26 نتیجه برای رستمی
محمد حسین اردوبادی، وارطان ارستمیانس،
دوره 21، شماره 1 - ( 1-1342 )
چکیده
محمد پژوهی، محمدحسن باستان حق، اسداله رجب، احمد مسعود، مریم رستمی،
دوره 58، شماره 3 - ( 3-1379 )
چکیده
از آنجا که ابتلا به عفونت یکی از عوامل مهم مرگ و میر در بیماران دیابتی است و گفته می شود میزان حساسیت به عفونت در این بیماران با کنترل قند آنان ارتباط دارد، برآن شدیم عملکرد لکوسیت های بیماران مبتلا به دیابت ملیتوس وابسته به انسولین را در دو گروه قند خون کنترل شده و کنترل نشده در سنین 7 تا 25 سال در پاسخ به یک محرک (فوربول مریستات استات یا PMA) و یک محرک ذره ای (مخمر اپسونیزه) به کمک روش کمی لومینسانس مورد بررسی قرار دهیم. وقتی که از PMA بعنوان محرک استفاده گردید، اختلاف معنی داری بین دو گروه آزمایش با گروه شاهد مشاهده نگردید، با این حال اختلاف بین دو گروه بیماران کنترل شده و کنترل نشده معنی دار بود (P<0.05). همچنین با استفاده از مخمر اپسونیزه بعنوان محرک بین گروه های آزمایش و شاهد اختلاف معنی داری مشاهده نگردید، با این وجود میزان کمی لومینسانس در گروه بیماران کنترل شده کاهش نشان داد.
علی خلوت، عبدالرحمان رستمیان،
دوره 63، شماره 4 - ( 4-1384 )
چکیده
مقدمه: با توجه به شیوع بالای بیماری آرتریت روماتوئید (RA) و درمانهای متعارف، مشاهدات تجربی نشان داده است که با مصرف یک غذای بخصوص یا حذف برخی از خوراکیها از رژیم غذای عادی افراد، علایم بیماری آنها تخفیف مییابد. جالب اینکه روزه گرفتن، شاخصهای عینی و ذهنی فعالیت بیماری را در اکثر بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید کاهش میدهد.در مطالعه انجام شده اثر یک دوره کوتاه مدت روزهداری و متعاقب آن رژیم گیاهخواری را به مدت یکسال در بیماران آرتریت روماتوئید مورد ارزیابی قرار دادیم
مواد و روشها: 52 بیمار (40 زن و 12 مرد) که براساس معیارهای (ACR)American College of Rheumatology تشخیص آرتریت روماتوئید آنها قطعی بود به طریق Single Blind ، بررسی گردیدند و 28 بیمار پس از یک ماه روزهداری در ماه مبارک رمضان انتخاب شدند. از روز دهم یک رژیم گیاهخواری به آنها داده شد و به مدت 3 ماه این رژیم ادامه یافت. پس از 3 ماه به یک رژیم ترکیبی از شیر و گیاهان و میوه جات تبدیل شد و تا یکسال ادامه یافت. 2نفر در پایان ماه مبارک رمضان از مطالعات ما خارج شدند. بعنوان کنترل از یک گروه 24 نفر که روزه دار نبودند با یک رژیم معمولی استفاده شد.
یافتهها: در بیماران مورد مطالعه (میانگین سنی 5/14± 39 سال) با میانگین طول مدت بیماری 36 ماه ، بعد از 4 هفته در گروه روزه دار تحت رژیم گیاهخواری، بهبود چشمگیری در بسیاری از شاخصهای بیماری براساس معیارهای تشخیصی کالج روماتولوژی آمریکا مانند تعداد مفاصل دردناک و متورم، مدت زمان سفتی صبحگاهی مفاصل و همچنین پاسخ به یک پرسشنامه ارزیابی سلامت مشاهده شد. این اثرات مفید در گروه تحت رژیم بعد از یکسال همچنان باقی مانده است.
نتیجهگیری و توصیهها: با توجه به دستاوردها نتیجهگیری میشود که روزهداری و رژیم تغییر یافته روی تمام شاخصهای محاسبه شده اثرات قابل توجهی داشته است. اگرچه روزهداری کوتاه مدت در اکثر بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید اثر مفیدی داشت. اما تقریباً درتمام موارد بعدازبازگشت به رژیم معمولی عود بیماری مشاهده شد. نتایج این مطالعه نشان میدهد که میتوان بهبود بیماران را توسط تنظیم رژیم غذایی بصورت فردی استمرار بخشید. بر مبنای اینکه یک رژیم تنظیم شده میتواند فعالیت بیماری آرتریت رماتوئید را کاهش دهد پیشنهاد میشود برای بیماران آرتریت رماتوئید رژیم خاصی که قابل تحمل باشد تنظیم شود و غذاهائیکه در پاتوژنز این بیماری دخالت دارد حذف شود یا لااقل تعدیل گردد.
ناصر ابراهیمی دریانی، امیر حسین جعفری سپهر، مریم تاجیک رستمی، محمد بشاستی،
دوره 64، شماره 7 - ( 5-1385 )
چکیده
تعداد زیادی از بیماران مبتلا به بیماری های التهابی روده علائم خارج روده ای را تجربه می کنند. مطالعات مختلف نشان داده اند که اختلالات کبدی صفراوی شایعترین تظاهر خارج روده ای این بیماریها می باشند. اختلالات مرتبط شامل کلانژیت اسکلروزان اولیه، استئاتوهپاتیت غیر الکلی، سنگ کیسه صفرا، پری کلانژیت، هپاتیت خود ایمنی، آمیلوئیدوز کبدی، آبسه کبدی، گرانولوم کبدی، کارسینوم سلول کبدی، کلانژیوکارسینوم و سیروز صفراوی اولیه می باشند. اگر چه تا کنون بیشترین توجه معطوف عوارض وخیم این بیماریها مانند کلانژیت اسکلروزان اولیه بوده است، اختلالاتی مانند استئاتوهپاتیت غیر الکلی و سنگ صفراوی نیز شیوع بالایی دارند و به علت تشابه با علائم بیماری اولیه ممکن است نادیده انگاشته شوند. در این مقاله به مرور اجمالی اختلالات ذکر شده پرداخته خواهد شد.
علی خلوت، عبدالرحمان رستمیان، سید رضا نجفی زاده،
دوره 64، شماره 9 - ( 6-1385 )
چکیده
شایعترین کمردرد در افراد میانسال کمردرد مکانیکی است که در رأس آن هرنی دیسکال قرار دارد. کمردرد مکانیکی یکی از معضلات اجتماع بشری از جمله در کشورهای در حال توسعه میباشد. این عارضه قدرت کارآیی افراد را کاهش میدهد لذا کم هزینهترین راه تشخیص معاینه دقیق فیزیکی است.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی توصیفی از شصت مرد میانسال 45-25 ساله که همگی از کارگران حرفهای ساختمانی بوده و از کمردرد مکانیکی شکایت داشتند شرح حال گرفته شد و مورد معاینه فیزیکی قرار گرفتند و با تشخیص هرنی دیسکال L5-S1 و L4-L5 برای همه آنهاMRI لومبوساکرال درخواست شد و یافتههای فیزیکی با MRI مقایسه گردید.
یافتهها: در معایـنه فـیـزیکی کارگـران مـورد مطـالعه هرنی دیسکـال مابـین مهرههـای L4-L5 و L5-S1 با Stageهای مختلف تشخیص داده شد که در مقایسه با MRI تشخیص مضاعف آنها تأیید گردید، در این مطالعه ارتباط یافتههای فیزیکی وMRI براساس آزمونX2 معنیدار بود (05/0P<) که قابل توجه است.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد برای تشخیص نورالژی سیاتیک دیسکال معاینات دقیق فیزیکی کفایت میکند. حتی میتوان هرنی دیسکال را Stagingکرد و هیچ لزومی به انجامMRI برای تشخیص وجود ندارد. درخواستMRI هزینه سنگینی را برای بیمار تحمیل میکند که لزومی ندارد. توصیه میکنیم همکاران به شکایت بیمار توجه خاصی عنایت بفرمایند و اگر معاینات فیزیکی با دقت و با حوصله انجام شود، تشخیص قطعی خواهد بود.
علی خلوت، عبدالرحمان رستمیان، سیدرضا نجفی زاده، علی پاشا میثمی،
دوره 64، شماره 11 - ( 7-1385 )
چکیده
هدف از این مطالعه مقایسه تأثیر و تحمل یک داروی زمینهای (DMARD) مانند هیدروکسی کلروکین (HcQ) با ترکیبی از HcQ و متوتروکسات ((Mtx و ترکیب دیگری از HcQ و Mtx و سولفاسالازین (SSZ) در بیماران آرتریتروماتوئید فعال با داشتن آرتریت مقاوم و پیشرونده میباشد.
روش بررسی: 120 بیمار که بر اساس معیارهای American College of Rheumatology (ACR) تشخیص آرتریتروماتوئید آنها قطعی بود (90 زن و 30 مرد) مراجعهکننده به درمانگاه روماتولوژی طی سالهای 1382 الی 1384 بهصورت تصادفی بر اساس جنس به سه گروه شامل 40 نفر (30 زن و 10 مرد) تقسیم شدند. گروه اول با HcQ بهتنهائی mg/d 200 و گروه دوم ترکیبی از هیدروکسی کلروکین mg/d200 و متوترکساتmg/kg 5/7 و گروه سوم ترکیبی از هیدروکسی کلروکین mg/d200 متوترکساتmg/kg 5/7 و سولفاسالازینgr/d 1 دریافت کردند. نتیجه تأثیر داروها پس از 24 ماه مورد ارزیابی قرار گرفت و در یک آنالیز آماری متغیرها را باt-test مقایسه نمودیم.
یافتهها: درمان ترکیبی HcQ و SSZ و Mtx و همچنین HcQ و Mtx از نظر بهبود علائم کلینیکی و یافتههای آزمایشگاهی، نسبت به درمان با HcQ بهتنهائی (05/0P<) مؤثرتر بودند. همچنین در این مطالعه نشان داده شده درمان ترکیبی HcQ و Mtx و SSZ نسبت به درمان ترکیبـی HcQ و Mtx مؤثرتر است (05/0P<). لذا درمان ترکیبی در آرتریت مقاوم و مؤثرتر است.
نتیجهگیری: در درمان آرتریتروماتوئید ترکیب داروهای متوترکسات هیدروکسیکلروکین و سولفاسالازین مؤثرتر از متوترکسات و کلروکین و هر دوی اینها مؤثرتر از درمان تک داروئی میباشد.
علی خلوت، عبدالرحمان رستمیان، سیدرضا نجفی زاده، علی پاشا میثمی،
دوره 65، شماره 5 - ( 5-1386 )
چکیده
آرتریت روماتوئید (RA) بیماری التهابی مزمن است که عوامل متعددی در بروز و ادامه آن دخالت دارد. یکی از عوامل شروعکننده بیماری استرس میباشد که میتواند با تأثیر در کفایت و یا عدم کفایت محور نوروآندوکرین در بروز یا تغییر سیر بیماری ارتباط داشته باشد. هدف از این مطالعه بررسی اثر استرس در چگونگی تداوم RA و راهکارهای پیشگیری و درمان مؤثر آن است.
روش بررسی: یکصد بیمار آرتریت روماتوئید (80 زن و 20 مرد) که تشخیص RA آنها قطعی بود و بیماری آنها بهتازگی شروع شده بود (36-12 ماه) بهطریق همگروهی بررسی گردیدند. با مصاحبه و پرسشنامههایی که رویدادهای زندگی آنها در آن منعکس شده بود به دو گروه A با استرس پایدار و گروه B با استرس ناپایدار تقسیم شدند و درمان یکسان برای هر دو گروه انجام شد. نتیجه درمان پس از دو سال مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: با وجود یکسان بودن نوع درمان در گروهها پاسخ به درمان متفاوت بوده است، بهطوریکه گروه B که زمینه استرس ناپایدار داشتند بهبودی واضحی نسبت به گروه دارای تجربه استرسزای پایدار نشان داد. (00001/0 P=) در ارزیابی کلی شاخص بهبودی، بیمارانیکه زمینه استرس ناپایدار داشتند نسبت به گروه بیماران دارای زمینه استرس پایدار داشتند تفاوت معنیداری در بهبود نشان دادند (00001/0 P<).
نتیجهگیری: تعداد قابل توجهی از مبتلایان به RA از استرس جدی رنج میبرند که در سیر بالینی و بهبودی آنها مؤثر است. با شناخت عوامل استرسزا و کوشش در رفع آن میتوان در کنترل بهتر بیماری مؤثر بود.
علی خلوت، عبدالرحمان رستمیان، سیدرضا نجفی زاده، شفیعه موثقی،
دوره 65، شماره 11 - ( 11-1386 )
چکیده
فاکتور روماتوئید (RF) یکی از معیارهای تشخیصی آرتریت روماتوئید (RA) است که در پاتوژنز و شروع آرتریت روماتوئید، اهمیت زیادی دارد. مطالعات نشان داد، کاربرد روشهای مختلف میزان RF مثبت را افزایش میدهد. هدف از این مطالعه اندازهگیری ایزوتایپهای IgM و IgG فاکتور روماتوئید بهروش ELISA و لاتکس و مقایسه آن با یک گروه شاهد میباشد.
روش بررسی: 100 بیمار RA واجد شرایط که بر اساس معیارهای (ACR) تشخیص RA آنها قطعی بود (75 زن و 25 مرد) بهطور تصادفی انتخاب شدند و برای آنها بررسی RF بهروش لاتکس- IgM و بهروش IgG - IgM -ELISA انجام شد. برای افراد سالم شاهد (75 زن و 25 مرد) همزمان RF بهروش IgG - IgM -ELISA انجام گرفت و در آنالیز آماری متغیرها را با 2 مقایسه نمودیم.
یافتهها: اندازهگیری RF نزد بیماران RA بهروش لاتکس IgM و بهروش IgG - IgM -ELISA تفاوت چندانی ندارد. مثبت شدن IgM در بیماران RA در دو روش مترادف با هم مقایسه شد که در این مورد ارتباط معنیداری وجود دارد. (001/0p<، 60/0+r =، Pearson's correlation co efficient).
نتیجهگیری: فاکتور روماتوئید IgM در بیماران RA نسبت به افراد سالم شاهد اختلاف معنیداری را نشان میدهد (001/0 p<، 24/0r =). حدود 75% بیماران RA تأیید شده دارای RF از نوع IgM هستند که اندازهگیری آن با دو روش لاتکس و ELISA تفاوت چندانی ندارند و اندازهگیری IgG نسبت به IgM بهعنوان یک معیار تشخیصی ارجحیت ندارد و افراد سالم فاقد RF از نوع IgM و IgG هستند.
محمد سبزیکاریان، شفیعه موثقی، کیاندخت کریمیان، سیدرضا نجفی زاده، عبدالرحمن رستمیان، علی خلوت،
دوره 66، شماره 1 - ( 1-1387 )
چکیده
بیماری لوپوس اریتماتوی سیستمیک با اتیولوژی ناشناخته و تظاهرات چندگانه است که بیشتر خانمهای در سنین باروری را مبتلا میکند. این مطالعه با توجه به فعالیتهای دورهای بیماری جهت ارزیابی احتمال دخالت پرولاکتین در پاتوژنز و فعالشدن بیماری لوپوس طراحی شد.
روش بررسی: 60 بیمار لوپوس انتخاب و از نظر فعالیت بیماری براساس اندکس SLEDAI امتیازبندی شدند. میزان پرولاکتین در 60 نمونه خون این بیماران (بیمار SLE طبق کرایتریای کالج روماتولوژی) اندازهگیری شد. همه این بیماران مونث بودند میزان فعالیت بیماری براساس کرایتریای فعالیت لوپوس تعریف شد و نمرهبندی آن براساس اندکس فعالیت بیماری لوپوس (SLEDAI) انجام شد. غلظت پرولاکتین سرم بهوسیله روش ایمونورادیومتریک اندازهگیری شد.
یافتهها: هایپرپرولاکتینمی (پرولاکتین بیشتر از 21 نانوگرم در میلیلیتر) در هفت نفر از بیماران (7/11%) کشف شد. براساس اندکس فعالیت بیماری (SLEDAI) 7/6% بیماران، بیماری فعال را داشتند. در این بیماران سطح پرولاکتین بالاتر بود و بین anti DNA و فعالیت بیماری و پرولاکتین ارتباط مستقیم وجود داشت. ارتباط بین افزایش میزان پرولاکتین و فعالیت بیماری SLE مشاهده شد که در آن 305/0r= و 019/0p= بود.
نتیجهگیری: هایپرپرولاکتینمی با استفاده از روش IRMA در بیماران لوپوسی با بیماری فعال یافت شد. لذا نظریه نقش پرولاکتین در پاتوژنز SLE تقویت میشود.
فریدون حیدرپور، احمد رستمی، محسن علیپور، بهرام امینی، پوریا حیدرپور،
دوره 66، شماره 4 - ( 4-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: هیپرناترمی عملکرد اکثر دستگاههای بدن را تحت تاثیر قرار میدهد، حتی بیهوشی نیز تحت تاثیر این اختلال الکترولیتی قرار میگیرد. هدف از این تحقیق بررسی پاسخ به داروی بیهوشکننده کتامین با دزاژ mg/kg125 در رتهای هیپرناترمیک بود.
روش بررسی: 60 رت نر ویستار (Wistar) که دارای وزنی معادل 20±300 گرم بودند بهطور تصادفی به سه گروه تقسیم گردیدند. گروه کنترل از آب شرب و رتهای گروه تست یک و گروه تست دو از محلول کلرور سدیم 1% و 2% بهعنوان منبع آب شرب بهمدت 144 ساعت استفاده نمودند. حساسیت به داروی بیهوشی شامل: دوره زمانی بین تزریق کتامین و مهار رفلکس سر پا ایستادن، مهار پاسخ به تحریکهای دردناک، زمان لازم برای پیدایش مجدد پاسخ به تحریکهای دردناک و بهبودی کامل از بیهوشی مورد مطالعه قرار گرفت.
یافتهها: زمان لازم برای مهار رفلکس سر پا ایستادن و زمان لازم برای مهار پاسخ به تحریکهای دردناک در گروه تست دو از گروه تست یک و گروه کنترل بهطور معنیداری کوتاهتر بود، زمان لازم برای پیدایش مجدد پاسخ به تحریکهای دردناک و بهبودی کامل از بیهوشی در گروه تست دو از گروه تست یک و گروه کنترل بهطور معنیداری طولانیتر بود.
نتیجهگیری: هیپرناترمی بیهوشی با داروی کتامین را در رت تحت تاثیر قرار داده و سرعت گذر از مراحل بیهوشی را افزایش میدهد. دوره زمانی اثربخشی کتامین افزایش یافته و برگشت از بیهوشی بهطور معنیداری با تأخیر همراه است.
سینا مرادمند، حمیدرضا شاعری، منوچهر قارونی، عبدالرحمن رستمیان، زهرا اکبری، سیدهضحی میرخانی، اکرم باقری،
دوره 66، شماره 8 - ( 8-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: پرولاپس میترال یک عارضه شایع دریچهای در بسیاری از جوامع است و هیپرموبیلیتی مفصلی (JHM) نیز علاوه بر برخی سندرمهای بالینی در افراد سالم نیز دیده میشود. مطالعه حاضر به منظور جستجوی ارتباط بین هایپرموبیلیتی مفصلی (JHM) و پرولاپس دریچه میترال (MVP) در یک نمونه از جمعیت ایرانی طراحی شده است.
روش بررسی: 57 بیمار با پرولاپس غیرروماتیک و ایزوله لت قدامی میترال (24 مرد و 33 زن با میانگین سنی 3/2±5/23 سال) و 51 شاهد سالم (20 مرد و 31 زن با میانگین سنی 3/2±9/22 سال) مورد مطالعه قرار گرفتند. وجود JHM بر اساس معیار کارتر- ویلکینسون و بیتون انجام شد. ارزیابیهای اکوکاردیوگرافیک در تمامی افراد انجام شده و ارتباط بین نماهای اکوکاردیوگرافیک پرولاپس میترال و نمرات هایپرموبیلیتی مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: شیوع JHM در بیماران MVP بهطور معنیداری از گروه شاهد بالاتر بود (3/26% در برابر 8/7%، 012/0=p) و میانگین نمرات JHM در دو گروه نیز به ترتیب 2/2±1/3 و 7/1±9/1 بود (001/0
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که شیوع و شدت JHM در بیمارانی که دچار پرولاپس دریچه میترال دارند در مقایسه با افراد نرمال بالاتر میباشد. از طرفی دیگر یک همراهی مثبتی بین شدت JHM و شدت یافتههای اکوکاردیوگرافی وجود دارد. این یافتهها پیشنهادکننده یک اتیولوژی مشترک برای MVP ایزوله و JHM بوده که این فرضیه میبایست در قالب مطالعات مدون آتی مورد پژوهش قرار گیرد.
زینت قنبری، غزاله رستمینیا، عبدالمحمد کجبافزاده، لیلا پیرزاده، فدیه حقاللهی، محمد مهدی نقیزاده، الهام پیروز، زهرا جباری،
دوره 67، شماره 9 - ( 9-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: پرولاپس ارگانهای لگنی و علایم ادراری همراه با آن یک اختلال شایع در میان زنان مسن است که جهت افزایش امید به زندگی و بهبود کیفیت زندگی زنان، درمان آن ضروری میباشد. لذا با توجه به بهکارگیری تستهای یورودینامیک در تشخیص پاتوفیزیولوژی اختلالات سیستم ادراری و نوع درمان مناسب و همچنین دسترسی ناکافی به دستگاه مورد نظر، این مطالعه با هدف بررسی و مقایسه نتایج این تست و شکایات بیمار در بیماران با پرولاپس لگنی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مورد- شاهدی، طی 18 ماه، 105 بیمار در درمانگاه ولیعصر، بیمارستان امام خمینی با درجاتی از پرولاپس ارگانهای لگنی وارد مطالعه شدند و بر اساس پرسشنامه UDI-6 بیماران به دو گروه 66 نفری با بیاختیاری ادراری (گروه 1) و 39 نفری بدون آن (گروه 2) با داشتن رضایتنامه مورد بررسی تستهای یورودینامیک قرار گرفتند.
یافتهها: بر اساس پرسشنامه، تکرر و نشت ادرار، بیاختیاری اضطراری و استرسی در گروه بیماران با بیاختیاری بیشتر بود (001/0p<). پارامترهای یورودینامیک بهجز حجم تمایل به ادرار اولیه و نرمال بهطور مشخص در دو گروه تفاوتی نداشت. حساسیت و ویژگی نشت اضطراری ادرار در گروه 1 بهترتیب: 22 و 8/68 و در گروه 2، 30 و 5/65% و نشت استرسی در گروه 1 بهترتیب: 4/25 و 100 و در گروه 2، 1/57 و 9/71% بود.
نتیجهگیری: در مطالعه حاضر با توجه به ویژگی و حساسیت بهدست آمده از شکایات بیمار و تست یورودینامیک بهنظر میرسد، در بیماران پرولاپس لگنی نیازمند به جراحی، بهمنظور ارزیابی بیاختیاری ادراری مخفی، بهتر است که بررسی یورودینامیک انجام گردد.
مهرداد آقایی، فرهاد غریب دوست، حبیب زینی، معصومه اخلاقی، سیما صدیقی، عبدالرحمان رستمیان، ناصر اقدمی، مهدیه شجاع،
دوره 68، شماره 12 - ( 12-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: اسکلرودرمی یک اختلال سیستمیک با علل ناشناخته میباشد که با ضخیم شدگی پوست و درگیری ارگانهای داخلی مشخص میگردد. اندوتلین- 1 (ET-1) پلاسمایی در فیبروزی شدن پوست بیماران مبتلا موثر میباشد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط سطح اندوتلین- 1 با علایم و نشانههای متفاوت بیماری در افراد مبتلا به اسکلرودرمی انجام شده است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی است که به صورت مقطعی در سال 85-84 بر روی 95 بیمار مبتلا به اسکلرودرمی مراجعه کننده به درمانگاه روماتولوژی بیمارستان شریعتی تهران انجام شد. پس از تکمیل پرسشنامه، ml5 نمونه خون از بیماران گرفته و سطح اندوتلین- 1 پلاسما اندازهگیری شد. دادهها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: میانگین سنی افراد مبتلا 29/12±38 سال بود.96 درصد از افراد مبتلا به اسکلرودرمی را زنان تشکیل دادند. از کل افراد مورد بررسی 52 نفر(7/54%) درگیری نوع محدود داشته و بقیه (3/45%) از نوع منتشر بودند. شایعترین علایم بالینی پدیده رینود (91 درصد) گزارش شد. رابطه بین کوتاه شدن انگشتان ناشی از ایسکمی با میانگین سطح اندوتلین معنیدار بود (001/0p=). ارتباط وجود زخم نوک انگشتان نیز با میانگین سطح اندوتلین معنیدار بود (05/0p<). بین سایر علایم بیماری با میانگین سطح اندوتلین رابطه آماری معنیداری مشاهده نگردید.
نتیجهگیری: با توجه به شیوع بالای پدیده رینود در بیماران که مشابه مطالعات قبلی میباشد، میتوان از آن به عنوان فاکتوری جهت تشخیص بیماری اسکلرودرمی بهره برد. همچنین از آنجا که سطح اندوتلین در بیماران افزایش مییابد شاید بتوان آن را به عنوان یک فاکتور تشخیصی در نظر گرفت.
حاتم احمدی، پروین رستمی، محمد رضا ذرین دست، محمد ناصحی، هما محسنی کوچصفهانی،
دوره 71، شماره 3 - ( خردادماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: سیستمهای نوروترانسمیتری دوپامینی و گلوتاماتی پریفرونتال و هسته اکومبنس در تنظیم فعالیت حرکتی نقش دارند. این مطالعه به بررسی برهمکنش سیستم دوپامینی پوسته اکومبنس و گلوتاماتی ناحیه پریلیمبیک در تنظیم فعالیت حرکتی و پارامترهای مرتبط با آن میپردازد.
روش بررسی: هدف این تحقیق بررسی اثر برهمکنش تزریق دارویی در مغز بر فعالیت حرکتی و دیگر پارامترهای مرتبط با آن در موش صحرایی نر بود، بهاینمنظور از دستگاه Open field که بهصورت خودکار فعالیت حرکتی را ثبت میکند استفاده شد. تزریق داروها بهصورت یکطرفه و درونمغزی صورت میگرفت.
یافتهها: تزریق دوزهای (D-AP7 آنتاگونیست گیرنده N-methyl-D-aspartic acid NMDA=، μg/μl1، 5/0، 25/0) در پریلیمبیک طرف چپ اثری بر فعالیت حرکتی و پارامترهای مرتبط با آن ندارد. بهعلاوه، دوز مؤثر (μg/μl9/0)NMDA در این ناحیه موجب افزایش فعالیت حرکتی (01/0P<)، اما باعث کاهش تعداد کشیدگی و آراستگی بدن نسبت به گروه کنترل میشود (01/0P<)، که این تغییرات با تزریق D-AP7 قبل از آن بلوک میشود (01/0P<). تزریق SCH23390 (آنتاگونیست گیرنده D1 دوپامینی) در پوسته اکومبنس طرف چپ اثری بر پارامترهای ذکرشده ندارد. تزریق SKF38393 (آگونیست گیرنده D1 دوپامینی، μg/μl4) در این ناحیه باعث افزایش فعالیت حرکتی شد (05/0P<)، که با تزریق SCH23390 قبل از آن مهار شد (01/0P<). تزریق دوز بیاثر (μg/μl, SCH2339025/0) در پوسته اکومبنس طرف چپ موجب کاهش اثر NMDA در پریلیمبیک میشود (01/0P<). علاوهبراین، بهکارگیری دوز بیاثر μg/μl) SKF383931) در این ناحیه موجب تقویت اثر دوز میانی NMDA (05/0P<) و مهار دوز بالای آن در پریلیمبیک شد (05/0P<).
نتیجهگیری: نتایج بیانگر اثر تنظیمی سیستم دوپامینی پوسته اکومبنس بر فعالیت حرکتی افزایشیافته ناشی از تحریک سیستم گلوتاماتی ناحیه پریلیمبیک است.
سارا رستمی، لیلا کهن، محمد محمدیان پناه، فرشته فریدونی،
دوره 72، شماره 6 - ( شهریور 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: لپتین ادیپوکینی است که توسط سلولهای چربی ساخته شده و نقش کلیدی در تکثیر و بقای سلولی، مهاجرت سلول و پاسخ ایمنی دارد. مطالعات نشان دادند که غلظت بالای لپتین سرم در افراد، با افزایش خطر ابتلا به سرطان سینه همراه است. پلیمورفیسم G-2548A در ناحیه پروموتر ژن لپتین با تغییر سطح این هورمون همراه است. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط بین پلیمورفیسم G-2548A ژن لپتین و خطر ابتلا به سرطان سینه انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه مورد- شاهدی بر روی 374 زن ایرانی در فاصله زمانی فروردین تا اسفند 1392 صورت گرفت. نمونه خون از 203 زن مبتلا به سرطان سینه در بیمارستان نمازی شیراز و 171 زن سالم که از لحاظ سن (5±) با گروه بیمار همسانسازی شدند، جمعآوری شد. پلیمورفیسم G-2548A ژن لپتین به کمک روش Polymerase Chain Reaction-Restriction Fragment Length Polymorphism (PCR-RFLP) تعیین شد. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرمافزار SPSS ویراست 18 استفاده شد.
یافتهها: فراوانی آلل A در افراد کنترل و بیمار به ترتیب 60% و 72% بود. نتایج نشان داد که ارتباط آماری معناداری بین آلل A در موقعیت 2548- ژن لپتین و ابتلا به سرطان سینه وجود داشت (001/0>P، 4/2-3/1: 95%CI، 8/1:OR). در مدل ژنتیک مغلوب برای آلل A (مقایسه AA در مقابل AG+GG)، ژنوتیپ AA بهطور قابل توجهی خطر ابتلا به سرطان سینه را افزایش داد (001/0>P،4/3- 5/1: 95%CI، 2/2: OR).
نتیجهگیری: آلل A در ناحیه 2548- ژن لپتین به عنوان یک آلل مغلوب عمل کرده و خطر ابتلا به سرطان سینه را افزایش میدهد.
رؤیا مهدوی، میترا جمالی، مهدی رستمیراد، امین صفا، عبدالله جعفرزاده، محسن ناصری،
دوره 74، شماره 6 - ( شهریور 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: مولتیپل اسکلروزیس نوعی اختلال التهابی مزمن در سیستم اعصاب مرکزی است که با تخریب غلاف میلین و آسیب نورونها همراه میباشد. از طرفی سلولهای T تنظیمی (Treg) نقش مهمی در کنترل خودایمنی و التهاب دارند. فاکتور نسخهبرداری ژن Forkhead box p3 (FOXP3) اختصاصی سلولهای T تنظیمی است که در تکامل و فعالیت مهاری این سلولها، نقش حیاتی دارد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین پلیمورفیسم ژن FOXP3 در ناحیه rs2232365 با استعداد ابتلا به بیماری مولتیپل اسکلروزیس انجام شده است.
روش بررسی: در این مطالعه مورد-شاهدی که در فاصله زمانی دی ماه 1393 تا فروردین 1394در دانشگاه علوم پزشکی کرمان انجام گرفت، نمونههای خون از 90 نفر بیمار مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس (بیماران بیمارستان افضلی پور کرمان) با الگوهای مختلف بیماری (46 مرد و 94 زن) و 90 فرد سالم (افراد مراجعهکننده به سازمان انتقال خون) به عنوان گروه کنترل که از نظر سن و جنس همسان شده بودند، جمعآوری گردید و سپس پلیمورفیسم تک نوکلئوتیدی rs2232365 از ژن FOXP3 با تکنیک Single Specific Primer-Polymerase Chain Reaction (SSP-PCR) شناسایی شد.
یافتهها: نتایج این مطالعه اختلاف معناداری بین فراوانی ژنوتایپها در دو گروه بیمار و سالم نشان داد، بهطوری که فراوانی ژنوتایپ AA و AG در بیماران بیشتر از گروه کنترل میباشد (0016/0=P). همچنین فراوانی ژنوتایپ GG در افراد بیمار در مقایسه با گروه کنترل کمتر میباشد (0018/0=P) و فراوانی آلل A بیشتر از فراوانی آلل G در گروه بیماران در مقایسه با افراد گروه کنترل سالم میباشد (0018/0=P).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که بین پلیمورفیسمrs2232365 در جمعیت مورد مطالعه و استعداد ابتلا به بیماری مولتیپل اسکلروزیس ارتباط وجود دارد.
هادی پیری دوگاهه، رقیه تیمورپور، محسن ارزنلو، سینا رستمی، الهام رئیسی،
دوره 75، شماره 8 - ( آبان 1396 )
چکیده
به لحاظ تاریخی توبرکلوزیس عامل مهم مرگومیر در سرتاسر جهان بوده است. عفونت توبرکلوزیس بهدلیل مسری بودن، قابلیت ماندن بهصورت نهفته در میزبان برای یک مدت طولانی و سپس پیدایش آن بهشکل یک عفونت فعال هنوز بهعنوان تهدیدی جدی برای سلامت انسان باقیمانده است. تخمین زده میشود که یک سوم از جمعیت جهان نزدیک به دو بیلیون نفر با مایکوباکتریوم توبرکلوزیس آلوده شدهاند. افراد مبتلا به عفونت نهفته تنها با مایکوباکتریوم توبرکلوزیس آلوده شدهاند بدون اینکه علایم بالینی داشته باشند. تست توبرکولین بیشترین تستی است که بهطور گسترده در جهان برای تشخیص افراد آلوده شده با مایکوباکتریوم توبرکلوزیس استفاده میشود. تست توبرکولین دادههای ارزشمندی را در تشخیص عفونت نهفته فراهم میکند با این وجود واکسیناسیون با واکسن ب.ث.ژ و آلوده شدن با مایکوباکتریومهای غیرتوبرکلوزی اختصاصیت این تست را کاهش میدهد. در این تست پاسخهای ازدیاد حساسیت نسبت به مشتق پروتیینی تخلیص شده از مایکوباکتریوم توبرکلوزیس ازریابی میشود. تست توبرکولین مثبت نشاندهنده احتمال ابتلا به عفونت توبرکلوزیس و پیشرفت عفونت نهفته به عفونت فعال میباشد. مطالعات پیشین نشان داده است که بین پاسخ مثبت تست توبرکولین و احتمال عفونت فعال رابطهای وجود دارد. شواهد تجربی نشان داده است که درمان عفونت نهفته احتمال عفونت فعال را کاهش میهد. اگرچه تست توبرکولین یک تست ایدهآل نیست اما یک روش ساده و ارزان قیمت برای تشخیص توبرکلوزیس میباشد که این ویژگیها باعث شده بهروشی مناسب بهویژه در کشورهای در حال توسعه بدل شود.
فاطمه نوریان زواره، مریم عامری، رویا کردرستمی، ناهید داداشزاده،
دوره 75، شماره 8 - ( آبان 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: بررسیهای مختلف نشان داده است که بین تمایز غدد جنسی و انگشتان ارتباط وجود دارد. هدف از این مطالعه بررسی دیمورفیسم جنسیتی در نسبت اندازه انگشتان دست راست و چپ بهعنوان شاخص تعیین جنسیت در نژاد ایرانی میباشد.
روش بررسی: مطالعه بر روی ۱۰۰ نفر انسان سالم با طیف سنی ۱۹ تا ۳۵ سال در شش ماههی اول سال ۱۳۹۶ در شهرهای تهران و کاشان انجام شد. طول انگشتان دوم، سوم، چهارم و پنجم هر دو دست از برش پایه انگشتی کف دست تا نوک انگشت با خطکش دقیق و با دقت mm ۰/۰۱ اندازهگیری شد. نسبت طول انگشتان مختلف شامل 3D:4D, 3D:5D, 2D:5D, 2D:3D, 2D:4D و 4D:5D محاسبه گردید.
یافتهها: میانگین نسبت انگشتان دست راست و دست چپ در گروههای مورد مقایسه با هم برابر نبود.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان داد که میتوان از نسبت 2D:4D در انگشتان هر دو دست در مقایسه با سایر نسبتها بهعنوان ابزاری قدرتمند در تعیین دیمورفیسم جنسی در جمعیت ایرانی بهره جست.
سید محمدرضا خاتمی، آرش جلالی، سعید صادقیان، المیرا زارع، فاطمه شکوییزاده، الهام رستمی،
دوره 76، شماره 1 - ( فروردین 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: تنگی شریان کلیه عامل مهم فشارخون ثانویه و نارسایی پیشرفته کلیه در افراد مسن است. هدف از این مطالعه ایجاد یک مدل امتیازدهی برای تشخیص تنگی شریان کلیه براساس وجود ریسک فاکتورهای شناخته شده بود.
روش بررسی: در این مطالعه همگروهی تاریخی که از فروردین ۱۳۸۰ تا اسفند ۱۳۹۵ در مرکز قلب تهران و با حمایت و نظارت مرکز تحقیقات نفرولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد، تعداد ۴۱۷۷ بیمار که در این فاصله آنژیوگرافی شریان کلیه شده بودند بهطور اتفاقی به نسبت ۲:۱ در دو گروه مجموعه پیشگویی و اعتبارسنجی قرار داده شدند. مشخصات پایه بالینی و آزمایشگاهی ۲۷۷۰ بیمار در گروه پیشگویی مورد آزمون قرار گرفت. با تحلیل رگرسیون چندگانه، متغیرهای پیشگوییکننده تنگی شریان کلیه مشخص شدند و امتیازهای مخاطره برای هر یک محاسبه شد. سپس این مدل در گروه اعتبارسنجی محک زده شد.
یافتهها: احتمال وجود تنگی شریان کلیه در مجموعه پیشگویی ۱۴/۴% و در مجموعه ارزیابی ۱۳/۵% بود. سه عامل جنس مونث، سابقه فشارخون و فیلتراسیون گلومرولی بهعنوان پیشگوییکنندههای تنگی شریان کلیه مشخص شدند. با دادن ضریب، درجه خطر برای هر یک مشخص شد. مساحت زیر منحنی مشخصه عملیاتی (ROC) و فاصله اطمینان %۹۵ آن برای مدل نهایی برابر (۷۰/۸%- ۶۵/۰%) ۹/%۶۷ بهدست آمد. احتمال وقوع تنگی شریان کلیه بهطور تصاعدی با افزایش درجه خطر، زیادتر میشد. در ۱۴۰۲ بیمار در گروه اعتبارسنجی، این مدل درجهبندی خطر، قدرت تمایز خوبی نشان داد (۰/۷۶C statistic=).
نتیجهگیری: با این مدل ریاضی بهسادگی میتوان احتمال وجود تنگی شریان کلیه را پیش از انجام آنژیوگرافی تخمین زد.
میترا جمالی، مهدی رستمیراد، غلامرضا عنانی سراب، رویا مهدوی،
دوره 76، شماره 7 - ( مهر 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: مولتیپلاسکلروزیس شایعترین بیماری خودایمن سیستم اعصاب مرکزی است. سایتوکینها در بروز این بیماریها نقش بسزایی دارند. ازجمله اینترلوکین ۳۳ (IL-33) با داشتن دو خاصیت پیشالتهابی و ضدالتهابی در پاتوژنز برخی بیماریهای خودایمن نقش دارد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین پلیمورفیسم ژن IL-33 در ناحیه rs1929992 با استعداد ابتلا به مولتیپلاسکلروزیس انجام گردید.
روش بررسی: در این مطالعه مورد-شاهدی که در فاصله زمانی فروردین ۱۳۹۵ تا بهمن ۱۳۹۶ انجام گرفت، نمونه خون ۱۴۰ بیمار مبتلا به مولتیپلاسکلروزیس (بیماران بیمارستان افضلیپور کرمان) و ۱۴۰ فرد سالم (افراد مراجعهکننده به سازمان انتقال خون) بهعنوان گروه کنترل که از نظر سن و جنس همسان بودند، انتخاب گردید. جهت تعیین ژنوتایپ از DNA استخراج شده بهروش Salting out استفاده شد. سپس پلیمورفیسم این ژن در ناحیه rs1929992 با تکنیک Polymerase chain reaction-restriction fragment length polymorphism (PCR-RFLP) بررسی گردید.
یافتهها: بر اساس نتایج اختلاف معناداری بین دو گروه بیمار و سالم در فراوانی ژنوتایپ وجود داشت، بهطوریکه فراوانی ژنوتایپ AA در بیماران نوع پیشرونده-ثانویه(SP-MS) و نوع پیشرونده-اولیه (PP-MS) بیشتر از گروه کنترل بود (۰/۰۳P=). در بیماران نوع عودکننده-بهبودیابنده (RR-MS)، فراوانی ژنوتایپ AG کمتر از گروه کنترل بود (۰/۰۱P=). همچنین در بیماران RRMS، PPMS و SPMS فراوانی آلل A بالاتر از گروه کنترل بود، (بهترتیب ۰/۰۳P=، ۰/۰۱P= و ۰/۰۰۱P=)، اما آلل G در این الگوهای بیماری کمتر از گروه کنترل مشاهده شد (بهترتیب ۰/۰۳P=، ۰/۰۱P= و ۰/۰۰۱P=).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که بین پلیمورفیسم rs1929992 و استعداد ابتلا به الگوهای مختلف بیماری مولتیپلاسکلروزیس ارتباط معناداری وجود دارد.