جستجو در مقالات منتشر شده


6 نتیجه برای فاطمه قائم مقامی

فاطمه قائم مقامی نوری، میترا مدرس گیلانی، نسرین صادقی فرد،
دوره 59، شماره 4 - ( 5-1380 )
چکیده

کانسر تخمدان دومین کانسر شایع دستگاه تناسلی زنان است و اولین رتبه را از لحاظ مرگ و میر دارد. این بیماری، شایع ترین فرم تومورهای بدخیم تخمدانی از نوع اپیتلیال می باشد (95-85 درصد). به منظور تعیین عوامل خطر کانسر اپیتلیال تخمدان، مطالعه ای بصورت موردی-شاهدی در بیمارستان ولیعصر در سال 1377 انجام شد. در این مطالعه، 118 بیمار مبتلا به کانسر اپیتلیال تخمدانی (براساس جواب پاتولوژی) به عنوان گروه مورد و 240 خانم مراجعه کننده به درمانگاه زنان که فاقد هرگونه کانسر ژنیتال بودند، بعنوان گروه شاهد وارد مطالعه شدند. اطلاعات از طریق مصاحبه وارد پرسشنامه شد و سپس آنالیز داده ها توسط t-test، آزمون Z و Logistic Regression در سطح معنی داری 0/05 صورت گرفت. میانگین سنی گروه مورد 13 سال و گروه شاهد 12±49.9 سال، بدون اختلاف معنی دار آماری بود. میانگین تعداد حاملگی و زایمان در گروه مورد بطور معنی دار کمتر از گروه شاهد بدست آمد (P<0.03). میانگین مدت شیردهی در گروه مورد 54.9±61.2 ماه و در گروه شاهد 62.7±82.4 ماه بود (P<0.001). گروه مورد دارای میانگین سنی منارک کمتری نسبت به گروه شاهد بود (1.6±13 در برابر 1.4±13.4) (0.03=P)، پنجاه و هشت درصد از گروه مورد و 21/3 درصد از گروه شاهد سابقه هیچگونه جلوگیری از حاملگی نداشتند (P<0.00001). میانگین مدت زمان جلوگیری از حاملگی بطور معنی دار در گروه مورد کمتر از گروه شاهد بود (P<0.001). در مقایسه با افراد بدون پیشگیری از بارداری، نسبت شانس (Odds Ratio) ابتلا به سرطان اپیتلیال تخمدان در مصرف کنندگان OCP برابر 0/24 (CI95%: 0.13-0.46)، در مورد بستن لوله ها برابر 0/47 (CI95%: 0.005-0.43) و در سایر موارد پیشگیری از بارداری 0/41 (CI95%: 0.22-0.76) بود. از این مطالعه می توان نتیجه گرفت که خطر کانسر اپیتلیالی تخمدان با پایین تر بودن سن منارک، کمتر بودن تعداد حاملگی، زایمان، مدت شیردهی و نیز استفاده از روش های پیشگیری از بارداری بطور معنی داری افزایش می یابد. مصرف OCP و استفاده از روش بستن لوله ها، خطر ابتلا به این کانسر را کاهش می دهد.


فاطمه قائم مقامی، ایرج حریرچی، رقیه مقیمی، حسن مظاهری،
دوره 60، شماره 2 - ( 2-1381 )
چکیده

مقدمه: هدف از این مطالعه مقطعی (Cross sectional) که بر روی زنان مبتلا به کانسر پیشرفته پستان در بیمارستان امام خمینی در سال 1379 انجام شد، تعیین فراوانی تاخیر مراجعه و عوامل مرتبط با آن در این بیماران بود.

مواد و روشها: از بیماران، 200 خانم مبتلا به کانسر پیشرفته پستان بصورت متوالی در صورت رضایت وارد مطالعه شدند. وسیله جمع آوری اطلاعات پرسشنامه بود که از طریق مصاحبه تکمیل شد.

یافته ها: از این افراد، 64 بیمار (32 درصد) مراجعه بدون تاخیر و 136 بیمار (68 درصد) مراجعه تاخیری داشتند. مراجعین با تاخیر در مقایسه با مراجعین بدون تاخیر بطور معنی دار دارای میانگین سنی بالاتر (P=0.004) میزان تحصیلات پایینتر (P=0.002) و وضعیت اقتصادی خفیف تر (P=0.001) بودند. میزان فراوانی زنان مجرد در آنها کمتر بود (P=0.001) و درصد کمتری از آنها ساکن شهرهای بزرگ بودند (P=0.01) و میزان دسترسی آنها به پزشک نیز کمتر بود (P=0.004). بیست و چهار و سه دهم درصد مراجعین با تاخیر دارای سابقه فامیلی کانسر پستان بودند، این میزان در مراجعین بدون تاخیر 53/1 درصد بود (P=0.001) و 62/5 درصد مراجعین با تاخیر و 85 درصد مراجعین بدون تاخیر به اهمیت معاینه فردی واقف بودند (P=0.002) و به ترتیب 84/4 درصد و 98/4 درصد آنها نسبت به نشانه های سرطان پستان آگاهی داشتند (P=0.01). در مراجعین با تاخیر و بدون تاخیر به ترتیب 23/5 درصد و 33 درصد با روش معاینه فردی پستان آشنا بودند که از نظر آماری اختلاف معنی دار نبود. نتیجه گیری و

توصیه ها: در این مطالعه، در مراجعین با تاخیر، عدم آگاهی از لزوم مراجعه، ترس، سهل انگاری، عدم دسترسی به پزشک و فقر مالی از علل عمده تاخیر در مراجعه بدست آمده است.


فاطمه قائم مقامی، اعظم السادات موسوی، زهرا بنفشه آل محمد،
دوره 64، شماره 5 - ( 5-1385 )
چکیده

زمینه و هدف:با توجه به شیوع بالای سرطان گردن رحم در کشورهای در حال توسعه و ارزش تشخیصی و درمانی مخروط‌برداری در ضایعات CIN، در این مطالعه، اندیکاسیون‌ها، عوارض و نتایج سیتوپاتولوژی مخروط‌برداری مورد بررسی قرار گرفته‌اند.
روش بررسی: در این پژوهش گذشته‌نگر و توصیفی، پرونده 44 بیمار که در بیمارستان ولی‌عصر (عج) طی سال‌های 79 تا 82 مخروط‌برداری شده بودند، مورد مطالعه قرار گرفت.
یافته‌ها: توزیع سنی بیماران از 18 تا 75 سال با میانگین 18/43 (9/11=SD) و توزیع پاریتی از 0 تا 10 با میانگین 5-4 (3-2=SD) می‌باشد. 10 بیمار (7/22%) منوپوز هستند. شایع‌ترین اندیکاسیون‌ها جهت مخروط‌برداری سرویکس عدم مشاهده T-Zone (19 مورد معادل 2/43%) می‌باشد که در افراد منوپوز درصد بیشتری را به خود اختصاص داده است (50%  "5 مورد" در افراد منوپوز و 2/41%  "14 مورد" در افراد پره منوپوز). میزان خونریزی 2 مورد (5/4%) و عفونت ادراری 1 مورد (3/2%) است. بیشترین پاپ اسمیر شامل HSIL در 16 مورد (4/36%)، بیشترین نتیجه بیوپسی در زمان کولپوسکوپی شامل دیسپلازی متوسط در 16 مورد (4/36%) و بیشترین هیستولوژی مخروط‌برداری مربوط به دیسپلازی خفیف در 23 مورد (3/52%) می‌باشد. از 2 مورد(5/4%) سرطان مهاجم در کولپوسکوپی - بیوپسی 1 مورد پاپ اسمیر ASCUS و 1 مورد دیگر پاپ اسمیر HSIL دارد. از 4 مورد (1/9%) سرطان مهاجم در هیستولوژی مخروط‌برداری 1 مورد پاپ اسمیر ASCUS و 3 مورد دیگر HSIL می‌باشد.
نتیجه‌گیری: نتایج پاپ اسمیر در غربالگری سرطان گردن رحم قابل اعتماد نیست و انجام کولپوسکوپی در پاپ اسمیر LSIL و حتی ASCUS محتاطانه‌تر است. هر کولپوسکوپیست باید مهارت خود را برای انجام یک مخروط‌برداری صحیح از گردن رحم افزایش دهد، چرا که اندیکاسیون‌های کلاسیک مخروط‌برداری همچنان معتبر باقی مانده‌اند و عوارض آن بسیار کم است.


میترا مدرس گیلانی، اعظم السادات موسوی، میترا محمدی فر، نادره بهتاش، فاطمه قائم مقامی، فاطمه سلطانپور،
دوره 64، شماره 11 - ( 7-1385 )
چکیده

دستیابی به یک رژیم درمانی مناسب در سرطان اپی‌تلیال تخمدان به‌منظور بهبود بقای عمر، یکی از اهداف مهم در انکولوژی زنان محسوب می‌شود. هر چند قدم اول درمان در سرطانهای تخمدان جراحی اپتیمال می‌باشد، بسیاری از بیماران نیاز به کموتراپی دارند. با توجه به تغییر رژیم درمانی از (CP) cisplatin+ cyclophosphamide به taxol+ carboplatin (TC) و نتایج درمانی قابل توجه و هزینه کم رژیم قبلی، این مطالعه به‌منظور مقایسه این دو رژیم درمانی انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه به‌صورت Historical cohort روی 70 بیمار مبتلا به سرطان اپی‌تلیال تخمدان مراجعه‌کننده به بیمارستان ولیعصر بین سال‌های 1383-1376 که پس از عمل جراحی کامل، تحت کموتراپی قرار گرفته‌اند، انجام شده است.
یافته‌ها: در گروه CP، عوارض گوارشی و مخاطی به‌طور معنی‌داری نسبت به گروه TC پایین‌تر بود. همچنین در گروه TC رابطه معنی‌داری بین کاهش CA125 و مدت زمان فروکش بیماری (remission) وجود نداشت اما در گروه CP با منفی شدن CA125 در زیر سه سیکل کموتراپی مدت زمانی که بیمار در remission بسر می‌برد طولانی‌تر شده بود (02/0P=). مدت زمان عاری از تومور در گروه CP طولانی‌تر بود (05/0P<). بقاء کلی در دو گروه تفاوت معنی‌داری نداشت.
نتیجه‌گیری: با توجه به مزایا و نیز مقرون‌به‌صرفه بودن رژیم کموتراپی سیس پلاتین، سیکلوفسفامید به‌نظر می‌رسد استفاده از این رژیم در بیماران با جراحی اپتیمال می‌تواند با رژیم تاکسول، کربوپلاتین برابری کند. بررسی این موضوع به‌صورت وسیع‌تر توصیه می‌شود


اعظم السادات موسوی، نادره بهتاش، مژگان کریمی زارچی، میترا مدرس گیلانی، فاطمه قائم مقامی،
دوره 65، شماره 2 - ( 12-1386 )
چکیده

اگرچه سرطان آندومتر، بیماری خانمهای پس از یائسگی محسوب می‌شود، در 5-3% موارد در زنان 40 سال یا جوان‌تر رخ می‌دهد. این بیماران اغلب تاریخچه‌ای از نازایی و در نتیجه تمایل قوی به حفظ باروری دارند. تجویز هورمون‌ها، در بیماران مبتلا به آدنوکارسینوم آندومتر و هیپرپلازی کمپلکس آتیپیک می‌تواند درمان پیشنهادی باشد.
معرفی بیمار: در سه بیمار جوان مبتلا به هیپرپلازی آتیپیک و آدنوکارسینوم آندومتر نتایج درمان هورمونی گزارش می‌شود.
نتیجه‌گیری: درمان طبی برای بیماران جوان مبتلا به کنسر اندومتر گرید I که تمایل به حفظ باروری دارند، قابل قبول می‌باشد.


فاطمه قائم مقامی، ملیحه حسن زاده، میترا مدرس گیلانی، نادره بهتاش، اعظم السادات موسوی، فاطمه رمضان زاده،
دوره 65، شماره 4 - ( 4-1386 )
چکیده

هدف این مطالعه مقایسه پیامد درمان بیماران سرطان تخمدان که در بخش‌های فوق تخصصی سرطان‌های زنان جراحی ‌شدند با بیماران جراحی شده در بخش‌های غیرتخصصی بود.

روش بررسی: یک مطالعه کوهورت گذشته‌نگر از فروردین 1377 تا اسفند 1383 بر روی 157 بیمار مبتلا به سرطان تخمدان انجام شد. 60 نفر از بیماران در بخش‌های تخصصی سرطان‌های زنان (گروه اول) و 97 نفر از آنها در بخش‌های غیر تخصصی (گروه دوم) تحت جراحی واقع شده بودند.

یافته‌ها: میزان اعمال جراحی اپتیمال (تومور باقیمانده کمتر از یک سانتی متر) در گروه جراحی شده در بخش‌های تخصصی سرطان‌های زنان بالاتر بود (001/0p<). اکثریت بیماران گروه دوم مقایسه با گروه جراحی شده در بخش‌های تخصصی نیاز به جراحی دوم داشتند (001/0p<). مدت زمان بین جراحی اول و شروع شیمی درمانی در گروه دوم در مقایسه با گروه اول بیشتر بود (001/0p=). بقاء کلی و بقاء عاری از بیماری در گروه جراحی شده در بخش‌های تخصصی بیشتر از گروه جراحی شده در بخش‌های غیرتخصصی بود. جراحی اپتیمال و مرحله بیماری از جمله فاکتورهای مهم مرتبط با مدت بقای کلی و بقای عاری از بیماری بودند.

نتیجه‌گیری: درمان بیماران مبتلا به سرطان تخمدان در مراکز تخصصی سرطانهای زنان می‌تواند با بقای کلی و بقای عاری از بیماری بهتری همراه گردد.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb