جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای فائزی

شیوا موسوی، حسین فائزی پور، سعید طالبیان،
دوره 61، شماره 4 - ( 4-1382 )
چکیده

مقدمه: تغییرات در بسیج واحدهای حرکتی بدنبال بروز ضایعات محیطی و مرکزی اعصاب حرکتی بروز می نماید که می تواند در میزان ناتوانی فرد موثر باشد. بدنبال کمردرد با هر علت شناخته شده، نقش موثر عضلات در تامین ثبات وضعیتی یا داینامیک دچار اختلال می شود. امروزه در توانبخشی این بیماران جدای از مراتب درمانی برای کاهش درد، توجه زیادی به ارزیابی کنترل حرکت و برگشت کارآیی آن جهت جلوگیری از بروز مجدد علائم بیماری می شود. هدف از این پژوهش تعیین میزان تغییرات طرح ریزی حرکتی در سطح کنترل حرکت برای فراهم نمودن زمینه مناسب حرکت ستون فقرات کمری بدنبال پاسخ های وضعیتی بدنبال تحریکات محیطی است.

مواد و روش ها: تعداد 10 زن سالم با میانگین سنی 2.32±24.3 سال و 5 زن با سابقه کمردرد با میانگین سنی 4.67±27.34 بدون اختلال ساختمانی ستون فقرات در این آزمایشات شرکت کردند. مراحل آزمایش شامل حرکات در صفحه ساژیتال بصورت فلکشن/اکستنشن با و بدون تحریک شنوایی خارجی در زوایای 30 درجه فلکشن و 10 درجه اکستنشن به تعداد پنج تکرار بود. با اندازه گیری میزان عکس العمل افراد و محاسبه دامنه حرکتی، سرعت حرکت، گشتاور عضلانی تولید شده و زمان تاخیری برای بروز عکس العمل در قبل از رسیدن به نقطه تحریک و بعد از آن و مقایسه آنها با هم در هر دو گروه و نیز مقایسه دو گروه با هم نتایج تحقیق بدست آمد.

یافته ها: در هر دو گروه تفاوت معنی داری بین تغییرات دامنه، سرعت حرکت و گشتاور عضلانی در زمان های مشابه در قبل و بعد از تحریک شنوایی در هر دو نوع حرکت دیده شد (P<0.05)، بطوریکه میزان مقادیر فوق در مدت زمان قبل بمراتب بیشتر از بعد از شنیدن تحریک خارجی و بروز پاسخ وضعیتی بود. همچنین در مقایسه با شرایط بدون تحریک خارجی و تحمل پاسخ وضعیتی مقادیر ذکر شده در مدت زمان بروز پاسخ وضعیتی کاهش معنی داری را نشان دادند (P<0.05). گروه بیماران مبتلا به کمردرد در مقایسه با افراد سالم در مدت زمانی که حرکات بدون تحریک خارجی بود تفاوت معنی داری را با افراد سالم نشان ندادند درحالیکه در مراحل تحریک خارجی و بروز پاسخ های وضعیتی مقادیر زمانی و دامنه حرکتی، سرعت و گشتاور حرکتی تفاوت معنی داری را نشان دادند (P<0.05). در افراد سالم درصد کاهش عملکرد حرکتی بدنبال تحریک خارجی بیشتر از افراد با سابقه کمردرد بود (P<0.05).

نتیجه گیری و توصیه ها: این امر نشان می دهد افراد با سابقه کمردرد دچار اختلال در زمینه سازی برای طرح حرکتی (Planning) و یا اختلال در Feed forward می شوند، لذا در این بیماران علاوه بر اختلال حرکتی در عضلات بدلیل اسپاسم و درد، بطور ثانویه اختلال در سطح کنترل حرکت بوجود می آید. این عدم قابلیت توانایی در پاسخ های وضعیتی خود در آینده می تواند زمینه ساز ناتوانی و عود مجدد درد در کمر گردد.


سعیده دهاقین، سیدآرش طهرانی بنی‌هاشمی، محمد حسین فروزانفر، سیده‌طاهره فائزی، الهام نوراله‌زاده، ژاله غلامی، مژگان برغمدی، فریدون دواچی،
دوره 66، شماره 10 - ( 10-1387 )
چکیده

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 زمینه و هدف: مداخلات پیشگیرانه برای کاهش خطر ابتلا و پیشرفت استئوآرتریت زانو اهمیت ویژه‌ای دارد، چراکه علاوه بر تاثیر روی کیفیت زندگی بیماران، باعث کاهش بار اقتصادی بر جامعه و خانواده می‌گردد. طراحی برنامه‌های پیشگیری از آرتروز زانو مستلزم شناخت عوامل خطر خصوصاً عوامل خطر قابل اصلاح می‌باشد. روش بررسی: مطالعه فاز سوم برنامه جامعه‌نگر کنترل بیماری‌های روماتیسمی COPCORD، موردی-شاهدی بوده و انتخاب گروه‌ها به‌صورت تصادفی از افراد مرحله اول طرح صورت گرفته و تعداد 480 بیمار با تشخیص آرتروز زانو و 490 نفر به عنوان گروه شاهد مورد پرسشگری و معاینه قرار گرفتند. تشخیص آرتروز زانو درصورت درد زانو همراه وجود حداقل سه معیار از شش معیار ACR گذاشته شد. عوامل خطر مورد بررسی: سن، جنس، چاقی، قومیت، مذهب، سطح تحصیلات، سابقه مصرف سیگار و یا انواع تنباکو. ارتباط عوامل فوق با آرتروز زانو با مدل GEE با ارائه 95%CI، OR بررسی گردید. یافته‌ها: فاکتور سن به همراه فاکتور جنس به صورت معنی‌دار عامل خطر برای آرتروز زانو محسوب می‌گردد و خانم‌ها بیشتر مبتلا به آرتروز زانو می‌گردند. اضافه وزن، چاقی و نسبت دور کمر به دور باسن در افراد مبتلا به آرتروز زانو بیشتر از گروه شاهد بود. هرچه سطح تحصیلات بالاتر باشد احتمال آرتروز زانو کمتر می‌گردد. افراد با دیپلم و تحصیلات دانشگاهی نسبت به افراد بی‌سواد/ تحصیلات ابتدایی نسبت شانس کمتری برای آرتروز زانو داشتند. نتیجه‌گیری: عواملی نظیر سن و جنس، چاقی، اضافه وزن و BMI به‌عنوان عامل خطر در آرتروز زانو بوده و سطح تحصیلات، یک عامل محافظت‌کننده می‌باشد. مذهب، قومیت، مصرف سیگار و قلیان عوامل خطر برای آرتروز زانو نبودند.


محمود اکبریان، سیده طاهره فائزی، فرهاد غریب‌دوست، فرهاد شهرام، عبدالهادی ناجی، احمد رضا جمشیدی، معصومه اخلاقی، ناهید شفائی، مریم اخلاق‌خواه، فریدون دواچی،
دوره 68، شماره 5 - ( 5-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری لوپوس اریتماتوی سیستمیک (SLE) یک بیماری التهابی مولتی سیستم و خود ایمن با تولید اتو آنتی‌بادی علیه اجزای مختلف سلول است. این بیماری اتیولوژی ناشناخته و تظاهرات بالینی و آزمایشگاهی متفاوتی داشته، در نقاط مختلف کره زمین انتشار جغرافیایی وسیعی دارد. تظاهرات بیماری در بین گروه‌های نژادی و جغرافیایی مختلف متفاوت است. هدف این مطالعه ارائه چهره بیماری SLE در بیماران ایرانی است.

روش بررسی: این مطالعه آینده‌نگر توصیفی بر اساس اطلاعات ثبت شده بیماران SLE مراجعه‌کننده به مرکز تحقیقات روماتولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران در طی سال‌های 1355 تا 1386 انجام شده است. 

یافته‌ها: تعداد 2143 بیمار مطالعه شدند. نسبت زن به مرد 8:1/8 و میانگین سنی در هنگام شروع بیماری 10±2/24 سال بود. شیوع تظاهرات بالینی در این بیماران شامل درگیری عضلانی- اسکلتی 2/85%، پوستی 1/83%، کلیوی 6/66%، عصبی- روانی 24%، ریوی 3/22%، قلبی 5/17% و خونی 1/67% بود. FANA مثبت در 3/78% و Anti- DNA بالا در 70% بیماران گزارش شد. سندروم همپوشانی و سابقه فامیلی مثبت به‌ترتیب در 9/14% و 5/3% بیماران دیده شد.

نتیجه‌گیری: در مقایسه با بیماران لوپوسی سایر مناطق دنیا، شیوع تظاهرات پوستی- مخاطی و کلیوی در بیماران ایرانی همانند کشورهای منطقه (با عوامل محیطی مشابه) و شیوع تظاهرات خونی و مفصلی همانند کشورهای اروپایی (با نژاد یکسان) بود. این نتایج می‌تواند تاثیر متفاوت فاکتورهای ژنتیکی و یا محیطی را در بروز تظاهرات بالینی مختلف لوپوس مطرح نماید.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb