25 نتیجه برای توکلی
سیدمنصور رضوی، عباس ربانی، محسن توکلی،
دوره 57، شماره 3 - ( 3-1378 )
چکیده
این تحقیق یک مطالعه توصیفی-تحلیلی است. جامعه مورد مطالعه در این بررسی، دانشجویان رشته های مختلف علوم پزشکی و موضوع مورد تحلیل، نظرات این دانشجویان در مورد کیفیت تدریس معلمین خود می باشد. در این بررسی 21171 نفر به سؤالات از پیش طراحی شده در خصوص وضعیت تدریس اعضای هیات علمی دانشگاه، در 650 درس مختلف در ترم اول و دوم سال تحصیلی 77-76 پاسخ داده اند. در این مطالعه، 14 سؤال که مجموعا اجزا یک کلیت یعنی "کیفیت تدریس" را تشکیل می دادند براساس مقیاس لیکرت تنظیم گردیده است. بالاترین مجموع نمره در این پرسشنامه 70 و پایین ترین آن 14 و متوسط نمره 42 می باشد. نمرات بالاتر و مساوی با نمره 42 به عنوان نمرات خوب و نمرات کمتر از 42 به عنوان نمرات ضعیف در نظر گرفته شده اند. نتایج حاصل از این بررسی گویای این است که در مجموع میانگین کل نمرات و انحراف معیار کل دانشکده ها، به ترتیب برابر است با 54/6 و 12/20 و 3/79 درصد از دانشجویان وضعیت تدریس اعضای هیات علمی را خوب قلمداد کرده اند. آنالیز واریانس میانگین نمرات وضعیت تدریس اعضای هیات علمی، گویای این است که اختلاف معنی داری بین میانگین نمرات دانشکده ها وجود دارد (P<0.0001). .
فریدون مصطفوی، محمدجواد توکلی،
دوره 61، شماره 1 - ( 1-1382 )
چکیده
بیماری دیابت قندی شایعترین بیماری متابولیک اندوکرین دوران کودکی و نوجوانی است که اثرات قابل توجه بر تکامل جسمی و روانی بیماران برجای می گذارد. در مطالعات متعدد، مشخص شد که در بیماران دیابتی نوع یک، کاهش واضح توده استخوانی و نیز رشد قدی در درازمدت ایجاد می شود. برای بررسی این مشکلات، تحقیقات وسیعی انجام گردیده و مشخص شده که در بسیاری از بیماران دیابتی، مقادیر مختلف کلسیم در ادرار دفع می گردد. ممکن است علت استئوپنی و اختلال رشد قدی کودکان دیابتی نیز دفع بیش از حد کلسیم در ادرار باشد. در این مطالعه برآن شدیم تا با بررسی گروهی از بیماران دیابتی، میزان دفع کلسیم ادراری را در آنها بررسی کنیم و در مواردی که دفع کلسیم بیش از حد طبیعی بود، ببینیم آیا بین میزان دفع کلسیم با میزان قند خون همزمان ارتباطی وجود دارد یا خیر؟ لذا با بررسی 50 کودک دیابتی که در شش ماهه دوم سال 1379 به بیمارستان مرکز طبی کودکان مراجعه کرده بودند، به این نتیجه رسیدیم که فراوانی هیپرکلسیوری در بیماران 88% بود و ارتباط معنی داری با قند ادرار داشت و بطور معنی داری با افرادی که سالم هستند متفاوت بود. این تحقیق نشاندهنده تاثیر گلیکوزوری روی رشد بیماران است که می تواند مقداری از آن به علت دفع کالری باشد و مقداری بعلت دفع کلسیم و نهایتا با کنترل مناسب قند خون می توان از این دو به نحو چشمگیری کاست.
مهدی موسوی، مسعود اسلامی، رویا ستارزاده بادکوبه، حسن رادمهر، مهرداد صالحی، نفیسه توکلی، محمد رضا عوادی،
دوره 64، شماره 10 - ( 7-1385 )
چکیده
بتابلوکرها به تنهایی در پیشگیری از بروز فیبریلاسیون دهلیزی پس ازCABG کافی نیستند و اسیدآسکوربیک درمانی مؤثر و نسبتا بیخطر میباشد. این مطالعه برای ارزیابی اثر تجویز همزمان اسیدآسکوربیک با بتابلوکرها در کاهش بروز فیبریلاسیون دهلیزی پس از CABG طراحی شده است.
روش بررسی: بیماران کاندید جراحی منفرد بایپس عروق کرونر، در صورت دارا بودن سن بالای 50 سال و دریافت بتابلوکر قبل از عمل (حداقل برای یک هفته)، وارد مطالعه شدند. بیماران شب قبل از عمل جراحی به صورت تصادفی به دو گروه اسیدآسکوربیک و کنترل تقسیم شدند. گروه اسیدآسکوربیک شب قبل از عمل دو گرم قرص جوشان اسیدآسکوربیک دریافت داشتند. این دارو بعد از جراحی با دوز یک گرم، دو بار در روز تا پنج روز ادامه یافت. بتابلوکر در تمامی بیماران پس از عمل ادامه یافت.
یافتهها: 50 بیمار به عنوان گروه اسید آسکوربیک و 50 بیمار به عنوان کنترل مطالعه را کامل کردند. بروز کلی فیبریلاسیون دهلیزی در گروه اسید آسکوربیک چهار درصد و در گروه کنترل 26 درصد بود (002/0P=، 119/0OR= و 558/0-025/0 95%:CI).
نتیجهگیری: اسید آسکوربیک درمانی بیخطر، ارزان و کم عارضه است و بخوبی تحمل میشود، تجویز همزمان مکمل اسید آسکوربیک قبل و بعد از عمل جراحی به همراه رژیم معمول بتابلوکر در بیمارانی که مورد CABG قرار میگیرند در کاهش بروز فیبریلاسیون دهلیزی مفید خواهد بود.
هادی احمدی، حسن توکلی، خدیجه بخت آور، فرانک خدادادی، علی عباسی،
دوره 65، شماره 12 - ( 12-1386 )
چکیده
سیتیاسکن اسپیرال دقت تشخیصی بیماران مبتلا به درد شکم حاد را افزایش داده است. در این مطالعه نتایج سیتیاسکن اسپیرال و سونوگرافی را در مقایسه با رادیوگرافی ساده شکم در بیماران مبتلا به درد شکم حاد غیرترومایی را ارزیابی میکنیم.
روش بررسی: دادههای مربوط به 91 بیمار متوالی با درد شکم حاد غیرترومایی مراجعهکننده به بخش اورژانس بیمارستان سینا که تحت سیتیاسکن اسپیرال قرار گرفتند، مورد ارزیابی قرار گرفت. علاوه بر سیتیاسکن رادیوگرافی ساده و سونوگرافی به ترتیب برای 64 و 66 بیمار انجام شد. حساسیت، ویژگی و دقت تشخیصی روشهای تصویربرداری بر اساس تشخیص نهایی با یافتههای عمل جراحی، پاتولوژی و پیگیری بالینی بیماران مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: از بین 91 بیماری که مورد ارزیابی قرار گرفتند، حساسیت، ویژگی و دقت تشخیصی سیتیاسکن اسپیرال به ترتیب 2/92%، 86/92% و 3/92% بود. گزارشهای مربوط به رادیوگرافی بیماران حساسیت، ویژگی و دقت تشخیصی 2/13%، 7/72% و 4/23% بود. سونوگرافی برای ارزیابی درد شکم حاد حساسیت، ویژگی و دقت تشخیصی 2/73%، 90% و 7/75% داشت.
نتیجهگیری: این مطالعه دال بر این است رادیوگرافی ساده شکم یک تکنیک تصویربرداری با حساسیت و دقت تشخیصی پایین برای ارزیابی درد شکم حاد غیر ترومایی در بین بیماران مراجعهکننده به بخش اورژانس محسوب می شود. سیتیاسکن اسپیرال یک تکنیک با دقت تشخیصی بالا برای ارزیابی مبتلایان به درد شکم حاد غیرترومایی با امکان تصویربرداری در شرایط اورژانس محسوب میشود.
جلال رضایی، خلیل اسفندیاری، جواد خلیلی پویا، حسن توکلی، رسول عبدالرحمن، پیمان سلامتی، مهدی ابوذری،
دوره 66، شماره 6 - ( 6-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: جراحی رادیکال و بهدنبال آن رادیوتراپی نقش مهمی در درمان کانسر هیپوفارنکس دارد. هر چند که در مورد روش بازسازی پس از رزکسیون جراحی اتفاق نظر وجود ندارد. هدف این مطالعه مقایسه عوارض دو تکنیک Gastric Pull-Up و Pectoralis Major Myocutaneous Flap در بازسازی ناحیه درگیر پس از انجام لارنگوفارنگوازوفاژکتومی میباشد.
روش بررسی: پرونده 64 بیماری که به دنبال جراحی رادیکال تحت بازسازی ناحیه درگیر با یکی از دو روش GPU یا PMMF قرارگرفته بودند، مورد ارزیابی قرار گرفتند. اطلاعات دموگرافیک، محل ضایعه، درگیری proximal margin، سابقه رادیوتراپی، وجود لنفادنوپاتی، دیسکسیون گردنی و عوارضی مثل فیستول گوارشی، تنگی محل آناستوموز، اختلال عملکرد بلع و تنگی استوما از پروندههای مربوطه استخراج و بین دو گروه با یکدیگر مقایسه گردید.
یافتهها: در مجموع 64 بیمار (43 نفر در گروه GPU و 21 نفر در گروه PMMF) مورد ارزیابی قرار گرفتند. بین دو گروه تفاوت آماری معنیداری از لحاظ مشخصات دموگرافیک وجود نداشت. محل درگیری ضایعه تومورال در هفت نفر لارنکس، پنج نفر پروگزیمال مری، پنج نفر خلف کریکوئید، چهار نفر سینوس پیریفورم، دو نفر دیواره خلفـی و 41 نفـر ترکیبـی از نواحـی مختلف بود. تفاوت آماری معنیداری بین دو تکنیک جراحی از نظر ایجاد تنگی محل آناستوموز، اختلال عملکرد بلع یا تنگی استوما وجود نداشت در حالیکه ایجاد عارضه فیستول به دنبال عمل جراحی در روش GPU به لحاظ آماری کمتر از روش PMMF بود (001/0
نتیجهگیری: پیدایش تنگیهای عملکردی یا اختلال عملکرد بلع در دو روش مشابه ولی تکنیک GPU با بروز فیستول کمتری همراه است.
هادی احمدی آملی، محمد رضا ظفرقندی، حسن توکلی، مهدی داودی، پاتریشیا خشایار،
دوره 66، شماره 11 - ( 11-1387 )
چکیده
800x600 Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و
هدف: تروما بهعنوان مشکل جهانی بهخصوص در سنین جوانی با مرگ و
میر بالا ناشی از آسیب قفسهسینه، از اهمیت ویژهای برخوردار است. هدف از مطالعه
بررسی اپیدمیولوژی ترومای قفسهسینه و شدت آسیب ناشی از آن میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی و آیندهنگر،
اطلاعات بیمارانی که با ترومای قفسهسینه از
خرداد 76-75 در سهمرکز درمانی شهر تهران مراجعهو بستری شدهاند جمعآوریو ارزیابی شد. ایناطلاعات شاملاطلاعات
دموگرافیک بیماران، نوع و شدت آسیب (ISS) و اقدامات
درمانی انجامگرفته جهت بیماران بود.
یافتهها: اکثریت 342
بیماری که بهعلت ترومای قفسهسینه در این بیمارستانها بستری شده بودند را بالغین
مذکر تشکیل میدادند؛ که در بیشتر موارد تروما بهدنبال تصادف با اتومبیل رخ داده بود.
ترومای همراه در (82%)280 از موارد وجود داشت. آسیب سطحی جدار قفسهسینه شایعترین
نوع ترومای توراسیک در بیماران بود. آسیب خفیف در (53%)181 موارد گزارش شد (7ISS<).
تنها (12%)42 نفر از بیماران مورد مطالعه به مداخلات جراحی جهت درمان ترومای قفسهسینه
نیاز داشتند. میزان مرگ و میر 14% و وابسته به ISS
بود.
نتیجهگیری: ترومای
قفسهسینه در بیماران ترومایی از شیوع بالایی برخوردار بوده و در بیشتر موارد با
آسیب سایر ارگانها همراه میباشد. با توجه بهمیزان بالای مرگ و میر ناشی از این
نوع تروما در افراد مسن، توجه ویژه به آسیبهای قفسهسینه در این گروه اهمیت ویژهای
دارد.
جلال رضایی، خلیل اسفندیاری، حسن توکلی، محمود صدوقی، مهرداد حسیبی، مهرداد بهزادی،
دوره 67، شماره 6 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : عفونتهای ناشی از کاتترهای ورید مرکزی از مهمترین عوارض کاربرد این کاتترها محسوب میشوند. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر پماد موپیروسین در پیشگیری از بروز این عفونتها است. روش بررسی : مطالعه بر روی بیماران بخش جراحی که در بیمارستان امیراعلم تهران بستری شده و به دلایلی نیاز به کاتتر ورید مرکزی داشتند انجام گردید. بیماران بهطور تصادفی به دو گروه هدف و شاهد تقسیم شدند. برای گروه هدف جهت پانسمان محل تعبیه کاتتر از پماد موپیروسین استفاده شد و پانسمان گروه شاهد بدون استفاده از موپیروسین انجام شد. برای کلیه بیماران محلول کلر هگزیدین دو درصد بهعنوان آنتیسپتیک موضعی و محلول انوکساپارین بهصورت تزریق وریدی بهکار گرفته شد. در صورت بروز علایم عفونت موضعی و یا سیستمیک و یا گذشت ده روز از زمان تعبیه کاتتر مرکزی، کاتتر خارج شده و جهت کشت نیمه کمّی ارسال میگردید. یافتهها : 118 بیمار واجد شرایط (61 نفر در گروه شاهد و 57 نفر در گروه هدف) مطالعه را به پایان رساندند. 88 کاتتر در گروه شاهد و 84 کاتتر در گروه هدف کار گذاشته شد. در زمان برداشتن کاتترها 29 بیمار (16 نفر در گروه شاهد و 13 نفر در گروه هدف) کلونیزاسیون باکتریال، 16 بیمار عفونت سیستمیک (10 مورد در گروه شاهد و شش مورد در گروه هدف) و دو مورد عفونت موضعی (دو مورد در گروه شاهد و صفر در گروه هدف) پیدا کردند. شیوع عفونت سیستمیک و موضعی و کلونیزاسیون باکتریال ناشی از کاتتر در دو گروه تفاوت معنیداری با یکدیگر نداشت. نتیجهگیری : پماد موپیروسین تاثیری در پیشگیری از عفونت ناشی از کاتتر ورید مرکزی نداشت.
هاله اخوان نیاکی، رضا طبریپور، محمد رضا اسمعیلی دوکی، ماندانا عزیزی، جواد توکلی بزاز، باقر لاریجانی،
دوره 68، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: فیبروز کیستی یک بیماری اتوزومال مغلوب شایع در میان
سفیدپوستان است و منجر به اختلال در عملکرد غدد برونریز میشود که ناشی از جهش در
ژن پروتیین تنظیمکننده کانال عبور غشایی فیبروز کیستی (CFTR) است. علایم فنوتیپی در این
بیماری بسیار متنوع و نتیجه طیف وسیع جهشها در ژن CFTR است. این
تحقیق به بررسی پلیمورفیسم تکرارهای پلی تیمین (T9 , T7 , T5) در اینترون هشت ژن CFTR در افراد سالم و مبتلا در استان
مازندران پرداخته است.
روش بررسی: 40
کودک مبتلا به فیبروز کیستی و 40 فرد سالم ساکن استان مازندران برای پلیمورفیسم
پلی تیمین در اینترون هشت ژن CFTR با استفاده از روش Reverse dot blot بررسی شدند.
یافتهها: تکرار T7 در افراد سالم و مبتلا شایعترین
و فراوانی آللی آن حدود 75% است. فراوانی آللی تکرارهای T9 و T5 بهترتیب حدود 20% و 5% میباشد.
ژنوتیپهای T7/T7 در هر دو گروه شایعترین و بهترتیب از فراوانی 5/72% و 60% در افراد سالم
و بیمار برخوردارند. ژنوتیپهای T5/T9 و T5/T5 در این مطالعه مشاهده نشدند. 5/22%
افراد سالم و 30% افراد بیمار ژنوتیپ هتروزیگوت داشتند.
نتیجهگیری: با
توجه به فراوانی آللهای T5، T7، T9 و وجود 5/22 الی 30 درصد ژنوتیپ
هتروزیگوت در افراد بررسی شده، پلیمورفیسم تکرارهای T در اینترون هشت میتواند بهعنوان
مارکر برای ردیابی آللهای سالم و جهشیافته در تشخیص پیش از تولد یا شناسایی ناقلین با سابقه بیماری
در خانواده استفاده شود.
عطاءاله باقرزاده، تاج بانو توکلی، مریم مشکانی فراهانی،
دوره 69، شماره 5 - ( 5-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و
هدف: همزمانسازی
قلبی Cardiac
Resynchronization Therapy (CRT) درمانی ثابت شده در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی است. هدف از این مطالعه
بررسی اثرات کوتاهمدت همزمانسازی قلبی بر شدت نارسایی میترال Mitral Regurgitation (MR) بود.
روش بررسی: در این مطالعه بهطور مقطعی در یک
شیوه دوسوکور (Double-blind) از بیماران کاندیدای ضربانساز سه حفرهای طی سالهای 88-1387
بیمارستان امامخمینی (ره) با ms120QRS>، 35EF< و ریتم سینوسی اکوکاردیوگرافی
انجام گرفت و یافتههای اکوکاردیوگرافی و شدت MR
قبل و در فاز حاد بعد از نصب ضربانساز مقایسه شد.
یافتهها: از مجموع 26 بیمار (17
مرد و 9 زن) با میانگین 57 سال سن قبل از CRT
از لحاظ شدت MR 14% شدید بوده که بعد از CRT به 11% رسید. کسر جهشی بطن چپ (LVEF) بیماران از 04/18 در قبل از CRT به 42/24 بعد از CRT
افزایش و دیامتر پایان سیستولیک بطن چپ (LVESD) در قبل از CRT
از 14/6 به 98/5 کاهش و دیامتر پایان دیاستولیک بطن چپ (LVEDD) از هفت به 8/6 کاهش پیدا کرد (05/0P<).
نتیجهگیری: شدت
MR بعد از CRT
بهطور معنیداری بهتر شد و LVESD و LVEDD بعد از CRT کاهش و کسر جهشی بطن چپ بهطور معنیداری افزایش پیدا نمود.
همزمانی در انقباض عضلات پاپیلری بطن، افزایش فشار ترانس میترال با قدرت بسته شدن
دریچه، کاهش حجم رگورژیتاسیون با کم کردن MR
در فاز اولیه سیستول و کاهش حجم پایان دیاستولی همگی از عواملی هستند که میتوانند
توجیهکننده کاهش MR باشند.
وحید خلقی اسگوئی، محمدرضا اسماعیلی دوکی، رضا طبریپور، رقیه پورباقر، جواد توکلی بزاز، باقر لاریجانی، هاله اخوان نیاکی،
دوره 69، شماره 12 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه و هدف : فیبروزکیستی بیماری ژنتیکی با الگوی توارثی اتوزوم مغلوبی است که باعث درگیر شدن چندین ارگان میشود. بهکارگیری مارکرهای پلیمورفیک در ردگیری ژنی میتواند راه حلی مناسب در زمینه تشخیص پیش از تولد ارایه کند همچنین میتواند در بررسی همراهی احتمالی هاپلوتیپها با جهشهای خاص استفاده گردد. این تحقیق به بررسی پلیمورفیسمهای IVS8 poly T و M470V در افراد سالم و کودکان مبتلا به فیبروزکیستی پرداخته است. روش بررسی: 49 فرد سالم و 53 فرد مبتلا به فیبروز کیستی طی سالهای 1386 تا 1390 برای IVS8 poly T با روش R everse dot blot و برای M470V با روش PCR-RFLP بررسی شدند. یافتهها: بررسی IVS8 poly T نشان داد که T7 شایعترین آلل در افراد سالم و بیمار با فراوانی 8/82% و 4/77% است. آلل T9 با 7/21% فراوانی در افراد بیمار از شیوع بیشتری در مقایسه با افراد نرمال با 6/7% فراوانی برخوردار است (005/0 = P ). ژنوتیپ T9/T9 با فراوانی 1/15%، از شیوع بیشتری در افراد بیمار در مقایسه با افراد سالم با 2% فراوانی برخوردار است (032/0 = P ). بررسی M470V نشان داد که افراد هتروزیگوت ( M/V ) با 49% و 4/40% شایعترین ژنوتیپ در افراد سالم و بیمار میباشند. هاپلوتیپ M-T9 به ترتیب با فراوانی 1/19% و 4/2% در بیماران و افراد سالم همراهی بالایی با بیماری نشان میدهد (001/0 P< ) . نتیجهگیری: بر اساس توزیع آللی و میزان هتروزیگوسیتی مربوط به M470V, IVS8 poly T این دو پلیمورفیسم میتوانند در تشخیص پیش از تولد در خانوادههای ایرانی با سابقه ابتلا به فیبروزکیستی استفاده گردند.
کامیار توکلی طبسی، مجتبی عاملی، لیلا غلامی مهتاج،
دوره 71، شماره 9 - ( آذر 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: روشهای جراحی مختلفی برای تصحیح ژنیتالیای خارجی در ترانسسکس مرد به زن شرح داده شده است. در تمامی این روشها، عوارضی همچون تنگی واژن و یا ظاهر نامناسب ژنیتالیای خارجی و یا عدم رضایت بیمار دیده میشود. در این مقاله به توصیف روشهای جراحی ترمیمی برای این عوارض و میزان موفقیت آن پرداختیم.
روش بررسی: در این مطالعه 16 بیمار طی سالهای 1388 تا 1390 در بیمارستان امام رضا (ع) مشهد تحت عمل جراحی ترمیمی مجدد توسط یک جراح قرار گرفتند. در هر بیمار با توجه به عارضه موجود عمل جراحی مناسب شامل کلیتوروپلاستی، فلپ U معکوس پرینهآل، لابیوپلاستی، یورتروپلاستی، حذف پوست و افزایش عمق واژن انجام شد. بیماران پس از عمل بهمدت پنج روز استراحت مطلق بودند.
یافتهها: در مدت زمان بستری پساز عمل جراحی در مجموع 16 بیمار فقط سه مورد عارضه نیاز به مداخله پیدا شد. قبلتر 11 بیمار با ایلئوم و پنج بیمار با پوست پنیس واژینوپلاستی شده بودند. یک مورد هماتوم محل عمل، یک مورد عفونت محل عمل و در یک بیمار نیز نیاز به تزریق خون بود. بیماران پساز ترخیص از سه تا 24 ماه تحت پیگیری قرار گرفتند که تمامی آنان در این مدت عارضه بزرگی نداشتند و بهصورت کلی از مقاربت خود راضی بودند.
نتیجهگیری: پیگیری طولانیمدتتر برای این بیماران مطلوب است. با استفاده از روشهای ترمیم مجدد اکسترنال ژنیتالیا و در صورت تجربه کافی جراح در انجام آن در بیمارانی که نیاز به عمل مجدد دارند، نتایج زیبایی و عملکردی بسیار مطلوبی قابل انتظار است.
صنمبر صدیقی، احد خوشزبان، امیرحسین توکلی، رامین خطیب سمنانی، زهرا سبحانی، نیر داداشپور مجیدآباد،
دوره 72، شماره 1 - ( فروردین 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: فنآوری بافت چربی بهدلیل فراوانی و دسترسی آسان طی روند لیپوساکشن، منبع ایدهآلی برای تهیه سلولهای بنیادی مزانشیمی و تهیه داربستهای طبیعی فراهم میآورد که موجب ترمیم و بازسازی مناسب بافت صدمه دیده نسج نرم میشوند. هدف این مطالعه جداسازی و تکثیر و شناسایی سلولهای بنیادی از بافت چربی انسانی است.
روش بررسی: برای انجام این تحقیق نمونه بافت استریل چربی از نواحی شکم و پهلوی بیماران جوان تهیه شد. با کمک آنزیم کلاژناز و سانتریفوژ مکرر، سلولهای بنیادی بافت چربی جداسازی و کشت داده شد. تکثیر و چسبندگی سلولها در کشت دوبعدی، شمارش سلولی با لام نئوبار انجام شد. سپس ماهیت سلولهای بنیادی بافت چربی با بهکارگیری روش فلوسایتومتری و بررسی مشخصات سطحی سلولها و همچنین القای تمایز سلولها به بافت استخوان و غضروف انجام شد.
یافتهها: ماهیت مزانشیم بودن سلولها، براساس بیان شاخصهای CD90, CD105, CD166 و عدم بیان شاخصهای رده خونساز نظیر CD34, CD31, CD45 بهوسیله تکنیک فلوسایتومتری تایید شد. رنگآمیزیهای هیستولوژیکی اختصاصی الیزارین رد و تولوییدن بلو بهترتیب تمایز سلولهای بنیادی کاشته شده روی داربست را به سلول استئوسیت و غضروف تایید نمود.
نتیجهگیری: هر چند در این تحقیق به مقایسه قدرت تکثیری و تمایزی این سلولها در محیط داخل بدن پرداخته نشد، اما با توجه به نتایج ریختشناسی، مطالعات فلوسایتومتری و تستهای تمایزی بهدستآمده میتوان چنین نتیجهگیری کرد که جداسازی سلول بنیادی بافت چربی بهروش بهکار رفته در این مطالعه موفقیتآمیز بوده است و این سلولها قابلیت استفاده در ترمیم بافتی را بهروش پیوند خودی و یا غیرخودی خواهند داشت.
صنمبر صدیقی، امیر حسین توکلی، نیر داداش پور، کاظم حسینی،
دوره 72، شماره 6 - ( شهریور 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: بهتازگی داربستهای تهیه شده از بافتهای زنده، بهعنوان بستر رشد و تکثیر سلول بنیادی مورد توجه رشته پزشکی ترمیمی و مهندسی بافت قرار گرفتهاند. مواد زیستی طبیعی به روشی نیاز دارند تا آنها را از تجزیه حفظ کرده، ایمنیزایی را کاهش داده و بافت را استریلیزه کند. هدف این مطالعه تهیه داربست از بافت چربی انسانی و بررسی ساختار پروتیینی پودر سلولزدایی شده حاصل از آن است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع تولید مواد و بررسی تحلیلی روشها است. بافت چربی مورد نیاز از مواد زاید حاصل جراحی لیپوساکشن و با کسب رضایت شفاهی بیماران تامین گردید. جراحی زیبایی مربوط به نواحی پهلو و شکم خانمهای در رده سنی 42-38 ساله در یک کلینیک خصوصی طی زمستان 1391 تا بهار 1392 انجام شد. جهت تهیه داربست مناسب، سلولزدایی بافت چربی انسان با استفاده از روشهای فیزیکی، شیمیایی و هضم آنزیمی انجام گردید. نمونه داربست حاصله تحت بررسی میکروسکوپ الکترونی و بررسی تحلیلی توسط ژل الکتروفورزیس با تکنیک (Blue-Native) و بیان ژنهای لامینین، فیبرونکتین، کلاژن تیپ 1، کلاژن تیپ 4، دسمین، اکتین، اینتگرین، به روشReal Time- Polymerase Chain Reaction (RT-PCR) قرار گرفت.
یافتهها: تقریبا از هر ml 200 بافت چربی mg 10 ماتریکس بهدست آمد. فقدان سلول و ماهیت پروتیینی (بهطور عمده کلاژن نوع یک و چهار، فیبرونکتین و لامینین) پودر ماتریکس حاصله، با رنگآمیزی ایمینوهیستوشیمی، بررسی ژنتیک و کروماتوگرافی تایید شد. مشاهدات میکروسکوپ الکترونی خصوصیات ساختمانی سه بعدی مناسب داربست از جمله مشخصه متخلخل نمونهها را مشخص نمود.
نتیجهگیری: ارزیابی تحلیلی و مقایسهای بیان پروتیینهای اختصاصی نشان داد که پودر ماتریکس تهیه شده از بافت چربی در این مطالعه علیرغم بهکارگیری روشهای هضم آنزیمی غنی از ترکیبات کلاژن و دارای توانایی عملکرد ترمیمی و ساختاری است و بهویژه میتواند فرصت جدیدی برای پیشرفت روشهای ترمیم بافت نرم ایجاد کند.
قاسمعلی خراسانی، سیامک راکعی، امیر حسین توکلی،
دوره 74، شماره 2 - ( اردیبهشت 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از گرافتهای غضروفی نقش مهمی در جراحی پلاستیک و ترمیمی دارد و در بدن انسان منابع محدودی جهت برداشت غضروف موجود است. بنابراین از غضروف آلوگرافت نیز در این جراحیها استفاده میشود. مطالعه حاضر با هدف بررسی و مقایسه مزایا و معایب استفاده از غضروفهای اتوگرافت و آلوگرافت انجام گردید.
روش بررسی: در این مطالعه کوهورت تاریخی تعداد 124 بیمار تحت عمل جراحی زیبایی بینی در بیمارستان امام خمینی (ره) تهران از آذر 1389 تا اردیبهشت 1394 قرار گرفتند. بیماران به دو گروه که در آنها غضروف اتوگرافت و آلوگرافت استفاده شده است، تقسیم شدند. بیماران پس از عمل با معاینه بالینی و فتوگرافی تحت بررسی قرار گرفتند و عوارض مربوط به گرافت غضروفی شامل شکستن (Fracture)، عفونت (Infection)، جابهجایی (Displacement)، جذب (Resorption) و پیچش (Warping) در آنها در طول مدت مطالعه مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: اختلاف مشاهده شده بین سن و جنس در دو گروه مورد بررسی از نظر آماری معنادار نبود. بروز عارضه با حدود اطمینان 95% در دو گروه اتوگرافت و آلوگرافت به ترتیب برابر با (88/3-4/0)25/1 و (55/5-78/0)08/2 بیمار به ازای هر 1000 ماه پیگیری محاسبه گردید. میانگین با حدود اطمینان 95% زمان عارضه در گروه اتوگرافت و آلوگرافت به ترتیب (19/53-27/49)23/51 و (91/62-51/54)7/58 ماه بود که اختلاف مشاهده شده بین دو گروه از نظر آماری معنادار نبود (81/0P=).
نتیجهگیری: استفاده از غضروف آلوگرافت نیز در عمل جراحی قابل اعتماد میباشد.
بهزاد جعفرینیا، مریم بهادرزایی، علی دلپیشه، کوروش سایه میری، مهدیه توکلی،
دوره 74، شماره 2 - ( اردیبهشت 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین سرطان در زنان است، هدف این مطالعه، مشخص نمودن عوامل خطر سرطان پستان در زنان و تعیین گروههای پرخطر بود.
روش بررسی: در این مطالعه مورد-شاهدی، 170 خانم بیمار ساکن شهرستان دزفول ثبت شده در سیستم ثبت سرطان از ابتدای فروردین 1389 تا پایان اسفند 1393 و 170 خانم سالم، انتخاب و اطلاعات عوامل خطر توسط پرسشنامه جمعآوری و آنالیز دادهها با استفاده از نسبت شانس، مدل رگرسیون لجستیک و نرمافزار SPSS ویراست 16، انجام گردید.
یافتهها: بین متغیرهای سابقه فامیلی (001/0P<)، استرس (001/0>P)، فعالیت فیزیکی یکبار در هفته (002/0P<) و شیردهی به مدت سه تا چهار سال (01/0P<) با خطر ابتلا به سرطان پستان ارتباط معناداری بود.
نتیجهگیری: زنان با سابقه فامیلی مثبت و سابقه استرس، بیشتر در معرض ابتلا به سرطان پستان بودند و زنانی که سابقه فعالیت فیزیکی و سابقه شیردهی به مدت سه تا چهار سال داشتند کمتر در معرض ابتلاء بودند.
زهرا اوسطی آشتیانی، جواد توکلی بزاز، سید علیرضا سلامی، محمد رضا پورمند، غلامرضا پورمند،
دوره 75، شماره 6 - ( شهریور 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: پیرایش متناوب غیرمعمول در سلولهای سرطانی، شایع بوده و ایزوفرمهای حاصل میتوانند بهعنوان بیومارکر و یا هدف درمانی برای طراحی دارو مورد استفاده قرار گیرند. شناسایی ایزوفرمها، جهت توسعه استراتژیهای درمانی سرطان حایز اهمیت میباشد. هدف این مطالعه شناسایی ایزوفرمها و بیان ۳ ژن PIK3CA، FGFR3 و FGFR1 با استفاده از فناوری جدید تعیین توالی RNA و Real-Time PCR در سرطان مثانه بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، که در بازه زمانی شهریور ۱۳۹۳ تا مهر ۱۳۹۵ در مرکز تحقیقات اورولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفت. ۳۰ نمونه بافت تازه تومور و ۳۰ نمونه بافت نرمال مجاور تومور در فاصله مناسب، از افراد مبتلا به سرطان مثانه تهیه شد. RNA از بافتها استخراج و پس از بررسی کمی و کیفی و ساخت کتابخانه cDNA، تعیین توالی RNA انجام و دادههای حاصله توسط نرمافزارهای مربوطه آنالیز گردید.
یافتهها: ایزوفرمهای هر سه ژن در بافت نرمال و تومور از لحاظ تعداد و الگوی بیان تفاوت نشان دادند. ژن PIK3CA در بافت نرمال یک رونوشت و در بافت سرطانی سه ایزوفرم، ژن FGFR3 و FGFR1 در بافت تومور بهترتیب ۶ و ۱۲ و در بافت نرمال ۷ و ۹ رونوشت داشتند. افزایش بیان ژن (۰/۰۱P=)FGFR3 و کاهش بیان ژن (۰/۰۱P=) FGFR1 معنادار بود.
نتیجهگیری: پیرایش متناوب غیرمعمول در سلولهای سرطانی مثانه منجر به ایجاد ایزوفرمهایی گردید که بعضی از آنها در سلولهای نرمال وجود نداشته و یا میزان بیان متفاوتی داشتند و بهعنوان هدف درمانی و یا مارکر تشخیصی در مطالعات آتی قابل استفاده می باشند.
نگین صفارزاده، عالیه فرشباف، جواد توکلی-بزاز،
دوره 76، شماره 8 - ( آبان 1397 )
چکیده
ایمونوتراپی سرطان به هرگونه مداخله گفته میشود که سیستم ایمنی را وادار به حذف بدخیمی میکند. در ایمونوتراپی موفق پاسخ ضدسرطانی تولید میشود که این پاسخ سیستمیک، اختصاصی و قابل تحمل است و به محدودیتهای اولیه در درمانهای سنتی غلبه میکند. در مقاله مروری حاضر، روشهای موثر بر سیستم ایمنی در درمان سرطان از جمله سرکوب سیستم ایمنی در ریز محیط تومور، واکسنهای سرطانی و سلولهای T تطبیقی درمانگر آورده شده است. درمانهای دیگر ترکیبی و مولکولی افزون بر بررسی موفقترین رویکردهای ایمونوتراپی سرطان، با کمک نانومواد حاصل شده است. نانومواد بهعنوان تعدیلکننده کارآمد و متنوع واکسیناسیون در درمان سرطان گسترش یافته است. بهتازگی، گسترش واکسنهای سرطانی بر روی واکسنهای زیرگروه بوده است که شامل آنتیژنهای خالص شده توموری یا اپیتوپهای آنتیژنیک هستند. با اینحال، واکسنهای زیرواحد حلال کمابیش پاسخهای لنفوسیت T سیتوتوکسیک ضعیفی القا میکنند که استفاده از آنها را در سرطان محدود میکند. برای غلبه بر این مشکل، کلوییدهایی در مقیاس نانو میتوانند استفاده شوند تا ارایه آنتیژن توسط عملکرد فاگوسیتی کارآمدتر شود. نانومواد با چندین عملکرد افزایشی جهت سرکوب همزمان و ایمنیزایی در ریزمحیط تومور تأثیرات همافزایی چشمگیری را در مقابله با تومورزایی در مدلهای پریکلینیکال نشان دادهاند. در این راستا، آنها چشمانداز خوبی را بهدلیل کسب نتایج موفق با چیره شدن بر محدودیتهای روشهای درمانی حاضر نشان دادهاند. در این مقاله مروری سعی شده است چشمانداز جدیدی را برای روشهای درمانی ایجاد کند و امید است درمان بیماران با بیشترین تاثیر و کمترین اثرات جانبی در آینده نزدیک صورت گیرد.
احمد توکلی، مریم اسقایی، آنژیلا عطائی پیرکوه، محسن موقوفهئی، هادی غفاری، فرح بخارائی سلیم،
دوره 77، شماره 5 - ( مرداد 1398 )
چکیده
در حال حاضر کمابیش ۳۷ میلیون نفر در سرتاسر جهان به عفونت ویروس نقص ایمنی انسانی مبتلا بوده و سالانه حدود دو میلیون نفر نیز به تعداد آن افزوده میشود. عفونت با این ویروس در ابتدا با میزان بالایی از ابتلا و مرگومیر همراه بوده، اما پیشرفتهای اخیر درمانی منجر شده است تا این عفونت بهسمت یک بیماری مزمن و قابل کنترل درآید. همچنین شواهد بسیاری وجود دارد که افراد عفونی تحت درمان با داروهای ضد رتروویروسی، احتمال پایینی در انتقال عفونت به شریک جنسی خود دارند. از زمان عرضه زیدوودین در سال ۱۹۸۷ بهعنوان اولین داروی ضد رتروویروسی، پیشرفتهای چشمگیری در زمینه درمان ایدز ایجاد شده است. با گذشت زمان، پیدایش ردههای مختلف داروهای ضد رتروویروسی منجر به تغییر چهره ایدز از یک بیماری کشنده و مهلک به یک بیماری مزمن و قابل کنترل شده است. هماکنون شش رده اصلی از داروهای ضد رتروویروسی وجود دارند که عبارتند از مهارکنندههای نوکلئوزیدی/نوکلئوتیدی آنزیم رونوشتبردار معکوس، مهارکنندههای غیرنوکلئوزیدی آنزیم رونوشتبردار معکوس، مهارکنندههای پروتئاز، مهارکنندههای فیوژن، مهارکنندههای گیرنده کمکی و مهارکنندههای اینتگراز. امروزه جهت بهدست آوردن بالاترین میزان مهار ویروسی، کاهش خطر ایجاد مقاومت در برابر دارو و همچنین کاهش مرگومیر در مبتلایان به ایدز، استفاده از رژیم درمان ضد رتروویروسی ترکیبی توصیه میشود. هدف از نوشتار کنونی، معرفی و مروری بر داروهای ضد رتروویروسی موجود با تمرکز بر روی فارماکوکینتیک، مکانیسم عمل، دوز مورد استفاده و اثرات جانبی و نامطلوب هر کدام از این ردههای دارویی میباشد.
امین درخشانفر، هادی توکلی، جواد مویدی، علی پوست فروش فرد،
دوره 77، شماره 12 - ( اسفند 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: ویروس آنفلوانزای تحت تیپ H9N2 که در بسیاری از مناطق ایران بهصورت اندمیک وجود دارد بهعنوان یک کاندید جهت ایجاد پاندمیهای آینده مطرح است. در مطالعه حاضر مدت زمان دفع ویروس آنفلوانزای اندمیک ایران (تحت تیپ H9N2) از طریق مدفوع و ترشحات حلقی مرغ نژاد تخمگذار مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعه تجربی از تیر ۱۳۹۶ تا مهر ۱۳۹۶ در مرکز تحقیقات علوم و فناوری تشخیص آزمایشگاهی دانشگاه علوم پزشکی شیراز و بخش علوم درمانگاهی دانشکده دامپزشکی دانشگاه شهید باهنر کرمان انجام شده است. در ابتدا ویروس آنفلوانزا با مشخصات A/Chicken/Iran/SH-110/99 (H9N2) در مایع آلانتوییک تخممرغ جنیندار کشت داده شد و EID50 ویروس با روش Reed and Muench تعیین گردید. سپس مقدار EID50/ml ۱۰۶ ویروس از طریق بینی به جوجههای نژادهای لاین تلقیح گردید. نمونهبردای از حلق و مدفوع پرندگان در روزهای ۲، ۵، ۱۰ و ۱۷ پس از تلقیح انجام شد. وجود ویروس در نمونههای پرندگان چالش شده با استفاده از روش مولکولی واکنش زنجیرهای پلیمراز- رونوشت معکوس (RT-PCR) مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: دفع ویروس آنفلوانزا از ترشحات حلقی و مدفوع پرندگان دو روز پس از آلودگی آغاز شد و بهترتیب تا روزهای ۱۰ و ۱۷ ادامه داشت. بیشترین میزان خطر آفرین بودن ماکیان تجاری مبتلا به آنفلوانزا، روزهای دو تا پنج پس از آلودگی بود.
نتیجهگیری: ردیابی ویروس در نمونههای پرندگان چالش شده با ویروس آنفلوانزای H9N2 نشان داد که ویروس به مدت طولانیتری میتواند از طریق مدفوع پرنده آلوده، در مقایسه با ترشحات حلق، به محیط اطراف منتشر گردد و برای انسان در تماس مشکل آفرین باشد.
پگاه خالص، سارا مینائیان، احمد توکلی،
دوره 81، شماره 2 - ( اردیبهشت 1402 )
چکیده
بیماری کووید-19 در سطح جهان گسترده شده و منجر به میزان قابل ملاحظهای از موارد ابتلا و مرگومیر در دنیا شده است. کووید-19 عمدتا بهعنوان یک بیماری تنفسی در نظر گرفته میشود، با اینحال از آنجایی که کروناویروس سندرم حاد تنفسی ۲ (SARS-CoV-2) میتواند از طریق گیرنده خود یعنی آنزیم مبدل آنژیوتانسین-2 که به فراوانی در کلیهها حضور دارد، وارد سلولهای کلیوی شود، کلیهها نیز ممکن است بهعنوان یکی از اهداف مهم عفونت کروناویروسی در نظر گرفته شوند. پیگیری و تحت نظر قرار دادن بیماران مبتلا به کووید-19 از لحاظ بروز آسیبهای کلیوی حایز اهمیت میباشد و اقدامات درمانی به موقع باعث حصول نتایج بالینی بهتر خواهند شد. آسیب کلیوی القا شده توسط SARS-CoV-2 چندعلیتی میباشد. این ویروس مستقیما قادر است تا سلولهای توبولار پروگزیمال و پودوسیتهای کلیوی را آلوده کرده و براساس مسیر آنزیم مبدل آنژیوتانسین-2 میتواند منجر به نکروز حاد توبولار، ترشح پروتیین در داخل کپسول بومن، گلومرولوپاتی و آسیب میتوکندریایی شود. از تنظیم خارج شدن پاسخهای ایمنی ناشی از کروناویروس که شامل طوفان سایتوکینی، سندرم فعالسازی ماکروفاژ و لنفوپنی میباشد نیز از دیگر عوامل ایجاد آسیب حاد کلیوی محسوب میشوند. همچنین برهمکنش بین ارگان های بدن، اختلال در عملکرد اندوتلیال، افزایش فعالیت انعقادی، رابدومیولیز و سپسیس نیز از مکانیسمهای بالقوه دیگر در ایجاد آسیب حاد کلیوی میباشند. نوشتار حاضر به بررسی نقش هر کدام از عوامل فوق در بروز آسیب حاد کلیوی در بیماران مبتلا به کروناویروس میپردازد.