19 نتیجه برای بختیاری
میترا بختیاری، رضا محمودی، علیقلی سبحانی، محمد اکبری، محمد بربرستانی، پریچهر پاسبخش، فریدون سر گلزائی، عظیم هدایت پور،
دوره 64، شماره 9 - ( 6-1385 )
چکیده
علیرغم پیشرفتهایی که در انجماد اسپرم صورت گرفته است، میزان لقاح اسپرمها پس از انجماد و ذوب بهطور چشمگیری کاهش مییابد. با توجه بهاینکه هیالورونان نقش مهمی در میزان لقاح اسپرم دارد لذا در تحقیق حاضر اثر دوز µg/ml750 هیالورونان روی میزان لقاح اسپرمهای موش سوری قبل از انجماد و پس از ذوب بررسی شده است.
روش بررسی: در این مطالعه تعداد 24 سر موش نر سوری بهصورت تصادفی انتخاب شدند. نمونههای بدست آمده از هر حیوان نر به چهار گروه تقسیم شدند. گروه اول (کنترل بدون انجماد)، گروه دوم (کنترل منجمد شده)، گروه سوم (قبل از انجماد µg/ml750 هیالورونان افزوده شد) و گروه چهارم (پس از ذوب همین میزان هیالورونان اضافه شد). انجماد اسپرمها در کرایوتیوب 8/1 میلیلیتری و با استفاده از ضد یخ 18% رافینوز و 3%skim milk انجام شد. پس از ذوب کردن نمونهها و تهیه اووسیت متافاز II، IVF صورت گرفت و بعد از 18 ساعت جنینهای دو سلولی شمارش شدند.
یافتهها: نتایج این تحقیق نشان داد که افزودن دوز µg/ml750 هیالورونان پس از ذوب به نمونهها تاثیر مثبتی را روی میزان لقاح اسپرمها دارد، اما اضافه کردن همین دوز قبل از انجماد بر روی فاکتور فوق بیتاثیر بود.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای این مطالعه به نظر میرسد که افزودن µg/ml750 هیالورونان به اسپرم منجمد شده پس از ذوب، باعث افزایش میزان لقاح اسپرمها میشود. لذا توصیه مینمائیم با انجام تحقیقی مشابه در مورد نمونه انسانی و در صورت تایید آن، از نتایج حاصله در کلینیکهای IVF استفاده به عمل آید.
عباس محقق، اعظم بختیاریان، صفیه محبیتبار، زهرا فرقانی، فیروزه امامی خوانساری، محمود قاضی خوانساری، میرجمال حسینی، سیما سبزهخواه، سحر سیادتیان، نسرین کلانتری،
دوره 66، شماره 2 - ( 2-1387 )
چکیده
افزایش فشارخون یکی از بزرگترین معضلات تهدیدکننده سلامتی است ازجمله عوامل موثر دیگر عوامل محیطی مثل جیوه که در مطالعات تاثیر آن بر روی فشارخون و سیستم قلبی و عروقی بررسی شده است.
روش بررسی: در این مطالعه تاثیر جیوه بر روی فشارخون در سال 86-1385 در دو گروه مبتلا به فشارخون اولیه (112=n) و غیرمبتلا به فشارخون (112=n) مورد بررسی قرارگرفت که سن افراد مورد مطالعه بین 80-40 سال بود. در گروه اول افراد مبتلا به فشارخون اولیه یا ایدیوپاتیک بودند و در گروه دوم افراد غیرمبتلا به فشارخون که سابقه هیچگونه افزایش فشارخون نداشتند قرار گرفتند. پس از انتخاب افراد و گرفتن نمونه خون از آنها سطح جیوه خون آنها توسط دستگاه جذب اتمی به روش Flame اندازهگیری شد.
یافتهها: میانگین غلظت جیوه خون در گروه اول µg/dl30/1+75/10 و در گروه دوم µg/dl04/1+62/1بود و آنالیز آماری نشان داد که میزان جیوه به صورت معنیداری در گروه اول بالاتر از گروه دوم است. میانگین غلظت جیوه خون در گروه مردان مبتلا µg/dl38/1+9/11 (60n=) و میانگین غلظت جیوه خون در گروه مردان غیر مبتلا µg/d56/1+74/1 (56n=) بود و در گروه زنان مبتلا µg/dl53/0+65/9 (52n=) و میانگین غلظت جیوه خون در گروه زنان غیر مبتلا 5/1 (56n=) بود که اختلاف معنیداری (001/0p<) بین دو گروه وجود دارد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشاندهنده ارتباط بین افزایش سطح جیوه خون و افزایش فشار خون بود.
اعظم بختیاریان، راضیه بهزادمهر، عباس پوستی، میر جمال حسینی، فرزانه نجار، سیما سبزه خواه،
دوره 67، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: در سیستم قلبی- عروقی، رسپتورهای آدنوزینی دارای نقش عمدهای در درمان تاکیکاردیهای فوق بطنی میباشد. این اثرات از طریق تداخل رسپتورهای 1A آدنوزینی با G پروتئین اتفاق میافتد. در این مطالعه اثر سیکلوپنتیل آدنوزین (آگونیست انتخابی گیرندههای 1A آدنوزینی) بر آریتمی حاصل از اووآبائین در دهلیز مجزای خوکچه هندی مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: ابتدا دهلیز مجزای خوکچه هندی را که در محلول کربس تغییر یافته قرار دادهشده بود، به دستگاه فیزیوگراف وصل و انقباضات آن رسم گردید. سیکلوپنتیل آدنوزین بهمقدار 9-10×8 مولار به محلول اضافه و 10 دقیقه بعد اووآبائین با مقادیر آریتموژن (2/1 میکرومول) اضافه گردید.
یافتهها: اگر سیکلوپنتیل آدنوزین 10 دقیقه قبل از اووآبائین به محلول حمام اضافه شود، بهطور مشخصی باعث افزایش زمان شروع آریتمی ناشی از اووآبائین میگردد. سیکلوپنتیل آدنوزین بهتنهایی اثر آریتموژن نداشت ولی تعداد ضربانات دهلیز مجزای خوکچه هندی را بهطور وابسته به غلظت کاهش میداد. اووآبائین (2/1 میکرومول) آریتمی قلبی هفت دقیقه پس از تجویز شروع شد و پس از 22 دقیقه به آسیستول منتهی گردید. مصرف سیکلوپنتیل آدنوزین به مقدار 9-10 ×8 مولار، 10 دقیقه قبل از اضافه کردن اووآبائین شروع آریتمی از هفت دقیقه به بیش از 5/27 دقیقه و طول زمان زنش دهلیز از 22 دقیقه به بیش از 63 دقیقه افزایش یابد. همچنین از وقوع آسیستول جلوگیری کرد.
نتیجهگیری: سیکلوپنتیل آدنوزین دارای اثر اینوتروپ و کرونوتروپ قلبی از طریق گیرنده 1A آدنوزین بوده و این دارو تحت شرایط این مطالعه باعث کاهش سمیت اووآبائین در دهلیز مجزای خوکچه هندی میگردد.
سعید اشراقی، زهره صالحیپور، محمدرضا پورمند، عباس رحیمی فروشانی، محمد تقی زهرایی صالحی، سولماز آقا امیری، روناک بختیاری، ترانه پیمانه عابدی محتسب، نادیا مردانی، سونیا سید امیری، محمد مهدی سلطان دلال،
دوره 67، شماره 7 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: استافیلوکوکوس اورئوس یکی از شایعترین علل مهم بیماریهای منتقله از راه غذا در جهان میباشد. انتروتوکسینها و توکسین سندروم شوک توکسیک این باکتری از دسته فاکتورهای ویرولانس بسیار مهم و جزء سوپر آنتی ژنهای توکسین پیروژنیک (PTSAgs) میباشند که تاثیرات عمیقی بر میزبان خود دارند. گردش خطرناک سویههای مولد TSST1 در زنجیره مواد غذایی و نتیجتاً در جامعه، موضوع قابل اهمیتی است. هدف مطالعه نیز دستیابی به الگوهای ترکیبی ژن tst با ژنهای انتروتوکسین (ent) در سویههای استافیلوکوکوس اورئوس جدا شده از مواد غذایی مختلف میباشد.
روش بررسی: بیش از 1040 نمونه ماده غذایی مختلف جمعآوری و از نظر وجود استافیلوکوکوس اورئوس، طبق استاندارد ملی ایران بهشماره 1194 مورد بررسی قرار گرفتند. پس از استخراج DNA ژنومی سویههای ایزوله شده، واکنش PCR برای ژنهای نامبرده بهکمک پرایمرهای اختصاصی و سوش استاندارد انجام شد.
یافتهها: در مجموع، تعداد 100 سویه (5/9%) استافیلوکوکوس اورئوس از نمونههای غذایی جدا گردید. از 25% ایزولههای حامل ژن entC، هفت سویه (28%) بهطور همزمان دارای ژن tst نیز بودند و از 8% ایزولههای استافیلوکوکوس اورئوس حامل ژن entA، یک سویه (5/12%) بهطور همزمان ژن tst را نیز تولید میکرد. همچنین از مجموع 9% سویههای استافیلوکوکوس اورئوس حامل ژنهای entA+C بهصورت ترکیبی، چهار سویه (4/44%) ژن tst را نیز همراه داشتند.
نتیجهگیری: شیوع سویههای دارای ژنوتیپهای ترکیبی tst-entC و tst-entA-C در کشور ما بالا میباشد و گردش این سویهها در جامعه، سلامت و بهداشت عمومی را به مخاطره میاندازد.
سیما سبزهخواه، غلامحسن واعظی، اعظم بختیاریان، ابوالفضل سالاریانزاده، محمد زارع حقیقی،
دوره 67، شماره 8 - ( 8-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: از
مهمترین نوروترانسمیترها در رفتار ترس دوپامین میباشد. مسیر دوپامینرژیک
مزولیمبیک دارای نقش اساسی در رفتارهای هیجانی بوده و در بیماری پارکینسون دخیل می
باشد. هدف از این تحقیق نقش سیستم دوپامینرژیک در ایجاد ترسمی باشد.
روش بررسی: در
این پژوهش اثر تزریق درون بطنی مغز، آگونیست و آنتاگونیست گیرنده D2 سیستم دوپامینرژیک بر بروز رفتار
ترس در رت نر بررسی شد. در این تحقیق از هارمالین خالص به عنوان یک داوری
هالوسینوژنیک که باعث حالت توهم و ترس در حیوان میگردد به عنوان گروه کنترل مثبت
و از سالین به عنوان گروه شاهد جهت بررسی مقایسهای با گروههای تحت تیمار با
بروموکریپتین و سولپیراید استفاده شد. دستگاه Elevated plus-maze برای تست رفتاری استفاده شد. جهت
تیمار گروههای تجربی دوزهای مختلف بروموکریپتین و سولپیراید در نظر گرفته شده
است.
یافتهها: نتایج
حاصل از تزریق درون بطنی سولپیراید در رتها، اختلاف معنیداری را در بروز رفتار
ترس نشان دادند. درحالی که
تزریق مقادیر µl/Rat(10 و 15) اختلاف معنیداری
را با 05/0p< نشان ندادند. نتایج حاصل از
تزریق درون بطنی مقدار µl/Rat(95 و 65) بروموکریپتین در
رتها، اختلاف معنیداری را در بروز رفتار ترس نشان دادند. در حالی که تزریق µl/Rat(80 و 70) اختلاف معنیداری را نسبت به گروه شاهد نشان
نداد.
نتیجهگیری: تأثیر احتمالی سیستم دوپامینرژیک در فرآیند ترس، بهخصوص
گیرندههای D2 که باعث تقویت ترس شده که
در این رابطه عملکرد مشابه آگونیست و آنتاگونیست این گیرنده در مهار یا بروز
فرآیند رفتار ترس قابل توجه است.
محمدمهدی سلطاندلال، هدروشا ملاآقامیرزایی، جلیل فلاح مهرآبادی، عبدالعزیز رستگارلاری، آیلار صباغی، محمدرضا اشراقیان، عاطفه فرد صانعی، روناک بختیاری، مجتبی حنفی ابدر،
دوره 68، شماره 6 - ( 6-1389 )
چکیده
زمینه
و هدف: آنزیمهای
بتالاکتامازی، مهمترین عامل مقاومت به آنتیبیوتیکهای خانواده بتالاکتام در میان
باکتریهای گرم منفی میباشند. امروزه شاهد افزایش روز افزون عفونتهای ناشی از آنها
در جهان هستیم که این امر به عنوان یک موضوع مهم مورد توجّه محققین در آمده است.
آنزیمهای بتالاکتامازهای TEM به علت شیوع بالا و AmpC بهدلیل ایجاد اختلال در تستهای فنوتیپی از اهمیت زیادی
برخوردارند. از آنجا که ژنهای خانواده بتالاکتامازی دارای زیرگروههای فراوانی
بوده بر این اساس بهکارگیری روشهای مولکولی به ویژه استفاده از پرایمرهای
یونیورسال به منظور شناسایی کامل این زیرگروهها ضروری است، هدف از این تحقیق
شناسایی و بررسی شیوع ژنهای بتالاکتامازی TEM و AmpC (DHA, MOX) در ایزولههای بالینی Escherichia coli با استفاده از پرایمرهای
یونیورسال میباشد.
روش بررسی: تعداد
500 نمونه بالینی از بیمارستانهای شهر تهران جمعآوری گردید که با استفاده از تستهای
بیوشیمیایی، تعداد 200 ایزوله E.coli غربال شد و از طریق تستهای
فنوتیپی Disk diffusion method و Combined disk، از لحاظ تولید آنزیمهای
بتالاکتامازی مورد ارزیابی قرار گرفتند. سویههای فنوتیپ مثبت، جهت جستجوی ژنهای
مذکور توسط پروسه PCR بررسی شدند.
یافتهها: از
200 ایزوله مورد بررسی (64%)، 128 سویه از طریق تستهای فنوتیپی برای PCR ژنهای TEM وAmpC انتخاب شد، (8/57%)74 و (9/3%)5 ایزوله به ترتیب
حاوی ژنهای TEM و DHAبود
و ژن MOX در هیچ ایزولهای شناسایی
نشد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج حاصله، به کارگیری روشهای
مولکولی در کنار روشهای فنوتیپی جهت تشخیص کامل این نوع مقاومتها امری ضروری
بوده و به علت شیوع بالای این مقاومت، بهتر است که نسبت به استفاده از پروتکلهای
درمانی رایج در کشور اقدامات مناسبتری به عمل آید.
میترا بختیاری، کامران منصوری، علی مصطفایی، یوسف صادقی، هادی مظفری، رستم قربانی، مصطفی رضایی طاویرانی،
دوره 68، شماره 9 - ( 9-1389 )
چکیده
800x600 زمینه و
هدف: سلولهای پیشساز مشتق از پوست نوعی سلول پیشساز هستند که
از کشت درم پستانداران بهدست آمده و در محیط کشت دو ردۀ نورونی و مزودرمی را
تولید میکنند. دستیابی به این سلولها بهعنوان یک منبع اتولوگ و در دسترس سلولهای
پیشساز عصبی، گزینهمناسبی در درمان بیماریهایمختلف سیستم عصبی میباشد. این مطالعه
بهمنظور راهاندازی نحوه جداسازی، کشت، تکثیر و تمایز سلولهای پیشساز مشتق از پوست
انسانی در کشور انجام شده است.
روش
بررسی: ابتدا نمونههای پوست فور اسکین انسانی به قطعات کوچک تقسیم
و پس از هضم آنزیمی در محیط تکثیری کشت داده شدند. پس از پاساژ پنجم با کشت سلولهای
حاصله در شرایط تمایزی عصبی، تمایز انجام شد. برای شناسایی هویت سلولها از تکنیکهای
ایمونوسیتوشیمی و RT-PCR
استفاده شد. توانایی تمایز به نورون و سلول گلیال پس از رنگآمیزی با آنتیبادیهای
اختصاصی در سه تکرار بیولوژیک بررسی شد.
یافتهها: پس از تمایز، سلولهای β- III توبولین مثبت و نوروفیلامنت- M
مثبت مشاهده شدند که مارکرهای اختصاصی سلول عصبی هستند. همچنین سلولهای Glial fibrillary acid protein (GFAP)
مثبت و S100
مثبت دیده شدند که این مارکرها بهطور اختصاصی در سلولهای گلیال بیان میشوند.
خصوصیات مورفولوژیک نیز ماهیت سلولهای تمایز یافته را بهعنوان نورون و سلول
گلیال تایید نمود.
نتیجهگیری: سلولهای
بهدست آمده از پوست فور اسکین انسانی در محیط کشت، بسته به شرایط القایی محیط
توانایی تمایز به نورون و سلول گلیال را دارند.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
نسرین تک زارع، اعظم بختیاریان، اسماعیل سعیدی، وحید نیکوئی،
دوره 68، شماره 10 - ( 10-1389 )
چکیده
زمینه
و هدف: آلپرازولام
جزو خانواده بنزودیازیینها میباشد که امروزه مصرف آن در جامعه بهخصوص خانمهای
باردار به صورت تصاعدی افزایش یافته است. با توجه به اینکه تحقیقات زیادی در مورد
آثار تراتوژنیک این دارو در دوران ارگانوژنز انجام نگرفته است، هدف از این تحقیق،
بررسی آثار تراتوژنیک آلپرازولام بر جنین موش صحرایی میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه تأثیر داروی آلپرازولام با دوزهای
مختلف (mg/kg/day6 و 4 و 2 و0) بر روی چهار گروه جنین موش صحرایی
پنج تا 17 روزه که هر گروه شامل پنج جنین موش ماده رت بودند، بررسی گردید. وزن موشها
حدوداً بین 250 تا 300 گرم و همگی بالغ (سه ماهه) و سالم بودند کلیه گروهها بعد
از بروز بارداری هر روزه دوزهای تعیین شده دارو را به صورت تزریقی تا روز پانزدهم
دریافت کردند. پس از طی مراحل بارداری، جنینها خارج شده و مورد مطالعه ماکروسکوپی
(آنومالیهای ظاهری) و میکروسکوپی قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج حاصله از مطالعه نشاندهنده این نکته میباشد که
با افزایش دوز آلپرازولام بهخصوص mg/kg/day6 در میزان بروز آنومالیهای ظاهری، چشم غیرطبیعی، شکاف
کام و لب افزایش قابل ملاحظهای دیده میشود. همچنین میانگین قد جنینها با افزایش
دوز دارو، کاهش یافته است. آنالیز آماری نشان داد که میزان اثرات تراتوژنیک
آلپرازولام به صورت معنیداری در گروه چهارم (mg/kg/day6)، بالاتر
از گروههای کنترل و آزمایش اول و دوم میباشد (001/0p=).
نتیجهگیری: نتایج بهدست آمده از این مطالعه حاکی از تراتوژن
بودن آلپرازولام در دوز بالا میباشد. توصیه میگردد که مادران باردار از مصرف
بنزودیازیینها در سه ماهه اول بارداری خودداری نمایند.
محمد مهدی سلطان دلال، محمد آذرسا، محمد حسن شیرازی، عبدالعزیز رستگار لاری، پرویز اولیاء، جلیل فلاح مهرآبادی، آیلار صباغی، هدروشا ملاآقامیرزایی، فرناز شامکانی، سوان آوادیس یانس، گلناز مبصری، روناک بختیاری، محمدکاظم شریفی یزدی،
دوره 69، شماره 5 - ( 5-1390 )
چکیده
زمینه و
هدف: مصرف
روزافزون مواد ضد میکروبی بتالاکتام در درمان عفونتهای باکتریایی سبب افزایش مقاومت
بر علیه آنها شده است. هم اکنون یکی از معضلات در درمان عفونتهای بیمارستانی
مقاومت آنزیمی به بتالاکتامازهای وسیعالطیف (ESBL) در میان ایزولههای بالینی بهویژه اشریشیاکلی میباشد. از
آنجاییکه تعدادی از سویهها حساسیت دوگانه در شرایط آزمایشگاهی و درون بدن نشان
میدهند، انتخاب درمان موثر را با مشکل روبهرو میکند. در سالهای اخیر
بتالاکتامازهای CTX-M بهصورت غالب در سراسر جهان
شیوع یافتهاند. میزان شیوع تیپهای ESBL در بیشتر نقاط ایران ناشناخته مانده است. هدف از این مطالعه بررسی
فراوانی ESBL و نیز میزان شیوع زیر گروه CTX-M-1 در اشریشیاکلی جدا شده از عفونت ادراری
در شهر تبریز میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه ابتدا 400 نمونه
ادراری از آبان سال 1388 تا فروردین سال 1389 از بیمارستانهای تبریز جمعآوری و
188 سویه اشریشیاکلی توسط آزمایشهای بیوشیمیایی تایید شدند. در مرحله بعد
تست تعیین حساسیت نسبت به 10 آنتیبیوتیک منتخب انجام شد. سپس با
استفاده از روش دیسک ترکیبی و سینرژیسم دوبل، سویههای تولیدکننده ESBL شناسایی گردیدند. در نهایت با استفاده از روش PCR سویههای تولیدکننده آنزیمهای گروه CTX-M-1 مشخص شدند.
یافتهها: نتایج حاصل از تستهای
فنوتیپی نشان داد که از کل 188 سویه اشریشیاکلی تعداد 82 (6/43%) سویه تولیدکننده ESBL میباشند. طی روش PCR نیز مشخص شد که از این میان تعداد 69 (1/84%) سویه تولیدکننده CTX-M-1 هستند.
نتیجهگیری: مطالعه
حاضر نشان میدهد که سویههای اشریشیاکلی تولیدکننده CTX-M در حال افزایش هستند. جهت تجویز داروی مناسب نیاز به شناسایی کافی
این سویهها میباشد.
نسرین تک زارع، وحید نیکویی، ستار استاد هادی، سید محمد علی نبوی، اعظم بختیاریان،
دوره 70، شماره 6 - ( 6-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: شیوع اختلالات وسواسی- جبری و افسردگی در دوران بارداری زیاد است و احتمال تجویز کلومیپرامین و مصرف همزمان داروها و مواد حاوی کافیین در این دوران وجود دارد. با توجه به اینکه تحقیقات کافی در مورد آثار تراتوژنیک کلومیپرامین و مصرف همزمان آن با کافیین در دوران ارگانوژنز انجام نگرفته است، هدف از این تحقیق، بررسی آثار تراتوژنیک کلومیپرامین، کافیین و مصرف همزمان آنها بر جنین موش صحرایی میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه 42 موش صحرایی باردار، دوزهای تعیین شده داروها را روزانه به صورت تزریقی از روز هشتم تا پانزدهم بارداری دریافت کردند. در روز هفدهم بارداری، جنینها خارج شده و مورد مطالعه ماکروسکوپی و بررسی ناهنجاریهای ظاهری قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که با افزایش دوز کافیین و مصرف همزمان کافیین و کلومیپرامین، افزایش قابل ملاحظهای در میزان مرگ و میر جنین، ناهنجاریهای ظاهری، چرخش غیرطبیعی، چروکیدگی پوست و خونریزی زیر پوستی دیده میشود. تجزیه آماری نشان داد که میزان اثرات تراتوژنیک کافیین در دوز بالا و تجویز هم زمان کلومیپرامین و کافیین به صورت معنیداری بیشتر از سایر گروهها میباشد (001/0P≤).
نتیجهگیری: نتایج بهدست آمده از این مطالعه حاکی از تراتوژن بودن کافیین در دوز بالا و مصرف همزمان کلومیپرامین و کافیین میباشد. توصیه میگردد که مادران باردار از مصرف بیرویه داروها و غذاهای کافییندار و مصرف همزمان آنها با کلومیپرامین در سه ماهه اول بارداری خودداری نمایند.
سمیه اعلمی، وحید نیکویی، مهشید ایرانی، اعظم بختیاریان،
دوره 70، شماره 7 - ( 7-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اهمیت فلز روی (Zn) بهعنوان یک عامل محیطی، در مطالعه حاضر، نقش آن در فشار خون و سیستم قلبی- عروقی بررسی شده است.
روش بررسی: در این مطالعه تاثیر فلز روی بر روی فشارخون در سالهای 1386 تا 1387 در 80 بیمار مبتلا به افزایش فشارخون اولیه (ایدیوپاتیک) و 80 فرد غیرمبتلا به فشارخون که به مرکز قلب تهران مراجعه کرده بودند، در هر دو جنس و چهار گروه سنی (50-41، 60-51، 70-61 و 80-71 سال) مورد بررسی قرار گرفت. پس از انتخاب افراد و گرفتن نمونه خون از آنها، سطح پلاسمایی روی، توسط دستگاه جذب اتمی اندازهگیری شد.
یافتهها: میانگین غلظت پلاسمایی فلز روی در گروه مبتلا به فشار خون، g/mlµ04/0±456/0 و در گروه غیر مبتلا، g/mlµ055/0±551/0 بود. تجزیه آماری نشان داد که میزان فلز روی بهصورت معنیداری در گروه اول پایینتر از گروه دوم بود (05/0P≤). میانگین غلظت پلاسمایی روی در گروه مردان مبتلا به فشار خون، g/mlµ494/0 و در مردان غیر مبتلا، g/mlµ486/0 بود که تفاوت معنیداری مشاهده نگردید (05/0P>). میانگین غلظت پلاسمایی روی در گروه زنان مبتلا به فشار خون، g/mlµ415/0 و در زنان غیر مبتلا، g/mlµ596/0 بود که نشانگر اختلاف معنیداری بین دو گروه بود (001/0P). همچنین بین غلظت پلاسمایی روی افراد مبتلا به فشار خون بالا و افراد غیر مبتلا، در گروه سنی 51 تا 60 سال، تفاوت معنیدار بود (05/0P)، اما در سایر گروهها اختلاف معنیداری مشاهده نگردید (05/0P>).
نتیجهگیری: این مطالعه نشاندهنده ارتباط چشمگیر بین کاهش سطح پلاسمایی روی و افزایش فشار خون در زنان و نیز در گروه سنی 51 تا 60 سال بود.
وحید نیکویی، حمیدرضا پازکی طرودی، ستار استاد هادی، آناهیتا رحمنی، اعظم بختیاریان،
دوره 70، شماره 8 - ( 8-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: پذیرفته شده است که بازکنندههای انتخابی کانالهای پتاسیم وابسته به آدنوزین تریفسفات (KATP) نقش موثری در درمان بعضی از بیماریهای قلبی- عروقی دارند. هدف از انجام این مطالعه بررسی اثر داروی دیازوکساید به عنوان یک بازکننده قوی کانالهای پتاسیم وابسته به ATP بر دهلیز مجزای موش صحرایی و حصول دستاوردهایی کاربردیتر و دقیقتر از دیازوکساید در زمینه درمان بیماریهای قلبی- عروقی به ویژه بیماریهای مرتبط با دهلیز از جمله آریتمی دهلیزی بود.
روش بررسی: در این مطالعه از 48 سر موش صحرایی نر از نژاد ویستار (Wistar) استفاده گردید. پس از بیهوش کردن حیوانات، دهلیز را جدا کرده و با ثبت توسط دستگاه فیزیوگراف، اثر مستقیم داروی دیازوکساید بر ضربان و قدرت انقباضی دهلیز مجزای موش صحرایی را در زمانهای پنج، 10، 15 و 20 دقیقه بعد از اضافه کردن دیازوکساید با غلظتهای µg/ml100-2 مورد بررسی قرار دادیم.
یافتهها: دیازوکساید در غلظتهای µg/ml100-2 منجر به کاهش ضربان انقباضی دهلیز از هفت تا 49 درصد (وابسته به غلظت دارو) گردید (001/0≥P)، درحالی که این تغییرات کاهشی برای نیروی انقباضی از 5/1 تا 67 درصد (وابسته به غلظت دارو) بود (001/0≥P).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که دیازوکساید بر عملکرد قلبی اثر وابسته به غلظت مستقیمی دارد و منجر به کاهش ضربان و نیروی انقباضی قلب میگردد. به نظر میرسد این اثر در زمینه فعال کردن کانالهای پتاسیم وابسته به ATP میتوکندریایی و یا سارکولمایی باشد. همچنین ممکن است این دارو اثرات ضد آریتمی داشته باشد.
ستار استادهادی، اعظم بختیاریان، یاسر عزیزی، وحید نیکویی،
دوره 71، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: از مواد نانو بهصورت وسیعی در زندگی روزمره استفاده میشود. هدف از مطالعه حاضر بررسی سمیت ریوی نانو ذره دیاکسیدتیتانیوم (TiO2) در خرگوش میباشد.
روش بررسی: در این بررسی 18 خرگوش نر بهصورت تصادفی به سه گروه تقسیم شدند. گروههای اول و دوم µl50 از محلول نانودیاکسیدتیتانیوم با اندازه nm20 را بهترتیب با دوزهای 50 و mg/kg100 بهصورت تزریق تدریجی داخل نای دریافت کردند. گروه سوم فقط µl50 نرمال سالین دریافت کرد. در زمانهای قبل از تزریق و روزهای 10، 17 و 24 پس از تزریق، از قفسهسینه عکس رادیوگرافی تهیه شد. در روز 24 پس از تزریق، حیوانات بیهوش شده و نمونهگیری از خون و بافت ریه انجام گردید.
یافتهها: بررسی رادیوگرافی نشان داد که در گروههای دریافتکننده نانودیاکسیدتیتانیوم نسبت به گروه کنترل افزایش پیشروندهای در فیبروز ریوی مشاهده میگردد که این رخداد در روز 24 بعد از تزریق به حداکثر رسید. در بررسی میکروسکوپی، افزایش سلولهای التهابی در بافت بینابینی ریه و همچنین آمفیزم ریوی مشاهده گردید. در گروههای دریافتکننده نانودیاکسیدتیتانیوم میزان آنزیمهای کبدی، گلبولهای سفید و هماتوکریت نسبت به گروه کنترل بالاتر بود (05/0P≤). در مورد غلظت پلاسمایی کراتینین تفاوت معنیداری بین گروههای مختلف مشاهده نشد (05/0P>).
نتیجهگیری: موارد فوق نشان داد که نانو ذرات دیاکسیدتیتانیوم قادر به ایجاد فیبروز و التهاب ریوی و نیز افزایش آنزیمهای کبدی و سلولهای التهابی میباشند.
محمدرضا پورمند، مریم کشتورز، محمد مهدی سلطان دلال، ملیحه طالبی، روناک بختیاری، غلامرضا پورمند،
دوره 71، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: پیوند کلیه یکی از روشهای موثر در درمان نارسایی پیشرفته و مزمن بیماران کلیوی میباشد. عفونت مجاری ادرار شایعترین عفونتها پس از پیوند کلیه است و میتواند نتایج مخربی داشته باشد. هدف از مطالعه حاضر، بررسی شیوع عفونتهای مجاری ادراری و ارتباط آن با فاکتورهای خطر در بیماران پیوند کلیه است.
روش بررسی: در این مطالعه، عفونتهای مجاری ادراری در 173 گیرنده پیوند کلیه به صورت آیندهنگر در مرکز تحقیقات اورولوژی بیمارستان سینا مورد بررسی قرار گرفت. پس از جمعآوری نمونههای ادرار از بیماران با و یا بدون علامت، آنالیز ادراری و شمارش کلنی بهعمل آمد. شناسایی باکتریها توسط روشهای مرسوم میکروبشناسی در گروه پاتوبیولوژی دانشکده بهداشت انجام شد.
یافتهها: عفونت مجاری ادرار در 47 بیمار مشاهده شد. شایعترین باکتری عامل عفونت مجاری ادرار اشرشیاکلی با (38%)18 مورد بود. حدود 71% عفونتهای مجاری ادراری در سه ماه اول پس از پیوند رخ داد. زنان نسبت به مردان بیشتر در معرض ابتلا به عفونت مجاری ادراری قرار داشتند (50/0OR=، 047/0P=). بین دیابت ملیتوس و عفونت مجاری ادرار هیچ رابطه معنیداری مشاهده نشد. اکثر ایزولهها نسبت به ایمیپنم حساس بودند ولی نسبت به کوتریموکسازول و تتراسایکلین مقاوم بودند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد اکثر عفونتهای مجاری ادراری در ماههای اول پس از پیوند رخ میدهد. آزمون آنتیبیوگرام برای درمان بیمارانی که مبتلا به عفونتهای مجاری ادراری هستند ضروری است. بهعلاوه جنس مونث، سن بالا و طول مدت بستری فاکتورهای خطر برای این عفونتها محسوب میشوند.
اعظم بختیاریان، ستار استادهادی، معصومه جرجانی، سپیده هاشمپور، شهربانو عریان، وحید نیکویی،
دوره 71، شماره 12 - ( اسفند 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: داروهای مسدودکننده کانال کلسیم به وفور برای درمان بیماریهای مختلف قلبی- عروقی از جمله افزایش فشارخون، آنژین و آریتمی مورد مصرف قرار میگیرند، بنابراین بررسی اثرات قلبی- عروقی مشتقات این داروها دارای اهمیت است. هدف از انجام مطالعه حاضر بررسی اثرات مرکزی مشتقات دیهیدروپیریدینی سنتز شده بر فشارخون و ضربان قلب موش صحرایی و مقایسه این اثرات با داروی نیفدیپین بود.
روش بررسی: 64 عدد موش صحرایی نر پس از بیهوش کردن و کانولگذاری داخل بطنی با استفاده از روش استریوتاکسی، به هشت گروه تقسیم شدند. گروه اول حلال DMSO (دیمتیل سولفوکساید) بهعنوان کنترل و گروههای دوم تا پنجم داروی نیفدیپین به ترتیب با دوزهای 80، 160، 240 و µg 300 به ازای هر موش صحرایی دریافت کردند. سه گروه دیگر مشتقات A، Bو C را با دوز µg 240 به ازای هر موش صحرایی دریافت نمودند. در زمانهای 15 تا 60 دقیقه پس از تزریق داخل بطنی، فشارخون سیستولیک و ضربان قلب اندازهگیری شد.
یافتهها: اثر مهاری مشتق B بر روی فشارخون سیستولیک در زمانهای 15 و 30 دقیقه پس از تزریق در دوز 240 میکروگرم/ رت قویتر از نیفدیپین بود (001/0>P)، در حالی که مشتقات A و C اثر کمتری نسبت به نیفدیپین نشان دادند. همچنین اثر مهاری مشتق B بر ضربان قلب در زمانهای 15 تا 60 دقیقه پس از تزریق در دوز فوق، نسبت به نیفدیپین بیشتر بود (05/0>P).
نتیجهگیری: مشتقات جدید دیهیدروپیریدینی میتوانند اثر مهاری قویتر و پایدارتری بر فشارخون و ضربان قلب داشته باشند که بخشی از اثرات آنها احتمالا به دلیل اثر مستقیم مهاری بر نورونهای مغزی میباشد.
محسن شیخحسن، حسین بختیاری پاک، محمد بختیاری پاک، ناصر کلهر،
دوره 77، شماره 12 - ( اسفند 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار در احتمال موفقیت روشهای ایمپلنت دندانی میتوان به کیفیت و کمیت استخوان فک اشاره نمود. در این مطالعه، به بررسی کارایی چسب استخوانی بهمنظور تحریک بازسازی استخوان تحلیل رفته در دو بیمار پرداخته شد.
معرفیبیمار: این پژوهش بهصورت یک مطالعه موردی در درمانگاه آل مرتضی شهر قم از خرداد تا بهمن ۱۳۹۵ انجام شده است. در این مطالعه، ml ۱۰ از خون دو بیمار بهصورت مجزا دریافت گردید و جهت جداسازی فیبرین غنی از پلاکت، بهمدت هشت دقیقه تحت سانتریفوژ با دور rpm ۱۳۰۰ قرار گرفتند. سپس، فیبرین غنی از پلاکت جهت تهیه چسب استخوانی، با استخوان آلوژن ترکیب شد. چسب استخوانی تهیه شده همراه با ایمپلنت داخل استخوان فک بیمار استفاده شد.
نتیجهگیری: چسب استخوانی بهدلیل دارا بودن فاکتورهای رشد متعدد، قابلیت استفاده بهعنوان یک روش مناسب جهت تحریک بازسازی استخوان تحلیل رفته فک را دارا میباشد.
محمد حسن جعفری نجفآبادی، سعیده عسکریان، رضا کاظمی اسکویی، بیژن ملائکه نیکویی، مهدی رضایی، سید حمید آقایی بختیاری،
دوره 78، شماره 5 - ( مرداد 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: نانوحاملهای غیرویروسی مثل لیپوزومها و پلیمرهای کاتیونی دارای قابلیت دستورزی بسیاری به منظور انتقال ژن به سلولها هستند. با این وجود کارایی انتقال آنها کمتر از ویروسها است. هدف از این مطالعه، ترکیب لیپوزومها و پلیمرهای کاتیونی برای تهیه لیپوپلیپلکس و بهرهبرداری از خصوصیات مطلوب لیپوزوم و پلیمر بهصورت همزمان میباشد.
روش بررسی: این مطالعه مداخلهای-تجربی در دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد از فروردین تا بهمن 1396 انجام گرفت. در این مطالعه، لیپوپلیپلکسهایی بر پایه PEI (پلیاتیلن ایمین) و با وزن مولکولی 25 و 10 کیلو دالتون و نسبت لیپوزوم به پلیمر 1 به 1 با استفاده از پلاسمید حاوی نشانگر GFP (پروتیین فلورسنتی سبز) تهیه گردید. ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی حاملهای سنتز شده مانند اندازه، سمیت سلولی (متغیرهای اصلی) و ارتباط آنها با قابلیت انتقال ژن در سلولهای سرطان پروستات انسانی (PC3) مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: تمامی لیپوپلیپلکسها در 4/0C/P= با پایه هر دو وزن مولکولی PEI (پلیاتیلن ایمین) قادر به افزایش ترانسفکشن نسبت به حاملهای پایه (پلیاتیلن ایمین و لیپوزوم) بود (05/0P<، 001/0P<)، درحالیکه سمیت سلولی کمتری نیز نسبت به لیپوزوم دست ورزی نشده نشان میداد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد لیپوپلیپلکس حاصل از ترکیب PEI (پلیاتیلن ایمین) و لیپوزوم میتواند در مقادیر کم بهصورت کارآمدی ژن را به سلول منتقل نماید درحالیکه سمیت کم سلولی و اندازه مناسبی در مقیاس نانو دارد.
رضوان عسگری، میترا بختیاری،
دوره 78، شماره 6 - ( شهریور 1399 )
چکیده
ناباروری بهعنوان یک فرآیند حیاتی در تولیدمثل، زوجهای زیادی را در سراسر جهان درگیر میکند. اگرچه بسیاری از علل ژنتیکی ناباروری شناخته شده است، اما اساس ژنتیکی ناباروری در مردان بهطور عمده ناشناخته میباشد. بنابراین شناخت بیومارکرهای ژنتیکی در این زمینه حایز اهمیت بوده و پلیمورفیسمهای ژنتیکی در ژنهای کلیدی مسیر اسپرماتوژنز میتواند بیومارکرهای مهمی در این زمینه باشند. پلیمورفیسمهای ژنی همراه با زمینه ژنتیکی ویژه و یا فاکتورهای محیطی میتوانند منجر به اختلال عملکرد بیضه و یا اختلال در فرآیند تولید اسپرم شوند. با توجه به نقش مهم ماتریکس متالوپروتیینازها (MMPs) در ویژگیهای ساختاری و عملکردی اندامهای تولیدمثلی، پلیمورفیسمهای ژنتیکی در ژنهای MMP که میتوانند رونویسی ژن و عملکرد بیولوژیکی پروتیینها را تحت تاثیر قرار دهند، قابل توجه میباشند. مطالعات نشان داده است که ماتریکس متالوپروتیینازها در تخریب ماتریکس خارج سلولی درگیر بوده و نقش مهمی در اسپرماتوژنز وکیفیت اسپرم ایفا میکنند. هدف از انجام این مقاله مروری، بررسی نقش دو پلیمورفیسم عملکردی و شایع MMP2 G1575A و MMP9 C-1562T در ناباروری مردان میباشد. یافتههای موجود نشان میدهند که پلیمورفیسمهای MMP2 G1575A و MMP9 C-1562T میتوانند رونویسی ژن، سطح پروتیین و فعالیت آنزیمی را تحت تاثیر قرار داده و بهعنوان یکی از علل ژنتیکی در ناباروری مردان بین جمعیتهای مختلف قومی مطرح شوند. بنابراین شناسایی این تغییرات مولکولی میتواند به اتخاذ تدابیر مناسب درمانی و تشخیصی و نیز هدایت روشهای درمانی به سمت درمانهای هوشمند کمک نماید. جهت دستیابی به یک نتیجهگیری قطعی و تایید ارتباط این پلیمورفیسمها با ناباروری مردان، بررسیهای مربوط به تعامل ژن-ژن و ژن-محیط با توجه به اندازه نمونه بزرگتر و در جمعیتهای نژادی متفاوت میتواند حایز اهمیت باشد.
پرهام مردی، سرور شجاعیان، نوشین طاهرزاده قهفرخی، غزاله مولاوردی، مائده امیریرودی، علی سلحشور، محمود بختیاری، سیدحمیدرضا مژگانی،
دوره 78، شماره 11 - ( بهمن 1399 )
چکیده
سارس کروناویروس دو یکی از اعضای خانواده کروناویریده (Coronaviridae) میباشد که منشا آن کشور چین و شهر ووهان اعلام شده است. انتقال این ویروس که موجب بیماری کووید-19 میشود از راه تماس نزدیک با فرد مبتلا، تماس با وسایل آلوده به ویروس و انتشار قطرات معلق هوا امکانپذیر است. مهمترین علایم این بیماری شامل تب، سرفه، تنگینفس، اختلالات گوارشی و اسهال است و در موارد بسیار شدید این بیماری موجب سندرم حاد دیسترس تنفسی در فرد میشود که میتواند منجر به بستری در ICU و مرگ گردد.
هر چه سن مبتلایان افزایش مییابد شانس مرگ و بروز عوارض در آنان بیشتر میشود. این درحالیاست که بیماری در کودکان عموما بیعلامت است. در برخی مواقع فرد مبتلا علامتدار نمیباشد، اما همچنان میتواند ناقل این بیماری باشد. برای تشخیص این بیماری، تستهای سرولوژی و اندازهگیری واکنشگرهای فاز حاد نظیر ESR و CRP میتواند کمککننده باشد هرچند تشخیص قطعی با تستهای مولکولی نظیر PCR به انجام میرسد.
CT، درگیری ریه را در این بیماران نشان میدهد، در این بیماران شایعترین علامت Ground glass opacification در لوب تحتانی و در ناحیه سابپلورال است که برای تشخیص کووید-19 کمککننده است ولی اختصاصی نیست. جمعآوری و بررسی مطالعات مختلف در خصوص این بیماری، میتواند راهگشای قدمهای بعدی برای روند شناخت بهتر ماهیت این بـیماری باشد.مطالعهی مروری حاضر، با جمعآوری اطلاعات موجود در زمینههای ویروسشناسی، بیماریزایی مولکولی، علایم بیماری، اپیدمیولوژی و گسترش آن و ارایه راهکارهای پیشگیری و درمان براساس اسناد موجود میتواند چراغ راه سیاستگذاران حوزه سلامت، متخصصان بالینی، دستاندرکاران حوزه بهداشت عمومی، محققین و دانشجویان باشد.