86 نتیجه برای رضایی
مهدی رضایی زاده،
دوره 33، شماره 2 - ( 8-1354 )
چکیده
محمدرضا پورانارکی، ابراهیم نعمتی پور ، مصطفی شاهرضایی،
دوره 56، شماره 1 - ( 1-1377 )
چکیده
مهدی نجفی کوپایی، سعید سمنانیان، امیدوار رضایی، کوروش قره گزلو،
دوره 56، شماره 1 - ( 1-1377 )
چکیده
میگرن به عنوان یکی از شایعترین انواع سردرد با شیوع و بروز بالا تاثیرات قابل توجهی بر شرایط زندگی فرد مبتلا به جای می گذارد. این پژوهش با هدف بررسی آثار میگرن بر وضعیت اقتصادی و کیفیت زندگی بیماران مبتلا انجام شده است. در این تحقیق پرسشنامه بانک اطلاعاتی درد تدوین شده توسط انجمن بین المللی مطالعه درد (IASP) در سال 1995، را به فارسی برگردانده با توجه به ویژگیهای فرهنگی، جغرافیایی و قومی کشور ایران تعدیل اولیه روی آن صورت دادیم. 65 بیمار (55 زن و 10 مرد) از مراجعین به درمانگاه داخلی اعصاب انتخاب شدند. پس از انتخاب مبتلایان به میگرن بدون اورا با تشخیص پزشک متخصص داخلی اعصاب و براساس معیارهای انجمن بین المللی سردرد (HIS)، پرسشنامه به طریقه مصاحبه تکمیل می شد. بیماران از نظر تاثیر درد بر خواب، وزن، رابطه زناشویی (سازگاری)، فعالیت های اجتماعی، تفریح، فعالیت جنسی و همچنین چگونگی مصرف دارو، نوع داروهای مصرفی و استفاده از پاراکلینیک بررسی شدند. تاثیر درد بر ساعات خواب (بطور متوسط 1.9±7.4 ساعت در مواقع عادی، 3.7±6 ساعت در حین درد) قابل ملاحظه بوده است (P<0.001). تاثیر درد بر رابطه زناشویی، فعالیت های اجتماعی، تفریح و فعالیت جنسی براساس مقیاس صفر تا ده بوسیله آزمون Wilcoxon مقایسه شد و اختلاف معنی داری بین فعالیت های اجتماعی، تفریح و فعالیت جنسی در هنگام سردرد و مواقع عادی نشان داد (P<0.02). در مجموع قابل ذکر است که آثار اجتماعی-اقتصادی میگرن بدون اورا و تاثیر آن به عنوان یک درد طولانی مدت بر کیفیت زندگی مبتلایان و بر جامعه قابل ملاحظه بوده و شایسته است در برنامه ریزیهای بهداشتی-درمانی مورد توجه قرار گیرد.
مریم اخیانی، هایده غنی نژاد اهری، زهرا صفایی نراقی، آرزو رضایی،
دوره 56، شماره 5 - ( 4-1377 )
چکیده
اهداف ما پیدا نمودن فراوانی بازال سل اپی تلیوما BCE و بررسی انواع کلینیکی و پاتولوژیکی و رابطه آنها با هم در بیماران مراجعه کننده به درمانگاههای پوست بیمارستان رازی بوده است. مطالعه بصورت آینده نگری بر روی 103 بیمار که طی 6 ماه به درمانگاههای فوق مراجعه نمودند انجام گرفت. نتیجه: (63/1%) بیماران مرد و (36/9%) زن بودند، BCE در دهه ششم شایعتر بوده، (40/7%) بیماران پوست روشن با موهای بور و (54/4%) رنگ پوست گندمگون و (4/9%) پوست سبزه تند داشتند. سابقه کک و مک در (15/5%) و سابقه رادیوتراپی در دوران کودکی در (41/7%) بیماران موجود بود. سابقه سبوره و آکنه در (89/3%) منفی بوده و بیماران پوست خشک داشتند. شایعترین محل BCE در سر (47/5%) و نادرترین محل تنه (0/8%) بود. شاعترین فرم کلینیکی در انواع منفرد ندولراولسراتیو (30/5%) و در فرم متعدد پیگمانته (60/2%) و شایعترین فرم پاتولوژی solid گزارش گردیده است (53/4%). BCE در مردان و همچنین در کسانی که پوست خشک و روشن داشتند شایعتر بود. بحث: در افرادی که سابقه رادیوتراپی در سر داشتند ضایعات بیشتر در سر و پیشانی، جلو و پشت گردن و اکثرا بصورت پیگمانته دیده شد. فراوانی این بیماری در مراجعه کنندگان به درمانگاههای پوست بیمارستان رازی (0/5%) بوده است.
موسی زرگر، محمدرضا ظفرقندی، هادی مدقق، کیومرث عباسی، حامد رضایی شیراز،
دوره 56، شماره 5 - ( 4-1377 )
چکیده
امروزه تروما بعنوان یک معضل بزرگ در جوامع صنعتی و پیشرفته مطرح است و سالها است که سیستم ترومای منسجم بعنوان یک سیستم کارآمد در کاهش مرگ و میر و عوارض تروما مطرح شده و مورد استفاده قرار گرفته است. در ایران سیستم منسجم تروما وجود ندارد و مضافا مطالعات جامعی که بتواند بررسی کاملی از وضعیت موجود سوانح و حوادث بدست دهد شاید تاکنون وجود نداشته است. مقاله حاضر مبتنی بر یک مطالعه تحلیلی آینده نگر از نوع کوهورت می باشد که به مدت یک سال در سه مرکز عمده تروما در سطح شهر تهران صورت گرفته است و مشتمل بر اطلاعات کاملی از 58005 بیمار ترومایی مراجعه کننده به اورژانس بیمارستانهای فوق الذکر می باشد. مقاله حاضر سعی بر دادن گزارش کاملی از فاکتورهای اپیدمیولوژیک و دموگرافیک بیماران و بررسی جامعی از عوامل ایجاد کننده تروما شامل تصادفات، سقوط از ارتفاع، گلوله، اصابت اجسام برنده و غیربرنده و تاثیر آن در شدت آسیب حاصله و سرنوشت بیماران بوده است. براساس آنالیز بعمل آمده، مصدومین تروما عمدتا مردان (80%) جوان (با نمای سنی 29-20 سال) بوده اند. بیماران عمدتا بی سواد یا از سطح سواد پایین برخوردار بوده اند. شایعترین مکانیسم تروما اصابت اجسام غیرنافذ بوده است (44/9%). شایعترین علت تروما در بیمارانی که بستری شده اند، سوانح ناشی از تصادفات رانندگی می باشد (39/9%). علت تروما در آسیب های شدید (ISS>12) نیز باز همین تصادفات وسایل نقلیه بوده است (53/7%). نوع تروما بطور قابل توجهی از نظر آماری با شدت آسیب وارده، لزوم بستری شدن و سرنوشت بیماران مرتبط می باشد. از این دید به ترتیب گلوله گرم، تصادفات و سقوط از بلندی از مهمترین این عوامل بوده اند.
ماهرو میراحمدیان، عبدالرحیم رضایی، بهروز نیک بین،
دوره 58، شماره 2 - ( 2-1379 )
چکیده
فیبریلهای بتادومیکروگلوبولین (?2M) یکی از عوامل احتمالی در پاتوژنز آمیلوئیدوزیس وابسته به همودیالیز دراز مدت می باشد. اختلال غیرقابل برگشت کلیه و استفاده از غشاهای دیالیزی که زمینه سنتز بیشتر ?2M را فراهم می کنند و قادر به برداشت آن نیز نمی باشند، سبب بالا رفتن سطح سرمی ?2M می شود. با این پیش زمینه در مطالعه حاضر میانگین سرمی ?2M در 23 بیمار با اختلال کامل عملکرد کلیه ها که تحت درمان نگهدارنده همودیالیز با غشای FB110 قرار
داشتند SD=21.2) 74.71 mg/l) بود که تقریبا 31 برابر افراد سالم می باشد (P<0.0001). بیشترین غلظت سرمی (123.8 mg/l) مربوط به بیماری است که ده سال تحت درمان همودیالیز قرار داشته است و کمترین غلظت سرمی (46 mg/l) مربوط به بیماری است که تقریبا دو سال تحت این نوع درمان بوده است. غلظت سرمی این پروتئین به جنسیت و سن ارتباطی نداشت، اما به مدت زمان درمان با همودیالیز وابسته بود (r=0.53 و P<0.01). به علاوه غلظت سرمی ?2M در 19 فرد سالم (به عنوان شاهد) که همه آزمایشها و معاینات معمول برای آنها انجام می شد، SD=0.4) 2.36 mg/l) در محدوده 1/58 تا 3/3 بود. که آزمونهای آماری با آنها مقایسه می گردید. به دلیل نقش بتادومیکروهموگلوبولین در بروز آمیلوئیدوزیس لازم است به غشاهای دیالیزی و اهمیت آنها در القای تولید یا برداشت این پروتئین در بیماران دیالیزی توجه شود.
عبدالرضا شیخ رضایی، سیدعلی فخر طباطبایی، علیرضا خوشنویسان، حسن مرزبان، مهدی نیکبخت، محمد بربرستانی، فهیمه اسدی آملی،
دوره 59، شماره 3 - ( 3-1380 )
چکیده
تحقیقات مختلفی در مورد پیدایش فیبروز اپیدورال متعاقب اعمال جراحی و دستکاری های ستون فقرات صورت گرفته است. در این مطالعه سعی شده با استفاده از دو ماده که به عنوان سد فیزیکی عمل می کنند میزان فیبروز ایجاد شده را بررسی نماییم. به این منظور دو گروه موشهای صحرایی (Rat) مورد آزمایش قرار گرفته اند. در هر گروه دو فضای غیرمجاور لامینکتومی شد که یک فضا به عنوان کنترل و فضای دیگر در گروه اول سلیکون و در گروه دوم تفلون گذاشته شد. پس از شش هفته محل مورد آزمایش از دو نقطه نظر تغییرات ماکروسکوپیک و میکروسکوپیک مورد ارزیابی قرار گرفت. مطالعه آماری نشان داد که با بکار بردن سیلیکون، اسکار بین عضلانی، اسکار عمقی و نیز چسبندگی دورا کم می شوند. همچنین در بررسی میکروسکوپی دانسیته الیاف کلاژن در فضای اپیدورال، کاهش تراکم این فیبرها نسبت به فضای کنترل نشان داده شد. در مورد تفلون نیز کاهش معنی دار در میزان چسبندگی دورا وجود داشت ولی در مورد اسکار عضلانی و اسکار عمقی این کاهش معنی دار نبود. در بررسی هیستولوژیک این گروه کاهش تراکم الیاف کلاژن در فضای اپیدورال مشاهده شد.
نعمت اله عطایی، فرزاد کمپانی، عباس مدنی، نازیلا رضایی،
دوره 60، شماره 3 - ( 3-1381 )
چکیده
مقدمه: عفونت دستگاه ادراری یکی از عفونت های شایع در شیرخواران و کودکان می باشد که می تواند موجب تغییرات پایدار در کلیه شود. امروز اسکن DMSA، یک روش بسیار حساس و انتخابی در ارزیابی بیماران مبتلا به پیلونفریت حاد می باشد.
مواد و روشها: در این پژوهش آینده نگر تغییرات پارانشیم کلیه در 62 کودک با محدوده سنی 1 ماه تا 12 سال که برای اولین بار با تشخیص پیلونفریت حاد بستری شده بودند توسط اسکن DMSA مورد بررسی قرار گرفت. در همه بیماران در مرحله حاد عفونت، اسکن DMSA و سونوگرافی سیستم ادراری و در 60 بیمار بعد از منفی شدن کشت ادرار سیستوگرام بعمل آمد.
یافته ها: میزان آسیب پارانشیم کلیه در گروه سنی بالاتر بیشتر بود (P=0.04) ولی هیچ ارتباط معنی داری بین گرفتاری پارانشیم کلیه ها و میزان CPR ،ESR مشاهده نشد. در 62 بیمار جمعا 124 کلیه مورد بررسی قرار گرفت که در 106 کلیه (85/5 درصد) اسکن DMSA غیر طبیعی گزارش گردید در حالیکه سونوگرافی غیر طبیعی فقط در 24 کلیه (19/4 درصد) مشاهده شد (حساسیت 20 درصد و ویژگی 83 درصد) (Kappa=0.06). چهارده کودک (23/3 درصد) مبتلا به ریفلاکس ادراری بودند و از 99 کلیه بدون ریفلاکس در 83 درصد موارد یافته ها به نفع گرفتاری پارانشیم کلیه در اسکن DMSA بود.
نتیجه گیری و توصیه ها: بر اساس نتایج حاصل از این مطالعه حساسیت اسکن DMSA در تعیین درگیری پارانشیم کلیه در جریان پیلونفریت حاد بالاتر از سونوگرافی می باشد و نیز گرفتاری پارانشیم کلیه در کودکان مبتلا به پیلونفریت حاد حتی در صورت عدم وجود ریفلاکس ادراری شایع است.
زهرا احمدی نژاد، مهرناز رسولی نژاد، مریم محمودی، نیما رضایی،
دوره 61، شماره 2 - ( 2-1382 )
چکیده
مقدمه: بروسلوز یکی از شایع ترین بیماری های عفونی مشترک بین انسان و دام می باشد که انتشار جهانی دارد. اگرچه این بیماری در بعضی از کشورهای جهان ریشه کن شده است در ایران یک بیماری آندمیک می باشد. علائم بالینی بروسلوز متغیر و بسیار گسترده و متنوع می باشند. هدف از این مطالعه بررسی تظاهرات گوارشی از حمله اختلالات کبدی در بیماران مبتلا به بروسلوز بوده است.
مواد و روش ها: بیمارانی که با تشخیص بروسلوز (علائم اپیدمیولوژی مثبت+علائم بالینی+سرولوژی مثبت) در مجتمع آموزشی درمانی امام خمینی طی سال های 1374 تا 1380 بستری شده اند تحت بررسی قرار گرفتند.
یافته ها: طی این مدت 188 بیمار با تشخیص قطعی بیماری بروسلوز تحت بررسی واقع شدند که از این میان 108 نفر مذکر و 80 نفر مونث بودند. میانگین سنی بیماران 34.80 سال بود (سال Range=1-79). از میان 188 بیمار بستری 34 بیمار اختلال آنزیم های کبدی بصورت اختلال SGPT و یا اختلال SGOT داشتند (18.08%). از این 34 بیمار 27 بیمار اختلال توام SGPT و SOGT داشتند 6 بیمار اختلال SGOT به تنهایی و یک بیمار اختلال SGPT بتنهایی داشتند. در آزمایشات انجام شده علاوه بر اختلالات آنزیم های کبدی SGPT و SOGT که ذکر گردید 28 نفر آلکالن فسفاتاز بالا و 10 نفر بیلی روبین توتال بالا داشتند. از 188 بیمار مبتلا به بروسلوزیس 33 بیمار از تهوع و استفراغ، 74 بیمار از بی اشتهایی شکایت داشتند. 62 بیمار کاهش وزن را ذکر می نمودند. درد ناحیه اپیگاستر در 25 بیمار و درد ناحیه (RUQ: Right upper quadrant) در 32 بیمار گزارش گردید. در معاینات انجام شده 28 بیمار مبتلا به هپاتومگالی بودند. زردی در 7 بیمار و آسیت در 3 بیمار گزارش گردید از 188 بیمار مبتلا به بروسلوزیس 57 بیمار مبتلا به فرم لوکالیزه یا موضعی بروسلوز بودند و 131 بیمار مبتلا به فرم غیر لوکالیزه بروسلوز بودند. در بین اشکال لوکالیزه 34 نفر فرم لوکالیزه استخوانی داشتند، 12 نفر فرم لوکالیزه ادراری تناسلی مردانه، 6 نفر فرم لوکالیزه کبدی و 5 نفر فرم لوکالیزه عصبی داشتند.
نتیجه گیری و توصیه ها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که اگرچه تغییرات جزئی آنزیم های کبدی و همچنین علائم بالینی ناشی از درگیری کبد از قبیل تهوع، استفراغ، درد شکم، هپاتومگالی و زردی خفیف و ... در تعدادی از بیماران مبتلا به بروسلوزیس مشاهده می شود، اما باتوجه به سویه غالب بروسلا در کشور ما (یعنی بروسلا ملی تنسیس) وجود شواهد بالینی و یا آزمایشگاهی دال بر درگیری شدید و واضح کبدی بصورت افزایش قابل توجه آنزیم های کبدی، مقادیر بالای بیلی روبین و آلکالن فسفاتاز و بالاخره زردی شدید و آسیت در بروسلوزیس در این منطقه نادر بوده و بررسی سایر علل تشخیصی را ایجاب می نماید.
محمد اکبری، علیقلی سبحانی، ایرج راگردی کاشانی، الهه امینی، زهرا رضایی، حمیده شجری، ،
دوره 61، شماره 3 - ( 3-1382 )
چکیده
مقدمه: نقص های هنگام تولد از علل ناشناخته شده مرگ و میر در دوران نوزادی و پس از آن می باشد. حدود 6% تمام تولدهای زنده دچار ناهنجاری های مادرزادی می باشند که 2 تا 3 درصد به هنگام تولد تشخیص داده شده و 2 تا 3 درصد نیز تا سن 5 سالگی تشخیص داده می شوند. هدف از این مطالعه تعیین میزان شیوع انواع نقص های هنگام تولد قابل مشاهده در بین نوزادان ایرانی بوده است.
مواد و روش ها: در این مطالعه تعیین شیوع انواع نقص های هنگام تولد قابل مشاهده در بین نوزادان بیمارستان های میرزا کوچک خان، امام خمینی و دکتر شریعتی در حد فاصل اول آذرماه 1378 لغایت پایان آبانماه 1379 انجام گرفت. نمونه های مورد مطالعه نوزادانی بودند که حداقل 24 ساعت پس از تولد زنده بودند. بمنظور کسب و ثبت داده ها، فرم جمع آوری اطلاعات طراحی گردید. جهت جمع آوری اطلاعات گروهی از متخصصین آموزش دیده بوسیله مصاحبه با مادران نوزادان و معاینه نوزادان فرم جمع آوری اطلاعات را کامل نمودند. تجزیه و تحلیل اطلاعات بوسیله نرم افزار Excel و SPSS انجام گردید.
یافته ها: بررسی داده ها نشان داد که از 6424 نمونه ثبت شده در این سه بیمارستان تعداد 205 نوزاد (3.2%) مبتلا به نقص های هنگام تولد قابل مشاهده بودند. شایعترین نقص های هنگام تولد در بین نوزادان مبتلا بترتیب نقایص دستگاه اسکلتی عضلانی (37.3%)، نقایص دستگاه عصبی (24.7%)، نقایص دستگاه ادراری تناسلی (24.3%) و نقایص سر و گردن (13.6%) تعیین گردیدند.
نتیجه گیری و توصیه ها: نتایج این مطالعه در مقایسه با مطالعات قبلی که اکثرا از کشورهای دیگر بودند نشان داد که میزان شیوع نقص های هنگام تولد قابل مشاهده در بیمارستان های مورد مطالعه نسبت به سایر کشورها در مجموع نتایج مشابهی دارند اما نوع نقص ها متفاوت بود.
کریم حدادیان، امیدوار رضایی، سهراب صادقی، علی مدرس زمانی، گیو شریفی، علی ناظمی رفیع،
دوره 62، شماره 3 - ( 3-1383 )
چکیده
مقدمه: باتوجه به عوارض بیولوژیک و سایکولوژیک صرع مزمن مقاوم به درمان طبی و این نکته که اکثر این بیماران دارای ضایعات مغزی قابل برداشت با عمل جراحی هستند و نیز باتوجه به روش های تشخیصی غیر تهاجمی ساده از قبیل MRI مغزی و SPECT قابل تشخیص هستند و نیز با در نظر گرفتن عدم آشنایی کافی از جراحی صرع در کشورمان تصمیم گرفته ایم تا بیمارانی را که بین سال های 82-1376 در بخش جراحی مغز و اعصاب بیمارستان لقمان حکیم بعلت صرع مقاوم به درمان طبی تحت عمل جراحی صرع قرار گرفته اند، مورد بررسی قرار دهیم.
مواد و روش ها: این تحقیق بصورت گذشته نگر بر روی 30 بیمار مبتلا به صرع مقاوم به درمان طبی انجام شد. همه این بیماران قبل از عمل تحت MRI مغزی، SPECT و EEG و سنجش IQ قرار گرفتند. در این بیماران نوع عمل جراحی براساس یافته های بالینی، MRI و SPECT و EEG انجام شد. فرکانس تشنجات قبل و بعد از عمل و عوارض بعد از عمل مورد بررسی قرار گرفت. میزان کنترل تشنج براساس معیارهای Engel سنجیده شد.
یافته ها: سن متوسط بیماران در این تحقیق 22.4 سال بود. سه بیمار (10%) مونث بودند که همگی تحت عمل جراحی لوبکتومی مزیال تمپورال قرار گرفتند. 18 بیمار (60%) ضایعه مشخص منطبق با کانون تشنج داشتند که 9 نفر از آنها (30%) بعلت وجود ضایعه در سطح مزیال لوب تمپورال تحت عمل جراحی لوبکتومی مزیال تمپورال و 9 بیمار دیگر (30%) بعلت ضایعه قابل برداشت نئوکورتیکال تحت عمل جراحی لژنکتومی قرار گرفتند. 12 بیمار باقیمانده (40%) که ضایعه مشخص منطبق با کانون تشنج نداشتند ولی دچار حملات Drop مکرر ناشی از یکی یا ترکیبی از تشنجات آتونیک، تونیک کلونیک، میوکلونیک، ابسنس یا کلونیک داشتند، تحت عمل جراحی کالوزوتومی قدامی قرار گرفتند. میزان رهایی از تشنجات با یا بدون درمان طبی در لوبکتومی مزیال تمپورال 77.7% در کالوزوتومی قدامی 58.3% و در لژنکتومی 55.5% بود.
نتیجه گیری و توصیه ها: بشرط انتخاب دقیق بیماران جهت جراحی صرع تشنجات مقاوم به درمان طبی را می توان بصورت قابل قبول تحت کنترل درآورد. باتوجه به عوارض ناشی از صرع مقاوم به درمان طبی، نتایج قابل قبول جراحی صرع و روش های ساده غیر تهاجمی حساس مثل MRI که در کشور ما در دسترس هستند، جراحی صرع در کشور ما باید بصورت جدی مورد توجه قرار گیرد و گسترش یابد.
زهرا پورپاک، اصغر آقامحمدی، ابوالحسن فرهودی، محمد قرگزلو، مصطفی معین، مسعود موحدی، زهرا چاوش زاده، لیلا جدید، نیما رضایی،
دوره 62، شماره 5 - ( 5-1383 )
چکیده
مقدمه: بیماری نقص ایمنی متغیر شایع (Common variable immunodeficiency: CVID) یکی از بیماری های نقص ایمنی اولیه می باشد که با هایپوگاماگلوبولینمی و عفونت های مکرر تظاهر پیدا می کند. دستگاه تنفس یکی از شایعترین ارگان های درگیر در بیماران مبتلا به CVID می باشد و پنومونی از شایعترین تظاهرات گرفتاری در دستگاه تنفس تحتانی است. استفاده از فرآورده های ایمونوگلوبولین در مبتلایان به CVID یک روش درمانی مناسب و انتخابی می باشد که در طی دو دهه اخیر باعث کاهش عفونت ها در بیماران مبتلا به CVID شده است. هدف از این مطالعه تعیین اثر ایمونوگلوبولین وریدی در کاهش دفعات بروز پنومونی در این بیماران می باشد.
مواد و روش ها: بدین منظور 26 بیمار مبتلا به CVID که در بخش ایمونولوژی و آلرژی مرکز طبی کودکان تشخیص داده شده و حداقل 9 ماه تحت نظر و درمان با ایمونوگلوبولین وریدی (IVIg) بودند، وارد مطالعه شدند که اطلاعات مورد نیاز جهت ثبت تعداد دفعات بروز پنومونی و دفعات بستری در بیمارستان قبل و پس از دریافت IVIg از پرونده بیماران استخراج گردیده است.
یافته ها: از میان 26 بیمار مبتلا به CVID، شانزده بیمار مذکر و ده بیمار مونث بوده اند. میانگین سنی آنها 5.1±13.4 سال (محدوده: 4.5 تا 26.5 سال) و میانگین مدت زمان پیگیری 51.8±72.2 ماه (محدوده: 5 تا 189 ماه) بوده است. از 26 بیمار مبتلا به CVID در طی این مطالعه 80.5% آنها قبل از دریافت IVIg مبتلا به پنومونی شده اند که پس از درمان با IVIg به 34.6% تقلیل یافته است (P=0.0017). دفعات ابتلا به پنومونی به ازا هر بیمار در یکسال از 3.3 قبل از درمان به 0.6 پس از دریافت IVIg کاهش یافته است (P<0.0005). همچنین 88.5% بیماران قبل از دریافت IVIg سابقه بستری در بیمارستان بعلت عفونت داشته اند که پس از درمان با IVIg به 46% تقلیل یافته است (P=0.0025). دفعات بستری بیمار به ازا هر بیمار در یکسال از 3.4 قبل از درمان به 0.7 پس از دریافت IVIg کاهش یافت (P<0.0005).
نتیجه گیری و توصیه ها: تشخیص زودرس بیماری CVID و درمان منظم بیماران مبتلا با IVIg می تواند نقش موثری در کاهش ابتلای به پنومونی و دفعات بستری ناشی از عفونت ها و عوارض آنها داشته باشد. این بیماران باید تحت پیگیری های منظم و دقیق قرار گیرند تا با مصرف مرتب و کامل IVIg امید به زندگی با کیفیت مطلوب را در این بیماران افزایش دهد.
شادی رضایی، محمدعلی حسینی، مسعود فلاحی خشکناب،
دوره 64، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: استرس شغلی امروزه به مسئلهای شایع و پرهزینه در محیطهای کاری تبدیل شده است. بطوریکه اغلب پژوهشهای 30 دهه اخیر به این مسئله اختصاص یافتهاند. گزارشات مختلف حاکی از آنست که شغلهایی مانند پرستاری که از خواستههای روانی بالا و دامنه تصمیم گیری کم برخوردارند، استرس شغلی بالائی دارند. این پدیده میتواند برای پرستاران اثرات مخرب فیزیولوژیکی و روانشناختی داشته و بر سلامتی آنان اثرات سو بگذارد. از سوی دیگر استرس شغلی با افزایش حوادث کاری تاخیر و غیبت از کار و نیز کاهش بهرهوری تعهد سازمانی به افت کیفیت مراقبت از بیماران منجر میگردد. مطالعات متعددی مهارتهای ارتباطی را نوعی مهارتهای تطابقی بر شمرده اند که میتواند استرس شغلی را تعدیل کند. تحقیق حاضر با هدف تعیین تاثیر آموزش مهارتهای ارتباطی بر میزان استرس شغلی پرسنل پرستاری شاغل در مراکز توانبخشی شهرستانهای ری، تهران و شمیرانات در سال 1382 انجام گرفت.
روش بررسی: این تحقیق به روش نیمه تجربی انجام شد. آزمودنیهای پژوهش 48 نفر (21 نفر گروه آزمون، 27 نفر گروه کنترل) بودند. تقسیم کردن نمونهها در دو گروه کنترل و آزمون بطور تصادفی انجام شد. هر دو گروه فرم اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامه محتوای شغلی کارازاک و سنجش مهارتهای ارتباطی را در دو مرحله (قبل و یک ماه بعد از آموزش ) تکمیل کردند. آموزش مهارتهای ارتباطی به شکل کارگاه آموزشی همراه با بحث گروهی در یک روز به مدت7 ساعت برای گروه آزمون ارائه شد.
یافتهها: یافتههای این تحقیق حاکی از آنست که 1) دو گروه کنترل و آزمون قبل از مداخله در سطح متوسطی از مهارتهای ارتباطی و استرس شغلی قرار داشتند.2) بعد از مداخله مهارتهای ارتباطی گروه آزمون بطور معناداری نسبت به گروه کنترل افزایش یافته و برای یک ماه حفظ شده است 3) بعد از مداخله سطح استرس شغلی گروه آزمون بطور معنی داری نسبت به گروه کنترل کاهش یافته و برای مدت یک ماه حفظ شده است پس میتوان نتیجه گرفت که آموزش مهارتهای ارتباطی بر استرس شغلی پرسنل پرستاری تاثیر گذار بوده و موجب کاهش آن میشود.
نتیجهگیری: براساس یافتههای این پژوهش پیشنهاد میشود آموزش مهارتهای ارتباطی برای پرسنل پرستاری شاغل در مراکز توانبخشی به اجرا درآید تا آنان از این مهارتها برای مقابله با استرس شغلی استفاده کرده تا بدین ترتیب کیفیت مراقبت از مددجویان افزایش یابد.
سیدجمال هاشمی، عبدالناصر محمدی، سیدحسین میرهندی، ساسان رضایی،
دوره 64، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: تهاجم قارچ به بافتهای بدن انسان تقریبا از اوایل سال 1800 میلادی شناخته شده واز سال 1900 به بعد گزارشات فراوان از بیماریهای قارچی ارائه شده است.در حالیکه امروزه پیشرفتهای وسیعی در مورد درمان وپیشگیری از عفونتهای قارچی پاتوژن صورت گرفته است واز موارد بروز آن تا حدودی کاسته شده است ولی به همان نسبت بر میزان بروز عفونتهای فرصت طلب افزوده شده است. لذابا توجه به اهمیت بررسی عوامل قارچی در اعضاء مختلف از جمله دستگاه گوارش وهمچنین اندک بودن مطالعات در این زمینه در ایران و جهان تصمیم به بررسی فراوانی عوامل قارچی در بیماران با ضایعات مشکوک به آپاندیسیت گرفته شد.
روش بررسی: به همین منظور این بررسی به مدت 6 ماه بر روی بیمارانیکه دچار آپاندیسیت مشکوک میشدند و مورد عمل جراحی قرار میگرفتند انجام شد. روش مطالعه در این بررسی از نوع توصیفی - مقطعی بوده است. از نمونههای جدا شده از بیماران آزمایش مستقیم وکشت بعمل آمد. نمونهها بر روی محیط سابورو دکستروز آگار کلر امفنیکل دار(SC) کشت داده شدند وآزمایش مستقیم نیز با استفاده از پتاس 10% انجام شد.
یافتهها: در این بررسی تعدا 200 نمونه آپاندیسیت مشکوک جراحی شده مورد پژوهش قرار گرفت، که از این میزان تعداد 10 مورد قارچ 5 درصد جدا شد که به ترتیب شامل کاندیدا آلبیکنس(40%)، کاندیدا تروپیکالیس(20%) ،گونه ژئوتریکوم(20%) ،گونه ای کریپتوکوکوس (10%) واز سایر گونههای مخمری(10% ) بوده است.
نتیجهگیری: با وجودی که عوامل قارچی در 5 درصد از آپاندیسیتهای مشکوک بدست آمده اند، باتوجه به اینکه فراوانی عوامل قارچی دربافت آپاندیس کم است و هیچکدام از بیماران سابقه مصرف داروو بیماریهای زمینهای را ندارند در نتیجه نمی توان درمان داروئی را به سمت داروهای ضد قارچی سوق داده تا از میزان جراحیها کاسته شود.
زهرا افتخار، سعیده محققی، فریبا یارندی، نرگس ایزدی مود، نسرین مقدمی تبریزی، زهرا رضایی،
دوره 64، شماره 11 - ( 7-1385 )
چکیده
سرطان اندومتر شایعترین سرطان دستگاه ژنیتال میباشد که عموماً در سنین بعد از منوپوز دیده میشود. با توجه به افزایش سن ازدواج، درمانهای غیرجراحی بهکمک پروژستینهای سیستمیک همراه با حفظ قدرت باروری در زنان جوان مبتلا به سرطان اندومتر با تمایز خوب مورد بررسی قرار گرفتهاند.
روش بررسی: در این پژوهش 21 بیمار نازا مبتلا به آدنوکارسینوم خوب تمایزیافته اندومتر مرحله Ia در مطالعهای از نوع مداخلهای بدون شاهد (Quasi-experimental) وارد شدند. درمان با مژسترول استات ابتدا با دوز 160 میلیگرم روزانه و سپس در صورت عدم پاسخ به درمان با دوز 320 میلیگرم روزانه برای بیمار آغاز و پیگیری با FD&C و هیستروسکوپی انجام شد. بیماران بر اساس پاسخ به دو دسته پاسخ به درمان و مقاوم به درمان تقسیم شدند. گروه پاسخ به درمان، به گروه IVF معرفی شده و از نظر احتمال بارداری بعدی و تولد نوزاد زنده به مدت سه سال مورد پیگیری قرار گرفتند.
یافتهها: بر اساس نتایج این پژوهش میزان پاسخدهی 71/85% بود و 29/14% کاندید TAH شدند. میانگین مدت درمان 00/2±85/5 ماه بود. در 78/27% با دوز 160 میلیگرم و در 22/72% با دوز 320 میلیگرم پاسخدرمانی مناسب دیده شد. در 78/27% بارداری رخ داد که دو مورد به زایمان نوزاد ترم و سه مورد قبل از ترم پایان یافت. در67/16% عود رخ داد که 67/66% آنها مجدداً بهremission رفتند.
نتیجهگیری: استفاده از دوز 320 میلیگرم در روز احتمالا˝ با پاسخ مناسبتر درمانی همراه است. عوارض جدی با این دوز درمانی دیده نشد. همچنین ادامه درمان بهمدت سه ماه پس از طبیعی شدن جواب پاتولوژی احتمالاً از میزان عود بیماری میکاهد.
وحید ضیائی، جواد فلاح، ماکان رضایی، علیرضا بیات،
دوره 65، شماره 8 - ( 8-1386 )
چکیده
این مطالعه برای تعیین آمادگی جسمانی و ارتباط آن با نمایه توده بدنی دانشجویان انجام شد تا بتوان با استفاده از اطلاعات بهدست آمده و شناخت وضعیت موجود در جهت افزایش سطح فعالیتهای بدنی و تقویت این شاخصها برای دانشآموختگان دانشگاههای علوم پزشکی برنامهریزی کرد.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی در سال 1383 کلیه دانشجویان گروه پزشکی (مجموعاً 513 نفر) در بدو ورود به دانشگاه مورد مطالعه قرار گرفتند. نمایه توده بدنی و چربی زیر پوستی در چهار نقطه (عضله سه سر بازو، دوسر بازو، سوپرا ایلیاک و زیر استخوان کتف) و همچنین میزان آمادگی جسمانی با استفاده از تست یوروفیت ارزیابی شد. اطلاعات بهدست آمده با استفاده از نرمافزار SPSS ویراست 11 و آزمون آماری Pearson Correlation استفاده گردید.
یافتهها: میانگین وزن دانشجویان مورد مطالعه 1/60 کیلوگرم و میانگین قد آنان 9/163 سانتیمتر و میانگین توده بدنی 3/22 کیلوگرم بر مترمربع بود. میزان لاغری (نمایه توده بدنی کمتر از 20) در افراد مورد مطالعه 1/27% و میزان وزن بیش از حد طبیعی (نمایه توده بدنی بین 25 تا 30) 1/16% و میزان چاقی (نمایه توده بدنی بیش از 30) 7/3% بود. میزان وزن بالا و چاقی در دانشجویان پسر بیشتر بود. نمره کل محاسبه شده برای تستهای آمادگی جسمانی در هر گروه خانمها و آقایان همبستگی معنیدار معکوس با وزن، نمایه توده بدنی، درصد چربی بدن و نسبت دور کمر به دور هیپ داشت. دور هیپ نیز همبستگی مستقیم معنیداری با آمادگی جسمانی در دو جنس داشت.
نتیجهگیری: با توجه به رقابت کنکور به نظر میرسد شرکت دانشجویان گروه پزشکی در فعالیت فیزیکی مؤثر در قبل از ورود به دانشگاه کم باشد. لذا به جهت اهمیت نقش دانشجویان در سلامت جامعه، ایشان باید برای شرکت در فعالیتهای ورزشی منظم در دوره دانشگاهی تشویق شوند.
یدالله رضایی، علیرضا رحیمنیا، سید مهدی میرمحمد، کاووس وزیری، فرهاد فخر جهانی،
دوره 65، شماره 9 - ( 9-1386 )
چکیده
زانو از شایعترین مفاصلی است که دچار آسیب میشود. هدف از این مطالعه تشخیص ضایعات وارده به عناصر داخلی مفصل زانو بهروش MRI و مقایسه آن با آرتروسکوپی میباشد.
روش بررسی: مطالعه از اردیبهشت 83 تا شهریور 85 بر روی 90 بیمار صورت گرفت که بهدلیل ضایعات عناصر داخل زانو در بخش ارتوپدی بیمارستان بقیهالله بستری بودند. پس از انجام MRI و گزارش آن توسط یک رادیولوژیست مجرب، بیماران تحت آرتروسکوپی قرار میگرفتند.
یافتهها: از 90 بیمار، 81 مورد مرد و 9 بیمار زن بودند. میانگین سنی بیماران 6/31 سال (با دامنه 71-17) بود. در 4/42% از بیمارانیکه در MRI، لیگمان متقاطع قدامی آنها سالم گزارش شده بود، در آرتروسکوپی پاره گزارش شد. میزان حساسیت MRI در گزارش وضعیت لیگمان متقاطع قدامی در مقایسه با آرتروسکوپی 73% و میزان اختصاصیت آن 7/77% بود. در 3/1% از کسانیکه در MRI، لیگمان متقاطع خلفی سالم داشتند، در آرتروسکوپی پاره گزارش شد. در گزارش منیسک خارجی باز میان گزارش MRI و آرتروسکوپی تفاوت وجود داشت (حساسیت 40% و اختصاصیت 94%). 1/9% بیمارانیکه در MRI، منیسک سالم داشتند، در آرتروسکوپی منیسک پاره گزارش شد (حساسیت 70% و اختصاصیت 98%).
نتیجهگیری: با توجه به اختلاف بین گزارش MRI و آرتروسکوپی در مورد عناصر داخلی مفصل زانو و تصمیمگیری در خصوص پیامد بیماری و اقدام درمانی بهصرف تکیه بر MRI مقدور نمیباشد. تنها باید از MRI بهعنوان یک ابزار کمکی استفاده نمود.
حسین عاشق، جلال رضایی، خلیل اسفندیاری، عبدالرضا رویینتن، مهدی ابوذری،
دوره 66، شماره 3 - ( 3-1387 )
چکیده
با پیشرفت جراحی لاپاراسکوپیک، تکنیکهای مختلف لاپاراسکوپیک جهت جایگذاری کاتتر دیالیز صفاقی مطرحشده که بیانگر برتری این روش بر دو روش جراحی باز و زیر جلدی بوده است. هدف از این مطالعه، معرفی و ارزیابی یک روش ساده لاپاراسکوپیک در جایگذاری کاتتر دیالیز صفاقی در بیماران تحت دیالیز صفاقی مداوم میباشد.
روش بررسی: 79 بیمار مبتلا به نارسایی کلیوی مرحله نهایی (46 مرد و 33 زن) با میانگین سنی 50 سال (83-19 سال) بررسی شدند. در این روش یک تروکار پنج میلیمتری جهت ورود دوربین و یک تروکار پنج میلیمتری در سمت چپ ناف وارد حفره شکم گردید. از طریق تروکار دوم، یک تونل در سمت چپ بهفاصله دو سانتیمتر از ناف جهت ورود کاتتر تنکهوف تعبیه و کاتتر زیر دید مستقیم در حفره شکم جایگذاری شد. کارایی تونل زیر جلدی و کاتتر بهعنوان آخرین مرحله ارزیابی شد.
یافتهها: عارضهای حین جراحی و مرگ ناشی از جراحی در بیماران رخ نداد. عوارض زودرس جراحی در 12 بیمار (1/15%) مشاهده شد. شایعترین عارضه مدیکال و مکانیکال دیررس جراحی بهترتیب، پریتونیت (3/6%) و هرنی (7/3%) بود. در پیگیری چهارساله بیماران، کاتتر دو بیمار بهعلت پریتونیت خارج گردید.
نتیجهگیری: جایگذاری لاپاراسکوپیک کاتتر تنکهوف، یک روش ساده، سریع و ایمن میباشد. به اعتقاد ما تجربیات آینده، روش لاپاراسکوپیک را بهعنوان روشانتخابی در این زمینه مطرح خواهد کرد.
جلال رضایی، خلیل اسفندیاری، جواد خلیلی پویا، حسن توکلی، رسول عبدالرحمن، پیمان سلامتی، مهدی ابوذری،
دوره 66، شماره 6 - ( 6-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: جراحی رادیکال و بهدنبال آن رادیوتراپی نقش مهمی در درمان کانسر هیپوفارنکس دارد. هر چند که در مورد روش بازسازی پس از رزکسیون جراحی اتفاق نظر وجود ندارد. هدف این مطالعه مقایسه عوارض دو تکنیک Gastric Pull-Up و Pectoralis Major Myocutaneous Flap در بازسازی ناحیه درگیر پس از انجام لارنگوفارنگوازوفاژکتومی میباشد.
روش بررسی: پرونده 64 بیماری که به دنبال جراحی رادیکال تحت بازسازی ناحیه درگیر با یکی از دو روش GPU یا PMMF قرارگرفته بودند، مورد ارزیابی قرار گرفتند. اطلاعات دموگرافیک، محل ضایعه، درگیری proximal margin، سابقه رادیوتراپی، وجود لنفادنوپاتی، دیسکسیون گردنی و عوارضی مثل فیستول گوارشی، تنگی محل آناستوموز، اختلال عملکرد بلع و تنگی استوما از پروندههای مربوطه استخراج و بین دو گروه با یکدیگر مقایسه گردید.
یافتهها: در مجموع 64 بیمار (43 نفر در گروه GPU و 21 نفر در گروه PMMF) مورد ارزیابی قرار گرفتند. بین دو گروه تفاوت آماری معنیداری از لحاظ مشخصات دموگرافیک وجود نداشت. محل درگیری ضایعه تومورال در هفت نفر لارنکس، پنج نفر پروگزیمال مری، پنج نفر خلف کریکوئید، چهار نفر سینوس پیریفورم، دو نفر دیواره خلفـی و 41 نفـر ترکیبـی از نواحـی مختلف بود. تفاوت آماری معنیداری بین دو تکنیک جراحی از نظر ایجاد تنگی محل آناستوموز، اختلال عملکرد بلع یا تنگی استوما وجود نداشت در حالیکه ایجاد عارضه فیستول به دنبال عمل جراحی در روش GPU به لحاظ آماری کمتر از روش PMMF بود (001/0
نتیجهگیری: پیدایش تنگیهای عملکردی یا اختلال عملکرد بلع در دو روش مشابه ولی تکنیک GPU با بروز فیستول کمتری همراه است.
مهرناز ولدان، زهرا رضایی، ژاله محمدپور، نسرین مقدمی تبریزی،
دوره 66، شماره 8 - ( 8-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: هیستروسکوپی جراحی روش مهم و با ارزش برای اداره و درمان ضایعات داخل رحمی میباشد. این روش برای بیمار در مقایسه با روشهای لاپاراتومی کمترین خطر و تهاجم را دارد. دیلاتاسیون سرویکس از مسائلی است که جراح در هنگام هیستروسکوپی با آن روبرو میشود. از میزوپروستول واژینال به طور موثر جهت آمادگی و نرم کردن سرویکس قبل از هیستروسکوپی جراحی استفاده شده و عوارض مربوط به دیلاتاسیون سرویکس و هیسترو سکوپی جراحی بررسی شده است.
روش بررسی: در این مطالعه 80 خانم با شکایت خونریزی غیرطبیعی رحم یا ضایعات داخل رحمی به شکل تصادفی در دو گروه 200 میکروگرم میزوپروستول واژینال و دارونما قرار داده شدند. پاسخ سرویکس و سرانجام و عوارض مربوط به هیستروسکوپی جراحی بررسی شد.
یافتهها: میانگین دیلاتاسیون سرویکس که بوسیله دیلاتور هگار تخمین زده میشد در دو گروه درمان شده (6/1±8/7 میلیمتر) و کنترل (2/2±6/5 میلیمتر و 001/0
نتیجهگیری: استفاده از میزوپروستول واژینال قبل از هیستروسکوپی جراحی نیاز به دیلاتاسیون سرویکس را کاهش داده و هیستروسکوپی جراحی را آسان میکند.