9 نتیجه برای دلاور
سیدحمید میرخانی، سیدمرتضی دلاورخان، حسن رادمهر،
دوره 60، شماره 1 - ( 1-1381 )
چکیده
مقدمه: در سالهای اخیر استفاده از روش جراحی بای پس عروق کرونر بدون استفاده از ماشین قلب و ریه (OPCAB) به عنوان روش درمان برتر در گروهی از مبتلایان به بیماری عروق کرونر درآمده است. با در نظر گرفتن این که ریواسکولاریزیشن ناقص عروق کرونر در این بیماران با افزایش قابل ملاحظه نیاز به کاتتریزیشن عروق کرونر و اقدامات تهاجمی (مثل آنژیوپلاستی عروق کرونری یا جراحی بای پس عروق کرونر) بعد از عمل اول می شود ما این مطالعه را با هدف شناسائی امکانات و بی خطر بودن تکنیک OPCAB برای ریواسکولاریزیشن کامل عروق کرونر در تقریبا تمام بیماران نیازمند به جراحی بای پس عروق کرونری انجام دادیم.
مواد و روشها: تعداد 150 بیمار توسط یک نفر جراح قلب با کمک ثابت یک نفر دستیار جراحی قلب تحت عمل OPCAB قرار گرفتند. برای بی حرکت نگهداشتن دیواره قلب از وسیله موسوم به اختاپوس استفاده شد. کنترل روی عروق کرونر توسط لوپهای Ethibond ، مسدود کننده (Occluder) و شنت داخل عروقی تامین گردید. شرایطی مثل کاردیومگالی، اختلال عمل بطن چپ، سن بالای بیمار، ناپایداری همودینامیک و کوچکی عروق کرونر، هیچکدام به عنوان ممنوعیت عمل OPCAB در نظر گرفته نشدند.
یافته ها: از 150 مورد بیمار انتخاب شده در 146 مورد (97.3 درصد) عمل به روش OPCAB تکمیل شد. تعداد متوسط گرافتهای شریانی برای هر بیمار 4.1 (2 تا 6) بود. در مجموع 595 آناستوموز دیستال کرونری روی شریانهای نزولی قدامی چپ،(LAD)، (140) دیاگونالها (140)، کرونر راست (145)، سیر کومفلکس چپ (164) صورت گرفت. مرگ و میر زودرس (30 روزه) و انفارکتوس میوکارد در ماه اول به ترتیب در 0.6 درصد و 3.3 درصد از بیماران اتفاق افتاد. میزان خونریزی بعد از عمل در بیماران OPCAB کمتر بود. اقامت این بیماران در بخش مراقبتهای ویژه جراحی قلب و بخش عادی کمتر بود و مدت حمایت با تهویه مکانیکی در بیماران OPCAB کمتر بود. برای بای پس عروق کرونر از ورید صافن بزرگ، شریانی پستانی داخلی و شریان رادیال استفاده شد.
نتیجه گیری و توصیه ها: جراحی بای پس عروق کرونر به صورت OPCAB، روشی مطمئن برای ریواسکولاریزیشن کامل عروق کرونر در تقریبا تمام بیماران مبتلا است. این بیماران عوارض کمتری پیدا می کنند، اقامت کوتاه تری در بیمارستان دارند، و از همه مهمتر امکان استفاده از ریواسکولاریزیشن کامل برای آنها وجود دارد. به نظر ما هیچ مورد ممنوعیت مطلق برای جراحی به روش OPCAB وجود ندارد مگر در مورد افرادی که دچار بیماری منتشر عروق کرونر با ران آف ضعیف می باشند. گروه اخیر بهتر است با استفاده از ماشین قلب- ریه تحت عمل جراحی قرار بگیرند.
هرمز بازیاری دلاور، محمدرضا فتحالعلومی، علی فتاحی بافقی، علیاصغر پیوندی،
دوره 63، شماره 4 - ( 4-1384 )
چکیده
مقدمه: با توجه به اینکه روشهای موجود صاف کردن محور بینی در بینی های کج، متدهایی بعضاً مشکل و در بعضی موارد با عود انحراف یا عوارض همراه است، لذا این روش را ابداع کردیم تا علاوه بر ساده بودن، عوارض و باقی ماندن انحراف را نیز نداشته باشد. این تحقیق بر روی مراجعین به بیمارستان میلاد تهران که بدلیل بینی کج جهت سپتوراینوپلاستی مراجعه نموده بودند در سالهای 82-81 انجام گرفت.
مواد و روشها: تحقیق به روش کارآزمائی بالینی از نوع مقایسه قبل و بعد از عمل روی 35 بیمار انجام گرفت. تکنیک عمل با ایجاد برش در تمام ضخامت غضروف سپتوم در محل انحراف بصورت دندانه اره یی عمودی و برداشتن قسمت دررفته غضروف از کف انجام گردید و در نتیجه محور غضروفی بینی به خط میانی صورت برگردانده شد. تأثیر عمل در بهبود تنفس، اصلاح ظاهر بینی، رضایت بیمار و عوارض عمل در یک پیگیری 18 ماهه انجام شد و با Sign test مورد قضاوت آماری قرار گرفت.
یافتهها: این تحقیق روی 35 بیمار شامل 12 زن و 23 مرد در سنین 2/4 ± 5/23 سال انجام گرفت. خونریزی ،عفونت و هماتوم سپتوم مشاهده نگردید. در تمام بیماران غضروف در خط میانی و بدون انحراف باقی ماند، افتادگی دورسوم بینی در بیماران مشاهده نشد. وضعیت تنفس در بیماران طبیعی شد و بیماران از برطرف شدن انحراف محور بینی رضایت کامل داشتند (P>0.01).
نتیجه گیری و توصیه ها: با توجه به یافته های تحقیق، ما استفاده از این روش را برای اصلاح بینی های کج پیشنهاد می کنیم. توصیه میشود در یک تحقیق تجربی کامل این روش با روشهای متعارف مورد مقایسه قرار گیرد.
هرمز بازیاری دلاور، علی فتاحی بافقی، محمد رضا فتح العلومی، علی اصغر پیوندی،
دوره 66، شماره 3 - ( 3-1387 )
چکیده
شایعترین عارضه بعد از لارنژکتومی توتال فیستول حلقی- پوستی است. برای ترمیم زخم مخاطی روشهای مختلفی ذکر شده است. بهمنظور کاهش شیوع عارضه فیستول حلقی- پوستی و کاهش مدت زمان بستری بیمار روش جدیدی بررسی شد.
روش بررسی: این تحقیق یک کارآزمایی بالینی که بر روی ۴۰ بیمار کاندیدای لارنژکتومی توتال که مبتلاً به سرطان سنگفرشی حنجره با درجه ۳ یا ۴ بودند انجام گردید. هر ۴۰ بیمار با یک روش استاندارد تحت عمل لارنژکتومی توتال قرار گرفتند. محل زخم مخاطی حنجره در 20 بیمار (گروه شاهد) در سه لایه بهروش کلاسیک و 20 نفر دیگر (گروه مورد) با متد جدید ترمیم شد. در روش جدید ترمیم، زخم مخاطی بهصورت T بهشکل ساده ترمیم گردید، سپس فشار منفی بهمدت سه روز در محل زخم بین لایه عمقی فلاپ پوستی و محل ترمیم زخم مخاطی ایجاد گردید.
یافتهها: میانگین سنی گروه شاهد ۸/۷±۸/۵۹ و گروه مورد ۴/۶±۳/۶۱ سال بود. در گروه شاهد طول مدت عمل جراحی ۲/۲۳±۱۵۱ و در گروه مورد ۷/۱۸±۱۳۰ دقیقه بود. طول مدت بستری در گروه شاهد ۶/۱±۵/۱۰ و در گروه مورد ۲/۰±۱/۳ روز بود. در گروه شاهد سه مورد فیستول (۱۵ درصد) و در گروه مورد فیستول دیده نشد.
نتیجهگیری: با متد ترمیم جدید، علاوه بر کاهش چشمگیر زمان عملجراحی و زمانبستری برای بیمار پساز عمل، خطر فیستول نیز بهصفر میرسد. ما استفاده از این روشساده را بهتمامی همکاران پیشنهاد میکنیم.
مهدی بهدانی، محمد حسینی نژاد چافی، سیروس زینلی، مرتضی کریمی پور، حسین خاناحمد شهرضا، پوریا قاسمی، نادر اسدزاده، عطیه غمناک، کامران پوشنگ باقری، حامد اهری، دلاور شهباززاده،
دوره 68، شماره 5 - ( 5-1389 )
چکیده
800x600 زمینه و
هدف: عقربگزیدگی بهعنوان یکی از مشکلات در سیستم بهداشت عمومی
برخی از کشورهای دنیا از جمله ایران مطرح میباشد. در ایران سالیانه حدود 30 هزار
نفر گزیده میشوند که 12% موارد گزشها و 95% موارد مرگ و میر مربوط به عقرب
همیسکورپیوس لپتوروس میباشد. با توجه به اینکه سرمتراپی تنها راه درمان بیماران
عقربزده میباشد و این سرمها از اسب تهیه میشود لذا ایجاد عوارض بیماری سرم در
برخی از بیماران اتفاق میافتد. لذا در این مطالعه بهبررسی قابلیت آنتیسرم شتری
در خنثیسازی سم عقرب همیسکورپیوس لپتوروس در مدل موشی میپردازیم.
روش بررسی: در این
پژوهش بهجای اسب از شتر که قرابت نزدیکتری با انسان دارد برای تهیه آنتیسرم ضد
عقرب استفاده شد. برای این منظور دو نفر شتر با ونوم با سم عقرب همیسکورپیوس
لپتوروس ایمن شدند و در تست الایزا ایمن شدن شترها به اثبات رسید. سرم شترهای ایمن
شده و نیز آنتیسرم حاصل از رسوب آمونیوم سولفات اشباع (SAS)
از نظر خنثیسازی سم در بدن موش ارزیابی شد.
یافتهها: سرم تهیه
شده در حجم 200 میکرولیتر و آنتیسرم حاصل از SAS
در حجم 400 میکرولیتر قادر است یک 100LD
از ونوم را خنثی نموده و از تلف شدن موشها جلوگیری نماید.
نتیجهگیری: آنتیسرم
شتری که بر علیه سم عقرب همیسکورپیوس لپتوروس بهدست آمد، در مدل حیوانی قادر به
خنثیسازی سم بوده و از مرگ موشهایی که با سم تلقیح شده بودند جلوگیری مینماید.
با توجه به مزیتهایی که سرم شتر نسبت به سرم اسب دارد این آنتیسرم میتواند
جایگزین مناسبی برای آنتیسرم با منشاء اسب باشد.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
مهری کدخدایی، حسین خواستار، بهجت سیفی، عاطفه نجفی، فاطمه دلاوری،
دوره 70، شماره 2 - ( 2-1391 )
چکیده
زمینه
و هدف: در مطالعه قبلی ما نقش انتقال
لکوسیتها را در القای آسیب کبدی بهدنبال ایسکمی- خونرسانی مجدد (IR) کلیوی در
موش سوری Inbred نشان داده شد. مطالعه حاضر نقش انتقال لکوسیتها را از موش مبتلا
به آسیب ایسکمی- خونرسانی مجدد (60 دقیقه انسداد دو طرفه شریان کلیوی و سه ساعت
پرفیوژن مجدد) در ایجاد آسیب کلیوی در موش پذیرنده بررسی مینماید.
روش
بررسی: موشها در دو گروه Sham و IR قرار گرفتند. پس از بیهوشی و برداشت خون و بافت کلیوی، لکوسیتها
از خون جدا شده و به دو گروه پذیرنده منتقل شدند: موشهای پذیرنده که لکوسیتهای
گروه شم را دریافت کردند (Sham recipient) و موشهای پذیرنده که لکوسیتهای گروه IR را دریافت نمودند (IR recipient). بعد از 24 ساعت نمونههای خون و بافت کلیه
جمعآوری شد.
یافتهها: در گروه IR recipient نسبت به گروه Sham recipient میزان مالون
دی آلدهاید (MDA) بافت کلیه بهطور معنیدار افزایش و گلوتاتیون و سوپراکسید
دیسموتاز کاهش یافتند. Blood Urea Nitrogen (BUN) و کرآتینین پلاسما اگرچه در گروه IR donor با شم تفاوت
معنیداری داشت (05/0P<) ولی در دو گروه پذیرنده تفاوت معنیدار وجود نداشت.
بافت کلیه در گروه IR donor در مقایسه با گروه Sham donor آسیبهای بسیاری را نشان داد. اما گروه IR recipient اگرچه با گروه
شم مربوطه بسیار متفاوت است ولی با گروه IR donor هم تفاوت بسیاری دارد.
نتیجهگیری: این یافتهها لکوسیتها را به
عنوان یک عامل دخیل در آسیب بافتی و القای استرس اکسیداتیو در آسیب IR کلیه مطرح مینماید.
فیروزه ساجدی، روشنک وامقی، آدیس کراسکیان موجمباری، عباس حبیب اللهی، حمیدرضا لرنژاد، بهرام دلاور،
دوره 70، شماره 7 - ( 7-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از مطالعه حاضر، تهیه نسخه فارسی دارای اعتبار پرسشنامههای "سنین و مراحل"، بهمنظور جبران کمبود ابزارهای غربالگری اختلالات تکاملی در ایران، بود.
روش بررسی: مراحل ترجمه، بازترجمه، تعیین روایی صوری و محتوایی و تطبیق فرهنگی و زبانی برای پرسشنامهها بهترتیب انجام شد. سپس یک مرحله پایلوت بر روی 100 والد ایرانی دارای کودکان 60-4 ماهه با نمونهگیری در دسترس در تهران در سال 1385 اجرا گردید تا میزان وضوح سوالات، تطابق فرهنگی و تشخیص سوالات مبهم یا ناقص مشخص گردد. بهمنظور تعیین پایایی بین آزمونگران، پرسشنامهها توسط مادر و پدر 38 کودک تکمیل و با یکدیگر مقایسه شد. سپس برای تعیین خصوصیات روانسنجی آزمون، تعداد 555 کودک چهار تا 60 ماهه از مراکز بهداشتی- درمانی واقع در پنج منطقه شهر تهران، بهصورت نمونهگیری مستمر یا تدریجی انتخاب شدند و آزمون برای ایشان اجرا گردید.
یافتهها: در مناسبسازی فرهنگی و زبانی که توسط یک تیم متخصص شامل چهار متخصص کودکان، یک روان-شناس، یک آسیبشناس گفتار و زبان، و یک روانسنج انجام شد، برخی تغییرات غیر قابل اجتناب بود. بهطور تقریبی در تمامی گروههای سنی از 10 ماهگی به بعد در حیطه "ارتباط" تغییراتی داده شد که بهطور عمده یا منشا زبانی یا فرهنگی داشتند. ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامهها در مجموع 79/0 تعیین و روایی سازه پرسشنامهها به روش تحلیل عاملی تایید شد. یک یافته مهم دیگر این مطالعه، دستیابی به میانگین نمرات تکاملی کودکان تهرانی بود.
نتیجهگیری: نسخه بومیسازی شده و فارسی پرسشنامههای "سنین و مراحل" دارای پایایی و روایی مناسب برای غربالگری اختلالات تکاملی در کودکان تهرانی میباشد.
امیر محمودزاده، علی مرادی، حنانه زرین نهاد، کامران پوشنگ باقری، پوریا قاسمی دهکردی، مهدی مهدوی، دلاور شهباززاده، حمیدرضا شاهمرادی،
دوره 70، شماره 12 - ( 12-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان معده یکی از شایعترین سرطانها در سراسر جهان و ایران میباشد. از آنجا که روشهای درمانی رایج مانند جراحی و شیمی درمانی به صورت تهاجمی و عوارض جانبی هستند، امروزه تحقیقات به منظور یافتن ترکیبات طبیعی با اثرات جانبی کمتر حایز اهمیتاند. در این مطالعه از سم زنبور عسل، پپتید ملیتین با 26 اسید آمینه جداسازی و تخلیص شد و تاثیر آن بر میزان زنده بودن و تکثیر سلولهای سرطانی معده مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: ابتدا ملیتین توسط کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا- فاز معکوس (RP-HPLC) و با استفاده از ستون C18 از زهر زنبور عسل استخراج گردید. فعالیت بیولوژیکی ملیتین بهوسیله تست همولیتیک بر روی گلبولهای قرمز نسبت به استاندار ملیتین بررسی گردید. جهت بررسی تاثیر ملیتین بر زنده بودن و تکثیر سلولهای سرطانی معده رده (AGS) Human Gastric Adenocarcinoma Cells، سلولهای مربوطه در پلیت 96 خانه کشت داده شدند و با غلظتهای مختلف ملیتین در زمانهای 6 و 12 ساعت تیمار و میزان مرگ و میر سلولها به روش رنگ سنجی MTT ( (3-(4, 5-dimethylthiazol-2-yl)-2, 5- diphenyltetrazolium bromide در طول موج 540 نانومتر تعیین گردید.
یافتهها: کروماتوگرام حاصل از RP-HPLC مشخص نمود ملیتین 50% زهر مورد مطالعه را تشکیل میدهد. آنالیز فراکشن ملیتین توسط SDS-PAGE خالص بودن آن را تایید نمود. آزمون هولیتیک نشان داد ملیتین استخراج شده فعالیت همولیتیک بالایی (µg/ml5/0=50HD) از خود نشان میدهد. آزمون MTT نشان داد ملیتین در غلظتهای بالاتر از µg/ml2 به شدت رشد سلولهای سرطانی معده را مهار میکند. این اثر مهاری وابسته به غلظت ملیتین و مدت زمان اثر میباشد.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که ملیتین مهار کننده قدرتمند رشد سلولهای سرطان معده میباشد. همچنین مشاهده گردید این اثر مهاری با افزایش غلظت ملیتین و مدت زمان اثر، افزایش مییابد.
مهدی عسگری، نوذر درستان، ندا نجیبپور، چنگیز دلاوری، محمد بهادرام،
دوره 74، شماره 1 - ( فروردین 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: در جراحی کولهسیستکتومی از دستگاه الکتروکوتر و اولتراسونیک جهت جدا کردن کیسه صفرا از بستر کبد استفاده میشود. این مطالعه با هدف مقایسه میزان آسیب بافتی این دو دستگاه انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی در بیمارستان رازی اهواز و طی مدت دو سال (فروردین 1392 تا فروردین 1394) انجام شد. 78 بیمار کاندید عمل لاپاروسکوپی کولهسیستکتومی بهصورت تصادفی به دو گروه مساوی اولتراسوند و الکتروکوتر تقسیمبندی شدند. سطح لپتین و C-reactive protein (CRP) پیش از عمل و سپس 30 دقیقه پس از شروع، 6 و 24 ساعت پس از آن دو گروه اندازهگیری و مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: میزان متوسط لپتین پس از گذشت 30 دقیقه، 6 و 24 ساعت از عمل جراحی در گروه اولتراسوند اختلاف معناداری از لحاظ آماری نشان داد (بهترتیب 0001/0P=، 003/0P=، 003/0P=).
نتیجهگیری: بهکارگیری اولتراسوند جهت برش و هموستاز حین عمل کولهسیستکتومی سبب بروز آسیب بافتی کمتری میشود.
احمد طهماسبی قرابی، زهرا حیدری فرد، بهروز نعمتی، مجید داوری، علیرضا دلاوری، حمیده سلیمزاده، علی اکبری ساری،
دوره 81، شماره 9 - ( آذر 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: غربالگری یک روش هزینه اثربخش برای پیشگیری از سومین سرطان کشنده در جهان یا سرطان کولورکتال میباشد. این مطالعه با هدف تحلیل هزینه اثربخشی غربالگری کولونوسکوپی در مقایسه با سیگموییدوسکوپی برای سرطان کولورکتال در افراد پرخطر در ایران انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه ارزشیابی اقتصادی در بازه زمانی تیر تا بهمن 1395 انجام گرفت. ارزیابی اثربخشی روشهای غربالگری با استفاده از یک مرور نظاممند انجام گرفت. ارزیابی هزینهها نیز با استفاده از هزینههای بهدست آمده از تعرفه مصوب وزارت بهداشت ایران در سال 1395 برای کولونوسکوپی و سیگموییدوسکوپی انجام شد. در نهایت برای ارزیابی هزینه اثربخشی از مدل ترکیبی درخت تصمیمگیری و مارکوف استفاده شد. برای تحلیل هزینه اثربخشی با در نظر گرفتن پیامد نهایی بقای پنج ساله افراد پرخطر از فرمول ICER و نرمافزارهای Excel و TreeAge استفاده شد.
یافتهها: اثربخشی سیگموییدوسکوپی و کولونوسکوپی در افزایش بقای پنج ساله نسبت به عدمغربالگری به ترتیب 11% و 7/15% و غربالگری کولونوسکوپی نسبت به سیگموییدوسکوپی نیز 7/4% بیشتر است. هزینه غربالگری کولونوسکوپی و سیگموییدوسکوپی بهترتیب 100 و 1992 میلیارد تومان محاسبه شد. براساس تحلیل هزینه اثربخشی، هزینه درمان بیماران در صورت غربالگری با کولونوسکوپی و سیگموییدوسکوپی نسبت به عدمغربالگری کمتر است. نسبت ICER کولونوسکوپی و سیگموییدوسکوپی نسبت به عدمغربالگری بهترتیب 444،138،916- و 475،795،494- تومان و کولونوسکوپی نسبت به سیگموییدوسکوپی 369،978،588- تومان بهدست آمد.
نتیجهگیری: غربالگری به روش کولونوسکوپی و سیگموییدوسکوپی در کاهش بروز و مرگ ناشی از سرطان کولورکتال اثربخش هستند. غربالگری کولونوسکوپی در مقایسه با عدمغربالگری و غربالگری به روش سیگموییدوسکوپی برای جمعیت در معرض خطر بالا در ایران یک گزینهی غالب میباشد.