5 نتیجه برای زهری
آرش عبدالملکی، صابر زهری، ابوالفضل بضاعت پور،
دوره 71، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: کمپلکسهای فلزی سالن بهطور موفقیتآمیز و در محدوده وسیعی از واکنشهای غیرمتقارن و مهم از لحاظ صنعتی و داروسازی بهکار برده میشوند. در این مطالعه سمیت و اثرات تراتوژنیک ترکیب سالن وانادیوم اکساید (VOsalen) نسبت به جنین جوجه بهعنوان مدل حیوانی و سلولهای کبدی و فیبروبلاستی مشتق از آن مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: ترکیب VOsalen سنتز گردید. ترکیب حاصل در غلظتهای مختلف، در سه تکرار و در روز سوم انکوباسیون جنین مرغ، درون کیسه هوا تزریق شد. تخممرغهای تیمار شده و شاهد، در روز 19 انکوباسیون باز و جنینها توزین شدند سپس میزان مرگ و میر آنها ثبت شد. سلولهای کبدی و فیبروبلاستی از جنین شاهد جداسازی، کشت و تیمار شده و تغییرات مورفولوژیک و درصد بقای سلولها ثبت شدند.
یافتهها: میزان درصد بقای جنینها بستگی به غلظت تیمار دارد بهطوری که در بالاترین غلظت 300 میکرومولار تنها 32/36% از جنینها زنده ماند و میزان (LD50) دوز کشنده در 50% جمعیت برابر با 37/226 میکرومولار بهازای تخممرغ برآورد شد. از نظر شکل ظاهری، ناهنجاری از نوع تاخیر در رشد و از نظر اسکلتی، حذف مهرههای دمی مشاهده گردید. نتایج بررسی سایتوتوکسیسیتی VOsalen بر سلولهای کبدی و فیبروبلاستی جنین نشانگر تراکم سیتوپلاسمی و گسسته شدن اتصالات سلولی بود و میزان IC50 آن بهترتیب برابر با 25/1047 و 82/1036 میکرومولار است.
نتیجهگیری: در غلظتهای پایین ترکیب سالن وانادیوم اکساید اثرات سمی قابل توجهی بر روی جنین و کشت سلول مشاهده نشد. با این وجود بهطور قابل توجهی سلولهای در حال تکثیر را تحت تاثیر قرار داد و از طرف دیگر تاثیر ضد تکثیری این ترکیب بر سلولهای کبدی کمتر از سلولهای فیبروبلاستی بود.
سعید لطیفی نوید، شیوا محمدی، صابر زهری،
دوره 71، شماره 11 - ( بهمن ماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: سازمان بهداشت جهانی، هلیکوباکترپیلوری را بهعنوان کارسینوژن کلاس یک معرفی کرد. گزارشها نشان دادهاند که ژنوتیپهای مشخصی از هلیکوباکترپیلوری با بیماریهای گوارشی مختلف در ارتباط است. هدف مطالعه بررسی ارتباط آللهای s ژن vacA با بروز بیماریهای گوارشی در ایران میباشد.
روش بررسی: تعداد 149 سویه باکتری از کشت بیوپسیهای معده افراد مبتلا به بیماریهای گوارشی جمعآوری و بررسی شد. پساز استخراج DNA، با Polymerase Chain Reaction (PCR) فراوانی آللهای s مورد بررسی قرار گرفت. رگرسیون خطی و لجستیک برای بررسی ارتباط این آللها با بروز بیماریهای گوارشی استفاده شد.
یافتهها: در این مطالعه، آنالیزهای آماری نشان داد که فراوانی آلل s1 در مقایسه با آلل s2 در سویههای هلیکوباکترپیلوری جدا شده از افراد مبتلا به سرطان معده ارتباط معناداری ندارد (05/0P>). فراوانی آلل s1 در بیماران جمعیت ایرانی مبتلا به سایر بیماریهای گوارشی (گاستریت و بیماری زخم معده) ارتباط معناداری را نشان نداد (05/0P>).
نتیجهگیری: آلل s1 بهتنهایی نمیتواند با بیماریهای گوارشی در ایران ارتباط داشته باشد. احتمال دارد نقش بیماریزایی s1 زمانی بروز پیدا میکند که با سایر آللهای بیماریزای این ژن همراه شود.
سیده زهرا بختی، سعید لطیفی نوید، صابر زهری،
دوره 72، شماره 9 - ( آذر 1393 )
چکیده
هلیکوباکترپیلوری عامل مهم در ایجاد و گسترش بیماریهای معدهای مثل گاستریت، زخمهای گوارشی و لنفوم مالت بوده و یکی از عوامل مهم در بروز سرطان معده میباشد. هلیکوباکترپیلوری تنوع آللی و تغییرپذیری ژنتیکی بالایی را در ژنهای مرکزی و بیماریزا نشان میدهد. بهطوریکه این تنوع ژنتیکی در ژنوم این باکتری نسبت به سایر باکتریها بسیار زیاد بوده و در حدود 50 برابر بیشتر نسبت به جمعیتهای انسانی میباشد. حفظ تنوع بالا باعث شده که این باکتری با چالشهای خاص در میزبانهای فردی مقابله کند. گزارشهای اخیر نشان داده است که نوترکیبی به ایجاد ژنهای جدید و خانوادهی ژنی کمک میکند. ریزتکامل در ژنهای vacA و cagA رویداد متداولی است که منجر به تغییر در فنوتیپ بیماریزایی میشود. این فاکتورهای بیماریزا به بقای باکتری در محیط اسیدی و سازگاری آن با شرایط نامناسب محیط اطراف باکتری در معده و مقابله با سیستم ایمنی میزبان کمک میکنند و باعث تخریب بافتی و پیآمدهای بالینی میشوند. در این مقاله مروری، ما ارتباط بین ژنوتیپ فاکتورهای بیماریزای هلیکوباکترپیلوری با پیآمدهای بالینی، ریزتکامل ژنهای بیماریزای هلیکوباکترپیلوری در میزبان منفرد، ریزتکامل هلیکوباکترپیلوری در خلال عفونت اولیه و پیشرفت بیماری از گاستریت آتروفی به آدنوکارسینوما و نیز وضعیت عفونت هلیکوباکترپیلوری در ایران را بررسی کردیم. در نهایت ما فرضیهای را مطرح کردیم که اگر الگوی تکامل توالی نوکلئوتیدی از نوترکیبی به جهش تغییر جهت دهد و میزان نوترکیبی به جهش (نسبت r/m) کاهش یابد، بیماریزایی باکتریایی ممکن است کاهش پیدا کند در حالیکه به احتمال زیاد حیات باکتریایی حفظ میشود. به هر حال این فرضیه باید با طراحی آزمایشهای بعدی مورد بررسی بیشتر قرار گرفته و اثبات شود.
عصمت عبدی، سعید لطیفی نوید، حمید لطیفی نوید، صابر زهری، عباس یزدانبد،
دوره 76، شماره 6 - ( شهریور 1397 )
چکیده
سرطان معده دومین علت مرگومیرهای ناشی از سرطان را در جهان شامل میشود. ژنوتیپهای خاصی از هلیکوباکترپیلوری در ایجاد آتروفی و سرطان معده نقش دارند. بیومارکر c1 هلیکوباکترپیلوری واقع در انتهای '3 ژن vacA، (در مقایسه با ژنوتیپهای نواحی m، i، d و یا cagA) قویا با آنوکارسینومای معده مرتبط است. درمان آنتیهلیکوباکترپیلوری میتواند یک روش موثر برای ممانعت از سرطان معده باشد. ارتباط بیان سایتوکینها و ایجاد پاسخهای التهابی نشان داده شده است. وجود پلیمورفیسم در ژنهای سایتوکینها از جمله IL-1B،IL-8 ، IL-10 و TNF-α ممکن است بهعنوان فاکتور خطر برای سرطان معده محسوب شود. میانکنش ژنتیک باکتریایی و میزبان، نقش مهمی در بروز سرطان معده ایفا میکند. Micro-RNA ها ریبونوکلییک اسیدهای غیرکدکنندهای بهطول ۲۵-۱۸ نوکلئوتید میباشند که نقش مهمی را در تنظیم بیان ژن ایفا میکنند. سلولهای سرطانی الگوی بیانی متفاوتی را در مقایسه با نوع نرمال نشان میدهند. میکروRNAها به دو گروه پیش برنده آپوپتوز و ضدآپوپتوز طبقهبندی میشوند و میتوانند بهعنوان آنکوژن و یا مهارکنندههای توموری عمل نمایند. انواع گوناگونی از این مولکولها در مراحل مختلف سرطان ازجمله تومورزایی، متاستاز و رگزایی درگیر هستند. با توجه به اینکه بیش از 50% سرطانهایی که در مراحل اول تشخیص داده میشوند، قابل درمان هستند، بنابراین شناسایی نشانگرهای زیستی سرطان معده میتواند نقش موثری را در پیشگیری، تشخیص زودرس و ﻣﻌﺎﻟﺠـﻪ سریع بیماری داشته باشد. مقاله حاضر به بررسی و مرور جدیدترین یافتهها در مورد نشانگرهای زیستی باکتریایی و بافتی سرطان معده خواهد پرداخت.
آرش عبدالملکی، محمد باقر غیور، صابر زهری، اسداله اسدی، مرتضی بهنام رسولی،
دوره 77، شماره 2 - ( اردیبهشت 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: مهندسی بافت یک موضوع چندرشتهای و بینرشتهای است که شامل توسعه ایمپلنتهای زیستی برای بازسازی بافت با هدف بهبود یا افزایش عملکرد بافت یا اندام میباشد. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی ویژگیهای مکانیکی و هیستولوژیکی داربستهای سلولزدایی شده عصبی تهیه شده در مقایسه با عصب تازه جهت کاربرد در ترمیم اعصاب محیطی بود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع تجربی میباشد که در آزمایشگاه تحقیقاتی ترمیم اعصاب دانشگاه فردوسی مشهد از اردیبهشت ۱۳۹۶ تا مهر ۱۳۹۷ انجام شد. بهمنظور تهیه داربست، موشهای صحرایی با تزریق داخل صفاقی کلرال هیدرات ۱۰% بیهوش شدند. قطعات عصب سیاتیک موشهای صحرایی در بالاتر از محل سه شاخه شدن عصب برداشته شد و پس از پاکسازی بافتهای زائد به روش ساندل سلولزدایی شدند. سپس داربستهای سلولزدایی شده از نظر بافتی و مکانیکی مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: بررسی نتایج حاصل از ارزیابیهای بافتی نشان داد که سلولزدایی داربستها بهطور کامل انجام شده است. این نتایج توسط رنگآمیزی هماتوکسیلین-ائوزین و دپی اثبات شد. ارزیابیهای تخصصی بافتی با رنگآمیزی پیکروفوشین و بررسی میکروسکوپ الکترونی نشان داد که رشتههای کلاژن و الاستین در ماتریکس خارج سلولی بهطور نسبی حفظ شدهاند. همچنین بررسی مکانیکی داربستها در تست کششی نشاندهنده حفظ نسبی ماتریکس خارج سلولی داربستها در مقایسه با گروه کنترل بود.
نتیجهگیری: در مجموع نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که داربستهای حاصل از سلولزدایی با حفظ ترکیبات اصلی بافت مورد نظر میتوانند بستر مناسبی برای بررسی رفتارهای سلولی باشند.