21 نتیجه برای عطایی
سیدطاهر اصفهانی، عباس مدنی، مریم تشویقی، نعمت اله عطایی، پروین محسنی،
دوره 57، شماره 4 - ( 4-1378 )
چکیده
دویست کودک مبتلا به نارسایی پیشرفته کلیه که بین سالهای 1369 الی 1376 به بخش دیالیز بیمارستان مرکز طبی کودکان تهران مراجعه کرده بودند، از نظر علل پیدایش نارسایی کلیه تحت بررسی قرار گرفتند. سن این کودکان 14-1 سال و میانگین آن 8/14 سال بود. تفاوت عمده ای از نظر شیوع نارسایی بین دو جنس مذکر و مونث نبود. پیلونفریتها و آنومالیهای انسدادی دستگاه ادراری در بیماران ما (35/5 درصد)، شایعترین علت نارسایی کلیه را تشکیل می دادند، سپس بیماریهای گلومرولی با 22/5 درصد و بیماریهای ارثی با 13/5 درصد قرار داشتند. با توجه به اینکه نارسایی حاصل از غالب موارد پیلونفریتها و آنومالیهای انسدادی، با تشخیص و درمان به موقع و صحیح قابل پیشگیری است و همینطور در بسیاری موارد، با راهنمایی والدین می توان از تولد کودک مبتلا به بیماریهای ارثی پیشگیری کرد، می توان نتیجه گرفت که تقریبا نیمی از موارد نارسایی کلیه کودکان قابل پیشگیری می باشد.
نعمت اله عطایی، فرزاد کمپانی، عباس مدنی، نازیلا رضایی،
دوره 60، شماره 3 - ( 3-1381 )
چکیده
مقدمه: عفونت دستگاه ادراری یکی از عفونت های شایع در شیرخواران و کودکان می باشد که می تواند موجب تغییرات پایدار در کلیه شود. امروز اسکن DMSA، یک روش بسیار حساس و انتخابی در ارزیابی بیماران مبتلا به پیلونفریت حاد می باشد.
مواد و روشها: در این پژوهش آینده نگر تغییرات پارانشیم کلیه در 62 کودک با محدوده سنی 1 ماه تا 12 سال که برای اولین بار با تشخیص پیلونفریت حاد بستری شده بودند توسط اسکن DMSA مورد بررسی قرار گرفت. در همه بیماران در مرحله حاد عفونت، اسکن DMSA و سونوگرافی سیستم ادراری و در 60 بیمار بعد از منفی شدن کشت ادرار سیستوگرام بعمل آمد.
یافته ها: میزان آسیب پارانشیم کلیه در گروه سنی بالاتر بیشتر بود (P=0.04) ولی هیچ ارتباط معنی داری بین گرفتاری پارانشیم کلیه ها و میزان CPR ،ESR مشاهده نشد. در 62 بیمار جمعا 124 کلیه مورد بررسی قرار گرفت که در 106 کلیه (85/5 درصد) اسکن DMSA غیر طبیعی گزارش گردید در حالیکه سونوگرافی غیر طبیعی فقط در 24 کلیه (19/4 درصد) مشاهده شد (حساسیت 20 درصد و ویژگی 83 درصد) (Kappa=0.06). چهارده کودک (23/3 درصد) مبتلا به ریفلاکس ادراری بودند و از 99 کلیه بدون ریفلاکس در 83 درصد موارد یافته ها به نفع گرفتاری پارانشیم کلیه در اسکن DMSA بود.
نتیجه گیری و توصیه ها: بر اساس نتایج حاصل از این مطالعه حساسیت اسکن DMSA در تعیین درگیری پارانشیم کلیه در جریان پیلونفریت حاد بالاتر از سونوگرافی می باشد و نیز گرفتاری پارانشیم کلیه در کودکان مبتلا به پیلونفریت حاد حتی در صورت عدم وجود ریفلاکس ادراری شایع است.
عباس مدنی، نعمت اله عطایی، بهناز فلک الافلاکی،
دوره 61، شماره 1 - ( 1-1382 )
چکیده
مقدمه: سندرم نفروتیک اولیه حدود 90% از موارد نفروز دوران کودکی را تشکیل می دهد. برای کم کردن عوارض یا توکسیسیته کورتیکواستروئید و یا عودهای مکرر از پروتکل های مختلفی در درمان سندرم نفروتیک کودکان استفاده می شود. بمنظور بیان وضعیت کلینیکوپاتولوژی و نتایج درمانی، این مطالعه انجام شده است.
مواد و روش ها: ما 502 کودک مبتلا به سندرم نفروتیک اولیه را طی سال های 79-1360 مورد بررسی قرار دادیم.
یافته ها: از کل بیماران مورد مطالعه 5 کودک رمیسیون خودبخودی پیدا کردند و پاسخ اولیه به درمان در 313 مورد مثبت بود. از 184 بیمار باقیمانده از 78 مورد قبل از شروع درمان و در 106 مورد در ادامه درمان، حداقل یک نوبت بیوپسی کلیه بعمل آمد. از این تعداد در 67 مورد (36.4%) آسیب گلومرولی با ضایعات ناچیز (MCNS: Minimal change nephrotic syndrome) در 41 مورد (22.3%) اسکلروز گلومرولی قطعه ای کانونی (FSGS: Focal segmental glomerulosclerosis) در 28 مورد (15.2%) افزایش سلول های مزانژیال بصورت منتشر (DMP)، در 21 مورد (11.4%) گلومرولونفریت مامبرانوپرولیفراتیو (MPGN)، در 12 مورد (6.5%) گلومرونفریت پرولیفراتیو موضعی (FPGN)، در 8 مورد (4.3%) سندرم نفروتیک مادرزادی (CNS) و در نهایت در 7 مورد (3.8%) نفروپاتی مامبرانو (MN) از جمله یافته های مشاهده شده در مطالعه هیستولوژیک بود. از 103 کودک مبتلا به سندرم نفروتیک عود کننده و از نوع حساس و وابسته به استروئید 33 بیمار (31.7%) پس از درمان با لوامیزول رمیسیون طولانی مدت پیدا کردند. درمان با سیکلوفسفامید و سیکلوسپورین بترتیب در 49 مورد (50%) از 98 بیمار و 28 مورد (41.3%) از 68 بیمار منجر به رمیسیون طولانی مدت گردید.
نتیجه گیری و توصیه ها: این مطالعه نشان داد که در بیماران وابسته به استروئید یا دارای پاتولوژی MCNS، پاسخ به سیکلوفسفاماید یا سیکلوسپورین بهتر از گروه مقاوم به استروئید یا دارای پاتولوژی FSGS می باشد (P<0.05). بعلاوه، تجربه ما نشاندهنده فواید کلینیکی قابل توجه لوامیزول در بیماران مبتلا به سندرم نفروتیک از نوع عود کننده و وابسته به استروئید می باشد.
نعمت الله عطایی، سیدمحمد میلانی حسینی، فرزاد کمپانی،
دوره 61، شماره 2 - ( 2-1382 )
چکیده
مقدمه: تشخیص سریع، درمان، ارزیابی و پیگیری عفونت ادراری از جمله اقدامت ضروری در راستای کاهش اسکار در پارانشیم کلیه می باشد. این مطالعه بمنظور 1) بررسی توانایی سنتی گرافی، اولتراسوند و پارامترهای بیولوژیک در شناسایی گرفتاری کلیه در جریان پیلونفریت حاد، 2) ارزیابی رابطه بین کلیرانس کراتینین و درگیری کلیه، 3) مشخص نمودن فراوانی اسکار متعاقب پیلونفریت حاد انجام گردید.
مواد و روش ها: این پژوهش بطور آینده نگر در 54 کودک (با میانگین سنی 3.41±4.02 و گستره سنی 1 ماه تا 12 سال) که برای اولین بار با تشخیص پیلونفریت حاد در بخش بستری شده بودند، انجام گرفت. همه بیماران علاوه بر بررسی های بیولوژیک مثل شمارش گلبول های سفید (WBC: White blood cell) و اندازه گیری (ESR: Erythrocyte sedimentation rate) و (CRP: C-reactive protein)، تحت سونوگرافی، سنتی گرافی کورتکس کلیه در 5 روز اول شروع عفونت و سیستویورتروگرافی طی 10 روز اول بستری قرار گرفتند. از همه بیماران با اسکن غیرطبیعی حداقل سه ماه پس از شروع بیماری، مجددا سنتی گرافی بعمل آمد.
یافته ها: از 54 بیمار مورد بررسی در 93 از 108 واحد کلیه (86.1%) اسکن (DMSA: Technetium-99m dimercaptosuccinic acid) در فاز حاد بیماری غیرطبیعی گزارش گردید. 42 کودک مجددا تحت سنتی گرافی قرار گرفتند که از این تعداد در 8 شیرخوار در محدوده سنی زیر یکسال 9 از 16 واحد کلیه (56.25%)، در 16 کودک بین سنین 1 تا 5 سال 23 از 32 واحد کلیه (71.87%) و در 18 بیمار بزرگتر از 5 سال 33 از 36 واحد کلیه (93%) یافته ها به نفع پیدایش اسکار در پارانشیم کلیه بود. فراوانی اسکار کلیه در کودکان بزرگتر از 5 سال بیشتر از شیرخواران زیر یکسال بود. از کل بیماران مورد بررسی فقط در 10 بیمار (18.5%) سونوگرافی غیرطبیعی گزارش گردید. در سیستویورتروگرافی در 21 از 108 واحد کلیه یافته ها بنفع برگشت ادراری بود. حساسیت پارامترهای بیولوژیک شامل WBC و ESR و CRP و سونوگرافی بترتیب 78.5%، 64.5%، 69.9% و 18.5% و ویژگی آنها بترتیب 40%، 33.3%، 13.3% و 80% بود. رابطه بین میزان برطرف شدن تغییرات در پارانشیم کلیه در اسکن پیگیری و افزایش کلیرانس کراتینین از نظر آماری معنی دار بود (P<0.001). از طرف دیگر هیچگونه اختلاف معنی داری بین گروه ها در رابطه با WBC و ESR و CRP دیده نشد.
نتیجه گیری و توصیه ها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که در ارزیابی کودکان مبتلا به پیلونفریت و در معرض اسکار، استفاده از تکنیک سنتی گرافی می تواند از اعتبار و اطمینان بیشتری نسبت به سونوگرافی و پارامترهای بیولوژیک برخوردار باشد. در این مطالعه بین کاهش تغییرات پارانشیم کلیه در اسکن پیگیری و افزایش کلیرانس کراتینین رابطه معنی داری از نظر آماری مشاهده شد. بعلاوه این مطالعه نشان داد که تغییرات مشاهده شده در اولین اسکن ممکن است گذرا و موقتی باشد. به همین لحاظ ما پیشنهاد می کنیم حداقل سه ماه پس از شروع عفونت برای آگاهی از ماندگاری ضایعات و گذرا بودن آنها، از این بیماران مجددا اسکن DMSA بعمل آید.
نعمت الله عطایی، عباس مدنی، بهناز فلک الافلاکی،
دوره 61، شماره 4 - ( 4-1382 )
چکیده
مقدمه: سندرم نفروتیک شایعترین بیماری مزمن کلیوی در اطفال می باشد. اکثر کودکان درمان شده با دوره های کوتاه مدت پردنیزولون خوراکی، بعد از چند دوره عود، بهبود می یابند، معهذا دو گروه از بیماران فاقد این سیر بالینی هستند. گروه اول کودکانی که بدلیل وابستگی به پردنیزولون در معرض خطرات ناشی از عوارض داروی مذکور و گروم دوم کودکانی هستند که بدلیل مقاوم بودن به استروئید خوراکی لازمست از داروهای ایمونوساپرسیو استفاده نمایند.
مواد و روش ها: در این مطالعه سیر کلینیکی، ریسک فاکتورهای عود و عوامل پیشگویی کننده پی آمد طولانی مدت 502 کودک مبتلا به سندرم نفروتیک اولیه بطور متوسط بمدت 60 ماه (حداقل 3.5 ماه و حداکثر 240 ماه) طی سال های 79-1360 مورد پیگیری قرار گرفت.
یافته ها: از 502 بیمار، 5 مورد (1%) رمیسیون خودبخود پیدا کردند و پاسخ به درمان در 313 کودک مثبت بود. از 184 بیمار (78 مورد قبل از درمان، 106 مورد در ادامه درمان) حداقل یک نوبت بیوپسی کلیه بعمل آمد. در 103 بیمار مبتلا به سندرم نفروتیک عود کننده، حساس و وابسته به استروئید، لوامیزول باعث پیدایش رمیسیون طولانی مدت در 33 مورد (31.7%) از بیماران گردید. درمان با سیکلوفسفامید و سیکلوسپورین بترتیب در 49 مورد (50%) از 98 بیمار و 28 مورد (41.3%) از 68 بیمار منجر به رمیسیون طولانی مدت شد. در آخرین ارزیابی کلینیکی، رمیسیون طولانی مدت در 73 مورد (14.5%)، عود بیماری در 301 بیمار (59.9%)، تداوم پروتئینوری در 43 مورد (8.6%) و پیشرفت بیماری بسمت نارسایی پیشرفته کلیه ESRD در 33 بیمار (6.6%) مشاهده شد و شش مورد (1.2%) از کل بیماران که همه آنها دچار نارسایی مزمن کلیه شده بودند، فوت شدند. (5 مورد بدلیل عفونت و یک مورد بدلیل نارسایی قلبی-تنفسی). بین سن 5-1 سال در شروع بیماری و آتوپی بعنوان عوامل خطر غیر وابسته و عودهای مکرر ارتباط معنی داری وجود داشت (P<0.05). پاسخ به سیکلوفسفامید و سیکلوسپورین در بیماران مبتلا به سندرم نفروتیک وابسته به استروئید یا (MCNS: Minimal change nephrotic syndrome) بهتر از گروه مبتلا به نفروز مقاوم به استروئید (SRNS: Steroid-resistant nephrotic syndrome) یا دارای هیستوپاتولوژی FSGS بود (P<0.05). همچنین بین پروتئینوری مداوم، پرفشاری خون، هماچوری میکروسکوپیک یا ماکروسکوپیک، گلوکوزوری و پیشرفت بیماری بطرف ESRD رابطه معنی داری مشاهده شد (P<0.05).
نتیجه گیری و توصیه ها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که کودکان مبتلا به سندرم نفروتیک از نوع وابسته به استروئید یا دارای هیستوپاتولوژی MCNS در طولانی مدت از پیامد خوبی برخوردار می باشند. از طرف دیگر وجود برخی متغیرهای بالینی مثل پرفشاری خون و پارامترهای آزمایشگاهی از قبیل پروتئینوری مداوم، هیستوپاتولوژی (FSGS: Focal segmental glomerulosclerosis)، هماچوری و گلوکوزوری در طولانی مدت این گروه از کودکان را با پیامد نامساعدی مواجه می سازد. ضمنا این مطالعه نشان داد که بین سن پایین (کمتر از 5 سال)، آتوپی و افزایش میزان عود رابطه معنی داری وجود دارد.
عباس مدنی، مرجان شکیبا، نعمتالله عطایی، سیدطاهر اصفهانی، پروین محسنی،
دوره 63، شماره 1 - ( 2-1384 )
چکیده
مقدمه:ESRD به جهت مرگ و میر بالا، عوارض بیماری و کیفیت پایین زندگی و مشکلات درمان اعم از دیالیز و پیوند، از معضلات طب اطفال میباشد. در این مطالعه اتیولوژی و outcome در کودکان مبتلا به ESRD تحت همودیالیز در بیمارستان مرکز طبی کودکان تحت بررسی قرار گرفت.
مواد و روشها: 216 بیمار طی مدت 14 سال (از سال 1368 تا پایان سال 1381) در این مرکز تحت بررسی قرار گرفتند.
یافته ها و نتیجه گیری: نسبت ابتلا مذکر به مونث بود و پیک شیوع سنی 10 سال بود. در 30% بیماران علت ESRD اختلالات اورولوژیک مادرزادی بود که از این گروه 21% مبتلا به VUR و 5/8% دچار اوروپاتیهای انسدادی مادرزادی بودند. در 20% بیماران گلومرولوپاتیها علت ESRD بودند. 3/14% به علت نفروپاتیهای ارثی دچار ESRD شدند و 7% مبتلا به بیماریهای مولتی سیستمیک بودند. در 2/16% موارد علت ESRD مشخص نشد. از 216 بیمار 203 بیمار در این مرکز تحت پیگیری قرار گرفتند که از این تعداد در 145 نفر (4/71%) همودیالیز ادامه یافت، 28 نفر (8/13%) پیوند ناموفق و 15 نفر (4/17%) پیوند موفق داشتند. Mortality rate در این مطالعه 4/7% بود.
نعمتاله عطایی، عباس مدنی، احمد حسینی،
دوره 63، شماره 3 - ( 3-1384 )
چکیده
مقدمه: اگر چه درسال های اخیر در رابطه با درمان لوپوس تحقیقات متمرکزی صورت گرفته، لیکن تعداد کمی از این مطالعات در ارتباط با نفریت لوپوسی در اطفال بوده است. این بیماری درکودکان بویژه در گروه های مبتلا به گلومرولونفریت پرولیفراتیو منتشر و التهاب فعال انترسیس با پیش آگهی نامساعدی روبرو می باشد. همزمان با د سترسی به پروتکل های درمانی جدید در رابطه با بیماران مبتلا به انواع شدید نفریت لوپوسی، مشخص نمودن کودکانی که در معرض ابتلا به نارسائی کلیه قرار دارند، میتواند از اهمیت فزاینده ای برخور دار باشد. این مطالعه به منظور بررسی سیر بالینی، هیستوپاتولوژی، یافتههای سرولوژیک و اهمیت پروگنوستیک برخی پارامترها در تعیین ریسک فاکتورهای دخیل در پیدایش نارسائی کلیه و مرگ و میردر کودکان مبتلا به نفریت لوپوسی انجام شد.
مواد و روشها: در این مطالعه پرونده 30 کودک زیر ١٦ سال و مبتلا به نفریت لوپوسی که در مرکز طبی کودکان بین سالهای ١٣٦٨ لغایت ١٣٧٧ بستری و تحت درمان قرارگرفته بودند، بصورت گذشته نگر مورد بررسی قرار گرفت. از همه بیماران قبل از شروع درمان بیوپسی کلیه از راه پوست بعمل آمد. در 3 مورد بیوپسی پیگیری انجام شد. ضایعات بر اساس کلاسیفیکاسیون سازمان بهداشت جهانی) Organization (WHO World Health درجه بندی گردید. پارا مترهای بالینی و سرولوژیکی در زمان بیوپسی کلیه ثبت گردید .
یافته ها: از همه بیماران طی یکسال از شروع بیماری بیوپسی کلیه بعمل آمد. از این تعداد بر اساس طبقه بندی WHO در یک مورد کلاس II، ٥ مورد (٧/١٦%) کلاس III، ٢١ مورد ( ٧٠% ) کلاس IV و ٣ مورد ( ١٠%) کلاس Vاز جمله یافته های مشاهده شده در مطالعه هیستولوژیک بود. میانگین پیگیری بیماران ٦٠ ماه بود .در بیوپسی های انجام شده در زمان پیگیری یافتهها از نظر هیستولوژیکی در دو مورد ثابت ودر یک مورد پیشرونده گزارش گردید. در مجموع میزان ماندگاری ٥ ساله کلیه و بیمار بترتیب ٦٧/٤٦% (١٤ از٣٠) و ٣٣/٩٣% (٢ از ٣٠) بود. در گروه مبتلا به کلاس IV این میزان بترتیب٦١/٤٧% (١٠ از٢١) و ٢١/٩٥% ( ٠ ٢ از ٢١) از بیماران را شامل میشد. بیشترین موارد نارسائی پیشرفته کلیه ٦٦/٦٦% (٢ از٣) و مرگ و میر ٣٣/٣٣% (١ از٣) در کودکانی مشاهده شد که مبتلا به کلاس V بیماری بودند. هیپرتانسیون مداوم، آنمی ( هموگلوبین کمتر از <10gr/dl )، کلیرانس کراتینین کمتر از ml/min/1.73m2 /75، پروتئین اوری در حد نفروتیک در زمان انجام اولین بیوپسی از جمله پارامترهائی بودندکه بین این فاکتورها و سیر بیماری بطرف اختلال عملکرد یا نارسائی پیشرفته کلیه رابطه معنیداری وجود داشت (P<0.01).
نتیجهگیری و توصیهها: در این مطالعه کودکان مبتلا به کلاس IV نفریت لوپوسی نسبت به دیگر مطالعات انجام شده در سالهای قبل از پیشآگهی بهتری برخوردار بودند. از طرف دیگر بیماران مبتلا به پرفشاری خون، آنمی، کلیرانس کراتینین کمتر از ml/min/1.73m2 /75، پروتئین اوری در حد نفروتیک و نفریت لوپوسی کلاس V د ر زمان تشخیص با ریسک بالائی از سیر بیماری بطرف اختلال عملکرد یا نارسائی پیشرفته کلیه مواجه می باشند. کلاسیفیکاسیون هیستولوژیک ضایعات در شروع بیماری، اعمال برخی مراقبت های درمانی ویژه، استفاده از برخی روش های درمانی تهاجمی از قبیل انفوزیون پالس متیل پردیزولون و پالس سیکلوفسفاماید از جمله اقداماتی هستند که بنظر می رسد در پیشگیری از مختل شدن عملکرد کلیه و افزایش میزان بقاء کلیه و ماندگاری بیماران موثر باشد.
عباس مدنی، زهرا پور نصیری، عبدالمحمد کجباف زاده، نعمت اله عطایی، پروین محسنی، سید طاهر اصفهانی،
دوره 65، شماره 6 - ( 6-1386 )
چکیده
اختلال عملکرد دستگاه ادراری تحتانی میتواند علت عفونتهای مکرر ادراری Urinary Tract Infection (UTI) و ریفلاکس وزیکویورترال Vesico Ureteral Reflux (VUR) در کودکان باشد. هدف از این مطالعه ارزیابی فراوانی اختلال عملکرد مثانه در کودکان مبتلا به عفونت ادراری مکرر بوده است.
روش بررسی: در طول مطالعه 133 کودک (11 پسر و 122 دختر) وارد مطالعه شدند. دامنه سنی از 7 ماه تا 14 سال متغیر بود. گروه A شامل 78 کودک با سابقه UTI مکرر بدون VUR، در حالیکه گروه B شامل 55 کودک مبتلا به UTI و VUR بود. بررسیهای یورودینامیک (سیستومتری) بر روی تمام این کودکان انجام شد.
یافتهها: عملکرد غیرطبیعی سیستم ادراری تحتانی در 98 کودک (1/73%) دیده شد که 57 کودک از گروه A (1/78%) و 41 کودک از گروه B (8/78%) بودند. (05/0p>) شایعترین اختلال عملکرد دیسسینرژی دترسور اسفنکتر (DSD) بود که در 54% موارد وجود داشت،2/46% در گروه A و 60% در گروه B. (05/0p<) مثانه ناپایدار در 44 کودک (33%) دیده شد که تفاوت معنیداری در دو گروه نداشت. در 17 بیمار (6/12%) DSD همراه با ناپایداری مثانه بود. از نظر اختلال ادرار کردن حدود 20% کودکان در هر دو گروه هیچکدام از علائم اختلال را نداشتند، در حالی که 80% دیگر علائم مختلفی را گزارش میکردند که شایعترین آنها یبوست و اورجنسی بود. در نیمی از کودکان گروه A و یکچهارم افراد گروه B همزمانی چند علامت دیده میشد از جمله: تکرر ادرار، اورجنسی، ادرار منقطع، بیاختیاری، ادرار قطرهقطره و احتباس و یبوست.
نتیجهگیری: شایعترین اختلال عملکردی سیستم ادراری تحتانی در کودکان با UTI مکرر DSD است که در کودکان مبتلا به VUR با فراوانی بیشتری رخ میدهد.
سیدطاهر اصفهانی، عباس مدنی، مستانه مقتدری، نعمتاله عطایی، پروین محسنی، نیلوفر حاجیزاده، ناهید رحیمزاده، مرضیه حدادی،
دوره 65، شماره 12 - ( 12-1386 )
چکیده
سندرم نفروتیک یکی از بیماریهای قابل توجه دوران کودکی میباشد. گرچه مکانیسم پاتوفیزیولوژی آن روشن نیست. اکثر بیماران سیر بالینی خوشخیم داشته و به خوبی به استروئیدها پاسخ میدهند. در این مطالعه بهطور گذشتهنگر پیامد بالینی طولانی مدت 745 کودک مبتلا به سندرم تفروتیک حساس به استروئید از سال 1996 تا 2006 بررسی شد.
روش بررسی: دادههای موجود در پرونده پزشکی 745 کودک مبتلا به سندرم نفروتیک اولیه حساس به استروئید که حداقل به مدت شش ماه پیگیری شده بودند، بررسی گردید.
یافتهها: 1/63% پسر بودند. فراوانترین هیستوپاتولوژی Minimal Change Nephrotic Syndrome (2/30%)، Focal Segmental Glumerulosclerosis (25%) بود. در زمان مراجعه 6/22% از بیماران هماچوری میکروسکوپی داشتند. بیماران به طور متوسط 04/4±42/6 سال (شش ماه تا 22 سال) پیگیری شده بودند. 2/9% اصلا عود نداشتند، در حالی که 8/15% دچار عود مکرر شدند. در آخرین نوبت ویزیت، 7/49% از بیماران در وضعیت رمیسیون، 5/32% در عود و 29 نفر دچار نارسایی مزمن کلیه (CRF) یا End Stage Renal Disease بودند.
نتیجهگیری: اکثر کودکان مبتلا به سندرم نفروتیک ایدیوپاتیک هیستوپاتولوژی خوشخیم MCNS دارند و با درمان اولیه استروئید رمیسیون پیدا میکنند، عود در آنها شایع بوده و کمتر از 10% برای همیشه در رمیسیون باقی میماند. از بین فاکتورهای بالینی میزان پاسخدهی به عوامل استروئید sparing، تعداد عود و مدت رمیسیون پابرجا با پیامد بالینی بیماران ارتباط دارد. پیگیری طولانی مدت کودکان با سندرم نفروتیک اولیه لازم میباشد.
عباس مدنی، سید طاهر اصفهانی، ناهید رحیمزاده، نعمتالله عطایی، پروین محسنی، مستانه مقتدری، مرضیه حدادی،
دوره 66، شماره 2 - ( 2-1387 )
چکیده
سندرم نفروتیک در دوران کودکی اغلب با عودهای مکررهمراه است. جهت تعیین اثربخشی لوامیزول در درمان سندرم نفروتیک وابسته به استروئید (SDNS)، 305 کودک مبتلا به SDNS مراجعهکننده به مرکز طبی کودکان از سال 1365 لغایت 1385 بررسی شدند.
روش بررسی: تشخیص سندرم نفروتیک بر اساس معیارهای کلاسیک بود. هیچ کدام از بیماران علایم سندرم نفروتیک ثانویه نداشتند. پروتکل درمانی اولیه پردنیزولون با دوز mg/m260 روزانه در سه دوز منقسم برای چهار هفته بود. سپس در عرض سه تا شش ماه کم تا قطع شد. در صورت عود بعد از کاهش دوز پردنیزولون از لوامیزول استفاده گردید. وابستگی به استروئید به صورت عود در طی کاهش دوز استروئید یا 14 روز بعد از قطع استروئید در نظر گرفته شد.
یافتهها: از 305 کودک مبتلا به SDNS، 8/70% پسر بودند. متوسط سن بیماران در زمان مراجعه 1/3±8/4 سال (یک تا 15 سال) بود.در آخرین ویزیت، 84 نفر (5/27%) در رمیسیون، 220 نفر (1/72%) در وضعیت عود و نیاز به مصرف استروئید بودند. مصرف لوامیزول منجر به کاهش دوز استروئید و رمیسیون طولانی به ترتیب برای 68 (3/22%) و 90 بیمار (5/29%) شد. بعد از درمان با لوامیزول متوسط میزان عود (88/0±05/2 در برابر 23/1±1/1) و دوز روزانه استروئید (به ترتیب 39/0±74/0 در برابر 38/1±32/0 mg/kg) به طور معنیدار کاهش یافت (0001/0p<).
نتیجهگیری: لوامیزول به عنوان داروی موثر و با کمترین عوارض جانبی میتواند در درمان SDNS در دوران کودکی، به صورت داروی اولیه برای حفظ وضعیت رمیسیون با کاهش میزان عود و دوز استروئید به کار رود.
هومان هاشمیان، پرویز طباطبایی، سید احمد سیادتی، نعمتالله عطایی،
دوره 66، شماره 9 - ( 9-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونت دستگاه ادراری از علل اصلی اسکار کلیه محسوب میشود که خود عوارضی جدی همچون هیپرتانسیون یا نارسایی مزمن کلیه را در پی دارد. این مطالعه برای تبیین تاثیر درگیری پارانشیم کلیه طی عفونت ادراریاولیه (بر مبنای اسکن DMSA فاز حاد) و ریفلاکس وزیکواورترال (بر مبنای VCUG/RNC) در بروز اسکارکلیوی (بر مبنای اسکن DMSA تأخیری) انجام شده است.
روش بررسی: تعداد 103 کودک بستری در بیمارستان مرکز طبی کودکان مبتلا به اولین نوبت عفونت دستگاه ادراری مورد مطالعه قرار گرفتند. سن، وزن، نتایج اسکن DMSA اولیه و VCUG/RNC آنها ثبت شد. 6-4 ماه بعد، از هر بیمار یک اسکن DMSA تأخیری بهعمل آمد. سپس نتایج اسکن DMSA حاد و تأخیری بهتفکیک نتایج VCUG/RNC مقایسه گردید.
یافتهها: در جمعیت مورد مطالعه ما (103 کودک مبتلا به عفونت ادراری)، میانگینسنی 7/27±2/27 ماه بوده و 16 نفر (5/15%) پسر و 87 نفر (5/84%) دختر بودند. در موارد دچار ریفلاکس وزیکواورترال و فقدان آن، فراوانی ضایعات پایدار یا همان اسکار در کلیههای دچار پیلونفریت خفیف (6/28% و 7/8%) و متوسط (3/33% و 2/18%) فرق معنیداری نداشت ولی در پیلونفریت شدید (6/84% و 1/23%) در صورت وجود ریفلاکس واضحاً بالاتر بود (005/0=p). همچنین فراوانی بروز اسکار در کلیههای دچار ریفلاکس با تشدید پیلونفریت (طبیعی، خفیف، متوسط، و شدید) افزایش معنیداری نشان داد (3/8%، 6/28%، 3/33%، 6/84%، 001/0=p) ولی در گروه فاقد ریفلاکس چنین نبود (صفر، 3/10%، 2/18%، 1 /23%، 062/0=p).
نتیجهگیری: در این مطالعه مشخص شد که نه تنها بروز اسکار در موارد پیلونفریت شدید دارای ریفلاکس بالاست بلکه میتوان بر اساس نتایج اسکن DMSA اولیه و VCUG/RNC، حدود خطر احتمال ابتلا به اسکار کلیوی را تخمین زد.
نعمتالله عطایی، بارانک صفائیان، عباس مدنی، سید طاهر اصفهانی، فاطمه عطائی،
دوره 67، شماره 2 - ( 2-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: تشخیص به
موقع درگیری پارانشیم کلیه در کودکان مبتلا به پیلونفریت حاد و شروع درمان زود
هنگام، از جمله اقداماتی هستند که میتوانند در کاهش و یا جلوگیری از بروز ضایعات
پایدار در پارانشیم کلیه موثر باشند. این مطالعه به منظور بررسی ارزش تشخیصی برخی
پارامترهای بیولوژیک در کودکانی که برای اولین بار دچار پیلونفریت حاد، شده بودند
و درگیری پارانشیم کلیه در آنها با استفاده از اسکن 99mTc-Dimercaptosuccinic Acid DMSA تایید شده بود، انجام گردید.
روش بررسی: ما یافتههای آزمایشگاهی بهدست آمده
از شمارش گلبولهای سفیدخون، C- Reactive Protein CRP سرم و Rate ESR Erythrocyte Sedimentation را با نتایج اسکنها مورد مقایسه قرار دادیم. 102 کودک (93 دختر و
9 پسر) در محدوده سنی یک ماه تا 12 سال وارد مطالعه شدند. از این تعداد 203 واحد
کلیه تحت سنتی گرافی قرار گرفتند.
از 98 بیمار (195 واحد کلیه) پس از منفی شدن کشت ادرار سیستویورتروگرافی بهعمل
آمد. یافتهها: در همه کودکان یافتهها در سنتی گرافی در یک یا هر دو
کلیه به نفع درگیری پارانشیم بود. گزارش اسکنها در فار حاد بیماری در 178 کلیه
(88%) غیرطبیعی بود.این تغییرات در 113 از 178 کلیه (7/55%) در حد خفیف، در 40 از
178 کلیه (7/19%) در حد متوسط و در 25 از 178 کلیه (3/12%) در حد شدید بود. پس از
بررسی رابطه مارکرهای التهابی با نتایج اسکنها، یافتهها نشاندهنده وجود ارتباط
معنیدار بین ESR
بالا و لکوسیتوز با آسیب شدید پارانشیم کلیه در شروع عفونت بود.
نتیجهگیری: این
نتایج بیانگر شیوع بسیار بالای گرفتاری پارانشیم کلیه در کودکان ایرانی در جریان
پیلونفریت حاد میباشد. اگرچه افزایش سرعت رسوب گلبولهای قرمز و لکوسیتوز میتوانند
بهعنوان مارکرهای با ارزشی برای بیان گرفتاری پارانشیم کلیه در موارد شدید تلقی
شوند، اما این پارامترها و همچنین CRP در شناسائی درگیری خفیف یا متوسط فاقد قدرت تمیز میباشند.
بهروز عطایی، زری نخودیان، آناهیتا بابک، پریسا شعاعی، محمود محمدزاده، سعید صادقی،
دوره 67، شماره 11 - ( 11-1388 )
چکیده
800x600 زمینه و
هدف: میلیونها
کودک در جهان در خیابانها مشغول کار و زندگی میباشند. سوءاستفادههای جنسی،
خشونت، سوءمصرف مواد و عدم دسترسی به امکانات بهداشتی، این کودکان را در معرض
انواع بیماریهای عفونی از جمله ایدز و هپاتیت C قرار میدهد.
مطالعه حاضر با هدف تعیین شیوع آلودگی به ویروس هپاتیت C و HIV
در کودکان و نوجوانان خیابانی شهر اصفهان طراحی گردید.
روش بررسی: مطالعه از نوع مقطعی بود و 386 کودک
و نوجوان خیابانی اصفهان طی سالهای 86-1384 بهروش نمونهگیری غیر احتمالی آسان
وارد مطالعه شدند. پساز تکمیل پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و رفتارهای پرخطر، از
نظر آلودگی بهویروس هپاتیت C و HIV بررسی شدند.
یافتهها: 270 نفر (70%) از شرکتکنندگان
پسر و میانگین سنی 23/3±62/12 سال بود. 267
نفر (69%) از نمونهها، فقر را انگیزه زندگی و کار در خیابان اعلام کردند. بهترتیب
353 نفر (7/91%)، 366 نفر (8/94%)، و 375 نفر (2/97%) سابقه مصرف سیگار، الکل و
مواد مخدر نداشتند. 79 نفر (68%) از دختران و 46 نفر (17%) از پسران (000/0p=)
سابقه درگیری فیزیکی با دیگران داشتند. 40 نفر (5/34%) از دختران و 12 نفر (4/4%) از
پسران (000/0p=) سابقه برقراری رابطه جنسی را ذکر کردند. در
چهار نفر از شرکتکنندگان (1%)، HCV
Ab مثبت شد و همۀ آنها از نظر HIV Ab
منفی بودند.
نتیجهگیری: لازم است کلاسهای
آموزشی جهت آگاهسازی این جمعیت از رفتارهای پرخطر و بیماریهای ناشیاز آن برگزار
گردد و مورد حمایتهای قانونی، اجتماعی و بهداشتی قرار گیرند.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
جواد زینالی، یوسف عطاییپور،
دوره 73، شماره 6 - ( شهریور 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف اینداکشنتراپی، پیشگیری از رد پیوند با ایجاد یک ضعف ایمنی شدید در زمان پیوند میباشد. تابهحال هیچ رژیم استانداردی جهت اینداکشنتراپی مشخص نشده و مطالعه جهت بررسی نتایج آن و رسیدن به یک رژیم بهینه انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه Case series، پرونده 410 بیمار پیوندی در بیمارستان هاشمینژاد تهران از فروردین 1387 تا فروردین 1390 بررسی و بیماران اینداکشنتراپی با سن بالای 18 سال وارد مطالعه شده و از نظر علت و عوارض اینداکشنتراپی مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: از 410 بیمار، 66 نفر وارد مطالعه شدند که 44 نفر (7/66%) مرد بودند. کمترین سن 18 و بیشترین 64 سال و میانگین سنی 2/13±9/39 سال بود. شایعترین علت اینداکشنتراپی، پیوند از جسد (5/45%) و علل دیگر به ترتیب: 16 مورد (2/24%) سابقه پیشین پیوند، 11 مورد (7/16%) بدون ریسک فاکتور، هشت مورد (1/12%) تست پانل مثبت بالای 20% و یک مورد (5/1%) بهعلت شروع تأخیری عملکرد کلیه بود. شایعترین رژیم مورد کاربرد، تیموگلوبولین بود (97%). تعداد 11 بیمار (7/16%) دچار رد حاد پیوند شده بودند که بیشترین آن مربوط به تست پانل مثبت بود. هفت بیمار (6/10%) دچار دیابت پس از پیوند، یک بیمار (5/1%) دچار لکوپنی و 10 بیمار (2/15%) دچار ترومبوسیتوپنی شده بودند. کشت خون و ادرار مثبت به ترتیب در یک (5/1%) و 6 (1/9%) بیمار دیده شد.
نتیجهگیری: سن و جنس تاثیری روی رد پیوند نداشت. تست پانل مثبت، بیشترین همراهی را با رد پیوند کلیه داشت. شایعترین عارضه اینداکشنتراپی افت پلاکت بود.
مامک شریعت، فرناز اهداییوند، مهستی عطایی، زهرا کرمی، لیلا هادیپور جهرمی، زهرا فراهانی،
دوره 73، شماره 7 - ( مهر 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: برای کاهش میزان سزارین به مداخلات پیچیدهای که هدف آن تغییر رفتار است، نیازمندیم. هدف از این مطالعه تعیین میزان اثربخشی مداخله مبتنی بر جامعه در راستای ارتقا فرآیند بارداری، زایمان و کاهش میزان سزارین بود. روش بررسی: مطالعه بهصورت نیمهتجربی روی مادران محله خاکسفید و جوادیه از دیماه 1389 تا شهریور 1393 صورت گرفت. گروه مورد مطالعه شامل 274 مادری بودند که برای اولین واکسن نوزادی به مراکز و پایگاههای واکسیناسیون مراجعه کرده بودند. مشخصات دموگرافیک مادران در پرسشنامهای ثبت شد. سپس مداخلات شامل آموزش، مشاوره، ارایه بسته آموزشی بهمدت یکسال در سطح جامعه، مراکز بهداشتی و بیمارستانی انجام گردید. ارزیابی پس از مداخلات بر روی 250 مادری که شیرخوار را برای واکسن دو ماهگی آوردهاند، بر مبنای همان پرسشنامه صورت گرفت. تاثیر مداخلات بر کاهش میزان و درخواست سزارین در دو گروه مقایسه شد. یافتهها: از 274 مادر در گروه پیش از مداخله، 193 نفر (44/70%) و از 250 نفر مادر در گروه پس از مداخله، 169 نفر (6/67%) زایمان سزارین داشتند. گرچه تمایل اولیه برای زایمان سزارین کاهش داشت (034/0P=) اما کاهش معناداری در میزان سزارین وجود نداشت (48/0P=). میزان اپیزیوتومی، اینداکشن و موربیدیته مادر در گروه پس از مداخله پایینتر بود (01/0 و 0001/0 و 0001/0P=). اختلاف معناداری از نظر سن حاملگی در دو گروه مشاهده شد (007/0P=). نتیجهگیری: پس از مداخله، تمایل مادر برای زایمان طبیعی افزایش و موربیدیته کاهش یافته بود. اما بهنظر میرسد میزان سزارین تابع فاکتورهای مهم دیگری میباشد.
مریم عطایی، عاطفه سلوک، فاطمه باقری، احسان سیدجعفری،
دوره 75، شماره 4 - ( تیر 1396 )
چکیده
افزایش میانگین سنی جامعه و فعالیتهای ورزشی که سیستم اسکلتی-عضلانی درگیر میشود و نیز تنوع بیمارانی که با این آسیبها دست و پنجه نرم میکنند، هزینههای زیادی به جامعه تحمیل مینماید. گرفتهای استخوانی یک استاندارد برای درمان یا جایگزینی بافت آسیب دیده هستند. اتوگرفتها رایجترین گرفتها هستند اما مشکلاتی چون درد، عفونت، ایجاد جای زخم و آسیب به محل دهنده دارند. آلوگرفتها یک روش جایگزینند اما آنها نیز خطر انتقال عوامل عفونی و رد ایمنی را به همراه دارند. بنابراین، جراحان و پژوهشگران بهدنبال روشهای درمانی جدید برای بهبود ترمیم استخوانند. در سالهای اخیر مهندسی بافت و استفاده از سلولهای بنیادی بهعنوان یک روش امیدبخش پدیدار شده است. سه بخش اصلی مهندسی بافت، داربست، سلول و فاکتورهای رشد هستند که ترکیب آنها منجر به شکلگیری سازههای مهندسی بافت میشود که باعث ترمیم و بازسازی بافتها میشود. استفاده از داربستهایی با ویژگیهای مناسب میتواند در جهت بهبود عملکرد یا حتی بازسازی بافت آسیب دیده موثر باشد. زیستمواد مورد استفاده در ساخت داربستها میتوانند مواد طبیعی یا سنتزی زیستتخریبپذیر یا زیستتخریبناپذیر باشند. پلیمرها عمده مواد مورد استفاده در مهندسی بافت هستند. فاکتورهای رشد گروهی از پروتیینها هستند که موجب تکثیر و تمایز سلولی میشوند. دو منبع اصلی سلولی، سلولهای بافت مورد نظر و سلولهای بنیادی هستند اما بهعلت تکثیر پایین و محدودیت دسترسی به سلولهای بافت، استفاده از سلولهای بنیادی پیشنهاد مناسبتری است. ترکیب سلولهای بنیادی مزانشیمی حاصل از مغز استخوان، بافت چربی و بندناف، با داربستها و فاکتورهای رشد مناسب، میتواند روش کارآمدی در درمان آسیبهای اسکلتی باشد. در این مطالعه مروری، به بررسی استفاده از سلولهای بنیادی مزانشیمی در ترمیم استخوان، غضروف، منیسک، رباط، تاندون و ستون فقرات آسیب دیده پرداخته شده است.
بهروز عطایی، مرتضی پوراحمد پوراحمد، علی فتوحی، کتایون طایری، مجید یاران،
دوره 75، شماره 11 - ( بهمن 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: ویروس هپاتیت E متعلق به خانواده هپه ویریدهها و از جنس هپه ویروس میباشد. این ویروس دارای چهار ژنوتیپ است. ژنوتیپهای سه و چهار این ویروس، میتواند باعث بروز عفونت مزمن در بیماران نقص ایمنی شود. هدف از این مطالعه بررسی فراوانی عفونت با ویروس هپاتیت E در بیماران مبتلا به ویروس نقص ایمنی انسانی بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی، مقطعی بر روی ۱۱۱ بیمار شناختهشده مبتلا به ویروس نقص ایمنی انسانی اکتسابی که بهطور تصادفی انتخاب شده بودند، صورت گرفت. این مطالعه تحت نظارت مرکز تحقیقات نقص ایمنی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان از فروردین تا اسفند ۱۳۹۵ در اصفهان انجام شد. پس از خونگیری از بیماران انتخابشده، با کمک Real-time PCR آلودگی به ویروس هپاتیت E بررسی شد. در این بررسی از پرایمرو پروب تهیهشده از RealStar® HEV RT-PCR Kit 1.0 (Altona Diagnostics, Hamburg, Germany) استفاده شد و RNA ویروس جدا cDNA تهیه و بررسی انجام شد.
یافتهها: میانگین سنی بیماران مطالعهشده ۱۱/۵± ۳۸/۵ سال بود. از ۱۱۱ بیمار، ۷۵ (۶۷/۶%) مرد و ۳۶ (۳۲/۴%) زن بودند. از نظر آنتیژن هپاتیت B تعداد شش نفر (۵/۴%) و هپاتیت C تعداد ۳۹ نفر (۳۵/۱%) آلوده بودند. در این مطالعه مشخص شد که هیچکدام از بیماران انتخابشده آلوده به ویروس هپاتیت E نبودند.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج این مطالعه میتوان گفت که شانس ابتلا به هپاتیت E و تبدیل آن به هپاتیت مزمن E در بیماران ایرانی مبتلا به ویروس نقص ایمنی انسانی وجود ندارد.
پدرام عطایی، رضوان یحییپور، بهرام نیکخو، نادیا شکیبا، ابراهیم قادری، رسول نصیری، کامبیز افتخاری،
دوره 77، شماره 6 - ( شهریور 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری سلیاک التهاب مزمن روده باریک است که در اثر ازدیاد حساسیت دایمی به پروتیین گلوتن ایجاد میشود. این پروتیین در گندم، جو و چاودار وجود دارد که در افرادی که human leukocyte antigen (HLA)های خاص (HLADQ2 و یا HLADQ8) دارند ممکن است پاسخ ایمونولوژیک نسبت به این پروتیین سبب بروز علایم بالینی گردد. بسیاری از مطالعات افزایش شیوع بیماری سلیاک را در مبتلایان به دیابت تیپ یک گزارش کردهاند. از اینرو هدف از این مطالعه بررسی و تعیین میزان شیوع بیماری سلیاک در بیماران دیابتی تیپ یک زیر ۱۸ سال بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی، توصیفی- تحلیلی، بر روی ۴۰ کودک مبتلا به دیابت نوع یک دارای پرونده در انجمن دیابت سنندج (دانشگاه علوم پزشکی کردستان)، از مهر ۱۳۹۱ تا شهریور ۱۳۹۲ انجام شد. پس از دریافت رضایت از والدین، دادههای دموگرافیک، شامل جنس، سن، سابقه خانوادگی دیابت، مدت بیماری، علایم بیماری سلیاک، در پرسشنامه ثبت گردید. جهت غربالگری سطح سرمی آنتیبادی ترانس گلوتامیناز بافتی از نوع ایمونوگلوبولین A و سطح توتال سرمی این ایمونوگلوبولین با استفاده از روش Enzyme-linked immunosorbent assay (ELISA)، میزان ml ۵ نمونه خون وریدی در آزمایشگاه دریافت شد. موارد سرولوژی مثبت، تحت آندوسکوپی و نمونهبرداری از روده باریک قرار گرفتند و از نظر بافتشناسی ارزیابی شدند.
یافتهها: ۱۹ پسر (۴۷/۵%) و ۲۱ دختر (۵۲/۵%) با میانگین سنی ۴/۰۵±۱۰/۵۳، شرکت داشتند. شیوع بیماری سلیاک در این افراد ۷/۵% بهدست آمد. بین علایم گوارشی و سلیاک در افراد مورد مطالعه رابطه آماری معناداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: در مطالعه حاضر شیوع بیماری سلیاک در بیماران دیابت تیپ ۱، ۷/۵% بود که نسبت به جمعیت معمولی بیشتر میباشد.
پدرام عطایی، مریم منوچهری، معصومه عابدینی، دائم روشنی، آرمن ملکیانطاقی، کامبیز افتخاری،
دوره 78، شماره 7 - ( مهر 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: مصرف بیرویه آنتیبیوتیک و عدم تجویز منطقی آن در درمان اسهال باعث افزایش مقاومتهای آنتیبیوتیکی شده است. آشکار است که بیشتر موارد اسهال در کودکان نیازی به استفاده از آنتیبیوتیک ندارد. هدف این مطالعه، بررسی وضعیت تجویز آنتیبیوتیک در درمان اسهال حاد کودکان کمتر از پنج سال بستری در بخش کودکان بیمارستان بعثت شهر سنندج بود.
روش بررسی: پرونده تمام کودکان زیر پنج سال مبتلا به اسهال حاد موجود در بایگانی بیمارستان بعثت شهر سنندج در طی یک سال، از تاریخ اردیبهشت 1395 تا اردیبهشت 1396 مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات دموگرافیک از جمله سن، جنسیت، نوع اسهال، نوع تغذیه، نوع آنتیبیوتیک مصرفی و نتایج نمونههای مدفوع و خون، جمعآوری و در پرسشنامه ثبت شدند. نتایج توسط نرمافزار SPSS software, version 23 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: در کل 1029 پرونده بررسی شد. 60% پسر بودند. فقط 49/31% کودکانی که آنتیبیوتیک دریافت کرده بودند، تجویز بجا و منطقی آنتیبیوتیک داشتند. بیشترین آنتیبیوتیک استفاده شده در بیماران بستری، سفتریاکسون (5/94%) و پیش از بستری، سفیکسیم (5/39%) بود. براساس نتایج حاصل از این مطالعه، دیده شد که 13/66% کودکان زیر پنج سال مبتلا به اسهال حاد، درمان مناسب برای اسهال را داشتهاند. 51/68% بیماران مصرف نابجای آنتیبیوتیک داشتند.
نتیجهگیری: در بیشتر موارد اسهال حاد کودکان، شواهدی از عفونت باکتریایی یا انگلی یافت نشد. ولی درصد بالایی از بیماران آنتیبیوتیک را بدون وجود شواهد آزمایشگاهی (آزمایش مدفوع) دریافت نمودند.
سجاد عطایی، مسعود زینالی، عظیم معتمدفر، مریم مرادی، حسین جعفری مرندی،
دوره 80، شماره 9 - ( آذر 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: کمردرد مزمن (Chronic low back pain, (CLBP از شایعترین اختلالات ستون فقرات میباشد که 80%-65 افراد دیده میشود. دانستن الگوهای نرمال پارامترهای ستون فقرات و لگن در مشخص کردن احتمال بروز CLBP در افراد بسیار کمککننده میباشد.
روش بررسی: این مطالعه در افراد سالم بدون سابقه جراحی و یا اختلالات ستون فقرات، و داشتن رادیوگرافی نرمال از فروردین 1397 تا فروردین 1398 در بیمارستان گلستان اهواز انجام شد. بهمنظور محاسبه زوایا و ایندکسها از تمامی افراد، کلیشه رادیولوژی 36 اینچی در حالت ایستاده تهیه شد.
یافتهها: در این مطالعه 50 شرکتکننده شامل (54%)27 مرد و (46%)23 زن با میانگین سنی 5/12±33 سال BMI kg/m2 5/5±25 مورد بررسی قرار گرفتند. پس از بررسی پارامترهای ستونی و لگنی مشخص شد که، Pelvic incidence, (PI) بهطور معناداری در زنان بیشتر از مردان میباشد (02/0=P). همچنین مشخص شد با افزایش سن میزان PI نیز افزایش پیدا میکند (043/0=P). بهطوریکه در افراد بالای 60 سال میزان PI بهطرز معناداری از سایر افراد بالاتر است (05/0>P). در ادامه آنالیزهای بیشتر نشان داد که BMI، تاثیر مستقیمی بر میزان TK و (03/0=P) و LL (04/0=P) دارد. بهطوریکه بیشترین میزان LL و TK در افراد دارای BMI Kg/m2 9/34-30 دیده شد.
نتیجهگیری:یافتههای مطالعه حاضر نشان داد که ایندکسهای ستون فقرات و لگن تاثیر مهمی در بروز CLBP دارند. بر این اساس، بررسی این پارامترها در افراد بدون علامت بهخصوص در سنین بالاتر شدیداً توصیه میگردد.