13 نتیجه برای حائری
هایده حائری، فهیمه اسدی آملی،
دوره 57، شماره 1 - ( 1-1378 )
چکیده
در این مقاله، نمای نادر هیستوپاتولوژیک کارسینوم مدولاری را که یکی از نماهای گمراه کننده تشخیصی آن می باشد، معرفی کرده مورد بحث قرار داده ایم. بیمار دختر 14 ساله ای است که از حدود یکسال قبل از مراجعه بدون سابقه بیماری خاص یا رادیوتراپی ناحیه سر و گردن و یا بیماری مشابه در فامیل، متوجه وجود توده در ناحیه گردن می گردد که بتدریج بزرگتر گشته و بدون درد یا علائم همراه سیستمیک بوده است. در طی بررسی های تشخیصی جهت بیمار ندول سرد تیروئید مطرح می گردد، که بدنبال آن انجام FNA و گزارش آن بعنوان نئوپلاسم فولیکولر جهت بیمار تصمیم به عمل جراحی با ارسال نمونه فوری گرفته می شود. در وهله اول لوبکتومی ایسمکتومی انجام می شود که بررسی هیستوپاتولوژی فوری آن بعنوان نئوپلاسم هورتل گزارش می گردد. بدنبال آن لوب دیگر تیروئید نیز برداشته می شود که در بررسی آن نیز ندولی، که بطور عمده متشکل از سلولهای دوکی بوده، تشخیص داده می شود. در نهایت تشخیص کارسینوم مدولاری توسط ایمنوهیستوشیمی مسجل می گردد.
فهیمه اسدی آملی، هایده حائری،
دوره 57، شماره 3 - ( 3-1378 )
چکیده
استفاده از خون بندناف بعنوان یک منبع جایگزین سلولهای مغز استخوان در حال حاضر مطرح می باشد. خون بندناف بعنوان منبع مناسب سلولهای ریشه ای خونساز که به آسانی در دسترسند و احتمال آلودگی آن به ویروس های نهفته بسیار نادر می باشد، در نظر گرفته شده است. از طرف دیگر، جمع آوری خون بندناف بدون عارضه و خطر برای فرد دهنده می باشد و احتیاجی به بیهوشی عمومی و یا تزریق خون ندارد. افزایش خطر بروز واکنش پیوند علیه میزبان در بیمارانی که خون بندناف دریافت می نمایند، بسیار پایین است. با توجه به نتایج بدست آمده در آینده به احتمال زیاد سلولهای ریشه ای خون بندناف، جایگزین پیوند مغز استخوان دهنده خویشاوند خواهد شد و به غیر از آن، کاربردهای دیگری نیز برای آن پیش بینی می شود که از جمله آنها، استفاده از آن بعنوان منبع مناسب سلولهای ریشه ای چند ظرفیتی جهت ژن درمانی است.
فهیمه اسدی آملی، هایده حائری،
دوره 58، شماره 3 - ( 3-1379 )
چکیده
با وجود تمام پیشرفت های درمانی، هنوز امید به زندگی بیماران مبتلا به تومورهای داخل جمجمه ای، بدلیل اهمیت محل قرارگیری آنها اندک می باشد. مطالعه حاضر با هدف توصیف آماری انتشار سنی و جنسی و نوع هیستوپاتولوژی و محل تومورهای داخل جمجمه ای انجام گرفته است. در مطالعه ما 425 بیمار مبتلا به تومور داخل جمجمه ای که نمونه بافتی آنها در بخش پاتولوژی مرکزی بیمارستان امام خمینی تهران از سال 1370 الی 1375 مورد بررسی قرار گرفته بود، ارزیابی شدند. شایعترین انواع تومور در مطالعه ما، تومورهای گلیال با 28% و مننژیوم با 27.76% و شایعترین محل های جایگزینی تومور قشر مغز با 30.6%، هیپوفیز با 21.89% و مخچه با 15.3% فراوانی بودند. در میان تومورهای متاستاتیک به مغز، کارسینوم تیروئید با 55.5% بیشترین شیوع را به خود اختصاص داده بود. شیوع تومورهای داخل جمجمه ای در افراد مورد مطالعه در زنان اندکی بیشتر از مردان و Peak سنی افراد مورد مطالعه در دهه چهارم بود. نتایج بررسی ما تفاوت قابل توجهی را نسبت به آمار ذکر شده در منابع نشان نمی دهد.
پروانه جوادی، هایده حائری،
دوره 59، شماره 4 - ( 5-1380 )
چکیده
پدیده آنژیوژنز تومور با افزایش تراکم عروق کوچک (Microvessel Count یا Microvessel Density) در تومور مشخص می گردد و در برخی مطالعات نشان داده شده است که این پدیده، عامل پیش آگهی دهنده در تعدادی از تومورها و از جمله کارسینوم کولورکتال میباشد. این مقاله به ارتباط بین فاکتورهای آسیب شناختی-بالینی و آنژیوژنز تومورهای کولورکتال پرداخته است. در این مطالعه از تکنیک های ایمونوهیستوشیمیایی برای بررسی عروق در نمونه های حاصل از 29 کارسینوم کولورکتال استفاده گردید و با استفاده از آنتی بادی برعلیه آنتی ژن مربوط به
فاکتور (VIII (F8RA رنگ آمیزی شد. آنالیزهای یک و چند متغیره مشخص نمودند که MVC کل در تومور بالا[0.785mm²/f=200) 29.8±11) و x100=2.5 mm²/f) 76.3±33)] از بافت نرمال [x200)17.6±7.8) و (100) 37.7±15.8)] (P=0.00009 و P=0.022) میباشد. شمارش عروق بطور مشخصی در مرحله D بالاتر بود [(P=0.04 و P=0.002 و x200) 26.7±6.4) و x100) 11.5±36.6)]. در این مطالعه MVD با تهاجم عروقی ارتباط داشت [(x200) P=0.007 و x100) P=0.024)] و متوسط شمارش عروق با یافته های آسیب شناختی-بالینی مانند سن کمتر از 60 سال، جنس مرد، درگیری کولون راست، نوع ارتشاحی، کارسینوم موسینوس، نفوذ سراسر جداری، درجه III، تهاجم لنفاتیک و دور عصبی افزایش نشان می داد ولی ارزش آماری نداشت. متاستاز به غدد لنفاوی و خونی و اندازه تومور نیز مهم نبودند. در مجموع، در این مطالعه مقدار MVD افزایش یافته بود و نشان داده شد که با متاستاز و تهاجم عروقی ارتباط دارد لذا آنژیوژنز خطر متاستاز را افزایش می دهد.
فهیمه اسدی آملی، سید ضیاءالدین محمدی، هایده حائری، ابوالفضل کسائی،
دوره 61، شماره 2 - ( 2-1382 )
چکیده
مقدمه: تاکنون تنها گزارشات معدودی در مورد شیوع نئوپلاسم های پلک در کشورهای آسیایی وجود داشته است که در مقایسه با آمار کتب مرجع، تفاوت هایی دارند. باتوجه به این اختلاف آماری برآن شدیم تا آماری از شیوع این تومورها در کشورمان تهیه نماییم.
مواد و روش ها: یک مطالعه مقطعی توصیفی و گذشته نگر بر روی پرونده بیماران مراجعه کننده طی سال های 77-1368 در بیمارستان فارابی انجام گردید. یافته ها: در این مطالعه، 1103 بیمار مبتلا به نئوپلاسم پلک، از لحاظ مشخصات هیستوپاتولوژیک و اپیدمیولوژیک تومور مورد بررسی قرار گرفتند. 44% این بیماران مبتلا به نئوپلاسم های خوش خیم پلک و 56% مبتلا به نئوپلاسم های بدخیم پلک بودند. در این بررسی شایعترین نئوپلاسم های خوش خیم پلک بترتیب عبارتند از: خال (37.7%)، هاماتورم (19.6%)، پاپیلوم (15.9%)، نوروفیبروم (7%) و پیلوماتریکسوما (5.1%)، شایعترین نئوپلاسم های بدخیم پلک بترتیب عبارتند از: BCC با (78.8%) و SCC با (11.8%). ملانوم بدخیم (2.4%) و کارسینوم غدد سباسه (1.9%). میانه سن تشخیص در نئوپلاسم های خوش خیم پلک 36 سال و در نئوپلاسم های بدخیم 57 سال بود. شایعترین محل آناتومیک درگیری در نئوپلاسم های خوش خیم بترتیب پلک فوقانی (206 مورد)، پلک تحتانی (133 مورد)، کانتوس داخلی (20 مورد) و کانتوس خارجی (3 مورد) و در نئوپلاسم های بدخیم بترتیب پلک تحتانی (268 مورد)، پلک فوقانی (117 مورد)، کانتوس داخلی (53 مورد) و کانتوس خارجی (17 مورد) بودند.
نتیجه گیری و توصیه ها: در این مطالعه شیوع نئوپلاسم های بدخیم در پلک چپ بیشتر از نئوپلاسم های خوش خیم بود، ولیکن شیوع نئوپلاسم های خوش خیم و بدخیم در پلک راست تقریبا برابر مشاهده گردید.
جواد صراف زاده، اسماعیل ابراهیمی تکامجانی، ابوالفضل خسروی، فاطمه حائری، سیده لیلا سید حسینی،
دوره 64، شماره 12 - ( 8-1385 )
چکیده
در مورد وجود بهترین روش برای باربرداری همچنان تردید وجود دارد. هدف مطالعه حاضر مقایسه توان تولید حداکثر نیروی انقباضی ایزومتریک در سه وضعیت استاتیکی باربرداری با خم شدن کمر(stoop)، نیمه چمباتمه(semi -squat) و ایستاده از آرنج (arm lifting) به عنوان یکی از جنبههای موثر در توصیه روش باربرداری مناسب به افراد می باشد.
روش بررسی: این بررسی به صورت شبه تجربی بر روی 30 نفر از زنان سالم با میانگین سنی 37/22 سال انجام گردید. آزمون شوندگان پس ازایستادن برروی دستگاه Lift Track TM داینامومتر دستگاه را با حداکثر توان به طرف خود میکشیدند. مرتبه اول به عنوان گرم شدن و میانگین اعداد بدست آمده در دو مرتبه بعدی به عنوان مقادیر حداکثر نیروی انقباضی ایزومتریک برای آن وضعیت در نظر گرفته شدند. برای بررسی آماری از نرم افزار SPSS ویراست 10 استفاده به عمل آمد.
یافتهها: مقدار نیروی ایزومتریک بدست آمده در وضعیت نیمه چمباتمه بطور معنی داری از دو وضعیت دیگر بیشتر بود (001/0p<) همچنین مقدار این نیرو در وضعیت stoop نیز بیشتر از وضعیت arm lifting بود. (001/0p<)
نتیجهگیری: توان تولید بیشتر حداکثر نیروی ایزومتریک در وضعیت semi-squat میتواند به عنوان یکی از موارد مثبت برای توصیه این روش نسبت به دو روش دیگر در نظر گرفته شود. تفاوتهای ایجاد شده در وضعیت بیومکانیکی و تغییر الگوی فعالیت عضلات در وضعیتهای متفاوت باربرداری میتوانند توجیهکننده نتایج بدست آمده باشند. به نظر میرسد که فعالیت عضله چهار سر رانی در طی بار برداری semi-squat نسبت به دو وضعیت دیگر علت اصلی برای تولید نیروی ایزومتریک بیشتر در این وضعیت باشد. بنابراین، توجه به قدرت مناسب عضلات چهار سر رانی هنگام توصیه این روش بسیار ضروری است.
نرگس ایزدی مود، علیرضا کروریان، گیتی ایروانلو، هایده حائری،
دوره 65، شماره 7 - ( 7-1386 )
چکیده
سارکومهای رحمی ۵-٣% از کل بدخیمیهای رحم را شامل میشود و به سه گروه شایع قابل تقسیم میباشند. 1- Mixed mullerian sarcoma، 2- Leiomyosarcoma، 3- Endometrial stromal sarcoma. هدف از این مطالعه بررسی اثر عوامل موثر بر زمان بقاء و زمان بدون عود بیماری در این سارکومها است.
روش بررسی: ۲۷بیمار مبتلا به انواع سارکومهای رحمی پس از بازبینی لامهای پاتولوژی و تایید تشخیص که امکان پیگیری وضعیت بالینی را داشتند وارد یک مطالعه بقاء شدند و از نظر تاثیر هشت فاکتور شامل FIGO stage، درگیری لنف نودها، شمارش میتوز در hpf۱٠، درگیری عروقی، نوع هیستولوژی تومور، سن، اندازه تومور و عمق تهاجم به میومتر بر دو وضعیت بالینی زمان بقاء کلی و زمان بدون عود تومور مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: میانه سنی بیماران ٤٧ سال با دامنه (٧٣-١٨سال) و میانه زمان پیگیری ٢٨ ماه با دامنه (١١٤-١ ماه) میباشد. درصد بقاء پنج ساله ۶۱% و میانگین زمان بقاء ۷۸ ماه با دامنه اطمینان ۹۵% بین ۵۶ تا ۱۰۰ ماه است. از نظر تاثیر بر عود بیماری هیستولوژیLow grade Stromal Sarcoma (LSS) با بقیه انواع سارکوم و شمارش میتوز بین گروه (9-0 عدد) با (۲۰ عدد و بالاتر) اختلاف آماری معنیدار داشته است. از جهت تاثیر بر زمان بقاء کلی FIGO stage با 0039/0p=، شمارش میتوز با 0005/0p= و هیستولوژی، LSS نسبت به بقیه انواع سارکوم با 05/0p<، تفاوت آماری معنیدار داشته است. مکان عود تومور نیز اغلب عود موضعی در لگن یا بهصورت متاستاز به ریه بوده است.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان میدهد FIGO stage بر زمان بقاء همه سارکومها تاثیر دارد.
بهناز حائری بهبهانی، احمدرضا درستی، محمدرضا اشراقیان،
دوره 67، شماره 6 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: حساسیت و ویژگی صدکهای نمایه توده بدن (BMI) استاندارد 2000CDC در تشخیص چاقی کودکان ایرانی در مقایسه با چاقی واقعی که بر اساس نمایه توده چربی بدن (FMI) مشخص شده است، مورد بررسی قرار گرفت و وضعیت چاقی کودکان مورد مطالعه بر اساس دو نمایه فوق مقایسه شد. روش بررسی: قد، وزن و ضخامت چین پوستی عضله سه سر بازو در 1800 کودک دبستانی شهر سبزوار اندازهگیری و از تقسیم وزن و میزان توده چربی بدن (بر اساس ضخامت چین پوستی) به مجذور قد به ترتیب BMI و FMI برای این کودکان محاسبه شد. FMI بیش از صدک 90 کودکان مورد مطالعه به عنوان چاقی واقعی و نیز BMI مساوی یا بیش از صدک 95 و صدک 85 تا کمتر از صدک 95 استاندارد 2000CDC به ترتیب به عنوان چاقی و اضافه وزن محسوب شد. یافتهها: بر اساس BMI به ترتیب 8/4% و 9/7% کودکان چاق و دارای اضافه وزن بودند. 3/43% از کودکان واقعا چاق و 6/0% از کودکانی که بر اساس FMI چاق نبودند، توسط BMI چاق تشخیص داده شدند. به علاوه با استفاده از FMI به عنوان معیار چاقی واقعی، حساسیت و ویژگی صدک نودم BMI در تعیین چاقی نیز به ترتیب 1/71% و 98% بهدست آمد. نتیجهگیری: BMI ممکن است کارایی کمتری در تشخیص چاقی کودکان داشته باشد و به نظر میرسد FMI در مقایسه با BMI، معیار بهتری برای تعیین چاقی در کودکان است. انجام مطالعات بیشتری در این زمینه پیشنهاد میشود.
هایده حائری، شمس شریعت تربقان، فاطمه نیلی احمد ابادی،
دوره 69، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: کندروم نسج نرم، تومور نادر خو شخیم غضروفی با رشد آهسته م یباشد که از بافت مزانشیمی نسج
نرم منشا می گیرد. این تومور معمولا در انگشتان دست و پا بروز می نماید. به دلیل نادر بودن معمولا در بالین
تشخیص داده نمی شود و تشخیص نهایی با آزمایش هیستوپاتولوژی است. معرفی بیمار: در این گزارش موردی از
کندروم نسج نرم در خانم 27 ساله را معرفی م ینماییم که با وجود توده از هفت ماه قبل با رشد تدریجی در کف
دست راست مراجعه نموده است که در گزارش رادیولوژی سیستم اسکلتی نرمال داشته، پس از برداشت جراحی در
بررسی هیستوپاتولوژی بافت نئوپلاستیک غضروفی با حدود مشخص و پترن لوبولار متشکل از کندروسیت های بالغ
بدون آتیپی مشاهده شده و تشخیص کندورم نسج نرم داده شده است. نتیج هگیری: در مورد اتیولوژی این تومور
تئوری های متفاوتی وجود دارد و اشکال متفاوت میکروسکوپیک گزارش شده است. پیش آگهی خوب است، هرچند
در موارد برداشت ناکامل عود دیده شده است اما تاکنون گزارشی از ترانسفورماسیون بدخیمی دردست نم یباشد
نرگس ایزدی مود، سهیلا سرمدی، فرزانه حیدریفرزان، هایده حائری، زهرا فروهش تهرانی،
دوره 69، شماره 4 - ( 4-1390 )
چکیده
800x600 Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: کارسینوم
دهانه رحم دومین بدخیمی مسبب مرگ و میر زنان در جهان و شایعترین بدخیمی در
کشورهای در حال توسعه است. از آنجا که بسیاری از زنان مبتلا کارسینوم سرویکس
قبلاً توسط پاپاسمیر غربالگری نشده بودند، پزشکان براین عقیدهاند که پاپاسمیر
از دقت بالایی برخوردار است، امّا مسایلی مانند عدم تکرارپذیری کارایی آن را به
چالش کشیده است و تاکنون مطالعات چندانی برای بررسی میزان تکرارپذیری صورت نگرفته
است.
روش بررسی: 162 اسلاید پاپاسمیر با تشخیصهای: ASC-US،ASC-H ،LSIL ،HSIL ، SCC، AGC و آدنوکارسینوما از فایل سیتولوژی بیمارستان
زنان انتخاب گردیده و سپس توسط پاتولوژیست مرجع مورد بازخوانی قرار گرفت و در یکی
از دستههای تشخیصی ذکر شده قرار داده شدند. این 162 اسلاید به طور مستقل توسط سه
پاتولوژیست دیگر نیز مورد بازبینی قرار گرفتند. دادههای مطالعه مورد آنالیز آماری
قرار گرفتند.
یافتهها: بیشترین
و کمترین میزان تکرارپذیری بین فردی به ترتیب در دسته تهاجمیها (SCC به
علاوه آدنوکارسینوم) با 53/0K= و دسته HSIL بود (19/0K=). در کل
میزان تکرارپذیری در بین مشاهدهگران اندک بود (26/0K=).
توافق نسبی تا کامل در 42% اسلایدها دیده شد اما در 5/10% اسلایدها هیچگونه
توافقی بین چهار مشاهدهگر وجود نداشت.
نتیجهگیری: اندک بودن میزان توافق بین فردی با برخی مطالعات دیگر از
این دست همخوانی داشت. توصیه میشود که مطالعاتی با حجم نمونه بالاتر در تمام
گروههای تشخیصی پاپاسمیر انجام شود تا نتایج قابل استنادتری برای مداخلاتی جهت
کاهش اختلاف نظر در تفسیر پاپاسمیر به دست آید.
هایده حائری، غزاله شاکر، فهیمه اسدی آملی،
دوره 70، شماره 11 - ( 11-1391 )
چکیده
زمینه: کارسینوم پاپیلری شبهوارتین نوع نادری از کارسینوم پاپیلری تیرویید است. نمای آن شامل ساختارهای پاپیلری پوشیده از سلولهای تومورال انکوسیتیک دارای هستههای با خصوصیات کارسینوم پاپیلری بههمراه ارتشاح لنفوپلاسماسیتی در محور فیبرو-همبندی میباشد. نامگذاری این تومور ناشی از تشابه آن با تومور وارتین غدد بزاقی میباشد.
معرفی بیمار: در این گزارش موردی از کارسینوم پاپیلری مشابه تومور وارتین را در آقای 54 ساله با توده دو طرفه تیرویید معرفی مینماییم. در بررسی هیستوپاتولوژیک پاپیلاهای مفروش از سلولهای ائوزینوفیلیک با هستههای شیشه مات و شیاردار بههمراه ارتشاح لنفوپلاسماسیتی محور فیبرو-همبندی مشاهده گردید.
نتیجهگیری: کارسینوم پاپیلری شبه تومور وارتین ممکن است با ضایعات خوشخیم مثل تیروییدیت هاشیموتو، تومور با سلولهای هرتلی و کارسینوم پاپیلری از نوع سلول بلند اشتباه گردد. پیگیری موارد گزارش شده پیشنهاددهنده این امر است که این تومورها رفتاری همانند کارسینوم پاپیلری معمولی دارند.
هایده حائری، غزاله شاکر، فهیمه اسدی آملی، مینو احمدینژاد،
دوره 71، شماره 7 - ( مهرماه 1392 )
چکیده
زمینه: متاپلازی سنگفرشی در غده تیرویید یافته هیستوپاتولوژی ناشایعی بوده و بهطور معمول در همراهی با ضایعات پاتولوژیک غده تیرویید میباشد. اغلب به تعداد کم و بهشکل کانونی در اندازههای کوچک دیده شده و تنها در موارد نادری متاپلازی وسیع سنگفرشی در غده تیرویید دیده میشود، بهنحوی که حتی ممکن است ضایعه اصلی پاتولوژیک را بپوشاند و باعث مشکل تشخیصی شود.
معرفی بیمار: بیمار آقای 53 سالهای است با سابقه چهارساله هیپوتیروییدی که اکنون با توده سفت و ندولار در ناحیه قدام گردن مراجعه نموده است. بیمار با تشخیص سیتولوژی مشکوک به بدخیمی تحت توتال تیروییدکتومی قرار گرفت.
نتیجهگیری: متاپلازی وسیع سنگفرشی در غده تیرویید میتواند باعث اشتباه تشخیصی و تفسیر نادرست از بررسی هیستوپاتولوژی و سیتولوژی گردد.
هایده حائری، فاطمه مورعی، غزاله شاکر،
دوره 73، شماره 5 - ( مرداد 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین بدخیمی در زنان و دومین علت مرگ ناشی از سرطان در خانمها محسوب میگردد. یکی از علل اصلی مرگ در این بیماران متاستاز به ارگانهای مختلف میباشد.
معرفی بیمار: در این گزارش، موردی از متاستاز کارسینوم مهاجم داکتال پستان به میوم رحمی را در یک خانم 52 ساله معرفی میگردد که با تشخیص میوم رحم در شهریور سال 1392 در بیمارستان امامخمینی (ره) تهران تحت عمل هیسترکتومی قرار گرفته بود. در بررسی هیستوپاتولوژی در جدار میومتر کانونی از پرولیفراسیون سلولهای دوکی بدون آتیپی سلولی همراه با ساختارهای غددی اپیتلیالی با هستههای هایپرکروم و استرومای دسموپلاستیک دیده شد. نتایج بهدستآمده در بررسی رنگآمیزی ایمونوهیستوشیمی نشانگر مثبت بودن GCDFP15 بود که وجود متاستاز کارسینوم داکتال پستان را تایید نمود.
نتیجهگیری: با وجود اینکه متاستاز سرطان پستان به ارگانهای تناسلی شایع نیست اما کارسینوم پستان اولین علت متاستاز از بدخیمیهای با منشا غیرتناسلی به رحم بهشمار میرود. متاستاز به میوم رحمی نادر است.