جستجو در مقالات منتشر شده


4 نتیجه برای صراف زادگان

مهین هاشمی پور، رویا کلیشادی، نضال صراف زادگان، نصرالله بشر دوست،
دوره 55، شماره 6 - ( 5-1376 )
چکیده

از آنجا که شروع روند تصلب شرائین از کودکی می باشد، پیشگیری از بروز این عارضه از اوایل زندگی اهمیت زیادی دارد. از مهمترین عوامل خطر بروز تصلب شرائین، افزایش چربی خون، افزایش فشار خون، چاقی و دیابت هستند. در جوامع غربی در این زمینه مطالعات متعددی در کودکان صورت گرفته ولی متاسفانه در کشور ما تاکنون توجه کافی به این مسئله مبذول نشده است. از طرف دیگر احتمال بروز زودرس تصلب شرائین و عوارض ناشی از آن در خانواده هایی که یکی از افراد در سنین کمتر از 55 سالگی دچار یکی از تظاهرات تصلب شرائین شده باشد (از قبیل سکته قلبی، درد قفسه صدری (آنژین پکتوریس)، حوادث عروقی مغز، بیماریهای عروقی محیطی و ...) بیشتر است. به این منظور یک طرح مورد-شاهد در مرکز تحقیقات قلب و عروق دانشگاه علوم پزشکی اصفهان به منظور بررسی شیوع عوامل خطرساز عروق کرونر در خانواده های در معرض خطر تصلب شرائین زودرس و مقایسه آن با افراد معمولی جامعه انجام شد. واحد مورد مطالعه، فرزندان 14-2 ساله افرادی بود که در سال 1371 دچار سکته قلبی زودرس شده در یکی از بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بستری شده بودند. تعداد افراد مبتلا 116 نفر بود که 84 نفر آنها ساکن اصفهان بودند و مجموعا 120 کودک 14-2 ساله داشتند. گروه شاهد به تعداد دو برابر از فرزندان همسایگان گروه مورد طوری انتخاب شد که از نظر سن والدین و فرزندان و وضعیت اقتصادی-اجتماعی شرایط تقریبا یکسانی داشته باشند. نتایج بدست آمده نشانگر برتری شیوع عوامل خطر در گروه مورد بود، به طوری که هم میانگین کلسترول و تری گلیسرید و هم شیوع هیپرکلسترولمی و هیپرتری گلیسریدمی با تفاوت معنی داری بیشتر از گروه شاهد بود که تاییدی است بر اهمیت توجه به کودکان خانواده های در معرض خطر بالا از نظر پیشگیری از بروز تصلب شرائین و عوارض ناشی از آن. از طرف دیگر، در کودکان گروه شاهد که در واقع نمونه ای از کودکان سالم جامعه بودند، سطح چربی های خون به میزان قابل توجهی بالاتر از سطح استاندارد بود و همین انگیزه ای برای اجرای چند طرح تحقیقاتی دیگر در زمینه وضعیت چربی خون کودکان در سطح شهر اصفهان گردید.


نضال صراف زادگان، نوشین محمدی فرد، مرتضی رفیعی،
دوره 56، شماره 2 - ( 2-1377 )
چکیده

نظر به اهمیت بیماریهای قلبی عروقی در سلامت جوامع امروزی و با توجه به اینکه هیپرلیپیدمی یکی از مهمترین عوامل خطرساز این بیماریها شناخته شده، کنترل و درمان این عارضه در کاهش موارد بیماریهای قلبی عروقی نقش بسزایی دارد. یکی از مواردی که در تغییرات چربی خون به تازگی در محافل علمی مطرح است، اختلال تری گلیسرید (TG) بالا همراه با HDL-C) High Density Lipoprotein Cholesterol) پایین است. اکنون عقیده بر آن است که افزایش TG سرم بدون کاهش HDL-C خطری برای بروز بیماریهای قلبی عروقی نمی باشد. بدین منظور تصمیم بر آن شد تا همچون دیگر عوامل خطرساز، شیوع این اختلال نیز در جامعه شهری اصفهان با انجام یک مطالعه توصیفی-مقطعی تعیین گردد. نمونه ها به روش مرحله ای (خوشه ای-تصادفی) و حجم نمونه جهت حصول سطح اطمینان 95 درصد، حدود 1200 نمونه از افراد سالم بالای 20 سال، از 6 گروه سنی و 2 گروه جنسی انتخاب گردید، که در نهایت مطالعه با 1190 نمونه به انجام رسید. پس از دعوت افراد در حالت ناشتا (14 ساعت)، چک لیستی شامل مشخصات فرد تکمیل شد. همچنین فاکتورهای خونی افراد در حالت ناشتا (14 ساعت)، چک لیستی شامل مشخصات فرد تکمیل شد. همچنین فاکتورهای خونی افراد از جمله میزان کلسترول توتال و LDL-C) Cholesterol) و F.B.S) Fasting Blood Sugar) و TG و Low Density Lipoprotein و HDL-C اندازه گیری گردید. با تجزیه و تحلیل آماری داده های مورد نیاز مقادیر ضرایب همبستگی با P<0.05 در گروههای سنی و جنسی مختلف (بجز گروه سنی بالای 70 سال که معنی دار نشد) بدست آمد و مشخص شد، TG سرم با HDL-C سرم رابطه معکوس داشته و شیوع این اختلال در کل جامعه شهری اصفهان 19/7 درصد محاسبه گردید. همچنین نتایج بدست آمده از بررسی اختلال هیپرتری گلیسریدمی همراه با نسبت HDL-C/ LDL-C بالا (معادل یا بیشتر از 5) نشان داد، شیوع این اختلال در جامعه شهری اصفهان 11/6 درصد بوده و یک عامل خطرساز نسبتا شایعی برای بیماریهای قلبی عروقی در مردم شهر اصفهان به حساب می آید. بنابراین کاهش موارد این اختلالات در جامعه می تواند یکی از راههای پیشگیری اولیه قلمداد شود و توصیه می شود افراد مبتلا به هیپرتری گلیسریدمی از نظر میزان HDL-C و LDL-C نیز بررسی شود تا بتوان اقدامات درمانی لازم بمنظور افزایش HDL-C و کاهش سطح TG را بانجام رساند.


مرتضی رفیعی، مریم بشتام، نضال صراف زادگان، شیوا صیرفیان، ایماندخت گلشادی، ناهید آبدار، روشنک وکیلی، حسین ثمریان،
دوره 60، شماره 5 - ( 5-1381 )
چکیده

مقدمه: یکی از مهمترین علل مرگ و میر در جهان بیماری های قلبی عروقی می باشد که در میان عوامل ایجاد کننده این بیماری ها، فشار خون یک ریسک فاکتور شناخته شده است. نظر به شیوع بالای فشار خون در افراد بالای 18 سال شهر اصفهان (حدود 28%)، این مطالعه با هدف تعیین میانگین دریافت نمک در شهر اصفهان و نیز ارتباط الکترولیت های دفعی ادرار با فشار خون اجرا گردید.

مواد و روش ها: در این بررسی 1800 نفر از افراد 60-20 سال شهر اصفهان (850 مرد و 950 زن) با روش نمونه گیری Multistage انتخاب شده، برای هریک پرسشنامه مخصوصی جهت گردآوری اطلاعات لازم در مورد سن، جنس، سابقه ریسک فاکتورهای بیماری های قلبی عروقی، مصرف سیگار و تعداد آن، مصرف داروهای مختلف و ... تکمیل گردید. در همان زمان و پس از حداقل 5 دقیقه استراحت و از دست راست در حالت نشسته (براساس روش های استاندارد) دوبار از آنها فشار خون گرفته شد و ضربان قلب آنها نیز اندازه گیری گردید. پس از آن یک ظرف مدرج به آنها تحویل و از آنان خواسته شد تا ادرار 24 ساعته خود را در آن جمع آوری نمایند. اندازه گیری کلسیم، سدیم و پتاسیم این نمونه ها با روش Flame photometry انجام شد و کلرید به روش کلریمتری (Colorimetry) و کراتینین به روش Jaffe اندازه گیری گردید. لازم به ذکر است افرادی که مشکلی در مصرف نمک و یا دفع ادراری آن داشتند، بکلی از مطالعه خارج شدند. میزان کراتی نین ادرار نیز در مردان و زنان برای اطمینان از 24 ساعته بودن ادرار، اندازه گیری شد نمونه های نامناسب حذف گردید. اطلاعات بدست آمده پس از ورود به کامپیوتر توسط نرم افزار SPSS/Win با استفاده از تست های آماری T آنالیز رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.

یافته ها: پس از اجرای کامل مطالعه به این نتیجه مهم رسیدیم که میزان کلرید سدیم مصرفی روزانه در افراد 60-20 سال جامعه ما 9.7 گرم (3.0±9.3 برای مردان و 3.8±9.7 برای زنان) بوده است که این میزان در مقایسه با رژیم غربی (12-10 گرم) کمتر می باشد اما باز هم بیش از مقادیر توصیه شده (6 گرم) است و همچنین میزان مصرفی سدیم روزانه 165.6 میلی مول برآورد گردید. میزان پتاسیم ادراری در تمام گروه های سنی در حدود 47.7 میلی مول در ادرار 24 ساعته بدست آمد. ضمن اینکه میانگین سدیم در زنان در محدوده 16.6-165.9 میلی مول و در مردان 164.2-158.5 میلی مول در ادرار 24 ساعته بود (اختلاف بین زنان و مردان معنی دار نبود P>0.05). میانگین کلرید ادراری در زنان 128.4 میلی مول و در مردان 133.5 میلی مول در ادرار 24 ساعته بود.

نتیجه گیری و توصیه ها: در این مطالعه پس از حذف اثر سن، مصرف سیگار و تعداد آن، مصرف کنتراسپتیو، شغل و تحصیلات هیچگونه ارتباط معنی داری بین فشار خون و الکترولیت های ادراری بدست نیامد.


رویا کلیشادی، مهین هاشمی پور، نضال صراف زادگان، غلامحسین صدری، رضوان انصاری، حسن علیخاصی، نصرالله بشردوست، رضوان پشمی، صدیقه رفیعی طباطبائی، مریم شهاب،
دوره 61، شماره 4 - ( 4-1382 )
چکیده

مقدمه: چاقی یک عامل خطرساز مهم برای تصلب شرائین، مقاومت به انسولین، دیابت، پرفشاری خون، برخی سرطان ها و بیماری های کیسه صفرا می باشد. نزدیک به 80% نوجوانان چاق در سنین بزرگسالی نیز دچار چاقی خواهند بود. بنا به اهمیت موضوع، بررسی فراوانی اضافه وزن و چاقی در بین دانش آموزان راهنمایی و دبیرستان و ارتباط آن با عوامل تغییرپذیر محیطی در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفت.

مواد و روش ها: افراد مورد بررسی، 1000 دختر و 1000 پسر 11 تا 18 ساله انتخاب شده توسط نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای، والدین آنها (2000 نفر) و مسئولین و دبیران مدارس (500 نفر) در مناطق شهری و روستایی دو استان اصفهان و مرکزی بودند. یافته ها توسط نرم افزار SPSS v10/win تجزیه و تحلیل شده اند.

یافته ها: براساس صدک های شاخص توده بدنی (BMI)، فراوانی اضافه وزن (صدک 85?BMI و صدک BMI<95) و چاقی (BMI?95) در دختران بطور معنی داری بیش از پسران و بترتیب 1.1±10.67% و 0.1±2.9% و در برابر 0.9±7.37 و 0.1±1.87 بود (P<0.05). میانگین BMI بطور معنی داری در نواحی شهری (5.2±25.38) بیش از نواحی روستایی (7.1±23.25) بود (P<0.05). مادران دانش آموزان با BMI بیش از صدک 85 سطح پایین تری از تحصیلات نسبت به سایر مادران داشتند، سال های تحصیل مادران بترتیب 2.1±9.2 در برابر 2.4±11.5% بود (P<0.05). میانگین کل انرژی مصرفی بین افراد دارای اضافه وزن یا چاقی و افراد دارای وزن طبیعی متفاوت نبود (kcal 90±1825 در برابر kcal 85±1815 و P>0.05) ولی درصد انرژی کسب شده از مواد نشاسته ای بطور معنی داری در گروه اول بیش از گروه دیگر بود (69.4% در برابر 63.2% و P<0.05). در دانش آموزان دارای اضافه وزن یا چاقی فعالیت های ورزش منظم خارج از مدرسه بطور معنی داری کمتر از سایرین و زمان صرف شده برای تماشای تلویزیون بطور معنی داری بیش از سایر دانش آموزان بود (20±300 در برابر 30±240 دقیقه در روز، P<0.05). ارتباط خطی بین دفعات مصرف برنج، نان، ماکارونی، غذاهای آماده و میان وعده های چرب و شور با BMI نشان داده شد (P<0.05 و ?=0.05-0.06)، همبستگی معنی داری بین صدک های BMI و تری گلیسرید، لیپوپروتئین کلسترول با چگالی بالا و فشار خون سیستولیک بدست آمده و ضریب همبستگی پیرسون بترتیب 0.38، 0.32- و 0.47 بود.

نتیجه گیری و توصیه ها: اجرای مداخلات در جهت اصلاح شیوه زندگی جهت جلوگیری و کنترل اضافه وزن از دوران کودکی حتی در کشورهای در حال توسعه حایز اهمیت می باشد. برای موفق بودن در این امر، تاثیرات اجتماعی فرهنگی و اقتصادی باید در نظر گرفته شود.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb