جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای سخایی

فریبا بهنام فر، شهلا یزدانی، مرجان سخایی،
دوره 65، شماره 8 - ( 8-1386 )
چکیده

تشخیص زودرس حاملگی خارج رحمی Ectopic Pregnancy (EP) با استفاده از اندازه‌گیری سریال هورمون گنادوتروپین کوریونی، انسانی (β-HCG) و سونوگرافی واژینال امکان درمان نگهدارنده را فراهم کرده است. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر درمان EP با متوترکسات (MTX) تک دوز عضلانی است.

روش بررسی: این مطالعه به روش کارآزمایی بالینی (نیمه تجربی-یک گروه) انجام شد. 41 بیمار مبتلا به EP در صورت داشتن شرایط درمان طبی تحت درمان با mg/m2 50 MTX عضلانی قرار گرفتند. دوز دوم متوترکسات در صورتی که افت هفتگی β-HCG کمتر از 15% بود، تزریق شد. درمان در صورتی موفقیت‌آمیز تلقی می‌شد، که تیتراژ β-HCG سرم به زیر MIU/cc10، بدون مداخله جراحی، افت می‌کرد. اطلاعات به روش دستی استخراج و جهت تجزیه و تحلیل آن ما از آزمون آماری فیشر استفاده شد.

یافته‌ها: درصد موفقیت، در این مطالعه 78 درصد (780/0 بیمار) بود. 7/18 درصد (1875/0 بیمار) از بیمارانی که درمان در آنها موفقیت‌آمیز بود، نیاز به دوز دوم MTX پیدا کردند. هیچ ارتباطی بین سن، تعداد حاملگی، تعداد زایمان، سن حاملگی، سطح سرمی β-HCG قبل از درمان، سایز توده حاملگی و ضخامت اندومتر در سونوگرافی واژینال و پیامد درمان وجود نداشت. اکثر بیماران در گروه موفقیت درمانی (60 درصد) با شکایت اولیه خونریزی واژینال و بدون درد لگنی مراجعه کرده بودند در حالی که در گروه شکست درمان، اکثریت بیماران (88 درصد) با شکایت اولیه درد لگنی و خونریزی واژینال مراجعه کردند. وجود مایع آزاد پریتونئال در سونوگرافی واژینال، از عوامل پیشگویی‌ شکست درمان بود (006/0=p).

نتیجه‌گیری: MTX تک دوز عضلانی روش درمانی بی‌خطر و با موفقیت بالا در درمان EP است. درد شکم در مراجعه و مایع آزاد صفاقی در سونوگرافی واژینال احتمال مداخله جراحی را افزایش می‌دهد.


محمد جواد فاطمی، امیر اسدالله خواجه رحیمی، بابک نیکومرام، مریم سخایی، شبنم مصطفوی‌نیا، امیر آتشی، میر سپهر پدرام، حمیدرضا آقایان، شیرین عراقی، مجید سلطانی، مجید مصاحبی محمدی،
دوره 72، شماره 6 - ( شهریور 1393 )
چکیده

زمینه و هدف: سلول‌های بنیادی در درمان طیف وسیعی از بیماری‌ها کاربرد دارند و از بافت‌های مختلف بدن قابل جداسازی هستند. این سلول‌ها به دو روش ترشح سایتوکین‌ها و فاکتورهای رشد و نیز افتراق سلولی به درمان بیماری‌ها کمک می‌کنند. زخم‌های سوختگی یکی از مشکلات جراحی ترمیمی می‌باشند و ممکن است سلول‌های بنیادی بتوانند به ترمیم سریعتر این زخم‌ها کمک نمایند. روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع مطالعه تجربی بوده و از دی ماه 1391 تا اردیبهشت 1392 در مرکز تحقیقات سوختگی دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام گردید. در این مطالعه 30 رت به‌طور تصادفی به سه گروه تقسیم شدند. چربی اینگوینال یک گروه ده تایی برای تهیه سلول بنیادی اتولوگ مورد استفاده قرار گرفت. از آمنیون آسلولار به‌عنوان اسکافولد برای انتقال سلول بنیادی استفاده شد. در هر 30 رت یک زخم سوختگی ایجاد شد. پس از 24 ساعت زخم اکسیزیون و در گروه اول پانسمان معمولی و در گروه دوم آمنیون آسلولار و در گروه سوم که پیش‌تر چربی آنها برداشته شده بود آمنیون آسلولار با سلول بنیادی برای پوشش زخم استفاده شد. سرعت ترمیم زخم و مشخصات پاتولوژی در سه گروه با هم مقایسه گردید. یافته‌ها: میانگین سطح تحت بررسی پس از استفاده از سلول بنیادی در طی 15 روز،cm2 53/4 با انحراف‌معیار 23/2± و حداقل و حداکثر سطح به‌ترتیب cm2 82/0 و cm2 5/10 بوده است. میانگین سطح تحت بررسی پس از استفاده از آمنیون آسلولار در طی 15 روز،cm2 31/10 با انحراف‌معیار 52/4± و حداقل و حداکثر سطح به‌ترتیب cm2 57/3 و cm2 9/21 بود (شکل 5). میانگین سطح تحت بررسی پس از استفاده از پماد سیلور در طی 15 روز،cm2 06/9 با انحراف‌معیار 37/1± و حداقل و حداکثر سطح به‌ترتیب cm2 5/5 و cm2 33/12 بوده است. میانگین سطح زخم در گروه آمنیون آسلولار دارای سلول بنیادی از هر دو گروه دیگر در روزهای سوم تا 15 بعد از جراحی به‌طور معنادار کوچکتر بود (01/0P<). همچنین فیبروپلازی و واسکولاریزاسیون در زخم‌های دارای سلول بنیادی به‌طور معنادار بهتر از دو گروه دیگر بود (001/0P<) نتیجه‌گیری: آمنیون آسلولار به‌عنوان یک اسکافولد مناسب به همراه سلول بنیادی با منشاء چربی می‌تواند به ترمیم زودتر زخم سوختگی منجر شود.
مهدی صادق، محمد حسن سخایی،
دوره 80، شماره 12 - ( اسفند 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: مرفین به‌عنوان یک ضددرد قوی با کاربرد گسترده بالینی جهت کنترل دردهای متوسط تا شدید است که همچنین شامل موارد سوء مصرف دارویی گسترده نیز می‌باشد. بررسی‌های اخیر نشان داده‌اند که تکرار استفاده از مرفین و مشتقات آن می‌تواند سبب ایجاد استرس اکسیداتیو شود. در این مطالعه اثرات تمرینات روزانه شنا، بر شاخص‌های استرس اکسیداتیو در هایپوکمپ و پلاسمای موش‌های صحرایی وابسته به مرفین بررسی شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی 48 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد Wistar استفاده شد. آزمایش‌ها طی ماه‌های دی تا نیمه اسفند 1400 در دانشگاه علوم پزشکی اراک انجام شد. مرفین در آب روزانه به‌مدت چهار هفته به موش‌های صحرایی تجویز شد. تمرینات ورزش شامل 15 دقیقه شنای مداوم روزانه بود. هایپوکمپ و پلاسما از هر گروه جمع‌آوری و برای اندازه‌گیری فاکتورهای MDA، GSH، BDNF و ایریسین استفاده شد.
یافته‌ها: در پلاسما و هایپوکمپ گروه مرفین در مقایسه با گروه کنترل، GSH به‌صورت معنادار کاهش داشت. درحالی‌که GSSG و MDA به‌صورت معناداری افزایش داشت. مصرف مرفین تاثیری بر ایرسین پلاسما نداشت، اما باعث کاهش معنادار BDNF هایپوکمپ شد. تمرینات شنای روزانه در گروه مصرف‌کننده مرفین به‌صورت معنادار اثرات مرفین بر سطوح GSH، GSSG و MDA پلاسما و هایپوکمپ و BDNF هایپوکمپ را جبران کرد.
نتیجه‌گیری: تمرینات شنای روزانه در طی روند مصرف مزمن حداقل بخشی از استرس اکسیداتیو ناشی از مصرف مرفین را جبران می‌کند. این اثر ممکن است به کاهش آسیبهای سلولی و ملکولی ناشی از مصرف مزمن مرفین کمک کند.

 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb