جستجو در مقالات منتشر شده


9 نتیجه برای بهنوش

جواد میکائیلی، مسعود ستوده، محمدحسین درخشان، عباس یزدان بد، بهنوش عابدی اردکانی، سیدمهدی نورایی، محمدجعفر فره وش، رضا ملک زاده،
دوره 62، شماره 3 - ( 3-1383 )
چکیده

مقدمه: اخیرا مطالعات زیادی جهت تعیین عوامل خطر گاستریت ناشی از عفونت هلیکوباکترپیلوری صورت گرفته است. این مطالعات برای فهم بهتر مراحل ابتدایی کارسینوژنز سرطان معده بسیار مفید هستند. در مقاله حاضر، ما وسعت و توپوگرافی گاستریت مزمن را در جمعیت ساکن در یک منطقه پرخطر از نظر میزان بروز سرطان کاردیای معده مورد بررسی قرار داده و نقش هلیکوباکترپیلوری، شاخص خطر سرطان معده و سن را در پاتوژنز آن ارزیابی کردیم.

مواد و روش ها: طی یک مطالعه آندوسکوپیک مبتنی بر جمعیت، 508 نفر از ساکنان بالای چهل سال شهری و روستایی شهرستان مشکین شهر از استان اردبیل وارد مطالعه شدند. تمامی افراد پس از تفهیم و توجیه کافی از اهداف مطالعه و امضای رضایتنامه کتبی تحت معاینه آندوسکوپی دستگاه گوارش فوقانی قرار گرفتند. حداقل یک بیوپسی از مناطق استاندارد ششگانه معده افراد شرکت کننده در مطالعه برداشته شد (سه ناحیه از آنتر (ناحیه 1، 2 و 3)، دو ناحیه از تنه (نواحی 4 و 5) و یک ناحیه از کاردیا (ناحیه 6)). شدت و فعالیت گاستریت، اسکور ترکیبی التهاب و وضعیت عفونت هلیکوباکترپیلوری در تمام نمونه های بیوپسی براساس آخرین ویرایش سیستم طبقه بندی گاستریت سیدنی اندازه گیری شدند و تاثیر هلیکوباکترپیلوری، سن، جنس و محل سکونت بر روی میانگین شدت، فعالیت و اسکور ترکیبی التهاب به تفکیک هر ناحیه بیوپسی مورد ارزیابی واقع گردید.

یافته ها: کلا 508 داوطلب با میانگین سنی 11.3±54.6 سال وارد مطالعه شدند. 234 نفر (46.1%) مرد و 274 (53.9%) زن بودند. براساس معیار هیستولوژیک 80.5% افراد هلیکوباکترپیلوری مثبت بودند. میانگین اسکور فعالیت غیر از ناحیه 5 در تمام نواحی، در افراد دارای هلیکوباکترپیلوری بیشتر از افراد بدون عفونت بود (P<0.01). میانگین اسکور ترکیبی التهاب در تمام نواحی در افراد آلوده بیشتر از افراد غیر آلوده بود (P<0.01). در 44% افراد آلوده، میانگین اسکور ترکیبی التهاب تنه بیشتر و یا حداقل برابر آنتر معده ارزیابی شد. همچنین در 54% افراد آلوده، میانگین اسکور ترکیبی التهاب ناحیه کاردیا بیشتر یا برابر آنتر معده بود. سن ارتباط معکوس و معنی داری (P<0.01) با اسکور ترکیبی ناحیه آنتر نشان می داد. این ارتباط در کاردیا مثبت و قویتر بود.

 نتیجه گیری و توصیه ها: هلیکوباکترپیلوری عامل اصلی فعالیت گاستریت در تمام نواحی معده می باشد. این تاثیر در آنتر و کاردیا بسیار قوی می باشد. بنظر می رسد التهاب مزمن و ممتد مخاط کاردیا در سنین بالا زمینه ساز پیدایش سرطان کاردیای معده در این منطقه باشد.


بهنوش وثاقی فراملکی، حمیدرضا صادقی پور رودسری، ناصر سلسبیلی، فیروزه اکبری اسبق، شهره جلایی،
دوره 63، شماره 10 - ( 1-1384 )
چکیده

مقدمه: هدف از این مطالعه بررسی اثر کشت همرفت (Co-culture) سلول های گرانولوزا بر تسهیم سلولی جنین های انسانی در محیط های مایع فولیکولی و Ham's F10 و مقایسه آن با رشد جنین در محیط کشت 3S بود.
مواد و روشها: بدین منظور در یک مطالعه تجربی، از میان مراجعین به بخش IVF بیمارستان میرزاکوچک خان تهران 27 نفر بطور تصادفی انتخاب شدند. پس از تحریک تخمدانی با روش بلند مدت، تخمک های بیماران با استفاده از اولتراسوند واژینال جمع آوری و به روش تزریق داخل سیتوپلاسمی اسپرم (Intracytoplasmic Sperm Injection ICSI) بارور گردیدند. سپس رشد آنها در محیط های کشت مایع فولیکولی و Ham's F10 ساده و حاوی سلول های گرانولوزا مورد مطالعه قرار گرفت و با محیط سرم ساختنی جایگزین (3S) مقایسه شد (در مجموع 5 محیط).
یافته ها: بر طبق نتایج این تحقیق بیشترین فراوانی جنین های 8 سلولی در محیط همرفت (Co-culture) مایع فولیکولی با سلول های گرانولوزا، و بیشترین جنین های 2 سلولی در محیط همرفت Ham's F10 با سلول های گرانولوزا دیده شد. کمترین فراوانی عدم تقسیم در محیط 3S وجود داشت و کمترین جنین های 8 سلولی در محیط مایع فولیکولی ساده (فاقد سلول های گرانولوزا) مشاهده گردید. از نظر از هم پاشیدگی (Fragmentation) سیتوپلاسمی، محیط مایع فولیکولی همراه با سلول های گرانولوزا و 3S کمترین از هم پاشیدگی را داشت. ولی در محیط های Ham's F10 به تنهائی و یا همراه با سلول های گرانولوزا بیشترین میزان از هم پاشیدگی سیتوپلاسمی مشاهده شد.
نتیجه گیری و توصیه ها: بطور کلی نتایج این تحقیق نشان داد کشت همرفت تخمک های بارور شده در مایع فولیکولی همراه با سلول های گرانولوزا سبب افزایش تعداد سلول های جنین با کمترین فراگمانتاسیون سیتوپلاسمی می شود.


بهنام بهنوش، عبدالکریم پژومند، فخرالدین تقدسی نژاد، محمد دلیرراد،
دوره 64، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: به دلیل استفاده فراوان ازداروهای ضد تشنج غیرباربیتوراتی (فنی‌توئین‌‌، کاربامازپین و والپروات سدیم) در درمان انواع تشنج، احتمال استفاده سوء و مسمومیت با داروهای فوق زیاد می‌باشد. مطالعه اخیر با هدف بررسی شیوع، عوارض و مرگ و میر ناشی از این داروها انجام شده است.
روش بررسی: 93 بیمار مسموم با داروهای فوق که به بخش مسمومین بیمارستان لقمان در طی یک سال (ازتیر82 تا تیر83) مراجعه نموده وبستری شده بودند ازطریق بررسی پرونده وتنظیم پرسش نامه درطی مطالعه ای توصیفی- مقطعی مورد بررسی قرارگرفتند. افرادی که داروهای ناشناخته ویا داروهای ضدتشنج دیگرمصرف نموده بودند از مطالعه حذف شدند. در بررسی تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش‌های آماری توصیفی شامل فراوانی، محاسبه میانگین و میانه استفاده شد و پس از پایان کار جمع‌آوری توسط نرم افزارspss آنالیزشد.
یافته‌ها: 6/36% بیماران را جنس مذکر و 4/63% راجنس مؤنث تشکیل دادند، میانگین سنی مراجعین حدود5/24 سال بود، 29% سابقه مصرف قبلی دارو را داشتند و در 4/20% سابقه خودکشی قبلی دیده شد. میانگین فاصله زمانی بین مصرف دارو و مراجعه 6 ساعت بود. در56% موارد در زمان مراجعه کاهش سطح هوشیاری به درجات مختلف مشاهده شد، 90% افرادی که سطح سرمی دارو در آنها اندازه‌گیری شده بود سطح سرمی بالا داشتند. 8% بیماران دچار عوارضی نظیر اختلالات تنفسی و عفونت ادراری شده بودند و 5/4% موارد در بخش مراقبت‌های ویژه بستری شدند، میزان مرگ و میر 2% بود.
نتیجه‌گیری: مطالعه اخیر شباهت‌های زیادی با مطالعات سایر کشورها دارد و نشان می‌دهد که با توجه به آمار بالای مسمومیت با داروهای فوق، لزوم بررسی در رابطه با راهکارهای پیشگیری ازطریق آموزش مصرف دارو، مراقبت‌های لازم، مشاورات روانپزشکی، ارائه درمان‌های مناسب و افزایش امکانات بخش مراقبتهای ویژه را ثابت می‌نماید.


بهنوش وثاقی قراملکی، منصور کشاورز، شهریار غریب‌زاده، حمیدرضا مروی، جواد مصیب‌نژاد، اسماعیل ابراهیمی تکامجانی،
دوره 66، شماره 6 - ( 6-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: شکل کلی آسیب عضلانی ناشی از انقباضات اکسنتریک، درد عضلانی با تاخیر Delayed-Onset Muscle Soreness (DOMS) و کاهش قدرت عضلانی طولانی مدت است. گرم کردن غیرفعال در کاهش آسیب‌های عضلانی موثر است. به‌علت تداخل اثر عوامل مختلف در موجود کامل، از عضله اسکلتی گاستروکنمیوس داخلی ایزوله پرفیوز شده جهت مطالعه اثر مستقیم دما بر کاهش قدرت متعاقب تمرینات اکسنتریک استفاده نمودیم.

روش بررسی: پس از لوله‌گذاری در شریان رانی و جداسازی عضله گاستروکنمیوس داخلی، کل اندام تحتانی چپ به داخل محفظه‌ای با دمای oC35 انتقال داده شد. دمای محفظه قبل یا در حین انقباض اکسنتریک به 31oC و 39 رسانده شد و مقدار کاهش قدرت ایزومتریک متعاقب پانزده انقباض اکسنتریک اندازه‌گیری گردید و با دمای oC35 مقایسه شد (9-7=n).

یافته‌ها: کاهش در حداکثر قدرت ایزومتریک به‌عنوان شاخصی جهت تعیین آسیب ایجاد شده توسط انقباضات اکسنتریک استفاده می‌شود. در این تحقیق اعمال 15 انقباض اکسنتریک سبب کاهش شدیدی در مقدار حداکثر قدرت ایزومتریک در تمام گروه‌ها گردید.     (01/0oC و 39، در حین یا قبل از انقباض، با دمای 35oC وجود نداشت.

نتیجه‌گیری: به‌طور کلی نتایج تحقیق حاضر نشان‌دهنده عدم تاثیر تغییر دمای عضله قبل یا در حین انقباضات بر مقدار کاهش قدرت عضلانی متعاقب تمرینات اکسنتریک است.


مهناز محمودی‌راد، آمنه شیرین ظفرقندی، مریم عامل ذبیحی، یاسمن میردامادی، نورینا رهبریان، بهنوش عباس آبادی، مهتاب شیوایی، زهره امیری،
دوره 67، شماره 9 - ( 9-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: ولوواژینیت کاندیدایی یک بیماری قارچی خارش‌دار همراه با ترشحات سفید رنگ می‌باشد. تشخیص گونه‌های کاندیدا برای به‌کارگیری درمان مناسب، امری مهم می‌باشد. در این تحقیق برای تعیین گونه 191 کاندیدای جدا شده از نمونه‌های واژینال 175 بیمار مبتلا به ولوواژینیت کاندیدایی از روش multiplex PCR استفاده شد.
روش بررسی: 175 نمونه سواب واژینال روی محیط سابورو دکستروز آگار کشت داده شد. در این بررسی، ناحیه ITS1 و قسمت‌هایی از نواحی 5.8S و 18S ریبوزومال RNA به‌همراه قطعه‌ای از ناحیه ITS2 که اختصاصی گونه C.albicans است تکثیر شد و محصولات multiplex PCR با الکتروفورز روی آگاروز 2% جدا گردیدند.
یافته‌ها: 191 ایزوله کاندیدا در نمونه‌های واژینال تشخیص داده شد. در 7/89% نمونه‌ها یک گونه کاندیدا و در 3/10% آنها چند گونه کاندیدا جدا گردید. از نظر شیوع انواع گونه‌های کاندیدا، در 114 مورد C. albicans، 23 مورد C. glabrata، 11 مورد C. tropicalis، هفت مورد C. krusei، یک مورد C. guilliermondii، یک مورد C. parapsilosis به‌تنهایی عامل بروز ولوواژنیت کاندیدایی بودند و در 10 مورد C. glabrata و C. albicans، دو مورد C. parapsilosis و C. albicans، یک مورد C. krusei و C. albicans، یک مورد C. tropicalis و C. albicans، یک مورد C. glabrata و C. tropicalis، یک مورد C. krusei و C. tropicalis، یک مورد C. glabrata و C. krusei و یک مورد ترکیب C. glabrata و C. krusei و C. albicans عامل بیماری بودند.
نتیجه‌گیری: شایع‌ترین عامل بیماری ولوواژنیت کاندیدایی C. albicans و سپس C. glabrata و شایع‌ترین ترکیب عامل بیماری نیز این دو گونه بودند.


مهناز محمودی‌راد، آمنه شیرین ظفرقندی، مهتاب شیوایی، نیکی محمودی‌راد، بهنوش عباس آبادی، مریم عامل ذبیحی، زهره امیری،
دوره 67، شماره 11 - ( 11-1388 )
چکیده

800x600 زمینه و هدف: این تحقیق به‌منظور بررسی میزان تأثیر ایتراکونازول، میکونازول، فلوکونازول و فلوسیتوزین در شرایط آزمایشگاهی به‌روش میکرودایلوشن برات، بر روی 191 گونه کاندیدای جدا شده از 175 بیمار مبتلا به ولوواژینیت کاندیدایی که بین سال‌های 1385 تا 1387 به بیمارستان مهدیه مراجعه کرده بودند، صورت گرفت.

روش بررسی: 191 گونه کاندیدا از نمونه‌های بالینی جدا گردید. تست حساسیت داروهای ضد قارچی بر اساس روش میکرودایلوشن برات NCCLS انجام شد و نتایج بعد از 48 ساعت قرائت گردید. 

یافته‌ها: C. albicans نسبت به هر چهار نوع داروی بررسی شده حساسیت قابل قبولی (>90%) داشت. C. glabrata نسبت به میکونازول و سپس نسبت به فلوسیتوزین حساسیت قابل قبولی داشت ولی نسبت به ایتراکونازول و فلوکونازول مقاوم‌تر بود.  C. tropicalis به‌ترتیب به میکونازول و بعد به فلوکونازول حساسیت قابل قبولی داشت و مقاومت دارویی ناچیزی در برابر چهار داروی بررسی شده نشان داد که بیشترین مقاومت آن در برابر فلوسیتوزین بود. C. krusei بیشترین حساسیت را نسبت به میکونازول داشت و حساسیتش نسبت به سه داروی دیگر بیشتر وابسته به دوز بود و بیشترین مقاومت را نیز نسبت به فلوکونازول نشان می‌داد.

نتیجه‌گیری: گونه‌های بررسی شده در این مطالعه بیشترین حساسیت دارویی را نسبت به میکونازول و همچنین حساسیت قابل قبولی نیز نسبت به سایر داروهای فوق داشتند. شیوع موارد مقاومت دارویی در گونه‌های C. krusei و C. glabrata نسبت به سایر گونه‌ها بالاتر بود.

Normal 0 false false false EN-GB X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4


الهام بیرانوند، سعید عابدیان کناری، علی‌رضا خلیلیان، بهنوش بیرانوند،
دوره 70، شماره 5 - ( 5-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: سل مهم‌ترین بیماری عفونی است که سالیانه موجب آلودگی حدود هشت میلیون نفر در جهان می‌شود. هدف از این پژوهش بررسی ریسک فاکتورهای ابتلا به بیماری سل بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی 183 فرد مسلول مراجعه‌کننده به مرکز بهداشت استان مازندران در طی سال‌های 90-1388 بررسی شدند. پس از اندازه‌گیری سطح قند خون ناشتا و پادتن‌های HIV، اطلاعات مربوط به استعمال دخانیات با استفاده از پرسش‌نامه و به‌صورت حضوری کسب شد.
یافته‌ها: میانگین سنی بیماران 8/19±8/46 سال بود. شایع‌ترین عامل خطرزا دیابت و کم‌ترین شیوع مربوط به HIV بود. هم‌چنین بین شیوع دیابت در زنان در مقایسه با مردان (46/0±07/0CI= 95%، 19/0OR=) و مصرف سیگار در مردان در مقایسه با زنان (4/54±8/2CI= 95%، 4/12OR=) اختلاف آماری معنی‌داری وجود داشت (05/0P<).
نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از این پژوهش، نشان می‌دهد که دیابت و سیگار می‌توانند به‌عنوان ریسک فاکتورهای مهمی برای ابتلا به سل محسوب شوند، لذا در صورت بروز علایم تنفسی در این افراد، سل می‌تواند یکی از تشخیص‌های افتراقی مهم در نظر گرفته شود.


الهام احمدی، ساسان فلاحی، بهنوش جلالیان، پویان امینی شکیب،
دوره 76، شماره 5 - ( مرداد 1397 )
چکیده

زمینه و هدف: آنتی‌بادی آنتی‌سانترومر با نارسایی غدد اگزوکرین مرتبط است و ممکن است یکی از علل خشکی دهان باشد. هدف از این مقاله، معرفی یک مورد نادر فنوتیپ بینابینی اسکلرودرمی-شوگرن با آنتی‌سانترومر آنتی‌بادی مثبت در بیمار آدیسون بود که با پوسیدگی‌های دندانی مراجعه کرده بود.
معرفی بیمار: یک زن ۲۹ ساله مبتلا به آدیسون با پوسیدگی‌های دندانی عود‌کننده به کلینیک دندانپزشکی مراجعه کرد. در بررسی ضمن تایید آزمایشگاهی آدیسون، خشکی دهان و چشم، رینود، رفلاکس معده به مری، چهره ماسکه و آنتی‌سانترومر مثبت یافت شد. با توجه به دارا بودن بعضی از علایم شوگرن و برخی از علایم اسکلرودرمی محدود و نه معیارهای کامل هر کدام از این دو بیماری، تشخیص فنوتیپ بینابینی اسکلرودرمی-شوگرن برای وی مطرح گردید.
نتیجه‌گیری: در پوسیدگی‌های دندانی عود‌کننده به‌ویژه در مبتلایان به یک بیماری خودایمن، آنتی‌بادی آنتی‌سانترومر می‌تواند در شناسایی عامل خشکی دهان و نیز شناخت زودرس مراحل اولیه اسکلرودرمی یا فنوتیپ بینابینی اسکلرودرمی-شوگرن مفید باشد.

الهام بزمی، شکوفه سنایی، امیر حسین بهنوش، مهدی فروزش، عبدالرزاق برزگر، بهنام بهنوش،
دوره 79، شماره 9 - ( آذر 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه با افزایش شکایت بیماران از عواقب اقدامات درمانی، بررسی علت و انجام مداخلات موثر از اهمیت شایانی برخوردار است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تحلیلی شکایت از متخصصین چشم پزشکی در استان تهران طراحی گردید.
روش بررسی: در مطالعه مقطعی (توصیفی-تحلیلی) مذکور کلیه پرونده‏های شکایت ارجاعی به اداره کمیسیون‏های سازمان پزشکی قانونی استان تهران از فروردین 1396 تا اسفند 1398بررسی شد. اطلاعات جمعیت‏شناختی بیماران و پزشکان، نوع اقدامات درمانی و عارضه گزارش شده، آرای نهایی کمیسیون اول و در صورت اعتراض، نتایج نهایی کمیسیون‏های تجدید نظر بررسی و ثبت گردیدند.
یافته‌ها: از میان 176 پرونده شکایتی ثبت شده در 27 مورد (3/15%) قصور پزشک معالج که شایع‌ترین آن از نوع بی‏مبالاتی (5/81%) بود، احراز گردید. عمده‌ترین شکایات مربوط به جراحی کاتاراکت (1/55%) و عمده‌ترین اقدام درمانی منجر به قصور، پیوند قرنیه (7/66%) بود. اگرچه بیماران بیشترین اعتراض را به رای کمسیون اول مطرح کرده بودند، اما اعتراض پزشکان به این رای به‌صورت معناداری موثرتر بود (001/0P<).
نتیجه‌گیری: با توجه به آمار رو به تزاید شکایات رشته چشم پزشکی و در عین حال میزان اندک موارد منجر به قصور در مورد شایع‌ترین شکایت (کاهش بینایی)، لزوم برقراری ارتباط صحیح بین بیمار و پزشک و درک صحیح بیمار از اقدام درمانی و عوارض احتمالی می‌تواند درکاهش شکایات تاثیر به‌سزایی داشته باشد. از طرفی با عنایت به اختلاف نظر در آرای کمسیون‌های متوالی، لزوم ایجاد وحدت رویه با استفاده از اطلاعات جدید و نتایج مبتنی بر شواهد ضروری به‌نظر می‌رسد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb