جستجو در مقالات منتشر شده


5 نتیجه برای حسین‌پور

سید حسین میرهندی، حسن آدین، محمد رضا شیدفر، پریوش کردبچه، سید جمال هاشمی، مریم موذنی، لیلا حسین‌پور، علی رضایی مته‌کلایی،
دوره 66، شماره 9 - ( 9-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: شناسایی کاندیداها از نظر تشخیصی، درمانی، اپیدمیولوژیک و بیولوژیک واجد اهمیت است. در این مطالعه رویکرد جدیدی از متدهای مبتنی بر DNA برای شناسایی کاندیداهای مهم پاتوژن استفاده شد و فقط با انجام واکنش PCR و بدون نیاز به روش‌های بعد از PCR گونه‌های مهم کاندیدا به‌سهولت از یکدیگر متمایز شدند.
روش بررسی:
این مطالعه، یک بررسی توصیفی- تجربی و نمونه‌های مورد آزمون شامل استرین‌های استاندارد و 60 ایزوله از بیماران بود. DNAی همه نمونه‌ها به‌روش glass-beads و فنل- کلروفرم استخراج و برای PCR از پرایمرهای ITS1، ITS2، ITS3 و ITS4 که دو قطعه ITS1 و ITS2 را تکثیر می‌نمایند استفاده شد. گونۀ مخمر با توجه به الگوی الکتروفورتیک حاصله و با در نظر گرفتن اندازه‌های به‌دست آمده از آنالیز سکانس‌ها تشخیص داده می‌شد. 

یافته‌ها: با بررسی کامپیوتری ده‌ها توالی مربوط به مخمرهای مختلف، مشخص شد که قطعات ITS1 و ITS2 در هر گونه مخمر اندازه مخصوصی دارند، لذا با تکثیر هر کدام از این قطعات و آنگاه اندازه‌گیری وزن آنها با الکتروفورز می‌توان هویت مخمرها را مشخص کرد. به‌روش فوق گونه‌های بیماری‌زای کاندیداها شامل آلبیکنس، تروپیکالیس، گلابراتا، پاراپسیلوزیس، کروزه‌ای، گیلیرموندی، کفیر، لوزیتانیا و روگوزا به روشنی قابل تشخیص گردیدند ولی افتراق کاندیدا آلبیکنس از کاندیدا دابلینینسیس با این روش میسر نبود. همه ایزوله‌های بالینی با این روش تشخیص داده شدند.

نتیجه‌گیری: در این مطالعه کارایی روشی ساده چه برای شناسایی استرین‌های مخمری استاندارد و چه برای شناسایی ایزوله‌های بالینی، نشان داده شد و به‌نظر می‌رسد که قابل توسعه برای تعیین هویت سایر مخمرها نیز می‌باشد.


مهدی زارعی، انسیه زیبافر، روشنک داعی قزوینی، محسن گرامی شعار، زینب برجیان بروجنی، لیلا حسین‌پور، سید جمال هاشمی،
دوره 70، شماره 12 - ( 12-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: علی‌رغم بحث‌انگیز بودن نقش اتیولوژیک مالاسزیا در بیماری اونیکومایکوزیس به‌دلیل عدم اثبات توانایی کراتینولیتیکی آن، اغلب موارد گزارش شده در دنیا (نه ایران)، اونیکومایکوزیس زیر ناخنی دیستالِ(Distal subungual onychomycosis)) بوده و موردی از اونیکومایکوزیس پروکسیمال (Proximal onychomycosis) که در این گزارش توصیف می‌شود، در کشور گزارش نشده است.
معرفی‌بیمار: خانمی 56 ساله، ساکن تهران، تحت درمان به‌دلیل ابتــلا به بیماری‌های قلـبی، روحــی و روانـی و نوسان قند خون، با هیپرکراتوزیس ناحیه پروکسیمال ناخن‌های دو انگشت دست و تشخیص کلینیکی اونیکومایکوزیس، جهت تشخیص، در اردیبهشت ماه ســال 91 به آزمایشگاه ارجــاع و پس از انجام نمونه‌برداری و آزمایشات افتراقی، مالاسزیا فورفور به‌عنوان عامل بیماری شناسایی شد.
نتیجه‌گیری: علی‌رغم اثبات نشدن خاصیت کراتینولیتیکی مالاسزیا فورفور، این گونه می‌تواند عامل اتیولوژیک اونیکومایکوزیس پروکسیمال بوده که خاصیت تهاجمی این گونه را مطرح کرده و اهمیت بالینی آن، انتقال آسان‌تر عامل بیماری به بیماران بستری در بیمارستان و سایر افراد می‌باشد.


هادی قره‌باغیان آذر، آذر قاسمی، الهه حسین‌پور،
دوره 80، شماره 9 - ( آذر 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: میگرن یک بیماری عودکننده است که مکانیسم قطعی آن ناشناخته می‌باشد. باتوجه به اینکه یکی از پاتوفیزیولوژی‌های پیشنهادشده برای بیماری میگرن، بر نقص عملکرد میتوکندریایی سلول‌های مغزی و افزایش استرس‌های اکسیداتیو و به‌دنبال آن آسیب‌های عصبی-عروقی دلالت دارد، در این تحقیق تلاش گردیده تا کارایی کوآنزیم Q10 در پیشگیری سردردهای میگرنی مورد بررسی قرار گیرد.
روش بررسی: این پژوهش به‌صورت کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور بر روی 112 بیمار با تشخیص میگرن و مراجعه‌کننده به درمانگاه مغز و اعصاب بیمارستان امام رضا کرمانشاه از فروردین تا شهریور 1397 صورت پذیرفت. بیماران به‌صورت کاملاً تصادفی به دو گروه مساوی تقسیم شدند. برای هر دو گروه پروپرانولول mg 40 تجویز شد. به گروه اول به‌عنوان گروه مداخله mg 60 در روز CoQ10 در همراهی با درمان پیشگیرانه قبلی تجویز گردید. سپس اختصاصات کمی و کیفی سردردهای میگرنی نظیر تهوع و استفراغ، فوتوفوبی، فونوفوبی، شدت، مدت ‌زمان حمله و فرکانس سردرد از طریق Student's t-test، Mann-Whitney U test و Wilcoxon مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافته‌ها: نتیجه گرفته شد که میزان تاثیر mg 60 مکمل CoQ10 درکنار mg 40 پروپرانولول روزانه در بیماران دارای سردردهای میگرنی باعث بهبود بیشتر علایم نسبت به دریافت پروپرانولول mg 40 روزانه می‌شود. در گروه مداخله تهوع و استفراغ، فوتوفوبی و شدت سردرد به‌طور معناداری نسبت به گروه کنترل بهبود داشته، با این وجود فونوفوبی، فرکانس و مدت زمان حمله سردرد در گروه مداخله تفاوت معناداری با گروه کنترل نداشته است.
نتیجه‌گیری: اضافه کردن مکمل CoQ10 به رژیم‌های روتین پروفیلاکسی میگرن، می‌تواند باعث کاهش شدت سردرد و برخی علایم همراه شود و عارضه جانبی قابل‌توجهی به‌همراه ندارد. به این ترتیب Q10 یک انتخاب مناسب در بیمارانی است که به رژیم دارویی استاندارد پاسخ کافی نمی‌دهند.

زهره‌السادات میری‌پور، مهسا فرامرزپور، پریسا آقایی، الهام شیرعلی، سهیلا سرمدی، پریسا حسین‌پور، محمد عبدالاحد،
دوره 80، شماره 10 - ( دی 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: اگرچه سرطان دهانه رحم در زنان بالغ با آزمایش‌های تشخیصی زودهنگام، قابلیت درمان و مدیریت بیماری بهتری دارد، اما تشخیص دقیق و سریع هرگونه نشانه‌ای از ضایعات نئوپلازی درون اپی‌تلیالی دهانه رحم و دیسپلازی پرخطر در هر مرحله‌ای بسیار مهم است. اگر هر سلول پیش‌سرطانی/مشکوک غیرطبیعی در فرآیند تشخیصی مرسوم (پاتولوژی) شناسایی نشود، نمی‌توان آن را پیش از تبدیل ضایعه به سرطان دهانه رحم درمان کرد و در نتیجه میزان بقای بیماران را افزایش داد.
روش بررسی: در این مطالعه بالینی که یک مطالعه آزمایشی و غیرتصادفی است، کارایی و دقت تشخیصی حسگر سنجش الکتروشیمیایی متابولیسم گلیکولیز در سلول‌های سرطانی (HEA) بر روی نمونه‌های تازه خارج شده از دهانه رحم 40 بیمار کاندید کونیزاسیون بدلیل سابقه حضور سلول‌های غیرطبیعی در نتایج پاپ اسمیر آنها از تاریخ 31/5/1397 تا 31/3/1400، در بخش زنان بیمارستان یاس، دانشگاه علوم پزشکی تهران و بیمارستان‌های وابسته بررسی شد.
یافته‌ها: دقت آستانه جریان الکتروشیمیایی نه جریانی الکتروشیمیایی ROS/H2O2 به‌دست آمده توسط حسگر برای تمایز نواحی سرطانی از غیر آن، بیش از 95% بود (0001/0P<) که نشان از رابطه معنادار بین افزایش جریان الکتروشیمیایی و وجود CIN داشت. در این مطالعه، یک طبقه‌بندی تشخیصی بالینی همسان بین نتایج پاتولوژیک بافت‌های آزمایش شده و پاسخ الکتروشیمیایی ROS/H2O2 تشخیصی حسگر، براساس طبقه‌بندی CIN پیشنهاد شد.
نتیجه‌گیری: ارزیابی پاتولوژیکی بیشتر نمونه‌های آزمایش‌شده نشان داد که شناسایی الکتروشیمیایی متابولیسم گلیکولیز در نمونه‌های کونیزاسیون دهانه رحم توانست 10% از ضایعات CIN تشخیص داده نشده توسط پاتولوژی مرسوم را به‌درستی مثبت تشخیص دهد. از این‌رو به‌عنوان یک روش مکمل، قابلیت کمک به افزایش دقت و سرعت تشخیص ضایعات CIN در مرحله کونیزاسیون دارد.

 
النا لک، اسکندر حاجیانی، جلال سیاح، زینب حسین‌پور، علیرضا صداقت،
دوره 81، شماره 11 - ( بهمن 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: فیبروز کبدی مرحله نهایی بیماری مزمن کبدی است. دیابت با ریسک بالای فیبروز کبدی در بیماران کبد چرب غیرالکلی همراه است. همراهی پره‌ دیابت و فیبروز کبدی در مطالعات قبلی چالش انگیز بوده است. هدف این مطالعه مقایسه فیبروز کبدی در بیماران مبتلا به دیابت و پره‌دیابت بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی-مقطعی بود که بر روی مبتلایان به دیابت و پره دیابت، مراجعه‌کننده به بیمارستان امام خمینی اهواز از فروردین تا اسفند1401 انجام گردید. فیبروز کبد با الاستوگرافی اندازه‌گیری شد. ارتباط بین فیبروز کبدی و سن، جنس، BMI، AST، ALT، ALKP، Bilirubin و نوع درمان در دو گروه بررسی شد.
یافته‌ها: در این مطالعه 53 نفر (9/63%) مبتلا به دیابت و 30 نفر (1/36%) مبتلا به پره دیابت بودند. 47 نفر مرد (6/56%) و 36 نفر زن (4/43%) بودند. میانگین سن افراد شرکت‌کننده در پژوهش 06/49 سال بود. بین میانگین شدت فیبروز کبدی در بیماران دیابتی و پره دیابتی اختلاف معنادار وجود داشت. میانگین شدت فیبروز کبدی در افراد دیابتی 29/11 و در افراد پره دیابتی10/9 بود. بین فراوانی درجه فیبروز کبدی در بیماران دیابتی و پره دیابتی اختلاف معنادار وجود داشت (044/0=P). درجه فیبروز کبدی در تمامی سطوح به جز در گروه با فیبروز خفیف یا بدون‌فیبروز     (F0-F1) در افراد دیابتی بیشتر از پره دیابتی بود. در بیماران دیابتی بین FBS و فیبروز کبدی ارتباط معنادار مشاهده شد (001/0=P).
نتیجه‌گیری: شدت فیبروز کبدی در بیماران دیابتی بیشتر از بیماران پره دیابتیک بود. پره دیابت نیز با ریسک افزایش‌یافته فیبروز کبدی همراه بود.

 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb