7 نتیجه برای صفار
مهدی روحانی، احمد خورشیدی، رضوان منیری، مهناز طرفه، فاطمه عبدالشاه، محمود صفاری، غلامرضا شجری، غلامعباس موسوی،
دوره 67، شماره 3 - ( 3-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: سل هنوز یکی از مهمترین علل مرگ و میر
در بسیاری از کشورهاست. با توجه به وقتگیر بودن روشهای معمول تشخیص سل مانند روش
کشت، لازم است روشهای سریع تشخیصی نظیر PCR
مورد ارزیابی قرار گیرد. با توجه به اهمیت درمان سریع سل و بهمنظور تعیین حساسیت
و ویژگی روش سریع تشخیص مایکوباکتریوم توبرکلوزیس با استفاده از قطعه الحاقی 6110
(IS6110) بهروش PCR
این مطالعه در دانشگاه علوم پزشکی کاشان انجام پذیرفت.
روش بررسی: این مطالعه از نوع ارزش تشخیصی بوده که بر روی 248 نمونه
خلط بیماران مشکوک به سل مراجعهکننده به درمانگاه مسلم کاشان در 1386 انجام
پذیرفت. نمونه خلط پس از انجام هموژنیزاسیون و آلودگیزدایی بر روی محیط لون
اشتاین جانسون کشت گردید، DNA مایکوباکتریوم توبرکلوزیس، با
استفاده از روش جوشاندن استخراج گردید. سپس دو قطعه 123 جفت بازی و 245 جفت بازی
از قطعه الحاقی 6110 تکثیر و با استفاده از الکتروفورز ژل آگارز شناسایی گردید. حساسیت،
ویژگی، ارزش تشخیصی مثبت و منفی روش سریع تشخیص مایکوباکتریوم توبرکلوزیس با
استفاده از قطعه الحاقی 6110 تعیین گردید.
یافتهها: در این مطالعه از مجموعه 248 نمونه
خلط اخذ شده از 124 بیمار 40 نمونه اسمیر مثبت (1/16%) و 32 نمونه دارای نتیجه کشت
مثبت (9/12%) بودند. حساسیت، ویژگی روش سریع تشخیص مایکوباکتریوم توبرکلوزیس با استفاده
از قطعه الحاقی 6110 بهترتیب 75/93 و 1/99 درصد بود.
نتیجهگیری: روش سریع تشخیص مایکوباکتریوم توبرکلوزیس با استفاده از
قطعه الحاقی 6110 نسبت به کشت دارای سرعت زیاد، حساسیت مناسب و ویژگی بالایی میباشد.
نجمه جویان، بابک صفاری، الهام داوودی دهاقانی، نگار سلیانی، سارا سنمار، مرضیه بهاری، ندا جویان، محمد علی استوان،
دوره 72، شماره 12 - ( اسفند 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: ژن عامل رونویسی بالا دست نوع 1 (Upstream Stimulatory Factor1, USF1)، یک عامل رونویسی است که ارتباط پلیمورفیسمهای آن با بیماریهای هایپرلپیدمیای خانوادگی (Familial combined hyperlipidemia, FCHL)، دیابت نوع دو و بیماریهای قلب و عروق مشاهده شده است. در این مطالعه ارتباط پلیمورفیسم USF1s2 با بیماری عروق کرونر زودرس PCAD) (Premature coronary artery disease, در جمعیت جنوب ایران برای اولین بار مورد بررسی قرار گرفت. USF1s2 دارای بهترین پتانسیل بهعنوان یک متغیر عملکردی در ژن USF1 میباشد.
روش بررسی: در یک پژوهش مورد- شاهدی بر روی 321 بیمار، 186 زن زیر 55 سال و 135 مرد کمتر از 50 سال که از ابتدای مهر تا پایان اسفند 1389 در بیمارستانهای سعدی، نمازی و مرکز قلب کوثر شیراز تحت آنژیوگرافی قرار گرفته و واجد گرفتگی عروق کرونری قلبی بودند، پلیمورفیسم USF1s2 با روش PCR-RFLP (Polymerase chain reaction- restriction fragment length polymorphism) و با استفاده از آنزیم محدودکننده BsiHKA Iتعیین ژنوتیپ شد. پروفایل قند و چربی خون نیز با اندازهگیری سطح قند خون ناشتا، کلسترول تام، تریگلیسرید، Low-density lipoprotein (LDL) و High-density lipoprotein (HDL) بهدست آمد.
یافتهها: فراوانی آللهای ماژور (G) و مینور (A) USF1s2، در کل جمعیت به ترتیب 74/0 و 26/0 بود. همچنین، میزان شیوع آلل مینور بهطور قابل توجهی در بیماران واجد PCAD در مقایسه با گروه شاهد بیشتر بود، این تفاوت حتی پس از تنظیم پارامترهای مداخلهگر، معنادار باقی ماند. در واقع، افراد با ژنوتیپ هموزیگوت جهش یافته (AA) حدود پنج برابر بیشتر نسبت به افراد با ژنوتیپ هموزیگوت نوع وحشی (GG) مبتلا به بیماری گرفتگی عروق کرونر زودرس بودند.
نتیجهگیری: به نظر میرسد، در جامعه ما پلیمورفیسم تک نوکلئوتیدی USF1s2 یک عامل پیشبینی کننده PCAD است که میتواند مستقل از فاکتورهای قندی و لیپیدی خون باشد.
میثم هواسی مهر، فاطمه صفارزاده، اشکان دیوان بیگی، فریبا کریمزاده،
دوره 76، شماره 2 - ( اردیبهشت 1397 )
چکیده
امروزه مدلهای حیوانی متعددی برای القای تشنجهای حاد و مزمن از نوع شیمیایی، الکتریکی و ژنتیکی به عرصه تحقیقات راه یافتهاند. مکانیسمهای متفاوت هر کدام سبب القای نوع متفاوتی از تشنج میگردد. این تنوع در مدلهای حیوانی، موجب سردرگمی پژوهشگران جوان گشته است که کدام مدل در یک طرح تحقیقاتی باید بهکار گرفته شود. هدف این مطالعه معرفی انواع مدلهای حیوانی تشنج و بیان انتخاب مناسبترین مدل در یک پژوهش است. مدلهای پنیسیلین و بیکوکولین مناسبترین مدل بهمنظور القای تشنجهای فوکال معرفی شدهاند. پیلوکارپین و کاینیک اسید نیز میتوانند در تکامل تشنجهای لوب تمپورال بهکار گرفته شوند. مدلهای پنتیلن تترازول و سم تتانوس نیز از جمله تشنجزاهایی هستند که میتوانند تشنجهای حاد و مزمن منتشر و تونیک-کلونیک را القا نمایند. مدلهای الکتریکی القای تشنج مانند شوک الکتریکی ماکزیمم مناسبترین مدل برای القای تشنجهای حاد هستند. کیندلینگ الکتریکی آمیگدال نیز میتواند تشنجهای تکرار شونده لوب تمپورال را القا نماید. مدلهای ژنتیکی از جمله مدلهای تشنجهای راجعه خودبهخودی و مدلهای رفلکسی نیز در برخی مطالعات از جمله صرع غیابی و اودیوژنیک کاربرد بسیار دارند که موشهای WAG/Rij از جمله معتبرترین مدلهای ژنتیکی صرع غیابی میباشند. انتخاب مدل حیوانی مناسب در بین مدلهای حیوانی متعدد برای طراحی یک پژوهش بسیار حیاتی است. شواهد مرور شده در این مطالعه سبب توانمند شدن پژوهشگران جوان خواهد شد تا بتوانند مدل مناسبی را انتخاب نمایند.
نگین صفارزاده، عالیه فرشباف، جواد توکلی-بزاز،
دوره 76، شماره 8 - ( آبان 1397 )
چکیده
ایمونوتراپی سرطان به هرگونه مداخله گفته میشود که سیستم ایمنی را وادار به حذف بدخیمی میکند. در ایمونوتراپی موفق پاسخ ضدسرطانی تولید میشود که این پاسخ سیستمیک، اختصاصی و قابل تحمل است و به محدودیتهای اولیه در درمانهای سنتی غلبه میکند. در مقاله مروری حاضر، روشهای موثر بر سیستم ایمنی در درمان سرطان از جمله سرکوب سیستم ایمنی در ریز محیط تومور، واکسنهای سرطانی و سلولهای T تطبیقی درمانگر آورده شده است. درمانهای دیگر ترکیبی و مولکولی افزون بر بررسی موفقترین رویکردهای ایمونوتراپی سرطان، با کمک نانومواد حاصل شده است. نانومواد بهعنوان تعدیلکننده کارآمد و متنوع واکسیناسیون در درمان سرطان گسترش یافته است. بهتازگی، گسترش واکسنهای سرطانی بر روی واکسنهای زیرگروه بوده است که شامل آنتیژنهای خالص شده توموری یا اپیتوپهای آنتیژنیک هستند. با اینحال، واکسنهای زیرواحد حلال کمابیش پاسخهای لنفوسیت T سیتوتوکسیک ضعیفی القا میکنند که استفاده از آنها را در سرطان محدود میکند. برای غلبه بر این مشکل، کلوییدهایی در مقیاس نانو میتوانند استفاده شوند تا ارایه آنتیژن توسط عملکرد فاگوسیتی کارآمدتر شود. نانومواد با چندین عملکرد افزایشی جهت سرکوب همزمان و ایمنیزایی در ریزمحیط تومور تأثیرات همافزایی چشمگیری را در مقابله با تومورزایی در مدلهای پریکلینیکال نشان دادهاند. در این راستا، آنها چشمانداز خوبی را بهدلیل کسب نتایج موفق با چیره شدن بر محدودیتهای روشهای درمانی حاضر نشان دادهاند. در این مقاله مروری سعی شده است چشمانداز جدیدی را برای روشهای درمانی ایجاد کند و امید است درمان بیماران با بیشترین تاثیر و کمترین اثرات جانبی در آینده نزدیک صورت گیرد.
الهام صفاریه، سیده ریحانه یوسفی شارمی، ستاره نصیری، شهرزاد آقاعمو، عباس زیاری،
دوره 78، شماره 8 - ( آبان 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: ناباروری استرسهای گوناگونی بههمراه دارد. اختلالات روحی و روانی مثل افسردگی و اضطراب در بین افراد نازا از اهمیت بالایی برخوردار میباشد و در روند شکست یا موفقیت درمان نازایی تاثیرگذار میباشند. در این اختلالات علل مختلفی مثل تحصیلات، سن و مدت نازایی میتواند دخیل باشد.
روش بررسی: این مطالعه از فروردین تا دیماه 1396 در بیمارستان امیرالمومنین سمنان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی سمنان انجام گردید. هدف بررسی افسردگی و اضطراب در زوجین مراجعهکننده به بخش نازایی این مرکز درمانی بود. در این پژوهش مقطعی-تحلیلی، 60 زوج نازا که 30 زوج علت نازایی مردانه و 30 زوج علت نازایی زنانه داشتند مورد مطالعه قرار گرفتند و از پرسشنامهی افسردگی بک و پرسشنامه اضطراب اسپیلبرگر استفاده شد.
یافتهها: در این مطالعه 15% زنان و 3/13% مردان دچار افسردگی بالینی بودند. در مردان اضطراب شدید و بسیار شدید 7/36% و 6/61% و در زنان 30% و 3/53% برآورد شد. زنانی که خود علت نازایی بودند، بهوضوح در زمینه اضطراب مشکل بیشتری داشتند. مدت نازایی با افسردگی در زنان ارتباط معناداری داشته و تحصیلات افراد با افسردگی و اضطراب مردان و زنان ارتباط معناداری نداشت.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد درجه افسردگی در نیمی از زنان و حدود یک سوم از مردان نابارور بیشتر از زنان و مردان سالم بود که یکی از علتهای آن میتواند مشکلات و فشار خانواده برای باردار شدن آنها باشد که این بار روانی ناباروری میتواند سراسر زندگی زوج نابارور را تحت تاثیر قرار دهد.
نسیم وحیدفر، مهدیه پرویزی، مرضیه سادات پیمان، هانا صفار، سعید فرزانهفر، مهرشاد عباسی،
دوره 80، شماره 2 - ( اردیبهشت 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: اسکن هستهای گلبول سفید نشاندار در ایران در دسترس نیست. برای استخراج گلبول سفید از خون کامل از نوعی نشاسته (Hetastarch) با غلظت 10% استفاده میشود که بهصورت گندزدایی شده در ایران با غلظت مورد نظر در دسترس نیست. از اینرو در این مقاله یک روش مبتنی بر دستگاه مرکز گریز معرفی میشود.
روش بررسی: این مطالعه راهاندازی روش از اردیبهشت تا تیر 1397 در بیمارستان امامخمینی تهران انجام شد. بدین منظور ml 56 خون در سرنگ حاوی ml 6 اسید- سیترات- دکستروز از بیمار دریافت میشود و طی چهار مرحله مرکزگریزی رسوب گلبول سفید و پلاسما فاقد سلول تخلیص میگردد. گلبول سفید با ترکیب تکنزیوم 99-m هگزامتیل پروپیلن آمین اکسایم نشاندار میشود. مجددا طی دو مرحله مرکزگریزی تکنزیوم آزاد از گلبول سفید نشاندار جدا میگردد. در نهایت گلبول سفید نشاندار در ترکیب پلاسما فاقد سلول به بیمار باز تزریق میشود. توزیع رادیو دارو در تصویربرداریهای 4-2 ساعته که بهدلایل بالینی انجام شده است بهطور نمونه ارایه میشود.
یافتهها: گلبولهای سفید بهخوبی از گلبولهای قرمز و پلاسما حاوی پروتیین جدا میشود. محصول نهایی خلوص رادیو شیمیایی بیش از 95% دارد. در تصویربرداری دو و چهار ساعته اعضای هدف طحال و کبد، جذب در مغز استخوان مختصر، ترشح رادیو دارو در کلیهها و رودهها محدود و برداشت تکنزیوم آزاد در تیرویید و معده ناچیز میباشد.
نتیجهگیری: با روش مرکزگریزی مکرر میتوان اسکن گلبول سفید نشاندار را در بالین بهطور موثر بهکار گرفت.
فرحناز بیداری زرهپوش، مهدیه صفاری، شهرام ثابتی، کاوه ابراهیمزاده، محبوبه طاهری،
دوره 82، شماره 11 - ( بهمن 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف بررسی مارکرهای ACTH، KI67، CAM5.2، GH، PRL، FSH، LH، TSH در نمونه پاتولوژی بیماران مبتلابه تومور نوراندوکرین هیپوفیز با رنگ آمیزی IHC انجام شد.
روش بررسی: کلیه بیماران مبتلا به PitNETs که از سال 1399 تا سال 1401 در بیمارستان لقمان مورد جراحی قرار گرفته بودند، وارد مطالعه شدند. لام های تهیه شده، با رنگ امیزی IHC آماده و مارکرهای ACTH، KI67 ،CAM5.2 ،GH ،PRL ،FSH ،LH ،TSH مورد ارزیابی قرار گرفت. برای 16 بیمار با مارکرهای اولیه بررسی شده منفی رنگ آمیزی IHC برای transcription factor های SF1-PIT1-TPit گذاشته شد.
یافتهها: 424 بیمار در این مطالعه شرکت کردند. میانگین و انحراف معیار سن بیماران مورد بررسی به ترتیب 7/43 و 7/13 سال بود. مارکرهای LH و FSH دارای بیشترین و مارکر TSH دارای کمترین نسبت موارد مثبت بودهاند. امکان مثبت شدن مارکرهای LH و FSH در مردان بهصورت معناداری از زنان بیشتر و برعکس، امکان مثبت شدن مارکرهای GH و ACTH در زنان بهطور معناداری از مردان بیشتر است. امکان مثبت شدن مارکرهای LH و FSH در بیماران بالای 40 سال بهصورت معناداری از بیماران40 سال و کمتر بیشتر و برعکس امکان مثبت شدن مارکرهای GH و PRL در بیماران 40 سال و کمتر بهطور معناداری از بیماران بالای 40 سال بیشتر است. اکثر موارد (3/66%) در طول دوره پیگیری درمان شدهاند.
نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهند که شناخت پاتولوژیک دقیق تومورها نقش مهمی در انتخاب روش درمانی، بهویژه درمان دارویی و جراحی، دارد و میتواند به بهبود مدیریت بیماران منجر شود.