15 نتیجه برای سید مهدی
سید مهدی عبدالله زاده، مصطفی جعفری،
دوره 63، شماره 2 - ( 2-1384 )
چکیده
مقدمه: کمر درد یکی از شایعترین مشکلات دنیای امروز است که باعث اختلال در انجام کار روزانه و صرف هزینه زیاد می شود. کمر درد دومین علت مراجعه به مرکز پزشکی بوده و گاه تا 80% از جمعیت را در بر میگیرد. اکثر محققین این عارضه را با نوع حرفه افراد در ارتباط میدانند. یک دسته از این افراد، رانندگان وسایل نقلیه بخصوص نقلیه سنگین میباشند. ، این بررسی توزیع کمر درد را در دو گروه راننده و غیرراننده شرکت واحد اتوبوسرانی مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است.
مواد و روشها: در این مطالعه Cross-Sectional و آیندهنگر که در سال 1380 انجام شد 240 نفر مورد بررسی قرارگرفتند که 125 نفر راننده و 115 نفر غیر راننده بودند.
یافتهها و نتیجهگیری: 4/70% از رانندهها و 1/73% از غیر رانندهها بیشتر از 30 سال سن داشتند. 74% رانندهها سابقه کمر داشتند که در غیر رانندهها 55% بود، توزیع فراوانی انجام ورزش در رانندهها 27% و در غیر رانندهها 34% بود. 62% از رانندهها و 46% از غیر رانندهها سابقه مصرف سیگار داشتند 2/43% راننده ها، 20-10 سال و 36% بیش از 20 سال سابقه کار داشتند، در گروه غیر رانندهها این نتایج به ترتیب 7/41% و 5/30% بود. در این مطالعه، ارتباط بین شغل رانندگی و کمر درد براساس آزمون X2 معنی دار بود (P<0.05).
مجتبی سالاریفر، سید مهدی کاظمینی، علی محمد حاجی زینلی،
دوره 65، شماره 1 - ( 12-1386 )
چکیده
بیماری زودرس عروق کرونر شیوع فامیلی دارد. در این مطالعه شیوع بیماری کرونری و ریسکفاکتورهای مرتبط با آن در بستگان درجه اول بیماران با سابقه بیماری زودرس کرونر بررسی گردید.
روش بررسی: هفتصد فرد سالم و بدون علامت با تاریخچه بیماری زودرس عروق کرونر در یکی از بستگان درجه اول بررسی شدند و ریسکفاکتورهای قلبی عروقی شامل دیابت، مصرف سیگار، پرفشاری خون، کلسترول، LDL و TG بالا و HDL پایین در آنان مورد بررسی قرار گرفت. تستهای غیرتهاجمی شامل نوار قلب، اکوکاردیوگرافی تست ورزش و اسکن پرفیوژن میوکارد برای پیدا کردن موارد بیماری کرونر انجام شد. کسانیکه اسکن پرفیوژن میوکارد مثبت داشتند، تحت آنژیوگرافی کرونر قرار گرفتند.
یافتهها: متوسط سن 2/35 (65-15 سال) بود. دیابت در 3/5%، مصرف سیگار در 7/14%، پرفشاری خون در 6/20%، کلسترول بالاتر از mg/dl 200 در 9/39%، TG بالاتر از mg/dl 150 در 6/58%، LDL بالاتر از mg/dl 130 در 38%، HDL پایینتر از mg/dl 40 در 6/32%، تغییرات نوار قلب در 4/6% و یافتههای ایسکمیک در اکو در 3% افراد مشاهده شد. تست ورزش در 3/7% و اسکن پرفیوژن میوکارد در1/2% مثبت گردید. آنژیوگرافی کرونر نشاندهنده تنگی لومن به میزان 50 تا 70% در هشت بیمار (1/1%) و بیشتر از 70% در چهار بیمار (6/0%) بود.
نتیجهگیری: کلسترول، تری گلیسیرید و LDL بالا و نیز HDL پایین در افراد مورد مطالعه دیده شد. بررسی ریسکفاکتورها در همه بستگان درجه اول بیماران با بیماری زودرس عروق کرونر توصیه میشود. تستهای غیرتهاجمی بهعلت موارد مثبت واقعی کم در کل جمعیت توصیه نمیشوند. در افراد مسنتر از 40 سال بخصوص در مردان و در افراد دیابتی اینگونه تستها ممکن است مفید باشد.
بدرالسادات راجی، سید مهدی جلالی، محمد علی نویان اشرف، مسعود شریفی، حمیرا پیروی سرشکه،
دوره 65، شماره 9 - ( 9-1386 )
چکیده
طب سوزنی یک از روشهای موثر درمان درد در شرایط مختلف است، اما تاکنون تاثیر آن بر درد پس از عمل جراحی ترمیم فتق اینگوینال بررسی نشده است. هدف از انجام این مطالعه بررسی اثربخشی طب سوزنی در کاهش درد پس از این جراحی میباشد.
روش بررسی: در یک کارآزمایی آیندهنگر دوسوکور با کنترل توسط دارونما، 60 مرد 30 تا 60 ساله با وضعیت فیزیکی معادل ΙΙ و ASA Ι که کاندید عمل جراحی انتخابی ترمیم فتق اینگوینال تحت بیهوشی عمومی در بیمارستان امام خمینی بودند، وارد شدند. همه بیماران به روش کاملا مشابه بیهوش و عمل جراحی شدند. بعد از اتمام عمل و بستن زخم، درحالیکه هنوز بیهوشی ادامه داشت، بیماران بهصورت تصادفی در گروه طب سوزنی (با تحریک نقاط GV.2، GV.4 و Sp.6 توسط سوزنهای استریل مخصوص طب سوزنی) یا گروه کنترل (بدون تحریک توسط طب سوزنی)، قرار میگرفتند. سپس بیهوشی خاتمه داده میشد. در شش ساعت اول پس از عمل شدت درد هر ساعت سنجیده میشد. در صورت درخواست بیمار یا در صورت نیاز به بیمار mg25 پتیدین تزریق میشد. شدت درد و میزان مصرف کل پتیدین بین دو گروه مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: بین میانگین سن اختلاف معنیداری وجود نداشت. اما شدت درد در ساعات دو تا پنجم در گروه طب سوزنی به میزان معنیداری از گروه کنترل کمتر بود. همچنین مصرف پتیدین در شش ساعت اول پس از عمل در گروه طب سوزنی بهمیزان معنیداری از گروه کنترل کمتر بود (07/12±5/7 در برابر 91/12±65 گرم، 0001/0p=).
نتیجهگیری: استفاده از طبسوزنی در بیمارانیکه تحت عمل جراحی ترمیم فتق اینگوینال قرار میگیرند بهمیزان معنیداری با کاهش شدت درد پس از عمل در ساعات دوم تا پنجم همراه است و با توجه بهاینکه استفاده از طب سوزنی در درمان درد حاد و مزمن کاربرد گستردهای داشته و با عارضه خاصی همراه نیست استفاده از آن برای تمام بیماران توصیه میشود.
یدالله رضایی، علیرضا رحیمنیا، سید مهدی میرمحمد، کاووس وزیری، فرهاد فخر جهانی،
دوره 65، شماره 9 - ( 9-1386 )
چکیده
زانو از شایعترین مفاصلی است که دچار آسیب میشود. هدف از این مطالعه تشخیص ضایعات وارده به عناصر داخلی مفصل زانو بهروش MRI و مقایسه آن با آرتروسکوپی میباشد.
روش بررسی: مطالعه از اردیبهشت 83 تا شهریور 85 بر روی 90 بیمار صورت گرفت که بهدلیل ضایعات عناصر داخل زانو در بخش ارتوپدی بیمارستان بقیهالله بستری بودند. پس از انجام MRI و گزارش آن توسط یک رادیولوژیست مجرب، بیماران تحت آرتروسکوپی قرار میگرفتند.
یافتهها: از 90 بیمار، 81 مورد مرد و 9 بیمار زن بودند. میانگین سنی بیماران 6/31 سال (با دامنه 71-17) بود. در 4/42% از بیمارانیکه در MRI، لیگمان متقاطع قدامی آنها سالم گزارش شده بود، در آرتروسکوپی پاره گزارش شد. میزان حساسیت MRI در گزارش وضعیت لیگمان متقاطع قدامی در مقایسه با آرتروسکوپی 73% و میزان اختصاصیت آن 7/77% بود. در 3/1% از کسانیکه در MRI، لیگمان متقاطع خلفی سالم داشتند، در آرتروسکوپی پاره گزارش شد. در گزارش منیسک خارجی باز میان گزارش MRI و آرتروسکوپی تفاوت وجود داشت (حساسیت 40% و اختصاصیت 94%). 1/9% بیمارانیکه در MRI، منیسک سالم داشتند، در آرتروسکوپی منیسک پاره گزارش شد (حساسیت 70% و اختصاصیت 98%).
نتیجهگیری: با توجه به اختلاف بین گزارش MRI و آرتروسکوپی در مورد عناصر داخلی مفصل زانو و تصمیمگیری در خصوص پیامد بیماری و اقدام درمانی بهصرف تکیه بر MRI مقدور نمیباشد. تنها باید از MRI بهعنوان یک ابزار کمکی استفاده نمود.
محسن محمدی، علی میرجلیلی، غلام رضا حبیبی، شیرزاد فلاحی، عبدالفتاح صراف نژاد، افشار اعتمادی، سید مهدی بوترابی،
دوره 67، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: آنتیبادیهای علیه dsDNA بهصورت فراوان در سرم بیماران لوپوس اریتماتوس سیستمیک وجود دارد امروزه کیتهای تجاری الایزا از DNAها و اتصالگرهای مختلف DNA برای جداسازی آنها استفاده میکنند. این مطالعه بهمنظور ارزیابی دو منبع مختلف DNA و نیز دو نوع ماده اتصالگر مختلف DNA در سنجش الایزا صورت گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه DNA اشریشیا کلی (25922ATCC) و تیموس گوساله را با درجه خلوص بالا استخراج گردید و بهعنوان آنتیژن جهت کوتینگ و از دو ماده پلی-ال-لیزین و Methylated- BSA جهت پیش کوتینگ مورد استفاده و ارزیابی قرار گرفتند. جهت تعیین حساسیت و ویژگی از نمونههای سرمی از بیماران لوپوس اریتماتوس سیستمیک و افراد سالم اهدا کننده خون در مقایسه با تست ایمنوفلورسانس (IF) و کیت تجاری استفاده گردید با استفاده از نرمافزار SPSS ویراست 15 و آزمون McNemar بهمنظور تجزیه و تحلیل دادهها استفاده گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که Methylated- BSA واکنش غیر اختصاصی بسیار کمتری نسبت به پلی-ال-لیزین دارد همچنین حساسیت و ویژگی الایزا با DNA تیموس گوساله در مقایسه با تست ایمنوفلورسنس (IF) و کیت تجاری الایزا بهترتیب 80%، 88% و 100%، 98% بهدست آمد و الایزا با DNA اشریشیا کلی در مقایسه با تست ایمنوفلورسنس (IF) و کیت تجاری الایزا بهترتیب 73%، 69%، 85% و 79% بهدست آمد.
نتیجهگیری: DNA تیموس گوساله بالقوه منبع آنتیژن مفیدی جهت جداسازی آنتیبادیهای علیه dsDNA توسط آزمون الایزا است. همچنین استفاده از Methylated- BSA میتواند نقش موثری در کاهش واکنشهای غیراختصاصی نسبت به پلی- ال- لیزین داشته باشد.
علیرضا پرتوآذر، محمود قاضی خوانساری، محمدحسن عابدی، مهدی کاویانی، سید مهدی نوراشرفالدین، مجیدرضا بصیری، مریم طالبی،
دوره 67، شماره 3 - ( 3-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: پیشگیری از بروز سرطان همچون
تشخیص و درمان سرطان از اهمیت ویژهایی برخوردار میباشد. از آنجاییکه برخی از ترکیبات شیمیایی مورد استفاده در آزمایشگاههای
پزشکی قانونی مانند بنزن، گزیلول و فرمالدئید جهشزا و سرطانزا بوده و پرسنل
آزمایشگاهی که با این ترکیبات برای طولانیمدت کار میکنند ممکن است در ریسک
ابتلاء به سرطان قرار داشته باشند لذا در این مطالعه آزمایشاتی که شرایط جهشزا
بودن محیط را نشان دهد مدنظر قرار گرفت.
روشبررسی: در اینتحقیق 57 نمونه ادرار عصارهگیریشده پرسنل
آزمایشگاههای پزشکیقانونی تهران بهوسیله ستون C18 از طریق سوشهای استاندارد TA100
و TA98
آزمون Ames، مورد آزمایش قرار گرفتند.
برای هر نمونه از دو روش آزمایش همراه و بدون سیستم فعالکننده متابولیسم استفاده
گردید تا مواد جهشزا و پیشجهشزا (پرو موتازن) شناسایی گردند.
یافتهها: نتایجمثبت
جهشزایی در بین نمونههایمورد آزمایش در یک مورد در روش بدون استفاده از سیستم
فعالکننده متابولیسم با استفاده از سوشهای TA98 و دو مورد در روش همراه با سیستم
فعالکننده متابولیسم و در مجاورت سوشهای TA98 متعلق به پرسنل آزمایشگاه
پاتولوژی مشاهده گردید. این دو فرد در طول هفته و ساعاتطولانی در این بخش مشغول
بهکار بودند.
نتیجهگیری: با توجهبه نتایج مثبت آزمون جهشزایی در این سری از آزمایشات
میتوان گفت که ریسک آسیب ژنتیکی از قبیل ابتلاء به سرطان در بخش پاتولوژی
آزمایشگاه پاتولوژی پزشکی قانونی محتمل بوده و باید تمهیدات لازم مدنظر قرارگیرد. نتیجه
مثبت کاذب با توجه بهعدم حضور عوامل مداخلهگر در کیسهای مطرحه بهاحتمال بسیار
زیاد منتفی میباشد.
علی اصغر علوی، سید مهدی جلالی، علی حاجی مبینی، حمیرا پیروی سرشکه،
دوره 67، شماره 7 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: توراکوتومی استاندارد بهعلت بریده شدن عضلات بزرگ جدار قفسه سینه سبب ایجاد درد و اختلال در مکانیسم تنفسی میشود. برای احتراز از این مسئله توراکوتومی خلفی- جانبی با حفظ عضلات پیشنهاد شده است. این مطالعه برای مقایسه توراکوتومی خلفی جانبی با حفظ عضلات سراتوس قدامی و لاتیسموس دورسی با روشتوراکوتومی استاندارد طراحیشد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی بیمارانیکه کاندید توراکوتومی الکتیو بودند بهطور تصادفی بهدو گروه مساوی توراکوتومی با حفظ عضلات (روشجدید) و توراکوتومیاستاندارد (شاهد) تقسیمشدند و متغیرها شامل مدت زمان لازم برای باز کردن و بستن قفسهسینه- درد- میزان مصرف نارکوتیک- پیدایش سروما و مدت زمان بستری و نیز محدوده حرکات شانه (فلکسیون- اکستنسیون- ابداکسیون و روتاسیون داخلی) و عملکرد ریوی (FVC, FEV1 و VC)، قبل و هفت روز پساز عمل اندازهگیری شدند.
یافتهها: 60 بیمار (42 مرد) وارد مطالعه شدند که تفاوت معنیداری بین توزیع سنیو جنسی بیماران در دو گروه وجود نداشت. متوسط زمان باز کردن قفسهسینه در گروه روش جدید از گروه شاهد بالاتر بود. در مقابل مدت زمان بستن محل عمل کمتر بود. همچنین FVC پس از عمل و محدوده حرکات شانه در گروه روش جدید از گروه شاهد بالاتر و درد گروه روش جدید کمتر بود در حالیکه بین دو گروه تفاوت معنیداری از نظر مصرف داروهای نارکوتیک و مدت زمان بستری در بیمارستان وجود نداشت. در گروه توراکوتومی با حفظ عضلات در 13% بیماران (چهار بیمار) پساز عمل سروما پدید آمد.
نتیجهگیری: روش توراکوتومی با حفظ عضلات میتواند بهعنوان یک جایگزین مناسب برای توراکوتومی استاندارد در موارد الکتیو استفاده شود.
حمید قادری، کورش شمیمی، فریدون معظمی، سیدحسن امامی رضوی، علی امینیان، سید مهدی جلالی، رضا افغانی، مرتضی نوع پرست، سید حبیب اله دشتی، سعید صفری، علیرضا احمدوند، سیده عادله میرجعفری دریاسری، فاطمه السادات نعیمی،
دوره 68، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: با توجه به شیوع آپاندیسیت در دومین و سومین دهه عمر،
زخم آن از نظر مسائل زیبایی حائز اهمیت میباشد، اسکار بعد از جراحی عامل مهمی جهت
رضایت بعد از عمل بیماران میباشد از طرفی آموزش قدیمی در مورد بستن زخمهای
آپاندیسیت تاکیدی بر بستن زخمها بهروش مجزا (Separate) دارد.
روش
بررسی: از فروردین 1386 الی فروردین 1387 از 321 بیمار
مراجعهکننده به اورژانس جراحی بیمارستان امام خمینی (ره) تهران که کاندید جراحی آپاندکتومی بودند، 278
(6/86%) بیمار دارای آپاندیسیت بدون عارضه بودند که به یک
کارآزمایی بالینی وارد شدند. همه بیماران بهروش مشابهی تحت بیهوشی و جراحی قرار
گرفتند و تصادفی در دو گروه بستن زخم بهروش بخیههای Interrupted 139n= و بستن زخم بهروش بخیه سابکوتیکولر Subcuticular 139n= قرار گرفتند. بیماران بهمدت چهار
هفته از نظر وجود علایم عفونت و وجود ترشح چرکی از محل زخم، وجود درد در محل زخم،
وجود گرمی در محل عمل، وجود تورم یا اریتم در محل تحت پیگیری قرار گرفتند.
یافتهها: بین میانگین سن و جنس در بیماران دو گروه اختلاف معنیداری
مشاهده نشد. بین فراوانی بروز عوارض محل زخم نیز در بین دو گروه اختلاف معنیداری
وجود نداشت. پنج مورد در گروه بخیههای interrupted و هشت مورد در گروه
بخیه subcuticular،.
نتیجهگیری: بستن
زخم بهروش subcuticular شانس عوارض زخم را افزایش نمیدهد
و با توجه به نتایج زیبایی بهتر بخیههای subcuticular، بهنظر میرسد این روش در ترمیم زخم
آپاندکتومی بدون عارضه روش ارجح میباشد.
سید محمد صادقی، سید احمد سید مهدی، مهناز نریمانی زمان آبادی، سید عباس صادقی،
دوره 68، شماره 12 - ( 12-1389 )
چکیده
800x600 Normal
0
زمینه
و هدف: اعمال
جراحی سینوس در زمینه گوش، حلق و بینی معمولاً همراه با خونریزی هستند که میتوانند
سبب اختلالات همودینامیک شوند. هدف از مطالعه حاضر بررسی تغییرات همودینامیک ناشی
از مصرف رمیفنتانیل بهعلاوه ایزوفلوران در قیاس با رمیفنتانیل بهعلاوه
پروپوفول در بیماران جراحی اندوسکوپیک سینوس میباشد.
روش بررسی: در یک
بررسی مداخلهای از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی، 96 بیمار در دو گروه ایزوفلوران
(با دوز MAC2/1) بهعلاوه رمیفنتانیل (44 نفر، A) و
پروپوفول (µg/kgmin100) بهعلاوه رمیفنتانیل (52 نفر، B) قرار
گرفتند. دوز رمیفنتانیل در گروهها ثابت و برابر µg/kg/min1/0
بود، ml500 سرم ایزوتونیک به گروهها تجویز شد، پرهمد
و روش القاء در گروهها مشابه بود. متغیرها شامل سن، جنسیت، BMI،
میزان خونریزی حین عمل، فشار خون سیستولیک/دیاستولیک، تعداد نبض و فشار متوسط
شریانی بودند.
یافتهها: 22 نفر در گروه A و 23 نفر در
گروه B مذکر بودند، میانگین سنی بیماران، میانگین BMI،
میزان خونریزی، میانگین پارامترهای فشارخون سیستولیک (قبل، 30 دقیقه بعد از
مداخله)، دیاستولیک (قبل، 60 دقیقه بعد از مداخله)، تعداد نبض (قبل، 30، 60 دقیقه
بعد از مداخله)، فشار متوسط شریانی (قبل، 60 دقیقه بعد از مداخله) در بیماران دو
گروه همسان بود (05/0p>). میانگین فشارخون متوسط شریانی (027/0p=) و
میانگین فشارخون دیاستولیک (011/0p=)، 30 دقیقه
پس از مداخله در گروهها اختلاف آماری معنیداری داشت.
نتیجهگیری: بر اساس مطالعه حاضر و مقایسه با سایر مطالعات، استنباط
میشود که استفاده از ترکیب ایزوفلوران بهعلاوه رمیفنتانیل میتواند کمک بیشتری
به حفظ ثبات همودینامیک بنماید.
سلوا سادات مصطفوی ده رئیسی، سید مهدی سادات، فاطمه داوری تنها، محمدرضا آقاصادقی، مهدی صفرپور، پریناز عباسی رنجبر، احمد ابراهیمی،
دوره 72، شماره 8 - ( آبان 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: لیومیومهای رحمی شایعترین تومور خوشخیم رحمی در زنان میباشد که تقریبا 40-20 درصد زنان در سن باروری به این بیماری مبتلا میباشند. استروژن نقش مهمی در پاتوژنز لیومیوما ایفا میکند. از جمله ژنهای درگیر در بیوسنتز استروژن گلوتاتیون S- ترانسفراز میباشد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط میان پلیمورفیسم GSTP1 Ile105Val و خطر ابتلا به لیومیوم رحمی در جمعیت ایرانی بود.
روش بررسی: این مطالعه مورد- شاهدی از آبان 1391 تا شهریور 1392 روی 50 زن مبتلا به لیومیوم رحمی و 50 زن سالم در انستیتو پاستور ایران انجام گرفت. مولکول DNA ژنومیک این افراد از لکوسیتهای خون محیطی بهروش استاندارد فنل- کلروفرم استخراج شد. پس از استخراج DNA، پلیمورفیسم GSTP1 Ile105Val بهوسیله تکنیک Amplification Refractory Mutation System Polymerase Chain Reaction (ARMS-PCR) تعیین ژنوتیپ گردیدند. بررسی ارتباط میان پلیمورفیسم ایزولوسین/والین و شانس ابتلا به بیماری بهکمک نرمافزار SPSS ویراست 18 انجام شد.
یافتهها: آنالیز دادههای به دست آمده در مورد پلیمورفیسم GSTP1 Ile105Val نشان داد که وجود اختلاف معنادار در فراوانی ژنوتیپی در دو گروه مورد و شاهد بود (0001/0P<). بر مبنای نتایج بهدست آمده حضور آلل والین شانس ابتلا به میوم رحمی در حاملین این الل را در مقایسه با افراد غیرحامل بهطور تقریبی به میزان سه برابر افزایش میداد. 34/3 ((15/6-82/1)CI:، 34/3OR:) برابر بود.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از مطالعه نشان دادکه پلیمورفیسم GSTP1 Ile105Val با خطر ابتلا به بیماری لیومیوم رحمی در جمعیت ایران ارتباط دارد. اگرچه انجام مطالعات بیشتر با حجم نمونه بالاتر در سایر جمعیتها و قومیتها به منظور تایید نتایج حاصل در این تحقیق ضروری است.
سلوا سادات مصطفوی ده رئیسی، سید مهدی سادات، فاطمه داوری تنها، محمدرضا آقاصادقی، گلناز بهرامعلی، مهدی صفرپور، احمد ابراهیمی،
دوره 72، شماره 10 - ( دی 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: میومهای رحمی شایعترین تومورهای جامد لگنی در زنان هستند که تقریبا 25% زنان در سنین باروری به این بیماری مبتلا میباشند. آنزیم گلوتاتیون S- ترانسفراز در فرآیند حفاظت سلولی نقش داشته که نقص در آن میتواند با خطر ابتلا به بیماری در ارتباط باشد. بنابراین در پژوهش حاضر به بررسی نقش پلیمورفیسمهای شایع ژن گلوتاتیون S- ترانسفراز (GSTT1, GSTM1) در استعداد ابتلا به میوم رحمی در جمعیت ایرانی پرداخته شد.
روش بررسی: مطالعه مورد- شاهدی حاضر از آبان ماه 1391 تا شهریور 1392 بر روی 50 زن مبتلا به میوم رحمی و 50 زن سالم در انستیتو پاستور ایران انجام گرفت. DNA ژنومیک از لکوسیتهای خون محیطی به روش Salting out استخراج شد. پلیمورفیسمهای GSTT1 و GSTM1 بهوسیله تکنیک Gap-polymerase chain reaction (gap-PCR) ژنوتیپ شدند.
یافتهها: در این مطالعه افراد مبتلا به میوم رحمی با دامنه سنی 49-16 سال و افراد سالم با دامنه سنی 39-20 سال مورد بررسی قرار گرفتند. یافتههای بهدست آمده نشان داد فراوانی ژنوتیپهای null GSTT1 و GSTM1 در بین گروه بیمار بیشتر از گروه سالم بود. (به ترتیب (8/10-4/1CI:، 009/0P=) و (37/9-35/1CI:، 01/0P=)). از سوی دیگر خطر ابتلا به میوم رحمی در افراد دارای ژنوتیپ null ترکیبی GSTT1/M1 در مقایسه با سایر افراد بیشتر بود (41/167-20/2CI:، 007/0P=).
نتیجهگیری: در این مطالعه، بین پلیمورفیسمهای ژن GSTT1 و GSTM1 و بروز بیماری میوم رحمی ارتباط معناداری مشاهده گردید. اگرچه انجام مطالعات با حجم نمونه بالاتر در سایر جمعیتها و قومیتها به منظور تایید نتایج حاصل در این پژوهش پیشنهاد میگردد.
حمیدرضا همتی، سید مهدی سادات هاشمی، راهب قربانی، تورج جعفری،
دوره 72، شماره 12 - ( اسفند 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از روشهای شایع درمان فتق اینگوینال ترمیم با پروتز به روش Lichtenstein میباشد. برای جلوگیری از تولید و یا تخلیه سریع سروما، برخی جراحان موافق تعبیه درن مکشی بسته و برخی دیگر با آن موافق نیستند.
روش بررسی: در یک مطالعه کارآزمایی بالینی، 42 بیمار کاندید ترمیم فتق اینگوینال به روش Lichtenstein در بیمارستان امیرالمومنین (ع) سمنان از بهمن 1389 تا اسفند 1390، بهطور تصادفی به دو گروه با و بدون استفاده از درن ساکشن بسته تقسیم شدند. بیماران 24 ساعت، 7-4 روز و 15-10 روز پس از عمل از نظر تشکیل سروما، هماتوم و عفونت زخم ویزیت شدند.
یافتهها: 24 ساعت و نیز 7-4 روز پس از عمل، سروما، هماتوما و عفونت زخم در هیچ یک از دو گروه مشاهده نشد. تنها 15-10 روز پس از عمل یک مورد عفونت زخم در گروه با درن مشاهده گردید (99/0=P).
نتیجهگیری: برای جلوگیری از ایجاد عوارض درن، مصرف بیرویه آنتیبیوتیک، افزایش مدت بستری ، بهتر است در این نوع جراحی از درن استفاده نشود.
محمد آقازاده امیری، مژگان الوندی، سید محمد ناصر هاشمیان، سید مهدی طباطبایی،
دوره 73، شماره 4 - ( تیر 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: قوز قرنیه (Keratoconus) یک بیماری تحلیل رونده قرنیه چشم است که در آن قرنیه نازک شده و شکل آن به صورت برآمده و مخروطی تغییر میکند که در نهایت سبب کاهش وضوح بینایی میشود. این مطالعه با هدف مقایسهی سلولهای اندوتلیوم قرنیه از نظر تراکم، تغییر شکل و تغییر در اندازه سلولها در مبتلایان به قوز قرنیه و افراد سالم انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد- شاهدی، در پاییز و زمستان سال 1392 در بیمارستان چشم پزشکی فارابی تهران انجام شد. 26 چشم مبتلا به قوز قرنیهی خفیف تا متوسط، بدون سابقهی استفاده از لنزهای تماسی و یا جراحی چشمی با 25 چشم سالم بهعنوان گروه کنترل که بر اساس یافتههای توپوگرافی قدرت قرنیهی آنها کمتر از 2/47 دیوپتر بود، از نظر تصاویر Specular microscopy در پنج ناحیه از قرنیه، با استفاده ازN SP-2000P Specular Microscope (Topcon Corp., Tokyo, Japan) مقایسه شدند.
یافتهها: تراکم سلولی در ناحیه فوقانی قرنیه در دو گروه مورد و کنترل بیشترین مقدار را داشت (0005/0P<). ولی اثر متقابل گروه (بیمار یا سالم بودن) بر تراکم سلولی (96/0P=) و ضریب تغییرات اندازهی سلولها (828/0P=) معنادار نبود. همچنین در افراد مبتلا به قوز قرنیه، تغییر شکل سلولی تنها در هفت چشم در گروه مورد و در شش چشم در گروه کنترل دیده شد.
نتیجهگیری: بیماری قوز قرنیه در مراحل خفیف و متوسط تاثیری بر تراکم سلولی، تغییر شکل سلولی و تغییر در اندازهی سلولهای اندوتلیوم نداشته و خطر کدورت قرنیه در جراحیهای داخل چشمی و برخی بیماریها در این بیماران همانند افراد سالم میباشد.
مارال بنیهاشمی تورشیزی، سید مهدی طبایی، مینا سادات نادری، سعید حسامی تکلو،
دوره 79، شماره 10 - ( دی 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پوست از نظر ابتلا در بین همه تومورها شایعتر بوده است. ملانوم نوع کمتر شایعی از سرطان پوست و کشندهترین سرطان پوست است. مصرف ویتامین A در پیشگیری و درمان سرطان پوست توصیه میشود. لیزر بهعنوان ابزاری برای درمان بسیاری از ضایعات پوستی استفاده میشود. در این مطالعه تاثیر تابش لیزر کمتوان به همراه ویتامین A بر فاکتورهای سلولی سلولهای ملانومای پوستی مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: مطالعه آزمایشگاهی مداخلهای و در محیط In vitro آزمایشگاه کشت سلولی سازمان جهاد دانشگاهی علوم پزشکی تهران از تیر 1399 تا تیر 1400 انجام شد. پس از تهیه و کشت سلولهای رده A375، تیمارهای ویتامین A با غلظتهای مختلف و لیزر کمتوان با دوزهای انرژی مختلف بر روی سلولها انجام شد. مطالعه همزمان این تیمارها نیز در از بین بردن سلولهای سرطانی ملانوم پوستی انجام شد. با روش تست MTT و فلوسایتومتری بهترتیب میزان زندهمانایی و اپپتوز در اثر این تیمارها بررسی شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که لیزر کمتوان با دوزهای دو و J/cm2 5 و ویتامین A با غلظت µmol 50 کمترین زندهمانایی و بیشترین القای اپپتوز را سبب میشود (01/0P<). همچنین نتایج حاصل از تست همزمان لیزر کمتوان و ویتامین A، کاهش بیشتری در زندهمانایی سلولهای ملانوم پوستی و مقدار بیشتر اپپتوز را نشان میداد.
نتیجهگیری: کاهش بیشتر زندهمانایی سلولهای سرطانی تحت تاثیر ویتامین A و نور لیزر کمتوان میتواند رویکرد جدیدی را در درمان سلولهای سرطانی باعث شود.
زکیه واحدیان اردکانی، مهران زارعی قنواتی، حمید ریاضی اصفهانی، سید مهدی طباطبائی، محمد رضا مهرابی بهار، صادق غفاریان، احمد معصومی،
دوره 83، شماره 1 - ( فروردین 1404 )
چکیده
هوش مصنوعی بهعنوان ابزاری تحولآفرین در حوزه مراقبتهای بهداشتی شناخته شده است و چشمپزشکی به دلیل وجود تصویربرداریهای متنوع یکی از پیشروترین رشتهها در بهرهگیری از این فناوری محسوب میشود. در میان بیماریهای چشمی، گلوکوم بهدلیل ماهیت مزمن و پیشرونده و نیز نیاز به ارزیابیهای ساختاری و عملکردی پیچیده، بستری مناسب برای توسعه و بهکارگیری ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی فراهم کرده است. در این مقاله مروری، جدیدترین کاربردهای هوش مصنوعی در حوزه گلوکوم با تمرکز بر جنبههای تشخیص، پایش روند پیشرفت بیماری، و کمک به تصمیمگیریهای بالینی بررسی شده است. الگوریتمهای مبتنی بر یادگیری ماشین و یادگیری عمیق توانستهاند با دقت بالایی دادههای حاصل از تصویربرداری فوندوس، Optical Coherence و آزمونهای میدان بینایی را تحلیل کرده و تغییرات مرتبط با گلوکوم را تشخیص دهند. این فناوریها علاوهبر افزایش دقت تشخیص، میتوانند ابزارهایی موثر برای غربالگری در مقیاس وسیع، بهویژه در مناطق با دسترسی محدود به متخصصان چشمپزشکی باشند. همچنین، استفاده از مدلهای هوش مصنوعی در ردیابی تغییرات تدریجی ساختاری یا عملکردی چشم، امکان پیشبینی خطر پیشرفت بیماری و شخصیسازی برنامه درمانی را فراهم میسازد. با وجود این پیشرفتها، چالشهایی همچون عدمتعمیمپذیری مدلها به جمعیتها و دستگاههای مختلف، کمبود دادههای با کیفیت و قابلاعتماد و عدمشفافیت در فرآیند تصمیمگیری الگوریتمها (پدیده جعبه سیاه) همچنان مانع از پذیرش گسترده این فناوری در عمل بالینی شدهاند. این مقاله با مرور انتقادی بر دستاوردها و محدودیتهای فعلی، مسیرهایی برای تحقیقات آینده و اجرای موثر و اخلاقمدار هوش مصنوعی در مراقبت از بیماران مبتلابه گلوکوم پیشنهاد میدهد.