جستجو در مقالات منتشر شده


15 نتیجه برای ریانی

ناصر ابراهیمی دریانی، گیتی ثمر، علیرضا یلدا،
دوره 53، شماره 1 - ( 1-1374 )
چکیده

در سالهای اخیر از آلفا انترفرون برای درمان موارد هپاتیت مزمن B و C استفاده شده و نتایج موفقیت آمیزی بدست آمده است. بیمارانی برای درمان با این دارو انتخاب می شوند که دچار نارسایی کبدی نبوده و در بیوپسی کبد، ضایعه هیستولوژیک بصورت هپاتیت مزمن داشته باشند و از طرفی آزمایشهای کبدی این بیماران نیز حاکی از افزایش ترانس آمینازها برای مدتی بیش از شش ماه بوده باشد. البته در بیماران دچار هپاتیت مزمن B لازم است که افراد انتخاب شده جهت درمان با علایم تکثیر ویروس نظیر آنتی ژن e مثبت و یا HBV DNA را دارا باشند. معمولا در کشورهای غربی نتایج موفقیت آمیز درمانی در مورد هپاتیت مزمن B در حدود 40 درصد و در مورد هپاتیت مزمن C حدود 50% گزارش شده و در کنترل بعدی این بیماران، گاهی عود مجدد نیز مشاهده شده است. (البته منظور از موفقیت درمان، طبیعی شدن یا نزدیک به طبیعی شدن ترانس آمینازهای سرم و از بین رفتن علایم تکثیر ویروس می باشد). باید گفت که بطور کلی پاسخ به درمان با انترفرون در کشورهای آسیایی و خاور دور همانند ممالک غربی نمی باشد و شاید این مسئله در این کشورها بعلت دیر مراجعه کردن بیماران یا مبتلا شدن به ویروس از زمان کودکی یا وجود آنتی بادی برعلیه انترفرون، و یا احتمالا وجود فرمهای موتان در رده های ویروسی باشد. تحقیقات ما بر روی 16 بیمار دارای هپاتیت مزمن (که 10 بیمار دچار هپاتیت مزمن B و 6 بیمار مبتلا به هپاتیت مزمن C بوده اند) موید این مساله می باشد.


مجید ریانی، احمد مسعود،
دوره 55، شماره 1 - ( 1-1376 )
چکیده

بیماری بهجت یک بیماری سیستمیک با اتیولوژی نامشخص می باشد ولی شواهد، سیستم ایمنی را در پاتوژنز بیماری دخیل دانسته است، بطوریکه ممکن است پاسخ های اتوایمیون، افزایش میزان ایمونوگلوبولین ها و ظهور کمپلکس های ایمنی باعث بروز علائم بالینی در این بیماری گردد. در مطالعات ما مقادیر سرمی ایمونوگلوبولینهای مختلف نظیر IgE ،IgM ،IgG ،IgA و شمارش لنفوسیتهای (+B (CD22 در 68 بیمار مبتلا به بیماری بهجت، 28 بیمار مبتلا به دیگر بیماریهای کلاژن و 30 فرد طبیعی اندازه گیری شده است که نتایج حاکی از افزایش قابل توجه مقادیر P0.0007) IgA) و P<0.000001) IgM) و P=0.005) IgE) در بیماران بهجت در مقایسه با افراد طبیعی می باشد. در تعداد سلولهای (+B (CD22 هیچگونه تغییری مشاهده نشد. لذا می توان چنین استنباط نمود که تحریکات ناشناخته و پلی کلونال سلولهای B خاص، موجب افزایش غلظت سرمی IgA ،IgM ،IgE در این بیماران شده که به نوع خود موجب تشکیل CIC و فعال سازی کمپلمان و ایجاد ضایعات نسجی در بیماری بهجت می گردد.


اکبر میرصالحیان، ناصر ابراهیمی دریانی، عبدالفتاح صراف نژاد، حسین رستگاریان،
دوره 56، شماره 3 - ( 2-1377 )
چکیده

هلیکوباکترپیلوری میکروارگانیسمی است که به عنوان یکی از عوامل موثر در ناراحتیهای دستگاه گوارش نظیر زخم دوازدهه در دهه اخیر مطرح شده است. در راستای بکارگیری روشهای تشخیصی ساده و کم هزینه، استفاده از روش سرولوژی ELISA بعنوان روشی که می تواند جایگزین روشهای دیگر از جمله کشت و آزمایشهای بیوشیمیایی شود، توجه بسیاری از آزمایشگاههای تشخیص طبی را بخود جلب نموده است. به همین دلیل مطالعه ای بر روی 111 نفر از بیماران مراجعه کننده به بخش آندوسکوپی بیمارستان امام خمینی صورت گرفت. پس از بررسی های اولیه از بیماران جهت انجام آزمایشهای میکروبی، بافت شناسی و سرولوژی، نمونه بیوپسی و خون گرفته شد. در آزمایشی که بر روی کلیه نمونه های بیوپسی و سرمی به عمل آمد، حساسیت و ویژگی آزمایش ELISA در مقایسه با سایر روشهای استاندارد به ترتیب 90% و 93% تعیین گردید. این مطالعه نشان داد که روش الایزا یک روش موثر و با ارزش در تشخیص عفونت هلیکوباکتر پیلوری می باشد.


وحید محمودی، فریده سیاوشی، قدرت اله منتظری، ناصر دریانی، رضا ملک زاده،
دوره 56، شماره 6 - ( 4-1377 )
چکیده

وجود توکسین کلستریدیوم دیفیسل با روشهای کشت سلولی و الیزا (ELISA) در عصاره مدفوع 62 بیمار کولیت اولسروز و 62 فرد طبیعی مطالعه شد. 48/71% بیماران با عود کولیت اولسروز و 26/08% بیماران کولیت اولسروز بدون عود، توکسین مثبت بودند. در صورتی که فقط 3% عصاره مدفوع افراد سالم از نظر توکسین مثبت بودند. آزمون X² نشان داد که اختلاف بین بیماران و افراد سالم از نظر توکسین مثبت، معنی دار بود (P<0.001)، ولی این اختلاف بین دو گروه بیماران کولیت اولسروز با عود و بدون عود معنی دار نبوده است (P>0.05).


ناصر ابراهیمی دریانی، محسن قناعتی، مهدی موسوی،
دوره 58، شماره 2 - ( 2-1379 )
چکیده

در جریان حاد هپاتیت ویروسی، افزایش ضخامت کیسه صفرا، کاهش اکوی پارانشیم کبدی و هپاتومگالی گزارش شده است. مطالعه حاضر با هدف تعیین تغییرات سونوگرافیک کبد و مجاری صفراوی و عوامل مرتبط با آن انجام شده است. بر روی 42 بیمار مبتلا به هپاتیت حاد ویروسی (میانگین سنی 31/5 سال و 61/9% مذکر) سونوگرافی کبد و مجاری صفراوی و آزمایشات انجام گرفت. در 45/21% بیماران ضخیم شدگی کیسه صفرا، 33/3% هپاتومگالی و در 19/3% کاهش اکوی پارانشیم کبد دیده شد. بین سن، جنس، نوع هپاتیت، علایم مشابه به کوله سیستیت و مقادیر سرمی alanine aminotransfrase ،alkaline phosphatase، aspartate aminotransfrase و bilirubin ارتباط معنی داری با این تغییرات نداشتند. تنها افزایش prothrombin time با ضخیم شدگی کیسه صفرا (P<0.01) و کاهش اکوی پارانشیم کبدی (P<0.01) و در یا حساسیت ربع راست فوقانی شکم (P<0.05) مرتبط بود. ضمنا ضخیم شدگی کیسه صفرا و کاهش اکوی پارانشیم کبدی در هپاتیت حاد ویروسی با شدت تخریب نسج کبد ارتباطی نداشت و در عوض با اختلال عملکرد کبدی مرتبط است.


ناصر ابراهیمی دریانی، حمیدرضا محمدی، مینو آیرملو،
دوره 59، شماره 4 - ( 5-1380 )
چکیده

بیماریهای التهابی روده یکی از علل مهم مراجعه به متخصصان گوارش می باشد و در کشور ما کولیت اولسروز نوع شایعتر این بیماریها است. در بررسی حاضر تعداد 200 مورد بیمار مبتلا به کولیت اولسروز که در طول 5 سال اخیر به بیمارستان امام خمینی تهران مراجعه کرده و تشخیص کولیت اولسروز در آنها با پاتولوژی ثابت شده است مورد بررسی قرار گرفته اند. اطلاعات مورد نظر با استخراج اطلاعات از پرونده بیماران و مصاحبه حضوری و تلفنی مورد بررسی قرار گرفت. در این بررسی اغلب بیماران مورد بررسی زن بودند (55 درصد). سابقه فامیلی مثبت در حدود 28 درصد، همراهی با بیماری اتوایمیون در 7 درصد، مصرف سیگار در 11 درصد و سابقه ترک سیگار در 13 درصد بیماران وجود داشت. شایعترین علائم بالینی بیماران به ترتیب عبارت بودند از: اسهال شبانه، Rectal bleeding و اسهال خونی (75 درصد). شایعترین محل درگیری در این بیماران رکتوسیگموئید (58 درصد) و کولون نزولی (42 درصد) بوده است. پان کولیت در 8 درصد موارد مشاهده شد. اغلب بیماران عارضه دار بوده اند که از این میان شقاق مقعد شایعترین عارضه بوده است (14 درصد). در 83/5 درصد موارد عود مکرر وجود داشته است. با انجام آزمون رگرسیون لجستیک هیچیک از عوامل مورد بررسی ارتباط مستقیم با بروز عوارض نشان نداده اند و تنها متغیری که در آزمون رگرسیون لجستیک ارتباط مستقیم با عود مکرر نشان داده است جنس مرد بوده است. با توجه به نتایج مطالعه حاضر به نظر می رسد که بیماری کولیت اولسروز در ایران از نظر الگوی همه گیر شناختی و ویژگیهای دموگرافیک و بالینی بیماران مشابهت زیادی با سایر نقاط جهان دارد اما میزان عود مکرر مشاهده شده در بیماران و نیز میزان عوارض خارج روده ای بیشتر از سایر مطالعات انجام شده می باشد.


ناهید رحیمی فرد، اکبر میرصالحیان، پرویز مالک نژاد، ناصر ابراهیمی دریانی،
دوره 64، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: هلیکوباکتر پیلوری عامل گاستریت مزمن فعال، زخم‌های معده و اثنی‌عشر در انسان و یک عامل کمکی در ایجاد سرطان معده و تومورهای لنفوئیدی مخاط است. اولین و مهمترین قدم برای ایجاد عفونت و بیماریزایی, چسبیدن باکتری به مخاط معده می‌باشد. لذا استفاده از مواد مهار کننده فاکتور چسبندگی باکتری و ممانعت از اتصال روشهای جدید درمانی در بیماریهای عفونی را مطرح می‌سازد. در نتیجه ارائه روش مناسب برای چسبندگی از جایگاه خاصی برخوردار می‌شود.
روش بررسی: با مقایسه روشهای گزارش شده از نظر نوع سلول ,غلظت شیرابه سلولی و باکتری, مدت زمان تماس و دمای مجاورت با ادغام و یا تغییر آنها روش مناسب برای چسبیدن هلیکوباکتر به سلولها بدست آمد و چسبندگی 22سوش هلیکوباکتر‌پیلوری جدا شده از بیوپسی انتر معده یا دوازدهه 49 بیمار با علائم دیس پپسی، گاستریت، زخم معده، زخم اثنی‌عشر و ... که تحت اندوسکوپی قرار گرفته بودند به هفت رده سلول انسانی از طریق ELISA با استفاده از فعالیت اوره‌آزی هلیکوباکتر پیلوری (Urea Phenol Red)UPR بررسی شد.
یافته‌ها: استفاده از غلظت شیرابه میکروبی معادل لوله 1 مک فارلند برای هلیکوباکتر پیلوری و شیرابه سلولی حاوی 10×5 سلول در میلی‌لیتر, زمان 90 دقیقه مجاورت باکتری با سلول در37 درجه سانتیگراد منجر به حداکثر چسبندگی شد. بین 22 سوش هلیکوباکتر‌پیلوری از نظر چسبیدن به سلولها تفاوت معنی‌داری وجود نداشت. هلیکوباکتر پیلوری به تمام هفت رده سلولی مورد استفاده در شرایط invitro می‌چسبد و درصد چسبندگی به سلولها به ترتیب از HT29, HT29/219, AGS, SW742, HeLa, HepII تا Caco-2 کاهش قابل ملاحظه‌ای را نشان داد و بهترین چسبندگی به سه رده سلول اول بود.
نتیجه‌گیری: برای بررسی‌های چسبندگی، ممانعت از چسبندگی و جداسازی استفاده از روش چسبندگی ارائه شده در این تحقیق توصیه می‌شود و از بین هفت رده سلول آزمایش شده سه رده سلولی Sw742, HeLa, HepII پیشنهاد می‌گردند و از بین این سه رده سلول HepII بعنوان سلول مناسب برای استفاده در این گونه تحقیقات معرفی می‌گردد.


ناصر ابراهیمی دریانی، امیر حسین جعفری سپهر، مریم تاجیک رستمی، محمد بشاستی،
دوره 64، شماره 7 - ( 5-1385 )
چکیده

تعداد زیادی از بیماران مبتلا به بیماری های التهابی روده علائم خارج روده ای را تجربه می کنند. مطالعات مختلف نشان داده اند که اختلالات کبدی صفراوی شایعترین تظاهر خارج روده ای این بیماریها می باشند. اختلالات مرتبط شامل کلانژیت اسکلروزان اولیه، استئاتوهپاتیت غیر الکلی، سنگ کیسه صفرا، پری کلانژیت، هپاتیت خود ایمنی، آمیلوئیدوز کبدی، آبسه کبدی، گرانولوم کبدی، کارسینوم سلول کبدی، کلانژیوکارسینوم و سیروز صفراوی اولیه می باشند. اگر چه تا کنون بیشترین توجه معطوف عوارض وخیم این بیماریها مانند کلانژیت اسکلروزان اولیه بوده است، اختلالاتی مانند استئاتوهپاتیت غیر الکلی و سنگ صفراوی نیز شیوع بالایی دارند و به علت تشابه با علائم بیماری اولیه ممکن است نادیده انگاشته شوند. در این مقاله به مرور اجمالی اختلالات ذکر شده پرداخته خواهد شد.


امیررضا محمدی‌نیا، خدیجه بخت‌آور، ناصر ابراهیمی دریانی، پیمان حبیب‌الهی، محمدرضا کرامتی، سیدمحمد فرشته نژاد،
دوره 67، شماره 2 - ( 2-1388 )
چکیده

Normal 0 false false false EN-GB X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 زمینه و هدف: سونوگرافی داپلر اخیرا به عنوان یک روش تشخیصی مهم برای بررسی غیرتهاجمی عروق کبدی و برخی بیماری‌های پارانشیم کبد مطرح شده است. یافته‌های جدید نشان داده است که انفیلتراسیون چربی می‌تواند نمایه‌های داپلر شریان و ورید کبدی را تحت تاثیر قرار دهد. مطالعه زیر جهت ارزیابی اثر انفیلتراسیون چربی بر اندکس مقاومت شریان کبدی و فرم امواج ورید کبدی طراحی شده است.

روش بررسی: تعداد 60 بیمار با درجات مختلف کبد چرب در بیوپسی کبد و تعداد 20 نفر بدون آثار انفیلتراسیون چربی در سونوگرافی در این مطالعه تحت بررسی توسط سونوگرافی داپلر استاندارد قرار گرفتند. امواج ورید کبدی به سه گروه تقسیم شدند: امواج تری‌فازیک طبیعی، امواج بای‌فازیک بدون جریان بازگشتی و امواج مونوفازیک. اندکس مقاومت شریان کبدی به صورت متوسط سه اندازه‌گیری متوالی محاسبه شد.

یافته‌ها: میانگین شاخص توده بدنی (Body mass index) در افراد نرمال و مبتلا به کبد چرب  در محدوده 2kg/m44- 20 قرار داشت. امواج غیرطبیعی ورید کبدی (بای‌فازیک و مونوفازیک) در بیماران مبتلا به NAFLD 12 نفر بای‌فازیک و 17 نفر مونوفازیک در مقایسه با افراد نرمال شیوع بیشتری دارد. اندکس مقاومت شریان کبدی نیز در بیماران مبتلا به NAFLD به طور معنی‌داری پایین تر از افراد نرمال است.

نتیجه‌گیری: شیوع امواج غیرطبیعی ورید کبدی در بیماران مبتلا به NAFLD در مقایسه با افراد طبیعی بالاتر است و این افراد اندکس مقاومت شریان کبدی پایین‌تری دارند.


مجتبی معماریانی، محمدرضا پورمند، محمدحسن شیرازی، محمدمهدی سلطان دلال، زهرا عبدالصمدی، نادیا مردانی،
دوره 67، شماره 4 - ( 4-1388 )
چکیده

800x600 زمینه و هدف: کلیندامایسین، آنتی‌بیوتیکی مناسب جهت درمان عفونت‌های استافیلوکوکسی به‌ویژه عفونت‌های پوستی و بافت نرم است. همچنین این آنتی‌بیوتیک می‌تواند تولید توکسین در بسیاری از باکتری‌ها را متوقف سازد. مقاومت به کلیندامایسین از طریق دو مکانیسم ساختاری و القایی امکان‌پذیر است. مقاومت ساختاری را می‌توان با استفاده از روش‌های معمول دیسک دیفیوژن تشخیص داد اما برای شناسایی مقاومت القایی، باید از تست D استفاده کرد. هدف اصلی این مطالعه، تعیین میزان شیوع مقاومت القایی نسبت به کلیندامایسین در ایزوله‌های بالینی استافیلوکوکوس اورئوس  حساس و مقاوم به متی‌سیلین است. به‌علاوه ویژگی دارا بودن ژن انتروتوکسین A در پاتوژن مذکور مورد نظر قرار گرفته است.

روش بررسی: در مجموع، 87 ایزوله بالینی استافیلوکوکوس اورئوس، مورد مطالعه قرار گرفت. ایزوله‌ها با استفاده از تست D بر اساس دستورالعمل CLSI، مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای شناسایی ژن انتروتوکسین A(sea)، از روش PCR استفاده شد.

یافته‌ها: از مجموع 87 ایزوله بالینی، 18 مورد (7/20%) دارای مقاومت القایی نسبت به کلیندامایسین بودند. با توجه به تحلیل آماری و با اطمینان 95%، میزان مقاومت القایی در ایزوله‌های بالینی استافیلوکوکوس اورئوس بین 2/29 و 2/12 درصد به دست آمد. همچنین مقاومت ساختاری نسبت به کلیندامایسین در 21 ایزوله (1/24%) دیده شد. میزان شیوع مقاومت القایی در ایزوله‌های MRSA و MSSA به ترتیب برابر با 3/33% و 1/5% بود. تفاوت معنی‌داری از نظر آماری بین میزان شیوع مقاومت القایی و نوع عفونت دیده شد (045/0p=). همچنین بین ژن  seaو نوع مقاومت به کلیندامایسین (القایی یا ساختاری) از نظر آماری ارتباط معنی‌داری دیده شد (0001/0p<).

نتیجه‌گیری: از آنجایی که میزان شیوع مقاومت القایی نسبت به کلیندامایسین در ایزوله‌های بالینی استافیلوکوکوس اورئوس بالا می‌باشد، لذا استفاده از تست D جهت جلوگیری از شکست در درمان بیماران شدیداً توصیه می‌گردد. ضمنا توجه به فاکتورهای بیماری‌زایی و ارتباط آن با مقاومت‌های آنتی‌بیوتیکی باید مورد توجه جدی قرارگیرد.

Normal 0 false false false EN-GB X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4


غلامرضا رضامند، مژده قبائی، ناصر ابراهیمی دریانی، هدی قدمی،
دوره 72، شماره 1 - ( فروردین 1393 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری کبد چرب غیرالکلی (Nonalcoholic Fatty Liver Disease, NAFLD) یکی‌از شایع‌ترین بیماری‌هایی است که با افزایش مقاومت عروقی بر همودینامیک مغز تاثیر می‌گذارد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر کبد چرب غیر‌الکلی و شدت درگیری آن بر مقاومت شریان‌های داخل جمجمه بود. روش بررسی: این مطالعه به‌صورت یک مطالعه مقطعی- تحلیلی در 55 بیمار کبدی مراجعه‌کننده به کلینیک خصوصی شهر تهران و بخش سونوداپلر مرکز تحقیقات بیماری‌های مغز و اعصاب ایران در سال‌های 92-1391 انجام شد و طی آن شاخص‌های همودینامیک (Pulsatility Index, PI) شریان‌های مغزی بیماران به‌روش سونوگرافی داپلر ترانس کرانیال (TCD) اندازه‌گیری و با مقادیر نرمال مقایسه شد. هم‌چنین ارتباط این شاخص‌ها با سطح سرمی آنزیم‌های کبد و شدت درگیری کبد در سونوگرافی ارزیابی شد. یافته‌ها: شاخص ضربانی (PI) در شریان قاعده‌ای با 053/0P= و مغزی میانی با 166/0P= تفاوت معناداری با مقادیر نرمال نداشت. هم‌چنین این شاخص ارتباطی با شدت درگیری سونوگرافیک کبد نداشت (789/0P=) ولی در شریان بازیلار ارتباط معکوسی با سطح سرمی آنزیم‌های کبد وجود داشت (014/0P=). از نظر شدت کبد چرب در سونوگرافی 42% خفیف، 38% متوسط و 20% شدید گزارش شده بود که هیچ‌کدام از بیماران دچار اختلال عملکرد کبدی نبودند. نتیجه‌گیری: با توجه به افزایش مقاومت عروقی شریان‌های مغزی در بیماری‌های کبدی پیشرفته، عدم تغییرات عروقی را می‌توان ناشی‌از مدت کوتاه بیماری از زمان تشخیص تا انجام TCD، عدم پیشرفته بودن درگیری کبد و تاثیرات درمان انجام‌شده بر بیماران دانست، از این‌رو جهت بررسی تغییرات عروقی در طی زمان، داپلر عروق مغزی و مارکرهایی مانند K18 و فیبرواسکن مکرر کمک‌کننده خواهد بود.
ناصر ابراهیمی دریانی، محمدرضا پاشائی،
دوره 80، شماره 6 - ( شهریور 1401 )
چکیده

امروزه دنیا در گذر از سلامتی به سمت بیماری‌های غیرواگیر و مزمن مانند کبد چرب غیرالکلی می‌باشد. شایعترین علت بیماری مزمن کبدی در سرتاسر جهان بیماری کبد چرب غیرالکی می‌باشد. حدود 25% مردم دنیا درگیر این بیماری هستند و طیف آن از استئاتوز ساده تا سیروز متغیر است. از هر چهار فرد مبتلا به NAFLD یک نفر مبتلا به استئاتوهپاتیت غیرالکلی است که با عوارض و مرگ‌ومیر قابل‌توجهی به‌دلیل عوارض سیروز کبدی و کارسینوم کبدی همراه است. بیماری کبد چرب غیرالکلی ارتباط قوی و تنگاتنگی با بیماری متابولیک داشته و در واقع کبد چرب جزء جدایی‌ناپذیر چاقی محسوب می‌شود. اگرچه NAFLD عمدتاً در افراد مبتلا به چاقی یا دیابت نوع 2 مشاهده می‌شود، تخمین زده می‌شود 7% تا 20% از افراد مبتلا به NAFLD لاغر هستند. با این‌حال مطالعات اخیر نشان داده‌اند که کبد چرب در افراد لاغر حتی بدون چربی شکمی و احشایی می‌تواند اتفاق بیفتد. کبد چرب در افراد لاغر (Lean NAFLD) موضوع به‌نسبت جدیدی است که افراد زیادی را برای پیدا کردن تفاوت‌های آن نسبت به افراد چاق علاقمند کرده است. مکانیسم‌های پاتوفیزیولوژیک NAFLD بدون چربی هنوز به خوبی شناخته نشده است. مطالعات نشان داده است که NAFLD بدون چربی با عواملی مانند محیطی، حساسیت ژنتیکی و تنظیم اپی‌ژنتیکی ارتباط بیشتری دارد. در این مقاله در مورد پاتوژنز کبد چرب در افراد لاغر، ارتباط آن با سندرم متابولیک، درمان و پیش‌آگهی آن    بحث می‌کنیم.

محمد روحانی، سید امیرحسن حبیبی، الهه امینی، امید آریانی، مهدی دادفر، حمزه زنگنه،
دوره 80، شماره 11 - ( بهمن 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: کره‌آکانتوسیتوز یک بیماری اتوزوم مغلوب است که معمولاً در دهه سوم و با تشنج و اختلالات حرکتی-رفتاری تظاهر می‌یابد. با توجه به اینکه تا‌کنون ‌بررسی جامع و گسترده‌ای از علایم بالینی و رادیولوژیک بیماران کره‌آکانتوسیتوز در ایران انجام نشده است در این مطالعه سعی شده است علایم بالینی و تظاهرات رادیولوژیک در بیماران کره‌آکانتوسیتوز مورد بررسی قرار گیرد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی که از فروردین 1397 لغایت اسفند 1398 انجام گردید 27 بیمار مراجعه‌کننده به درمانگاه بیمارستان رسول اکرم (ص) با علامت بالینی کره، وجود آکانتوسیت بیش از 10% در اسمیر خون، شناسایی شدند و علایم بالینی و تصویربرداری مغز آنها توسط دو فلوشیپ اختلالات حرکتی مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌ها: از بیماران مورد مطالعه 18 نفر مرد و 9 نفر زن بودند. 16 بیمار دارای تشنج بودند و از نظر اختلالات حرکتی 21 نفر دیستونی خوردن داشتند که از این تعداد 71% مرد و 28% زن بودند، 18 نفر تیک موتور و صوتی، 11 نفر اختلال حرکات چشمی و 11 نفر گاز گرفتن زبان و لب داشتند. 23 بیمار فاقد رفلکس بودند. شیوع تشنج 55% بود ودر 94% بیماران از نوع ژنرالیزه بود. با در نظر گرفتن تمامی اختلال حرکتی بیماران، بروز اختلال حرکتی دیستونی در خوردن در مردان به‌طور معناداری از زنان بیشتر بود (049/0=P). در ام‌آرای مغز بیماران آتروفی کودیت و افزایش سیگنال در کودیت و پوتامن در سکانس T2/Flair رویت شد.
نتیجه‌گیری: در این مطالعه همه بیماران دارای اختلال حرکتی کره بودند اما شایعترین اختلال حرکتی بعد از کره، دیستونی ‌خوردن بود. با در نظر گرفتن تمامی اختلال حرکتی بیماران، مردان در بروز اختلال حرکتی دیستونی در خوردن مستعد‌تر از زنان هستند. ولی این موضوع برای سایر اختلالات حرکتی یافت نشد.

 
محسن قریانی، محسن احمدی، مهدی اتابکی، جلیل توکل افشاری، مژگان محمدی،
دوره 83، شماره 2 - ( اردیبهشت 1404 )
چکیده

زمینه و هدف: آرتریت روماتوئید (Rheumatoid arthritis, RA) بیماری خودایمنی مزمن و التهابی است که موجب تخریب مفاصل شده و با ناتوانایی‌های حرکتی پیشرونده و عوارض سیستمیک همراه است. این مطالعه با هدف بررسی اثر سلول‌های بنیادی مزانشیمال اتولوگ استخراج شده از مغز استخوان (Autologous bone marrow-derived mesenchymal stem cells, ABMSCs) بر بیان ژن فاکتور نکروز دهنده تومور آلفا (Tumor necrosis factor alpha, TNF-α) و اینترلوکین 17 (Interleukin 17, IL-17)، در بیماران RA مقاوم به درمان طراحی و اجرا گردید.
روش بررسی: این مطالعه در بازه زمانی آبان تا اسفند سال 1402 بر مبنای استفاده از RNA بایگانی شده از کارآزمایی بالینی قبلی تیم تحقیق در گروه ایمنی شناسی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شد که در آن، 13 بیمار مبتلا به RA مقاوم به درمان، یک دوز داخل وریدی شامل 1 میلیون ABMSCs به ازای هر کیلوگرم وزن بدن دریافت کرده بودند. نمونه های RNA بیماران مذکور در فاصله‌های زمانی پیش از تزریق و یک، شش و 12 ماه پس از تزریق مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافته‌ها: بیان ژن TNF-α، 1 ماه پس از تزریق ABMSCs کاهش معناداری نشان داد (045/0P=) اما بیان ژن IL-17A در طول دوره مطالعه تغییر معناداری پیدا نکرد.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه می‌تواند نشان‌دهنده ویژگی‌های تعدیل‌کنندگی ABMSCs از طریق تأثیر بر TNF-α در بیماران RA مقاوم به درمان باشد، در حالی که این نتایج از فرضیه تأثیر این سلول‌ها بر IL-17A در بیماران RA مقاوم به درمان حمایت نمی کند.

 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb