20 نتیجه برای حبیبی
مصطفی حبیبی ، ثابتی ،
دوره 1، شماره 1 - ( 1-1321 )
چکیده
مصطفی حبیبی ،
دوره 1، شماره 4 - ( 1-1322 )
چکیده
مصطفی حبیبی ،
دوره 1، شماره 10 - ( 1-1322 )
چکیده
عبدالله حبیبی،
دوره 12، شماره 7 - ( 1-1334 )
چکیده
عبدالله حبیبی،
دوره 12، شماره 9 - ( 1-1334 )
چکیده
عبدالله حبیبی،
دوره 22، شماره 5 - ( 2-1343 )
چکیده
مهدی زینلیزاد، هوشنگ صابری، سید علی فخر طباطبایی، علی طیبی میبدی، زهره حبیبی،
دوره 66، شماره 1 - ( 1-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: هیپومنیزمی بهطور شایع در بیماران مبتلا به خونریزی زیر عنکبوتیه (SAH) آنوریسمال که در بیمارستان بستری میشوند رخ میدهد و با پیآمد بد همراهی دارد. در این مطالعه شیوع و توزیع زمانی هیپومنیزمی بعد از SAH آنوریسمال و ارتباط آن را با شدت SAH، ایسکمی تأخیری مغزی Delayed Cerebral Ischemia (DCI) و پیآمد نورولوژیک بیماران بعد از سه ماه بررسی نمودیم.
روش بررسی: منیزیم سرم در 60 بیماری که در طی 72 ساعت اول بعد از SAH آنوریسمال در بیمارستان بستری شده بودند اندازهگیری شد. بیماران بهمدت سه هفته یا تا زمان ترخیص از بیمارستان تحت پایش دقیق قرار گرفتند و دادهها با آزمون دقیق فیشر Fisher's exact test مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: در هنگام بستری هیپومنیزمی (mg/dL 9/0Mg<) در 22% بیماران وجود داشت که با وقوع DCI بیشتر همراهی داشت. (028/0p=) در حالیکه در روزهای 7-4 و هفته دوم بعد از وقوع SAH شیوع هیپومنیزمی بهترتیب 17% و 22% بود که هر دو با پیآمد بالینی سه ماهه نامطلوب ارتباط معنیدار داشتند (038/0p=، 018/0p=) اما هیپومنیزمی در 72 ساعت اول با پیآمد بالینی سه ماهه ارتباط معنیداری نداشت (758/0p=).
نتیجهگیری: هیپومنیزمی بعد از SAH آنوریسمال رخ داده و سطح سرمی پایین منیزیم در هنگام بستری میتواند پیشگوییکننده وقوع DCI باشد در حالیکه هیپومنیزمی در روزهای 7-4 و هفته دوم پس از حادثه، پیشگوییکننده پیآمد بالینی بد بعد از سه ماه است.
محسن محمدی، علی میرجلیلی، غلام رضا حبیبی، شیرزاد فلاحی، عبدالفتاح صراف نژاد، افشار اعتمادی، سید مهدی بوترابی،
دوره 67، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: آنتیبادیهای علیه dsDNA بهصورت فراوان در سرم بیماران لوپوس اریتماتوس سیستمیک وجود دارد امروزه کیتهای تجاری الایزا از DNAها و اتصالگرهای مختلف DNA برای جداسازی آنها استفاده میکنند. این مطالعه بهمنظور ارزیابی دو منبع مختلف DNA و نیز دو نوع ماده اتصالگر مختلف DNA در سنجش الایزا صورت گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه DNA اشریشیا کلی (25922ATCC) و تیموس گوساله را با درجه خلوص بالا استخراج گردید و بهعنوان آنتیژن جهت کوتینگ و از دو ماده پلی-ال-لیزین و Methylated- BSA جهت پیش کوتینگ مورد استفاده و ارزیابی قرار گرفتند. جهت تعیین حساسیت و ویژگی از نمونههای سرمی از بیماران لوپوس اریتماتوس سیستمیک و افراد سالم اهدا کننده خون در مقایسه با تست ایمنوفلورسانس (IF) و کیت تجاری استفاده گردید با استفاده از نرمافزار SPSS ویراست 15 و آزمون McNemar بهمنظور تجزیه و تحلیل دادهها استفاده گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که Methylated- BSA واکنش غیر اختصاصی بسیار کمتری نسبت به پلی-ال-لیزین دارد همچنین حساسیت و ویژگی الایزا با DNA تیموس گوساله در مقایسه با تست ایمنوفلورسنس (IF) و کیت تجاری الایزا بهترتیب 80%، 88% و 100%، 98% بهدست آمد و الایزا با DNA اشریشیا کلی در مقایسه با تست ایمنوفلورسنس (IF) و کیت تجاری الایزا بهترتیب 73%، 69%، 85% و 79% بهدست آمد.
نتیجهگیری: DNA تیموس گوساله بالقوه منبع آنتیژن مفیدی جهت جداسازی آنتیبادیهای علیه dsDNA توسط آزمون الایزا است. همچنین استفاده از Methylated- BSA میتواند نقش موثری در کاهش واکنشهای غیراختصاصی نسبت به پلی- ال- لیزین داشته باشد.
محمدرضا قدیر، حسینعلی حبیبینژاد، اکرم حیدری، همایون واحدی،
دوره 69، شماره 6 - ( 6-1390 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و
هدف: درمان جاری سندرم روده تحریکپذیر
غالباً ناامیدکننده است. چندین مطالعه شاهد دار مزایای داروهای ضد افسردگی سه
حلقهای را برای سندرم روده تحریکپذیر بهویژه هنگامی که درد غالب است به اثبات
رساندهاند اما اثربخشی ضد افسردگیها در سندرم روده تحریکپذیر مورد اختلافنظر
است. هدف از این مطالعه مقایسه اثر دو داروی دوکسپین و نورتریپتیلین بر درمان
سندرم روده تحریکپذیر با غلبه اسهال بود.
روش
بررسی: 75 بیمار با تشخیص سندرم روده تحریکپذیر بر اساس معیارهای Rome III به مدت دو ماه
تحت درمان قرار گرفتند. بیماران به طور تصادفی به یکی از سه گروه تحت درمان با دوکسپین،
نورتریپتیلین یا دارونما وارد شدند. یکماه و دو ماه پس از درمان مورد ارزیابی
بالینی قرارگرفتند و علایم و عوارض دارویی در پرسشنامه ثبت شد. جمع امتیازات برابر
تعداد علایم موجود برای هر بیمار در نظر گرفته شد که بین صفر تا شش بود.
یافتهها: میزان بهبودی درد شکم و نفخ در گروه دوکسپین به طور معنیدار
بیشتر از نورتریپتیلین و دارونما بود (به ترتیب 001/0P= و 012/0P=).میزان بهبودی اسهال در گروه نورتریپتیلین
به طور معنیدار بیشتر بود (018/0P=). میانگین میزان بهبودی بیماران دو ماه پس از درمان در گروه
دوکسپین 56/2، در گروه نورتریپتیلین 2 و در گروه دارونما 6/0 بود (05/0P<).
نتیجهگیری: دوکسپین یا نورتریپتیلین در درمان
سندرم روده تحریکپذیر با غلبه اسهال در دوره درمانی دو ماه سودمند است. همچنین
داروی دوکسپین نسبت به نورتریپتیلین اثربخشی بهتری در درمان سندرم روده تحریکپذیر
با غلبه اسهال دارد. با این حال، مطالعات مقایسهای بزرگتر توصیه میشود.
شکوفه رادفر، سیده طاهره جزایری، حمید حقانی، مهدی حبیبی، سمیه السادات انوری،
دوره 69، شماره 12 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه و هدف : اختلال استرس بعد از حادثه ( PTSD ) یک اختلال اضطرابی است که با ایجاد علایم بعد از مواجهه با حوادث تروماتیک زندگی رخ میدهد. شیوع آن در تمام جنبههای زندگی یک فرد در امریکا 8% برآورد شده است. مشکلات شناختی همراه با PTSD شامل ضعف تمرکز و اختلال حافظه میباشد. با توجه به نقش مهم حافظه در سطح عملکرد این مطالعه قصد دارد تا وضعیت حافظه را بررسی نماید. روش بررسی: در مجموع 100 بیمار مرد در دو گروه جانبازان مبتلا به PTSD توام با افسردگی (50 n= ) و بیماران افسرده غیر جانباز (50 n= ) بر اساس ملاکهای DSM-IV بررسی شدند. این بیماران از لحاظ شدت افسردگی، جنس، سن، سطح تحصیلات، وضعیت تأهل با یکدیگر همسان شدند. پرسشنامههای دموگرافیک، میسیسیپی، چک لیست اختلال استرس بعد از حادثه (PCL) ، افسردگی بک و حافظه وکسلر توسط یک روانشناس تکمیل شد. یافتهها: بین شدت علایم PTSD ، مدت ابتلا به آن و تاثیرشان بر حافظه ارتباط معنیداری وجود نداشت (05/0 P> ). فقط بین اطلاعات شخصی و عمومی با تجربه مجدد خاطرات همبستگی منفی وجود داشت (05/0 P< ). هر چه سن بالاتر از 45 سال، سطح تحصیلات پایینتر از دیپلم، افسردگی شدیدتر و مدت زمان حضور در جبهه بیشتر باشد تاثیر آن بر اختلالات حافظه نیز بیشتر خواهد بود. نتیجهگیری: یافتههای حاصل از این تحقیق نشان داد گرچه هر دو اختلال استرس بعد از حادثه و افسردگی بر حافظه موثر هستند، وضعیت حافظه در بیماران مبتلا به PTSD توام با افسردگی و بیماران افسرده مزمن تفاوتی ندارد.
بهاره حبیبی، بهجت سیفی، حمیدرضا صادقیپور رودسری، علیاکبر امیرزرگر، سید محمد حسین نوری موگهی،
دوره 71، شماره 12 - ( اسفند 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: واریکوسل اتساع شبکه وریدی طناب اسپرماتیک است که اثرات تخریبی و وابسته به زمانی را سبب میشود. از اینرو اثرات آن را در طول زمان بر میزان IL-6 و اینترفرون-گاما در سرم و بافت بیضه، بر تعداد سلولهای سرتولی و اسپرماتوگونی، قطر لولههای منیساز و فعالیت اسپرم در موشهای نابالغ بررسی نمودیم.
روش بررسی: تعداد 36 سر موش نابالغ (6-5 هفته) بررسی شدند. گروه شم تحت عمل جراحی شم قرار گرفت و در گروه واریکوسل با بستن ورید کلیوی، واریکوسل القا گردید. 9، 11 و 13 هفته بعد از جراحی، نمونهی سرم، سمن و بافت بیضه برای بررسیهای بافتشناسی (شمارش سلولهای سرتولی، اسپرماتوگونیا، قطر لولههای منیساز)، درصد تحرک و زندهمانی اسپرم و میزان سایتوکینها جمعآوری شد.
یافتهها: واریکوسل سبب افزایش معناداری در غلظت IL-6 و INF-γ سرم و بافت بیضه در مقایسه با گروه شم و گروه واریکوسل زمان قبل شد )]18±142V.S 76±442)W11 (86±266V.S 77±605)W13:IL-6 سرم ](21±300V.S 36±1148)W11 (21±300V.S 36±1148)W13:IL-6 بافت[. ](212±488V.S 38±1578)W11 (320±1002V.S 707±2025) W13: INF-γ سرم[، ](10±62V.S 17±135)W11 (2±91V.S 16±182)W13: INF-γ بافت[ (05/0>P).
واریکوسل با گذشت زمان تعداد سلولهای سرتولی (05/0>P) و اسپرماتوگونی را نسبت به گروه شم و گروه واریکوسل قبل کاهش داد (05/0>P). در بررسی لولههای منیساز، قطر داخلی، خارجی و ضخامت آن در مقایسه با گروه شم مربوطه و گروه واریکوسل قبل کاهش داشت. ](2/10±103V.S 2/12±104)W11 (2/12±123V.S 7/1±100)W13: قطر داخلی[، ](6/9±207V.S 4/7±238)W11 (7/13±244V.S 6/9±207)W13: قطر خارجی[، ](2/5±76V.S 5/1±64)W11 (4/0±62V.S 2/5±76)W13: ضخامت لایه اپیتلیالی[ (05/0>P). در همهی گروهها، تمام گونههای تحرک و زندهمانی اسپرم در مقایسه با گروه شم مربوطه کاهش یافت (05/0>P).
نتیجهگیری: القای واریکوسل با گذشت زمان اثرات مخربی بر سطح سایتوکینهای التهابی دارد و سبب کاهش تعداد سلولهای سرتولی، اسپرماتوگونی، کاهش قطر لولههای منیساز و کاهش تحرک و زندهمانی اسپرم میگردد.
رضا حبیبیان، نوروز دلیرژ، امیر عباس فرشید،
دوره 73، شماره 5 - ( مرداد 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: آسم آلرژیک یک بیماری التهابی سیستم تنفسی میباشد. تجویز گلوکوکورتیکواستروییدها جهت کاهش علایم این بیماری رایج میباشد. هدف از این پژوهش ارزیابی اثر تجویز سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان بر روی مکانسیمهای اصلی ایجاد التهاب در مدل آسم آلرژیک موش بود.
روش بررسی: این پژوهش مدل حیوانی، بر روی موشهای سوری نژاد خالص خریداریشده از انستیتو پاستور ایران و در پژوهشکده زیست فناوری دانشگاه ارومیه از مرداد 1393 تا اسفند 1393 بهانجام رسید. جهت ایجاد آسم آلرژیک، حساسسازی در موشها توسط تجویز آلبومین سفیده تخممرغ انجام شد. سلولهای بنیادی از مغز استخوان موشها جداسازی شد. برای برداشت نمونه موشها کشته شده و نمونه خون، مایع شستشوی ریه و طحال دریافت گردید.
یافتهها: تجویز سلولهای بنیادی مزانشیمی موجب کاهش تعداد کل سلولها از 7/22±6/176 به 6/3±2/44 (019/0P=) و ائوزینوفیلهای مایع شستشوی ریه از 3/18±2/132 به 2/4±9/43 (033/0P=) گردید و سبب کاهش IgE از 1/46±4/374 به 5/21±2/130 (002/0P=) شد. با تجویز سلولهای بنیادی مزانشیمی سایتوکینهای سلول Th2 (IL-4 از 2/6±3/65 به 9/2±4/31 (004/0P=) و IL-5 از 8/21±6/129 به 7/4±6/48 (005/0P=) کاهش یافته، سایتوکین سلول Treg (TGF-β از 5/3±8/30 به 9/7±4/80 (008/0P=) افزایش داشته و سایتوکین سلول Th1 (IFN-γ از 6/33±9/384 به 3/54±2/539 (039/0P=) افزایش نشان داد.
نتیجهگیری: تجویز سلولهای بنیادی مزانشیمی تاثیر مهارکنندگی بر التهاب ناشی از آسم آلرژیک در مدل موش داشته و میتواند بهعنوان یک راهکار درمانی موثر در درمان آسم آلرژیک بررسی شود.
نسرین دودانگی، نسترن حبیبی،
دوره 74، شماره 3 - ( خرداد 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال بیشفعالی کمتوجهی از شایعترین اختلالات روانپزشکی دوران کودکی است. اتوموکستین و داروهای محرک خط اول درمان این اختلال میباشند. اما این داروها در ۲۵% مبتلایان بهدلیل عدم تأثیر و یا بروز عوارض جانبی قابل استفاده نمیباشند. هدف از انجام این مطالعه مقایسه تأثیر متیلفنیدیت (دارویی از دسته محرکها) و دولوکستین (داروی مهارکننده بازجذب نوراپینفرین و سروتونین) در درمان کودکان دارای این اختلال بود.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی که از مهر ۱۳۹۱ تا تیر ۱۳۹۳ در مراکز درمانی اخوان و رفیده در تهران انجام شد، ۲۴ کودک شش تا ۱۱ ساله دارای تشخیص اختلال بیشفعالی کمتوجهی بهمدت شش هفته تحت درمان با متیلفنیدیت یا دولوکستین قرار گرفتند (۱۳ نفر در گروه دولوکستین و ۱۱ نفر در گروه متیلفنیدیت وارد شدند). تأثیر دارو بر درمان با استفاده از مقیاس کانرز والدین (Conners Parent Rating Scale, CPRS) و مقیاس سنجش علایم بیشفعالی مقایسه شد.
یافتهها: ۲۰ کودک (۱۰ نفر در هر گروه) کارآزمایی را به پایان رسانیدند. در هر دو گروه نمرات مقیاسهای شدت علایم بیشفعالی پس از شش هفته نسبت به نمرات پایه کاهش نشان داد. اما این کاهش در گروه متیلفنیدیت بهطور معناداری بیشتر از گروه دولوکستین بود (001/0P<). شایعترین عارضه در گروه دولوکستین مشکلات گوارشی (%40) و در گروه متیلفنیدیت بیاشتهایی (%70) بود.
نتیجهگیری: تأثیر داروی متیلفنیدیت در کاهش علایم اختلال بیشفعالی کمتوجهی از داروی متیلفنیدیت بیشتر است. عوارض دارویی دولوکستین بهنسبت قابل تحمل است.
علیرضا حبیبی، سید عطااله سادات شاندیز، علی صالحزاده، زینب مرادی شوئیلی،
دوره 78، شماره 7 - ( مهر 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان ریه، بیماری با مرگومیر بالاست که درمانهای دارویی مرسوم در کنترل آن موفقیت چندانی نداشته است. فعالیت شلاتهکنندههای آهن در تحقیقات مختلف، یک راهبرد درمانی جدید مورد توجه دانشمندان بوده است. هدف اصلی این تحقیق سنتز کمپلکس جدیدی از نانوذرات اکسید آهن عاملدار با تیوسمیکاربازون
(Fe3o4 thiosemicarbazone complex) و بررسی ویژگی ضد تکثیری آن علیه رده سلولی A549 سرطان ریه بود.
روش بررسی: این مطالعه تجربی از شهریور 1397 تا شهریور 1398 در دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت انجام گرفت. ابتدا به روش واکنش متراکمسازی گروههای آمینی و آلدییدی، تیوسمی کاربازون (PTSC) سنتز شد. نانوذرات Fe3O4 به روش همرسوبی در حضور گلوتامیک اسید سنتز شدند. کمپلکس Fe3O4@Glu از طریق گروهای عاملی در PTSC عاملدار شد. ویژگیهای ریخت شناسی کمپلکس از طریق میکروسکوپ الکترونی روبشی مشخص شد. بقاء سلولی در غلظتهای 5/62، 125، 250، 500 وµg/ml 1000 به روش MTT بررسی شد. تغییرات سطح بیان ژن NDRG1 به روش qRT-PCR با استفاده از فرمول 2–ΔΔCt محاسبه شد.
یافتهها: تصاویر SEM، کروی بودن کمپلکس Fe3O4@Glu/PTSC را تایید نمود. اندازه نانوذرات یکنواخت و درحدود nm 23-52 بود. نتایج MTT، ویژگی ضد تکثیری این کمپلکس را در غلظتهای مختلف تایید نمود (µg/ml 6/135 (IC50=. ژن NDRG1 در سلولهای تیمار شده، پس از 12 ساعت، 8/1 برابر افزایش بیان داشت. در حالیکه پس از 24 ساعت انکوباسیون، این ژن کاهش بیان 67/0 نسبت به گروه کنترل از خود نشان داد.
نتیجهگیری: نتایج این تحقیق نشان داد که Fe3O4@Glu/PTSC با کاهش بیان NDRG1، اثرات ضد تکثیری مناسبی علیه سلولهای سرطان ریه دارد.
زهره حبیبی، سید مرسل مسلمی عقیلی، سید امیرحسین جوادی، آرش سیفی، کورش کریمی یارندی، سید علی دهقان منشادی، فرشته نادری بهدانی،
دوره 79، شماره 2 - ( اردیبهشت 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: جراحی اعصاب در بحران پاندمی کووید-19 با چالشهای بسیاری روبهرو است. به همین جهت، راهنمای حاضر جهت کمک به تصمیمگیری جراحان اعصاب و کادر درمان و همچنین حفاظت جان بیماران و کادر درمان در شرایط بحران کرونا تهیه گردیده است.
روش بررسی: ابتدا راهنماهای بالینی مرتبط با موضوع، با جستجو در پایگاههای اطلاعاتی استخراج شدند و تعداد پنج راهنمای بالینی انتخاب شدند. به کمک این راهنماها آیتمها و سوالات و همچنین پاسخ هر یک از سوالات نیز استخراج شد. برای یافتن شواهد تکمیلی برای پاسخ دادن به سوالات مطرح شده، مجددا در پایگاهها جستجو انجام شد. در نهایت، پاسخها بهصورت توصیه، ویرایش شد و به صورت یکدست درآمد. این توصیهها برای چهار نفر از صاحبنظران متخصص جراحی مغز و اعصاب و دو نفر از صاحبنظران متخصص عفونی ارسال شد. اساتید صاحب نظر، نمرهدهی به توصیهها را طبق معیار ارزیابی AGREE-REX (در سه حوزه کاربرد بالینی، ارزشها و منافع و قابلیت اجرا) انجام دادند. حداقل میزان توافق در هر حوزه ارزیابی 80% در نظر گرفته شد و توصیههای مورد توافق بهعنوان توصیه نهایی در نظر گرفته شدند.
یافتهها: توصیههای نهایی، در بخش یافتهها آورده شده است.
نتیجهگیری: استفاده از وسایل حفاظت فردی، کاهش ارتباط غیرضروری کادر درمان با بیماران، استفاده از تله مدیسین، تهویه مناسب هوا، غربالگری بیماران، کاهش اعمال جراحی الکتیو، استفاده از روشهای کمتر تهاجمی و مدیریت تولید آئروسولها، کاهش روش ترانس اورال و ترانس نازال از مهمترین توصیههای این راهنما هستند.
هاجرالسادات قادری، زهرا نورمحمدی، مهدی حبیبی انبوهی، فاطمه کاظمی لمعه دشت، مهدی بهدانی،
دوره 79، شماره 4 - ( تیر 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: پروتیین SLC39A6 (solute carrier family 39) یا LIV-1 یک پروتیین انتقالدهنده روی میباشد که در سرطانهای استروژن مثبت مانند سرطان سینه بیان بیشازحد دارد. افزایش بیش از حد غلظت روی میتواند محرک تقسیم سلولی نامنظم و سرطان و متاستاز شود. بنابراین مهار پروتیینهای انتقالی روی میتواند در درمان سرطان موثر باشد. پروتیین LIV-1 میتواند بهعنوان یک نشانگر تشخیصی مناسب سرطان نیز در روشهای آزمایشگاهی مورد استفاده قرار گیرد. مطالعه حاضر جهت تهیه پلیکلونال آنتیبادی شتری برای شناسایی پروتیین LIV-1 در سطح سلول صورت گرفته است.
روش بررسی: مطالعه پژوهشی حاضر در انستیتو پاستور ایران، از مهر 1397 تا اسفند 1398 انجام شد. در ابتدا سازه ژنی بیانی حاوی LIV-1 انسانی تهیه و به باکتری E.coli BL21 انتقال داده شد و بیان این پروتیین با IPTG القا شد و سپس بهوسیله ستون کروماتوگرافی تمایلی، پروتیین نوترکیب تخلیص گردید. سپس حیوان شتر یا استفاده از این پروتیین ایمنسازی شد. سرم حیوان ایمن شده جدا گردید و عملکرد پلیکلونال آنتیبادی در تستهای تشخیصی الایزا وسترن بلات و فلوسیتومتری در شناسایی پروتیین LIV-1 مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان دادند که پروتیین LIV-1 بهخوبی تخلیص شده است و شتر علیه این پروتیین ایمن شده است. با توجه به نتایج، وسترن بلات، الایزا و فلوسایتومتری نشان داده شد این سرم قابلیت اتصال و شناسایی پروتیین LIV-1 را دارا میباشد.
نتیجهگیری: در این پژوهش نشان داده شد که آنتیبادی پلیکلونال شتری قابلیت استفاده در روشهای آزمایشگاهی را دارد و میتواند برای تستهای ایمونولوژی و کاربردهای درمانی مورد توجه قرار گیرد.
ابراهیم جعفریپویان، حانیه السادات سجادی، مریم تاجور، الهام احسانی چیمه، ایمان فلاح، فرهاد حبیبی،
دوره 80، شماره 6 - ( شهریور 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: شیوع بیماریهای نوپدید و بازپدید و پیشبینی ناپذیر بودن آنها منجر به افزایش توجه بهضرورت آمادگی مراکز بهداشتی و درمانی در مقابله با این پدیده شده است. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی آمادگی بیمارستانهای تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران در مواجهه با کووید 19 انجام شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر با بهرهگیری از رویکرد کمی بهصورت توصیفی مقطعی در بازه زمانی مهر تا اسفند 1399 انجام شد. محیط پژوهش شامل همه بیمارستانهای دولتی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران بود. جامعه پژوهش شامل روسا، مدیران، مسئولین دفاتر بهبود کیفیت و دبیران بحران کلیه بیمارستانهایی بود که در مدیریت بیماران کوید 19 مشارکت داشتند. برای جمعآوری دادهها از چکلیستهای استاندارد تهیه شده توسط مرکز اروپایی پیشگیری و کنترل ویروس کرونا و مراکز کنترل و پیشگیری از بیماریها شامل هشت حیطه و 21 جزء استفاده شد. حداقل امتیازی که هر بیمارستان میتوانست کسب نماید 143 و حداکثر امتیاز 429 بود.
یافتهها: میانگین نمره آمادگی بیمارستانها (87%)۳۹۱ بهدست آمد. بیمارستان شماره 1 با کسب 425 امتیاز دارای بالاترین آمادگی و بیمارستان شماره 7 با کسب 349 امتیاز دارای کمترین آمادگی بودند. شش مورد از بیمارستانهای مورد مطالعه دارای آمادگی بیش از 90% و سه مورد دارای آمادگی کمتر از 90% بودهاند. بالاترین میزان آمادگی مربوط به حیطه بهداشت دست، تجهیزات حفاظت فردی و مدیریت زبالههای بیمارستانی و کمترین میزان آمادگی مربوط به استقرار بیماران، جابجایی بیماران در بیمارستان و دسترسی مراجعهکنندگان و ملاقاتکنندگان بود.
نتیجهگیری: میزان آمادگی نسبی بیمارستانها برای مواجهه با کوید 19 براساس نتایج این مطالعه نسبتا مناسب بود. ارزیابی مرتب بیمارستانهای مرجع کرونا و حتی سایر بیمارستانها میتواند به آمادگی بیشتر این بیمارستانها و شناسایی، رفع و تقویت نقاط ضعف آنها کمک نماید.
کامبیز افتخاری، آرمن ملکیانطاقی، ندا حبیبی،
دوره 80، شماره 9 - ( آذر 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: خونریزی گوارشی مرتبط با استرس یک عارضه مهم در کودکان بستری در بخش مراقبت ویژه است که میتواند منجر به عوارض جدی و حتی مرگ شود. مطالعات کمی در این زمینه در کودکان صورت گرفته و بیشتر روی بزرگسالان بوده است، این مطالعه جهت ارزیابی فراوانی و ریسک فاکتورهای مرتبط با خونریزی گوارشی در PICU طراحی شد.
روش بررسی: مطالعه بهصورت مقطعی در یک بازه زمانی سه ساله (از فروردین 1395 تا فروردین 1398) روی بیماران بستری در PICU بیمارستان بهرامی تهران انجام شد. حداقل حجم نمونه 380 نفر محاسبه شد. اطلاعات دموگرافیک، تشخیص هنگام بستری، بیماری زمینهای و آزمایشات اولیه در طی 24 ساعت اول بستری ثبت و برای ارزیابی یافتهها از Fisher’s exact test استفاده شد، 05/0P< معنادار در نظر گرفته شد.
یافتهها: 462 بیمار وارد مطالعه شدند. حدود 58% مرد بودند. 21/42% زن بودند. بیشترین پراکندگی در نمونههایی که خونریزی گوارشی داشتند، در چند روز اول بعد از بستری اتفاق افتاده بود. بیشترین ارگان درگیر، ریه بود. میانگین سنی 48 ماه بود. مدت بستری بهطور متوسط 10 روز بود. حدود 11% کودکان دچار خونریزی گوارشی فوقانی شدند. در روز اول و دوم بستری بهترتیب 21/21% و 12/12% خونریزی گوارشی فوقانی روی داد. 56% بهصورت ترشحات Coffee ground، 34% بهصورت خون تازه (Fresh) و 10% بهصورت ملنا بود. 50% موارد خونریزی گوارشی فوقانی بعد از اینتوباسیون، 24/38% قبل ازاینتوباسیون و فقط 76/11% بعد از اکستوباسیون اتفاق افتاده بود. استفاده از ونتیلاتور، بیماریهای ریوی، انعقادی و خونی بهطور معناداری در بیماران با خونریزی گوارشی بیشتر دیده شد. (001/0P<) ولی در این گروه ارتباط معناداری با بیماریهای قلبی، عصبی، کبدی و کلیوی دیده نشد (05/0P>).
نتیجهگیری: بروز خونریزی گوارشی فوقانی در بیماران بستری در بخش مراقبت ویژه کودکان خطر جدی میباشد و مهمترین ریسک فاکتور، تهویه مکانیکی میباشد. سایر ریسک فاکتورها، بیماریهای ریوی، انعقادی، هماتولوژی و اونکولوژی میباشند. استفاده از مهارکنندههای اسید بهخصوص H2blocker ها میتواند منجر به کاهش شیوع خونریزی گوارشی فوقانی شود.
مهدی اکبرزاده، دانیال حبیبی، گودرز کلیفرهود، محمد بیدخوری، فریدون عزیزی، مریم السادات دانشپور،
دوره 80، شماره 11 - ( بهمن 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: روش تصادفیسازی مندلی نسل جدیدی در روش تحلیل آماری است که از تغییرات ژنتیکی، بهعنوان متغیرهای ابزاری در دادههای حاصل از مطالعات غیرتجربی بهمنظور ارزیابی و برآورد تاثیرات علّی عوامل خطر استفاده میکند.
روش بررسی: دادههای این پژوهش مقطعی از دی 1381 تا مهر 1399 از پایگاه PubMed جمعآوری شده است. روش تصادفیسازی مندلی رویکردی برمبنای روشهای متاآنالیز است.
یافتهها: در این پژوهش به معرفی روش تصادفیسازی مندلی، طرحهای مطالعه آن، روشهای آماری موجود برای برآورد، محدودیتهای این روش و بستههای نرمافزاری موجود برای اجرای آن پرداخته شد.
نتیجهگیری: هنگامی که ما بهدنبال یافتن ارتباط علیتی هستیم اما امکان استفاده از کارآزمایی بالینی بهعنوان روش استاندارد وجود ندارد، میتوان از طرح تخصیص تصادفی مندلی بهعنوان روشی قدرتمند در مطالعات مشاهدهای استفاده کرد.
محمد روحانی، سید امیرحسن حبیبی، الهه امینی، امید آریانی، مهدی دادفر، حمزه زنگنه،
دوره 80، شماره 11 - ( بهمن 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: کرهآکانتوسیتوز یک بیماری اتوزوم مغلوب است که معمولاً در دهه سوم و با تشنج و اختلالات حرکتی-رفتاری تظاهر مییابد. با توجه به اینکه تاکنون بررسی جامع و گستردهای از علایم بالینی و رادیولوژیک بیماران کرهآکانتوسیتوز در ایران انجام نشده است در این مطالعه سعی شده است علایم بالینی و تظاهرات رادیولوژیک در بیماران کرهآکانتوسیتوز مورد بررسی قرار گیرد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی که از فروردین 1397 لغایت اسفند 1398 انجام گردید 27 بیمار مراجعهکننده به درمانگاه بیمارستان رسول اکرم (ص) با علامت بالینی کره، وجود آکانتوسیت بیش از 10% در اسمیر خون، شناسایی شدند و علایم بالینی و تصویربرداری مغز آنها توسط دو فلوشیپ اختلالات حرکتی مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: از بیماران مورد مطالعه 18 نفر مرد و 9 نفر زن بودند. 16 بیمار دارای تشنج بودند و از نظر اختلالات حرکتی 21 نفر دیستونی خوردن داشتند که از این تعداد 71% مرد و 28% زن بودند، 18 نفر تیک موتور و صوتی، 11 نفر اختلال حرکات چشمی و 11 نفر گاز گرفتن زبان و لب داشتند. 23 بیمار فاقد رفلکس بودند. شیوع تشنج 55% بود ودر 94% بیماران از نوع ژنرالیزه بود. با در نظر گرفتن تمامی اختلال حرکتی بیماران، بروز اختلال حرکتی دیستونی در خوردن در مردان بهطور معناداری از زنان بیشتر بود (049/0=P). در امآرای مغز بیماران آتروفی کودیت و افزایش سیگنال در کودیت و پوتامن در سکانس T2/Flair رویت شد.
نتیجهگیری: در این مطالعه همه بیماران دارای اختلال حرکتی کره بودند اما شایعترین اختلال حرکتی بعد از کره، دیستونی خوردن بود. با در نظر گرفتن تمامی اختلال حرکتی بیماران، مردان در بروز اختلال حرکتی دیستونی در خوردن مستعدتر از زنان هستند. ولی این موضوع برای سایر اختلالات حرکتی یافت نشد.