جستجو در مقالات منتشر شده


12 نتیجه برای خوشنویس

محمد علی راشد محصل، ابراهیم خوشنویس، بیژن نیک اختر،
دوره 29، شماره 5 - ( 2-1350 )
چکیده

گزارش ما شامل دو مورد پولیپوز خانوادگی رکتوم کلون در پیش یک خواهر و برادر است که پدر آنها از سرطان کولون در سن 40 سالگی درگذشته است .نکات مشترک این هر دو شرح حال پیدایش بالینی آنها قبل از 25 سالگی و تعداد زیادی پولیپ در رکتوم است. به علت تحمل خوب بیماری در هر دو بیمار تصمیم گرفته ایم که چند سالی منتظر بمانیم و آنگاه در یک مرحله باکلستومی و پاک کردن رکتوم از پولیپ با الکتروکوآگولاسیون (تکنیک Francillon ) و در مرحله دوم کولکتومی کامل با اناستوموزایلئون و یک رکتوم پاک شده ، درمان نهایی بیماران را انجام دهیم


ابراهیم خوشنویس، محمد حسین مرندیان، هوشنک بهادران، حسین علی عسگری،
دوره 31، شماره 1 - ( 2-1352 )
چکیده

یک مورد سیستادنوم پانکراس نزد پسر بچه یک سال و نیمه ای که به علت توموراپی گاستر مراجعه کرده بود معرفی شد. این ضایعه که معمولاً نادر است در نزد کودکان کاملاً استثنایی است و موردی که معرفی شد از نظر جوان بودن دومین مورد جهانی است. پس از انجام امتحانات آزمایشگاهی که مطلب قابل توجهی را نشان نداد و امتحانات رادیولوژیکی که سالم بودن کلیه ها و تصویر فشار روی کولون عرضی را نشان داد ، بیمار تحت عمل جراحی قرار گرفت . هنگام عمل به علت اینکه یکی از ما قبلاً یک مورد از این ضایعه را دیده بود و پونکیسیون یکی از کیست ها مایع روشن و زلالی را تشخیص سیستادنوم محرز شد و بافت شناسی آن را تایید کرد. از نظر درمانی باید همه ضایعه و کپسول آن را کاملاً برداشت . با توجه به سن کودک و اهمیت عمل دوئودونوپانکراتکتومی و عوارض احتمالی آن نزد این بیمار هنگام عمل ، ما کوششی را جهت برداشتن کامل تومور بدون دئودنوپانکراتکتومی شروع کردیم. برداشتن کامل تومور میسر شد. دوران بعد از عمل بدون عارضه سپری گشت. حال عمومی بیمار پس از 12 ماه کاملاً رضایتبخش است.


محمدحسین مرندیان، ابراهیم خوشنویس،
دوره 32، شماره 10 - ( 7-1354 )
چکیده


داریوش سامی، محمود کبیری، محمد پیراسته، حسن زمانی، حسن خوشنویس،
دوره 34، شماره 5 - ( 2-1355 )
چکیده

بیماری که مبتلا به Aniridia مادرزادی بوده و پس از 18 ماه تومور ویلمز در او مشاهده شده است معرفی می گردد.لزوم بررسی تمام بیماران مبتلا به Aniridia و مالفورماسیونهای دیگری که با تومور ویلمز همراه هستند جهت تشخیص زودرس این عارضه مورد بحث قرار گرفت. تشخیص به موقع تومور ویلمز در این بیماران به درمان این عارضه کمک زیادی خواهد کرد.


عبدالرضا شیخ رضایی، سیدعلی فخر طباطبایی، علیرضا خوشنویسان، حسن مرزبان، مهدی نیکبخت، محمد بربرستانی، فهیمه اسدی آملی،
دوره 59، شماره 3 - ( 3-1380 )
چکیده

تحقیقات مختلفی در مورد پیدایش فیبروز اپیدورال متعاقب اعمال جراحی و دستکاری های ستون فقرات صورت گرفته است. در این مطالعه سعی شده با استفاده از دو ماده که به عنوان سد فیزیکی عمل می کنند میزان فیبروز ایجاد شده را بررسی نماییم. به این منظور دو گروه موشهای صحرایی (Rat) مورد آزمایش قرار گرفته اند. در هر گروه دو فضای غیرمجاور لامینکتومی شد که یک فضا به عنوان کنترل و فضای دیگر در گروه اول سلیکون و در گروه دوم تفلون گذاشته شد. پس از شش هفته محل مورد آزمایش از دو نقطه نظر تغییرات ماکروسکوپیک و میکروسکوپیک مورد ارزیابی قرار گرفت. مطالعه آماری نشان داد که با بکار بردن سیلیکون، اسکار بین عضلانی، اسکار عمقی و نیز چسبندگی دورا کم می شوند. همچنین در بررسی میکروسکوپی دانسیته الیاف کلاژن در فضای اپیدورال، کاهش تراکم این فیبرها نسبت به فضای کنترل نشان داده شد. در مورد تفلون نیز کاهش معنی دار در میزان چسبندگی دورا وجود داشت ولی در مورد اسکار عضلانی و اسکار عمقی این کاهش معنی دار نبود. در بررسی هیستولوژیک این گروه کاهش تراکم الیاف کلاژن در فضای اپیدورال مشاهده شد.


عیسی غلامپور عزیزی، سید حسن خوشنویس، سید جمال هاشمی،
دوره 65، شماره 13 - ( دوره 65، ویژه نامه شماره 1 1386 )
چکیده

مایکوتوکسین‌ها سموم قارچی هستند که مهمترین آنها آفلاتوکسین‌ها می‌باشند. در پی مصرف آفلاتوکسین B1 توسط دام‌های شیری، آفلاتوکسین M1 (AFM 1) از راه شیر و لبنیات به انسان منتقل می‌شوند و به‌دلیل اثرات سرطان‌زایی، فعالیت سرکوب ایمنی و کاهش رشد، به‌طور بالقوه برای سلامتی انسان مخاطره‌انگیز می‌باشند.

روش بررسی: در این مطالعه در طی سه‌ماه زمستان 1384 از سوپر مارکت‌های شهر بابل، پاکت‌های شیر پاستوریزه و استریلیزه (Ultra High Temperature) (UHT) جمع‌آوری و از نظر آفلاتوکسین M1 (AFM 1) مورد ارزیابی قرار گرفتند. 78 نمونه شیر پاستوریزه و 33 نمونه شیر استریلیزه به‌طور کلی 111 نمونه شیر پس از سانتریفوژ چربی روئی آن برداشته و مایع زیرین (skimmed milk) به‌روش ELISA رقابتی از نظر AFM1 مورد سنجش قرار گرفتند.

یافته‌ها: میزان آلودگی AFM1 شیر پاستوریزه در ماه‌های دی، بهمن و اسفند همگی صد درصد بود و میانگین آن به‌ترتیب 12/234، 71/222 و 67/234 نانوگرم در لیتر (متوسط 5/230) مشخص گردید و میانگین آن برای شیر استریلیزه 66/221 مشخص شد. به‌طور کلی میزان آلودگی آفلاتوکسین M1 شیر پاستوریزه و استریلیزه بین ng/l 259 تا ng/l 193 و میانگین آن ng/l 81/228 بود. صد درصد نمونه‌ها بیش از حد مجاز کمیته اروپایی و غذایی کودکس (ng/l 50) بود. به‌عبارتی میزان آلودگی AFM 1 شیر پاستوریزه و استریلیزه شهر بابل در فصل زمستان بیش از چهار برابر حد استاندارد فوق بود. با استفاده از آزمون آماری بین میزان آلودگی آفلاتوکسین M1 شیر و ماه‌های مختلف ارتباط معنی‌داری وجود نداشت.

نتیجه‌گیری: آلودگی آفلاتوکسین M1 در شیر در این منطقه بالاتر از حد مجاز می‌باشد.


افسانه مصلح، شادان داربوی، شیوا خوشنویس انصاری، مهنوش محمدی،
دوره 65، شماره 14 - ( دوره 65، ویژه نامه شماره 2 1386 )
چکیده

یکی از وظایف اصلی متولیان بهداشت و درمان در همه جوامع منطقی کردن تجویز و مصرف دارو می‌باشد. یکی از الگوهای مناسب برای ارزیابی وضعیت تجویز دارو روش پیشنهادی سازمان بهداشت جهانی (WHO) است که بر اساس فرمول‌های WHO این اطلاعات قابل استخراج می‌باشد.

روش بررسی: در این مطالعه به منظور بررسی وضعیت نسخه نویسی در مراکز بهداشتی درمانی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران و بر اساس معیارهای آن سازمان، 35 مرکز بهداشتی درمانی که واجد داروخانه بودند انتخاب گردید و 4190 نسخه مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌ها: شاخص‌ها و نتایج به‌دست آمده میانگین اقلام دارویی تجویزشده: 58/2 ، داروهای نسخه شده با نام ژنریک 8/99% ، نسخ دارای حداقل یک آنتی‌بیوتیک 39/62% ، نسخ دارای حداقل یک قلم داروی تزریقی 96/28% وداروهای نسخه شده بر اساس دارونامه مراکز بهداشتی درمانی 46/99%.

نتیجه‌گیری: دو شاخص نسخه‌نویسی WHO در این تحقیق: 1- نسخ دارای حداقل یک آنتی‌بیوتیک 39/62% می‌باشد که مصرف زیاد آنتی‌بیوتیک‌ها منجر به عواقب خطرناکی در ایجاد مقاومت دارویی می‌شود 2- نسخ دارای حداقل یک قلم داروی تزریقی 96/28% می‌باشد و توجه به این که تجویز شکل تزریقی داروها همیشه انتخاب مناسبی برای اغلب بیماران نیست لذا این دو شاخص در مراکز تابعه تحت پوشش نیاز به بهبود داشته که این امر نیاز به مداخلات مناسب به خصوص مداخلات آموزشی دارد


شهرام ابوطالبی، علیرضا خوشنویسان، امیرحسن کهن، ابراهیم پیشیاره، مهدی رهگذر،
دوره 68، شماره 2 - ( 2-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: "محدودیت درمانی" (CIMT) در بهبود کارکرد اندام فوقانیِ بزرگسالان مبتلا به سکته‌های مغزی نوید- بخش می‌باشد. این‌روش عبارت ‌است از ایجاد محدودیت حرکتی در اندام سالم‌و انجام اقدامات درمانی فشرده‌تر بر روی اندام مبتلا. مقالات موجود در مورد استفاده از این روش در کودکان معدود می‌باشد. هدف از این مطالعه، ارزیابی اثرات روش "محدودیت درمانی" بر اندام فوقانی کودکان مبتلا به فلج مغزیِ نیمۀ بدن و مقایسۀ آن با درمان‌های سنتی بود.
روش بررسی:
در این کارآزمایی بالینی، دوازده کودک (هفت دختر و پنج پسر، در سنین 72-48 ماهگی و انحراف‌معیار ١٥/٩±٩١/٥٩) به‌روش تصادفی به دو گروه درمان (شش نفر) و کنترل (شش نفر) تقسیم شدند. کودکان به استفاده از اندام مبتلا ترغیب شدند. برنامۀ فشردۀ کاردرمانی به‌مدت پنج ساعت در روز و ٢١ روز پی‌درپی برای همگی آن‌ها انجام شد. اندام فوقانی سالم با اسلینگ بی‌حرکت شد. کارکرد اندام فوقانی، اسپاستی‌سیتی، و تحریک‌پذیری نورون آلفا پیش و پس از مداخله مورد اندازه‌گیری قرار گرفت.
یافته‌ها:
توانایی استفاده از اندام فوقانی مبتلا در کودکانی که تحت درمان به‌روش CIMT قرار گرفتند نسبت به کودکان گروه کنترل از نظر آماری بهبودی معنی‌داری نداشت. با این وجود، گزارشات مراقبان بیمار و مشاهدات بالینی حاکی از آن است که بر میزان استفاده از اندام مبتلا و کیفیت حرکات افزوده شده است.
نتیجه‌گیری:
یافته‌ها بیانگر آن است نتیجه‌گیری قطعی در مورد به‌کار بردن روش استفاده CIMT در کودکان مبتلا به فلج مغزیِ نیمۀ بدن نیازمند مطالعات بیشتر است.


مصطفی تقوی کنی، امیرهمایون جعفری، علیرضا خوشنویسان، حسین عرب علی بیک، محمدجواد ابوالحسنی،
دوره 68، شماره 11 - ( 11-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: اهدافی نظیر مطالعه رفتار جمعیت‌های نرونی، کشف مکانیزم‌های ارتباطی مغز با سایر اندام‌ها، کشف روش‌های درمان بیماری‌های سیستم عصبی و ساخت پروتزهای عصبی مصنوعی، نیازمند به‌کارگیری الگوریتم‌هایی خودکار برای طبقه‌بندی اسپایک‌های نرونی می‌باشند. با این حال به‌دلیل نسبت پایین سیگنال به نویز در اسپایک‌های نرونی، طبقه‌بندی این سیگنال‌ها پروسه‌ای دشوار محسوب می‌شود. در این پژوهش، به‌دنبال طراحی الگوریتمی خودکار، برای طبقه‌بندی اسپایک‌های هم‌شکل ثبت شده از یک ناحیه مشخص از سیستم اعصاب می‌باشیم.

روش بررسی: پروسه طبقه‌بندی اسپایک‌های نرونی، عموماً از سه مرحله آشکارسازی، استخراج ویژگی و طبقه‌بندی تشکیل شده است. در این مقاله ابتدا با به‌کارگیری آماره‌های سیگنال، اسپایک‌ها را از داده خام اولیه جداسازی نمودیم (مرحله آشکارسازی) و در مرحله بعد، با انتخاب تعداد محدودی از اسپایک‌ها به‌عنوان نمونه (ویژگی)، به آموزش یک شبکه عصبی RBF، جهت طبقه‌بندی این سیگنال‌ها پرداختیم. ایده استفاده از شبکه‌های عصبی شعاعی، امکان غلبه بر مشکل عدم تفکیک‌پذیری خطی را که در غالب مسایل طبقه‌بندی سیگنال‌های نرونی وجود دارد، به‌وجود آورده است.

یافته‌ها: الگوریتم ارایه شده، قادر است پس از یادگیری تعداد محدودی اسپایک به‌عنوان نمونه، هر تعداد اسپایک را (از همان مجموعه آموخته شده) طبقه‌بندی نماید. نتایج به‌دست آمده از شبیه‌سازی‌ها نشان می‌دهند که گرچه این الگوریتم Radial Basis Spike Sorter (RBSS) دارای خطای مثبت- کاذبی تقریباً مشابه با سایر الگوریتم‌ها می‌باشد، با این حال در عین سادگی و با حفظ کمترین پیچیدگی محاسباتی، از سرعت نسبتاً بالاتری برخوردار است.

نتیجه‌گیری: الگوریتم طراحی شده، می‌تواند برای اهدافی که در آن‌ها به پردازش و طبقه‌بندی بلادرنگ اسپایک‌ها نیاز است، به‌کار برود.


سعید امانپور، صمد محمد نژاد، احد محمد نژاد، زهره مظاهری، مریم کاظم‌حقیقی، محمدعلی عقابیان، علیرضا خوشنویسان،
دوره 69، شماره 3 - ( 3-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: با وجود پیشرفت در زمینه های تشخیص و درمان سرطان ها، هنوز میزان بقای مبتلایان به بهبود قابل توجهی نیافته است و درمان های دیگری در کنار درمان های رایج پیشنهاد (GBM) گلیوبلاستوما مالتی فورم شده است. یکی از این درمان ها، کنترل و توقف آنژیوژنز تومور از طریق داروها بوده تا از این طریق بتوان سرعت تکنیکی است که در آن عروق خونیِ (MVD) رشد سلول های بدخیم را مهار نمود. سنجش تراکم عروق کوچک رنگ پذیر شده توسط ایمونوهیستوشیمی، شمارش م یگردند. امروزه از موش های بی موی فاقد ایمنی سلولی به طور گسترده ای در تحقیقات سرطان جهت ایجاد مدل تومورهای زنوگرافت استفاده می شود. هدف از این مطالعه، سنجش تراکم عروق کوچک در تومورهای زنوگرافت بومی حاصله از کاشت گلیوبلاستوما مالتی فورم بیماران در موش بوده تا از این مدل ها بتوان در تحقیقات داروهای مهارکننده آنژیوژنز استفاده نمود. روش بررسی: نمونه های اخذ و بعد از آماد هسازی اولیه، ب هشکل هتروتاپیک در پهلوی موش های GBM توموری تازه از سه بیمار مبتلا به بی مو کاشته شد. دو ماه بعد مو شها قربانی و تومورها به آزمایشگاه پاتولوژی منتقل شده و پس از اطمینان از نوع در 22 نمونه تعیین گردید. یافت هها: میزان تراکم عروق Hot spot با شمارش نواحی MVD-CD تومور، میزان 34 30 شمارش شد. نتیج هگیری: از مدل زنوگرافت بومی گلیوبلاستوما ±2/ کوچک در این تومورها به طور میانگین 1 مالتی فورم می توان در مطالعات پی شبالینی داروهای مهارکننده آنژیوژنز بر اساس فارماکوژنومیکس بیماران ایرانی استفاده نمود. هم چنین در آینده این امکان وجود دارد که از این مدل ها بتوان در پیش بینی میزان حساسیت یا مقاومت نسبت به داروهای مهارکننده آنژیوژنز ب همنظور درمان انفرادی سرطان استفاده نمود.  
علیرضا خوشنویسان، سید سینا احمدی ابهری،
دوره 69، شماره 5 - ( 5-1390 )
چکیده

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 زمینه و هدف: دولیکواکتازی یعنی اتساع و افزایش طول و پیچیدگی غیرطبیعی سرخرگ‌های داخل مغزی. بروز چنین حالتی بر حسب اثراتی که بر مغز می‌گذارد تظاهرات عصبی مختلفی دارد که عدم توجه به پدیده بالینی فوق ممکن است منجر به تشخیص‌های اشتباه و احتمالاً عوارض ناشی از درمان‌های تهاجمی یا نامناسب شود.

معرفی بیمار: موردی که گزارش می‌شود زن 58 ساله‌ای است که با شروع ناگهانی اختلال تکلم (دیزآرتریک)، عدم تعادل، سرگیجه و تهوع مراجعه و جهت بررسی بیشتر بستری گردید. با استفاده از روش‌های مختلف تصویرنگاری مغز، اتساع شدید و کلافی شدن سرخرگ‌های ورتبروبازیلار مشاهده شد که نشان‌دهنده ابتلا به دولیکواکتازی بود. بیمار با کنترل علایم مربوط به بیماری‌های زمینه‌ای و در پی آن علایم نورولوژیک ناشی از ابتلا به دولیکواکتازی بدون هر نوع مداخله تهاجمی ترخیص گردید.

نتیجه‌گیری: با توجه به آن‌که دولیکواکتازی با تغییرات همودینامیک و هموستاتیک و اثرات فشاری بر ساقه مغز همراه است و درمان‌های تهاجمی بدون خطر نیست توجه به شکایات نورولوژیک و تشخیص زودرس دولیکو اکتازی و کنترل علایم با درمان محافظه‌کارانه عوارض بیماری و نیز کنترل علایم بیماری‌های زمینه‌ای مفیدترین شکل کمک به بیمار است.


علیرضا خوشنویسان، مریم میرکوهی، مهدی ارجی پور،
دوره 70، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده

800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

زمینه و هدف: لیپوم‌های اینتراکرانیال نئوپلاسم‌های خوش‌خیم بسیار نادری هستند که کم‌تر از 1/0% کل تومورهای اولیه مغز را تشکیل می‌دهند. این ضایعات عموما در خط وسط ایجاد می‌شوند و معمولا به‌طور اتفاقی در اتوپسی یا سی‌تی‌اسکن کشف می‌شوند. انسیدانس لیپوم اینتراکرانیال در اتوپسی‌ها حدود 08/0-46/0% است. این ضایعات خوش‌خیم رشد کندی دارند و معمولا بی‌علامت بوده و به‌ندرت به جراحی نیاز دارند.

معرفی بیمار: در این مقاله بیماری 20 ساله را گزارش می‌کنیم که با شکایت سردرد، از حدود دو سال پیش مراجعه کرده است و در سی‌تی‌اسکن لیپوم سیسترن کوادری ژمینال بدون هیچ اثر فشاری روی عناصر عصبی یا افزایش فشار اینتراکرانیال مشاهده شد. سردردهای بیمار با اقدامات علامتی بهبود یافت. در اینجا به شرح یافته‌های سی‌تی‌اسکن و ام‌آرآی و مروری بر متون می‌پردازیم.

نتیجه‌گیری: با توجه به تجربه اخیر و یافته‌های موجود، به‌نظر می‌رسد انجام جراحی‌های وسیع در این ضایعات موردی نداشته و علایم بیماران با اقدامات کنسرواتیو و انجام شانت مایع مغزی- نخاعی در موارد هیدروسفالی قابل کنترل است.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb