جستجو در مقالات منتشر شده


10 نتیجه برای بهدانی

رباب بهدانی،
دوره 58، شماره 1 - ( 1-1379 )
چکیده

طی مدت 4 سال، 325 زن نابارور تحت عمل لاپاراسکوپی تشخیصی قرار گرفتند که از این تعداد 250 مورد، ناباروری اولیه و 75 مورد ناباروری ثانویه بود (سابقه حداقل یکبار حاملگی). موارد اخیر از نظر سابقه و عمدتا یافته های لاپاراسکوپی مورد بررسی قرار گرفتند. هدف اصلی مطالعه، پیدا کردن و یا حداقل حدس زدن عامل ناباروری ثانویه جهت ارائه پیشنهادات و دستیابی به راه حل هایی برای پیشگیری و کاهش عوامل مساعد کننده بود. نتایج آماری نشان داد که چسبندگی ضمائم ژنیتال لگنی، شایعترین یافته پاتولوژیک در لاپاراسکوپی بوده (57 مورد) که می تواند علت عمده ناباروری، بخصوص ناباروری ثانویه باشد (این چسبندگی می تواند از عوارض عفونت و آسیب های بافتی ضمن اعمال جراحی لگن و یا در دنباله PID باشد). در 14 مورد سایر یافته های پاتولوژیک (آنومالی، میوم، PCOD، ...) دیده شد و تنها در 4 مورد هیچگونه شواهد ظاهری پاتولوژیک در لاپاراسکوپی دیده نشد.


رباب بهدانی، رقیه مقیمی، شادی خاوری دانشور،
دوره 59، شماره 1 - ( 1-1380 )
چکیده

طی یک کارآزمایی بالینی تصادفی، اثر پروستاگلاندین داخل سرویکس و اکسی توسین داخل وریدی درالقا زایمان ترم، در 100 خانم واجد شرایط در بیمارستان آرش در سال 1378 بررسی و مقایسه شد. پس از معاینه و کسب موافقت آگاهانه، به طور تصادفی 50 نفر در گروه درمانی اکسی توسین با انفوزیون داخل وریدی و 50 نفر در گروه درمانی پروستاگلاندین E2 داخل سرویکس (قرص 0/5 میلی گرمی) قرار گرفتند. پس از تجویز دارو، در هر ساعت معاینه واژینال از نظر BS) Bishop score) و کنترل انقباضات رحمی از هر دو گروه بعمل می آمد و ضمن ثبت علایم حیاتی مادر و ضربان قلب جنین، هرگونه عوارض احتمالی مادری یا جنینی کنترل می شد. بیماران دو گروه از نظر میانگین سن، پاریتی، میانه BS در زمان پذیرش، سن حاملگی و علت ختم حاملگی با یکدیگر اختلاف معنی دار آماری نداشتند. در 72% از گروه اکسی توسین و 74% از گروه پروستاگلاندین، 6 ساعت پس از تجویز دارو، زایمان فعال شروع شد و به ترتیب در 70% و 76% تا 12 ساعت پس از تجویز دارو زایمان انجام گردید. در هیچیک از موارد مذکور بین دو گروه اختلاف آماری معنی دار وجود نداشت. میانگین فاصله زمانی از تجویز دارو تا انجام زایمان در دو گروه به ترتیب 3.1±7.3 و 3.1±7.6 ساعت و بدون اختلاف معنی دار آماری بود. نحوه انجام زایمان در بین دو گروه از نظر آماری اختلاف معنی دار نداشت. 60% گروه اکسی توسین و 46% گروه پروستاگلاندین دچار عوارض مادری شدند که آزمون آماری اختلاف بین دو گروه را معنی دار نشان نداد. در بین عوارض مادری، میزان بروز اسهال در گروه پروستاگلاندین بطور برجسته بیش از گروه اکسی توسین بود (P=0.02). موارد ابتلا به عارضه جنینی بطور چشمگیر در گروه پروستاگلاندین کمتر از گروه اکسی توسین بود (4% در برابر 16%) (P<0.05 و 0.06-0.97 :95%CI و RR=0.25).


رباب بهدانی، الهه رضائی،
دوره 59، شماره 5 - ( 6-1380 )
چکیده

مطالعه ای طولی با هدف تعیین میزان فراوانی بی اختیاری استرسی ادرار S.I) stress incontinence) بدنبال زایمان و عوامل مرتبط با آن در خانمهای پریمی پار بستری شده جهت زایمان در بیمارستان آرش در سال 1379 انجام شد. از خانمها، 400 نفر فرد واجد شرایط به طریقه نمونه گیری غیر تصادفی (آسان) از جمعیت در دسترس وارد مطالعه شدند. خانمهایی که روز سوم پس از زایمان از بی اختیاری استرسی ادرار شکایت داشتند مورد معاینه و تستهای تشخیصی لازم قرار گرفته و در صورت اثبات بی اختیاری استرسی ادرار، در هفته ششم، ماه سوم و یکسال پس از زایمان مجددا از نظر S.I بررسی می شدند. میانگین سن افراد تحت بررسی 4.6±23.5 سال و میانگین سن حاملگی آنها 2.1±37.9 هفته بود. 83/7 درصد بطریقه واژینال و 16/3 درصد از طریق سزارین زایمان کردند. روز سوم پس از زایمان 50 خانم (12/5 درصد) دچار S.I بودند که 28 نفر آنها سابقه S.I را در دوران حاملگی داشتند (گروه A) و 22 نفر (5/5 درصد) پس از زایمان دچار این مشکل شده بودند (گروه B). مجموعا پس از یکسال تنها 6 نفر (1/5 درصد) دچار S.I بودند. تمامی موارد S.I حاصل زایمان واژینال بودند. در 65 خانمی که سزارین شدند موردی از S.I مشاهده نشد. این اختلاف از نظر آماری معنی دار بود (P=0.019). مقایسه سه گروه A ،B ،C (دویست و هشتاد و پنج نفری که پس از زایمان واژینال S.I نداشتند) نشان داد که گروه B دارای میانگین سنی بالاتر (P=0.0001) و میانگین سنی حاملگی بیشتر (P=0.0009) نسبت به دو گروه دیگر بود.


منصور اشرفی‌نیا، رباب بهدانی، زهرا کمیجانی،
دوره 65، شماره 5 - ( 5-1386 )
چکیده

واژینیت کاندیدیایی شایع‌ترین واژینیت در خانم‌ها و معمولاً به علت کاندیدا آلبیکنس است. دوره‌های واژینیت از نظر علل، علائم، پاسخ به درمان و میزان عود متغیر هستند. با توجه به شیوع بالای این نوع واژینیت و علائم متغیر آن، درمان با فلوکونازول در بیماران مبتلا به نوع کمپلیکه آن بررسی شد.

روش بررسی: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی بدون کنترل دارونما می‌باشد. جامعه مورد مطالعه، بیماران 65-18 ساله مراجعه‌کننده به درمانگاه بیمارستان آرش با علائم واژینیت کاندیدیایی می‌باشند. تأثیر درمان با دوز منفرد و یا مکرر فلوکونازول 150 میلی‌گرم خوراکی بررسی شد.

یافته‌ها: شدت علایم در دو گروه از بیماران درمان شده با پروتکل‌های مختلف، تفاوت معنی‌داری از لحاظ آماری نشان نداد. ارزیابی پاسخ بالینی و میکولوژیک به درمان نشان داد که بیماران مبتلا به بیماری شدید که با Sequential Dose فلوکونازول درمان شده‌اند، وضعیت بهتری نسبت به زیرگروه دیگر دارند. اختلاف بین شدت بیماری و فراوانی پاسخ مثبت به درمان در کشت در بیماران مبتلا به بیماری راجعه از لحاظ آماری معنی‌دار نبود.

نتیجه‌گیری: ولوو واژینیت‌های راجعه با شدت ملایم تا متوسط به درمان با دوز منفرد فلوکونازول در مدتی کوتاه پاسخ مناسبی می‌دهند. میزان بالای کشت مثبت واژینال در روز 35 در تمامی زیرگروه‌ها، بار دیگر محدودیت فلوکونازول و سایر داروهای آزول را به‌عنوان یک داروی Fungistatic تأیید نمود. این موضوع نیز ضرورت دستیابی به نوعی داروی ضدقارچ را با خصوصیت کشندگی قارچ آشکار می‌نماید.


ابوطالب بیگی، رباب بهدانی، فریبا زرین کوب،
دوره 65، شماره 7 - ( 7-1386 )
چکیده

هدف این مطالعه بررسی تاثیر قراردادن ژل پوویدون یداین در واژن پس از روش ضد عفونی روتین با محلول پوویدون یداین در کاهش بیماری تب‌دار بعد از جراحی هیسترکتومی شکمی است.

روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی تصادفی، 166 بیمار کاندید جراحی الکتیو هیسترکتومی شکمی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. در هر دو گروه تدابیر روتین پیشگیری از عفونت مثل تجویز آنتی بیوتیک و شستشوی شکم و واژن با محلول پوویدون یداین قبل از جراحی اجراء شد. ولی در بیماران گروه مداخله علاوه بر آن، 20 میلی لیتر ژل پوویدون یداین بلافاصله قبل از عمل در واژن قرار داده شد. هدف اصلی مطالعه بررسی عوارض تب‌دار پس از جراحی و اهداف دیگر آن، بررسی علل تب نظیر عفونت زخم، سلولیت کاف واژن، و آبسه لگنی بودند. در آنالیز آماری داده‌ها تست آماری Fisher's exact test استفاده شد. 05/0 p< از نظر آماری مهم در نظر گرفته شد.

یافته‌ها: میزان بروز تب پس از عمل 5/20% بود. در گروه کنترل 24 نفر از 86 بیمار در مقابل ده نفر از 80 بیمار در گروه مداخله دچار تب شدند (9/27% در مقابل 5/12% و 05/0 p<). 16 بیمار از گروه کنترل در مقابل چهار بیمار در گروه مداخله دچار عفونت زخم شدند (6/18% در مقابل 5% و 05/0p<). یک بیمار از گروه مداخله در مقابل سه بیمار از گروه کنترل سلولیت کاف داشتند، (05/0p>). در هیچ بیماری از گروه مداخله آبسه لگنی مشاهده نشد، ولی در یک بیمار از گروه کنترل آبسه لگنی دیده شد، (05/0p>).

نتیجه‌گیری: استفاده از ژل واژینال پوویدون یداین در کاهش رخداد تب پس از هیسترکتومی شکمی موثر است و بروز عفونت زخم را به طرز مهمی کاهش می‌دهد.


رباب بهدانی، ابوطالب بیگی، نوشین مبارکی،
دوره 66، شماره 2 - ( 2-1387 )
چکیده

در جوامع مختلف میزان بارداری از موعد گذشته حدود 10% از کل نوزادان متولد شده را تشکیل می‌دهد. اندازه‌گیری CRL جنین با سونوگرافی در تریمستر اول یکی از دقیق ترین اندازه گیری ها برای محاسبه سن بارداری می‌باشد. هدف از این مطالعه بررسی اثر تعیین سن حاملگی در سه ماهه اول با سونوگرافی بر کاهش حاملگی از موعد گذشته می‌باشد تا از نتایج حاصل از آن بتوان مشاوره بهتری به خانم‌های باردار ارائه نمود.

روش بررسی: این مطالعه از نوع مقطعی و توصیفی تحلیلی می‌باشد که بر روی مادران مراجعه‌کننده به درمانگاه پره‌ناتال بیمارستان آرش صورت گرفته است. اطلاعات از روی سونوگرافی تریمستر اول و LMP (اولین روز آخرین قاعدگی) بیماران در قالب پرسشنامه تکمیل شد.

یافته‌ها: در مادران بارداری که تحت بررسی سونوگرافی تریمستر اول قرار گرفته بودند میزان موارد حاملگی از موعد گذشته (post term) کمتر بود. لذا توجه ویژه به انجام سونوگرافی در سه ماهه اول می‌تواند باعث کاهش موارد حاملگی‌های post term شود. در مجموع 217 مورد زایمان مورد مطالعه قرار گرفت، که میزان حاملگی از موعد گذشته در آنها بر طبق LMP 6/10% و با سونوگرافی تریمستر اول 7/3% بود. (005/0p=).

نتیجه‌گیری: از آنجایی که میزان شیوع حاملگی پست ترم بین دو نوع روش محاسبه سن بارداری تفاوت داشت، با سونوگرافی تریمستر اول میزان حاملگی‌های post term کمتر بود، برای کاهش حاملگی‌های از موعد گذشته، انجام سونوگرافی در سه ماهه اول توصیه می‌شود.


مهدی بهدانی، محمد حسینی نژاد چافی، سیروس زینلی، مرتضی کریمی پور، حسین خان‌احمد شهرضا، پوریا قاسمی، نادر اسدزاده، عطیه غمناک، کامران پوشنگ باقری، حامد اهری، دلاور شهباززاده،
دوره 68، شماره 5 - ( 5-1389 )
چکیده

800x600 زمینه و هدف: عقرب‌گزیدگی به‌عنوان یکی از مشکلات در سیستم بهداشت عمومی برخی از کشورهای دنیا از جمله ایران مطرح می‌باشد. در ایران سالیانه حدود 30 هزار نفر گزیده می‌شوند که 12% موارد گزش‌ها و 95% موارد مرگ و میر مربوط به عقرب همیسکورپیوس لپتوروس می‌باشد. با توجه به این‌که سرم‌تراپی تنها راه درمان بیماران عقرب‌زده می‌باشد و این سرم‌ها از اسب تهیه می‌شود لذا ایجاد عوارض بیماری سرم در برخی از بیماران اتفاق می‌افتد. لذا در این مطالعه به‌بررسی قابلیت آنتی‌سرم شتری در خنثی‌سازی سم عقرب همیسکورپیوس لپتوروس در مدل موشی می‌پردازیم.

روش بررسی: در این پژوهش به‌جای اسب از شتر که قرابت نزدیک‌تری با انسان دارد برای تهیه آنتی‌سرم ضد عقرب استفاده شد. برای این منظور دو نفر شتر با ونوم با سم عقرب همیسکورپیوس لپتوروس ایمن شدند و در تست الایزا ایمن شدن شترها به اثبات رسید. سرم شترهای ایمن شده و نیز آنتی‌سرم حاصل از رسوب آمونیوم سولفات اشباع (SAS) از نظر خنثی‌سازی سم در بدن موش ارزیابی شد.

یافته‌ها: سرم تهیه شده در حجم 200 میکرولیتر و آنتی‌سرم حاصل از SAS در حجم 400 میکرولیتر قادر است یک 100LD از ونوم را خنثی نموده و از تلف شدن موش‌ها جلوگیری نماید.

نتیجه‌گیری: آنتی‌سرم شتری که بر علیه سم عقرب همیسکورپیوس لپتوروس به‌دست آمد، در مدل حیوانی قادر به خنثی‌سازی سم بوده و از مرگ موش‌هایی که با سم تلقیح شده بودند جلوگیری می‌نماید. با توجه به مزیت‌هایی که سرم شتر نسبت به سرم اسب دارد این آنتی‌سرم می‌تواند جایگزین مناسبی برای آنتی‌سرم‌ با منشاء اسب باشد.

Normal 0 false false false EN-GB X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4


مسعود سعیدی جم، حسین خان احمد شهرضا، زهرا ریخته‌گران تهرانی، سکینه کریمی زارع، نوشین شباب، مهدی بهدانی،
دوره 69، شماره 2 - ( 2-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: مارکرهای DNA به‌عنوان یکی از ابزارهای بسیار ضروری در آزمایشگاه‌های بیولوژی مولکولی مطرح می‌باشند. از آن‌ها برای تخمین اندازه قطعات DNA مورد آزمایش، به‌واسطه مقایسه میزان حرکت الکتروفورتیک قطعه مجهول و مارکر پس از انجام الکتروفورز استفاده می‌گردد. امروزه روش‌های متنوعی برای تولید تجاری این مارکرها به‌کار گرفته می‌شوند. در این مطالعه روشی کارآمد برای تولید تجاری این محصول ارایه گردیده است.
روش‌ بررسی:
در این پژوهش برای دست‌یابی به قطعات با اندازه مورد نظر از تلفیق دو روش هضم آنزیمی و واکنش زنجیره‌ای پلی‌مراز بهره گرفته شد. در روند مبتنی بر هضم آنزیمی به طراحی و ساخت پلاسمیدهایی پرداخته شد که اندازه DNA تشکیل دهنده بدنه آن‌ها برابر با طول قطعه مورد نظر بوده و با خطی کردن پلاسمید، قطعه مربوطه تولید گردید و در روش PCR در Multiple Cloning Site MCS پلاسمید pTZ57R قطعاتی با طول‌های مورد نظر قرار داده شد و از آن‌ها به‌عنوان الگو برای تولید نهایی این قطعات در واکنش PCR استفاده گردید.
یافته‌ها:
با استفاده از این استراتژی قطعات 2000 و 3000 جفت بازی به‌واسطه هضم آنزیمی پلاسمیدهایی با همین اندازه تولید شد و قطعات 100 تا 1500 جفت بازی، طی واکنش PCR و تنها با استفاده از یک جفت پرایمر جلوبر و معکوس مکمل بدنه پلاسمید در دو طرف Multiple cloning site پلاسمید pTZ57R حاصل گردید.
نتیجه‌گیری:
مزیت این روش استفاده از یک جفت پرایمر برای تولید تمام قطعات با روش PCR و استفاده از آنزیم‌های ارزان قیمت در تهیه قطعات بزرگ می‌باشد.


زهره حبیبی، سید مرسل مسلمی عقیلی، سید امیرحسین جوادی، آرش سیفی، کورش کریمی یارندی، سید علی دهقان منشادی، فرشته نادری بهدانی،
دوره 79، شماره 2 - ( اردیبهشت 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: جراحی اعصاب در بحران پاندمی کووید-19 با چالش‌های بسیاری روبه‌رو است. به همین جهت، راهنمای حاضر جهت کمک به تصمیم‌گیری جراحان اعصاب و کادر درمان و همچنین حفاظت جان بیماران و کادر درمان در شرایط بحران کرونا تهیه گردیده است.
روش بررسی: ابتدا راهنماهای بالینی مرتبط با موضوع، با جستجو در پایگاه‌های اطلاعاتی استخراج شدند و تعداد پنج راهنمای بالینی انتخاب شدند. به کمک این راهنماها آیتم‌ها و سوالات و همچنین پاسخ هر یک از سوالات نیز استخراج شد. برای یافتن شواهد تکمیلی برای پاسخ دادن به سوالات مطرح شده، مجددا در پایگاه‌ها جستجو انجام شد. در نهایت، پاسخ‌ها به‌صورت توصیه، ویرایش شد و به صورت یک‌دست درآمد. این توصیه‌ها برای چهار نفر از صاحب‌نظران متخصص جراحی مغز و اعصاب و دو نفر از صاحب‌نظران متخصص عفونی ارسال شد. اساتید صاحب نظر، نمره‌دهی به توصیه‌ها را طبق معیار ارزیابی AGREE-REX (در سه حوزه کاربرد بالینی، ارزش‌ها و منافع و قابلیت اجرا) انجام دادند. حداقل میزان توافق در هر حوزه ارزیابی 80% در نظر گرفته شد و توصیه‌های مورد توافق به‌عنوان توصیه نهایی در نظر گرفته شدند.
یافته‌ها: توصیه‌های نهایی، در بخش یافته‌ها آورده شده است.
نتیجه‌گیری: استفاده از وسایل حفاظت فردی، کاهش ارتباط غیرضروری کادر درمان با بیماران، استفاده از تله مدیسین، تهویه مناسب هوا، غربالگری بیماران، کاهش اعمال جراحی الکتیو، استفاده از روش‌های کمتر تهاجمی و مدیریت تولید آئروسول‌ها، کاهش روش ترانس اورال و ترانس نازال از مهم‌ترین توصیه‌های این راهنما هستند.

هاجرالسادات قادری، زهرا نورمحمدی، مهدی حبیبی انبوهی، فاطمه کاظمی لمعه دشت، مهدی بهدانی،
دوره 79، شماره 4 - ( تیر 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: پروتیین SLC39A6 (solute carrier family 39) یا LIV-1 یک پروتیین انتقال‌دهنده روی می‌باشد که در سرطان‌های استروژن مثبت مانند سرطان سینه بیان بیش‌ازحد دارد. افزایش بیش‌ از حد غلظت روی می‌تواند محرک تقسیم سلولی نامنظم و سرطان و متاستاز شود. بنابراین مهار پروتیین‌های انتقالی روی می‌تواند در درمان سرطان موثر باشد. پروتیین LIV-1 می‌تواند به‌عنوان یک نشانگر تشخیصی مناسب سرطان نیز در روش‌های آزمایشگاهی مورد استفاده قرار گیرد. مطالعه حاضر جهت تهیه پلی‌کلونال آنتی‌بادی شتری برای شناسایی پروتیین LIV-1 در سطح سلول صورت گرفته است.
روش بررسی: مطالعه پژوهشی حاضر در انستیتو پاستور ایران، از مهر 1397 تا اسفند 1398 انجام شد. در ابتدا سازه ژنی بیانی حاوی LIV-1 انسانی تهیه و به باکتری E.coli BL21 انتقال داده شد و بیان این پروتیین با IPTG القا شد و سپس به‌وسیله ستون کروماتوگرافی تمایلی، پروتیین نوترکیب تخلیص گردید. سپس حیوان شتر یا استفاده از این پروتیین ایمن‌سازی شد. سرم حیوان ایمن شده جدا گردید و عملکرد پلی‌کلونال آنتی‌بادی در تست‌های تشخیصی الایزا وسترن بلات و فلوسیتومتری در شناسایی پروتیین LIV-1 مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان دادند که پروتیین LIV-1 به‌خوبی تخلیص شده است و شتر علیه این پروتیین ایمن شده است. با توجه به نتایج، وسترن بلات، الایزا و فلوسایتومتری نشان داده شد این سرم قابلیت اتصال و شناسایی پروتیین LIV-1 را دارا می‌باشد.
نتیجه‌گیری: در این پژوهش نشان داده شد که آنتی‌بادی پلی‌کلونال شتری قابلیت استفاده در روش‌های آزمایشگاهی را دارد و می‌تواند برای تست‌های ایمونولوژی و کاربردهای درمانی مورد توجه قرار گیرد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb