11 نتیجه برای باش
رضاعی، بهرامی، باش،
دوره 19، شماره 3 - ( 2-1340 )
چکیده
رضا شهریار کامرانی، رامین حاج زرگر باشی، سعیدرضا مهرپور، آرش شرافت وزیری، مریم طباطبائیان،
دوره 67، شماره 7 - ( 7-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و
هدف: آسیب تاندونهای فلکسور دست
مشکلی پیش روی جراحان است که برای آن روشهای متفاوتی وجود دارد که از این میان
روش pull out میباشد که با وجود مزایای فراوان دارای اشکالاتی در ساختار میباشد. آنچه در تکنیکهای مختلف مشترک میباشد، این است که پس از
انجام این روش باید برای مدتی انگشت ترمیم شده را بیحرکت کنیم تا خطر پارگی
تاندون از ناحیه گره با شروع حرکت بهحداقل برسد. از طرف دیگر بیحرکتی در انگشت
منجر به ایجاد چسبندگی در تاندون بهعنوان یکی از مهمترین عوامل عدم موفقیت ترمیم
تاندون شناخته شده است. از این رو در این مطالعه با ارائه تکنیکی جدید سعی در اصلاح
اشکالات شده است.
روش بررسی: 80 انگشت
را که با آسیبهای متفاوت از جمله پارگی در زون یک فلکسورها، بعضی از پارگیهای
تاندون فلکسور در زون دو، گرافت تاندونی بهصورت یک یا دو مرحله، تحت جراحی با
تکنیک جدید قرار دادیم. در این گره تاندونی مسیر اعمال نیرو عمود بر مسیر تاندون بوده
و اضافه بر آن، این گره، تاندون را در اطراف در بر میگیرد و لذا با کشیده شدن نخ
گره، گره محکمتر میشود.
یافتهها: نتیجه از لحاظ پاسخ به pull out 97% خوب و 3% ضعیف و همچنین نتیجه جراحی (عملکرد بیماران) 9/23% عالی،
2/52% خوب 9/17% متوسط و 6% ضعیف بود.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج قابل قبول بهدست
آمده میتوان برای بیمار بعد از جراحی حرکات فعال و غیر فعال را سریعتر شروع
نمود. برای تکمیل نتیجه مطالعه بهتر است در مطالعاتی دیگر این روش جراحی جدید با
روشهای قدیمی مقایسه شود. همچنین در مطالعات بیومکانیک میتوان قدرت این گره را
مورد ارزیابی قرار داد.
رضا شهریار کامرانی، سعیدرضا مهرپور، رامین حاجزرگرباشی، مریم طباطبائیان،
دوره 67، شماره 8 - ( 8-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: بیماری کینباخ نکروز
آوسکولار استخوان لونیت است که اگر درمان نشود اغلب پیشرونده است. با توجه به
تئوریهای موجود برای بیماری کینباخ که برای جراحان وجود داشت روشهای درمانی و
جراحی متعددی برای این بیماری پایهگذاری شد که هیچ یک درمان قطعی نبوده است و در
حال حاضر هیچ درمان جراحی که بتواند موجب درمان قطعی این بیماری شود وجود ندارد. عملهای جراحی پیشنهاد شده اکثراً با عوارض زیادی نیز همراه
بودهاند.
در این مطالعه روش درمان جدیدی برای این بیماری ارائه شده است که
در عین سادگی و بدون عارضه بودن نتایج مشابهی با عملهای متداول این بیماری دارد. در این مطالعه به
دنبال بررسی نتایج بیماران به کمک یک روش جراحی بسیار ساده به نام core
decompression هستیم.
روش بررسی: در این طرح 11 بیمار مبتلا به
کینباخ در مراحل I-IIIb با روش جدید core
decompression استخوان لونیت تحت جراحی
قرار گرفتند و شدت درد، محدوده حرکات و توانایی انجام کارهای روزمره و معیارهای
رادیوگرافیک بیماران پس از دو سال مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: سن متوسط افراد شرکتکننده 29 سال و هشت بیمار
مرد بودند. معیار سنجش درد (VAS) از 5/87 پیش از عمل به 5/13 پس
از آن رسید که اختلاف معنیدار بود همچنین میزان بهبود عملکرد بیماران (DASH) از 84 به
14 با (001/0p<) رسید و محدوده حرکات نیز به
صورت محسوسی بهبود یافت 63% افراد از نتایج بسیار راضی 18% راضی بودند و در 18%
نیز وضعیت تغییر نکرده بود.
نتیجهگیری: مطالعه حال حاضر نشان میدهد که این روش جدید ساده بوده و
میتواند روشی تاثیرگذار در درمان این بیماری باشد.
مهدی محمدزاده، حمید مباشری،
دوره 71، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر با پیشرفت چشمگیر در سیستمهای مخابراتی و ارتباطی، خطرات احتمالی امواج ناشی از تلفن همراه بر روی انسانها، یکی از نگرانیهای جدی جوامع در حال رشد و مدرن بشری به حساب میآید. لذا مطالعه اثرات امواج الکترومغناطیسی روی پروتیینها به ویژه کانالهای غشایی که مسئول حفظ شرایط فیزیکی و شیمیایی سلولی و انتقال پیام میباشند، از اهمیت ویژهای برخوردار است. در این بررسی اثرات میدانهای الکترومغناطیسی تلفن همراه روی عملکردهای بیوفیزیکی کانال OmpF جداشده از اشرشیاکولی (E.Coli) در غشای دو لایه لیپیدی مسطح در شرایط آزمایشگاهی صورت گرفت.
روش بررسی: برای این منظور دینامیک کانال OmpF به صورت منفرد با استفاده از روش مونتال- مولر در غشای دو لایه لیپیدی مسطح بررسی گردید. سپس جریانهای یونی عبوری (پیکوآمپر) از کانال، اندازه رسانایی، حساسیت به پتانسیل غشا و رفتار و الگوی باز و بسته شدن آن در بازههای زمانی در حد میکروثانیه، به صورت همزمان با تکنیک ولتاژ کلامپ اندازهگیری شد.
یافتهها: نتایج نشان میدهد میدان الکترومغناطیس ناشی از تلفن همراه بر حساسیت کانال OmpF به پتانسیل غشا، باز و بسته شدن و تعداد ساختارهای حد واسط آن تاثیر معنیداری گذاشته، درحالیکه بر رسانایی آن تاثیری نداشته است. با حذف میدان الکترومغناطیس، کانال بهسرعت در محدودهی زمانی میلیثانیه یا کمتر به حالت اولیه بازگشت.
نتیجهگیری: بر اساس یافتهها امواج ساطعشده از تلفن همراه روی عملکردهای زیستی کانال منفرد و میزان باز یا بسته بودن آن تاثیر معنیداری داشته و لازم است رویکرد استفاده از فانتوم در شناسایی اثرات منفی میدانها بازنگری گردد.
نیوشا صمدائیان، سید محمد حسین مدرسی، مریم مباشری، رضا ابراهیمزاده وصال، سید محمد اکرمی،
دوره 72، شماره 5 - ( مرداد 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: ریز RNAها 23-21 نوکلئوتید طول دارند و بیان بعضی از آنها در بافت نرمال و توموری متفاوت است. در این مطالعه ما بیان miRNA-21 را در بافت تومورال روده بزرگ بیماران با نمونه طبیعی کنار آن مورد بررسی و مقایسه قرار دادیم.
روش بررسی: در این مطالعه مورد- شاهدی که از فروردین تا بهمن 1392 در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گردید، 35 نمونه سرطان کولورکتال بر مبنای ویژگیهای کلینیکی و پاتولوژیکی شامل اندازه تومور، Stage سرطان و متاستاز گروهبندی شدند. سپس بررسی بیان با واکنش زنجیره پلیمراز با زمان واقعی (Real Time PCR) انجام شد.
یافتهها: نسبت بیان miRNA-21 در Stageهای I، II و III بهترتیب 804/1 و 574/4 بهدست آمد اما تنها در Stage III این مقدار از نظر آماری معنادار بود (037/0P=). همچنین در بررسی بر اساس سایز تومور (4 و 4<) نیز افزایش بیان بهترتیب 045/2 (505/0P=) و 242/1 (653/0P=) مشاهده شد. از طرف دیگر نمونهها بر اساس متاستاز (+ و -) نیز بررسی شدند که هر دو گروه بیان افزایش یافتهی بهترتیب 545/2 (423/0P=) و 348/1 (741/0P=) را نشان دادند ولیکن هیچکدام از نظر آماری معنادار نبود.
نتیجهگیری: miRNA-21 در Stage III سرطان کولورکتال نسبت به بافت نرمال کنار آن بیان افزایش یافته معناداری دارد. این یعنی، شاید بتوان در آینده از miRNA-21 بهعنوان یک بیومارکر پیشآگهیدهنده در تعیین نوع درمان در بیماران Stage III سرطان کولورکتال و یا بهعنوان یک هدف مولکولی در طراحی استراتژیهای جدید کنترل سرطان استفاده کرد.
فرزانه رحمانیراد، مریم بیگم مباشری، محمد حسین مدرسی،
دوره 73، شماره 4 - ( تیر 1394 )
چکیده
در پژوهشهای مرتبط با سرطان امروزه توجه خاصی به گروه جدیدی از ژنهای موثر در سرطان به نام ژنهای سرطان/بیضه (Cancer/Testis, CT) معطوف گردیده است. وجود سد خونی-بیضهای ویژگی منحصر به فردی را در بیضه ایجاد نموده است. ژنهایی که بیان طبیعی آنها محدود به بیضه است و در دیگر بافتهای طبیعی یا بیان نداشته و یا بیان بسیار اندکی دارند، به سبب وجود این سد برای سیستم ایمنی بدن بیگانه محسوب گردیده و در صورت بیان نابهجا در بافتهای دیگر، مانند آنچه در اغلب بافتهای سرطانی رخ میدهد، میتوانند محرک سیستم ایمنی و ایجادکننده پاسخ ایمنی باشند. بر این اساس ژنهای سرطان/بیضه اهداف نویدبخشی برای واکسنهای سرطان و ایمونوتراپی هستند. در بدخیمیها تنظیم بیان ژن مختل میشود و این امر منجر به بیان آنتیژنهای CTدر انواع مختلفی از تومورها میشود. با این حال هنوز مشخص نشده است که بیان نامتعادل این ژنها در انواع مختلف سرطان علت بروز سرطان یا معلول آن است. مکانیسم عملکردی ژنهای CT اغلب ناشناخته است. فهرست فزایندهای از ژنهای CT مرحله کارآزمایی بالینی را برای به منظور استفاده در پیشگیری و یا درمان سرطان میگذرانند. در این پژوهش، ژن TSGA10 بهعنوان یکی از ژنهای CT بازنگری میگردد. این ژن در بالاترین میزان خود در اسپرماتیدهای در حال طویل شدن بیان میشود و محل استقرار آن در Fibrous sheath اسپرم بالغ است و بهعنوان یک بیومارکر سرولوژیکی در لنفومای پوستی شناخته میشود. بیان نامتعادل TSGA10 در لوکمی لنفوبلاستیک حاد (ALL)، سرطانهای پستان، مغز، معده- رودهای و گستردهای از سرطانهای دیگر در سطح mRNA و پروتیین گزارش شده است. فقدان یا کاهش بیان TSGA10 در مردان نابارور مبتلا به آزواسپرمی غیرانسدادی نیز گزارش شده است.
میترا غلامی، شهرام نظری، مهدی فرزادکیا، سید محسن محسنی، سودابه علیزاده متبوع، فخرالدین اکبری دورباش، میثم حسننژاد،
دوره 74، شماره 1 - ( فروردین 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از پژوهش کنونی سنتز و بررسی اثرات ضد باکتریایی نانو دندریمر پلیآمیدوآمین-G7 در حذف باکتریهای اشرشیاکلی، پروتئوس میرابیلیس، سالمونلا تیفی، باسیلوس سوبتیلیس و استافیلوکوکوس اورئوس در محیط آزمایشگاهی بود.
روش بررسی: مطالعه بهصورت تجربی در تیرماه 1394 در آزمایشگاه میکروبیولوژی دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام گردید، اثر ضدباکتریایی نانو دندریمر پلی آمید و آمین-G7 بهروش انتشار دیسک و رقت لولهای بر روی گونههای استاندارد باکتریایی گرم منفی و گرم مثبت انجام شد. حداقل غلظت بازدارندگی و کُشندگی بر روی باکتریهای گرم منفی و گرم مثبت بر اساس دستورکارهای موسسهی استاندارد و آزمایشگاه پزشکی بهدست آورده شد.
یافتهها: قطر هاله عدم رشد در غلظت µg/ml25 از نانو دندریمر پلی آمید و آمین-G7 برای اشرشیاکلی، پروتئوس میرابیلیس، سالمونلا تیفی، باسیلوس سوبتیلیس و استافیلوکوکوس اورئوس بهترتیب برابر 26، 38، 36، 22 و mm 25 بهدست آمد. در مورد قطر هاله عدم رشد بین باکتریهای گرم منفی و گرم مثبت اختلاف معناداری مشاهده نشد (16/0P=). حداقل غلظت بازدارندگی برای باکتریهای پروتئوس میرابیلیس، باسیلوس سوبتیلیس و استافیلوکوکوس اورئوس و اشرشیاکلی برابر µg/ml 25/0 و برای باکتری سالمونلا تیفی برابر µg/ml 025/0 میباشد. حداقل غلظت کشندگی نانو دندریمر برای باکتری سالمونلا تیفی برابر 25، برای باکتریهای پروتئوس میرابیلیس و باسیلوس سوبتیلیس برابر µg/ml 50 و برای استافیلوکوکوس اورئوس و اشرشیاکلی برابر µg/ml 100 بهدست آمد.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش کنونی نشان میدهد، دندریمر پلیآمیدوآمین-G7 در حذف باکتریهای گرم منفی و گرم مثبت بسیار موثر است.
امیر تقیپور اسرمی، عباس قنبری نیاکی، مهران نقیزاده قمی، محمد مهدی مغنی باشی،
دوره 74، شماره 7 - ( مهر 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای قلبی-عروقی هماکنون بهعنوان اولین عامل مرگومیر در کشورهای صنعتی مطرح است. این پژوهش به بررسی تاثیر 12 هفته تمرین استقامتی شدید با مصرف گرده گل زنبور عسل بر انتقال معکوس کلسترول در موشهای صحرایی نر پرداخته است.
روش بررسی: پژوهش کنونی از نوع آزمایشگاهی و نیمهتجربی میباشد. تعداد 24 سر موش نر سفید نژاد ویستار هشت هفتهای با وزن 20±90 از انستیتو پاستور آمل خریداری شد. موشها در آزمایشگاه حیوانات دانشکده تربیت بدنی دانشگاه مازندران در شرایط کنترل شده نور، دما و رطوبت از آبان تا پایان بهمن 1392 نگهداری شدند. موشها به گونهای نگهداری شدند که آزادانه به آب و غذای استاندارد دسترسی داشتند. مقدار بیان ژن ABCA1 و APOA-1 در عضله دوقلو از روش Real-time- PCR استفاده شد.
یافتهها: اختلاف معناداری در بیان ژن ABCA1 عضله دوقلو (Gastrocnemius muscle) در گروهها مشاهده شد (001/0P<) در حالیکه APOA-1 در دوقلو بیان نشد.
نتیجهگیری: تمرین شدید استقامتی باعث کاهش بیان ژن ABCA1 میشود. در حالیکه مصرف گرده گل زنبور عسل باعث افزایش بیان ژن ABCA1 در عضله دوقلو موشهای صحرایی نر شده است.
فریبا جعفری، محمدعلی نیلفروشزاده، هانیه شریفیان، زهرا ملاباشی،
دوره 75، شماره 7 - ( مهر 1396 )
چکیده
زخمهای پوستی و کاهش زمان بهبود آنها، یکی از جنبههای مهم پزشکی محسوب میشوند. زخم به هر گونه گسستگی در انسجام لایههای پوست (اپیدرم، درم و زیرجلد) یا بافتهای زیرپوستی گفته میشود که میتواند در اثر عوامل فیزیکی (برش جراحی، ضربه، فشار، اصابت گلوله) و یا عوامل شیمیایی (سوختگی با اسید) ایجاد شود. پروسه ترمیم زخم شامل فاز هموستاز، فاز التهاب، اپیتلیزاسیون، فاز تکثیر (فیبروپلازی) و در نهایت (تمایز بافتی) بازسازی بافت با شکلگیری کلاژن میباشد. زخمها بر اساس زمان بهبودی به دو نوع حاد و مزمن تقسیمبندی میشوند. زخم حاد (Acute wound) شروع ناگهانی دارد و معمولاً در فرد سالم روند بهبود آن بهصورت طبیعی طی میشود و ظرف چهار هفته بدون بر جا گذاشتن عارضه بهبود مییابد. زخمهای مزمن (Chronic wound) شروع تدریجی دارند و روند درمانی آنها در اثر عواملی مانند دیابت، عدم خونرسانی مناسب، فشار موضعی، دیابت و غیره متوقف شده است و مرحله التهابی ترمیم زخم طولانی شده است (بیش از چهار هفته) با وجود پیشرفتهای عمده در درمان زخمها، کماکان تلاش در جهت یافتن روشهای موثر در درمان زخمها در کوتاهترین زمان ممکن و با کمترین عارضه ادامه دارد. در این مطالعه مروری، پس از بیان ترمیم زخم و مراحل آن، همچنین بیان انواع بالینی زخم (زخم پای وریدی، زخم پای دیابتی، زخم فشاری) بهصورت گذرا انواع متدهای ایجاد زخم حاد (زخم سوختگی، زخم برشی) و مزمن (زخم پای وریدی، زخم دیابتیک، زخم فشاری یا زخم بستر) در گونههای حیوانات آزمایشگاهی ارایه و جمعبندی میگردد تا با طراحی و اجرای هدفمندتر این پژوهشها، وصول نتایج بالینی و کاربردی تسهیل گردد.
سوگند تورانی، سلمان باشزر، شکوفه نیکفر، حمید رواقی، مهران صادقی،
دوره 76، شماره 6 - ( شهریور 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: ترومبولیتیک درمانی گزینه مناسب درمانی در ساعات اولیه پس از شروع نشانههای بیماری در شرایط عدم دسترسی به آنژیوپلاستی اولیه برای درمان انفارکتوس حاد میوکارد با صعود قطعه ST (STEMI) میباشند. هدف این مطالعه ارزیابی ایمنی و اثربخشی استرپتوکیناز در مقایسه با داروی جدیدتر تنکتپلاز در درمان انفارکتوس حاد میوکارد بود.
روش بررسی: یک مطالعه مرور سیستماتیک و متاآنالیز میباشد که در شهریور ۱۳۹۶ در دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام پذیرفت. پایگاههای دادهای MEDLINE, Cochrane library,Web of Science, EMBASE در فاصله سالهای ۱۹۸۰ تا مارس ۲۰۱۷ به منظور پیدا کردن مطالعات ایمنی و اثربخشی بالینی بهصورت الکترونیکی و ژورنالهای قلب و عروق آمریکا، اروپا و ایران و کارآزماییهای در حال انجام بهصورت دستی جستجو شدند. کارآزماییهای بالینی و مطالعات مشاهدهای مرتبط که به یکی از زبانهای فارسی- انگلیسی و کرهای بودند وارد مطالعه شدند. ارزیابی کیفیت مطالعات توسط دو نفر بهصورت جداگانه انجام گرفت و دادهها با استفاده از فرم استخراج دادههای کاکرین صورت پذیرفت، سپس دادهها با نرمافزار Review Manager, Version 5.3 (The Nordic Cochrane Centre, Cochrane Collaboration, 2014, Copenhagen, Denmark) تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: چهار مطالعه مورد-شاهدی وارد این پژوهش شدند. مطالعات دارای کیفیت بالا بودند. تفاوتی میان تنکتپلاز و استرپتوکیناز در خطر مرگومیر (۰/۴۰P=، ۱/۰۳-۰/۲۰ =%۹۵ CI، ۰/۴۵RR=)، افت فشارخون (۰/۳۳P=)، خونریزی (۰/۵۳P=، ۳/۹۹- ۰/۴۹ =۹۵% CI، ۱/۴۰=RR) و همچنین در پیامد ST-segment resolution >۵۰% (۰/۸۱P=) وجود نداشت.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که اثربخشی و ایمنی استرپتوکیناز با داروی تنکتپلاز یکسان میباشد.
زینب محمودیان، سیروس نعیمی، محمد مهدی مغنی باشی، خلیل خاشعی ورنامخواستی، ، مرضیه علیپور،
دوره 79، شماره 1 - ( فروردین 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: با وجود سالها پژوهش مداوم، هنوز هم مرگ مادران در اثر پرهاکلامپسی بهعنوان یک تهدید جدی مطرح میباشد. محققین بر این باورند که پرهاکلامپسی یک بیماری چند عاملی است و عوامل خطر متعددی از جمله عوامل ایمونولوژیکی را برای آن پیشنهاد نمودهاند. بنابراین بررسی رابطهی پره اکلامپسی با تغییرات ایمونولوژیکی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. با توجه به نقش عوامل ایمونولوژیک و التهابی در اتیولوژی پرهاکلامپسی، در تحقیق حاضر ارتباط پلیمورفیسم (rs1028181) -513T/C ژن اینترلوکین 19 با بیماری پرهاکلامپسی مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعه مورد- شاهدی از دی 1395 تا خرداد 1396 در دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون انجام شد. 150 زن مبتلا به بیماری پرهاکلامپسی بهعنوان مورد و150 زن سالم باردار فاقد هر گونه بیماری، مراجعهکننده به بیمارستان ولیعصر کازرون بهعنوان شاهد انتخاب شدند. پس از نمونهگیری و استخراج DNA، ژنوتیپهای مربوط به پلیمورفیسم اشاره شده با روش Tetra Primer ARMS PCR مورد بررسی قرار گرفت. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS software, version 16 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) و Chi-square test مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: اختلاف معناداری در فراوانی همه ژنوتیپها (CC، CT و TT) (001/0P=) و هر دو آلل (C و T) (002/0P=) در موقعیت پلیمورفیسم (rs1028181) -513T/C بین زنان باردار مبتلا به پرهاکلامپسی و زنان باردار سالم مشاهده شد. میان سایر پارامترهای پاراکلینیکی مورد نظر تحقیق با پلیمورفیسم مذکور ارتباط معناداری در گروه بیمار و کنترل دیده نشد.
نتیجهگیری: حضور پلیمورفیسم (rs1028181) -513T/C را میتوان بهعنوان عامل پیشبینی کنندهی ایجاد پره اکلامپسی در نظر گرفت.