5 نتیجه برای جهانشاهی
علیرضا جهانشاهی، علیرضا خردمند، مهرنوش ذاکرکیش، حمیرا رشیدی، نرگس گودرزیان خوزانی،
دوره 80، شماره 10 - ( دی 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: درمان بیماری هایپوگنادیسم هایپوگنادوتروپین بهعنوان یکی از علل ناباروری در مردان توسط گنادوتروپین (HMG و HCG) موضوع این پزوهش میباشد. این تحقیق بر روی میزان باروری توجه بیشتری شده است. اگر چه تغییرات صفات ثانویه اندازهء بیضهها القای اسپرماتوژنز و فعالیت هورمونی نیز مورد توجه قرار گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه گذشتهنگر و توصیفی-تحلیلی مردان مبتلا به هایپوگنادیسم هایپوگنادوتروپیک ایزوله براساس نرمال بودن سایر محورهای هیپوفیز که تمایل به باروری داشتهاند و از آذر 1396 تا اسفند 1398 کلینکهای غدد و اورولوژی اهوازجهت باروری به پزشک مراجعه کردهاند، مورد بررسی قرار گرفتند بیماران تحت درمان همزمان HMG میزان 75 واحد بهصورت یک روز در میان (سه بار در هفته) و HCG به میزان 5000 واحد بهصورت یک روز در میان دریافت کردند.
یافتهها: این پژوهش نشان داد سایز بیضهها در 8/54% این بیماران افزایش یافت. صفات ثانویه (رویش موهای ثانویه) در 9/88 بیماران ایجاد شد. در 36 بیمار القای اسپرماتوژنز رخ داد و 29 نفر پدر شدند. در ضمن میل جنسی در 3/67% بیماران و فعالیت هورمونی در 4/69% بیماران افزایش یافت. زمان پاسخ به درمان جایگزین در بین بیماران نیز نشان داد که زمان پاسخ به درمان جایگزینی در 5/47% بیماران بیشتر از 12 ماه میباشد. در ضمن 6/6% از نمونه مورد مطالعه از روشهای کمک باروری استفاده کرده بودند.
نتیجهگیری: استفاده از HMG و HCG در درمان بیماری هایپوگنادیسم و هایپوگنادوتروپیک در ایجاد صفات ثانویه جنسی و افزایش فعالیت هورمونی و ایجاد باروری موثر میباشد.
یونس سلیمانی، امیررضا جهانشاهی، داود خضرلو،
دوره 80، شماره 11 - ( بهمن 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: هنوز درک روشنی از الگوی آتروفی سابفیلدهای هایپوکامپ در بیماری آلزایمر و افتراق آن از اختلالات شناختی خفیف وجود ندارد. در این مطالعه مقطعی آتروفی سابفیلدهای هایپوکامپ در بیماران آلزایمر با بیماران مبتلا به اختلال شناختی اولیه (EMCI) و پایدار (LMCI) و همچنین گروه کنترل مقایسه شدند.
روش بررسی: مطالعه از نوع مقطعی بود که از شهریور 1400 تا 1401 در گروه رادیولوژی دانشکده پیراپزشکی تبریز انجام شد. تصاویر MRI مربوط به بیماران آلزایمر، بیمار EMCI، بیمار LMCI و گروه نرمال کنترل (NC) از پایگاه ADNI استخراج شد. با استفاده از ابزار بخشبندی هایپوکامپ در FreeSurfer Software, version 7, Harvard University, USA، سابفیلدهای مختلف هایپوکامپ جداسازی شدند. اختلاف حجم هرکدام از سابفیلدهای هایپوکامپ مابین گروههای شرکتکننده در مطالعه و همچنین اختلاف حجم دو به دو بین گروهها با استفاده از Kruskal-Wallis H test و Post-hoc Dunn's test بررسی گردید (05/0P<).
یافتهها: بیشترین اختلاف معنادار مابین گروههای چهارگانه شرکتکننده در مطالعه مربوط به سابفیلدهای Whole hippocampus، DG body، Subiculum body و Subiculum head بود (0001/0P<). هنگام بررسی دو به دو، بیشترین اختلاف معنادار مابین جفتگروه NC/AD و کمترین اختلاف معنادار مابین جفتگروه LMCI/AD و در سابفیلد Subiculum body مشاهده شد.
نتیجهگیری: در بیشتر سابفیلدهای هایپوکامپ اختلاف معناداری از آتروفی دیده میشود. چنین یافتههایی میتواند بهعنوان راهنما برای مطالعات آینده بهمنظور بهبود عملکرد تشخیصی برای شناسایی افراد در معرض خطر بالای بیماری آلزایمر کمککننده باشد.
یونس سلیمانی، امیررضا جهانشاهی، حامد رضاییجم، داود خضرلو،
دوره 80، شماره 12 - ( اسفند 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: رادیومیکس پتانسیل بالایی در زمینه تشخیص و پیشآگهی ضایعات کبدی در تصاویر اولتراسوند نشان داده است. علیرغم این، تغییرات پارامترهای تصویربرداری بر تکرارپذیری نتایج رادیومیکس اولتراسوند تأثیر میگذارد. هدف از مطالعه حاضر بررسی تکرارپذیری فیچرهای رادیومیکس استخراج شده از تصاویر بیماران مبتلا به کارسینوم سلولهای کبدی تحت تغییرات پارامترهای اسکن اولتراسوند میباشد.
روش بررسی: مطالعه از نوع مقطعی بود که از مرداد 1399 تا مرداد 1400 در گروه رادیولوژی دانشکده پیراپزشکی تبریز انجام شد. تصاویر مربوط به 20 بیمار مبتلا به کارسینوم سلولهای کبدی از پایگاه Cancer imaging archive بهدست آمدند. این تصاویر تحت پارامترهای تصویربرداری مختلف اخذ شده بودند. مناطق ضایعه به شکل دستی ترسیم شدند. فیچرهای رادیومیکس شامل 24 فیچر GLCM و 16 فیچر GLRLM از تصاویر استخراج شدند. با استفاده از آزمونهای آماری CV% و ICC تکرارپذیری فیچرهای رادیومیکس مورد بررسی قرار گرفت. مقادیر 90/0ICC≥ و 20%CV< در این مطالعه بهعنوان سطح تکرارپذیری در نظر گرفته شدند.
یافتهها: هشت مورد از فیچرها تکرارپذیری بالایی را در هردو آزمون CV% و ICC از خود نشان دادند. این فیچرها Joint entropy، Idmn، Imc2 ، Correlation ، MCC ، Sum entropy ، Gray level non uniformity normalized و Run entropy بودند. میانگین مقادیر ICC این فیچرها برابر با 977/0 بهدست آمد.
نتیجهگیری: تغییرات پارامترهای تصویربرداری مستقیما بر تکرارپذیری نتایج رادیومیکس اولتراسوند تأثیر میگذارد. برخی از فیچرهای رادیومیکس تحت تغییرات شرایط تصویربرداری، همچنان پایداری و تکرارپذیری بالایی از خود نشان میدهند.
مجید جهانشاهی، مرتضی طاهری، سید عبدالهادی دانشی، مصطفی حاجی رضایی،
دوره 82، شماره 6 - ( شهریور 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کرانیکتومی فشاری روش مدیریتی بیماران مبتلا به فشار داخل جمجمه بالا و ادم مغزی است. گرچه تکنیک انجام این روش ساده است اما با عوارض زیادی همراه است. گزارش شده است که عوارض با پیامد بدتری همراه است. هدف این مطالعه بررسی فراوانی و عوامل مرتبط با اختلال گردش مایع مغزی نخاعی پس از کرانیکتومی دکمپرسیو میباشد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی تحلیلی بر روی 79 بیمار که در بیمارستان شهدای هفتم تیر تحت کرانیکتومی دکمپرسیو قرار گرفتهاند، انجام شد. با بررسی پرونده بیماران، اطلاعات دموگرافیک، بالینی و یافتههای سیتیاسکن بیماران جمعآوری شد. پس از تعیین بیماران با اختلال در گردش مایع مغزی، عوامل مرتبط با اختلال گردش مایع مغزی نخاعی پس از کرانیکتومی دکمپرسیو با استفاده از Logistic regression چند متغیره تعیین شد.
یافتهها: میانگین سنی بیماران 64/12±56/40 سال و 3/82% مرد بودند. در مجموع 7/36% (19 نفر) بیماران به درجاتی از هیگروم ساب دورال مبتلا شدند. 19% (15 نفر) طی شش ماه اول پس از جراحی دچار هیدروسفالی شدند. نتایج رگرسیون لجستیک چندمتغیره نشان داد که ابتلا به هماتوم داخل بطن (6/240: OR، :CI95% 9414/36-15/6، 003/0P=) و عمل مجدد (91/75: OR، :CI95% 1485/43-88/3، 004/0P=) دو عامل مستقل مرتبط با ابتلا به هیدروسفالی در بیماران تحت کرانیکتومی دکمپرسیو هستند.
نتیجهگیری: در بیماران تحت کرانیکتومی دکمپرسیو، وجود هماتوم در بطنهای مغز و عمل جراحی مجدد دو عامل خطر ابتلا به اختلال در گردش مایع مغزی نخاعی هستند.
الهام شیروانی، لیلا مرادی، علیرضا جهانشاهی، حمیرا رشیدی، علیرضا صداقت،
دوره 83، شماره 4 - ( تیر 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: هایپوتیروئیدی از نوع تحتبالینی تا بالینی از شایعترین اختلالات تیروئید در زنان باردار است و میتواند پیامدهای بارداری را تحت تأثیر قرار دهد. پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان نیاز به لووتیروکسین Levothyroxine, LT4) و ارتباط آن با آنتیبادی ضد Thyroid peroxidase antibody (TPO) در زنان باردار مبتلا به هایپوتیروئیدی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه تحلیلی مشاهدهای از نوع مقطعی است که دادههای آن طی دوره زمانی از ابتدای مهر تا پایان اسفند ۱۴۰۱ جمعآوری شد. پژوهش بر روی 146 زن باردار مبتلا به هایپوتیروئیدی تحتبالینی (Subclinical hypothyroidism, SCH)، 62 نفر) و هایپوتیروئیدی بالینی (Overt hypothyroidism, OH)، 84 نفر) انجام گردید. نمونهها از مراجعهکنندگان کلینیک خصوصی و درمانگاه بیمارستان گلستان اهواز بهصورت تصادفی انتخاب و تحت درمان با لووتیروکسین قرار گرفتند. میزان نیاز به LT4 بر حسب مقادیر Thyroid-Stimulating Hormone (TSH) در هر تریمستر تعیین شد: بیش از ۱۰ یا بین 5/2 تا mIU/L ۱۰ در تریمستر اول و بین سه تا ۱۰ در تریمستر دوم و سوم.
یافتهها: زنان مبتلا به هایپوتیروئیدی بالینی تفاوت معناداری در میانگین دوز LT4 نسبت به سابقه هایپوتیروئیدی نشان دادند (005/0P=). در نوع تحتبالینی تفاوت معناداری مشاهده نشد. وجود آنتیبادی TPO با نیاز بیشتر به دوز LT4، بهویژه در گروه OH، ارتباط داشت. بیشترین تنظیم دوز در تریمستر نخست انجام شد.
نتیجهگیری: پس از تشخیص هایپوتیروئیدی در بارداری، تنظیم دوز لووتیروکسین باید بر اساس شدت بیماری، سابقه قبلی، وضعیت آنتیبادی TPO و مرحله بارداری صورت گیرد تا بهترین نتایج برای مادر و جنین حاصل شود.