جستجو در مقالات منتشر شده


5 نتیجه برای سموعی

محمود کیوان‌آرا، محمد ستاری، مجید جنگی، نسرین شعربافچی‌زاده، راحله سموعی،
دوره 78، شماره 9 - ( آذر 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به اهمیت مصونیت در بیماری‌های پاندمیک این مطالعه باهدف پیش‌بینی خود‌مراقبتی مردم ایران در مواجهه با پاندمی کووید 19 انجام شد.
روش بررسی: مطالعه به‌صورت پیمایشی بر روی 1056 نفر از بزرگسالان 18 سال و بیشتر، در استان‌های مختلف ایران از طریق فرم پاسخگویی به سوال‌های آنلاین (9/0a=، 40(n= و طی چهار روز در شبکه‌های اجتماعی در فروردین 1399 انجام شد. داده‌ها با استفاده از Student's t-test، Analysis of variance و تکنیک درخت تصمیم در داده‌کاوی تحلیل شد.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد میانگین نمره خودمراقبتی در زنان، افراد با تحصیلات بیشتر، زنان متاهل، زنان گروه سنی 41 تا 55 سال، افراد خانه‌دار و برخی مشاغل دیگر در حد خیلی زیاد گزارش شد، درحالی‌که میانگین نمره خودمراقبتی گزارش شده در مردان مجرد با مدرک دیپلم، در حد متوسط بوده است. در مجموع، میانگین نمره خودمراقبتی گزارش شده در زنان بیشتر از مردان (0001/0P<) و در تحصیل‌کرده‌ها بیشتر از کم‌سوادترها (007/0=P) بوده است. ضمن این که بین نمره خودمراقبتی پاسخگویان بر حسب وضعیت تاهل و وضعیت اشتغال آنها تفاوت معنا‌دار مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: در یک نتیجه‌گیری کلی می‌توان بیان کرد برخی گروه‌ها ازجمله زنان میان‌سال، به خودمراقبتی در مواجهه با بیماری کووید 19 اهمیت خیلی بیشتری داده‌اند و این اهمیت برای مردان جوان کمتر بوده است. یافته‌های این مطالعه به شناسایی گروه‌های در معرض خطر بیشتر ابتلا به بیماری، و همچنین شناسایی گروه‌هایی که از همکاری آنها برای مدیریت موفق‌تر بیماری‌های واگیر در سطح خانواده و به‌دنبال آن اجتماع می‌توان بهره گرفت انجامید.

راحله سموعی،
دوره 78، شماره 12 - ( اسفند 1399 )
چکیده

سردبیر محترم
بیماری کووید 19 پاندمی اخیر است که با سرعت قابل‌توجهی به شهرها و کشورهای مختلف جهان گسترش یافت و به‌طور همه‌جانبه در فهرست اصلی‌ترین و مهم‌ترین اولویت مشکلات جهانی قرار گرفت.1 پاندمی اگرچه در ظاهر مسئله حوزه بهداشتی است، اما پیامدهای گسترده و غیرمنتظره‌ای در همه ابعاد زندگی انسان‌ها و حاکمیت دولت‌ها ایجاد کرده است. در خصوص بیماری کووید 19 با توجه به این‌که ویروس موردنظر از طریق تماس در تعاملات و روابط بین فردی منتقل می‌شود و گسترش می‌یابد بیماری ناشی از آن، بیش از آن‌که مسئله بهداشتی باشد مسئله اجتماعی- سیاسی و جهانی است. ازآنجاکه ویروس کرونا در ابتلا افراد به بیماری کووید 19 هیچ مرزی را به رسمیت نشناخت، جزو کمتر رخدادهای تهدیدکننده بقاء در نظر گرفته می‌شود که همه گروه‌های انسانی را بدون تبعیض و با رفتاری عادلانه مورد هدف قرارداد، با این حال، تفاوت‌ها و نابرابری در مراقبت‌های پیشگیرانه، درمانی و توان‌بخشی که نقش انسان‌ها در آن حاکم است نمایان شد و همچنان که برای پیشگیری از انتقال و فراگیرشدن این بیماری، محدودیت تعاملات و روابط بین فردی که زندگی روانی، اجتماعی، اقتصادی و معنوی مردم در آن معنا می‌یابد، لازم شد، مشخصا پیامدهای این محدودیت، برای همه افراد و گروه‌های اجتماعی یکسان نبود و نیست. افرادی که به صورت روزمزد کار می‌کنند، کسانی که مکان زندگی مستقل ندارند، پول کافی برای تهیه مایحتاج روزانه، لوازم بهداشتی، خدمات درمانی و حتی سرگرمی خانگی ندارند، بدون حمایت اجتماعی و پشتوانه مالی، در شرایط عدم حضور در اجتماع، بیش از سایرین از حق معیشت، امنیت، رفاه و متعاقبا سلامتی بی‌بهره می‌شوند. در این خصوص با توجه به اهمیت نقش عوامل اجتماعی در زندگی افراد و گروه‌ها، تصمیم‌گیری برای کاهش یا قطع زنجیره انتقال بیماری و جلوگیری از پیامدهای فاجعه‌بار آن، حتی در محدوده زمانی کوتاه، بدون پرداختن به شرایط متفاوتی که انسان‌ها در آن متولد می‌شوند و کار و زندگی می‌کنند، قطعا پردردسر و پرهزینه است. با این وجود، اگرچه در حوزه سلامت و بهداشت به‌اندازه کافی به عوامل اجتماعی بهاداده نشده است، این عوامل درواقع کل زندگی انسان، سلامتی و بقای او را تحت تاثیر قرار می‌دهند. در این خصوص ضروری است دولت‌ها و سیاست‌گذاران به‌طور جدی و گسترده به عوامل اجتماعی موثر بر سلامت توجه داشته باشند. به ویژه این‌که، نظام سلامت هر جامعه برای کنترل سریع‌تر و مناسب‌تر عوامل بیماری‌زا و بهبود وضعیت سلامت جامعه، بایستی عوامل پزشکی را در همراهی با عوامل غیرپزشکی موثر بر سلامت و بیماری مدنظر قرار دهد. به‌ویژه که مشارکت در بعد اجتماعی سلامت، مسئولیت همگانی اعم از مردم، سازمان‌ها، کل کشور و جامعه جهانی است. آن‌سوی سکه نیز این‌گونه است که رفتار اجتماعی مردم در هر جامعه، بر روند بهبود یا توسعه بحران بیماری و همه‌گیری ناشی از آن تاثیر دارد. به این صورت که ویژگی‌های روانی، اجتماعی و شخصیتی افراد، و میزان مسئولیت‌پذیری و تعهدی که نسبت به حفظ سلامت و حقوق خود و دیگران دارند تعیین‌کننده رفتار سلامتی جویانه یا مخاطره‌آمیز در جامعه است. در این زمینه، آموزش‌های اجتماع محور و مبتنی بر جامعه بایستی بیش از هر زمان دیگر موردتوجه باشد. با توجه به آنچه گفته شد لازمه ارائه مداخلات سلامتی و اقدامات بهداشتی، برنامه‌ریزی در رویکرد اجتماعی و جامعه محور است. زمانی می‌توان از نتایج شگفت‌انگیز بهبود سلامتی در جوامع بهره‌مند شد که بیماری و محدودیت‌های سالم زیستن به عنوان مسئله اجتماعی تعریف شوند و در ساختار و بافت اجتماعی منحصربه‌فرد، مطالعه گردند.

رضا رضایتمند، راحله سموعی،
دوره 79، شماره 7 - ( مهر 1400 )
چکیده

سردبیر محترم
Salami Publication شامل انتشار دو یا چند مقاله برگرفته از یک مطالعه واحد است. به‌گونه‌ای که یافته‌های مطالعه به‌صورت بخش بخش در مقاله‌های مختلف ارایه می‌شوند. این مقاله‌ها معمولا فرضیه، روش و یافته‌های یکسان یا مشابه دارند و اختلاف‌های واقعی بین آن‌ها آن‌قدر منطقی و کافی نیست که دو اثر، مستقل محسوب شوند.1
نشر Salami به برخی دلایل مهم، با اصول اخلاقی حاکم بر انتشار یافته‌های علمی مخالف است. در این نوع، Publication نتایج ارزشمندی که با ارایه کل یافته‌های یک مطالعه بایستی حاصل شود با ارایه غیرمنسجم و جزء جزء، کم ‌ارزش می‌شود، به حدی که دانشی که پایه تصمیم‌گیری‌های حرفه‌ای و حیاتی است را بهنحو نامطلوبی متاثر می‌کند. به‌عنوان نمونه وقتی یک سری داده، دو بار در فراتحلیل وارد شوند نتایج مرور نظام‌مند را به ‌اشتباه تحت تاثیر قرار می‌دهند.2
چنان‌چه به این موارد وقت و هزینه دفتر مجله، داوران و عوامل آماده‌سازی مقاله تکراری یا مشابه، اضافه شود دلیل مغایرت آن با اصول اخلاقی بیشتر آشکار می‌شود. در این زمینه با اطمینان می‌توان گفت پیامدهای نامطلوب این نوع انتشار، در برابر تنها دستاورد موقت آن‌‌که اختصاصا افزایش غیرمنطقی آثار نویسنده و استفاده غیرمجاز برای ارتقای شخصی است، تاسف‌بار و نکوهیده است. نویسندگانی که آگاهانه قصد نگارش چنین مقاله‌هایی را دارند باید بدانند اگرچه نرم‌افزارها عموما کمتر قادر هستند این مقاله‌ها را به‌دلیل عدم تاکید بر تشابه متنی به‌راحتی شناسایی کنند، ولی در طول زمان همکاران علمی، خوانندگان و پژوهشگران متعهد و آگاه آن‌ها را گزارش می‌کنند.
با این‌حال ذکر این نکته لازم است که همیشه انتشار بخشی از مطالعه تخلف محسوب نمی‌شود. از جمله در مطالعات طولی و اپیدمیولوژی‌های وسیع، زمانی‌که همپوشانی یافته وجود ندارد یا نشر دستورالعمل‌های حرفه‌ای که لازم است به چند زبان مختلف در نشریه‌های گوناگون اطلاع‌رسانی شود و برخی موارد دیگر که با رعایت اصولی انجام می‌شود. این قواعد عبارت‌اند از این‌که فرضیه‌های این مطالعه‌ها بایستی از پیش و نه پس از جمع‌آوری داده‌ها طراحی ‌شده باشند، فرایند جمع‌آوری داده‌ها و معیارهای نویسندگی مشخص باشد، توجیه منطقی و مناسبی درباره ارزش اضافی انتشار مقاله بعدی وجود داشته باشد و این ارزشمندی در مقاله جدید تبیین شود. باید در مقاله دوم به مقاله پیشین اشاره شود و محتوا به‌گونه‌ای نشر یابد که موارد تکراری به‌راحتی از موارد جدید قابل ‌شناسایی باشد. به ‌طوری‌که روی دانش و کاربردهای جدیدی که در مقاله دوم مطرح ‌شده، تاکید شود و این‌که نویسندگان بایستی با مشخصات دقیق اعلام کنند که داده‌های ارایه ‌شده، بخشی از یک مطالعه کامل‌تر می‌باشد. ضمن این‌که باید در نظر داشت تنها اشاره به مقاله‌های پیشین، در فهرست منابع مقاله جدید کفایت‌کننده نیست، بلکه نویسنده مسئول مقاله بایستی نکات مطرح‌شده را به‌طور دقیق انجام داده و در اختیار سردبیر مجله برای ارزیابی توجیه انتشار دست ‌نوشته قرار دهد.
تصمیم نهایی برای انتشار چنین دست‌نوشته‌ای با سردبیر است.1 این در حالی است که متاسفانه برخی نویسندگان با اعمال تغییرات ظاهری و گمراه‌کننده، میزان شباهت یا یکسانی انتشار را کتمان می‌کنند. با این‌ حال در صورت بروز تخلف یا شک‌‌برانگیز بودن آن، مجله بایستی با نویسنده مسئول مکاتبه کند. چنان‌چه توضیح تایید‌شونده‌ای وجود نداشت تصمیم‌گیری بسته به میزان یکسانی و ارتباط داده‌های تکراری، انجام می‌شود. در صورت قطعی شدن تخلف، مقاله منتشر شده Retract و به دانشگاه یا سازمان مربوط اطلاع‌رسانی می‌شود. ضمن این‌که مجله می‌تواند برای مدت معین یا همیشگی از نویسندگان، مقاله نپذیرد. در این خصوص مجله در اقدامی مناسب، کمیته اخلاق دانشگاه را به‌صورت کتبی آگاه می‌نماید.
طبق مفاد راهنمای کشوری اخلاق در انتشار آثار پژوهشی (تبصره 1 از ماده 6-2)، با توجه به پیامدهای نامطلوب نشر Salami برای اعتبار جامعه علمی و نویسندگان آن، این نوع انتشار تخلف محسوب می‌شود.3
در این راستا به نویسندگانی که به این روش برای پیشبرد اهداف می‌اندیشند توصیه می‌شود برای افزایش تعداد انتشارات، اعتبار علمی خود و ارزش موسسه مربوط را خدشه‌دار نکنند و موجب ناامیدی پژوهشگران و بی‌اعتمادی جامعه نشوند. هر حوزه علمی، موضوعات بسیاری را شامل می‌‌شود که نیازمند بررسی از ابعاد و زوایای مختلف است و در صورت تحقیق، یافته‌های ارزشمندی را ارایه می‌نماید.

راحله سموعی،
دوره 80، شماره 8 - ( آبان 1401 )
چکیده

سردبیر محترم
بخش بزرگ جامعه جهانی امروز را سالمندان تشکیل داده‌اند، جمعیت بزرگی که روزگاری پیش‌ازاین گرداننده امور بودند اکنون تعاملات متفاوتی با محیط وزندگی دارند. در این خصوص همچنان که پیچیدگی‌ها و پیشرفت‌های ساختاری و کارکردی جوامع، تفاوت‌های بارزتری را در جمعیت سالخورده موجب می‌شوند، می‌خواهیم بدانیم که این متفاوت شدنی گرفتارکننده یا فرصت‌ساز است و آیا در جامعه اشتیاقی برای تبیین این تجارب متفاوت وجود دارد. باوجود گستردگی دیدگاه‌های مرتبط با سالمند شدن، تبیین مفهوم سالمندی خیلی هم آسان نیست. در این زمینه اولین و آشناترین ویژگی که در خصوص سالمند شدن به ذهن می‌رسد، زمان گذرانده شده است. آنچه ازدست‌رفته تا عدد سن (تقویمی) به‌دست آید و با سوال متداول «چند سال دارید» مشخص می‌شود.1 بااین‌وجود، در یک تحلیل عمیق‌تر و جامع‌تر آشکار می‌شود که به‌جز زمان، شاخص‌ها و ابعاد دیگری نیز در شکل‌دهی به این مفهوم نقش دارند ازجمله بعد «زیست‌شناختی» که به‌تناسب یا عدم تناسب سن تقویمی (میزان گذر سال‌های عمر)، با وضعیت بدنی ارتباط دارد و نشان‌دهنده این است که فرد، جوان‌تر یا مسن‌تر از سن تقویمی‌اش به نظر می‌آید. در این خصوص کیفیت و سبک زندگی ازجمله عوامل مهم تاثیر گذار بر بعد زیست‌شناختی هستند و برای دستیابی به آن، هم پاسخگویی جوامع و هم سرمایه‌گذاری خود افراد مهم است. بعد «روان‌شناختی» از ابعاد دیگر مرتبط با مفهوم سالمندی است و معیار آن باور فردی نسبت به سن خود می‌باشد و با این سوال که آیا فرد به‌اندازه سنش احساس جوانی یا پیری دارد مرتبط است. این بعد، با اثرپذیری از باورها و تجارب شخصی افراد نمایان می‌شود که بر احساس توانمندی و ارزشمندی آن‌ها تاثیرگذار است. به‌جز این ابعاد، بعد «جامعه‌شناختی» نیز در شکل‌گیری مفهوم سالمندی نقش مهمی دارد و با این سنجش مرتبط است که آیا هر فرد متناسب با سن خود زندگی می‌کند. این بعد نیز توسط ساختار جامعه و فرهنگی که فرد در آن زندگی می‌کند شکل می‌گیرد. با توجه به موارد گفته‌شده آنچه در اینجا بارز می‌شود نقش تعیین گرهای مختلف در شکل دادن مفهوم سالمندی است. تعیین گرها و ابعادی که زیرپوشش سن تقویمی تاکنون کمتر موردتوجه قرار گرفته‌اند. در این زمینه باید یادآور شد اگرچه سن تقویمی واقعیتی پذیرفتنی در تبیین مفهوم سالمندی است، بدون در نظر گرفتن ابعاد زیستی، روانی و اجتماعی تعیین‌کننده سالمندی، کافی و مفید نخواهد بود. همچنین توجه به این نکته لازم است که از تعامل این ابعاد با یکدیگر، روابط پیچیده‌تری ایجاد می‌شود که نگرش به سالمندی را برای همیشه می‌تواند با تغییر مواجه کند.
ازجمله کارکردهای مثبت تعیین گرهای زیستی، روانی و اجتماعی سالمند شدن، کاهش نرخ مرگ‌ومیر و افزایش امید به زندگی است.2 از طریق بهبود کیفیت زندگی و امیدواری بیشتر موجب می‌شوند انسان‌ها از نظر بدنی و روانی سالم‌تر باشند، به‌طوری‌که اگرچه سنشان افزایش می‌یابد، بدن جوان‌تری دارند، به این مفهوم که باوجود گذشت سال‌های بیشتری از تولد، همچنان تا رسیدن به زمان پایان زندگی، سال‌های قابل‌توجهی پیش‌رو دارند.1
با توجه به آنچه گفته شد درمی‌یابیم برای رسیدن به مزایای طول عمر بیشتر و سالم‌تر، برنامه‌ریزی درزمینه تعیین‌گرهای زیستی، روانی و اجتماعی مرتبط با سالمندی نیاز است و سالم پیر شدن بایستی خواست و مطالبه هر فرد و جامعه باشد. به این صورت که هر چه جوامع، گروه‌های سنی و افراد آن از پویایی بیشتر و باورهای عمیق‌تر برخوردار باشند از مزایای خوب گذران عمر، بیشتر بهره‌مند می‌شوند و این باور مثبت که اگرچه سال‌هایی را گذرانده‌ایم ولی جوان‌تر زندگی می‌کنیم را در مرکز توجه قرار دهند تصویر بهتری از جمعیت سالمند در کل جامعه جریان می‌یابد.

 
محمد ستاری، راحله سموعی،
دوره 80، شماره 12 - ( اسفند 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: در پاندمی کووید 19 ارایه آموزش‌های مجازی در دانشگاه‌ها ضرورت یافت. در این راستا مطالعه‌ای باهدف پیش‌بینی عملکرد اساتید در ارائه آموزش‌های مجازی در پاندمی کووید 19 برحسب روش‌های حل مسئله و دموگرافیک آن‌ها انجام شد.
روش بررسی: مطالعه توصیفی تحلیلی بر روی 252 تن از اساتید دانشگاه‌های علوم پزشکی ایران از اردیبهشت 1400 تا پایان خرداد 1400 انجام شد. پرسشنامه سنجش عملکرد اعضاء هیئت‌علمی در ارائه آموزش‌های مجازی (89/0=α) و پرسشنامه روش‌های حل مسئله (75/0=α) به‌صورت مجازی اجرا شد و داده‌ها توسط داده‌کاوی تحلیل شد.
یافته‌ها: عوامل مرتبط با رضایت  اساتید از عملکردشان در ارائه آموزش‌های مجازی عبارت بود از «امکان نظارت بر انجام تکالیف درسی»، «برقراری نظم و مقررات»، «تهیه محتوای آموزشی استاندارد»، «استفاده از محتوای چندرسانه‌ای»، «تسلط بر نرم‌افزارها و محتوای چندرسانه‌ای»، «بررسی کیفیت و کمیت یادگیری دانشجویان»، و برخی ویژگی‌های رفتاری اساتید چون «خودتنظیمی، پیگیری، توافق پذیری و واقع‌بینی».
نتیجه‌گیری: عملکرد اساتید در ارائه آموزش‌های مجازی، تحت تاثیر برخی عوامل رفتاری و قابلیت‌های فردی موقعیتی قابل‌تغییر است.

 


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb