13 نتیجه برای جهانی
اردشیر قوام زاده، عیسی بایبوردی، محمد جهانی، ماندانا محی الدین،
دوره 51، شماره 2 - ( 2-1372 )
چکیده
از فروردین ماه 1370 تا آخر شهریور ماه 1372 در بخش پیوند مغز استخوان بیمارستان دکتر شریعتی، 18 نفر بیمار مبتلا به تالاسمی ماژور بستری شدند و از بین دهنده های HLA identical که 17 نفر آنها از میان خواهر و برادر و یک نفر از والدین (پدر) بیمار انتخاب شده بودند، بعد از درمان با دوز بالای بوسولفان و سیکلوفسفامید، پیوند مغز استخوان بر روی آنها انجام شد. یازده نفر از دهنده ها، تالاسمی مینور داشتند، هفت نفر از بیماران پسر و بقیه دختر بودند و متوسط سن بیماران نیز پنج سال و یازده ماه بود. بیماران براساس فیبروز پورتال و هپاتومگالی و فریتین بالا به سه گروه تقسیم شدند: گروه اول شامل بیمارانی می شد که هیچکدام از این معیارها را نداشتند. گروه دوم دو تا از این معیارها را دارا بودند؛ گروه سوم تمام این معیارها را داشتند. 60% از بیماران ما در گروه اول و 40% در گروه دوم قرار داشتند. تمام بیماران بعد از پیوند، علائم GVHD را بصورت اسهال، خارش و اریتم پوست بویژه در کف دستها و پاها نشان دادند و در دو نفر نیز علائم پوستی و گوارشی شدید و علائم کبدی بصورت افزایش بیلی روبین و آنزیمهای کبدی ظاهر شد. بیماران با درمانهای مناسب کنترل شدند، تنها یکی از آنها بعلت عوارض GVHD شدید دستگاه گوارش با تابلوی سوراخ شدن (perforation) روده کوچک و خونریزی داخلی در روز 70+ فوت شد. یک نفر نیز بعد از سپری شدن 9 ماه بعلت رد (reject) پیوند فوت نمود و یکی از بیماران نیز هم اکنون حالت کیمریسم دارد و هنوز بعد از گذشت یکسال وابسته به تزریق خون است. میزان زنده ماندن (survival) بیماران ظرف دو سال و نیم در بخش پیوند مغز استخوان 88% بود که با میزان survival بخشهای اروپایی و آمریکایی که برای گروه اول 94% و گروه دوم 84% می باشد برابری می نماید. ایران بعد از ایتالیا از نظر تعداد بیماران تالاسمی پیوند شده، دومین مقام را در دنیا دارا می باشد.
علیرضا شهاب جهانلو، علی کشاورز، حمیدرضا شهاب جهانلو، ژولیت جهانی،
دوره 58، شماره 3 - ( 3-1379 )
چکیده
روی نقش مهمی در سلامت پوست ایفا می کند و کمبود آن منجر به کاهش ایمنی می شود. بمنظور بررسی مقادیر روی سرم در سرطان های (Basal cell carcinoma: BCC) و (Squamous cell carcinoma: SCC) پوست، 44 بیمار با BCC و 38 بیمار با SCC و 33 نفر شاهد از نظر روی، آلبومین، پروتئین تام، گلوبولین و کلسترول سرم مورد بررسی قرار گرفتند. از افراد بیمار و گروه شاهد ده سی سی خون گرفته شد (از دست راست) و پس از جداسازی سرم، روی سرم بوسیله دستگاه جذب اتمی، آلبومین سرم بوسیله کیت آلبومین (روش بیوره) و پروتئین تام سرم توسط دستگاه Reflactometer اندازه گیری شد. میزان گلوبولین سرم از تفاضل میزان آلبومین از پروتئین تام بدست آمد. کلسترول سرم به روش انیدرید محاسبه شد. میزان روی سرم در مبتلایان به سرطان BCC و یا سرطان SCC پوست از گروه شاهد کمتر و این اختلاف معنی دار بود (P<0.001). میانگین آلبومین سرم در مبتلایان به سرطان BCC پوست بیشتر از گروه شاهد دارای اختلاف معنی دار بود (P<0.01). میزان آلبومین سرم در سرطان SCC پوست با گروه شاهد اختلاف معنی داری نشان نداد. همبستگی معنی داری بین روی سرم و آلبومین سرم در سرطان SCC پوست (R=0.507 و P<0.01)، در سرطان BCC پوست (R=43 و P<0.1) در گروه شاهد (R=35 و P<0.1) دیده شد. میانگین گلوبولین سرم در افراد مبتلا به سرطان SCC پوست و یا سرطان BCC پوست از گروه شاهد کمتر و این اختلاف ها معنی دار می باشند (P<0.1). نتیجه گیری ما کاهش روی سرم و گلوبولین سرم در بیماران مبتلا به سرطان پوست از نوع SCC و BCC است.
زهره صناعت، سیدمحمد توانگر، احمد شریف تبریزی، کامران علی مقدم، اردشیر قوام زاده، محمد جهانی،
دوره 62، شماره 4 - ( 4-1383 )
چکیده
مقدمه: بوجود آمدن عروق خونی جدید یکی از علل مهم در رشد سلول های بدخیم می باشد. عوامل موثر در تولید عروق خونی جدید از سلول های بدخیم و ماکروفاژها و ماست سل ها و سلول های لنفوسیت آزاد می شود. هدف از انجام این مطالعه بررسی عروق خونی جدید در بیماران مبتلا به لوسمی حاد میلوئیدی که تحت درمان قرار گرفته اند می باشد.
مواد و روش ها: بیماران مبتلا به لوسمی حاد میلوئیدی قبل و در طول درمان و در انتهای درمان تحت بیوپسی مغز استخوان قرار می گیرند و سپس با رنگ آمیزی اختصاصی فاکتور VIII میزان تغییر در عروق خونی مغز استخوان بررسی می شود. بعد از جمع آوری آنالیز تصویری میانگین چگالی عروق نمونه ها قبل از درمان و بعد از درمان مقایسه گردیدند. یافته ها: میانگین (MVD: Microvascular density) قبل از درمان در بیماران APL 3.58±6.81% بود. این میانگین بعد از خاتمه درمان به 3.06±3.48% می رسید (P<0.0001). در بیماران غیر APL میانگین MVD قبل از درمان 3.38 و میانگین MVD بعد از درمان 3.6 بود که تفاوت معنی داری بین این دو گروه وجود نداشت.
نتیجه گیری و توصیه ها: بنظر می رسد میزان آنژیوژنز در بیماران ALP در شروع درمان بالاتر از حد طبیعی است این میزان با درمان آرسنیک کاهش می یابد داروهای متداول شیمی درمانی قادر به کاهش آنژیوژنز در بیماران غیر APL نبوده اند اثر ضد رگزایی داروهای شیمی درمانی در بیماران لوکمی در صورتی قابل توجه خواهد بود که تاثیر بر روی زنده بودن سلول های آندوتلیوم وجود داشته باشد در صورتیکه صرفا دارو از طریق کاهش تعداد بلاست عمل کند، ممکن است کاهش رگزایی در مغز استخوان مشاهده نگردد.
نادره بهتاش، فرهاد فخرجهانی، علیرضا خفاف، الهام غیوری آذر،
دوره 65، شماره 3 - ( 3-1386 )
چکیده
همراهی پاپ اسمیر (AGC) Atypical Glandular Cell با یافتههای جدی پاتولوژیک، به میزان 50-30% میباشد. هدف این مطالعه بررسی و ارتباط پاپ اسمیر (AGC) و یافتههای مهم پاتولوژیک پس از انجام اقدامات تشخیصی میباشد.
روش بررسی: در یک مطالعه آیندهنگر طی سالهای 84-1381، از میان 26893 پاپ اسمیر 122 مورد (45/0%) پاپ اسمیر AGC ارجاعی به کلینیک کولپوسکوپی، اقدامات تشخیصی کولپوسکوپی و بیوپسی، کورتاژ اندوسرویکس، نمونهبرداری آندومتر و نهایتا˝ کونیزاسیون سرویکس انجام شد. در بررسی نمونههای ارسالی به یک پاتولوژیست، هر نوع ضایعه نئوپلازیک (مساوی یا بالاتر از CIN I) "با اهمیت" (significant) تلقی شد.
یافتهها: از میان 122 پاپ اسمیر AGC تعداد 41 بیمار، انجام بررسیهای تشخیصی را پذیرفته و در مطالعه وارد شدند. میانگین سنی خانمها 48/11±92/46 سال (80-23 سال) بود. شیوع یافتههای پاتولوژیک مهم 41/13(7/31%) بود که شامل چهار مورد (7/9%)High Grade Squamous Intraepithelial Lesion (HSIL) سه مورد (3/7%) Low grade SIL (LSIL)، دو مورد (8/4%) هیپرپلازی اندومتر، یک مورد (4/2%) آدنو کارسینوم اندومتر، یک مورد (4/2%) آدنوکارسینوم سرویکس، یک مورد (4/2%) کارسینوم سلول سنگفرشی سرویکس و یک مورد (4/2%) تومور پاپیلری سروز تخمدان بود. تفاوت معنیداری بین ضایعات گلاندولار و اسکواموس در زنان یائسه و غیر یائسه یافت نشد.
نتیجهگیری: پاپ اسمیر AGC در یک سوم موارد با یافتههای"مهم" پاتولوژیک همراه است. لذا انجام اقدامات تشخیصی کولپوسکوپی، کورتاژ اندوسرویکس و بیوپسی آندومتر ضروری بهنظر میرسد
علی اصفهانی، مسعود ایروانی، محسن خوش نیت، زهره قریشی، احمد رضا شمشیری، زهرا مقدم، محمد جهانی، اردشیر قوام زاده،
دوره 65، شماره 5 - ( 5-1386 )
چکیده
پیوند مغز استخوان (BMT) درمان بسیاری از بیماریهای بدخیم و غیربدخیم است و عوارض دراز مدت آن مثل استئوپوروز باید در نظر گرفته شود. هدف از این مطالعه بررسی کاهش تراکم استخوان بعد از BMT در بیماران مبتلا به لوسمی یا لنفوم است.
روش بررسی: در این مطالعه همگروهی آیندهنگر، 63 بیمار که بهدلیل لوسمی حاد و مزمن و لنفوم تحت پیوند مغز استخوان قرار میگرفتند وارد مطالعه و در پایان تعداد 28 نفر بررسی شدند. چگالی معدنی استخوان (BMD) قبل از پیوند، شش و 12 ماه پس از آن اندازهگیری شد. استئوکلسین و آلکالین فسفاتاز و تلوپیتید C - ترمینال کلاژن نوع و غلظت سرمی کلسیم، فسفر، ویتامین D، PTH و هورمونهای جنسی نیز به همین ترتیب بررسی شدند.
یافتهها: BMD در گردن فمور از 13/0 ± 01/1 گرم بر سانتیمتر مربع در زمان پیوند به 13/0 ± 96/0 گرم بر سانتیمتر مربع در ماه ششم رسید که با 001/0>P افت معنیدار داشت. سطح آلکالن فسفاتاز در ماه دوازدهم بهطور معنیداری بیشتر بود (007/0P=). در خصوص استئوکلسین، اختلاف مشاهده شده در دورههای زمانی مختلف از نظر آماری معنیدار نبود (15/0=P). نوسانات افزایشی متوسط ICTP معنیدار شده است (04/0=P). سطح کلسیم در ماه ششم و سطح فسفر در ماه دوازدهم با 002/0=p و 04/0=p افزایش معنیدار داشت. سطح ویتامین D و پاراتورمون از ماه ششم تا ماه دوازدهم با 04/0P= و 01/0= P بهطور معنیداری کاهش داشت. کاهش استروژن در خانمها در ماه ششم از نظر آماری معنیدار بود (01/0=P) و در سایر شرایط، نوسانات آن از نظر آماری معنیدار نبود. بهطور کلی تغییرات تستوسترون نیز در مردان از نظر آماری معنیدار نبود.
نتیجهگیری: خطر تحلیل استخوان در هر دو نوع پیوند اتولوگ و آلوژن در ناحیه گردن استخوان ران بیشتر از مهرههای کمری است و این امر، در شش ماه نخست پس از پیوند رخ میدهد. راهکارهای پیشگیری و درمان باید مورد توجه قرار گیرند.
یدالله رضایی، علیرضا رحیمنیا، سید مهدی میرمحمد، کاووس وزیری، فرهاد فخر جهانی،
دوره 65، شماره 9 - ( 9-1386 )
چکیده
زانو از شایعترین مفاصلی است که دچار آسیب میشود. هدف از این مطالعه تشخیص ضایعات وارده به عناصر داخلی مفصل زانو بهروش MRI و مقایسه آن با آرتروسکوپی میباشد.
روش بررسی: مطالعه از اردیبهشت 83 تا شهریور 85 بر روی 90 بیمار صورت گرفت که بهدلیل ضایعات عناصر داخل زانو در بخش ارتوپدی بیمارستان بقیهالله بستری بودند. پس از انجام MRI و گزارش آن توسط یک رادیولوژیست مجرب، بیماران تحت آرتروسکوپی قرار میگرفتند.
یافتهها: از 90 بیمار، 81 مورد مرد و 9 بیمار زن بودند. میانگین سنی بیماران 6/31 سال (با دامنه 71-17) بود. در 4/42% از بیمارانیکه در MRI، لیگمان متقاطع قدامی آنها سالم گزارش شده بود، در آرتروسکوپی پاره گزارش شد. میزان حساسیت MRI در گزارش وضعیت لیگمان متقاطع قدامی در مقایسه با آرتروسکوپی 73% و میزان اختصاصیت آن 7/77% بود. در 3/1% از کسانیکه در MRI، لیگمان متقاطع خلفی سالم داشتند، در آرتروسکوپی پاره گزارش شد. در گزارش منیسک خارجی باز میان گزارش MRI و آرتروسکوپی تفاوت وجود داشت (حساسیت 40% و اختصاصیت 94%). 1/9% بیمارانیکه در MRI، منیسک سالم داشتند، در آرتروسکوپی منیسک پاره گزارش شد (حساسیت 70% و اختصاصیت 98%).
نتیجهگیری: با توجه به اختلاف بین گزارش MRI و آرتروسکوپی در مورد عناصر داخلی مفصل زانو و تصمیمگیری در خصوص پیامد بیماری و اقدام درمانی بهصرف تکیه بر MRI مقدور نمیباشد. تنها باید از MRI بهعنوان یک ابزار کمکی استفاده نمود.
سید همایون صدرایی، فاطمه رضایی، مهناز آذرنیا، غلامرضا کاکا، سهیلا جهانی، زهرا شعبانی،
دوره 71، شماره 9 - ( آذر 1392 )
چکیده
زمینه و هدف : آسپیرین داروی چندمنظوره و از پرمصرفترین داروها در دنیا میباشد. آسپیرین در دوزهای پایین یک داروی مطلوب اما در دوزهای بالا عوارض جانبی تهدیدکننده دارد. در این مطالعه اثرات آسپیرین بر بافت کورتکس و مدولای کلیه جنینهای رت بررسی شد.
روش بررسی: تعداد 30 سر موش رت ماده باردارشده بهطور تصادفی به شش گروه مساوی تقسیم شدند؛ گروه شاهد بدون مداخله و گروه شم که ml 2 آبمقطر (حلال آسپیرین) را از روز 20-8 بارداری بهصورت گاواژ دریافت کرد و چهار گروه تجربی آسپیرین را با دوزهای mg/kg 75، 100، 200 و 300 دریافت نمودند. در روز 20 بارداری پساز کشتن مادران باردار و برداشتن کلیه جنینها و انجام مراحل فیکساسیون و پردازش، مقاطع بافتی تهیه و رنگآمیزی هماتوکسیلین- ائوزین انجام شد. ضخامت کورتکس و مدولای کلیه اندازهگیری و سطح معنادار کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.
یافتهها: ناهنجاری جنینی ظاهری در گروههای تجربی مشاهده نگردید. میانگین وزن جنینها، جفتها و میانگین طول سری- دمی در گروههای تجربی با دوز mg/kg 75، 200 و 300 در مقایسه با گروههای شم و شاهد اختلاف معناداری نشان ندادند. اگرچه میانگین وزن جنین و جفت در گروه تجربی با دوز mg/kg 100 نسبت به گروههای شم و شاهد افزایش معناداری داشت . کاهش معناداری در میانگین نسبت ضخامت کورتکس به ضخامت مدولا در گروههای تجربی دوز mg/kg 75، 100 و 300 ، مشاهده شد (بهترتیب 03/0 P= ، 013/0 P= ، 03/0 P= ) .
نتیجهگیری: بهنظر میرسد مصرف آسپیرین در دوران بارداری موجب بروز ناهنجاری ظاهری در جنین نمیشود اما میتواند تغییراتی را در ضخامت کورتکس و مدولای کلیه جنین ایجاد نماید.
مژگان جهانی، محمد حسین مدرسی، کامران منصوری،
دوره 73، شماره 11 - ( بهمن 1394 )
چکیده
فرایند هیپوکسی یا عدم تعادل بین میزان اکسیژن در دسترس با اکسیژن مصرفی، بهطور معمول در سرطان و بیماریهای ایسکمی قلبی- عروقی رخ میدهد. در سلولهای توموری بهمنظور سازگاری با این شرایط بیان ژنهایی که بیشتر در آنژیوژنز، چرخهی سلول و متابولیسم آن نقش دارند توسط فاکتور القا شونده با هیپوکسی- 1 (HIF-1) تنظیم و کنترل میشود. بهتازگی توصیف ویژگیهای مولکولی مسیرهای آنژیوژنیکی، این فاکتور را بهعنوان یک فاکتور کلیدی تنظیمکننده رونویسی از این مولکولها معرفی میکند. در این پژوهش مروری در ابتدا ساختار و ویژگیهای HIF-1 بررسی و سپس به نقش آن در آنژیوژنز و سرطان بهعنوان یکی از موارد پاتولوژیک مرتبط با آنژیوژنز و در نهایت کاربردهای درمانی آن پرداخته شده است. در این پژوهش، مقالات مرتبط با نقش هیپوکسی و HIF-1 در آنژیوژنز و سرطان بهواسطه فعالسازی ژنهای درگیر در این فرایندها جستجو و در این پژوهش استفاده شدند. پژوهشها نشان میدهد که HIF-1 با فعالسازی و تنظیم بیان ژنهایی مانند فاکتور رشد اندوتلیال عروق (VEGF)، آنژیوپویتین 1 (Ang-1)، آنژیوپویتین 2 (Ang-2) و غیره سبب القای فرایند رگزایی در سلولهای توموری میشود. همچنین با فعالسازی و تنظیم بیان ژنهای فاکتور رشد شبهانسولینی 2 (IGF2) و فاکتور تغییرشکل دهنده α (TGF-α) و نیز فعال کردن مسیر پیامرسانی MAPK و PI3K افزایش بقا و تکثیر سلولهای توموری را پیش میبرد. HIF-1 با فعالسازی ژنهای مهم دخیل در رگزایی و همچنین فعال کردن مسیرهای پیامرسانی مرتبط با بقا و تکثیر سلول در پایداری و رشد تومور نقش مهمی را ایفا میکند. بنابراین شناخت بیشتر مکانیسمهای مولکولی مرتبط با این فاکتور میتواند در درمان سرطان موثر باشد.
نرگس زعیمزاده، شهیده جهانیان ساداتمحله، سعیده ضیایی، آزاده متقی، مریم موحدینژاد، ندا محمدزاده، انوشیروان کاظمنژاد،
دوره 77، شماره 9 - ( آذر 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم تخمدان پلیکیستیک شایعترین اختلال آندوکرین در زنان سنین باروری میباشد. در صورت عدم درمان در طولانیمدت، احتمال ایجاد مخاطرات مزمن در فرد مبتلا، افزایش مییابد که سندرم متابولیک یکی از مهمترین آنهاست. پژوهش کنونی با هدف مقایسه دریافت غذایی درشتمغذیها در زنان دچار تخمدان پلیکیستیک با یا بدون ابتلا به سندرم متابولیک انجام شد.
روش بررسی: پژوهش کنونی از نوع مورد-شاهدی لانهگزینیشده با روش نمونهگیری در دسترس از مرداد ۱۳۹۳ تا شهریور ۱۳۹۴ تحت حمایت دانشگاه تربیت مدرس در بیمارستان آرش و یک مطب خصوصی در تهران انجام شد. گروه مورد، ۱۴ بیمار مبتلا به تخمدان پلیکیستیک بههمراه سندرم متابولیک و گروه شاهد ۲۸ بیمار با تخمدان پلیکیستیک بدون سندرم متابولیک را شامل میشدند. درشتمغذیهای مورد بررسی شامل انواع چربیها (تام، اشباع، تکغیراشباع، چندغیراشباع، ترانس)، کربوهیدرات، پروتیین و فیبر بودند. دریافت غذایی با استفاده از پرسشنامه بسامد خوراک ۱۶۸ آیتمی (168-item semi-quantitative food frequency questionnaire, FFQ) بررسی شد.
یافتهها: دریافت چربی تام (۴۵/۱۷±۱۴۶/۶۲ vs. ۳۲/۷۹±۵۹/۹۱ و ۰/۰۰۱P<)، بهطور معناداری در گروه مورد نسبت به گروه شاهد بیشتر بود لیکن دریافت چربی اشباع (۱۱/۰۸±۱۱/۱۴ vs. ۶/۷۶±۱۹/۷۳ و ۰/۰۰۴P=)، چربیهای تکغیراشباع (۱۲/۶۶±۱۴/۱۵ vs. ۷/۷۶±۲۶/۱۶ و ۰/۰۰۱P<) و چندغیراشباع (۹/۱۸±۹/۰۲ vs. ۶/۴۵±۱۷/۲۲ و ۰/۰۰۲P=)، کربوهیدرات (۱۲۱/۰۸±۱۸۲/۳۴ vs. ۷۷/۱۱±۳۶۵/۶۴ و ۰۰۱/۰P<)، پروتیین (۴۲/۸۵±۴۲/۷۴ vs. ۲۴/۰۴±۷۸/۰۶ و ۰/۰۰۱P=)، فیبر تام (۱۵/۰۹±۱۷/۷۷ vs. ۲۲/۶۴±۳۵/۹۷ و ۰/۰۰۱P<) در گروه مورد نسبت به گروه شاهد کمتر بود. تمامی نتایج برحسب گرم مصرفی در روز بیان گردیدهاند.
نتیجهگیری: دریافت غذایی درشتمغذیها در بیماران دچار تخمدان پلیکیستیک مبتلا و غیرمبتلا به سندرم متابولیک بهطور معناداری با یکدیگر تفاوت داشت.
محمدرضا امیرصدری، امیر هوشنگ زرگرزاده، فریماه رحیمی، فاطمه جهانی،
دوره 78، شماره 4 - ( تیر 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان سومین علت مرگومیر در ایران است. درمان سرطان پرهزینه بوده و یکی از عوامل اصلی این هزینههای بالا هزینه دارویی میباشد. هدف از انجام این مطالعه، ارزیابی هزینههای دارویی شیمیدرمانی و شناسایی عوامل موثر بر این هزینهها در پنج سرطان شایع در استان اصفهان بود.
روش بررسی: این مطالعه تحلیلی-مقطعی که از فروردین تا اسفند 1394 انجام شد، تمام بیماران مبتلا به پنج سرطان شایع اصفهان که دادههای آنها در مرکز ثبت سرطان در معاونت بهداشتی استان اصفهان ثبت و از داروخانههای توزیعکننده داروهای شیمیدرمانی، دارو تهیه کردهاند را مورد بررسی قرار داد.
یافتهها: سرطانهای پستان، پوست، کولورکتال، معده و تیرویید بهترتیب شایعترین سرطانها در سال 1394 در استان اصفهان بودند. سرطان کولورکتال با میانگین مبلغ کل سالانه 110.510.720 ریال جهت داروهای مرتبط با شیمیدرمانی برای هر بیمار پرهزینهترین و سرطان تیرویید، با میانگین مبلغ کل 40.791.123 ریال کمهزینهترین دارودرمانی را بین پنج سرطان شایع داشتند. میانگین هزینه کل داروهای شیمیدرمانی برای یک بیمار صرفنظر از نوع سرطان مبلغ 96.307.145 ریال در یک سال محاسبه گردید. بیشترین میانگین سن ابتلا بین پنج سرطان شایع مربوط به سرطان پوست بود.
نتیجهگیری: محاسبه متوسط هزینه شیمیدرمانی پنج سرطان شایع در اصفهان نشاندهنده هزینه بالای دارویی (بیش از 96 میلیون ریال برای هر بیمار) بود. این امر بهویژه در مورد سرطان کولورکتال که بالاترین هزینه متوسط سالانه را دارد مطرح بود.
شهیده جهانیانساداتمحله، فیروزه غفاری، محمدرضا آخوند،
دوره 78، شماره 11 - ( بهمن 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: درمان معمول برای زوجهای نابارور استفاده از تحریک تخمکگذاری کنترل شده بههمراه تلقیح داخل رحمی اسپرم میباشد. در این مطالعه ارتباط بین نتایج تلقیح داخل رحمی اسپرم و علل مختلف ناباروری ارزیابی میگردد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مقطعی بوده است و روش نمونهگیری در این مطالعه از نوع در دسترس میباشد. این مطالعه از بهمن 1393 تا مرداد 1395، بر روی 994 سیکل تلقیح داخل رحمی اسپرم در 803 زوج نابارور مراجعهکننده به بخش ناباروری پژوهشگاه رویان در شهر تهران انجام شد. معیارهای ورود بیمار به این مطالعه شامل: ناباروری با فاکتورهای مردانه، علل ترکیبی ناباروری، ناباروری به علت عدم تخمکگذاری، ناباروری با علت نامشخص بودند. 16-12 روز پس از انجام تلقیح داخل رحمی اسپرم در صورتیکه تست بارداری مثبت بود و بهدنبال آن در سونوگرافی ترانس واژینال هفته چهار پس از انجام تلقیح داخل رحمی اسپرم ساک حاملگی مشاهده میشد، حاملگی کلینیکی درنظر گرفته میشد.
یافتهها: میزان موفقیت بارداری در تمام سیکلهای تحریک تخمکگذاری کنترل شده بههمراه تلقیح داخل رحمی اسپرم 5/16% و تولد زنده بهازای هر سیکل 5/14% محاسبه گردید. متوسط سنی بیماران در گروه باردار بهصورت معناداری از گروه غیرباردار کمتر بود (01/0P=). همچنین بین علت ناباروری و بارداری کلینیکی ارتباط معناداری وجود داشت (001/0P<) کاهش معناداری در میزان موفقیت بارداری کلینیکی با افزایش مدت ناباروری مشاهده گردید ( 8/0OR=، 9/0-8/0 CI= و 001/0P<).
نتیجهگیری: سن زن، علت ناباروری، مدت ناباروری، قاعدگی نامنظم، حجم سیمن و دوز گونادوتروپین تجویزشده فاکتورهای مهمی در نتایج تحریک تخمکگذاری کنترل شده بههمراه تلقیح داخل رحمی اسپرم بودند.
الهام نقشینه، مینو موحدی، هتاو تهرانی، مریم حاج هاشمی، فردوس محرابیان، فاطمه جهانی، فدیه حقاللهی،
دوره 79، شماره 12 - ( اسفند 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: تکنیکهای کمک باروری، شانس باردار شدن را برای زوجینی که بهدنبال راهی برای درمان ناباروی خود میگردند افزایش داده است. برای افزایش اثربخشی این روشها، نیاز به انجام مطالعاتی است تا عوامل تعیینکننده برای یک بارداری موفق با این تکنیکها را شناسایی نمود.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه گذشتهنگر مقطعی است که با هدف بررسی نتایج حاصل از بارداری زنان باردار به روش لقاح آزمایشگاهی در درمانگاه ناباروری بیمارستان شهید بهشتی اصفهان از فروردین 1398 تا اسفند 1398، بر 253 زوج مراجعهکننده جهت درمان ناباروری، انجام شده است. اطلاعات دموگرافیک، بالینی و آزمایشگاهی مندرج در پروندههای بیماران جمعآوری و در چکلیستها وارد شدند.
یافتهها: از مجموع 253 زوج تحت بررسی، 85 نفر (6/33%) با روش IVF باردار شدهاند. میانگین کلی سن زنان شرکتکننده در این مطالعه 19/5±20/35 سال بوده است. در دستهبندی بیماران به دو گروه حاملگی مثبت و منفی، سن کمتر، سطح ویتامین D مناسب و تحرک بیشتر اسپرم از عوامل تعیینکننده بارداری در اولین دوره لقاح (پروتکل Fresh) بودهاند. همچنین وجود سابقه ناموفق درمان ناباروری در زوجین بهعنوان عامل منفی برای باروری به روش IVF، معرفی شده است. در تعداد (9/15%)13 از موارد بارداری با روش IVF، سقط و در (9/12%) نوزاد متولد شده با این روش نیز نیازمند مراقبتهای ویژه بودهاند.
نتیجهگیری: سن کمتر در زمان لقاح، سطح بالاتر ویتامین D و نیز تحرک تعداد بیشتر اسپرمها از عوامل مهم و تعیینکننده برای یک بارداری موفق به روش IVF بودهاند.
زینب خزاعیشیر، کبری میرزاخانی، گلناز سادات احمدینژاد، سیده فاطمه نادری، ناهید جهانی شوراب،
دوره 81، شماره 1 - ( فروردین 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: میزان تغذیه انحصاری با شیر مادر در ایران در سنین سه و شش ماهگی بهترتیب برابر با 44% و 27% برآورد شده است که همچنان با شاخص مطلوب سازمان جهانی بهداشت تا سال 2030 (70% در شش ماه اول) فاصله دارد. بههمینمنظور پایش مراکز مشاوره شیردهی که با هدف ارتقا شیردهی و حمایت مادرانی که دچار مشکلات شیردهی شدهاند راهاندازی شده است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی گذشتهنگر میباشد و در آن کلیه مادران ارجاعشده حایز شرایط پژوهش به مرکز بهداشتی و درمانی شماره دو شهر مشهد در بازه زمانی فروردین تا اسفند 1399 موردبررسی قرار گرفتند. این مرکز بهداشت دارای دو کلینیک مشاوره شیردهی فعال میباشد و جمعآوری اطلاعات براساس مستندات ثبت شده در دفاتر و رایانه میباشد. بنابراین نمونهگیری سرشماری انجام شد. دادهها با استفاده از SPSS software, version 16 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) و در سطح معناداری کمتر از 05/0 آنالیز میگردند.
یافتهها: در 8/42% موارد مادران تغذیه توام شیرخشک با شیر مادر را پیش از مراجعه آغاز کرده بودند و در 1/28% هنگام مراجعه به کلینیکهای مشاوره شیر، تغذیه نوزاد تنها شیرخشک گزارش گردید. پس از مشاورههای شیردهی و پیگیریهای انجام شده در پایان شش ماهگی، میزان تغذیه انحصاری با شیر مادر در 1/34% (12% افزایش نسبت به بدو مراجعه) و تغذیه توام شیرخشک با شیر مادر به 8/27% (کاهش 22% نسبت به بدو مراجعه) و تغذیه با شیرخشک بهتنهایی بهمیزان 5/36% (افزایش4/8% نسبت به بدو مراجعه) محاسبه شد.
نتیجهگیری: نقش مثبت مرکز مشاوره شیر مادر در کاهش موارد تغذیه مصنوعی محرز است و توصیه میگردد که دستورالعمل مدون براساس چالشهای موجود در شیردهی برای مشاوره شیر مادر در ماه اول پس از زایمان تهیه گردد.