14 نتیجه برای جبل عاملی
جبل عاملی،
دوره 47، شماره 1 - ( 1-1368 )
چکیده
پرویز جبل عاملی، بهروز قاضی مقدم،
دوره 52، شماره 1 - ( 1-1373 )
چکیده
32 بیمار مبتلا به تومور سطحی مثانه T.C.C در (stages Ta-T1) به دو گروه 1 و 2 که هر گروه مرکب از 16 بیمار بودند، تقسیم گردیدند. بیماران دو هفته پس از رزکسیون تومور (TUR) جهت جلوگیری از عود تومور تحت درمان با BCG و انترفرون آلفا قرار گرفتند. هیچکدام از بیماران قبلا تومور نداشتند و تحت ایمونوتراپی قرار نگرفته بودند. در گروه اول بیماران تحت درمان با 10 IU میلیون انترفرون آلفا داخل مثانه ای بصورت هفتگی به مقدار 7 دوز قرار گرفتند و در گروه 2 تحت درمان با BCG داخل مثانه ای به مقدار 120 میلی گرم هفتگی به مقدار 7 دوز قرار گرفتند. عود تومور در گروه اول (انترفرون) 8 نفر (50%) و در گروه دوم 3 نفر (18/5%) مشاهده گردید (P=0.07). همچنین متوسط عود تومور در گروه اول 0/046 عود بازای شخص هر ماه (P.M) (Patient-month) و در گروه دوم 0/015 عود بازای شخص هر ماه (P.M) بود، (ریسک نسبی 3=Relative Risk با حدود اطمینان 95% بین 10/38-0/87) اما در گروه 1 (انترفرون) فقط 4 نفر و در گروه 2 (BCG) سیزده نفر از بیماران دچار عوارض جانبی دارو شدند.
پرویز جبل عاملی، محسن آیتی افین، ابوحسین اخوان تفتی،
دوره 55، شماره 6 - ( 5-1376 )
چکیده
حذف آندروژن یک اصل درمانی شناخته شده در درمان آدنوکارسینومای پیشرفته پروستات می باشد. مطالعاتی که در سالهای اخیر در مورد هورمون تراپی به وسیله اختگی (به روش مدیکال و یا ارکیکتومی دو طرفه) به تنهائی و یا بلوک کامل آندروژنها (Combination therapy) یعنی حذف تستوسترون بیضه ها و حذف اثر آندروژنهای غدد فوق کلیوی انجام شده است، نتایج متفاوتی داشته است. بیشتر بررسی های انجام شده نشان می دهد که بلوک کامل آندروژنها با نتایج درمانی بهتر و طول عمر بیشتر در نزد بیماران مبتلا به آدنوکارسینومای پیشرفته پروستات بوده است اگرچه بعضی بررسی ها نتایج مشابهی را گزارش ننموده اند. در این مطالعه بمنظور ارزیابی و مقایسه نتایج این دو روش، بیماران در چهار گروه مختلف مورد بررسی قرار گرفته اند و پاسخهای ابژکتیو، سابژکتیو و نیز طول عمر بیماران با یکدیگر مقایسه شده است. بیمارانی که تحت Combination Hormone Therapy قرار گرفته بودند نتایج بهتری نشان داده اند.
محمود جبل عاملی، ابراهیم عامری،
دوره 56، شماره 4 - ( 4-1377 )
چکیده
در یک مطالعه گذشته نگر، 192 بیمار با سل استخوان و مفاصل که از سال 1350 لغایت 1374 به بیمارستان شفا یحیائیان مراجعه و مداوا شده اند و تشخیص آنان با کشت یا پاتولوژی تایید گردیده بود، مورد بررسی قرار گرفتند. 45/3% بیماران مونث بودند. میانگین سنی، 27/5 سال و اغلب بیماران به ترتیب در دهه دوم، اول و سوم قرار داشتند. شایعترین محل ابتلا، ستون فقرات با 40/88% و سپس مفاصل زانو، هیپ و آرنج بودند. در ستون فقرات، ناحیه پشتی بیشترین میزان درگیری را داشت. T11 شایعترین مهره گرفتار بود. استئومیلیت بدون آرتریت در 5 بیمار مشاهده گردید. میانگین سدیمانتاسیون در اولین مراجعه 48 بود و تست مانتو در 23% موارد منفی گزارش شده بود. در رادیوگرافی ریتین در 48/6% علایمی دال بر ضایعه حاد یا قدیمی وجود داشت.
فرشته جبل عاملی، فریدون ملک زاده،
دوره 61، شماره 1 - ( 1-1382 )
چکیده
مقدمه: در طی درمان طولانی عفونت ها، غلظت موثر آنتی بیوتیک ها ممکن است بمقدار کافی در بدن حفظ نشود و میزان آنها در طول دوره درمان کاهش یافته و نهایتا غلظت آنتی بیوتیک در محل هدف به حد کمتر از MIC (حداقل غلظت بازدارندگی رشد Minimal inhibitory concentration) برسد، همچنین شواهدی بدست آمد که غلظت آنتی بیوتیک ها پایین تر از MIC بر صفات ویرولانس باکتری اثر دارد. در این تحقیق اثر sub-MIC آنتی بیوتیک های آمپی سیلین، جنتامایسین، نالیدیگزیک اسید بر بعضی از صفات پروتئوس میرابیلیس، که عامل مهم ایجاد آلودگی در مجاری ادرار می باشد، مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روش ها: صفات مورد بررسی عبارت بودند از مرفولوژی، تولید آمونیاک و فعالیت آنزیم اوره آز. بمنظور تعیین MIC از روش Serial broth dilution (تعیین رقت های متوالی) طبق روش های استاندارد National committee for clinical laboratory standards documents M7-A2 NCCLS استفاده گردید.
یافته ها: در حضور غلظت های کم آمپی سیلین، رشته های طویل از این باکتری تشکیل گردید ولی دو آنتی بیوتیک دیگر اثری بر شکل باکتری نداشتند. رشد باکتری تحت تاثیر غلظت های sub-MIC آمپی سیلین و جنتامایسین بوده و در حضور این دو آنتی بیوتیک فاز تاخیری طولانی گردید. غلظت ½MIC از نالیدیگزیک اسید باعث کاهش سرعت رشد باکتری گشت ولی فاز تاخیری در حضور این آنتی بیوتیک تغییری نیافت. میزان تولید آمونیاک در حضور غلظت های sub-MIC آمپی سیلین و جنتامایسین افزایش یافت و در محیط های ½MIC از آمپی سیلین میزان تولید آمونیاک، 30 برابر محیط کنترل افزایش پیدا کرد. در بررسی فعالیت ویژه اوره آز باکتری اختلاف بدست آمده بین نمونه های تحت تیمار آنتی بیوتیک و نمونه های شاهد بسیار جزئی بود. نالیدیگزیک اسید اثر قابل توجهی بر تولید آمونیاک و فعالیت ویژه اوره آز پروتئوس میرابیلیس نداشت.
نتیجه گیری و توصیه ها: با این دو آزمایش می توان نتیجه گرفت که آمپی سیلین و جنتامایسین در واقع با اثر بر دیواره سلولی و تغییر نفوذپذیری آن، بر تولید آمونیاک و فعالیت اوره آز اثر می گذارد. در این تحقیق نشان داده شده که غلظت پایین آنتی بیوتیک های مختلف می تواند اثرات گوناگون بر عوامل بیماریزا باکتری ها داشته باشد و مهمترین جنبه کاربردی این نوع تحقیقات بررسی اثرات غلظت پایین آنتی بیوتیک ها بر باکتری ها و کاهش دوز آنتی بیوتیک برای بیماران است و نتایج حاصل می تواند پیشنهاد کننده طرح هایی باشد که بمنظور حداقل سازی اثرات زیان آور آنتی بیوتیک ها از برنامه های دوزبندی جدید با غلظت های کمتر استفاده گردد.
اکبر میرصالحیان، فرشته جبل عاملی، بهرام کاظمی، صفرعلی علیزاده،
دوره 61، شماره 6 - ( 6-1382 )
چکیده
مقدمه: در بین باکتری های موثر در عفونت های بیمارستانی، جنس استافیلوکوکوس ها از جایگاه خاصی برخوردار می باشند. متاسفانه حدود 90% از سویه های استافیلوکوکسی جدا شده از عفونت های بیمارستانی به پنی سیلین مقاوم هستند و میزان مقاومت این سویه ها به پنی سیلین های صناعی مقاوم به بتالاکتاماز مانند متی سیلین و اگزاسیلین نیز رو به فزونی می باشد. از این رو درمان چنین عفونت هایی مشکل بوده و شناسایی سریع این عوامل در درمان اهمیت دارد.
مواد و روش ها: تعداد 85 سویه استافیلوکوکسی کواگولاز منفی و 70 سویه کواگولاز مثبت از بیماران بستری در بیمارستان های دکتر شریعتی و مرکز طبی کودکان جدا گردید و با روش دیسک دیفیوژن مطابق روش استاندارد NCCLS تعیین حساسیت شدند و سپس با نتایج حاصل از واکنش PCR جهت جستجوی ژن mec A مورد مقایسه قرار گرفتند.
یافته ها: براساس نتایج بدست آمده 62 سویه استافیلوکوکسی کواگولاز منفی (72.9%) و 27 سویه استافیلوکوکسی کواگولاز مثبت (38.6%) با روش دیسک دیفیوژن نسبت به اگزاسیلین مقاوم بودند اما در روش PCR، شصت و سه سویه استافیلوکوکسی کواگولاز منفی (74%) و 28 استافیلوکوکسی کواگولاز مثبت (40%) دارای ژن mec A بودند.
نتیجه گیری و توصیه ها: در مطالعه مذکور، روش دیسک دیفیوژن در مقایسه با PCR (بعنوان Gold standard) برای شناسایی استافیلوکوکسی کواگولاز منفی دارای حساسیت 96.28%، ویژگی 95.54% و دقت 94.74% و برای استافیلوکوکسی کواگولاز مثبت دارای حساسیت 92.58%، ویژگی 97.16% و دقت 95.17% بود. می توان گفت روش های فنوتیپی مانند دیسک دیفیوژن بعلت اینکه تحت اثر شرایط محیط رشد باکتری قرار می گیرند در مقایسه با روش های ژنوتیپی مانند PCR در جستجوی ژن mec A، حساسیت و ویژگی پایین تری هستند و قادر نیستند 100% سویه های استافیلوکوکسی مقاوم به متی سیلین را شناسایی کنند.
شاهین گوهرپی، محمد جبل عاملی، حسین کریمی، همایون هادیزاده خرازی، اسماعیل ابراهیمی تکامجانی،
دوره 62، شماره 3 - ( 3-1383 )
چکیده
مقدمه: اختلالات مفصل پاتلوفمورال یکی از شایعترین علل مراجعه بیماران به درمانگاه های ارتوپدی و فیزیوتراپی بوده که عمدتا با درد قدامی زانو مطرح می باشند. یکی از علل ایجاد کننده درد قدامی زانو، جابجایی خارجی کشکک ناشی از ضعف عضله پهن مایل داخلی و یا کوتاهی ساختارهای خارجی مانند رتیناکولوم خارجی و یا ایلیوتیبیال باند می باشد. برای ارزیابی و تشخیص دقیق این ضایعه نیاز به بررسی های پاراکلینیک مانند رادیوگرافی ساده، سی تی اسکن و یا MRI می باشد. اشکال رادیوگرافی ساده در این بوده که فقط قادر به نمایش دادن وضعیت استخوان کشکک نسبت به ناودان بین کندیلی استخوان ران در یک زاویه و در یک تصویر است. امروزه با پیشرفت سیستم های MRI تصویربرداری در زوایای مختلف دامنه حرکتی تحت عنوان MRI کینماتیک توسعه یافته که می تواند موقعیت استخوان کشکک را نسبت به استخوان ران در زوایای متوالی نشان دهد. هدف از این تحقیق بررسی وضعیت استخوان کشکک توسط MRI کینماتیک در 5 زاویه متوالی (40، 30، 20، 10 و 0 درجه) از دامنه حرکتی مفصل زانو در بیماران مبتلا به جابجایی خارجی استخوان کشکک می باشد. مواد و روش ها: این بررسی بر روی 10 فرد سالم و 30 بیمار مبتلا به جابجایی خارجی کشکک انجام شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد در گروه بیماران، استخوان کشکک بیشترین ثبات را در زاویه 40 درجه فلکسیون داشته و با کاهش دامنه حرکتی به سوی اکستانسیون کامل، کشکک به سوی خارج جابجا شده و بیشترین بی ثباتی را در زوایای صفر تا 20 درجه دارد.
مرضیه علی قلی، محمد ایمان عینی، فرهاد بنکدار هاشمی، شادی شاهسون، فرشته جبل عاملی، بهرام کاظمی،
دوره 64، شماره 9 - ( 6-1385 )
چکیده
استافیلوکوکوس آرئوس (SA) یکی از عوامل بیماریزای مهم در عفونتهای بیمارستانی و خارج بیمارستانی میباشد. ظهور سویههای استاف آرئوس مقاوم به آنتی بیوتیکهای مختلف بهویژه سویههای SA مقاوم به متیسیلین(MRSA) مشکلات فراوانی در درمان عفونتهای حاصل از ارگانیسمهای SA ایجاد کرده است، تعیین الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی و دانستن الگوی منطقهای مقاومت برای درمان مناسب عفونتهای MRSA و جلوگیری از گسترش سویههای مقاوم بسیار ضروری است.
روش بررسی: در این مطالعه مقاومت آنتی بیوتیکی 338 سویه SA جدا شده از نمونههای بالینی مختلف با روش DAD، حداقل غلظت ممانعت کنندگی(MIC) و PCR بررسی شده است.
یافتهها: در روش DAD، (338/160) 47% از سویههای SA نسبت به اگزاسیلین مقاوم بودند و کمترین مقاومت نسبت به ونکومایسین(338/20) 6% بود. در روش PCR (338/162 ) 48% از سویهها حاوی ژن mecA بودند. MICاگزاسیلین در 93% از سویهها بیش از 256 میکروگرم بر میلیلیتر بود. سویههای MRSA مقاومت بالایی به آنتیبیوتیکهای جنتامایسین (5/40%)، اریترومایسین (40%) و سیپروفلوکساسین (38%) داشتند ولی سویههای MSSA مقاومت بیشتری نسبت به آنتی بیوتیکهای ونکومایسین (5%) و اریترومایسین (5/3%) داشتند.
نتیجهگیری: انتخاب آنتی بیوتیک مناسب به منظور درمان صحیح عفونتهای
SA و جلوگیری از بروز مقاومت نسبت به آنتی بیوتیکهای موثر برعلیه سویههای SA حائز اهمیت فراوان است. همچنین تعیین دقیق الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی نیازمند مطالعه گستردهتر با نمونههای بیشتر و مراکز درمانی مختلف میباشد.
اکبر میرصالحیان، فرخ اکبری نخجوانی، امیر پیمانی، فرشته جبل عاملی، سید محمد میرافشار، محمد حمیدیان،
دوره 65، شماره 1 - ( 12-1386 )
چکیده
شیوع باکتریهای تولیدکننده بتالاکتامازهای وسیعالطیف (ESBLs) در بخشهای ICU منجر به محدودشدن راههای کنترل عفونت و گزینههای درمانی صحیح شده است. هدف مطالعه تعیین فراوانی و ارزیابی اپیدمیولوژی گونههای آنتروباکتریاسه مولد ESBL در بیماران بخشهای ICU میباشد.
روش بررسی: ابتدا بهمدت هفت ماه تعداد 150 نمونه از ادرار، خلط، خون، زخم و سایر منابع بالینی بیماران بستری در بخش ICU جمعآوری سپس باکتریها ایزوله و تعیین هویت شدند. سپس از نظر تولید ESBLs، با استفاده ازروش(DAD) مطابق دستورالعمل NCCLS غربالگری شدند. گونههای که در معیارهای غربالی ESBL قرار گرفتند، با استفاده از آزمایشهای تاییدی در حضور کلاولانیک اسید بررسی شدند.
یافتهها: از مجموع 150 ایزوله، 133(3/89%) نمونه حداقل به یکی از نشانگرهای سفالوسپورین مورد آزمایش مقاوم بودند. 121(6/80%) ایزوله به تمامی نشانگرهای مورد مطالعه مقاومت نشان دادند. 89 (3/59%) از ایزولهها تولیدکننده ESBL بودند. شایعترین گونههای آنترو باکتریاسیه تولیدکننده ESBL عبارت بودند از: کلبسیلا پنومونیه 33 (74/76%)، اشرشیاکلی 20 (60/60%)، آنتروباکترکلوآکه 8 (05/47%) و ضمنا˝ تمامی نمونهها به ایمی پنم حساس بودهاند.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر حاکی از آن است که باکتریهای خانواده آنتروباکتریاسه مولد ESBLs در بیماران بخش ICU از شیوع بالایی برخوردارند. افزایش میزان این گونهها غالبا˝ ناشی از تجویز غیرمنطقی آنتیبیوتیکها است که رفع این مشکل مستلزم بهکارگیری عوامل ضد میکروبی جدید و محدود نمودن استفاده غیرضروری از عوامل ضدمیکروبی و افزایش بهرهگیری از ابزارهای کنترل عفونت میباشد.
اکبر میرصالحیان، محمد مهدی فیض آبادی، فرخ اکبری نخجوانی، فرشته جبل عاملی، حمید رضا گلی،
دوره 66، شماره 5 - ( 5-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: از آنجا که مقاومت به سفالوسپورینهای با طیف گسترده در اثر اکتساب ژنهای کد کنندۀ بتالاکتامازهای وسیعالطیف در پسودوموناس آئروژینوزا در نقاط مختلف دنیا در حال افزایش است، در این مطالعه الگوی مقاومت و شیوع ژنهای بتالاکتاماز OXA-10 و PER-1 در پسودوموناس آئروژینوزای جدا شده از بیماران سوختگی بررسی گردید.
روش بررسی: تعداد یکصد ایزولۀ پسودوموناس آئروژینوزا، بهروش شیمیایی تعیین هویت شدند. سپس الگوی مقاومت بهروش DAD و شناسایی سویههای تولیدکننده بتالاکتامازهای وسیعالطیف بهروش Combined Disk مورد بررسی قرار گرفتند. برای تشخیص ژنهای کدکنندۀ OXA-10 و PER-1 از روش PCR استفاده گردید.
یافتهها: در بین 100 ایزولۀ پسودوموناس آئروژینوزا مقاومت به آنتیبیوتیکهای سفودوکسیم، آزترونام، سیپروفلوکساسین، اوفلوکساسین، سفتازیدیم، سفپیم، ایمی پنم، مروپنم، سفوتاکسیم، لووفلوکساسین، پیپراسیلین- تازوباکتام و سفتریاکسون بهترتیب 100، 90، 83، 92، 85، 88، 63، 66، 98، 89، 70 و 91 درصد بود. در این میان 40 سویه (40%)، ESBL مثبت تشخیص داده شدند، که از بین آنها 29 سویه (29%) از نظر ژن OXA-10 و 18 سویه (18%) از نظر ژن PER-1، مثبت بودند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشاندهندۀ گستردگی بالای مقاومت آنتیبیوتیکی و شیوع سویههای تولید کنندۀ ژنهای کدکنندۀ OXA-10 و PER-1 در پسودوموناس آئروژینوزا بیماران سوختگی در ایران میباشد که لازم است ضمن اصلاح روشهای رایج، نسبت به استفاده از پروتکلهای درمانی مناسبتر اقدام نمود.
اکبر میرصالحیان، فرخ اکبری نخجوانی، عباس بهادر، فرشته جبل عاملی، رضا بیگوردی، حمیدرضا گلی،
دوره 68، شماره 10 - ( 10-1389 )
چکیده
زمینه
و هدف: پسودوموناس
آئروژینوزا، یک پاتوژن فرصت طلب
و از عوامل اصلی ایجاد عفونت در بیماران دارای زخمهای سوختگی میباشد.
متالوبتالاکتامازها (MBLS) از مهمترین عوامل ایجاد مقاومت به
داروهای کارباپنم در پسودوموناس آئروژینوزا است. این مطالعه ضمن بررسی
الگوی حساسیت آنتیبیوتیکی، به بررسی فراوانی متالوبتالاکتاماز (MBL) در بین ایزولههای پسودوموناس
آئروژینوزا به دو روش فنوتیپی (Etest MBL) و ژنوتیپی (PCR) میپردازد.
روش بررسی:
تعداد 170 ایزوله پسودوموناس آئروژینوزا جدا شده از بیماران سوختگی به روش
بیوشیمیایی تعیین هویت، سپس الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی آنها به روش کایربی بوئر
تعیین گردید. سویههای تولیدکننده متالوبتالاکتامازبه روش Etest MBL شناسایی شدند و برای تشخیص ژن blaVIM از روش PCR
استفاده گردید.
یافتهها: مقاومت به آنتیبیوتیکهای ایمیپنم، کاربنیسیلین،
آمیکاسین، توبرامایسین، تیکارسیلین، پلیمیکسین B، کلیستین
سولفات (μg10) و کلیستین سولفات (μg25) بهترتیب
9/52%، 7/74%، 7/81%، 2/88%، 7/84%، 10%، 1/34%، 3/28% بود. از بین این ایزولهها 10
ایزوله (1/11%) (از 90 ایزوله مقاوم به ایمیپنم) تولیدکننده آنزیم
متالوبتالاکتاماز به روش Etest MBL بودند. تمام 10 سویه نسبت به پلیمیکسین B و
کلیستین حساس بودند و نسبت به بقیه آنتیبیوتیکها مقاومت نشان دادند. با انجام
آزمون PCR تمام سویههایی که توسط Etest MBL مثبت
شدند توسط PCR تایید گردیدند و همگی حامل ژن blaVIM-1
بودند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشاندهنده افزایش روند مقاومت آنتیبیوتیکی
پسودوموناس آئروژینوزا به سبب تولید آنزیم متالوبتالاکتاماز میباشد. لذا
با توجه به اهمیت بالینی این سویههای مقاوم در بیمارستان مورد مطالعه، شناسایی
سریع ارگانیسمهای تولیدکننده این آنزیمها و بهکارگیری ابزارهای مناسب کنترل عفونت جهت جلوگیری از
انتشار بیشتر این ارگانیسمها ضروری است.
محمد رهبر، محمود جبل عاملی، نادیا آقاجانی، رضا شفیعپور،
دوره 70، شماره 5 - ( 5-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: بهعلت نادر بودن
دررفتگی مادرزادی زانو Congenital Dislocation of the Knee (CDK) علیرغم وجود
روشهای درمانی متنوع، تعداد مطالعات انجام شده در مورد درمان ارجح آن اندک میباشد.
این مقاله در واقع گزارشی از نتایج بهدستآمده توسط این مرکز در درمان این بیماری
طی چهل سال اخیر میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی، پرونده پزشکی کلیه بیمارانی که طی
سالهای 89-1349 در بیمارستان شفایحیاییان پذیرش شده بودند، مورد بررسی قرار گرفت.
در نهایت 29 بیمار با 54 دررفتگی زانو تحت مطالعه قرار گرفتند. فرم جمعآوری
اطلاعات، شامل دادههای مربوط به میزان خم شدن (Flexion)، کنتراکچر،
لنگش، ناپایداری (Instability) و عوارض پس از عمل جراحی و درمان محافظتی، برای هر بیمار کامل شد.
یافتهها: از 54 زانوی مطالعهشده 42% با درمان محافظتی درمان شدند و
58% تحت عمل جراحی قرار گرفتند. محدوده حرکتی بهدستآمده در درمان محافظتی و
جراحی با سایر مطالعات قابل مقایسه بود. بررسی میزان خم شدن (Flexion)، کنتراکچر،
لنگش، ناپایداری (Instability) و عوارض پس از عمل جراحی و درمان محافظتی انجام شده با نتایج
رضایتبخش همراه بود. همچنین در بیمارانی که تحت عمل جراحی طویلسازی تاندون
چهار سر رانی همراه با فیکس کردن مفصل زانو با پین برای 3-2 هفته قرار گرفته بودند
نتایج امیدوارکننده بود.
نتیجهگیری: کلیه بیماران مبتلا به دررفتگی مادرزادی زانو در هر سنی که
مراجعه کنند، ابتدا تحت درمان محافظتی قرار گیرند و در صورت عدم پاسخ درمانی،
جراحی شوند. نتایج عملکرد زانو در درمان محافظتی قابل قبول بوده و با عوارض کمتری
همراه است.
محمود جبل عاملی، محمد رهبر، مهران رادی، حسینعلی هادی،
دوره 71، شماره 4 - ( تيرماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: استئوتومی گوه باز یکی از مهمترین درمانها در درمان دفورمیتی تیبیا است که به منظور اصلاح واروس و بهبود علایم و نشانههای بیماران صورت میگیرد. هدف از مطالعه حاضر بررسی نتایج عمل استئوتومی در بیماران با دفورمیتی واروس است.
روش بررسی: این مطالعه به صورت یک مطالعه گذشتهنگر برروی نتایج عمل 29 بیمار که در فاصله زمانی سالهای 83 تا 89 تحت عمل جراحی عمل استئوتومی پروگزیمال تیبیا قرار گرفتهاند انجام شد. معیارهای ورود به مطالعه شامل سن کمتر از 60 سال، فعالیت فیزیکی زیاد همراه با دفورمیتی واروس و درگیری کمپارتمان داخلی زانو بود. بیماران با وزن زیاد، مبتلایان به درد پاتلوفمورال، سیگاری بودن، آسیب کمپارتمان خارجی، دفورمیتی بیشتر از 20 درجه، محدودیت اکستنشن و دامنه حرکت کمتر از 90 درجه از مطالعه حذف شدند.
یافتهها: 14 نفر از بیماران زن بودند. سن تمام بیماران کمتر از 50 سال بود (88/10±64/27). مدت زمان پیگیری بیماران 7-2 سال (7/1±33/4) بود. میزان درد در همه بیماران کاهش یافته بود. در تمام بیماران گرافت استخوانی اتولوگ (Autologus) استفادهشده در 15 زانو از گچگیری (5/41%) و بقیه از T.Buttress plate جهت Fixation شکستگی استفاده شد. بهطورکلی اندکس IKDC و Modified Larson در هر دو گروه واروس اولیه و ثانویه نسبت به قبل از عمل جراحی افزایش پیدا کرده بود ولی تفاوت معنیداری بین گروهها نبود (05/0P>).
نتیجهگیری: استئوتومی به روش گوه باز میتواند باعث نتایج رضایتبخشی در یافتههای کلینیکال بیماران مبتلا به استئوآرتریت دژنراتیو اولیه کمپارتمان داخلی زانو گردد. این روش همچنین باعث اصلاح دفورمیتی و بهبود علایم رادیولوژیک در بیماران میشود.
میترا جبل عاملی، سیدتقی هاشمی، سمیه اسدپور،
دوره 77، شماره 5 - ( مرداد 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: سردرد یکی از مشکلات شایع پس از بیحسی نخاعی در بلوکهای نوروآگزیال است. رژیمهای دارویی مختلفی برای درمان پیشنهاد شده است. این مطالعه به بررسی تاثیر آمینوفیلین، پاراستامول و تجویز همزمان این دو دارو بر پیشگیری از سردرد پس از بیحسی اسپاینال پرداخت.
روش بررسی: در یک مطالعه کارآزمایی بالینی دوسوکور، به ارزیابی ۱۲۰ بیمار در ۴ گروه ۳۰ نفره که جهت جراحی اندام تحتانی به بیمارستانهای الزهرا (س) و کاشانی اصفهان در سالهای ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ مراجعه کرده و تحت بیحسی نخاعی قرار گرفته بودند، پرداختیم. در گروه آمینوفیلین، پاراستامول، آمینوفیلین-پاراستامول و شاهد بهترتیب، آمینوفیلین (mg/kg ۱/۵) بهصورت آهسته، پاراستامول (mg ۱۰۰۰)، آمینوفیلین و پاراستامول با دوز مشابه، نرمال سالین، همگی بهصورت داخل وریدی تزریق گردید. بروز سردرد پیش از بیحسی اسپاینال، ۱۵ دقیقه پیش از خروج ریکاوری، روز اول هر ۶ ساعت و هفته اول روزانه در ۴ گروه مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: ۴۲ بیمار (۳۵%) از بیماران مورد مطالعه، ۴۰% از بیمارانی که آمینوفیلین دریافت کردند، ۳۳/۳% از بیمارانی که پاراستامول دریافت کردند، ۲۰% از بیمارانی که پاراستامول و آمینوفیلین را با هم دریافت کردند و ۶/۴۶% از گروه شاهد (نرمال سالین) دچار سردرد شدند (۰/۰۵P=). فراوانی تهوع در هیچکدام از زمانها بین ۴ گروه تفاوت معنادار نداشت.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که تجویز همزمان آمینوفیلین و پاراستامول بهصورت داخل وریدی، موجب کاهش معناداری در سردرد پس از بیحسی نخاعی در جراحی اندام تحتانی میشود.