9 نتیجه برای خزاعی
مرضیه غفارنژاد، ندا ارجمند، زهرا خزاعیپور،
دوره 67، شماره 10 - ( 10-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم تخمدان پلیکیستیک (Polycystic ovary syndrome) از علل مهم اختلال در کار تخمکگذاری تخمدانها و در نتیجه، ناباروری میباشد. دو روش گونادوتروپینها و کوتریزاسیون لاپاراسکوپیک تخمدان در مواردی که درمان با کلومیفن با شکست مواجه میشود از گزینههای مهم هستند. هدف از انجام این مطالعه، بررسی و مقایسه میزان حاملگی با گونادوتروپینها و کوتریزاسیون لاپاراسکوپیک تخمدان در مبتلایان به تخمدان پلیکیستیک مقاوم به درمان کلومیفن میباشد. روش بررسی: نوع مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده میباشد که در خانمهای نازای مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک مقاوم به کلومیفن و مراجعهکننده به درمانگاه نازایی بیمارستان میرزاکوچکخان دانشگاه علومپزشکیتهران طی سالهای 87-82 انجام شده است. یافتهها: تعداد 50 خانم در هر گروه درمان به صورت تصادفی قرار داشتند که از نظر سن، تعداد سالهای نازایی اولیه، تعداد سالهای نازایی ثانویه، تفاوتی نداشتند. در گروه لاپاراسکوپی هشت مورد (16%) حاملگی بوده که همه موارد ترم شدهاند. در گروه گونادوتروپین، 14 مورد (28%) حاملگی بوده که 10 مورد ترم (20%) و چهار مورد (8%) سقط شدهاند. هزینه درمان در گروه گونادوتروپین بهطور معنیداری بیشتر از گروه لاپاراسکوپی بود (001/0p<). در آنالیز لوجستیک رگرشن، با کنترل اثر سن، شاخص توده بدن و هزینه درمان، نوع درمان (لاپاراسکوپی یا گونادوتروپین)، اثر معنیداری در پیشگویی حاملگی ترم نداشت. نتیجهگیری: گرچه درصد حاملگی در گروه گونادوتروپین، بیشتر از گروه لاپاراسکوپی بوده ولی موارد سقط نیز بیشتر بوده و در نهایت تفاوت معنیداری در حاملگی ترم بین دو گروه دیده نشد. در مجموع مطالعات بیشتری نیاز است تا در مورد مزایای این روشها بتوان تصمیمگیری نمود.
فیروزه اکبریاسبق، ماهک پاپن، زهرا خزاعیپور،
دوره 67، شماره 12 - ( 12-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: مقاومت بهانسولین در
مبتلایان به سندرم تخمدان پلیکیستیک، یکی از مارکرهای مهم پیامد بد درمان نازایی
میباشد. هدف ما از این مطالعه، بررسی نقش متفورمین در پیشگویی نتایج درمانی تزریق
اسپرم در سیتوپلاسم تخمک Intra Cytoplasmic Sperm Injection در بیماران نابارور مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک میباشد.
روش بررسی: در یک مطالعه
کارآزمایی بالینی دوسوکور تصادفی، با کنترل که در زنان نابارور 38-20 ساله، مبتلا
بهسندرم تخمدان پلیکیستیک کاندید ICSI،
مراجعهکننده به درمانگاه نازایی بیمارستان میرزا کوچکخان در طی سالهای 87-85 انجام
شد. بیماران در هر گروه درمانی متفورمین و پلاسبو، بر اساس شاخص توده بدنی (BMI)، به دو گروه تقسیم شدند.
یافتهها: از 52 خانم مورد
مطالعه، (50%)26 نفر گروه درمان با متفورمین و (50%)26 نفر گروه پلاسبو بودند.
درمان با متفورمین، در خانمهای با2kg/m BMI<28، باعث افزایش معنیدار تعداد
فولیکول بالغ، تعداد امبریو، تعداد اووسیت و تعداد اووسیت بالغ شد ولی در خانمهای
با (28&leBMI) مبتلا به PCOS،
اثر قابل ملاحظهای نداشته است. در خانمهای در هر دو گروه وزنی بالا و پایین
حاملگی شیمیایی و حاملگی کلینیکی، در گروه متفورمین، بیشتر از گروه کنترل و میزان
سقط کمتر بود ولی این تفاوتها معنیدار نبود.
آنالیز لوجستیک رگرشن، با تعدیل اثر تعداد فولیکول بالغ، تعداد امبریو، تعداد
موارد امبریو با کیفیت A، تعداد اووسیت و BMI،
تفاوت معنیداری در حاملگی کلینیکال در دو درمان با متفورمین و پلاسبو، نشان نداد.
نتیجهگیری: درمان
متفورمین در بیماران PCOS کاندید IVF/ICSI، در گروه وزن نرمال، اثر بهتری دارد. در این مورد تحقیقات بیشتری مورد نیاز است.
فریبا یارندی، الهام شیرعلی، زهرا افتخار، زهرا خزاعیپور،
دوره 68، شماره 9 - ( 9-1389 )
چکیده
800x600 زمینه و
هدف: جراحی درمان موثر و اصلی در مراحل اولیه بیماری کارسینوم اندومتر
است ولی درصورت ضرورت حفظ باروری، درمانهای هورمونی (پروژستینها) بررسی شدهاست.
هدف این مطالعه بررسی اثر مژسترول استات در درمان آدنوکارسینوم اندومتر و ارتباط
آن با گیرنده هورمونی میباشد.
روش
بررسی: مطالعه از نوع مداخلهای بدون شاهد در 16 خانم سنین قبل از
یائسگی با پاتولوژی آدنوکارسینوم خوب تمایز یافته مرحله I مراجعهکننده به بیمارستان زنان (میرزا کوچکخان)،
در فاصله سالهای 88-1378 است. درمان با mg/d160
مژسترول استات شروع شد. سپس با mg/d320 در افرادی
که بهدرمان پاسخ ندادند ادامه یافت. بیماران با کورتاژ تشخیصی و هیستروسکوپی پیگیری
شدند. بیمارانی که به درمان پاسخ دادند، جهت IVF معرفی
و سه ماه پیگیری شدند.
یافتهها: از 9 بیماری که از فاز
اول مطالعه پیگیری شدند، چهار مورد (25%) حامله و در نهایت هشت بیمار هیسترکتومی
همراه با برداشتن دو طرفه تخمدان شدند و تنها یک بیمار تحت درمان مجدد است و از هفت
بیماری که از فاز دوم مطالعه پیگیری شدند، پنج بیمار تحت درمان (سه نفر معرفی به IVF و دو نفر
درمان مرحله دوم)، یک بیمار هیسترکتومی همراه با برداشتن دو طرفه تخمدان شد و یک
بیمار بهدلیل نازایی همسر از مطالعه خارج شده است. همه موارد گیرنده پروژسترون
داشتند. تنها یک مورد گیرنده استروژن منفی بود.
نتیجهگیری: استفاده از درمان با پروژستین برای درمان سرطان اندومتر خوب تمایزیافته
اولیه باید با احتیاط صورت گیرد و نیاز به بررسی بسیار دقیق بالینی پیش و پس از
درمان دارد. بررسی اثر گیرندهها در پاسخ به درمان، نیاز به مطالعات بیشتر
با حجم نمونه بالاتر دارد.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
لیلا پورعلی، آزاده خزاعی، صدیقه آیتی، پروانه لایق، سلمه دادگر، فاطمه میرزامرجانی، احسان اسماعیلپور،
دوره 74، شماره 1 - ( فروردین 1395 )
چکیده
زمینه: آنسفالیت هرپسی شایعترین علت انسفالیت کشنده است. در این مطالعه یک مورد مرگ مادر ناشی از آنسفالیت هرپسی گزارش شد.
معرفی بیمار: زن باردار 16 سالهای با حاملگی 36 هفته بهعلت تشنج تونیک-کلونیک ژنرالیزه و فشارخون mmHg 90/140 با تشخیص اکلامپسی به اورژانس زنان بیمارستان قائم اعزام شد. بیمار بهعلت دیسترس جنینی با تشخیص اکلامپسی دور از زایمان سزارین شد. پس از شش ساعت بهعلت بروز تب و تداوم اختلال هوشیاری، تصویربرداری مغزی با MRI انجام شد که نرمال بود. با تشخیص احتمالی مننگوآنسفالیت ویرال آسیکلوویر وریدی تجویز شد. واکنش زنجیرهای پلیمراز در بررسی مایع مغزی-نخاعی از نظر ویروس هرپس سیمپلکس نوع یک، مثبت و بیمار با تشخیص آنسفالیت هرپسی و انفارکت دو طرفه در زمینه تشنجهای مکرر پس از 35 روز فوت شد.
نتیجهگیری: بروز تشنج در زنان حامله و تشخیص اولیه اکلامپسی نباید مانع از توجه پزشک به سایر تشخیص افتراقیهای مهم و کشنده شود.
شادی خزاعی، شهربانو کیهانیان، مهیلا مناجاتی، شهرام علا، ابراهیم صالحیفر،
دوره 75، شماره 9 - ( آذر 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: متوتروکسات دارویی با ایندکس درمانی باریک و یکی از داروهای پرمصرف و پرعارضه در بخشهای هماتولوژی-انکولوژی میباشد. دوز بالای متوتروکسات در لوکمی حاد لنفوبلاستیک، استئوسارکوما، لنفوم غیر هوچکین و لنفوم اولیه سیستم اعصاب مرکزی کاربرد دارد. پروفایل عوارض متوتروکسات به دوز آن وابسته است. هدف این مطالعه، بررسی نحوه مصرف و عوارض دوز بالای داروی متوترکسات در یک مرکز درمان سرطان در شمال ایران بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-مقطعی از خرداد ۱۳۹۵ تا اردیبهشت ۱۳۹۶ در مرکز آموزشی-درمانی امام سجاد (ع) رامسر انجام شد. دوز بیش از mg/m۲ ۵۰۰ متوتروکسات بهعنوان دوز بالا در نظر گرفته شد. وضعیت هیدراتاسیون، ارزیابی عملکرد کلیوی و کبدی، آزمایشات خونی، ارزیابی pH ادرار، دوز و دفعات تجویز لکوورین، اندازهگیری سطح سرمی متوتروکسات و عوارض جانبی ارزیابی گردیدند.
یافتهها: ۴۴ مورد کموتراپی انجامشده با دوز بالای متوتروکسات برای لنفوم (۳۰ مورد)، لوکمی حاد لنفوبلاستیک (هشت مورد) و استئوسارکوما (شش مورد) بررسی شد. در تمام بیماران، هیدراتاسیون با نرمال سالین همراه با ml ۲۵ بیکربنات سدیم ۸/۴% انجام شد. در هیچ بیماری اندازهگیری pH ادراری انجام نشد. تعداد دفعات تجویز لکوورین ۳/۰۳±۵/۶۴ و دوز آن، mg/m۲ ۱/۷±۱۷/۶ هر شش ساعت بود. سطح سرمی متوتروکسات در هیچ بیماری اندازهگیری نشد.
نتیجهگیری: جنبههای مثبت مشاهدهشده شامل هیدراسیون خوب، تجویز بیکربنات و تجویز لکوورین در بیماران دریافتکننده دوز بالای متوتروکسات بوده، ولی اندازهگیری سطح سرمی متوتروکسات و نیز تجویز بیکربنات بر اساس pH ادراری در هیچیک از بیماران انجام نشد.
فریدون معماری، سید حسن امامی رضوی، فخرالدین کیانی، زهرا خزاعیپور،
دوره 79، شماره 9 - ( آذر 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت زمان در کنترل استرس بسیار موثر است. برنامه زمانبندی و مدیریت زمان در رشته جراحی و آموزش دستیاران تخصصی این رشته از اهمیت بهسزایی برخوردارست. با مدیریت صحیح زمان و برنامهریزی میتوان همین زمان محدود را هم مدیریت نمود و کارایی بیشتری را شاهد بود. مطالعات کمی در ایران در این خصوص صورت گرفته است. بنابراین، هدف از این مطالعه بررسی تاثیر برنامه زمانبندی در بهبود و ارتقای خدمات آموزشی–درمانی دستیاران جراحی عمومی بیمارستان حضرت امام خمینی (ره) در سال 1394 بود.
روش بررسی: در پیش و پس این مطالعه، 18 دستیار بخشهای جراحی عمومی پنجگانه بیمارستان امام خمینی از بهمن 1394 تا اسفند 1394 که در سال اول تا چهارم مشغول به تحصیل بودند، به روش نمونهگیری در دسترس وارد مطالعه شدند و فعالیتهای آنها در 11 حیطه بررسی شد. برای اندازهگیری اثربخشی این خودارزیابی، پنج حیطه توسط اساتید ارزیابی شد. پس از ارزیابی مجدد دستیاران توسط اساتید، نتایج این ارزیابی با ارزیابی پیش از مداخله (بازخورد) مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: در مجموع 18 دستیار وارد مطالعه شدند، ده شرکتکننده مرد (6/55%) و بقیه زن بودند. میانگین سن 7/3±30 سال بود. زمان استراحت و اورژانس در دستیاران سال اول و زمان مطالعه در دستیاران سال چهارم بیشتر بود. زمان شرکت در کلاسهای آموزشی در دستیاران سال دوم بیشتر بود. میانگین نمره بخش در ابتدا و انتهای مطالعه در دستیاران سال چهارم از همه بیشتر و دستیاران سال اول از همه کمتر بود. میانگین تمامی نمرات انتهای مطالعه بهجز قضاوت بالینی بهطور معناداری بیش از ابتدای مطالعه بود.
نتیجهگیری: مدیریت زمان میتواند عملکرد آموزشی و درونبخشی دستیاران جراحی را بهنحو قابل توجهی بهبود دهد.
زینب خزاعیشیر، کبری میرزاخانی، گلناز سادات احمدینژاد، سیده فاطمه نادری، ناهید جهانی شوراب،
دوره 81، شماره 1 - ( فروردین 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: میزان تغذیه انحصاری با شیر مادر در ایران در سنین سه و شش ماهگی بهترتیب برابر با 44% و 27% برآورد شده است که همچنان با شاخص مطلوب سازمان جهانی بهداشت تا سال 2030 (70% در شش ماه اول) فاصله دارد. بههمینمنظور پایش مراکز مشاوره شیردهی که با هدف ارتقا شیردهی و حمایت مادرانی که دچار مشکلات شیردهی شدهاند راهاندازی شده است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی گذشتهنگر میباشد و در آن کلیه مادران ارجاعشده حایز شرایط پژوهش به مرکز بهداشتی و درمانی شماره دو شهر مشهد در بازه زمانی فروردین تا اسفند 1399 موردبررسی قرار گرفتند. این مرکز بهداشت دارای دو کلینیک مشاوره شیردهی فعال میباشد و جمعآوری اطلاعات براساس مستندات ثبت شده در دفاتر و رایانه میباشد. بنابراین نمونهگیری سرشماری انجام شد. دادهها با استفاده از SPSS software, version 16 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) و در سطح معناداری کمتر از 05/0 آنالیز میگردند.
یافتهها: در 8/42% موارد مادران تغذیه توام شیرخشک با شیر مادر را پیش از مراجعه آغاز کرده بودند و در 1/28% هنگام مراجعه به کلینیکهای مشاوره شیر، تغذیه نوزاد تنها شیرخشک گزارش گردید. پس از مشاورههای شیردهی و پیگیریهای انجام شده در پایان شش ماهگی، میزان تغذیه انحصاری با شیر مادر در 1/34% (12% افزایش نسبت به بدو مراجعه) و تغذیه توام شیرخشک با شیر مادر به 8/27% (کاهش 22% نسبت به بدو مراجعه) و تغذیه با شیرخشک بهتنهایی بهمیزان 5/36% (افزایش4/8% نسبت به بدو مراجعه) محاسبه شد.
نتیجهگیری: نقش مثبت مرکز مشاوره شیر مادر در کاهش موارد تغذیه مصنوعی محرز است و توصیه میگردد که دستورالعمل مدون براساس چالشهای موجود در شیردهی برای مشاوره شیر مادر در ماه اول پس از زایمان تهیه گردد.
زینب خزاعی شیر، سمیرا ابراهیمزاده ذگمی،
دوره 82، شماره 7 - ( مهر 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: از مراحل پر اهمیت در زندگی زنان، دوره یائسگی میباشد. پیشبینی شده تعداد زنان یائسه درجهان تا سال 2030 به 2/1 میلیارد نفر برسد. مهم است زنان در این سالها مانند سالهای باروری سالم زندگی کنند. از اصلیترین نیازهای روانی انسانها شادمانی میباشد. بر طبق مطالعات، شادمانی در دوره یائسگی کاهش مییابد. در نتیجه باتوجه به اهمیت موضوع، این مطالعه با هدف تعیین عوامل موثر بر شادمانی در زنان یائسه انجام شد.
روش بررسی: جهت تدوین این مقاله مروری، جستجوی مقالات با استفاده از کلید واژههای شادمانی، یائسگی، زنان میانسال و معادل انگلیسی آنها, در پایگاههای اطلاعاتی انگلیسی یا فارسی زبان انجام شد. در ابتدا 125 مقاله یافت شد. از جمله معیارهای ورود، کلیه مطالعاتی بودند که عوامل موثر بر شادمانی را در یائسگی بررسی نموده بودند. مطالعات موردبررسی شامل مطالعات مروری، مقطعی، توصیفی و کارآزمایی بالینی بودند که در نهایت از دادههای 29 مقاله استفاده شد.
یافتهها: نتایج مطالعه حاضر منجر به دستهبندی عوامل موثر بر شادمانی زنان یائسه در پنج دسته کلی گردید. دسته اول عوامل جسمی (از جمله عدموجود علایم وازوموتور، بیماریهای قلبی عروقی، آرتروز، پوکی استخوان، اختلال روان تنی و داشتن وضعیت مطلوب سلامتی) میباشد. دسته دوم عوامل روانشناختی (از جمله عدموجود افسردگی و اضطراب، داشتن نگرش مثبت به یائسگی، خوش بینی، عزت نفس و تابآوری) است. دسته سوم عوامل اجتماعی از جمله (حمایت اجتماعی خانواده و دوستان، ارتباط موثر با همکاران) است. دسته چهارم عوامل اقتصادی (از جمله تغییرات شغلی و بازنشستگی، سطح درآمد مطلوب و عدموقوع بحرانهای مالی) است. دسته پنجم سبک زندگی (غیرسیگاری بودن، داشتن فعالیت جسمانی و ورزش منظم، رضایت از روابط زناشویی و مهارت مدیریت استرس و دمنوشهای گیاهی) میباشد.
نتیجهگیری: به منظور بهبود و ارتقای شادمانی زنان یائسه همه عوامل جسمی، روانشناختی، اجتماعی، اقتصادی و سبک زندگی دارای اهمیت می باشد.
حسنا مرادی، ناصر بهپور، مهرداد پاینده، منصور خزاعی،
دوره 82، شماره 10 - ( دی 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش نرخ بقا در بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال، توجه به کیفیت زندگی و کاهش خطر عود بیماری را به موضوعی مهم در مراقبتهای حمایتی تبدیل کرده است. تمرینات اینتروال با شدت بالا (High-intensity interval training, HITT)، بهدلیل اثرات بالقوه بر بهبود عملکرد جسمی، کیفیت زندگی و کاهش شاخصهای التهابی و توموری مورد توجه پژوهشگران قرار گرفتهاند. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر هشت هفته تمرینات HIIT بر سطح آنتیژن کارسینوامبریونیک، کیفیت زندگی و کیفیت خواب در زنان مبتلا به سرطان کولورکتال بود.
روش بررسی: این پژوهش نیمه تجربی بهصورت پیشآزمون-پسآزمون با گروه شاهد از تیر لغایت شهریور 1400 در مجموعه ورزشی بانوان کوثر کرمانشاه انجام شد. 12 نفر از بازماندگان زن سرطان کولورکتال (میانگین سنی 99/4±66/55 سال) بهصورت تصادفی در دو گروه شش نفره (تجربی و شاهد) قرار گرفتند. گروه تجربی بهمدت هشت هفته، تمرینات اینتروال با شدت بالا را انجام دادند. جهت سنجش کیفیت خواب از پرسشنامه استاندارد پتزبورگ و برای ارزیابی کیفیت زندگی از پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت استفاده شد.
یافتهها: سطح آنتیژن کارسینوامبریونیک CEA در گروه تجربی پس از مداخله افزایش یافت اما این مقدار از نظر آماری معنادار نبود (33/3-66/1: 95%CI، 79/0±49/2: mean±SD، 456/0P=)، در حالیکه در گروه کنترل کاهش معناداری در مقدار CEA مشاهده گردید (25/1-84/0: 95%CI، 22/0±04/1: mean±SD، 044/0P=). از طرفی، این مداخله موجب بهبود معنادار کیفیت خواب (72/6-237/3: 95%CI، 19/2±00/5: mean±SD، 027/0P=) و کیفیت زندگی (11/84-88: 95%CI، 40/9±77: mean±SD، 028/0P=) در گروه تجربی شد. درگروه کنترل نیز تغییر معناداری در شاخصهای کیفیت خواب و کیفیت زندگی مشاهده نگردید.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که تمرینات اینتروال با شدت بالا میتواند بهعنوان یک مداخله غیردارویی موثر جهت بهبود کیفیت خواب و کیفیت زندگی در بازماندگان سرطان کولورکتال مورد استفاده قرار گیرد. اگرچه به نظر میرسد تاثیر این تمرینات بر شاخصهای زیستی نیازمند مطالعات بیشتر میباشد.