10 نتیجه برای فرنوش
فهیمه اسدی آملی، مژگان اکبرزاده جهرمی، منصوره عطار، فرنوش آزادبخت،
دوره 66، شماره 8 - ( 8-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: کلامیدیاتراکوماتیس عامل بیماریهای تراخم، کنژنکتیویت نوزادان، عفونت انکلوزیونی چشمی بزرگسالان، عفونتهای جنسی و عفونتهای ریوی در نوزادان میباشد. هدف از این مطالعه بررسی شیوع آنتیبادی ضد کلامیدیاتراکوماتیس در جمعیت بدون عفونت چشمی میباشد.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی250 نفر از افراد با گروههای سنی مختلف مراجعهکننده به آزمایشگاه بیمارستان فارابی که بدون عفونت چشمی بودهاند انتخاب شدند و با روش الیزا آنتیبادی IgG و IgM در آنها اندازهگیری شد و از نظر جنس، توزیع سنی، وجود آنتیبادیها IgM و IgG،ارتباط مثبت بودن آنتیبادی با سن و جنس فرد بررسی شد.
یافتهها: از 250 نفر، 125 نفر (50%) زن و 125نفر (50%) مرد. با میانگین سنی 40 سال (یک تا 83 سال) بودند. تعداد 11 نفر (4/4%) IgG مثبت داشتند که پنج نفر زن و شش نفر مرد بودند. افرادی که دارای IgG مثبت بودند همگی بالای 31 سال بودند. تعداد 18 نفر (2/7%) IgM مثبت داشتند که 13نفر زن و پنج نفر مرد بودند که تعداد زنها از مردها بیشتر بوده است. هیچ کدام از افراد به طور همزمان آنتیبادی IgG و IgM نداشتند.
نتیجهگیری: جمعیت مورد مطالعه دارای شیوع پایین از نظر وجود آنتیبادی ضد کلامیدیایی بودهاند. پیشنهاد میگردد که از روشهای سرولوژی برای اسکرینینگ عفونت چشمی در مراکزی که تستهای دیگر در دسترس نمیباشد استفاده شود و در صورت مثبت بودن از تستهای تاییدی آنتیژنی استفاده گردد.
رویا ستارزاده بادکوبه، یونس نوذری، فرنوش لارتی، سعید صفری، فرخلقا احمدی، مهدیه امامی،
دوره 68، شماره 10 - ( 10-1389 )
چکیده
زمینه
و هدف: نقش
رادیکالهای آزاد اکسیژن در ایجاد پاتولوژیهای مختلف قلبی شناخته شده است. تاثیر آلوپورینول
به عنوان یک مهارکننده گزانتین اکسیداز در کاهش تولید رادیکالهای آزاد و بهبود
روندهای پاتولوژیک قلبی مورد توجه قرار گرفته و مطالعات حیوانی تاثیر آن را در
بهبود دیلاتاسیون، هیپرتروفی و فیبروز بطن چپ و نیز قدرت انقباضی میوکارد نشان
دادهاند. هدف از این مطالعه، ارزیابی اثرات آلوپورینول در بهبود اختلال عملکرد دیاستولیک
در بیماران مبتلا به بیماری کلیوی مرحله انتهایی (ESRD) و هیپراوریسمی است.
روش بررسی: یک
مطالعه مداخلهای آیندهنگر بر روی 28 بیمار (19 مرد و 9 زن) مبتلا به ESRD و هیپراوریسمی انجام گرفت و در پایان یک ماه درمان با
آلوپورینول (mg100روزانه)،
شاخصهای اکوکاردیوگرافیک مربوط به اختلال عملکرد دیاستولیک با شاخصهای متناظر در
ابتدای دوره درمان مقایسه شد.
یافتهها: میانگین
سطح اسید اوریک بیماران mg/dl7/5±0/96 و میانگین کسر جهشی (EF) بیماران
قبل و بعد از مطالعه به ترتیب 8/9%±28/44% و 7/9%±64/44% بود (فاقد تغییر معنیدار). تنها دو شاخص زمان
انقباض ایزوولمیک (IVCT) و موج A معکوس
(A reversal) کاهش معنیدار با مقدار p معادل
028/0 و 012/0 (به ترتیب) داشتند. تفاوت معنیداری بین درجهبندی شدت اختلال عملکرد
دیاستولیک، قبل و بعد از درمان با آلوپورینول وجود نداشت.
نتیجهگیری: بهبود
معنیدار حاصل در برخی از شاخصهای مورد بررسی، فقط در گروه مردان (و نه زنان)
تکرار شد که این موضوع میتواند حاکی از پاسخ بهتر مردان (در قیاس با زنان) به
آلوپورینول باشد. افزایش مدت درمان، انتخاب بهتر بیماران با کسر جهشی دارای توزیع
نرمال (و گنجاندن بیمارانی که شدت اختلال دیاستولیک بیشتری در ابتدای مطالعه داشته
باشند) و نیز تکرار مطالعه در بیماران هیپراوریسمیک غیردیالیزی میتواند به حصول
نتایج دقیقتری منجر شود.
محمدرضا نجفی، فرنوش سنبلستان، محمدرضا آقا قزوینی، سید علی سنبلستان،
دوره 68، شماره 12 - ( 12-1389 )
چکیده
زمینه
و هدف: تشخیص
بیماری اسکلروز متعدد به عنوان یک بیماری شایع و عامل اصلی ناتوانیهای ناشی از مشکلات
عصبی در بالغین جوان، به خصوص در ابتدای سیر آن، به خاطر کمبود بیومارکر تشخیصی مناسب
دشوار میباشد. هدف از انجام این مطالعه بررسی سطح بیومارکر سیستاتین C در نمونههای سرم و ادرار بیماران مبتلا به اسکلروز
متعدد و مقایسه آنها با افراد سالم و همچنین بررسی ارتباط آنها با مقیاس سنجش میزان
ناتوانی Expanded Disability Status Scale (EDSS) بیماران میباشد.
روشبررسی: 54 بیمار
مبتلا به اسکلروز متعدد (11 مرد و 43 زن با میانگین سنی 37/8±18/32 سال) بر طبق معیارهای مکدونالد به عنوان گروه مورد
و 24 نفر فرد سالم (هفت مرد و 17 زن با میانگین سنی 07/10±31/34
سال) به عنوان گروه شاهد وارد مطالعه گردیدند. نمونههای خون و ادرار به روش صحیح از
هر دو گروه گرفته شد و سطح سیستاتین C در آنها اندازهگیری گردید.
یافتهها: میانگین غلظت سرمی سیستاتین C (mg/lit) در گروه مورد و شاهد به ترتیب mg/lit01/0±90/0
و mg/lit02/0±89/0
بود (84/0p=). میانگین غلظت ادراری سیستاتین C به ترتیب mg/lit91/1±37/25
و mg/lit54/2±11/21 بود
(18/0p=). غلظت
سرمی و ادراری سیستاتین C در بیماران با 5/2≥EDSS به ترتیب mg/lit01/0±90/0
و mg/lit33/2±11/25 و در
بیماران 5/2EDSS> به ترتیب 03/0±90/0 و 84/2±30/26 بود که بین غلظتهای سرمی (80/0p=) و ادراری
(74/0p=) با EDSS بیماران رابطه معنیداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که سیستاتین C سرمی و ادراری نمیتواند به عنوان یک بیومارکر در تشخیص و از طرفی در تعیین
شدت بیماری مفید باشد.
محمد صادق فاضلی، سعید صفری، علیرضا کاظمینی، فرنوش لارتی، احسان جنیدی، مژگان رحیمی، علیپاشا میثمی،
دوره 69، شماره 8 - ( 8-1390 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: بیماری همورویید یکی
از شایعترین مشکلات آنورکتال است و انواع شدید آن، نیازمند درمان جراحی هستند.
روشهای جراحی مختلفی برای درمان بیماری همورویید ارایه شده است. هدف از این
مطالعه، مقایسه پیامدهای هموروییدکتومی به وسیله لیگاشور با هموروییدکتومی به روش
باز است.
روش بررسی: یک کارآزمایی تصادفیشده
یک سوکور طراحی شد. 57 بیمار (28 بیمار در گروه لیگاشور و 29 بیمار در گروه هموروییدکتومی
باز) وارد مطالعه شدند. تمامی اعمال جراحی توسط دو جراح اصلی مطالعه انجام شد. پیامد
اصلی، مدت عمل جراحی (به ازای برداشت هر پاکه) بود. سایر پیامدها عبارت بودند از:
درد بعد از عمل (بر اساس دوز مورفین بعد از عمل و نمره مقیاس آنالوگ بصری)، درد پس
از ترخیص (دوز ایبوپروفن در منزل و میانگین نمرات مقیاس آنالوگ بصری طی 10-7 روز
بعد از ترخیص)، عوارض (خونریزی و احتباس ادراری) و زمان برگشت به فعالیت معمول.
یافتهها: دو گروه از نظر دادههای دموگرافیک به طور همسانی تصادفی
شده بودند. متوسط زمان برداشت یک پاکه در گروه لیگاشور، 91/8 دقیقه و خیلی کمتر
از متوسط گروه هموروییدکتومی باز (35/17 دقیقه) بود (001/0P<). درد بعد از
عمل بر اساس دوز مورفین و نمره مقیاس آنالوگ بصری در گروه لیگاشور کمتر بود، اما
این تفاوت به طور «قاطعانه» معنیدار نبود (به ترتیب 055/0P= و 077/0P=). عوارض زودرس و تاخیری و نیز میزان بازگشت
به فعالیت معمول در دو گروه مشابه بود.
نتیجهگیری: هموروییدکتومی
با لیگاشور روش بیخطری است و در دستان با تجربه، میتواند مدت عمل را به مقدار
زیادی کاهش دهد. این روش ممکن است باعث قدری تخفیف در درد بعد از عمل نیز بشود.
مرتضی نوع پرست، سید فرامرز کریمیان، سید رسول میرشریفی، عباس ربانی، فرنوش واعظی،
دوره 71، شماره 4 - ( تيرماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری عروق محیطی Peripheral Artery Disease (PAD) یک سندرم آتروترومبوتیک است. مطالعات نشان دادهاند که سطوح بالای مارکرهای شیمیایی با PAD مرتبط است. مطالعات مختلف نتایج متفاوتی در این رابطه بهدست آوردهاند. هدف از انجام این مطالعه بررسی عوامل خطر و مارکرهای موثر بر PAD است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی در سالهای 1390-1389 در بخشهای جراحی بیمارستان شهدای عشایر خرمآباد به انجام رسید.50 بیمار که با علایم PAD مراجعه کرده بودند تحت CT آنژیوگرافی و اندازهگیری مارکرهای بیوشیمیایی قرار گرفتند. برای مطالعه گروه کنترل در نظر گرفته شد و نتایج بهدست آمده در دو گروه با یکدیگر مقایسه شدند.
یافتهها: سطح بیومارکرهای جدید شامل CRP و هموسیستیین و FBS در افراد مبتلا به PAD بالاتر از گروه کنترل بود (001/0P<). ولی سطح لیپوپروتیین a در دو گروه تفاوت معنیداری نداشت (22/0P=). شایعترین عروق درگیر در بیماران مبتلا به PAD بهترتیب شامل فمورال سطحی راست، فمورال سطحی چپ و فمورال مشترک راست بودند.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه ما تایید کرد که سطوح بالای CRP، هموسیستیین و FBS با بیماری عروق محیطی در ارتباط است. ولی لیپوپروتیین a بین دو گروه مورد و کنترل تفاوتی نداشت.
حسین قیومیزاده، سوگل معصومزاده، شیرین نور، سوگل کیان ارثی، زهرا عیوضیزاده، فریناز جنیدی شریعتزاده، جواد حدادنیا، فرنوش خمسه، نسرین احمدی نژاد،
دوره 74، شماره 6 - ( شهریور 1395 )
چکیده
دمای بدن انسان میتواند شاخصی طبیعی برای تشخیص برخی از بیماریها باشد. در دهههای اخیر تحقیقات وسیعی برای افزایش استفاده از دوربینهای حرارتی و به دست آوردن ارتباط نزدیک بین فیزیولوژی حرارتی و دمای پوست انجام شده است. تصویربرداری حرارتی (ترموگرافی) با استفاده از روش مادون قرمز شیوهای سریع، غیرتهاجمی، بدون تماس و انعطافپذیر برای نظارت بر درجه حرارت بدن انسان میباشد. در این مقاله با بررسی مطالعات انجام شده در دو بازه زمانی پیش و پس از سال 2000 و با تأکید بیشتر بر روی مقالات جدید، در مورد نحوه انجام و ارزیابی تصویربرداری حرارتی، ابعاد مختلف انجام تصویربرداری وتکنولوژیهای موجود در این عرصه و معایب این روش، در تشخیص سرطان پستان، توضیحاتی ارایه خواهد شد. تصویربرداری حرارتی در دو حوزه پزشکی و مهندسی پزشکی در تشخیص سرطان پستان مورد استفاده پژوهشگران قرار میگیرد. ترموگرافی، دادههایی پیرامون ساختارهای مورفولوژی پستان فراهم نمیکند، اما دادههای عملکردی دما و شرایط عروق بافت پستان را ارایه میدهد. گمان میرود این تغییرات عملکردی پیش از آغاز تغییرات ساختاری که در نتیجه بیماری و یا سرطان پدید میآیند، ایجاد شوند. در حال حاضر تصویربرداری حرارتی، روشی در جهت غربالگری و یا روش تشخیصی در مراکز معتبر علمی ثابت نگردیده است. اما مراکز مختلفی وجود دارد که با کمک سیستمهای نرمافزاریِ طراحی شده در این زمینه جهت معاینه و بررسی استفاده میکنند. روش تصویربرداری حرارتی موثر است در جهت غربالگری سرطان پستان (با توجه به هزینه پایین و عدم مضربودن) که این تاثیر با ترکیب روشهای دیگر همچون ماموگرافی افزایش خواهد یافت، اما در جهت تشخیص نوع توده (خوشخیمی و بدخیمی) و بیماریهای مرتبط با بافت پستان هنوز از جایگاه چشمگیری برخوردار نمیباشد.
شهرام سیفی، نازلی فرنوش، کیوان لطیفی، پرویز امری مله، حامد مهدینژاد گرجی، اسدالله شاکری، خدیجه ازوجی،
دوره 80، شماره 11 - ( بهمن 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: لنفانژیولیومیوماتوزیس اسپورادیک Lymphangioleiomyomatosis, (LAM) یک بیماری نادر است که بهطور کلی زنان جوان را درگیر میکند و شامل تکثیر غیرطبیعی سلولهای عضله مانند صاف (سلولهای LAM) در ریهها (LAM ریوی) است. شایعترین تظاهر این بیماری پنوموتوراکس ناشی از پارگی کیست میباشد. عوامل مرتبط با پیشآگهی ضعیف اغلب عواملی هستند که با کاهش سریعتر عملکرد ریه مرتبط هستند.
معرفی بیمار: بیمار خانم 24 سالهای بود که با پنوموتوراکس مراجعه داشته و بولاهای متعدد در هر دو ریه بیمار مشهود بود. بیمار هیچ سابقه خانوادگی بیماری تنفسی نداشت. هیچ مدرکی دال بر درگیری سایر اندامها بهجز ریه وجود نداشت. علاوهبر گذاشتن Chest tube، بیمار تحت تهویه مکانیکی قرار گرفت. پس از 24 روز بستری، اکسیژنتراپی بیمار با ماسک معمولی انجام شد و تحت پلورودز دوطرفه نیز قرار گرفت. در 36مین روز بستری، بیمار با حال عمومی خوب ترخیص شد (مرداد و شهریور 1399) و در پیگیری چهار ماه بعد، مشکلی نداشت.
نتیجهگیری: خوشبختانه با تشخیص LAM برای بیمار با توجه به نمای سیتیاسکن ریه بیمار، پنوموتوراکس بیمار تحت درمان قرار گرفت و با انجام پلورودز، از عود پنوموتوراکس جلوگیری شد. در خانم جوان با پنوموتوراکس خودبهخودی، LAM اسپورادیک جز تشخیصهای افتراقی میباشد.
نازلی فرنوش، شهرام سیفی، خدیجه ازوجی، اسدالله شاکری، کیوان لطیفی، پرویز امری مله،
دوره 81، شماره 8 - ( آبان 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: تهویه فشار مثبت غیرتهاجمی Noninvasive ventilation (NIV) یکی از امیدوارکنندهترین روشهایی است که برای درمان نارسایی تنفسی هایپوکسیک در کووید 19 استفاده شده است.
روش بررسی: در این مطالعه، نتایج بالینی 80 بیمار مبتلا به نارسایی حاد تنفسی ناشی از COVID-19 که در طول دوره بستری خود تحت تهویه فشار مثبت غیرتهاجمی (NIV) قرار گرفته بودند، تا پیامد نهایی بررسی شد. میزان ترخیص از ICU بدون نیاز به انتوباسیون، بهعنوان پیامد اولیه بررسی گردید و بیماران براساس آن بیماران به دو گروه شکست NIV و موفقیت NIV تقسیم شدند. میزان مرگومیر، طول مدت بستری در ICU، فراوانی بیماران لولهگذاری شده و فاکتورهای آزمایشگاهی بیماران بهعنوان پیامدهای ثانویه در دو گروه شکست NIV و موفقیت NIV، مورد بررسی و مقایسه قرار گرفتند.
یافتهها: در مورد پیامد مرگ و ترخیص، تفاوت آماری معناداری بین دو گروه وجود داشت بهطوریکه تمامی بیماران مبتلا به کروناویروس بستری در ICU که NIV دریافت کرده بودند و بهدلیل عدم پاسخ به NIV انتوبه شده بودند پیامد مرگ داشتند و بیمارانی که انتوبه نشدند همگی از بیمارستان ترخیص شدند. میانگین APACHEIIscore در بیماران گروه موفقیت با 05/5±07/11 NIV بهطور معناداری کمتر از گروهی بودکه موفقیت با NIV نداشتند (96/4±16/20). نتیجهگیری: مرگومیر در گروه لولهگذاری شده بیشتر از گروه NIV بود. ترکیب اسکور APACHEII و تعداد تنفس یک ساعت پس از دریافت NIV میتواند موفقیت با NIV را پیشبینی کند.
فاطمه نجفی، معصومه امیری دلوئی، مریم مرادی، پرستو سرخوش، زهرا رضائیان، فرنوش شریفیمود، فاطمه کاملی،
دوره 82، شماره 1 - ( فروردین 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از شایعترین عارضههای مهم کووید-19 سرفه است، پژوهش حاضر با هدف مقایسه تاثیر نبولایزر گیاه گل ختمی و اکالیپتوس بر شدت سرفه در بیماران مبتلا به کووید-19 طراحی شده است.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تصادفی از دی ماه 1400تا خرداد ماه 1401، 36 بیمار مبتلا به کووید-19 به روش در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در سه گروه قرار گرفتند. در ادامه شدت سرفه دو ساعت پیش از انجام مداخله ثبت و سپس برای گروه گل ختمی، یک سیسی و برای گروه اکالیپتوس چهار سیسی به مدت 15 دقیقه یک بار در روز نبولایزر شد، دو ساعت پس از انجام مداخله مجددا شدت سرفه در دو گروه ثبت گردید این مداخله تا زمان بستری بیماران ادامه داشت، برای گروه کنترل مداخلهای انجام نشد. دادهها با SPSS software, version 20 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) و در سطح معناداری کمتر از 05/0 تجزیهوتحلیل شد.
یافتهها: پیش از انجام مداخله اختلاف آماری معناداری بین سه گروه از نظر شدت سرفه وجود نداشت (05/0P>) ولی پس از انجام مداخله در روزهای دوم و سوم اختلاف آماری معناداری بین سه گروه از نظر شدت سرفه وجود داشت. بهطوریکه میزان کاهش شدت سرفه در گروه گل ختمی از دو گروه دیگر بیشتر بود (05/0<P).
نتیجهگیری: استفاده از نبولایزر گیاه گل ختمی و اکالیپتوس باعث بهبود شدت سرفه در بیماران مبتلا به کووید-19 شد ولی نبولایزر گل ختمی در مقایسه با اکالیپتوس تاثیر بیشتری بر شدت سرفه داشت. پیشنهاد میشود نبولایزر گل ختمی و همچنین اکالیپتوس بهعنوان یک روش درمانی در کنار روشهای درمانی دیگر مورد استفاده قرار گیرد.
نازیلا فرنوش، عبدالرضا روئینتن، سید ابراهیم حجازیان، خدیجه ازوجی، فاطمه عبدالله گرجی، صدراله معتمد،
دوره 82، شماره 9 - ( آذر 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: ماموپلاستی کاهنده که به دلایل طبی و یا دلایل زیبایی انجام میگیرد، با تکنیکهای مختلفی قابلانجام است. مطالعه حاضر با هدف مقایسه نتایج حاصل از جراحی ماموپلاستی ورتیکال به روش تی معکوس و روش پرس کردن انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی گذشتهنگر، نمونهای شامل 58 بیمار مراجعهکننده به مرکز آموزشی درمانی ۱۵ خرداد برای عمل جراحی ماموپلاستی کاهنده مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران از جراحی فالوآپ شدند و فتوگرافیسم انجام شده براساس معیار ونکور و معیار ارزیابی اسکار بیمار-مشاهدهگر POSAS بررسی گردید.
یافتهها: نتایج بهدست آمده نشان داد که سن، شاخص توده بدنی و وزن رزکسیون بین گروههای اینسیزیون تی معکوس و روش پرس کردن اختلاف معناداری از نظر آماری نداشتند. اما مدت زمان جراحی (دقیقه)، در گروه تی معکوس طولانیتر از روش پرس بود که از نظر آماری معنادار بود. میزان اسکار پس از جراحی با استفاده از معیار ارزیابی اسکار بیمار-مشاهده گر POSAS از نظر عوارض قرمزی، ترشح و خارش در دو گروه اختلاف معنادار نداشتند میزان اسکار پس از جراحی با استفاده از معیار ونکوور از نظر هایپر و هایپوپیگمانتاسیون، وسکولاریته و رضایتمندی مقیاس عالی و متوسط اختلاف معنادار نداشتند اما از نظر انعطاف پذیری و ارتفاع زخم در گروه پرس بیشتر بود و اختلاف معنادار داشتند.
نتیجهگیری: ماموپلاستی به روش تی معکوس، زمان عمل طولانیتری داشت ولی رضایتمندی البته فقط در مقیاس خوب، در این روش بیشتر بود. انعطاف پذیری و ارتفاع زخم در گروه پرس کردن بیشتر بود.