17 نتیجه برای شهباز
احمد شهبازفر،
دوره 36، شماره 7 - ( 1-1359 )
چکیده
بطور کلی در اثر جراحی تغییراتی در پارامترهای خون پدید می آید. این تغییرات مشابه واکنش های فیزیولژیک بدن و در مقابل استرس است. شدت تغییرات بستگی نسبی به سن بیماران جراحی دارد. همچنین نوع عمل جراحی و مدت آن واکنش بدن را تحت تاثیر قرار می دهد.آماده کردن بیمار و وضع عمومی او فاکتور مؤثر است.همچنین نحوه سوخت و ساز بدن بیماران، وضعیت آندوکرینی و سیستم نباتی دفع مایعات و پارامترها را تحت تاثیر قرار می دهد، بعلاوه دفع مایعات بستگی مستقیمی با مصرف مایعات تزریقی و غیر تزریقی دارد.
احمد شهبازفر،
دوره 38، شماره 1 - ( 1-1361 )
چکیده
در 22 مورد بیماران مبتلا به دیابت شیرین و 17 غیر دیابتی مقدار HbA1 تعیین گردید. روش آزمایش بر مبنای کروماتوگرافی ستونی ودر خون کامل محتوی EDTA با نتایج زیر بوده است:مقدار HbA1 در تمام بیماران مبتلا به دیابت شیرین افزایش داشته و این افزایش در زیر گروههای مختلف بیماران دیابتی متناسب با مقدار متوسط قند خون و بطور متوسط دو برابر مقدار HbA1 در افراد غیر دیابتی بوده است.آزمایش بعدی که بررسی تاثیر پیر شدن گویچه ها در خون کامل محتوی EDTA بود نمونه هائی با غلظت های متفاوت هموگلوبین تهیه و در حرارت اطاق آزمایشگاه و حرارت یخچال نگهداری و در روزهای پی در پی تعیین مقدار گردید و نشان داد که بعد از 7 تا 9 رو تغییراتی بوجود می آید که نتیجه آن افزایش تدریجی HbA1 در نمونه هائی است که در حرارت آزمایشگاه نگهداری شده است بطوریکه در روز 19 آزمایش مقدار HbA1 در این نمونه به 3 برابر مقدار آن در نمونه های نگهداری شده در یخچال می رسد.دقت آزمایشی در غلظت های مختلف HbA1 انحراف معیاری برابر با 364/0 داشته است.
مهری کدخدایی، عباس پوستی، فاطمه شهبازی، هوشنگ فرمند، معصومه جرجانی،
دوره 57، شماره 3 - ( 3-1378 )
چکیده
اینداکرینون، یک ماده دیورتیک می باشد که علاوه بر اثر دیورتیکی دارای اثراتی از قبیل اوریکوزوریک، کال اورتیک، سالی اوریک و ناتریورتیک نیز می باشد. در مطالعه اخیر به صورت in vitro، پس از آماده کردن بافت مورد نظر (قطعه ای از ژژونوم)، مقادیر 6-^10×8.2 M و 5-^10×2.7 M و 5-^10×8.2 M و 4-^10×2.7 M از اینداکرینون بر روی عضله موثر بوده سبب شل شدن عضله می گردد. این اثر وابسته به میزان دارو بوده و در میزان 5-^10×8.2 M درصد مهار انقباضات به حداکثر می رسد و هرچه میزان دارو بیشتر باشد، کاهش دامنه انقباضات سریعتر و در زمان کوتاهتری می باشد. عضله ژژونوم متاثر از سیستم عصبی آدرنرژیک، سروتونرژیک، کولینرژیک، هیستامینرژیک و دیگر سیستم ها می باشد. برای بدست آوردن مکانیسم عمل دارو، آزمایشاتی با آنتاگونیست های گیرنده های سیستم آدرنرژیک، به ترتیب فنتولامین و پروپرانولول انجام گرفته و همچنین برای تخلیه کاتکولامین ها از عقده ها، از رزرپین استفاده شد و نیز تاثیر دارو برگیرنده های سروتونرژیک، کولینرژیک، هیستامینرژیک موجود در ژژونوم مجزای موش صحرایی بررسی گردید. نتایج بدست آمده گویای این مطلب است که اینداکرینون در این بخش بر روی سیستم آدرنرژیک، کولینرژیک، سروتونرژیک تقریبا هیچگونه اثری ندارد. ارزش آماری این نتایج با انجام paired t-test مورد ارزیابی قرار گرفت و اختلاف معنی داری بین نمونه و شاهد مشاهده نشد. با توجه به آزمایشات فوق این احتمال مطرح شد که این دارو از طریق مسدود کردن گیرنده های هیستامینی اثر می کند. برای بررسی اثر اینداکرینون بر روی این سیستم (سیستم هیستامینرژیک) ابتدا اثرات هیستامین بر روی انقباضات خودبخودی ژژونوم موش صحرایی مشاهده گردید که سبب افزایش تونوس و دامنه انقباضات در این عضله می گردد و سپس اثرات هیستامین در رابطه با اینداکرینون بررسی گردید. نتایج حاصل گویای این مطلب است که اینداکرینون از بروز اثر هیستامین در افزایش تنوس و دامنه انقباضات خودبخودی عضله ژژونوم ایزوله شده موش صحرایی جلوگیری می نماید. با بررسی های آماری نشان داده شد که اختلاف معنی داری بین اثرات مقادیر هیستامین شاهد و همان مقادیر از هیستامین پس از اینداکرینون وجود دارد (P<0.001). با افزایش میزان هیستامین به دو برابر میزان شاهد در حضور اینداکرینون اختلاف معنی داری بین اثرات هیستامین شاهد و هیستامین بعد از اینداکرینون مشاهده نشد و چنین نتیجه گرفته شد که احتمالا اینداکرینون انتاگونیست رقابتی هیستامین در ژژونوم مجزای موش صحرایی است.
صنمبر صدیقی، محمدعلی محققی، پیمان حداد، رامش عمرانیپور، علیرضا موسوی جراحی، فریدون معماری، جهانگیر رافت، افشین عبدیراد، رامین خطیبسمنانی، شهریار شهریاران، بیژن شهبازخانی، نرجس خلیلی،
دوره 66، شماره 9 - ( 9-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: طول عمر بیماران مبتلا به سرطان معده با رشد موضعی منطقهای حتی بدون متاستاز دوردست کمتر از یک سال بر آورد میشود. این مطالعه بهمنظور بررسی طول عمر بیماران مبتلا به سرطان معده، با انتشار به ارگانهای اطراف از جمله غدد لنفاوی، پریتونئوم و کبد، با استفاده از شیمیدرمانی قبل از جراحی و کمورادیوتراپی پس از عمل جراحی طراحی گردید.
روش بررسی: 100 بیمار مبتلا به آدنوکارسینومای معده در مرحله II، III و یا IV بیماری ولی بدون متاستاز دوردست، شیمیدرمانی شامل Docetaxel، Cisplatin و 5FU TCF و پس از جراحی شیمیدرمانی شامل 5FU همزمان با رادیوتراپی دریافت کردند.
یافتهها: 57% بیماران در مرحله IV بیماری در طرح وارد شدند. 83% بیماران شیمیدرمانی Neoadjuvant دریافت کردند. تا بهحال برای 75 بیمار جراحی گاسترکتومی D1 یا D0 انجام شده و سه مورد پاسخ کامل پاتولوژیک به شیمیدرمانی قبل از عمل داشتند. مرحله بیماری بهطور مشخص پس از جراحی کاهش نشان داد، به طوریکه از 47 نفر بیمار مرحله IV بیماری تنها 15 نفر در گزارش آسیبشناسی و جراحی در مرحله IV بیماری بودند. تا بهحال 44 بیمار کمورادیوتراپی کامل را دریافت کردهاند. با متوسط زمان پیگیری 16 ماه، 3/2 بیماران هنوز زنده هستند و میانگین طول عمر بیماران 25 ماه است.
نتیجهگیری: با توجه به مرحله پیشرفته بیماری و امکان جراحی برای 75% از بیماران و بهدست آمدن طول عمر بیش از دو سال، بهنظر میرسد استفاده از TCF بهعنوان شیمیدرمانی قبل از جراحی و ادامه درمان با کمورادیوتراپی روشی مناسب برای افزایش امکان جراحی کامل و بهبود طول عمر بیماران مبتلا به آدنوکارسینومای پیشرفته ولی موضعی معده باشد.
فاطمه مسگریان، نورینا رهبریان، مهناز محمودیراد، هما حجاران، فریده شهبازی، زهرا مسگریان، نیلوفر تقیپور،
دوره 68، شماره 4 - ( 4-1389 )
چکیده
زمینه و هد ف: لیشمانیوز جلدی در اکثر شهرهای ایران به طور اندمیک دیده می شود. شهرستان گنبدکاووس از جمله
کانون های آلوده قدیمی است . چون مطالعه جامعی در این زمینه در این منطقه نشده بود این پژوهش به منظور بررسی
انجام گرفت . روش بررس ی: به منظور PCR تعیین شیوع لیشمانیوز جلدی در روستاهای مرزی این شهرستان به روش
تعیین شیوع بیماری در بین ساکنین روستاهای مورد مطالعه طی ما ه های آبان، آذر و دی در سال 1385 جمعاً 6990 نفر
چهل و DNA در ریبوزومال ITS و 2 ITS مورد بررسی قرار گرفتند . برای شناسایی گونه های لیشمانیا، ابتدا نواحی 1
با الکتروفورز روی آگاروز ITS-PCR تکثیر گردید و محصول PCR شش لیشمانیای ایزوله شده از بیماران به روش
%1/5 جدا شد ( 200 میلی آمپر، 140 ولت ). سپس با رنگ آمیزی توسط اتیدیوم بروماید باند های جدا شده قابل رؤیت
و از آن ها عکس گرفته شد . جهت تأیید نتایج مولکولی، تعداد شش ایزوله لیشمانیا نیز هر کدام به طور جداگانه به دو
0% افراد به سالک حاد مبتلا بودند . بیش ترین میزان آلودگی / موش بالب /سی تلقیح شدند . یافت هها: در این مطالعه 5
62 % افراد / 0 سال و کمترین میزان آلودگی ( 0%) در سنین بالای پنجاه سال بود . 9 - زخم حاد ( 2%) در بین افراد 10
11 سال دیده شد . نتیج هگیری: نمونه های جدا - دارای جای زخم بودند و بیشترین میزان جای زخم در گروه سنی 20
و مقایسه پروفایل ITS-PCR شده از بیماران مبتلا به سالک در رو ستاهای مرزی شهرستان گنبدکاووس پس از انجام
ژنومیک آن ها با نمونه های استاندارد لیشمانیا ماژور، لیشمانیا تروپیکا و لیشمانیا اینفانتوم ، همگی لیشمانیا ماژور
تشخیص داده شد و با ایجاد زخم در تمام مو شها پس از گذشت پنج ماه، این نتایج تأیید گردید.
مهدی بهدانی، محمد حسینی نژاد چافی، سیروس زینلی، مرتضی کریمی پور، حسین خاناحمد شهرضا، پوریا قاسمی، نادر اسدزاده، عطیه غمناک، کامران پوشنگ باقری، حامد اهری، دلاور شهباززاده،
دوره 68، شماره 5 - ( 5-1389 )
چکیده
800x600 زمینه و
هدف: عقربگزیدگی بهعنوان یکی از مشکلات در سیستم بهداشت عمومی
برخی از کشورهای دنیا از جمله ایران مطرح میباشد. در ایران سالیانه حدود 30 هزار
نفر گزیده میشوند که 12% موارد گزشها و 95% موارد مرگ و میر مربوط به عقرب
همیسکورپیوس لپتوروس میباشد. با توجه به اینکه سرمتراپی تنها راه درمان بیماران
عقربزده میباشد و این سرمها از اسب تهیه میشود لذا ایجاد عوارض بیماری سرم در
برخی از بیماران اتفاق میافتد. لذا در این مطالعه بهبررسی قابلیت آنتیسرم شتری
در خنثیسازی سم عقرب همیسکورپیوس لپتوروس در مدل موشی میپردازیم.
روش بررسی: در این
پژوهش بهجای اسب از شتر که قرابت نزدیکتری با انسان دارد برای تهیه آنتیسرم ضد
عقرب استفاده شد. برای این منظور دو نفر شتر با ونوم با سم عقرب همیسکورپیوس
لپتوروس ایمن شدند و در تست الایزا ایمن شدن شترها به اثبات رسید. سرم شترهای ایمن
شده و نیز آنتیسرم حاصل از رسوب آمونیوم سولفات اشباع (SAS)
از نظر خنثیسازی سم در بدن موش ارزیابی شد.
یافتهها: سرم تهیه
شده در حجم 200 میکرولیتر و آنتیسرم حاصل از SAS
در حجم 400 میکرولیتر قادر است یک 100LD
از ونوم را خنثی نموده و از تلف شدن موشها جلوگیری نماید.
نتیجهگیری: آنتیسرم
شتری که بر علیه سم عقرب همیسکورپیوس لپتوروس بهدست آمد، در مدل حیوانی قادر به
خنثیسازی سم بوده و از مرگ موشهایی که با سم تلقیح شده بودند جلوگیری مینماید.
با توجه به مزیتهایی که سرم شتر نسبت به سرم اسب دارد این آنتیسرم میتواند
جایگزین مناسبی برای آنتیسرم با منشاء اسب باشد.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
بیژن شهبازخانی، غلامعلی محرابی، محسن نصیری طوسی، حسین فروتن، شادی آصفی راد،
دوره 68، شماره 7 - ( 7-1389 )
چکیده
زمینه و
هدف: علت افزایش مزمن ترانس آمینازهای سرم میتواند در افراد
دارای اختلالات کبدی علیرغم بررسیهای کامل کلینیکی و پاراکلینیکی اولیه، همچنان
نامعلوم باقی بماند. بیماری سلیاک (یا همان بیماری اسپروی غیر گرمسیری) بهعنوان
یکی از علل ایجادکننده افزایش ترانس آمینازهای سرم مطرح شده است. هدف از انجام
این مطالعه نیز بررسی میزان فراوانی بیماری سلیاک در بین بیماران با افزایش آنزیمهای
کبدی با علت نامعلوم میباشد.
روش
بررسی: 100 بیمار که با افزایش آنزیمهای کبدی با علت
نامعلوم به درمانگاه گوارش و کبد بیمارستان امام خمینی تهران در سال 88-1387
مراجعه کرده بودند، بیمارانی که پس از انجام اقدامات لازم کلینیکی و انجام
آزمایشات پاراکلینیکی اولیه هنوز علت افزایش آنزیمهای کبدی در آنها مشخص نشده
بود، وارد یک مطالعه از نوع بررسی مقطعی شدند. پس از انجام آزمایش آنتیبادی ضد
ترانس گلوتامیناز بافتی از نوع IgA از
سرم بیمار اگر جواب آزمایش مثبت بود، بیوپسی از قسمت دوم دئودنوم بیمار برای بررسی
ابتلا به سلیاک انجام میگرفت و بدینوسیله تشخیص نهایی ابتلاء به سلیاک مسجل میگردید.
یافتهها: میانگین سن بیماران مورد بررسی این مطالعه 77/16±79/39 بود که از این تعداد 55% مذکر بودند. فراوانی سلیاک در بیماران مورد
بررسی 6% (با محدوده اطمینان 95% از 78/2% تا 48/12%) بود. بین فراوانی دو جنس
میانگین سن، AST و ALT در دو گروه اختلاف معنیداری یافت
نشد.
نتیجهگیری: فراوانی بیماری سلیاک در بین بیماران مبتلا به افزایش آنزیمهای کبدی با
علت نامعلوم 6% بود که به فراوانی بهدست آمده در سایر مطالعات نزدیک است.
امیر محمودزاده، علی مرادی، حنانه زرین نهاد، کامران پوشنگ باقری، پوریا قاسمی دهکردی، مهدی مهدوی، دلاور شهباززاده، حمیدرضا شاهمرادی،
دوره 70، شماره 12 - ( 12-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان معده یکی از شایعترین سرطانها در سراسر جهان و ایران میباشد. از آنجا که روشهای درمانی رایج مانند جراحی و شیمی درمانی به صورت تهاجمی و عوارض جانبی هستند، امروزه تحقیقات به منظور یافتن ترکیبات طبیعی با اثرات جانبی کمتر حایز اهمیتاند. در این مطالعه از سم زنبور عسل، پپتید ملیتین با 26 اسید آمینه جداسازی و تخلیص شد و تاثیر آن بر میزان زنده بودن و تکثیر سلولهای سرطانی معده مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: ابتدا ملیتین توسط کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا- فاز معکوس (RP-HPLC) و با استفاده از ستون C18 از زهر زنبور عسل استخراج گردید. فعالیت بیولوژیکی ملیتین بهوسیله تست همولیتیک بر روی گلبولهای قرمز نسبت به استاندار ملیتین بررسی گردید. جهت بررسی تاثیر ملیتین بر زنده بودن و تکثیر سلولهای سرطانی معده رده (AGS) Human Gastric Adenocarcinoma Cells، سلولهای مربوطه در پلیت 96 خانه کشت داده شدند و با غلظتهای مختلف ملیتین در زمانهای 6 و 12 ساعت تیمار و میزان مرگ و میر سلولها به روش رنگ سنجی MTT ( (3-(4, 5-dimethylthiazol-2-yl)-2, 5- diphenyltetrazolium bromide در طول موج 540 نانومتر تعیین گردید.
یافتهها: کروماتوگرام حاصل از RP-HPLC مشخص نمود ملیتین 50% زهر مورد مطالعه را تشکیل میدهد. آنالیز فراکشن ملیتین توسط SDS-PAGE خالص بودن آن را تایید نمود. آزمون هولیتیک نشان داد ملیتین استخراج شده فعالیت همولیتیک بالایی (µg/ml5/0=50HD) از خود نشان میدهد. آزمون MTT نشان داد ملیتین در غلظتهای بالاتر از µg/ml2 به شدت رشد سلولهای سرطانی معده را مهار میکند. این اثر مهاری وابسته به غلظت ملیتین و مدت زمان اثر میباشد.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که ملیتین مهار کننده قدرتمند رشد سلولهای سرطان معده میباشد. همچنین مشاهده گردید این اثر مهاری با افزایش غلظت ملیتین و مدت زمان اثر، افزایش مییابد.
بتول حسین رشیدی، کیاندخت کیانی، فدیه حقاللهی، شیرین شهبازی صیقلده،
دوره 73، شماره 3 - ( خرداد 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: سلامت جنسی جزیی از بهداشت باروری است که بر سلامت افراد و جامعه تاثیر زیادی دارد. این مطالعه کیفی به هدف تبیین یک تعریف مبتنی بر فرهنگ از سلامت جنسی در ایران و توصیف اجزای آن انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه با رویکرد کیفی در تهران از بهمن سال 1388 تا آذر 1392 انجام شد. نمونهها بهروش هدفمند از متخصصین حوزه سلامت جنسی انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته در طی مصاحبه فردی جمعآوری شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل محتوای قراردادی استفاده شد. پس از انجام هر مصاحبه، متن آنها کلمه به کلمه پیاده شده و سپس تجزیه و تحلیل شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها، از روش تجزیه و تحلیل محتوای کیفی استفاده شد.
یافتهها: از دادههای مطالعه، درونمایه سلامت فرد و خانواده استخراج شد. از این درونمایه و طبقات آن، تعریف سلامت جنسی در ایران و استخراج اجزای آن صورت گرفت که عبارتند از میزان آگاهی و دادهها (نیازهای آموزشی)، سلامت و تکامل جسم و روان، نیازهای اقتصادی، ارزشهای فرهنگی اجتماعی و ارزشهای مذهبی. براساس نتایج، در افراد بالغ سلامت جنسی ارضای رضایتبخش و درست نیازهای جنسی از طریق برقراری یک رابطه سالم و تعریف شده اجتماعی، با فردی از جنس مخالف، میباشد.
نتیجهگیری: سلامت جنسی همچون سیستمی است که از اجزایی انتزاعی تشکیل شده است و بدون شکلگیری مناسب و درست تکتک این اجزا، امکان دستیابی به سلامت جنسی بهطور کامل فراهم نخواهد شد. بهنظر میرسد یکی از مهمترین اجزای تامینکننده سلامت جنسی، میزان آگاهیهای جنسی افراد باشد، اگرچه انجام مطالعات بیشتر برای تایید این نتیجه لازم است.
حمیرا رشیدی، حاجیه شهبازیان، فروغ نخستین، محمد بهادرام، سید پیمان پیامی،
دوره 73، شماره 8 - ( 8-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم متابولیک (Metabolic syndrome) مجموعهای از عوامل خطرساز برای بروز بیماریهای قلبی- عروقی و دیابت است. ارتباط بین سطح اسید اوریک سرم و بروز سندرم متابولیک در نوجوانان هنوز بهطور کامل مشخص نشده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی این موضوع در نوجوانان شهر اهواز طراحی شد. روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، 240 نفر از افراد شرکت کننده در مطالعه بزرگ سندرم متابولیک که مهر سال 1388 تا مهر 1389 در شهر اهواز انجام شده بود به صورت تصادفی انتخاب شده و پس از آنها به دو گروه مبتلا به سندرم متابولیک و سالم سطح سرمی اسید اوریک این دو گروه مورد مقایسه قرار گرفت. در گروه سالم افرادی که حتی یکی از معیارهای سندرم متابولیک ATPIII (چاقی شکمی، فشارخون سیستولی یا دیاستولی بالا، mg/dl 40 HDL&le، mg/dl 110TG&le،mg/dl 100FBS&le) یا دیابت داشتند از مطالعه خارج شدند. سابقه مصرف داروهای ضد تشنج یا کورتون معیار خروج از هر دو گروه بود. یافتهها: در این مطالعه 240 نفر با میانگین سنی 64/2±95/14 شرکت داشتند. میانگین سطح اسید اوریک در گروه سندرم متابولیک mg/dl 4/1±8/4 و در گروه کنترل mg/dl 01/1±18/4 بود (001/0P=). بر اساس سطح اسید اوریک سرمی افراد حاضر در مطالعه به سه گروه تقسیم شدند. ریسک ابتلا به سندرم متابولیک در گروه سوم نسبت به گروه دوم و اول به ترتیب به طور معناداری بیشتر بود. (04/8-70/1= 95%CI، 7/3=OR)، (001/0P<، 35/14-42/2=95%CI، 9/5=OR). نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که هایپراوریسمیا بهطور معناداری ریسک ﻫﺎﯾﭙﺮتریگلیسریدمیا، HDL پایین و چاقی شکمی را افزایش میدهد. در میان نوجوانان شهر اهواز، غلظت سرمی اسید اوریک به شدت با شیوع سندرم متابولیک و برخی از اجزای آن در ارتباط است.
روشن نیکبخت، مهوش زرگر، زینب برکتی، راضیه محمد جعفری، ناهید شهبازیان، مژگان براتی،
دوره 73، شماره 11 - ( بهمن 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم تخمدان پلیکسیتیک (PCOS) از رایجترین اختلالات آندوکرین در زنان سنین باروری و از علل عمده ناباروی میباشد. خطر مهمترین پاتولوژیهای بارداری مانند دیابت حاملگی، فشارخون ناشی از بارداری، پرهکلامپسی و نوزادان کوچک نسبت به سن بارداری نیز در بیماران مبتلا به سندرم پلیکیستیک بالاتر میباشد. هدف از این مطالعه بررسی پیامدهای ناگوار حاملگی و نوزادی در زنان دچار سندرم تخمدان پلیکیستیک (PCOS) بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی بر روی 205 خانم باردار دچار عارضه سندرم تخمدان پلیکیستیک مراجعهکننده به بیمارستان امامخمینی (ره) اهواز، از مهر 1392 تا مهر 1393 انجام گردید. معیارهای ورود، عارضه PCOS و سن حاملگی بالای 20 هفته بودند. متغیرهای بالینی شامل پرفشاری خون، دیابت حاملگی، دیابت آشکار، هایپرلیپیدمی و پره اکلامپسی و عوارض نوزادی نیز ثبت شدند.
یافتهها: میزان بروز اختلالات فشارخون در 44 (5/%21) بیمار و کمترین مورد در بین اختلالات فشارخون اکلامپسی تنها در 2 (%1) بیمار و بیشترین نوع مربوط به فشارخون بارداری در 18 (8/%8) بیمار، میزان دیابت حاملگی در 29 (%14) مورد و دیابت آشکار در 22 (%11) بیمار مشاهده شد.
نتیجهگیری: در نهایت میتوان نتیجه گرفت زنان باردار دچار PCOS در معرض خطر بیشتری برای عوارض ناگوار حاملگی و نوزادی میباشند.
بابک شهباز، مهدی نوروزی، حمیده طباطبایی،
دوره 73، شماره 12 - ( اسفند 1394 )
چکیده
ویروسها از عوامل مهم بیماریهای حاد و مزمن در انسانها هستند. صرفنظر از کثرت ایجاد عفونت در جوامع، بیشتر انواع ویروسها پاتوژنهای مهم بیمارستانی هستند. عفونتهای وابسته به اقدامات بهداشتی یک منبع مهم در ابتلا و مرگ و میر بیماران میباشند. ضدعفونی یک راه اصلی در کاهش یا قطع انتقال ویروسها از راه سطوح محیطی، ابزار و دستها میباشد که بهترتیب با ضدعفونیکنندههای شیمیایی و آنتیسپتیکها انجام میپذیرد. در این مقاله مروری درباره عوامل شیمیایی با خواص ویروسیدی، مکانیسمهای عمل و کاربردشان در کنترل عفونتهای ویروسی وابسته به اقدامات بهداشتی بحث شده است. علاوه بر این نظر اجمالی در سلسله مراتب ویروسها در چالش با ضدعفونیکنندهها، عوامل موثر در غیرفعالسازی ویروسی بهعبارتی ویروسهای هدف، پایداری و مدت زمان بقا ویروسها در سطوح محیطی و دستها بحث شد. همچنین ضدعفونی سطوح، چالشها در غیرفعالسازی پاتوژنهای ویروسی نوپدید، مقاومتهای ویروسی به ضدعفونیکنندههای شیمیایی توضیح داده شد. سپس، خواص آنتیسپتیکها شرح داده شد و آنتیسپتیکهای منتخب با خواص ویروسیدی گسترده معرفی شدند، زیرا دستها یک نقش مهمی در گسترش بسیاری از بیماریهای ویروسی بازی میکنند و بهداشت مناسب و منظم دستها برای آلودگیهای اساسی است و میتواند زنجیره گسترش ویروسی را قطع نماید. در این مقاله روشهای اخیر آزمایشگاهی، روشهای استاندارد از چندین کشور و نوع ویروسها در این روشها برای ارزیابی فعالیت ویروسیدی را مقایسه کردیم. در پایان، بهتر است بدانیم: هر ضدعفونیکننده، ویروسید نیست مگر اینکه با روشهای آزمایشگاهی به تایید برسد.
امین شهباز قصبه، مهران قاسمزاده، احترام السادات حسینی،
دوره 74، شماره 9 - ( آذر 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: نگهداری پلاکتها همراه با آسیب ذخیرهای پلاکت و افزایش فعالیت این سلولها است. هدف این مطالعه بررسی ارتباط مقادیر افزایش یابنده سلکتین P بهعنوان شاخص فعالیت پلاکتی و تولید مولکولهای اکسیژن واکنشگر (ROS) بود.
روش بررسی: در این مطالعه شش کیسه کنسانتره پلاکتی بهمدت پنج روز نگهداری شدند و در روزهای صفر تا پنج پس از نگهداری سطوح بیان سلکتین P و میزان تولید داخل سلولی ROS با روش فلوسایتومتری سنجیده شد.
یافتهها: میزان بیان ROS در روز صفر 4±9 درصد بود که بهتدریج با افزایشی معنادار به سطح 4/6±39 در روز پنجم نگهداری رسید (0002/0P=). این افزایش ارتباط معناداری با مقادیر افزایشیافته بیان سلکتین P داشت (0001/0P=، 72/0r=).
نتیجهگیری: با توجه به افزایش مقادیر ROS در حین ذخیرهسازی فرآورده پلاکتی و ارتباط مستقیم آن با افزایش فعالیت پلاکتها، بهنظر میرسد تولید ROS بتواند بهعنوان یکی از شاخصهای فعالیت پلاکتی در ارزیابی کیفی فرآوردهای گفتهشده مورد توجه قرار گیرد.
یوسف شفایی، وحید صادقی فرد، بیتا شهباززادگان،
دوره 74، شماره 12 - ( اسفند 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: قطع کامل دست از سطح کف دست در اثر کار با اشیاء برقی تیز و برنده زندگی روزمره افراد را مختل مینماید. پیوند عضو آسیب دیده موجب بهبود کیفیت زندگی فرد و شکل ظاهری و توان عملکردی اندام مورد نظر میشود.
معرفی بیمار: بیمار مرد جوانی که در حین کار کردن با دستگاه علف بر برقی دچار قطع کامل دست راست از ناحیه وسط کف دست شده بود بهطوریکه همزمان دچار تخریب و له شدگی شدید بند دیستال انگشت اول دست راست نیز شده بود. بیمار پس از مراجعه به اورژانس بیمارستان دکتر فاطمی شهرستان اردبیل، (سال 1392 بهمن ماه) تحت عمل جراحی پیوند کف دست قطع شده قرار گرفت.
نتیجهگیری: قطع کامل دست و پیوند موفقیتآمیز آن جزو موارد کمیاب و قابل گزارش میباشد. پیوند دست از ناحیه قطع شده کامل کف دست و پیگیریهای بیمار در طی 10 ماه حاکی از موفقیتآمیز بودن عمل داشت. خونرسانی دست بیمار و حرکات انگشت و پیشرفت عصبی از نظر حسی در طی این مدت در حد قابل قبول بود.
احترامالسادات حسینی، امین شهباز قصبه، مهران قاسمزاده،
دوره 75، شماره 2 - ( اردیبهشت 1396 )
چکیده
انتقال خون یک مداخله پزشکی حاد است که معمولاً روش درمانی سریع و کوتاهمدتی در مواجهه با شرایط مخاطرهآمیز جان بیماران و یا تثبیت شرایط خطرناک سلامتی محسوب میگردد. در دهههای اخیر توسعه فناوری در علم انتقال خون روندی دایمی و رو به رشد داشته است تا بتواند بهصورت اولیه موجبات افزایش ضریب امنیت انتقال خون و فرآوردههای خونی آلوژن به گیرندگان را فراهم نماید. با این وجود، انتقال خون کماکان ممکن است موجد پارهای از عوارض و شرایط خطرزا باشد. بسیاری از این عوارض خطرزا مرتبط با حضور گلبولهای سفید آلوژن در محصولات خونی تزریق شده میباشند. هر چند در خلال سالها توجه چندانی بهحضور لکوسیتها در فرآوردههای خونی معطوف نشده بود ولیکن امروزه دسترسی به تکنیکهای مناسب حذف و کاهش گلبولهای سفید در فرآوردهای خونی، همراه با بهبود در اثربخشی و همچنین کاهش چشمگیر برخی از عوارض شایع انتقال خون گردیده است. این پیشرفتها شامل کاهش در فراوانی و شدت واکنشهای تبزای انتقال خون، کاهش چشمگیر در خطر انتقال عفونت سیتومگالوویروس و احتمال ابتلا به برخی از بیمایهای دیگر منتقله از لکوسیتهای دهنده همچون بیماری کروتسفلد جاکوب، کاهش در شیوع مقاومت پلاکتی آلوایمیون، احتمال کاهش و همچنین کمتر شدن خطر مرگ و میر و یا اختلالات در عملکرد ارگانها در گیرندگان، بهویژه در بیماران کاندید جراحی قلب است. در این راستا، مقاله مروری حاضر ضمن بررسی اجمالی عوارض انتقال خون و فرآوردههای خونی که منتسب به حضور گلبولهای سفید در این فرآوردهها میباشند، تاثیر فرآیند کاهش لکوسیتی در کم نمودن عوارض خطرزای یادشده را مورد بحث قرار میدهد.انتقال خون یک مداخله پزشکی حاد است که معمولاً روش درمانی سریع و کوتاهمدتی در مواجهه با شرایط مخاطرهآمیز جان بیماران و یا تثبیت شرایط خطرناک سلامتی محسوب میگردد. در دهههای اخیر توسعه فناوری در علم انتقال خون روندی دایمی و رو به رشد داشته است تا بتواند بهصورت اولیه موجبات افزایش ضریب امنیت انتقال خون و فرآوردههای خونی آلوژن به گیرندگان را فراهم نماید. با این وجود، انتقال خون کماکان ممکن است موجد پارهای از عوارض و شرایط خطرزا باشد. بسیاری از این عوارض خطرزا مرتبط با حضور گلبولهای سفید آلوژن در محصولات خونی تزریق شده میباشند. هر چند در خلال سالها توجه چندانی بهحضور لکوسیتها در فرآوردههای خونی معطوف نشده بود ولیکن امروزه دسترسی به تکنیکهای مناسب حذف و کاهش گلبولهای سفید در فرآوردهای خونی، همراه با بهبود در اثربخشی و همچنین کاهش چشمگیر برخی از عوارض شایع انتقال خون گردیده است. این پیشرفتها شامل کاهش در فراوانی و شدت واکنشهای تبزای انتقال خون، کاهش چشمگیر در خطر انتقال عفونت سیتومگالوویروس و احتمال ابتلا به برخی از بیمایهای دیگر منتقله از لکوسیتهای دهنده همچون بیماری کروتسفلد جاکوب، کاهش در شیوع مقاومت پلاکتی آلوایمیون، احتمال کاهش و همچنین کمتر شدن خطر مرگ و میر و یا اختلالات در عملکرد ارگانها در گیرندگان، بهویژه در بیماران کاندید جراحی قلب است. در این راستا، مقاله مروری حاضر ضمن بررسی اجمالی عوارض انتقال خون و فرآوردههای خونی که منتسب به حضور گلبولهای سفید در این فرآوردهها میباشند، تاثیر فرآیند کاهش لکوسیتی در کم نمودن عوارض خطرزای یادشده را مورد بحث قرار میدهد.
سارا رنجی، مجتبی شهبازی، مهدی شفیعی ثابت، عباس تفاخری،
دوره 81، شماره 4 - ( تیر 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سکته مغزی یکی از علل مهم ایجاد دردهای مزمن میباشد. در بیماران مقاوم به درمانهای دارویی، یکی از روشهای جایگزین تعبیه الکترودهای عمقی مغز و تحریک عمقی مغز بوده و ما اولین مورد انجام شده در ایران را بررسی میکنیم.
معرفی بیمار: بیمار آقای 51 ساله که بهدنبال سکته مغزی از هشت سال پیش دچار ضعف و اختلال حس اندامهای سمت چپ شده و سپس به تدریج دردهای مزمن در سمت چپ بدن ایجاد شده است. علیرغم درمانهای متعدد دارویی پاسخ مناسبی نداشته است. با توجه به علایم ناتوانکننده، بیمار در اردیبهشت 1402 در بیمارستان امامخمینی تحت تعبیه الکترود عمقی مغز و تحریک عمقی مغز قرار گرفت. در پیگیریهای بیمار بهبودی قابلتوجهی در این دردها ایجاد شد.
نتیجهگیری: تحریک عمقی مغز میتواند بهعنوان یک درمان موثر در بیماران مبتلا به دردهای مزمن که به درمان دارویی مقاوم بودهاند، مورد استفاده قرار گیرد.
مرتضی طالبی دولوئی، محسن رمضانزاده، مجید شهبازی، مهدی فروغیان،
دوره 83، شماره 1 - ( فروردین 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: پیچ خوردگی مچ پا یکی از رایجترین آسیبهای ورزشی است و بهخصوص در ورزشکاران، شامل 30%-10 از آسیبهای ورزشی میشود. این آسیب میتواند به درد، عدمتعادل و محدودیت در حرکت منجر شود و از این رو تاثیر چشمگیری بر عملکرد ورزشکاران دارد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سویه کور بر روی 52 بیمار مبتلابه پیچخوردگی مچ پا در بیمارستان امام رضا (ع) در سال 1403-1402 انجام گرفت. بیماران به دو گروه کنترل و مداخله تقسیم شدند. گروه کنترل درمان مرسوم شامل دارو و آتل را دریافت کردند، درحالیکه گروه مداخله علاوهبر درمانهای معمول، شامل سوزن خشک نیز بودند.
یافتهها: نتایج نشان داد که گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل بهبود قابلتوجهی در درد (002/0=P)، فعالیتهای زندگی روزانه (001/0>P)، فعالیتهای ورزشی (001/0>P)، فلکشن کف پا (027/0=P)، دورسی فلکشن نشان داد. (003/0=P)، وارونگی (012/0=P) و ادم (005/0=P). با این حال، تفاوت معناداری در شدت علائم (752/0=P) و کیفیت زندگی (348/0=P) بین دو گروه مشاهده نشد. بررسی کلی تغییرات بیماران نشان داد که اکثر بیماران در گروه مداخله بهبود یافتهاند، درحالیکه در گروه کنترل تنها 7/7% بهبود یافته بودند.
نتیجهگیری: درمان ترکیبی از آتل، دارو و سوزن خشک میتواند بهطور موثری در بهبود درد، فعالیتهای روزانه، ورزش و تفریح، دامنه حرکتی و ادم در بیماران مبتلابه پیچخوردگی مچ پا موثر باشد. این یافتهها میتوانند مبنایی برای اجرای پروتکلهای درمانی جدید برای مدیریت پیچخوردگی مچ پا در ورزشکاران و دیگر بیماران آسیبدیده باشند.