11 نتیجه برای دیلمی
غلامرضا درخشان دیلمی، سمراد محرابی،
دوره 58، شماره 2 - ( 2-1379 )
چکیده
علی رغم استفاده از کورتیکواستروئید خوراکی در اغلب موارد آسم شدید، مصرف این دارو همراه با ترس از عوارض جانبی فراوان آن همراه است. گزارشات متناقضی در مورد نقش متوترکسات به عنوان یک کاهنده نیاز به استروئید در این بیماران وجود دارد. این مطالعه در صدد است که نقش متوترکسات را در آسم وابسته به گلوکوکورتیکوئید ارزیابی کند. شش بیمار مبتلا به آسم وابسته به گلوکوکورتیکوئید در یک کارآزمایی بالینی دوسوکور تصادفی با طرح متقاطع و کنترل دارونما وارد شدند. بیماران در دو دوره 12 هفته ای متوترکسات هفتگی با دوز 15 میلی گرم یا دارونما دریافت کردند. زمانی که بیماران با متوترکسات درمان شدند، 62/55% کاهش در میزان نیاز به گلوکوکورتیکوئید خوراکی در مقایسه با مصرف دارونما مشاهده گردید (P<=0.01). ضمنا در دوره درمان با متوترکسات نیز FEV1 به میزان 20% نسبت به دوره درمان با دارونما افزایش نشان داد (P<0.05). این مطالعه نشان می دهد که در بیماران مبتلا به آسم وابسته به گلوکوکورتیکوئید مصرف متوترکسات خوراکی با دوز کم منجر به کاهش نیاز به این دارو می شود.
شهرام فیروزبخش، عنایت صفوی، محمدرضا زاهد پورانارکی، غلامرضا درخشان دیلمی،
دوره 60، شماره 3 - ( 3-1381 )
چکیده
مقدمه: ترانس برونکیال بیوپسی ریه (TBLB) روش جایگزین جالبی برای بیوپسی باز ریه در بررسی تشخیص اولیه مبتلایان به بیماریهای منتشر ریوی یا ضایعات لوکال دور از دسترس مستقیم برونکوسکوپ محسوب می گردد. در بررسی ضایعات منتشر ریوی، گزارشاتی مبنی بر بی خطر بودن انجام TBLB کور (بدون هدایت فلوروسکوپی) وجود دارد. بعلت در دسترس نبودن فلوروسکوپ در بخش ریه این مرکز درصدد برآمدیم میزان موفقیت TBLB های انجام شده را در بدست آوردن نمونه کافی از نسج ریه و قدرت تشخیص نمونه های بدست آمده را سنجیده و عوارض ناشی از آن را مشخص کنیم.
مواد و روشها: در طی 6 ماهه اول سال 1378، در بخش آندوسکوپی ریه مجتمع بیمارستانی امام خمینی تهران، 64 مورد TBLB بدون هدایت فلوروسکوپی انجام شده و نتایج در دفاتر بخش آندوسکوپی ثبت گردیده بود که از آنها استفاده به عمل آمد.
یافته ها: در بررسی نتایج معلوم گردید که در 2 مورد (3/1 درصد) نسج ریه بدست نیامده و نتایج پاتولوژیک حاصله در (71/9 درصد) 46 مورد منجر به تشخیص گردیده بود. گزارشی از هموپتیزی نداشتیم. سه مورد پنوموتوراکس رخ داده بود که تنها در یک مورد (1/6 درصد) نیاز به استفاده از Chest tube وجود داشت.
نتیجه گیری و توصیه ها: با توجه به جمیع مراتب، بنظر می رسد TBLB کور در مرکز ما با موفقیت همراه بوده است و میزان عوارض آن قابل مقایسه با سایر مراکز مورد تائید می باشد.
شهرام فیروزبخش، عنایت صفوی، محمدرضا زاهد پورانارکی، غلامرضا درخشان دیلمی،
دوره 60، شماره 4 - ( 4-1381 )
چکیده
مقدمه: ترانس برونکیال بیوپسی ریه (TBLB) روش جایگزین جالبی برای بیوپسی باز ریه در بررسی تشخیص اولیه مبتلایان به بیماریهای منتشر ریوی یا ضایعات لوکال دور از دسترس مستقیم برونکوسکوپ محسوب می گردد. در بررسی ضایعات منتشر ریوی، گزارشاتی مبنی بر بی خطر بودن انجام TBLB کور (بدون هدایت فلوروسکوپی) وجود دارد. بعلت در دسترس نبودن فلوروسکوپ در بخش ریه این مرکز درصدد برآمدیم میزان موفقیت TBLB های انجام شده را در بدست آوردن نمونه کافی از نسج ریه و قدرت تشخیص نمونه های بدست آمده را سنجیده و عوارض ناشی از آن را مشخص کنیم.
مواد و روشها: در طی 6 ماهه اول سال 1378، در بخش آندوسکوپی ریه مجتمع بیمارستانی امام خمینی تهران، 64 مورد TBLB بدون هدایت فلوروسکوپی انجام شده و نتایج در دفاتر بخش آندوسکوپی ثبت گردیده بود که از آنها استفاده به عمل آمد.
یافته ها: در بررسی نتایج معلوم گردید که در 2 مورد (3/1 درصد) نسج ریه بدست نیامده و نتایج پاتولوژیک حاصله در (71/9 درصد) 46 مورد منجر به تشخیص گردیده بود. گزارشی از هموپتیزی نداشتیم. سه مورد پنوموتوراکس رخ داده بود که تنها در یک مورد (1/6 درصد) نیاز به استفاده از Chest tube وجود داشت.
نتیجه گیری و توصیه ها: با توجه به جمیع مراتب، بنظر می رسد TBLB کور در مرکز ما با موفقیت همراه بوده است. و میزان عوارض آن قابل مقایسه با سایر مراکز مورد تائید می باشد.
عنایت صفوی، بشارت رحیمی، سیروس جعفری، سروش سیفیراد، غلامرضا درخشان دیلمی، محمدرضا زاهدپور انارکی، حمیدرضا ابطحی،
دوره 69، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: اخیرا روش القای خلط بهعنوان روشی مؤثر و ارزان برای بهدست آوردن نمونههای خلط با کیفیت بالا از بیماران مشکوک به سل ریوی معرفی شده است. بسیاری از پزشکان کشور با این روش آشنا نیستند. این مطالعه تلاشی در جهت آشنایی پزشکان با این روش در بیماران مشکوک به سل ریوی میباشد.
روش بررسی: از تیر لغایت بهمن 1389 بیماران دارای شواهد کلینیکی یا رادیولوژیک بهنفع سل ریوی که قادر به دادن نمونه خلط نبودند، وارد مطالعه شدند. بیماران با استفاده از نبولایزر اولتراسوند و سالین هایپرتونیک 3% استریل بهمدت 20 دقیقه تحت القای خلط قرار گرفتند. کیفیت نمونه خلط (نسبت سلولهای پلیمورف به سلولهای اپیتلیال ≤2) بررسی شد. اطلاعات بیماران شامل جنس، سن، (±)HIV و شواهد رادیولوژیک مثبت بهنفع سل ریوی ثبت و تحت آنالیز آماری قرار گرفت.
یافتهها: 50 بیمار مشکوک به سل ریوی وارد مطالعه شدند ]23 مرد (SD±Mean سن 24/20±21/51) و 27 زن (SD±Mean سن 00/18±40/55)[. سرفه شایعترین شکایت منجر به مراجعه در بیماران و شایعترین ضایعه رادیولوژیک انفیلتراسیون و کانسالیدیشن در کلیشهها بود. تست PPD در تعداد 21 (42%) بیمار مثبت گزارش شد (حساسیت 5/61%، ویژگی 8/64%، ارزش اخباری مثبت 38%، ارزش اخباری منفی 7/82%). روش القای خلط در 90% بیماران منجر به تولید نمونههای مناسب خلط شد. اسمیر و کشت در 13 (26%) از بیماران مثبت گزارش شد.
نتیجهگیری: القای خلط روشی کم تهاجمی و کم هزینه بوده که بهنیروی انسانی کمی احتیاج دارد و با نتایج رضایتبخشی در جهت بهدست آوردن نمونههای خلط با کیفیت بالا از بیماران بدون خلط همراه است.
سیده رویا موسوی، پروانه ابراهیمزاده، سپیده یزدانپناه، نسیمالسادات موسوی، منصور دیلمی،
دوره 82، شماره 4 - ( تیر 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماران معتاد دارای مقاومت بیشتری در برابر داروهای بیحسکننده موضعی به هنگام استفاده از آنها جهت انجام بلوکهای عصبی محیطی و مرکزی میباشند. خارش ناشی از مخدرها ممکن است ژنرالیزه باشد و اغلب اندکی پس از تزریق اتفاق میافتد. این مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان خارش ناشی از تزریق اینتراتکال فنتانیل در افراد معتاد به تریاک که تحت جراحیهای الکتیو ارتوپدی اندام تحتانی با بیحسی نخاعی قرار گرفتهاند، طراحی و پایهریزی شد.
روش بررسی: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی دو سوکور بر روی 68 بیمار کاندید جراحیهای الکتیو ارتوپدی اندام تحتانی تحت بیحسی نخاعی مراجعهکننده به بیمارستان پنج آذر گرگان در سال 1402 انجام گردید. بیماران با استفاده از جدول اعداد تصادفی به دو گروه، مداخله (گروهی از افراد معتاد که برای انجام بیحسی نخاعی مارکائین اینتراتکال بههمراه فنتانیل دریافت کردند) و کنترل (گروهی از افراد معتاد که برای انجام بیحسی نخاعی تنها مارکائین اینتراتکال دریافت نمودند)، تقسیم شدند. میزان خارش، تهوع و استفراغ در هر دو گروه سنجیده شد.
یافتهها: از نظر سن، جنسیت و BMI بین دو گروه مداخله و کنترل تفاوت آماری معناداری وجود نداشت. میزان بروز تهوع و استفراغ ما بین دو گروه تفاوت آماری معنادار وجود نداشت. بروز خارش در گروه بوپیواکائین صفر و در گروه فنتانیل و بوپیواکائین 6/17% بود که 3% از آنها نیاز به تجویز داروی ضدخارش جهت درمان وجود داشت (25/0P=).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که با توجه به پایین بودن بروز عارضه خارش در گروه استفاده از فنتانیل به همراه بوپیواکائین، استفاده از آن در افراد با اعتیاد مخدر سودمند میباشد.
کاظم کاظمنژاد، پروانه ابراهیمزاده، سیده رویا موسوی، منصور دیلمی،
دوره 82، شماره 6 - ( شهریور 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: لرز یکی از عوارض ناشی از بیهوشی می باشد که هم در بیهوشی عمومی و هم در بیهوشی رژیونال رخ میدهد. کتامین بهعنوان آنتاگونیست گیرنده ان متیل دی آسپارتات با کاهش توزیع حرارت مرکزی به محیط ممکن است از لرز پس از بیحسی نخاعی جلوگیری کند. بنابراین هدف از انجام این مطالعه بررسی تاثیر داروی کتامین در پیشگیری از بروز لرز پس از بیحسی نخاعی در عملهای جراحی ارتوپدی اندام تحتانی میباشد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده یک سویهکور بر روی 60 بیمار کاندید عمل جراحی ارتوپدی اندام تحتانی مراجعهکننده به بیمارستان پنج آذر گرگان در سال 1402 صورت گرفت. بیماران بهصورت تصادفی به دو گروه مساوی کتامین (mg/kg 25/0) و کنترل (پلاسبو) تقسیم شدند. ابزار جمعآوری اطلاعات شامل یک چکلیست حاوی اطلاعات، سن، جنس، فشار متوسط شریانی، درصد اشباع اکسیژن شریانی، ضربان قلب، لرز و هالوسینیشن (توهم) میباشد.
یافتهها: میزان بروز لرز پس از بیحسی نخاعی در بین بیماران با دریافت کتامین پروفیلاکتیک 33/13% و در بیماران با دریافت دارونما 40% بود. میزان بروز توهم در گروه کتامین 67/26% بود. میزان بروز تهوع و استفراغ در هر دو گروه مشابه بود. براساس این مطالعه بین دو گروه از نظر پارامترهای همودینامیک شامل؛ فشار متوسط شریانی، ضربان قلب، سطح اکسیژن خون شریانی، تفاوت معناداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: میزان بروز لرز در بیحسی نخاعی در استفاده پیشگیرانه از کتامین موثرتر از دارونما بوده است. با توجه به موثر بودن کتامین در کاهش بروز لرز، استفاده از آن بهعنوان پیشگیری جهت کاهش بروز لرز پیشنهاد میگردد.
سارا رضاپور، محراب دیلمی، مرجان کاظمینیا،
دوره 82، شماره 7 - ( مهر 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: دندانهای مولر اول فک پایین شایعترین دندانهایی هستند که تحت درمان اندودنتیک قرار میگیرند و از نظر آناتومیکی بسیار چالش برانگیز هستند. دانش کافی از منطقه خطر یا danger zone در ریشه مزیالی مولرهای اول مندیبل به کاهش ریسک اشتباه پرفوریشن حین درمان کمک میکند این یافتهها برای کلینیسین در افزایش موقعیت درمان ریشه دندان و آمادهسازی فضای پست مفید واقع میشود.
روش بررسی: این مطالعه تصاویر (Cone Beam Computed Tomography, CBCT) از 144 دندان مولر اول مندیبل از 74 بیمار 18 تا 66 ساله مراجعه کننده به یک مرکز تخصصی رادیولوژی فک وصورت در شهر گرگان در سال های 1397تا 1399 موردبررسی قرار گرفت. میانگین فاصله اوریفیس تا فورکا محاسبه شد و میانگین ضخامت عاج دیستالی کانالهای مزیوباکال و مزیولینگوال در سه، چهار و پنج میلیمتری زیر اوریفیس اندازهگیری شد. میانگین ضخامت عاج دیستالی بر حسب سن، جنس و سمت فکی موردبررسی قرار گرفت.
یافتهها: کمترین میانگین ضخامت دیواره دیستال کانالهای مزیوباکال و مزیولینگوال در فاصله پنج میلیمتری زیر اوریفیس کانال قرار داشت. میانگین ضخامت دیواره دیستال کانالهای مزیوباکال و مزیولینگوال در مردان بیشتر از زنان بهدست آمد (05/0P<). میانگین ضخامت دیواره دیستال با سن ارتباط معناداری نشان نداد (745/0P=) به جز در ناحیه سه و پنج میلیمتر زیر اوریفیس در کانال مزیوباکال که با سن ارتباط معنادار داشت (01/0P=) اختلاف معنادار آماری بین دو سمت فکی مشاهده نشد (543/0P=) به جز در ناحیه چهار میلیمتری زیر اوریفیس در کانال مزیولینگوال (05/0P<).
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد که منطقه خطر در عاج دیستالی کانالهای مزیوباکال و مزیولینگوال دندانهای مولر اول مندیبل در مردان و زنان در پنج میلیمتری زیر اوریفیس کانال مشاهده میشود.
رضا صحرایی، آناهیتا حقجو، حسن ضابطیان، منصور دیلمی، راحیل حقجو، فاطمه خادمپیر، نوید کلانی،
دوره 83، شماره 1 - ( فروردین 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بیحسی اسپاینال یکی از روشهای رایج در جراحی سزارین الکتیو است، اما عوارضی مانند لرز و تهوع ممکن است کیفیت دوره پس از عمل را تحت تاثیر قرار دهند. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی میزان بروز لرز و تهوع با استفاده از داروی بوپیواکائین و ترکیب بوپیواکائین-سوفنتانیل در زنان تحت عمل جراحی سزارین الکتیو با بیحسی اسپاینال، انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دوسویه کور بر روی 30 نفر از بیماران تحت عمل جراحی سزارین الکتیو مراجعهکننده به بیمارستان مطهری شهرستان جهرم در بازه زمانی اردیبهشت تا مهر ماه 1400 انجام گرفت. بیماران بهصورت تصادفی به دو گروه بوپیواکایین و بوپیواکایین-سوفنتانیل، تقسیم شدند. میزان تهوع و استفراغ و فراوانی لرز در زمانهای پیش از بیحسی اسپاینال، پس از بیحسی اسپاینال، سه دقیقه پیش از بهدنیا آمدن نوزاد، بلافاصله پس از بهدنیا آمدن نوزاد، دقیقه 15، دقیقه 30، دقیقه 45، ورود به ریکاوری و خروج از ریکاوری ثبت گردید.
یافتهها: در گروه بوپیواکایین+سوفنتانیل در 30 دقیقه پس از اسپاینال (20%) و در زمان ورود به ریکاوری (7/26%) بیشترین فراوانی لرز در بیماران بوده است. فراوانی تهوع در گروه بوپیواکایین+سوفنتانیل (3/33%) و بوپیواکایین در سه دقیقه پیش از دنیا آمدن نوزاد (40%)، دارای بیشترین فراوانی بوده است، اما از نظر آماری بین دو گروه در زمانهای متفاوت تفاوت معنادار نبوده است.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که افزودن دوز پایین سوفنتانیل به بوپیواکایین در قالب پروتکل بیحسی نخاعی، اگرچه ممکن است تاثیرات بالینی جزئی بر بروز برخی عوارض داشته باشد، اما بهتنهایی نمیتواند منجر به تفاوت معنادار در بروز لرز و تهوع گردد.
شهرام شفا، مهرداد صیادینیا، بیبیمنا رضوی، طیبه زارعی، مریم ضیایی، منصور دیلمی،
دوره 83، شماره 2 - ( اردیبهشت 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کنترل اضطراب بیماران قبل از جراحی احتمال مشکلات بعد از عمل کاهش یافته و امکان مشارکت و همکاری بیمار در برنامه مراقبت و درمان بعد از عمل افزایش مییابد. لذا هدف از انجام این مطالعه روشهای غیردارویی کنترل اضطراب در بیماران تحت عمل جراحی ارتوپدی میباشد.
روش بررسی: این مطالعه از یک رویکرد مروری استفاده کرده است. کاوش سیستماتیک شامل چندین مرحله کلیدی است. جستجوی ادبیات: تحقیقات کاملی در پایگاههای اطلاعاتی PubMed، Sciences Direct، Scopus، Magiran، Sid و موتور جستجوگر گوگل اسکالر انجام شد. جستجو با استفاده از کلمات کلیدی مانند "رایحه درمانی (ارماتراپی)"، "موسیقی درمانی"، "ماساژ"، "مداخله آموزشی"، "فیلم آموزشی" و "آوای قرآن" و معادل انگلیسی آنها برای شناسایی مطالعات مربوطه منتشر شده در 10 سال گذشته اصلاح شده است.
یافتهها: روشهای غیردارویی مورد استفاده در کنترل یا کاهش اضطراب در عمل جراحی ارتوپدی شامل روشهای، موسیقی درمانی، آوای قرآن، تکنیکهای ریلکسیشن، ماساژ کمر، مداخله آموزشی، فیلم آموزشی، آگاهی و آموزش دادن قبل از عمل جراحی و رایحه درمانی (بابونه، بادرنجویه، رز، سنبلالطیب، هل، دارچین، گل ساعتی، اسطوخودوس، لیمو ترش)، میباشد.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از یافتههای پژوهشهای انجام شده نشان میدهد که استفاده از روشهای غیردارویی باعث کاهش اضطراب در بیماران تحت اعمال جراحی ارتوپدی شده است. بنابراین میتوان با انواع روشهای غیردارویی اثرات مخرب اضطراب بعد از اعمال جراحی ارتوپدی را کاهش داد.
پوریا ادیبی، سمیه مهرپور، رضا صحرایی، سمیرا زنبق، مجید وطنخواه، مهرداد ملک شعار، منصور دیلمی، بیبیمنا رضوی، طیبه زارعی،
دوره 83، شماره 2 - ( اردیبهشت 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: لرز بعد از عمل جراحی از عوارض شایع بیحسی نخاعی در عمل جراحی سزارین میباشد. بسیاری از داروها در رابطه با جلوگیری یا کاهش لرز بررسی شدهاند، اما هنوز دارویی ایده آل مورد تایید نهایی قرار نگرفته است. هدف از انجام این مطالعه بررسی تاثیر داروی دکسمدتومدین در پیشگیری از لرز پس از عمل جراحی سزارین می باشد.
روش بررسی: در این مطالعه مرور نظامند، کلید واژههای کلیدی فارسی "دکس مدتومدین"، "بیحسی نخاعی/ اسپاینال"، "سزارین" و دکس مدتومدین" و کلیدواژههای انگلیسی Dexmedetomidine", "Caesarean section"، "Spinal Anesthesia" " Dexmedetomidine و "C-Section" در پایگاههای PubMed، EMBASE، Cochrane Central Register of Controlled Trials (CENTRAL)، Web of Science، ClinicalTrials.gov و Scopus ، SID، Magiran ، Medlib و موتور جستجوگر Google Scholar، بدون محدودیت زمانی انجام شد.
یافتهها: در این مطالعه مرور نظامند، 19 مطالعه بررسی شد. نتایج مطالعات مورد بررسی در مورد پیامد مطالعات انجام شده بیانگر آن بود که در 13 مطالعه دکس مدتومدین داروی موثرتری در کنترل لرز نسبت به سایر گروههای مورد مطالعه بود. همچنین در پنج مطالعه دکسمدتومدین به همراه 3 داروی پتدین، دگزامتازون و اندانسترون، اثرات مشابهی در کنترل لرز در بیماران ایفا کردند. در یک مطالعه نیز دکس مدتومدین اثران ضدلرزی کمتری نسبت به داروی نالبوفن ایجاد نمود.
نتیجهگیری: نتایج حاکی از آن بود که داروی دکسمدتومدین در جلوگیری از لرز بعد از عمل در بیماران تحت عمل جراحی سزارین موثر میباشد. بنابراین بهنظر میرسد مصرف دکسمدتومیدین جهت پیشگیری از لرز بعد از عمل، در این بیماران مفید باشد.
معصومه پورمختاری، شهرام شفا، نسیم نبیزاده، رضا صحرایی، حسن ضابطیان، منصور دیلمی، نوید کلانی،
دوره 83، شماره 3 - ( خرداد 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بیحسی نخاعی یک روش کارآمد برای ارائه بیدردی در عمل جراحی و یک جایگزین بیخطر برای بیدردی عمومی میباشد. علیرغم مزایای آن عوارضی مانند افت فشارخون و برادی کاردی وجود دارد. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی اثر اندانسترون وریدی در پیشگیری از افت فشارخون پس از بیحسی نخاعی در بیماران تحت جراحی ارتوپدی اندام تحتانی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سویه کور بر روی 60 بیمار کاندیدای عمل جراحی ارتوپدی اندام تحتانی مراجعهکننده به بیمارستان پیمانیه شهرستان جهرم، در بازه زمانی فروردین تا اسفند 1400 انجام شد. بیماران به صورت تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. فشارخون سیستولیک، دیاستولیک و تعداد نبض در زمانهای پیش از بیحسی اسپاینال، پس از بیحسی اسپاینال و سپس در ده دقیقه اول هر دو دقیقه و در دقایق 15، 30، 45، 60 و 90 دقیقه حین عمل نیز سنجیده شد.
یافتهها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که تفاوت معناداری بین گروههای اندانسترون و پلاسبو از نظر میانگین فشارخون سیستولیک و دیاستولیک و ضربان قلب وجود نداشت. همچنین تفاوت معناداری بین دو گروه اندانسترون و پلاسبو در بروز خارش و تهوع استفراغ در زمانهای مختلف نشان نداد.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که دوز هشت میلیگرم اندانسترون در اعمال جراحی ارتوپدی اندام تحتانی تاثیر قابل ملاحظهای بر علایم همودینامیک و همچنین پیشگیری از عوارض تهوع و استفراغ و خارش پس از عمل در این بیماران ندارد.