جستجو در مقالات منتشر شده


20 نتیجه برای عارف

سید حسن عارفی،
دوره 38، شماره 7 - ( 1-1361 )
چکیده

خواص ضد عفونی و ایمنی بخش شیر مادر:آغاز زندگی نوین بعد از تولد ، در حقیقت ادامه زندگی داخل رحمی در خارج رحم است.ادامه سیر تکاملی و رشد سریع سیستمهای عصبی، قلبی و عروق، گوارشی، آنزیمی و فاکتورهای اختصاصی و ایمنی بخش نوزاد، احتیاج به اسیدهای آمینه، چربی ها و مواد قندی، املاح و ویتامینهای اختصاصی متناسب با اعمال فیزیولژیکی نوزادان دارد.رجحان شیر انسان بر شیرهای دیگر تنها از نظر ترکیب و مقدار مواد غذائی نیست، بلکه آب حیاتی است با اثرات عاطفی و روانی فراوان و حاوی فاکتورها و مواد مصونیت بخش بیشمار.تجزیه و کاهش ایمیونوگلبولین مادر در بدن نوزاد بعد از تولد، تجمع میکروبهای پاتوژن در نقاط مختلف بدن نوزاد در موقع عبور از کانال زایمان و تولید نارس و ناقص فاکتورهای ضد عفونی و ایمنی بخش توسط نوزاد بعد از تولد ایجاب می کند، مواد ضد عفونی کننده، ایمنی بخش از خارج توسط شیر به بدن نوزاد وارد شود تا بتواند در مقابل عوامل بیماری زای محیط مقاومت کند و زنده بماند.مواد ضد عفونی و ایمنی بخش شیر مادر عبارتند از:- gA 1- gM 1- gD 1- gE 1- ویتامین B12 متصل به پروتئین- اینتروفرون
- گلبولهای سفید لنفوسیت ماکروفاژ
- فاکتور بی فیدوس
- کمپلمنت
- لاکتوفرمن
- لاکتوپراکسیداز
- لیزوزیم
- اسید نورامین


سید حسن عارفی، داریوش کمال هدایت،
دوره 39، شماره 9 - ( 1-1365 )
چکیده

در این گزارش یک بیمار مبتلا به مارگزیدگی با علائم گانگرن انتهائی هر چهار اندام معرفی شد و علائم بالینی مارگزیدگی و مکانیسم ایجاد این ضایعات بحث گردید در مورد شناخت علائم مارگزیدگی و اقدام سریع درمانی و آموزش های پزشکی و بهداشتی در نواحی زندگی مارهای سمی تاکید گردید.


سید حسن عارفی،
دوره 47، شماره 1 - ( 1-1368 )
چکیده


حمیدرضا صادقی پور رودسری، هما معارف، کوروش هلاکویی نائینی،
دوره 56، شماره 6 - ( 4-1377 )
چکیده

با افزایش روزافزون سالمندان در جوامع کنونی، دولت و مردم در اغلب کشورهای توسعه یافته کاملا آماده اند تا با پیچیدگی های اجتماعی، اقتصادی و بهداشتی ناشی از شمار فزاینده افراد سالمند، که به پیر شدن ملتها موسوم است، مواجه شوند. در حال حاضر جمعیت بالاتر از 60 سال در برخی از کشورهای اروپای غربی (آلمان، فرانسه، انگلستان، سوئد) 12 تا 15 درصد کل جمعیت را تشکیل می دهد که براساس پیش بینی آنها تا سال 2020، تقریبا به 25 درصد خواهد رسید. در کشور ما نیز براساس سرشماری های انجام شده در سالهای 1355، 1365 و 1375، درصد افراد 60 ساله و بیشتر به ترتیب 5/12 درصد، 5/25 درصد و 7/67 درصد بوده است و تعداد افراد 60 سال به بالا در جمعیت تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران، 135379 نفر در سال 1376 را شامل می شود. بدیهی است که این تغییر دموگرافیک به افزایش قابل توجه بیماری های مزمن و نیازهای جدید بهداشتی در جامعه خواهد انجامید، بطوری که عرصه جدیدی را در مراقبتهای بهداشتی اولیه برای سالمندان طلب می نماید. بنابراین به منظور مشخص شدن نیازهای بهداشتی، درمانی افراد فوق در جمعیت تحت پوشش دانشگاه، تحقیق حاضر به اجرا درآمده است و یافته های این بررسی نشان می دهد که با وجود مشکلات جسمی، روانی و اجتماعی در افراد سالمند، فقط 25% از آنها سازمانهای ارائه کننده خدمات بهداشتی، درمانی و اقتصادی به سالمندان را می شناختند و تمام سالمندان از یک یا چند بیماری تواما در رنج بودند، خانمها بیشتر از مردان در این مورد اظهار ناراحتی می کردند و نکته قابل توجه در این مطالعه، این است که افراد سالمند با وجود داشتن بیماری های گوناگون جسمی، مشکل اساسی خود را مسائل مالی ذکر می کردند، به طوری که 37/7 درصد، مسائل مالی و 18/3 درصد، بیماریهای جسمی را مشکل اساسی خود نام برده اند.


حمیدرضا صادقی پور رودسری، هما معارف، اشراقیان،
دوره 59، شماره 5 - ( 6-1380 )
چکیده

شهر سالم شهری است که در آن شرایط مطلوب کالبدی، اجتماعی و زیست محیطی به طور مداوم گسترش می یابند و با فراگیر کردن همکاری های بین بخشی، منابع و امکانات موجود محیطی فراهم می شود که شهروندان ضمن مشارکت و حمایت از یکدیگر در انجام کلیه امور زندگی، قابلیت های خویش را به حداکثر ممکن می رسانند. با عنایت به اینکه یکی از اهداف اختصاصی، پروژه شهر سالم، افزایش دانش عمومی در رابطه با ارتقا سلامت جامعه و جلب مشارکت مستقیم و غیر مستقیم مردم در برنامه های بهداشتی است و از آن جا که در ایران اولین بار پروژه شهر سالم در کوی سیزده آبان شهرستان ری به اجرا در آمده است و با توجه به نقش زنان در ارتقا سلامت جامعه و اهمیت دانش، نگرش و عملکرد آنها در مورد موضوعات بهداشتی، این پژوهش در کوی سیزده آبان (محدوده شهر سالم) و دولت آباد شهرستان ری انجام گردید. ما در این بررسی میزان آگاهی، نگرش و عملکرد 400 نفر از زنان 15 تا 49 ساله ساکن در محدوده شهر سالم و 400 نفر از زنان ساکن در منطقه دولت آباد را در مورد برنامه های بهداشتی مورد سنجش قرار دادیم. براساس نتایج بدست آمده در این پژوهش میانگین میزان آگاهی بانوان 15-49 ساله در مورد موضوعات بهداشتی در محدوده شهر سالم بطور معنی داری بیشتر از بانوان دولت آباد بود (P<0.0001). میزان نگرش زنان در مورد موضوعات بهداشتی در محدوده شهر سالم و محدوده دولت آباد اختلاف معنی داری با یکدیگر نداشت اما میزان عملکرد بانوان در محدوده شهر سالم در مورد رعایت مسائل بهداشتی با 95 درصد اطمینان و P<0.0001 بیشتر از بانوان دولت آباد بود. در این مطالعه مشخص گردید که سواد بانوان و سواد همسران آنها بر آگاهی بهداشتی و عملکرد آنها تاثیر مثبت داشته است (P<0.0001 و P<0.001). اما ارتباط معنی داری بین شغل و سن خانمها بر میزان آگاهی و عملکرد بانوان مشاهده نگردید.


گلاویژ اعتمادی، سیاوش صادقیان، عارف امیرخانی، سرور اسدی، اکرم شهرابی فراهانی، مروه رحمتی، محمدمهدی فیض آبادی،
دوره 63، شماره 7 - ( 1-1384 )
چکیده

مقدمه: هدف از این مطالعه بررسی مقاومت داروئی سویه های کلیسیلاپنومونیه حدا شده از بیماران ایرانی و تعیین میزان فراوانی سویه های مقاوم به سفالوسپورین های نسل جدید بوده که دارای آنزیم های بتا لاکتاماز با طیف گسترد می باشند.
مواد و روش ها: تعداد 100 سویه کلبیلا پنومونیه جدا شده از بیماران بستری و سرپائی در 6 بیمارستان مختلف مورد بررسی قرار گرفتند. هویت سویه ها با روشهای باکتریولوژی تائید و آزمایش تعیین حساسیت داروئی آنها نسبت به 14 آنتی بیوتیک با استفاده از روش دیسک دیفیوژن انجام شد. حداقل غلظت ممانعت کننده (MIC) به روش رقتی (Macro broth dilution) برای سفتازیدیم، جنتامایسین و سیپروفلوکساسین بر روی 40 سویه تعیین گردید. فعالیت آنزیم بتا لاکتاماز به روش یدومتریک مشخص و سویه های تولید کننده آنزیم های بتالاکتاماز با طیف گسترده (Extended Spectrum Beta - Lactamases: ESBL) طبق پروتوکل NCCLS با استفاده از دیسک های ترکیبی سفتازیدیم و سفتازیدیم / کلاولانیک اسید شناسائی شدند.
یافته ها: ایمی پنم مؤثرترین دارو بر علیه سویه های کلبیلا بوده (100%) و بدنبال آن آمیکاسین (8/80%) ، پیپیراسیلین/ تازوباکتام (74%)، سیپروفلوکساسین (73%)، جنتامایسین (69%)، سفتازیدیم (68%) و نالیدیکسیک اسید (7/67%) قرار داشتند. کلیه سویه های مقاوم به سفتازیدیم، جنتامایسین و سیپروفلوکساسین از نظر تولید آنزیم بتالاکتاماز مثبت بودند. 22 ایزوله (22%) از نظر تولید ESBL مثبت بوده و تمامی آنها به بیش از 8 آنتی بیوتیک مقاوم بودند.
نتیجه گیری و توصیه ها: با توجه به گزارش پیدایش مقاومت نسبت به ایمی پتم در سایر کشورها در تجویز این دارو باید احتیاط و دقت بیشتری نمود. حساسیت نسبت به سفتریاکسون و سفتی زوکسیم نیز بالا بوده ولی مقاومت حد واسط در آنها رو به رشد می باشد. فراوانی سویه های دارای ESBL در نمونه های مورد مطالعه در حد کشورهای اروپائی بوده ولی احتمال افزایش آنها بدلیل حضور پلاسمیدهای حامل ژن های کد کننده مقاومت وجود دارد. ارتباط معنی داری بین مقاومت نسبت به سفتازیدیم ، جنتامایسین و سیپروفلوکاسین با تولید آنزیم بتالاکتاماز وجود داشته و حاکی از پیوستگی ژن های مربوطه و احتمال انتقال همزمان آنها توسط پلاسمید می باشد.


حسین فخرزاده، مازیار مرادی، محمدجعفر محمودی، نگار نادرپور، محمد باقری راد، مسعود احمدزاداصل، سیدحسن عارفی،
دوره 64، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: کیفیت مراقبت از مبتلایان به سندروم حاد کرونر و تطابق مراقبت های اعمال شده با شواهد علمی، اثر شناخته شده‌ای در پیش‌آگهی بیماران دارد. این مطالعه به منظور ارزیابی کیفیت مراقبت در بیماران مبتلا به سندروم حاد کرونر در یکی از بیمارستان‌های تابعه دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران صورت گرفت. 
روش بررسی: شاخص‌های کیفیت مراقبت در این مطالعه شامل شاخص‌های فرآیند و نتیجه مراقبت و مطابق با شاخص‌های مورد استفاده در پروژه [1]MONICA بود. 320 بیمار (شامل 80 بیمار از هر دوره 3 ماهه از ابتدای مرداد 82 تا انتهای تیر 83) که با تشخیص اولیه سندروم حاد کرونر بستری شده بودند، از نظر تطبیق تشخیص با تعاریف استاندارد پروژه مونیکا، مراقبت‌های اعمال شده و حیات در روز 28 پس از حمله مورد ارزیابی قرار گرفتند. 
یافته‌ها: نمره درمان معادل ([2]ETS)در بیماران زنده مانده مبتلا به انفارکتوس قطعی میوکارد 4/43 درصد (دامنه اطمینان 95 درصد: 94/53-86/32) و نمره درمان وزن داده شده ([3]WTS) معادل 2/22 درصد (دامنه اطمینان 95 درصد: 03/31-36/13) به دست آمد. مرگ و میر 28 روزه در مجموعه بیماران، 09/9 درصد (دامنه اطمینان 95 درصد: 33/12-85/5) بود.
نتیجه‌گیری: علیرغم قابل قبول بودن شاخص‌های فرآیند و نتیجه درمان در مقایسه با شاخص‌های مربوط به مراکز همکار طرح مونیکا، بایستی تفاوت نمونه‌گیری بیمارستانی این مطالعه را با مطالعات مبتنی بر جمعیت پروژه مونیکا مد نظر داشت؛ شاخص‌های کیفیت مراقبت در صورت افزوده شدن موارد مرگ پیش بیمارستانی (که سطح مراقبتی آنان پایین‌تر از بیماران مراقبت شده در بیمارستان‌ها می‌باشد) کاهش شدیدی خواهد یافت.


عارف رحیمی، سیما مازیار، فرخ‌لقا احمدی، سوگل شهریاری، فاطمه فتاحی، سارا جم، بنفشه مرادمند بدیع، زهرا کروریان،
دوره 66، شماره 9 - ( 9-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: کم‌خونی عارضه شایعی در بیماران همودیالیزی است که با موربیدیتی و مورتالیتی بالایی همراه است. از آنجایی‌که علت اصلی کم‌خونی اورمیک کاهش تولید اریتروپوئیتین (EPO) می‌باشد، تجویز اریتروپوئیتین نوترکیب انسانی (rHuEPO) در اکثریت بیماران سبب تصحیح کم‌خونی می‌شود. عده‌ای از بیماران همودیالیزی، بدون نیاز به EPO هموگلوبولین قابل قبولی خواهند داشت، علل آن می‌تواند مدت همودیالیز، نمایه توده بدنی (BMI) و سطح پلاسمایی لپتین باشد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط سطح پلاسمایی لپتین و میزان نیاز به EPO می‌باشد.

روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی، 50 بیمار همودیالیزی واجد شرایط که هموگلوبولین بالاتر از mg/dl 11 داشتند وارد مطالعه شدند. سطح پلاسمایی لپتین و آلبومین آنان در شروع همودیالیز اندازه‌گیری و BMI و میزان نیاز هفتگی آنان به rHuEPO محاسبه گردید. اطلاعات مربوط به سن، جنس، مدت زمان همودیالیز و علت نارسایی کلیه از پرونده آنان استخراج گردید. 

یافته‌ها: در بررسی 50 بیمار همودیالیزی، 27 مرد و 23 زن، با میانگین سنی 57 سال، ارتباطی بین نیاز هفتگی بیماران به rHuEPO با جنس، BMI، علت نارسایی کلیه و سطح پلاسمایی آلبومین به‌دست نیامد. همین‌طور با سطح پلاسمایی لپتین (254/0=p). ولی ارتباط معنی‌داری بین نیاز هفتگی بیماران به rHuEPO با مدت زمان همودیالیز (0001/0 

نتیجه‌گیری: بر اساس این مطالعه، سطح پلاسمایی لپتین ارتباط مستقیمی با میزان نیاز فرد به دریافت rHuEPO ندارد و لپتین نمی‌تواند عامل مؤثری در اریتروپوئزیس بیماران باشد. البته سن بالاتر و مدت زمان کوتاه‌تر همودیالیز با کاهش نیاز فرد به دریافت rHuEPO همراه بوده است.


محمد کلانی، حسین فروتن، عارف رحیمی، هادی غفرانی، شیوا احدپور بهنامی،
دوره 68، شماره 6 - ( 6-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: سندرم روده تحریک‌پذیر (IBS) بیماری شایع گوارشی می‌باشد. از عامل احتمالی این بیماری تغییر در فلور میکروبی روده و رشد بیش از حد باکتری‌ها می‌باشد. شواهد مبنی بر نقش علت فوق در حال افزایش است. علایم بالینی IBS و رشد بیش از حد باکتری‌ها مشابه می‌باشد ولی رابطه علیتی بین آنها ثابت نشده است. اینکه اختلال حرکتی روده موجب رشد بیش از حد باکتری‌ها می‌شود و یا بالعکس مشخص نیست.

روش بررسی: جهت بررسی اثربخشی داروی بیسموت ساب‌سیترات در بهبود علایم گوارشی بیماران، مطالعه‌ای به‌صورت کارآزمایی بالینی دوسوکور انجام شد و سه علامت تواتر درد شکمی، تعداد دفعات اجابت مزاج و شدت نفخ بررسی شد.

یافته‌ها: 119بیمار مورد مطالعه قرار گرفتند. تعداد 59 بیمار دارو و تعداد 60 بیمار دارونما دریافت کردند. در انتهای مرحله دوم هر سه علامت به‌طور معنی‌داری بهبودی داشته‌اند (001/0p<) ولی تفاوت آماری معنی‌داری در بهبودی این علایم در گروه دارو با گروه دارونما مشاهده نگردید.

نتیجه‌گیری: با توجه به آنالیزهای انجام شده مشخص گردید که تفاوت آماری معنی‌داری در بهبود علایم بین دو گروه دریافت کننده بیسموت ساب‌سیترات و دارونما وجود ندارد. نقش آنتی‌بیوتیک‌ها در بهبود کیفیت زندگی این بیماران نیاز به مطالعه بیشتری در آینده دارد. مداخله: پس از تقسیم‌بندی تصادفی بیماران به گروه دارو و دارونما در گروه دارو به مدت دو هفته بیسموت‌ساب سیترات به میزان mg120 چهار بار در روز و در گروه دارونما به مدت دو هفته دارونما چهار بار در روز تجویز گردید.


محمد جعفر محمودی، مونا هدایت، فرشاد شریفی، بانو عدالت، مژده میرعارفین، مریم قادرپناهی، حسین فخرزاده،
دوره 69، شماره 12 - ( 12-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعات اپیدمیولوژیک رابطه مثبت، منفی، U شکل و یا J شکل بین فشارخون با عملکرد شناختی و زوال عقل گزارش کرده‌اند در حالی‌که در برخی مطالعات هیچ رابطه قابل ملاحظه‌ای گزارش نشده است. هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط بین پرفشاری خون و اختلال شناختی در سالمندان ساکن بنیاد خیریه کهریزک بود. روش بررسی: در این مطالعه مقطعی اطلاعات در ظرف یک هفته از ابتدای تیرماه سال 1387 جمع‌آوری شد. از بین 850 نفر افراد 65 سال یا بالاتر ساکن آسایشگاه خیریه کهریزک، 185 نفر به‌صورت تصادفی انتخاب گردیدند. ارزیابی مختصر شناختی تکمیل شد. میانگین قرائت‌های فشارخون ثبت شد. اندازه‌گیری‌های آنتروپومتری و بیوشیمیایی انجام گردید. یافته‌ها: در افراد دچار اختلال شناختی فشارخون سیستولیک، فشارخون دیاستولیک و میانگین فشارخون بیش‌تر از افراد با وضعیت شناختی نرمال بود که از نظر آماری قابل ملاحظه نبود. نسبت شانس ابتلا به اختلال شناختی در مبتلایان به پرفشاری ‌خون و در غیرمبتلایان به پرفشاری ‌خون به ترتیب 52/1 و 58/1 بود (05/0
پرویز دیهیمی، محمودرضا عارفیان، پروین محزونی،
دوره 72، شماره 10 - ( دی 1393 )
چکیده

زمینه و هدف: فیبروماتوزیس‌ها پرولیفراسیون‌های فیبروبلاستیک هستند که مشی بیولوژیک و الگوی هیستوپاتولوژیک آنها حد واسط ضایعات خوش‌خیم فیبروبلاستیک و فیبروسارکوماست. بر این اساس به دلیل هم پوشانی خصوصیات هیستوپاتولوژیک فیبروسارکوما به‌خصوص نوع درجه کم با فیبروماتوزیس، پژوهش حاضر برای یافتن معیارهای دقیق‌تر تمایز هیستوپاتولوژیک و ایمونوهیستوشیمیایی این ضایعات انجام گرفت. روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، تعداد 40 نمونه از آرشیوهای آسیب‌شناسی بیمارستان‌های دانشگاه‌های علوم پزشکی اصفهان و تهران بین سال‌های 1382 تا 1392 شامل 20 نمونه فیبروسارکوما و 20 نمونه فیبروماتوزیس، انتخاب شدند و خصوصیات هیستوپاتولوژیک و ایمونوهیستوشیمیایی آنها برای نشانگرهای Ki-67 و بتا-کاتنین با میکروسکوپ نوری بررسی و مقایسه شدند. یافته‌ها: میانگین سن (063/0P=، توزیع فراوانی جنس (197/0P=)، میزان نکروز (602/0P=)، میزان وضوح هستک (799/0P=) و میانگین SID نشانگر بتا-کاتنین (369/0P=) تفاوت معناداری بین فیبروماتوزیس و فیبروسارکوما به دست نیامد، اما در رابطه با توزیع فراوانی ناحیه (017/0P=)، میزان میتوز (001/0P<)، میزان طرح استخوان جناغی (043/0P=)، میزان سلولاریتی (001/0P<)، میزان هم‌پوشانی هسته‌ها (001/0P<)، میانگین Ki-67 (046/0P=)، میانگین حدKi-67 (001/0P=) و میزان آتیپیسم (001/0P<) تفاوت معناداری بین فیبروماتوزیس و فیبروسارکوما به دست آمد. نتیجه‌گیری: با توجه به تفاوت معنادار بین دو تومور در میزان اشکال میتوتیک، بروز نشانگر میتوتیک Ki-67، طرح جناغی، سلولاریته و آتیپیسم، این خصوصیات می‌‌توانند در افتراق ضایعات پاتولوژیک اشاره شده ملاک قرار گیرند ولی عدم وجود تفاوت معنادار بین دو تومور در بروز و شدت بتاکاتنین، وضوح هستک‌ها و نکروز نشان می‌دهد که آنها معیارهای افتراق معتبری نیستند.
سهیلا امینی مقدم، سارا نوروزی، عارفه فیاضی،
دوره 75، شماره 4 - ( تیر 1396 )
چکیده

زمینه و هدف: حاملگی مولار، به‌ویژه بیماری تروفوبلاستیک پایدار حاملگی یکی از مسائل مهم و نگران‌کننده در طب مامایی و زنان است. اما آن‌چه بیش از بروز بیماری تروفوبلاستیک پایدار حاملگی و درمان آن اهمیت دارد، پیامدهای بارداری بعدی است. از آن‌جا که این بیماری بیشتر زنان در سنین باروری را درگیر می‌کند، از نکات مهم در موفقیت درمان پیامدهای باروری می‌باشد. هدف از این مطالعه، یافتن پیامدهای بارداری پس از انجام شیمی‌درمانی با اکتینومایسین-دی در بیماران تروفوبلاستیک پایدار کم خطر می‌باشد.
روش بررسی: این مطالعه کوهورت گذشته‌نگر بر روی ۷۴ بیمار که بین سال‌های ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۳ با تشخیص نئوپلازی تروفوبلاستیک حاملگی بارداری کم‌خطر به بیمارستان‌های فیروزگر و بیمارستان میرزا کوچک‌خان مراجعه کرده و یا ارجاع شده بودند، انجام شد. بیمارانی که پس از ساکشن کورتاژ مول (و یا هر حاملگی دیگری) به‌دلیل افزایش بیش از ۱۰% سطح Beta-hCG برای سه هفته و یا در حد تغییر ۱۰% (پلاتو) برای چهار هفته، تحت شیمی‌درمانی با اکتینومایسین‌-دی قرار گرفته بودند، وارد مطالعه شدند. نتایج باروری بعدی این بیماران با استفاده از داده‌های مندرج در پرونده شان گردآوری و مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافته‌ها: از ۷۴ بیمار که وارد مطالعه شدند ۸۴% زایمان موفق و بدون عارضه، ۴% سقط، ۴% تکرار مول، ۲/۷% پره‌اکلامپسی، ۵/۴% زایمان زودرس مشاهده شد. همچنین در بررسی کنونی هیچگونه مرده‌زایی و ناهنجاری جنینی نیز مشاهده نگردید.
نتیجه‌گیری: پیامدهای باروری پس از شیمی‌درمانی با اکتینومایسین، تفاوتی با افرادی که شیمی‌درمانی نمی‌شوند، ندارد.

ناهید عارفی لیسار، پریوش کردبچه، ساسان رضایی، مهین صف آرا، روشنک داعی قزوینی، حیدر بخشی، زهرا امیدوار جلالی،
دوره 75، شماره 12 - ( اسفند 1396 )
چکیده

زمینه و هدف: ولوواژینیت کاندیدایی دوران بارداری می‌تواند با‏ عوارضی همچون سقط جنین، پارگی زودرس کیسه آب، تولد نوزاد کم وزن، کوریوآمنیونیتیس و کاندیدیازیس سیستمیک مادرزادی مرتبط باشد. هدف از انجام این مطالعه شناسایی گونه‌های کاندیدا با روش‌های قارچ‌شناسی و مولکولی در زنان باردار مبتلا به کاندیدیازیس واژینال بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی بر روی ۸۰ زن باردار مراجعه‌کننده به بیمارستان شهید نورانی طالش از فروردین تا آذر ۱۳۹۵ (هشت ماه) انجام پذیرفت. کشت روی کروم آگار کاندیدا به منظور جداسازی و افتراق گونه‌های مهم بالینی به عمل آمد. کشت‌ها به‌مدت ۴۸ ساعت در C° ۳۵ انکوبه و کلنی‌های رشد یافته بر اساس رنگ و تعداد، شناسایی گردیدند. تایید نهایی گونه‌ها توسط روش Polymerase chain reaction-restriction fragment length polymorphism (PCR-RFLP) انجام پذیرفت.
یافته‌ها: ۲۰ مورد (۲۵%) از بیماران مبتلا به واژینیت کاندیدایی بودند. از ۲۲ ایزوله شناسایی شده توسط کشت، گونه‌های آلبیکنس به‌عنوان شایعترین گونه (۷۲/۸%)۱۶، گلابراتا (۲۲/۷%)۵ و کروزه‌ای (۴/۵%)۱ شناسایی گردیدند. دو بیمار دارای عفونت توام (گونه‌های آلبیکنس و گلابراتا) بودند درحالی‌که با روش PCR-RFLP، گونه‌های شناسایی شده به‌ترتیب شامل: آلبیکنس (۵۹/۱%)۱۳، گلابراتا (۲۲/۷%)۵، تروپیکالیس (۱۳/۶%)۳ و کروزه‌ای (۴/۵%)۱ مورد گزارش گردیدند. در این پژوهش از نظر آماری ارتباط معنادار بین کاندیدیازیس واژینال با علایم بالینی (۰/۰۰۰۱P<)، دیابت (۰/۰۱۴P<) و استفاده از آنتی‌بیوتیک‌ها (۰/۰۰۳P<) وجود داشت.
نتیجه‌گیری: روش PCR-RFLP به‌عنوان یک روش تکمیلی توانست گونه‌های کاندیدا را به‌درستی تعیین هویت نماید.

 

رقیه گلشا، عارف گوران اوریمی، بهناز خدابخشی، فاطمه مهرآور،
دوره 78، شماره 4 - ( تیر 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: میزان مرگ‌ومیر ناشی از سپسیس و پنومونی در بیماران مبتلا به مرحله نهایی نارسایی مزمن کلیوی نسبت به جمعیت عمومی بیشتر است. عفونت‌های باکتریایی شایعترین علت بستری در بیماران دیالیزی می‌باشد و شایعترین منبع باکتریمی در این بیماران دسترسی‌های عروقی می‌باشد. از این‌رو این مطالعه با هدف تعیین شیوع علل عفونی منجر به بستری در بیماران مبتلا به مرحله نهایی نارسایی مزمن کلیوی در شهر گرگان انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مقطعی و توصیفی- تحلیلی است که به روش سرشماری بر روی بیماران مبتلا به مرحله نهایی نارسایی مزمن کلیوی که به‌علل عفونی در طی سال‌های 1393 تا 1395 در مرکز آموزشی درمانی پنج آذر گرگان بستری شدند انجام شد. داده‌های مربوط به بیماران از طریق پرونده‌های بالینی آنان گردآوری گردید.
یافته‌ها: شیوع ابتلا به بیماری‌های عفونی در بیماران مبتلا به مرحله نهایی نارسایی مزمن کلیوی طی سه سال، 7/12% بود به‌طوری که از تعداد 100 بیمار مبتلا به مرحله نهایی نارسایی مزمن کلیوی بستری شده با علل عفونی، بیشترین فروانی نوع بیماری عفونی، عفونت کاتتر (43%) بوده و سپسیس (18%)، عفونت دستگاه ادراری (11%) و پنومونی (8%) در مراتب بعدی قرار داشتند. سن (003/0P=)، جنس (01/0P=)، طول مدت ابتلا (009/0P=)، اعتیاد به مواد مخدر (01/0P=) و ابتلا به دیابت (01/0P=) از عوامل موثر بر بروز عوارض عفونی در بیماران مبتلا به مرحله نهایی نارسایی مزمن کلیوی بوده است.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که عفونت کاتتر با بیشترین شیوع علت عفونت در بیماران مبتلا به مرحله نهایی نارسایی مزمن کلیوی می‌باشد.

عارف سادات، خدیجه اوتادی، زهرا فخاری، نورالدین نخستین انصاری، حسین باقری، ارسلان قربانپور،
دوره 78، شماره 7 - ( مهر 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعات نشان داده‌اند که 75% از مردان و 35% از زنان بالای سن 10 سال دارای کوتاهی همسترینگ هستند. سوزن زدن خشک (Dry needling) یکی از روش‌هایی است که می‌تواند در زمان کمتری نسبت به سایر مداخلات باعث بهبود انعطاف‌پذیری همسترینگ شود. هدف تحقیق کنونی بررسی اثر سوزن زدن خشک بر انعطاف‌پذیری و شاخص‌های الکتروفیزیولوژیک در مردان سالم با کوتاهی همسترینگ بود.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی دوسویه‌کور با گروه کنترل که از آذر تا بهمن 1397 در آزمایشگاه دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد، 30 مرد سالم با کوتاهی همسترینگ به‌طور تصادفی به دو گروه سوزن خشک (15 نفر) و سوزن شم (Sham needle) (15 نفر) تقسیم شدند. در هر دو گروه سوزن خشک و سوزن شم، در سه نقطه از عضله همسترینگ و در هر نقطه به مدت یک دقیقه مداخله اعمال شد. معیارهای پیامد مورد بررسی شامل انعطاف‌پذیری براساس آزمون باز کردن غیرفعال زانو(Passive knee extension test) ، زمان تاخیر رفلکس اچ (H reflex latency) و تحریک‌پذیری موتور نورون  (Motor neuron excitability)بودند که در سه زمان پیش از مداخله، بلافاصله پس از مداخله و یک هفته پس از مداخله اندازه‌گیری شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد میانگین آزمون باز کردن غیرفعال زانو پس از مداخله بین دو گروه تفاوت معنادار نداشت (54/0P=). همچنین میانگین زمان تاخیر رفلکس اچ پس از مداخله بین دو گروه تفاوت معنادار نداشت (84/0P=) و میانگین تحریک‌پذیری موتور نورون نیز پس از مداخله بین دو گروه تفاوت معناداری نداشت (41/0P=).
نتیجه‌گیری: یافته‌های این مطالعه نشان داد که سوزن زدن خشک اثری بر روی انعطاف‌پذیری همسترینگ و شاخص‌های الکتروفیزیولوژیک ثبت شده از عضله سولئوس افراد سالم دارای کوتاهی همسترینگ ندارد.

حمیدرضا عزیزی فارسانی، شایسته خراسانی‌زاده، نورمحمد عارفیان، هومن تیموریان، غلامرضا محسنی، فرانک بهناز، حمیده آرین‌نیا،
دوره 79، شماره 5 - ( مرداد 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: این مطالعه با هدف بررسی اثر بی‌دردی ایبوپروفن وریدی و آپوتل در مقایسه با رژیم مورفین وریدی در بیماران تحت عمل جراحی دیسک کمر انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه که با روش کارآزمایی دوسوکور بر روی بیماران تحت عمل جراحی دیسک کمر با درد متوسط تا شدید (نمره‌ی VAS یا Visual analog scale بیشتر از چهار) که در شهریور 1397 به بیمارستان شهدای تجریش مراجعه کرده بودند انجام شد، بیماران به دو گروه تقسیم شدند. برای بیماران گروه A ایبوپروفن با دوز mg 800 در cc 100 نرمال سالین به ‌مدت 30 دقیقه و سپس mg 400 در cc 100 نرمال سالین هر شش ساعت و نیز آپوتل با دوز mg 30 به‌ازای هر kg وزن در cc 100 نرمال سالین به مدت 15 دقیقه هر هشت ساعت تجویز شد. در گروه B، مورفین با دوز  μg70 به‌ازای هـر kg با دوز بارگیری (Loading dose) به‌صورت بولوس و در ادامه برای دوز نگهدارنده ((Maintenance، μg 20 به‌ازای هر kg بر ساعت (حداکثر یک mg در ساعت) با استفاده از پمپ PCA انفوزیون گردید و 60 دقیقه پس از عمل، درد بیماران با استفاده از مقیاس آنالوگ اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: براساس نتایج، بیشترین میزان درد در هر دو گروه مـورد مطالعه پس از گذشت زمان بـه‌صورت معناداری کاهش پیدا کرد. اما اختلاف معنا‌داری بین دو گروه مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: مطالعه نشان داد که ترکیب ایبوپروفن و آپوتل با عوارض کمتر نسبت به مورفین توانسته در کنترل درد پس از جراحی مؤثر باشد.

محمد نصر اصفهانی، عارف جاوری، فرهاد حیدری، مجید جاوری،
دوره 80، شماره 4 - ( تیر 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعات نشان می‌دهند که عوامل متعددی بر نتیجه احیاء قلبی- ریوی موثر هستند، در این مطالعه برآنیم تا فراوانی عوامل مختلف و اثربخشی آنها را بر نتیجه احیاء قلبی- ریوی مشخص نماییم.
روش بررسی: مطالعه به شیوه مقطعی و غیراحتمالی ساده از مراجعین (848 بیمار مورد احیاء) به اورژانس بیمارستان الزهرا اصفهان بین فروردین 1394 تا فروردین 1398 که در اورژانس بیمارستان دچار ایست قلبی-ریوی شده‌اند، انجام شد. برای تحلیل با استفاده از شاخص‌های آماری و روش جداول متقاطع داده‌ها با Chi-squre test و Student’s t-test به تحلیل داده‌ها پرداخته شده است و میزان اثرات متغیرها بر نتیجه احیاء براساس ماهیت متغیرها با استفاده از روش‌های Logistic regression مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌ها: در این مطالعه از 848 بیمار مورد احیاء قرار گرفته، 583 نفر (8/68%) مرد و 265 نفر (2/31%) زن بودند. میانگین سنی تمام بیماران مورد مطالعه 17/21±74/62 سال می‌باشد. در احیاء‌های موفق میانگین سنی بیماران 17/21±74/62 سال، حداکثر سن 116 سال و حداقل سن شش سال و در احیاءهای ناموفق میانگین سنی بیماران 79/21±33/62 سال، حداکثر سن 108سال و حداقل سن یک ماه بوده است. در این مطالعه مشاهده شد که با افزایش سن بیماران میزان عدم موفقیت احیاء افزایش می‌یابد. وجود بیماری زمینه‌ای باعث افزایش عدم موفقیت در نتیجه احیاء خواهد شد.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان می‌دهد که عوامل متعددی در موفقیت احیاء موثر می‌باشد که درجه اثرگذاری آنها بسته به موقعیت و شرایط بیماران متفاوت می باشد و باید باهم در نظر گرفته شود.

 
فاطمه حیاتی، فریبا طالبی، مریم خمبی شوشتری، سید بهمن قادریان، لیلا مرادی، آسیه عارف،
دوره 82، شماره 5 - ( مرداد 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: امپاگلیفلوزین، با کاهش باز جذب کلیوی گلوکز، هیپرگلیسمی را در بیماران مبتلابه دیابت نوع دو کاهش می‌دهد و با پیشرفت کندتر بیماری کلیوی دیابتی مرتبط است. بنابراین هدف از مطالعه حاضر مقایسه پیامد‌های کلیوی در بیماران دیابتی نوع دو با و بدون مصرف امپاگلیفلوزین است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه‌ی مقطعی است که بر‌اساس اطلاعات مندرج در پرونده‌های بیماران مراجعه‌کننده به درمانگاه‌های بیمارستان امام خمینی و گلستان اهواز از مهر 1400 تا شهریور 1401 صورت گرفته است. بر این اساس 136 نفر فرد مبتلابه دیابت نوع دو، وارد مطالعه شدند، یک گروه بیمارانی که سه ماه امپاگلیفلوزین مصرف کرده‌اند و گروه دیگر بیمارانی که این درمان را دریافت نکرده‌اند. داده‌های بیماران شامل کراتینین سرم، HBA1C، آلبومینوری، وزن، فشارخون، عوارض جانبی، استخراج‌شده و داده‌های بیماران سه و شش ماه پس از دریافت امپاگلیفلوزین جمع‌آوری شدند.
یافته‌ها: در این مطالعه 56 (2/41%) مرد و 80 (8/58%) زن بودند. تغییرات eGFR (044/0P=) و (003/0p=HbA1C (014/0P=)، آلبومینوری (001/0=P) طی سه ماه و شش ماه و تغییرات فشارخون سیستولیک (020/0) طی سه ماه میان گروه دریافت‌کننده امپاگلیفلوزین نسبت به گروه کنترل به‌طور معناداری متفاوت بوده، اما میان دو گروه از نظر تغییرات وزن طی سه ماه و شش ماه (97/0=P) و تغییرات فشارخون سیستولیک طی شش ماه (13/0=P) تفاوت معناداری وجود نداشت.
نتیجه‌گیری: مصرف امپاگلیفلوزین می‌تواند باعث بهبود عملکرد کلیه و کمتر شدن آلبومینوری شود.

 
ندا فرجی، محبوبه علیزاده، اصغر قربانی، حدیثه هوسمی رودسری، سمانه اکبرپور، محمد عارفی،
دوره 82، شماره 11 - ( بهمن 1403 )
چکیده

زمینه و هدف افزایش آمیلاز سرم در برخی بیماران مبتلا به کووید -19 به ویژه در موارد شدید بیماری گزارش شده است. این افزایش می‌تواند نشان‌دهنده درگیری پانکراس (پانکراتیت) ناشی از عفونت ویروسی نیز باشد. این مطالعه مقطعی با هدف ارزیابی نقش سطح آمیلاز سرم به عنوان نشانگر پیش‌آگهی در بیماران کووید-۱۹ انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر به صورت مقطعی توصیفی بر روی ۱۵۰ بیمار بستری شده با تشخیص قطعی کووید-۱۹ در بیمارستان بهارلو تهران طی دوره یکساله (تیر 1400-تیر 1401) انجام گردید. در این مطالعه، سطح آمیلاز سرم تمام بیماران در ۲۴ ساعت اول بستری با روش سنجش رنگ‌سنجی اندازه‌گیری شد. معیار افزایش آمیلاز، سطحی بیش از سه برابر حد نرمال (بیشتر از ۳۰۰ واحد بر لیتر) در نظر گرفته شد. داده‌های دموگرافیک، بالینی و پیامدهای درمانی شامل مدت بستری، نیاز به پذیرش در بخش مراقبت‌های ویژه و مرگ‌ومیر ثبت گردید.
یافته‌ها: نتایج مطالعه نشان داد که ۳۰ بیمار (20%) سطح آمیلاز سرم بالا داشتند. این گروه در مقایسه با بیماران دارای سطح نرمال آمیلاز، میانگین مدت بستری طولانی‌تری داشتند (۱۴ روز در مقابل هشت روز، 003/0P=)، همچنین نرخ مرگ‌ومیر در گروه با آمیلاز بالا به طور معناداری بیشتر بود (15% در مقابل 5%، 02/0P=)، نیاز به بستری در بخش مراقبت‌های ویژه نیز در این گروه بالاتر گزارش شد (۲۵% در مقابل ۱۰%، 01/0P=). تحلیل رگرسیون لجستیک چندمتغیره پس از تعدیل اثر سن، جنس و بیماری‌های همراه نشان داد که سطح آمیلاز بالا به صورت مستقل با پیامدهای نامطلوب بالینی مرتبط است (OR=2.3, 95% CI:1.4-3.8).
نتیجه‌گیری: این یافته‌ها نشان می‌دهد که اندازه‌گیری سطح آمیلاز سرم در بدو پذیرش می‌تواند به‌عنوان یک نشانگر ساده و در دسترس برای شناسایی بیماران پرخطر مفید باشد. افزایش سطح آمیلاز در بیماران کووید -19 نشانه بیولوژیکی مهمی از درگیری چندارگانی (پانکراس و کلیه) و التهاب شدید است که با پیش آگهی بدتر و مرگ‌ومیر بالاتر مرتبط است. پایش این نشانگر می‌تواند به تصمیم گیری بالینی و بهبود پیامد کمک کند.

 
فاطمه حبیب‌الهی، غزاله اسلامیان، کیانا حسیبی، سپهر خوشباف خیابانیان، بنت‌الحسنی دهقان نیری، عارف عادلی مسبب،
دوره 82، شماره 12 - ( اسفند 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: ناباروری به عدم بارداری طبیعی پس از یک سال رابطه جنسی منظم و بدون محافظت گفته می‌شود. یکی از روش‌های درمان زوج‌های نابارور، فناوری‌های کمک باروری است. بیسفنول‌آ، موجود در پلاستیک‌ها، با افزایش ناباروری مرتبط است. این مرور نظام‌مند بررسی می‌کند که آیا بیسفنول‌آ بر نتایج فناوری‌های کمک باروری تأثیر دارد.
روش بررسی: مقالات، بدون محدودیت زمانی تا دسامبر 2024، در پایگاه‌های اطلاعاتی PubMed، Google Scholar، Web of Science و Scopus مورد جستجو قرار گرفتند. در مجموع 23 مطالعه مورد ارزیابی قرار گرفت. سرعنوان‌های موضوعی پزشکی برای کلیدواژه‌های مرتبط استفاده شد و منابع مقالات نیز به‌صورت دستی بررسی گردید. پس از غربالگری 779 مقاله و حذف موارد تکراری، 23 مطالعه انسانی مشاهده‌ای با معیارهای ورود مشخص، شامل مقالات بررسی کیفیت تخمک، پارامترهای اسپرم، ذخیره تخمدانی، لقاح، لانه‌گزینی و پیامدهای بالینی فناوری‌های کمک باروری وارد تحلیل کیفی شدند.
یافته‌ها: شواهد نشان داد که سطوح بالاتر BPA با کاهش تعداد و کیفیت تخمک‌ها، افت سطح استرادیول، اختلال در بلوغ تخمک و افزایش نرخ شکست لانه‌گزینی همراه است. برخی مطالعات نیز به کاهش ذخیره تخمدان و اثرات منفی بر کیفیت اسپرم اشاره داشتند. اگرچه اکثریت نتایج همسو بودند، ناهمگونی در روش‌های اندازه‌گیری BPA، حجم نمونه‌های کوچک، و طراحی مقطعی بسیاری از مطالعات، استنباط علیتی را محدود می‌کند. عوامل تعدیل‌کننده‌ای مانند مصرف فولات و پلی‌مورفیسم‌های ژنی در برخی مطالعات اثر محافظتی بالقوه نشان دادند.
نتیجه‌گیری: شواهد موجود از ارتباط معکوس بین مواجهه با بیسفنول‌آ و پیامدهای فناوری‌های کمک باروری حمایت می‌کند، اما نیاز به پژوهش‌های آینده‌نگر با حجم نمونه بزرگ‌تر و روش‌های دقیق‌تر سنجش وجود دارد.

 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb