جستجو در مقالات منتشر شده


11 نتیجه برای جواهری

رحمت الله جواهری،
دوره 11، شماره 7 - ( 1-1333 )
چکیده


جمشید اعلم، ناصر معین زاده، احمد جواهری،
دوره 22، شماره 6 - ( 2-1343 )
چکیده


جمشید اعلم، احمد جواهری،
دوره 23، شماره 6 - ( 2-1344 )
چکیده


جمشید اعلم، ناصر معین زاده، احمد جواهری،
دوره 25، شماره 2 - ( 2-1346 )
چکیده


جمشید اعلم، معین زاده، احمد جواهری،
دوره 25، شماره 5 - ( 2-1346 )
چکیده


اعلم، احمد جواهری،
دوره 25، شماره 6 - ( 2-1346 )
چکیده


امیر رشید لمیر، علی‌اکبر هاشمی جواهری، محسن جعفری،
دوره 68، شماره 12 - ( 12-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری‌های قلب و عروق یکی از علل شایع مرگ و میر در کشورهای پیشرفته به شمار می‌آید. فیبرینوژن و رسیستین دو مارکر التهابی پیشگوی خطر آترواسکلروز می‌باشند. هدف از انجام این تحقیق بررسی تاثیر هشت هفته تمرین هوازی بر سطوح فیبرینوژن و رسیستین در مردان میان‌سال سالم و دارای اضافه وزن بود.

روش بررسی: 30 مرد میان‌سال غیرفعال که دارای شاخص توده بدن بین 25 تا 30 بودند به طور تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل (هر گروه 15 نفر) تقسیم شدند. آزمودنی‌های گروه تجربی به مدت هشت هفته (سه جلسه در هفته) تمرینات هوازی با شدت 50 تا 70 درصد ضربان قلب بیشینه انجام دادند و گروه کنترل در این مدت بدون تمرین بودند. میزان وزن، درصد چربی، فیبرینوژن و رسیستین آزمودنی‌ها قبل و بعد از تمرینات اندازه‌گیری شد و اطلاعات مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

یافته‌ها: نتایج نشان داد که پس از تمرینات در گروه تجربی میزان وزن، شاخص توده بدن، درصد چربی و فیبرینوژن کاهش معنی‌دار و میزان رسیستین افزایش معنی‌داری داشت (05/0p<). در حالی‌که هیچ یک از مقادیر ذکر شده در گروه کنترل تغییر معنی‌داری نداشت.

نتیجه‌گیری: افزایش رسیستین را می‌توان نشانه افزایش قدرت دفاع آنتی‌اکسیدانی بدن دانست، بنابراین به طور کلی هشت هفته تمرین هوازی منظم از طریق کاهش وزن، درصد چربی و فیبرینوژن و افزایش رسیستین موجب کاهش خطر سکته قلبی و بهبود سطح سلامت در مردان میان‌سال دارای اضافه وزن می‌شود.


ابراهیم عامری مهابادی، ایمان قماشی، مسعود میرزاده جواهری، فرشاد نیکویی،
دوره 69، شماره 5 - ( 5-1390 )
چکیده

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 زمینه و هدف: اسکولیوز یکی از شایع‌ترین دفورمیتی‌های ستون فقرات می‌باشد و موجب کاهش عملکرد ریوی می‌شود. در مورد تغییرات عملکرد ریوی پس از اصلاح جراحی در اسکولیوز ایدیوپاتیک نوجوانان اختلاف نظر وجود دارد. هدف از این مطالعه بررسی تغییرات ریوی پس از جراحی با توجه به نوع جراحی انجام شده در اسکولیوز ایدیوپاتیک نوجوانان بود.

روش بررسی: 65 بیمار با تشخیص اسکولیوز ایدیوپاتیک نوجوانان که در بیمارستان شفا یحیاییان از سال 1376 تا 1386 تحت عمل جراحی اصلاحی ستون فقرات قرار گرفته بودند و اطلاعات مربوط به آزمون عملکرد ریوی قبل از انجام جراحی آن‌ها موجود بود، وارد مطالعه شدند. بیماران بر اساس نوع جراحی به سه گروه تقسیم شدند. گروه اول شامل 25 بیمار با فیوژن خلفی (PSF)، گروه دوم شامل 29 بیمار با فیوژن قدامی و خلفی توام (ASF+PSF) و گروه سوم شامل 10 بیمار با فیوژن خلفی به‌علاوه توراکوپلاستی (PSF+Thoracoplasty) بود. مقادیر مطلق و درصد پیش‌بینی شده ظرفیت حیاتی حداکثر (FVC) و حجم بازدمی ثانیه اول (FEV 1) قبل از جراحی و در آخرین پی‌گیری بیمار با هم مقایسه شدند و رابطه آن‌ها با نوع جراحی، بررسی شد.

یافته‌ها: هیچ رابطه معنی‌داری بین نوع جراحی انجام شده و میزان تغییرات آزمون عملکردی ریوی وجود نداشت (05/0P>). میزان FVC و FEV1 بیماران پس از سپری شدن حداقل دو سال از زمان جراحی در گروه‌های بیماران همانند مقادیر FVC و FEV1 قبل از جراحی بود.

نتیجه‌گیری: پس از گذشت حداقل دو سال از زمان جراحی بین روش‌های جراحی از نظر نتایج آزمون عملکرد ریوی تفاوتی موجود نبود.


امیر رشیدلمیر، مهدیه ابراهیم‌نیا، علی اکبر هاشمی جواهری،
دوره 69، شماره 7 - ( 7-1390 )
چکیده

800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

زمینه و هدف: ابستاتین، یک پپتید ضد اشتها است. مطالعات نشان می‌دهد که ابستاتین در تعادل انرژی، ترشح هورمون رشد (GH) و تغییرات وزن بدن نقش دارد و مشخص شده که از نظر فیزیولوژیکی عملکرد متضادی با گرلین دارد. هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر یک جلسه تمرین هوازی (5/1 مایل دویدن) بر بیان ژن ابستاتین لنفوسیت‌های زنان تمرین‌کرده می‌باشد. 

روش بررسی: تعداد 16 زن تمرین‌کرده خراسانی پس از فراخوان انتخاب و به‌طور تصادفی به دو گروه کنترل و تجربی تقسیم شدند. گروه تجربی مسافت 5/1 مایل را با سرعت ثابت (VO2max 70%) دویدند و گروه کنترل نیز در این مدت بدون تمرین (حاضر در شرایط تمرین) بودند. نمونه‌های خونی قبل از پروتکل تمرینی به‌صورت ناشتا و بلافاصله پس از تمرین، به‌میزان ml10 از ورید بازویی جمع‌آوری شد. پس از جداسازی لنفوسیت‌ها به‌روش سانتریفیوژ، بیان ژن ابستاتین در لنفوسیت‌های آزمودنی‌ها با استفاده از روش Semi-quantitative-RT-PCR انجام شد.

یافته‌ها: این پژوهش نشان داد که یک جلسه تمرین هوازی موجب افزایش اندک بیان ژن ابستاتین لنفوسیت‌های آزمودنی‌های گروه تجربی می‌شود که این افزایش نسبت به گروه کنترل، تغییرات معنی‌داری را نشان نمی‌دهد.

نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه مشخص می‌کند که یک جلسه تمرین هوازی افزایش معنی‌داری در بیان ژن ابستاتین لنفوسیت ایجاد نمی‌کند. ممکن است شدت، نوع و مدت پروتکل تمرینی به‌کار رفته در این تحقیق، بیان ژن ابستاتین لنفوسیت را تحت تأثیر قرار نداده که این نتیجه، هم‌راستا با نتایج سایر مطالعات انجام شده در زمینه تغییرات پلاسمایی ابستاتین می‌باشد.


بنفشه مشاک، رضا پیامی، فاطمه جواهری، علیرضا باباجانی، محمد حسین شاکری،
دوره 82، شماره 12 - ( اسفند 1403 )
چکیده

سردبیر محترم
بیهوشی نوروآگزیال، روش بیهوشی ارجح برای زایمان سزارین، از جمله در بیماران مبتلا به ضایعات کلاس  IIIیا IV بارداری باتوجه به طبقه‌بندی اصلاح شده بیماری‌های قلبی- عروقی سازمان جهانی بهداشت می‌باشد.1 روش اسپاینال یا بی‌حسی نخاعی نیز یکی از انواع بلوک‌های نوروآگزیال می‌باشد که برای بی‌حسی قسمت تحتانی بدن و با تزریق داروی بی‌حسی در فضای ساب‌آراکنوئید انجام می‌شود. اسپاینال روشی رایج برای کنترل درد در حین عمل سزارین می‌باشد. از مزایای این روش می‌توان به کاهش نیاز به داروهای خواب‌آور، کاهش خونریزی حین عمل، کاهش تهوع و استفراغ و غیره اشاره کرد.2 باوجود مزایای این روش، سطح بلوک نخاعی بالاتر از T2 معمولاً با افت فشارخون شدید و برادی‌کاردی همراه است.3 از طرفی استرس بارداری و زایمان، از جمله مانور والسالوا، نیز می‌تواند برادی‌آریتمی را تشدید کند و منجر به پیامدهای نامطلوب مانند خون‌رسانی و اکسیژن‌رسانی ناکافی به جنین می‌شود که می‌تواند سبب برادی‌کاردی و هایپوکسی جنین شود.4 به بیانی دیگر کلاپس قلبی-عروقی غیرعمدی می‌تواند سلامت مادر و جنین را به خطر بیندازد و نیاز به احیا و زایمان اورژانسی را ایجاب نماید.5 بنابراین افت ضربان قلب جنین یکی از نشانه‌های وجود مشکل در اکسیژن‌رسانی به جنین است که در صورت شدید بودن و تداوم آن، پزشکان تصمیم به انجام سزارین اورژانسی می‌گیرند تا از آسیب به جنین جلوگیری شود.6
انجام روش بی‌حسی اسپاینال مسیر سریع (Fast track) در سزارین با افت ضربان قلب جنین، طرحی است که در بیمارستان کمالی البرز به صورت آزمایشی انجام شد. در این طرح سزارین‌هایی با افت قلب جنین تحت بی‌حسی اسپاینال با مسیر سریع قرار گرفتند که نیاز به یک متخصص بیهوشی بسیار ماهر همراه با دو دستیار بیهوشی با تجربه بود. ما در این طرح، حدود ۵۰ بیمار را در تجربه بالینی خود قراردادیم و برسطح بلوک اسپاینال برای تأثیر احتمالی آن بر همودینامیک مادر و ضربان قلب جنین تأکید داشتیم.
روش انجام کار به این صورت بود که پس از اطلاع اتاق عمل از سزارین اورژانس با افت ضربان قلب جنین، تمام تجهیزات اتاق عمل از جمله وسایل احیای نوزاد، مانیتورینگ مناسب و تجهیزات پزشکی دیگر فراهم شد. حضور فعال دو کارشناس بیهوشی در مراحل اولیه حضور بیمار در اتاق عمل جهت تسریع در انجام امور الزامی بود. پزشک اطفال نیز در اتاق عمل حاضر بود تا در صورت نیاز به احیای نوزاد مشکلی وجود نداشته باشد. مادر بلافاصله در بدو ورود به اتاق عمل تحت بی‌حسی اسپاینال قرار می‌گرفت، یکی از کارشناس‌های بیهوشی مسئول برقراری راه وریدی بوده و دیگری مسئول نظارت و اتصال مانیتورینگ و اکسیژن‌درمانی مادر به‌وسیله ماسک اکسیژن می باشد. بلوک اسپاینال نیز در کوتاه‌ترین زمان ممکن، یعنی در حدود 30 ثانیه انجام شد تا کمترین آسیب به جنین وارد شود.
مشاهده شد بعد از انجام این روش، جنین و حتی نوزاد به‌دنیا آمده در وضعیت نرمال همودینامیکی بودند و دچار افت شدید قلبی نمی‌شدند، نوزادان نیز دچار دیسترس تنفسی نبوده و حتی نیاز به احیا پیدا نکردند. همچنین بی‌دردی بهتری را نسبت به حالت عادی تجربه کردند. در نهایت مادر و جنین کمترین عوارض ناشی از داروهای بیهوشی را تجربه کرده و ریکاوری بهتری داشتند.
توانایی تشخیص سریع و مداخله در موقعیت‌های بحرانی، گواهی بر تخصص و تعهد تیم مراقبت‌های بهداشتی درگیر است که بر اهمیت همکاری بین رشته‌ای در مدیریت موارد پیچیده بالینی که در تخصص‌های مختلف و نیازمند تلاش هماهنگ برای بهینه‌سازی نتایج بیمار است، تاکید می‌کند. همچنین انجام تحقیقات بیشتر و همکاری بین تخصص‌های مختلف پزشکی برای افزایش درک ما از استراتژی‌های مدیریت بهینه برای موارد مشابه مامایی پرخطر ضروری است.

 
بنفشه مشاک، رضا تقوائی، رضا پیامی، محمد حسین شاکری گوکی، فاطمه جواهری، رویا بوالحسنی،
دوره 83، شماره 6 - ( شهریور 1404 )
چکیده

سردبیر محترم
امروزه باتوجه به خطرات و عوارض سزارین، پیشرفت به سمت روش‌های زایمان طبیعی بدون درد اهمیت پیدا کرده است، بی‌حسی اپیدورال (Epidural) روشی است که ضمن حفظ هوشیاری، قسمت تحتانی بدن بی‌درد می‌شود. در این روش یک کاتاتر (لوله‌ای بسیار باریک و انعطاف‌پذیر) را در فضای اپیدورال که در بیرون غشای پوشاننده طناب و مایع نخاعی (دورا) قرار دارد تعبیه می‌کنند و از طریق آن، داروی بی‌حسی را تزریق می‌کنند، در حال حاضر بی‌دردی اپیدورال پرکاربردترین روش برای کاهش درد زایمان محسوب می‌شود.1 یکی از مسائل مهم برای زایمان بی‌درد به‌وسیله روش اپیدورال، تشخیص زمان مناسب برای انجام بی‌حسی اپیدورال است، به‌طور معمول پس از شروع فاز فعال زایمان (با معاینه دهانه رحم توسط ماما یا متخصص زنان و رسیدن دیلاتاسیون رحم چهار تا شش سانتی‌متر) و داشتن درد می‌توان بی‌حسی اپیدورال را شروع کرد، علاوه ‌براین روش، می‌توان از معیار وضعیت سر جنین از طریق بررسی دیجیتال واژن برای شروع اپیدورال استفاده کرد.2و3 وضعیت سر جنین با استفاده از فاصله لبه جلویی استخوان جنین از خارهای ایسکیوم مادر را برحسب سانتی‌متر (-5 تا +5 و -3 تا +3) نشان داده می‌شود و نقطه میانی (موقعیت صفر) به‌عنوان خارهای ایسکیوم مادر تعیین می‌شود.4 این دو روش (معیار موقعیت سر جنین و دیلاتاسیون دهانه رحم) نسبت به یکدیگر برای شروع اپیدورال از جهت تأثیر آن بر نوع زایمان (طبیعی، سزارین)، مدت‌زمان زایمان و شروع بی‌دردی در مناسب‌ترین زمان، دارای تفاوت‌هایی هستند و آگاهی از این تفاوت‌ها برای شروع یک اپیدورال مطلوب در صورت دسترسی به امکانات ضروری است. استفاده از موقعیت سرجنین برای شروع اپیدورال براساس شواهد بر روش زایمان تأثیری گذار است، هرچند که برخی شواهد نشان دادند که بی‌حسی اپیدورال با استفاده از معیار دیلاتاسیون دهانه رحم هم بر روش زایمان مادران نخست‌زا و چندزا موثر است.5و6
برخی از شواهد نشان دادند که رسیدن اتساع دهانه رحم به cm 6، آستانه زایمان فعال است و شروع بی‌حسی اپیدورال بعدازآن مؤثر است، اما محدودیت‌هایی در این مطالعات وجود دارد زیرا شواهد آنها صرفاً از کار آزمایی تصادفی کنترل‌شده گرفته‌شده است، برخی بر این باورند که چنانچه بی‌حسی اپیدورال را قبل از رسیدن اتساع دهانه رحم به بالاتر cm 4 شروع کنیم باعث افزایش طول مدت زایمان می‌شود.1 شواهد مداخلات ما در بیمارستان کمالی با کسب رضایت از بیمار، توضیح فواید و عوارض آن به نمونه ها که بیست مورد خانم های کاندید زایمان با میانگین سنی 20 تا 30 سال و با مرتبه اول زایمان الکتیو در دانشگاه علوم پزشکی البرز و تحت درمان داروی اکسی توسین زیر نظر متخصص زنان و زایمان، همچنین جهت اپیدورال تحت نظارت متخصص دانشیار بیهوشی سرکار خانم دکتر بنفشه مشاک با داروهای بوپیواکائین و فنتانیل بودند، نشان داد که با تعیین معیار موقعیت سر جنین نسبت به نقطه صفر تا cm 2 می‌توان بدون تغییر روش زایمان (از طبیعی به سزارین) و طول مدت زایمان و بهترین زمان مناسب جهت کاهش درد زایمان، بی‌حسی اپیدورال را شروع کرد که برخی از شواهد قوی نیز از تجربیات ما در قرارگیری وضعیت سر جنین حمایت می‌کند.7 در پایان شرح این تجربه بالینی، به دلیل متناقض بودن اطلاعات مطالعات قبلی و همچنین برای اثبات قطعی نتایج این پژوهش و مورداستفاده قرار دادن این پروسیجر بیحسی در سبک یادشده، به محققان انجام یک کار آزمایی بالینی آینده‌نگر در راستای این موضوع پیشنهاد می‌گردد.

 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb