافت رضایتنامه کتبی تحت کمورادیاسیون نئواجونت قرار گرفتند. پیش از درمان کمورادیاسیون مرحلهبندی (Staging) تومور (T) و لنفنود (N) توسط یک رادیولوژیست مجرب بر اساس تصاویر MRI انجام شد و پس از کمورادیاسیون به بیماران توصیه شد بار دیگر MRI را انجام دهند. سپس بیماران تحت عمل جراحی قرار گرفتند. یافتههای MRI پس از کمورادیاسیون با یافتههای حاصل از بررسی آسیبشناسی پس از جراحی توسط رادیولوژیست مورد مقایسه قرار گرفت. کاهش مرحله سرطان به شکل حداقل یک مرحله کاهش در T یا N در پاتولوژی پس از عمل نسبت به MRI پیش از عمل به شرط عدم پیشرفت تومور تعریف شد.
یافتهها: در این بررسی ۳۲ نفر از بیماران دچار کاهش مرحله تومور و ۳۶ نفر دچار کاهش مرحله لنفنود شدند.
نتیجهگیری: با مقایسه تصاویر MRI پس از کمورادیاسیون و گزارش پاتولوژی پس از جراحی دقت MRI در مرحلهبندی تومور رکتوم پس از انجام کمورادیاسیون 5/55% بوده است. از مورفولوژی لنفنود برای تشخیص درگیری آن استفاده شده و دقت MRI در تشخیص آن 8/42% بوده است. دقت MRI در هر دو مورد تا حدودی کمتر از مطالعات پیشین بود.
آرش بابایی غازانی، سعیده نجارزاده، پژمان مدنی، مازیار آذر، بهناز تیراندازی،
دوره 77، شماره 6 - ( شهریور 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: استئوآرتریت زانو یک بیماری دژنراتیو است که منجر به تخریب مفصل، درد و کاهش عملکرد آن میشود. یکی از درمانهای غیرجراحی این بیماری، تزریق داخل مفصلی اوزون است. در این مطالعه هدف ما مقایسه اثر درمانی کورتیکواسترویید با اوزون در درمان استئوآرتریت زانو گرید ۳ بود.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی، ۳۲ بیمار با تشخیص استئوآرتریت زانو گرید ۳ که از مهرماه ۱۳۹۶ تا شهریور ۱۳۹۷ به درمانگاههای طب فیزیکی و توانبخشی بیمارستانهای حضرت رسول اکرم (ص) و فیروزگر مراجعه کرده بودند که با توجه به معیارهای ورود و خروج وارد مطالعه شده و بهصورت تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. در یک گروه مقدار mg ۴۰ تریامسینولون و در گروه دیگر ml ۱۵ اوزون- اکسیژن (μg/ml ۱۵) تحت گاید سونوگرافی داخل مفصل زانو تزریق گردید. ارزیابی بیماران با Visual analog scale (VAS)، دامنه حرکتی، میزان افیوژن مفصل زانو و پرسشنامه Western Ontario and McMaster Universities osteoarthritis index (WOMAC)، در فواصل معین انجام شد.
یافتهها: از ۳۲ بیمار وارد شده به مطالعه ۷ بیمار، مرد و ۲۵ بیمار زن بودند. نتایج مطالعه کنونی نشان داد که در هیچکدام از معیارهای (۰/۲۶۱P=)VAS ، (۰/۲۷۰P=) ROM، افیوژن مفصل (۰/۶۳۰P=) و پرسشنامه WOMAC (۰/۲۶۵P=) تفاوت بین دو گروه معنادار نبود. در گروه دریافت کننده استرویید نمره WOMAC در بازه زمانی پیش از تزریق و یک ماه پس از آن معنادار بود (۰/۰۰۸P=). در گروه اوزون کاهش افیوژن مفصل دیده شد (۰/۰۰۹P=).
نتیجهگیری: هیچ یک از دو درمان تزریق تحت گاید سونوگرافی کورتیکواسترویید و اوزون در بهبود درد، عملکرد، دامنه حرکتی و افیوژن مفصلی در بیماران مبتلا به استئوآرتریت زانو گرید ۳، برتری نسبت به هم ندارند.
معصومه بابایی، مهرداد هاشمی، بهزاد بنیاقبال،
دوره 77، شماره 10 - ( دی 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات پرشمار نشان دادهاند که miRNA در میان شاخصها و علایم زیستی مختلف سرطان ریه، مهمترین هستند. با متوقف کردن miRNAهای مسبب بیماری (انکوژن) و ایجاد miRNAهای لازم و عملکردی (بازدارندهی توموری)، این RNAهای کوچک تنظیمکننده میتوانند کاربرد درمانی در سرطان داشته باشند. مرگومیر بالای ناشی از سرطان ریه این واقعیت را مشخص میکند که بیشتر بیماران در مرحله پیشرفته بیماری تشخیص داده میشوند. استفاده از بیومارکرهای سرمی میتواند به تشخیص زودهنگام کمک کند. از اینرو در پژوهش کنونی میزان بیان miR-137 در سرم افراد مبتلا به سرطان ریه بررسی گردید.
روش بررسی: این مطالعه تحلیلی-توصیفی از شهریور ۱۳۹۶ تا خرداد ۱۳۹۷ انجام گردید. برای انجام این پژوهش، ۱۰۰ نمونه سرم (۵۰ نمونه سرم افراد سالم و ۵۰ نمونه سرم افراد بیمار) از مراجعهکنندگان به بیمارستان مسیح دانشوری تهران تهیه و دادههای فردی و کلینیکوپاتولوژیکی بیماران توسط پرسشنامهای از تمامی افراد گردآوری گردید. سپس جهت بررسی کیفی میزان تغییرات بیان miR-137 از روش Real-time polymerase chain reaction (RT-PCR) استفاده شد.
یافتهها: دادههای بهدست آمده نشان داد که تفاوت معناداری بین بیان سرمی ژن miR-137 مراحل اول و دوم بیماری وجود نداشت. درحالیکه در سرم افراد مبتلا به سرطان ریه که در مراحل سوم و چهارم متاستاز بودند میزان بیان miR-137 بهترتیب ۳/۲ (۰/۰۴۲P=) و ۶/۸ (۰/۰۰۳P=) برابر کاهش داشته است.
نتیجهگیری: براساس نتایج حاصل از پژوهش حاضر، بین بیان miR-137 و سرطان ریه ارتباط معناداری بهدست آمد.
قاسم جانبابایی، امیر هاشم شهیدی بنجار، آبتین حیدرزاده، مهدی شادنوش، قاسم صادقی، محسن دالبند، امیر رضا رکن، حمید صمدزاده، علی تاجرنیا، سعید ساعی، رضا مسائلی، غلامرضا حیدری، علی یزدانی، بهزاد هوشمند،
دوره 79، شماره 2 - ( اردیبهشت 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: ویروس SARS-CoV-2 عامل بیماری COVID-19 در دسامبر 2019 در شهر ووهان چین ظهور کرد و سپس بهسرعت به کشورهایی چون کرهجنوبی، ژاپن، ایران، ایتالیا، اسپانیا، آمریکا و سایر نقاط جهان سرایت کرد و حالت پاندمیک به خود گرفت. دندانپزشکان و حرفوابسته (ازجمله پرسنل بهداشتی، درمانی، تریاژ، لابراتوارهای دندانی، مراکز رادیوگرافی و سایر پاراکلینیکهای مرتبط)، به دلیل تماس زیاد با ترشحات بزاقی، ترشحات تنفسی و آئروسل، ازجمله پرریسکترین مشاغل درگیر هستند. این مطالعه با هدف گردآوری مطالب بهروز و مبتنی بر شواد علمی جهت قطع زنجیره انتقال در دندانپزشکی و حفاظت از دندانپزشک و حرفوابسته گردآوری شده است.
روش بررسی: این مطالعه با روش مرور نظامند در بازه زمانی بهمن 1398 تا اردیبهشت 1399 در وزارت بهداشت صورت پذیرفت. بهمنظور یافتن مطالعات و شواهد مرتبط، پایگاههای اطلاعاتی PubMed، MEDLINE، Embase، Scopus، Google Scholar، TripDatabase و سایر پایگاههای مرتبط جستجو شدند. همچنین جهت تکمیل نتایج، وبسایتهای ADA، WHO وCDC جهت بررسی دستورالعملها و گایدلاینهای بهروز و مرتبط، مورد جستجو قرار گرفتند. در نهایت تعداد 110 منبع منتخب، مورد کاوش قرار گرفتند.
یافتهها: بررسی مطالعات انجام شده بر روی نحوه انتقال و شیوع بیماری کووید-19، نشان میدهد این ویروس میتواند به دو روش مستقیم (ترشحات بزاقی، ترشحات تنفسی و آئروسل) و غیرمستقیم (تماس با سطوح آلوده محیط و ابزارها) در محیط کاری دندانپزشکی و حرفوابسته به راحتی و بهوفور پراکنده شده و زنجیره انتقال بیماری ادامه یابد.
نتیجهگیری: از این رو التزام به رعایت یکسری از دستورالعملها و گایدلاینها که گزیدهای از آنها در این تحقیق گردآوری شده است، جهت پیشگیری از ادامه زنجیره انتقال، ضروری بهنظر میرسد.
علی محمد مصدق راد، قاسم جان بابایی، بهزاد کلانتری، مهناز افشاری، حامد دهنوی،
دوره 79، شماره 5 - ( مرداد 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: اعتباربخشی بیمارستانی فرآیند ارزشیابی رسمی نظاممند و تعیین اعتبار بیمارستان توسط یک سازمان مستقل خارجی با استفاده از استانداردهای مطلوب ساختاری، فرآیندی و پیامدی است. هدف این پژوهش بررسی رابطه بین کارایی و وضعیت اعتباربخشی بیمارستانهای عمومی ایران است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی و مقطعی در اردیبهشت 1398 انجام شد. کارایی بیمارستانهای عمومی ایران در سال 1396 با استفاده از نمودار پابن لاسو و شاخصهای عملکردی، درصد اشغال تخت و گردش تخت بیمارستان تعیین و ارتباط آن با درجه اعتباربخشی بیمارستانها بررسی شد.
یافتهها: بیمارستانهای عمومی کشور دارای میانگین اشغال تخت 8/62%، میانگین طول اقامت بیمار 6/2 روز و میانگین گردش تخت 4/93 بار در سال 1396 بودند. حدود 3/15% بیمارستانها کارایی خوبی داشتند و در ناحیه سه نمودار پابن لاسو قرار گرفتند. بین درجه اعتباربخشی بیمارستانها با درصد اشغال تخت، گردش تخت و فاصله گردش تخت آنها ارتباط معناداری مشاهده شد (01/0P<).
نتیجهگیری: کارایی بیمارستانهای عمومی ایران پایین است. درجه اعتباربخشی با برخی از شاخصهای عملکردی بیمارستانها مرتبط است.
آرش بستانی، هادی قرهباغیان آذر، مهدی جعفری، مستانه بابایی گرمخانی،
دوره 80، شماره 1 - ( فروردین 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: خستگی یکی از ناتوانکنندهترین علایم در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس (MS) میباشد که تاکنون درمان قطعی برای آن ثبت نشده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان با میدان مغناطیسی بر خستگی مبتلایان به MS انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت کارآزمایی بالینی تصادفی یک سوکور از فروردین سال 1398 تا شهریور سال1400 بر روی 46 بیمار مبتلا به MS انجام شد. بیماران بهطور تصادفی به دو گروه مداخله مگنتوتراپی و گروه کنترل تقسیم شدند. مداخله بهصورت میدان مغناطیس پالسی با فرکانس Hz 15 و شدت mT 5/4 انجام شد.
یافتهها: متوسط شدت خستگی در گروه مداخله از 91/4 به 27/4 و در گروه کنترل نیز از83/4 به 37/4 کاهش یافت که از نظر آماری معنادار بودند (بهترتیب 024/0P= و 028/0P=). اما اختلاف پاسخ دو گروه به درمان از نظر آماری معنادار نبود (382/0=P).
نتیجهگیری: با توجه به عدم اختلاف چشمگیر درکاهش خستگی، شدت خستگی، این روش درمانی برای درمان خستگی بیماران MS توصیه نمیشود.
منصور بابایی، مهران شکری، سید احمد رسولینژاد،
دوره 80، شماره 7 - ( مهر 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: در طول پاندمی COVID-19، حضور علایم چشمی در بیماران مبتلا به این بیماری بسیار شایع بوده است که میتواند پیچیدگیهای ثانویه در درمان بیماریهای چشمی ایجاد کند. در این مطالعه، ارتباط شاخصهای جسمانی افراد (نظیر سن، قد، وزن و شاخص BMI) و حضور علایم چشمی در بیماران مبتلا به COVID-19 مورد بررسی قرار گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی در فروردین 1400 تا خرداد 1400، علایم چشمی (تاری دید، اپیفورا، فوتوفوبیا، ترشح و اگزودا، قرمزی، درد و خارش چشم) و شاخصهای جسمانی (سن، قد، وزن و BMI) در 108 بیمار مبتلا به COVID-19 که به بیمارستان آیتالله روحانی بابل مراجعه کرده بودند، بررسی شد.
یافتهها: میانگین وزن بدن در بیماران COVID-19 با تاری دید بهطور قابلتوجهی بالاتر از بیماران COVID-19 بدون تاری دید بود (003/0=P، 056/3-=t). میانگین قد بیماران COVID-19 مبتلا به اپیفورا بهطور معناداری کمتر از میانگین قد بیماران COVID-19 بدون اپیفورا بود (018/0=P، 398/2=t). همچنین، BMI بیماران COVID-19 مبتلا به اپیفورا kg/m2 07/4±00/30 بود، در حالیکه BMI بیماران COVID-19 فاقد اپیفورا kg/m2 42/4±68/27 بود (047/0=P، 026/0=t). BMI بیماران COVID-19 با حداقل یک علامت چشمی نسبت به BMI بیماران COVID-19 بدون هیچگونه عارضه چشمی بهطور معناداری بییشتر بود (001/0=P، 297/3-=t).
نتیجهگیری: نتایج ما نشاندهنده نقش اساسی چاقی در بروز علایم چشمی در بیماران COVID-19 است. در این مطالعه مشخص شد که تاری دید، اپیفورا و وجود حداقل یک علامت چشمی در بیماران COVID-19 بهطور قابلتوجهی با روند صعودی BMI (بهعنوان شاخص چاقی) مرتبط است.