جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای صفائیان

نعمت‌الله عطایی، بارانک صفائیان، عباس مدنی، سید طاهر اصفهانی، فاطمه عطائی،
دوره 67، شماره 2 - ( 2-1388 )
چکیده

Normal 0 false false false EN-GB X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 زمینه و هدف: تشخیص به موقع درگیری پارانشیم کلیه در کودکان مبتلا به پیلونفریت حاد و شروع درمان زود هنگام، از جمله اقداماتی هستند که می‌توانند در کاهش و یا جلوگیری از بروز ضایعات پایدار در پارانشیم کلیه موثر باشند. این مطالعه به منظور بررسی ارزش تشخیصی برخی پارامترهای بیولوژیک در کودکانی که برای اولین بار دچار پیلونفریت حاد، شده بودند و درگیری پارانشیم کلیه در آنها با استفاده از اسکن 99mTc-Dimercaptosuccinic Acid DMSA تایید شده بود، انجام گردید.

روش بررسی: ما یافته‌های آزمایشگاهی به‌دست آمده از شمارش گلبول‌های سفیدخون، C- Reactive Protein CRP سرم و Rate ESR Erythrocyte Sedimentation را با نتایج اسکن‌ها مورد مقایسه قرار دادیم. 102 کودک (93 دختر و 9 پسر) در محدوده سنی یک ماه تا 12 سال وارد مطالعه شدند. از این تعداد 203 واحد کلیه تحت  سنتی گرافی قرار گرفتند. از 98 بیمار (195 واحد کلیه) پس از منفی شدن کشت ادرار سیستویورتروگرافی به‌عمل آمد. یافته‌ها: در همه کودکان یافته‌ها در سنتی گرافی در یک یا هر دو کلیه به نفع درگیری پارانشیم بود. گزارش اسکن‌ها در فار حاد بیماری در 178 کلیه (88%) غیرطبیعی بود.این تغییرات در 113 از 178 کلیه (7/55%) در حد خفیف، در 40 از 178 کلیه (7/19%) در حد متوسط و در 25 از 178 کلیه (3/12%) در حد شدید بود. پس از بررسی رابطه مارکرهای التهابی با نتایج اسکن‌ها، یافته‌ها نشان‌دهنده وجود ارتباط معنی‌دار بین ESR بالا و لکوسیتوز با آسیب شدید پارانشیم کلیه در شروع عفونت بود.

نتیجه‌گیری: این نتایج بیانگر شیوع بسیار بالای گرفتاری پارانشیم کلیه در کودکان ایرانی در جریان پیلونفریت حاد می‌باشد. اگرچه افزایش سرعت رسوب گلبول‌های قرمز و لکوسیتوز می‌توانند به‌عنوان مارکرهای با ارزشی برای بیان گرفتاری پارانشیم کلیه در موارد شدید تلقی شوند، اما این پارامترها و همچنین CRP در شناسائی درگیری خفیف یا متوسط فاقد قدرت تمیز می‌باشند.


بارانک صفائیان، سیما شکری، سکینه محمدیان، فاطمه چراغعلی، لیلا جویباری، صفا آریان نژاد، طیّب رمیم،
دوره 71، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: سطح استرادیول سرم از عوامل مورد بحث در پیش‌آگهی مبتلایان به چسبندگی لابیا می‌باشد. هدف از این مطالعه بررسی سطح سرمی استرادیول و پاسخ‌دهی به استروژن موضعی در مبتلایان به چسبندگی لابیا می‌باشد.
روش بررسی: مطالعه به صورت مداخله‌ای و آینده‌نگر انجام گردید. 100 کودک از میان دختران مراجعه‌کننده به درمانگاه کودکان بیمارستان طالقانی شهر گرگان در سال 1390 انتخاب شدند. تشخیص بیماری با معاینه بالینی ناحیه وستیبول انجام گردید. معیارهای ورود به مطالعه شامل سن سه ماه تا هشت سال، عدم وجود علایم بلوغ، عدم ابهام تناسلی، عدم وجود علایم وولوواژنیت، وجود چسبندگی لابیا بیش‌تر از 25%، عدم سابقه درمان قبلی با استروژن موضعی به فاصله کم‌تر از دو هفته و عدم سابقه درمان ناکامل قبلی بود. در صورت عدم مصرف مناسب دارو از نظر زمان و مقدار آن، عدم مراجعه برای معاینات بعدی و بروز عوارض مربوط به درمان طی دوره درمانی هفت روزه بیمار از مطالعه خارج گردید.
یافته‌ها: بیش‌ترین فراوانی چسبندگی لابیا در کودکان زیر یک‌سال و کم‌ترین آن در کودکان 8-7 سال وجود داشت. 86 بیمار بهبودی کامل یا نسبی داشتند. در 14 کودک هیچ‌گونه‌ای شواهدی از بهبودی مشاهده نگردید. در هیچ‌کدام از بیماران شدت چسبندگی بدتر نگردیده بود. در افرادی که پاسخ مثبت به درمان داشتند، استرادیول خون در سطح پایین‌تری قرار داشت. اختلاف آماری معنی‌داری میان سطح استرادیول خون در موارد پیشرفت کامل یا نسبی در مقایسه با موارد بدون پیشرفت وجود داشت (044/0=P).
نتیجه‌گیری: در نهایت به نظر می‌رسد اثربخشی استفاده از کرم استروژن موضعی در بهبود چسبندگی لابیا در کودکانی که سطح استروژن پایین‌تری دارند بیش‌تر است.


زهرا اسفندیاری، محمد جلالی، لیلا صفائیان، اسکات ویز،
دوره 74، شماره 5 - ( مرداد 1395 )
چکیده

کلستریدیوم دیفیسیل عامل مهم گسترش بیماری‌های گوارشی به‌دلیل مصرف آنتی‌بیوتیک و پیدایش مقاومت میکروبی می‌باشد. در گذشته، این باکتری تنها به‌عنوان عامل عفونت در بیمارستان معرفی شد. اما در اپیدمیولوژی عفونت تغییراتی مشاهده گردید و سویه‌های هایپرویرولانت کلستریدیوم دیفیسیل در خارج از محیط‌های درمانی مانند حیوانات و فراورده‌های غذایی شناسایی شد. با این وجود، این باکتری به‌عنوان پاتوژن مشترک انسان و دام یا غذازاد معرفی نشده است. اما افراد حساس مانند زنان باردار، سالمندان و کودکان ممکن است با مصرف فراورده‌های غذایی آلوده، کلستریدیوم دیفیسیل وارد بدنشان شود و شرایط ابتلا به عفونت در آن‌ها مهیا گردد. بنابراین تدوین گایدلاین‌های پیشگیری از انتقال باکتری به انسان در جامعه مانند محیط‌های بالینی اهمیت پیدا می‌کند. در این مقاله مروری، تاریخچه، عوامل خطر و پژوهش‌های صورت گرفته بر روی شیوع کلستریدیوم دیفیسیل در محیط‌های بالینی و خارج از آن در ایران بررسی می‌شود. در پایان فرضیاتی مطرح می‌شود که به‌دلیل عدم تشابه در پروفایل ریبوتایپ و ساختار ژنتیکی کلستریدیوم دیفیسیل در ایران با سویه‌های بین‌المللی، سویه‌های بومی در کشورمان وجود دارد که می‌توانند در بروز عفونت این باکتری در بالین و جامعه نقش داشته باشند. همچنین با توجه به گزارشات موجود از مصرف غیرمنطقی آنتی‌بیوتیک‌ها در کشورمان ایران، به‌نظر می‌رسد عفونت ناشی از کلستریدیوم دیفیسیل رو به افزایش باشد. اثبات این فرضیات نیازمند ارزیابی مداوم و دقیق بیماری و بررسی جامع مولکولی اپیدمیولوژی در محیط‌های درمانی و خارج از آن توسط سازمان‌های متولی سلامت می‌باشد.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb