6 نتیجه برای صفرپور
حامد سیادت، علی مشحون، فریدون امینی، حسن صفرپور،
دوره 18، شماره 7 - ( 1-1340 )
چکیده
سلوا سادات مصطفوی ده رئیسی، سید مهدی سادات، فاطمه داوری تنها، محمدرضا آقاصادقی، مهدی صفرپور، پریناز عباسی رنجبر، احمد ابراهیمی،
دوره 72، شماره 8 - ( آبان 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: لیومیومهای رحمی شایعترین تومور خوشخیم رحمی در زنان میباشد که تقریبا 40-20 درصد زنان در سن باروری به این بیماری مبتلا میباشند. استروژن نقش مهمی در پاتوژنز لیومیوما ایفا میکند. از جمله ژنهای درگیر در بیوسنتز استروژن گلوتاتیون S- ترانسفراز میباشد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط میان پلیمورفیسم GSTP1 Ile105Val و خطر ابتلا به لیومیوم رحمی در جمعیت ایرانی بود.
روش بررسی: این مطالعه مورد- شاهدی از آبان 1391 تا شهریور 1392 روی 50 زن مبتلا به لیومیوم رحمی و 50 زن سالم در انستیتو پاستور ایران انجام گرفت. مولکول DNA ژنومیک این افراد از لکوسیتهای خون محیطی بهروش استاندارد فنل- کلروفرم استخراج شد. پس از استخراج DNA، پلیمورفیسم GSTP1 Ile105Val بهوسیله تکنیک Amplification Refractory Mutation System Polymerase Chain Reaction (ARMS-PCR) تعیین ژنوتیپ گردیدند. بررسی ارتباط میان پلیمورفیسم ایزولوسین/والین و شانس ابتلا به بیماری بهکمک نرمافزار SPSS ویراست 18 انجام شد.
یافتهها: آنالیز دادههای به دست آمده در مورد پلیمورفیسم GSTP1 Ile105Val نشان داد که وجود اختلاف معنادار در فراوانی ژنوتیپی در دو گروه مورد و شاهد بود (0001/0P<). بر مبنای نتایج بهدست آمده حضور آلل والین شانس ابتلا به میوم رحمی در حاملین این الل را در مقایسه با افراد غیرحامل بهطور تقریبی به میزان سه برابر افزایش میداد. 34/3 ((15/6-82/1)CI:، 34/3OR:) برابر بود.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از مطالعه نشان دادکه پلیمورفیسم GSTP1 Ile105Val با خطر ابتلا به بیماری لیومیوم رحمی در جمعیت ایران ارتباط دارد. اگرچه انجام مطالعات بیشتر با حجم نمونه بالاتر در سایر جمعیتها و قومیتها به منظور تایید نتایج حاصل در این تحقیق ضروری است.
سلوا سادات مصطفوی ده رئیسی، سید مهدی سادات، فاطمه داوری تنها، محمدرضا آقاصادقی، گلناز بهرامعلی، مهدی صفرپور، احمد ابراهیمی،
دوره 72، شماره 10 - ( دی 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: میومهای رحمی شایعترین تومورهای جامد لگنی در زنان هستند که تقریبا 25% زنان در سنین باروری به این بیماری مبتلا میباشند. آنزیم گلوتاتیون S- ترانسفراز در فرآیند حفاظت سلولی نقش داشته که نقص در آن میتواند با خطر ابتلا به بیماری در ارتباط باشد. بنابراین در پژوهش حاضر به بررسی نقش پلیمورفیسمهای شایع ژن گلوتاتیون S- ترانسفراز (GSTT1, GSTM1) در استعداد ابتلا به میوم رحمی در جمعیت ایرانی پرداخته شد.
روش بررسی: مطالعه مورد- شاهدی حاضر از آبان ماه 1391 تا شهریور 1392 بر روی 50 زن مبتلا به میوم رحمی و 50 زن سالم در انستیتو پاستور ایران انجام گرفت. DNA ژنومیک از لکوسیتهای خون محیطی به روش Salting out استخراج شد. پلیمورفیسمهای GSTT1 و GSTM1 بهوسیله تکنیک Gap-polymerase chain reaction (gap-PCR) ژنوتیپ شدند.
یافتهها: در این مطالعه افراد مبتلا به میوم رحمی با دامنه سنی 49-16 سال و افراد سالم با دامنه سنی 39-20 سال مورد بررسی قرار گرفتند. یافتههای بهدست آمده نشان داد فراوانی ژنوتیپهای null GSTT1 و GSTM1 در بین گروه بیمار بیشتر از گروه سالم بود. (به ترتیب (8/10-4/1CI:، 009/0P=) و (37/9-35/1CI:، 01/0P=)). از سوی دیگر خطر ابتلا به میوم رحمی در افراد دارای ژنوتیپ null ترکیبی GSTT1/M1 در مقایسه با سایر افراد بیشتر بود (41/167-20/2CI:، 007/0P=).
نتیجهگیری: در این مطالعه، بین پلیمورفیسمهای ژن GSTT1 و GSTM1 و بروز بیماری میوم رحمی ارتباط معناداری مشاهده گردید. اگرچه انجام مطالعات با حجم نمونه بالاتر در سایر جمعیتها و قومیتها به منظور تایید نتایج حاصل در این پژوهش پیشنهاد میگردد.
ریحانه اسدی، پریسا محمدینژاد، فاطمه داوری تنها، مهدی صفرپور، احمد ابراهیمی،
دوره 72، شماره 12 - ( اسفند 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اهمیت ویژه مسیرهای هورمونی به ویژه استروژن و نقش آن در ابتلا به بیماری اندومتریوز، بهنظر میرسد هرگونه تغییر در ژنها و جایگاههای ژنی مرتبط با این مسیرهای هورمونی میتواند دارای اهمیت بهسزایی در ایجاد، شناسایی و تشخیص زودرس اندومتریوز باشند. از این رو مطالعه حاضر به بررسی اهمیت پلیمورفیسم rs9340799 ژن ESR1 بهعنوان یکی از مهمترین ژنهای شناخته شده مرتبط با ترشح استروژن در جمعیت زنان ایرانی و ارتباط آن با اندومتریوز پرداخته است.
روش بررسی: مطالعه مورد- شاهدی حاضر از دی ماه 1391 تا شهریور 1392 بر روی 100 بیمار مبتلا به اندومتریوز و 100 فرد سالم در بیمارستان جامع زنان محب یاس تهران انجام گرفت. پس از استخراج DNA از لکوسیتهای خون محیطی به روش نمک اشباع شده و کیفیت سنجی آن، پلیمورفیسم rs9340799 بهروش Amplification refractory mutation system- polymerase chain reaction (ARMS-PCR) تعیین ژنوتیپ شد. سپس آنالیز وابستگی فراوانی آللها و ژنوتیپها با بیماری در مقایسه با کنترل با استفاده از نرمافزار PLINK انجام شد.
یافتهها: بر مبنای نتایج بهدست آمده ژنوتیپ AG شایعترین ژنوتیپ در گروه بیماران (52%) و گروه شاهد (48%) بود، اگرچه شایعترین آلل در گروه بیماران آلل A (57%) و در گروه شاهد آلل G (52%) بود. از سوی دیگر یافتههای بهدست آمده نشاندهنده عدم وجود اختلاف معنادار در فراوانی آللی و ژنوتیپی در دو گروه بیماران و گروه شاهد بود (بهترتیب 07/0 P= و 17/0P=).
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که پلیمورفیسم (rs9340799) ژن ESR1 با خطر ابتلا به اندومتریوز در جمعیت ایران مرتبط نمیباشد. اگرچه انجام مطالعات بیشتر با حجم نمونه بالاتر در سایر جمعیتها و قومیتها به منظور تایید نتایج حاصل در این پژوهش ضروری است.
مهدی صفرپور، احمد ابراهیمی، مریمالسادات دانشپور،
دوره 73، شماره 9 - ( آذر 1394 )
چکیده
علیرغم نتایج ارزشمند بهدستآمده در زمینه شناسایی ژنها و تغییرات ژنتیکی مرتبط با دیابت نوع دو، عدم همخوانی و تکرارپذیری نتایج بهدستآمده در جمعیتهای گوناگون یکی از چالشهای پیش رو در انتخاب ژنهای کاندید با این بیماری میباشد. از اینرو مقاله مروری کنونی، بر مبنای یک جستجوی مدون، به معرفی مهمترین ژنهای مرتبط با این بیماری و نقش تغییرات ژنتیکی هر یک از آنها در افزایش شانس ابتلا به دیابت میپردازد. در پژوهش کنونی بدون در نظر گرفتن بازه زمانی تعیین شده، از دو پایگاه داده به نامهای National Center for Biotechnology Information, Database of Genotypes and Phenotypes (NCBI dbGaP)، Human Genome Epidemiology Network (HuGENet) بدون در نظر گرفتن بازه زمانی معین و دو کمپانی مطرح در زمینه تستهای ژنتیکی به نامهای 23andMe و deCODE، بهمنظور دستیابی به مهمترین ژنهای مرتبط با دیابت نوع دو و تغییرات ژنتیکی گزارش شده بر روی هر یک از آنها استفاده شد. بر مبنای نتایج بهدستآمده چهار ژن کاندید انتخاب شده بهترتیب اهمیت عبارت بودند از: ,CDKAL1, TCF7L2 KCNJ11 و FTO. مهمترین پلیمورفیسم گزارش شده بر روی ژن TCF7L2، rs7903146 نام داشت. پس از آن پلیمورفیسمهای rs7754840، rs5215 و rs8050136 بهعنوان مهمترین پلیمورفیسمهای گزارش شده بر روی ژنهای KCNJ11، CDKAL1 و FTO معرفی شدند. با توجه به نتایج بهدستآمده، پژوهش کنونی را میتوان بهعنوان الگویی جهت دستیابی به یک جمعبندی مستدل و معرفی مهمترین ژنها و تغییرات ژنتیکی مرتبط با بیماریهای شایع و غیرواگیر همچون دیابت از میان حجم وسیع دادههای ارایهشده بهشمار آورد.
مهدی صفرپور، سیدرضا حسینی، حجت زراعتی، علی بیژنی، اکبر فتوحی،
دوره 76، شماره 5 - ( مرداد 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال تعادل یکی از مسایل شایع دوران سالمندی است که میتواند سبب سقوط و ایجاد آسیبهای جدی گردد. این مطالعه با هدف ارایه مدل و تعیینکنندههای وضعیت تعادل در سالمندان صورت گرفت.
روش بررسی: مطالعه مقطعی کنونی بخشی از مطالعه کوهورت "بررسی وضعیت سلامت سالمندان شهر امیرکلا" میباشد که با حضور ۱۶۱۶ نفر از سالمندان ۶۰ سال و بالاتر انجام شد. دادههای پایه این مطالعه در مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی موثر بر سلامت دانشگاه علوم پزشکی بابل از فروردین ۱۳۹۰ تا تیر ۱۳۹۱ گردآوری شد. وضعیت تعادل شرکتکنندگان با استفاده از آزمون تعادل برگ، به دو گروه طبیعی (خطر کم سقوط) و اختلال تعادل (خطر متوسط یا زیاد سقوط) گروهبندی شد.
یافتهها: میانگین و انحرافمعیار سن شرکتکنندگان ۷/۶±۶۹/۳۷ سال و اکثریت (۵۴/۷%) مرد و ۷/۵% دچار اختلال تعادل بودند. نسبت شانس سقوط متوسط یا زیاد در زنان نسبت به مردان، (۴/۱-۱/۰ :۹۵%CI، ۲/۱OR=)، تعداد بیماری همراه (۲/۹-۱/۰۳ :۹۵%CI، ۱/۷۵OR=)، داشتن عضلات قوی چهار سر ران نسبت به عضلات ضعیف (۰/۴-۰/۰ :۹۵%CI، ۰۴/۰OR=)، سالمندان ۸۰ سال و بالاتر در مقایسه با سالمندان ۶۹-۶۰ سال (۱۰/۶- ۲/۳ :۹۵%CI، ۵/۰OR=)، افراد با فعالیت فیزیکی زیاد در مقایسه با افراد با فعالیت فیزیکی کم (۰/۶-۰/۱ :۹۵%CI، ۳/۰OR=)، فعالیت روزانه (۶۰/۴-۳/۴ :۹۵%CI، ۱۴/۴OR=) بوده که از نظر آماری معنادار بود. نسبت شانس سقوط، برای متغیرهای ویتامین D، شاخص توده بدنی و فشارخون وضعیتی اختلاف آماری معناداری نشان نداد.
نتیجهگیری: ضعف عضلات چهار سر ران، افزایش سن، زن بودن و داشتن بیماریهای همراه از مهمترین عوامل خطر اختلال تعادل در سالمندان میباشند.