13 نتیجه برای قربانی یکتا
عباس محققی، علیرضا پناهی، داریوش کمال هدایت، بتول قربانی یکتا،
دوره 69، شماره 9 - ( 9-1390 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: گرفتگی کرونر اصلی چپ با مرگ و میر فراوان همراه و تشخیص زودرس آن میتواند از
مرگ و میر سالهای آتی جلوگیری نماید. عوامل خطرساز متابولیک و فیزیولوژیک بیماریهای
قلبی و عروقی تحت عنوان سندرم متابولیک نامیده میشود و ریسک فاکتور برای بیماریهای
عروقی کرونر است. تاثیر سندرم متابولیک بر گرفتگی کرونر اصلی چپ مشخص نبوده و هدف
این مطالعه ارزیابی این اثرات بر گرفتگی کرونر اصلی چپ است.
روش بررسی: تعداد 495 نفر
بیمار تحت آنژیوگرافی قرار گرفته و براساس تعاریف استاندارد جهانی سندرم متابولیک
در آنها مشخص شد و سپس در کل بیماران آنژیوگرافی شده میزان گرفتگی کرونر اصلی سمت
چپ و میزان همراهی آنها با هم و با ریسکفاکتورها سنجیده شد.
یافتهها: 249 (3/50%) مرد و 246
(7/49%) زن بودند. میانگین سن آنها 10±01/58 بود. سندرم
متابولیک در 86 نفر (4/17%) حضور داشت. گرفتگی کرونر اصلی سمت چپ در 25 بیمار (5%)
حضور داشت. بین سندرم متابولیک و گرفتگی کرونر اصلی سمت چپ ارتباط معنیدار بود
012/0P=، 305/0r= بین سن 05/0P=، 192/0r=، جنس 007/0P=، 334/0r= دیابت 03/0P=، 253/0r= و سیگار 03/0P=، 253/0r= و گرفتگی کرونر اصلی سمت چپ ارتباط معنیدار بود.
نتیجهگیری: سندرم متابولیک میتواند با گرفتگی کرونر اصلی سمت چپ همراه باشد. احتمال
همراهی سندرم متابولیک برای گرفتگی کرونر اصلی سمت چپ با افزایش قند خون، سن، جنس
مرد و استعمال سیگار وابسته است. این عوامل بهطور همکار ریسکفاکتور گرفتگی کرونر
اصلی سمت چپ را در بیماران سندرم متابولیک بالا میبرند.
محسن صدقیپور، سید عبدالحسین طباطبایی، فرشته سدادی، داریوش کمال هدایت، فرحناز نیکدوست، حسین ساطع، بتول قربانی یکتا،
دوره 69، شماره 11 - ( 11-1390 )
چکیده
800x600 Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: هیپرتروفی
بطن چپ Left Ventricular Hypertrophy (LVH)
یکی از مهمترین علل مرگ و میر در گیرندگان پیوند کلیه است و رگرسیون هیپرتروفی در
بطن چپ یک هدف مهم در گیرندگان پیوند کلیه میباشد. هدف پژوهش حاضر در یک مطالعه
بالینی بررسی اثرات سیرولیموس Sirolimus (SRL) و سیکلوسپورین بر LVH و مقایسه آنها میباشد.
روش بررسی: جمعیت مورد مطالعه بیماران
دریافتکننده کلیه در بیمارستان دکتر شریعتی تهران در سالهای 89-1388 میباشند. بیماران
بر اساس نوع داروی ایمونوساپرسیو تجویز شده به دو گروه تقسیم شدند. گروه سیرولیموس
و سیکلوسپورین. شاخصههای اکوکاردیوگرافی و بالینی آنها در ابتدا و پس از یکسال
بررسی، ثبت و آنالیز شد.
یافتهها: در مجموع 55
بیمار (33 نفر 60% مرد و 22 نفر 40% زن) بررسی شدند که 36 نفر آنها 5/65% در گروه
(سیکلوسپورین) و 19 نفر آنها 5/34% در گروه (سیرولیموس) طبقهبندی شدند. eGFR در گروه SRL
از 7±713/53 به 2m73/1ml/min 6±05/54 رسید،
بهعلاوه ترشح پروتیین در ادرار در گروه SRL
از 10±7/35 به h24/mg 9/7±7/33 رسید
که این اختلاف معنیدار بوده و در گروه CNI
از 11±86/36 به 8±19/36
رسید. در ارتباط با دادههای اکوکاردیوگرافی کاهش IVSD, PWD, LVMi, LVM بعد از پیگیری نسبت به حالت
پایه در گروه SRL در مقایسه با گروه شاهد معنیدار
بود (0/05>P). دادههای اکوکاردیوگرافی EF, RWT, EDD, FS گروه SRL
تفاوت معنیداری نسبت به گروه شاهد بعد از یکسال نداشت (0/05
نتیجهگیری: مطالعه حاضر اولین مطالعه در ایران با بررسی جزیی
اکوکاردیوگرافیک در مصرف SRL بهصورت مطالعه بالینی بوده که
نشاندهنده اثرات کاهنده SRL بر LVH
میباشد.
لیلی صفدریان، نوش آفرین ستاری دیبازر، آرش احمدزاده، بتول قربانی یکتا،
دوره 70، شماره 4 - ( 4-1391 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: اختلال اندوتلیال، میتواند
بر میزان باروری در زنان مبتلا به تخمدان پلیکیستی موثر باشد. شاخص اتساع
وابسته به جریان Flow Mediated Dilatation (FMD) در بیماران دچار تخمدان پلیکیستی مختل میباشد. هدف
این طرح مقایسه دو روش تحریک تخمکگذاری به وسیله لتروزول (Letrozole) یا
لتروزول همراه با گنادوتروپین منوپازی انسانی Human Menopausal
Gonadotropins (HMG) در بیماران نابارور با سندرم تخمدان پلیکیستی مقاوم به کلومیفن
سیترات بر اساس یافتههای سونوگرافی شریان براکیال میباشد.
روش
بررسی: مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی شده دوسوکور میباشد. افراد
مراجعهکننده به مرکز ناباروری بیمارستان دکتر شریعتی در سال 1390-1389 که دارای
معیارهای ورود بودند بررسی اتساع وابسته به جریان (FMD) و سونوگرافی ترانس واژینال
به عمل آمد و به دو گروه تحت درمان با لتروزول و تحت درمان با لتروزول +HMG تقسیم شدند.
پس از پایان دریافت برنامه دارویی متغیرها ثبت و آنالیز شد.
یافتهها: نتایج درمان در گروه
لتروزول در 15 بیمار (7/57%) موفق و در 11 بیمار (3/42%) شکست خورد در ارتباط با
گروه لتروزول +HMG، 18 بیمار
(5/54%) دارای درمان موفق و در 15 بیمار (5/45%) درمان شکست خورد. میانگین FMD در گروه با
نتایج درمانی موفق 10±42/19%
و در گروه با نتایج ناموفق 2/7±57/18% بود این اختلاف از لحاظ آماری معنیدار نبود (712/0P=).
نتیجهگیری: در
زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستی مقاوم به کلومیفن، لتروزول به تنهایی میتواند
به اندازه لتروزول همراه با گنادوتروپین در تحریک تخمکگذاری موثر باشد. بین یافتههای
سونوگرافی داپلر شریان براکیال در گروه لتروزول در ترکیب با گنادوتروپین با
لتروزول به تنهایی تفاوت معنیداری وجود نداشت.
سید وحید حیدری، سید محمود رمک هاشمی، عنایتالله عباسنژاد، فاطمه عباسی گراوند، بتول قربانی یکتا،
دوره 70، شماره 5 - ( 5-1391 )
چکیده
}
زمینه و هدف: دانستن
عوامل مرتبط با عوارض ریوی و شکست در اکستوباسیون در جراحیهای مغزی میتواند در
جلوگیری از ابتلا به این عوارض موثر باشد مطالعه حاضر به بررسی ریسک فاکتورها و
شیوع عوارض ریوی و شکست اکستوباسیون در جراحیهای داخل جمجمهای میپردازد.
روش
بررسی: تعداد 254 بیمار تحت اعمال جراحی اینتراکرانیال را در
بیمارستان فیروزگر، در سال 89-1387، بهطور گذشتهنگر مطالعه نمودیم.
یافتهها: عوارض ریوی
در بیماران با شکست اینتوباسیون (002/0P=)،
تهویه مکانیکی بهمدت بیش از 24 ساعت (001/0P=)،
فشار خون (001/0P=)، مصرف سیگار (040/0P=)،
نیاز دوباره به جراحی (003/0P=) و مورتالیتی (001/0P=) بیشتر بود.
نتیجهگیری: مدت زمان بیهوشی، مدت زمان جراحی، نیاز به اینتوباسیون و
مدت زمان آن و نیز مدت زمان اقامت در ICU از ریسک عوامل
مرتبط با عوارض ریوی بوده و هوشیاری قبل از جراحی و شکست اینتوباسیون بهطور مستقل
از سایر متغیرها با عوارض ریوی همراه هستند.
نگار امیدی، بابک شریف کاشانی، محمد اسد پور پیرانفر، محمد رفیع خورگامی، بتول قربانی یکتا، حامد امیدی،
دوره 70، شماره 9 - ( 9-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: تعیین روشهای تشخیصی با حساسیت بالا و در دسترس بودن آن در مراکز بیمارستانی میتواند در بهبود وضعیت بیماران عروق کرونر بهترین نقش را داشته باشد. هدف این پژوهش، بررسی ارتباط اختلال عملکرد دیاستولیک و شمارش فریمهای آنژیوگرافیک در بیماران عروق کرونر میباشد.
روش بررسی: بیماران به دو گروه مورد و کنترل تقسیم شدند. هر دو گروه دارای آنژین پایدار قلبی بودند. اطلاعات بیماران بر اساس چک لیستهای تهیهشده بر اساس دادههای آنژیوگرافی TIMI و دادههای اکوکاردیوگرافی اختلال عملکرد دیاستولیک در بیماران مبتلا به آنژین پایدار قلبی جمعآوری گردیده و بعد از آنالیز، نتایج بهدستآمده جهت تعیین ارتباط اختلال عملکرد دیاستولیک در اکوکاردیوگرافی با شمارش تعداد فریمهای حاصل از آنژیوگرافی (TFC) در دو گروه تحلیل شد.
یافتهها: در مطالعه حاضر میانگین TFC در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل بهطور معنیداری بیشتر بود. همراهی Em با میانگین TFC در هر سه رگ معنیدار بود (0001/0P=). در مطالعه حاضر میانگین Sm بهطور معنیداری در گروه آزمایش کمتر بود (0001/0P=). میانگین E/A در افراد با 21TFC≥ (7/0) و در افراد با TFC زیر 21 مقدار آن یک بود. مدت زمان رسیدن موج E از پیک به خط پایان (Deceleration time) در مطالعه حاضر در افرادی که میانگین 21TFC≥ داشتند بهطور معنیداری بیشتر بود (0001/0P=) و همراهی آن با TFC نیز توسط آزمون آماری معنیدار تلقی گردید (0001/0P=). ارتباط میانگین نمرات آنژیوگرافی و نقص دیاستولیک معنیدار بود (0001/0P=).
نتیجهگیری: این مطالعه با توجه به اهمیت شاخص عملکرد دیاستولیک همراهی TFC را با شاخصهای مهم اکوکاردیوگرافی نشان داد.
بتول قربانی یکتا، محمد ناصحی، شهرزاد خاکپور، محمد رضا زرین دست، یزدان شفی خانی،
دوره 71، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: شناخت مسیرهای نورونی درگیر در هسته اکومبنس قاعده مغزی بر اساس گزارشهای قبلی نقش مهمی در اتیولوژی و پاتوفیزیولوژی افسردگی، اضطراب و اعتیاد دارد. اما چگونگی این مکانیسمها در مغز روشن نیست. در این راستا نیکوتین به طور مستقیم در هسته اکومبنس مغز تزریق شد تا نقش فرآیندهای شبه اضطرابی آن در این هسته در دستگاه ماز بهعلاوهای شکل مرتفع (Elevated plus maze) موش صحرایی نر بررسی گردد.
روش بررسی: در این تحقیق از موشهای صحرایی استفاده شد. پس از بیهوشی ابتدا در ناحیه پوسته هسته اکومبنس مغز، با استفاده از دستگاه استریوتاکسی عمل جراحی و کانولگذاری دو طرفه انجام شد. بعد از کانولاگذاری به مدت یک هفته به موشهای جراحیشده اجازه داده شد تا بهبودی کامل را بهدست آورند. بعد از بهبودی، رفتار اضطرابی و فعالیت حرکتی حیوانات با استفاده از ماز بهعلاوهای شکل مرتفع آزمایششده و اثر تزریق داروهای مورد نظر در هستهی اکومبنس بر روی رفتار اضطرابی مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: آزمایشهای انجام گرفته نشان داد که تزریق دو طرفه نیکوتین (Nicotine)، آگونیست گیرنده نیکوتینی استیلکولین دوز 1/0 از میان دوزهای (5/0 و 25/0، 1/0، 05/0) میکروگرم بر رت، درون هسته نوکلئوس اکومبنس مغز باعث افزایش معنیداری در درصد زمان سپریشده در بازوهای باز نسبت به گروه کنترل میشود (01/0P=).
نتیجهگیری: گیرندههای نیکوتینی نورونهای موجود در پوسته هسته اکومبنس قاعده مغز در رفتارهای شبه اضطرابی در موش صحرایی نر موثر است.
نسرین مقدمی تبریزی، خدیجه ادبی، عذرا آزموده، سپیده نکوئی، بابک دبیر اشرافی، کامیار دبیر اشرافی، بتول قربانی یکتا،
دوره 71، شماره 4 - ( تيرماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: اندومتریوز تخمدانی یکی از بیماریهای زنان در سنین باروری است. اثرات سیستکتومی در باروری این بیماران مورد بحث است. در این مطالعه، ما به بررسی اثر جراحی سیستکتومی لاپاراسکوپیک اندومتریوز تخمدانی از نظر پاسخ به تحریک تخمکگذاری در مقایسه با تخمدان مقابل پرداختیم.
روش بررسی: در این مطالعه مورد- شاهدی، 30 بیمار مبتلا به اندومتریوما یک طرفه تخمدان که سابقه جراحی سیستکتومی لاپاراسکوپیک به روش Stripping داشتند، از سال 1388 الی 1391 در بیمارستان زنان دانشگاه علوم پزشکی تهران تحت تحریک تخمکگذاری در سیکل In Vitro Fertilization (IVF) قرار گرفتند. سپس تخمدان سیستکتومی شده با تخمدان مقابل از نظر تعداد فولیکولهای تولید شده مقایسه شد.
یافتهها: میانگین سنی بیماران (4/3±3/32) سال بود. میانگین اندازه کیست اندومتریومای جراحی شده (2/10±4/42) میلیمتر بود. میانگین تعداد فولیکولها در تخمدانهای جراحی شده (2/1±5/2) با دامنه (5-1) بود و در تخمدانهای کنترل میانگین تعداد فولیکولها (4/1±9/3) با دامنه (6-1) بود. آزمون آماری نشان داد که اختلاف معنیداری بین تعداد فولیکولها در تخمدانهای جراحی شده در مقایسه با تخمدانهای جراحی نشده، وجود داشت به طوریکه کاهش معنیدار در ذخیره تخمدانی و تولید فولیکولها در تخمدانهای جراحی شده مشاهده شد (0/6- الی0/2-). 95%CI و (001/0>P).
نتیجهگیری: سیستکتومی لاپاراسکوپیک اندومتریوما باعث کاهش پاسخ تخمدان به تحریک تخمکگذاری در سیکل IVF میشود. این کاهش پاسخ تخمدان ارتباط معنیداری با سن، شاخص توده بدنی، اندازه و محل کیست و فاصله زمانی از جراحی تخمدان نداشت.
رضا پوررشیدی، شروین شریف کاشانی، هاشم شریفیان، حبیب مظاهر، پیمان سلامتی، بتول قربانی یکتا،
دوره 71، شماره 4 - ( تيرماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: جسم خارجی در مری از وضعیتهای اورژانسی بوده و علاوه بر اضطرابی که برای بیمار ایجاد میکند باعث عوارض بالقوه خطرناک میگردد. با توجه به مدیریت اورژانس در خروج جسم خارجی از مری و پرهیز از عواقب ناگوار آن، این مطالعه به بررسی همخوانی سونوگرافی و رادیوگرافی در تشخیص جسم خارجی در مری میپردازد.
روش بررسی: این مطالعه به شکل مقطعی طراحی شد. نمونهگیری به روش آسان، از 60 بیمار مراجعهکننده مشکوک به جسم خارجی در قسمت فوقانی مری در بخش اورژانس بیمارستان امیراعلم از فروردین تا اسفند 89 انجام شد. ارتباط نتایج رادیوگرافی و سونوگرافی بررسی شد.
یافتهها: در 28 مورد (2/48%) بیماران جسم خارجی در دستگاههای گرافی تشخیص داده شد. نتایج رادیوگرافی در بیماران دارای جسم خارجی در 26 بیمار (9/92%) مثبت و در دو بیمار (1/7%) منفی بود. نتایج سونوگرافی در 27 بیمار (4/96%) مثبت و در یک بیمار (6/3%) منفی گزارش شد. ضریب همراهی نتایج رادیوگرافی با سونوگرافی در بیماران با شکایت از جسم خارجی معنیدار بود (001/0P=) و از ضریب توافق خوبی (01/0P= و 896/0kappa=) برخوردار بود.
نتیجهگیری: وجود ضریب بالای همراهی بین نتایج سونوگرافی و رادیوگرافی نشان میدهد که این سیستمهای تصویربرداری با توجه به شرایط بیمار و شرح حال بیمار میتوانند به جای هم بهکار برده شوند.
نسرین نیرومند، فرشته غریبپور، نسرین مقدمی، فرحناز سادات احمدی، بتول قربانی یکتا،
دوره 71، شماره 5 - ( مردادماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات اخیر پیشنهاد میکنند که شاخصهایی که رشد جنین را مختل میکنند، ممکن است در سهماهه اول حاملگی وجود داشته باشند. هدف این مطالعـه بررسی ارتباط بین طول نشسته جنین (Crown-Rump Length, CRL) و Pregnancy Associated Plasma Protein-A (PAPP-A) اندازهگیریشده در سهماهه اول حاملگی با وزن هنگام تولد جنین بود.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت کوهورت آیندهنگر و بر روی 120 نفر از زنان باردار در سهماهه اول حاملگی مراجعهکننده به بیمارستان زنان میرزاکوچکخان انجام شد. اطلاعاتی از قبیل سن حاملگی براساس طول نشسته جنین، تاریخ آخرین پریود (Last Menstrual Period, LMP)، وزن نوزاد و PAPP-A در فرم پرسشنامه ثبت شد.
یافتهها: یافتههای ما نشان داد که CRL Z-score و log 10 (MOM PAPP-A) ارتباط مثبتی با وزن هنگام تولد جنین دارند. میانگین CRL Z-score در جنین بهطور معنیداری در Low Birth Weight (LBW) کمتر بود (9/0±9/4- در برابر 1/3±0 و 001/0P<). میانگین PAPP-A در LBW، Multiple of the Median (MOM)11/0±4/0 و در نوزادان بدون LBW (MOM7/0±04/1) بود (011/0P=). میانگین PAPP-A در سرم مادران بهطور معنیداری در نوزادان با وزن کم نسبتبه سن حاملگی Small for Gestational Age (SGA) کمتر بود (2/0±5/0در برابر 7/0±1/1) (001/0P<).
نتیجهگیری: میتوان با داشتن شاخص CRL و PAPP-A و محاسبه MOM و Z score CRL برای هر بیمار و با مدنظر گرفتن سایر موارد تاثیر ریسک پایه را بهدست آورد و درنهایت با استفاده از بررسیهای دقیقتر بتوان LBW و SGA در سهماهه اول بارداری را پیشبینی نمود. بنابراین براساس نتایج بهدستآمده CRL, PAPP-A اندازهگیریشده در تریمستر اول حاملگی از فاکتورهای مهم پیشبینیکننده وزن هنگام تولد جنین بودند و ارتباط قوی با LBW داشتند ولی قدرت پیشگویی آنها در حدی نیست که بتوان آنها را بهتنهایی جهت غربالگری LBW استفاده کرد.
زهرا رضایی، سیده ساره حیدری بازاردهی، عزیزه قاسمینژاد، امیرسعید صادقی، بتول قربانی یکتا،
دوره 71، شماره 11 - ( بهمن ماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: بهمنظور شناسایی روش موثرتر در سقط درمانی سهماهه اول حاملگی، در زنان مراجعهکننده به بیمارستان جامع زنان طی سالهای 91-1390، ما نتایج درمانی ترکیب میزوپروستول و لتروزول در مقابل میزوپروستول بهتنهایی در ختم حاملگیهای از دسترفته زیر 9 هفته را در یک کارآزمایی بالینی تصادفی کنترلشده مقایسه نمودیم.
روش بررسی: تعداد 214 زن باردار با درخواست سقط پزشکی در سهماهه اول حاملگی به دو گروه درمانی تجویز میزوپروستول و لتروزول و میزوپروستول بهتنهایی تقسیم شدند. سقط موفقیتآمیز جنین، میزان کورتاژ، عوارض جانبی ثبت و آنالیز شد.
یافتهها: سقط کامل در 174 بیمار (3/81%) انجام پذیرفت که در گروه میزوپروستول در 84 بیمار (5/78%) و در گروه ترکیبی در 90 بیمار (1/84%) مشاهده شد. بعد از دریافت 800 میکروگرم میزوپروستول در 37 مورد (3/17%) دفع کامل داشتیم که 13 مورد (12%) مربوط به گروه میزوپروستول و 24 مورد (5/22%) مربوط به گروه ترکیبی بود. پساز دریافت 1600 میکروگرم میزوپروستول در 137 مورد (4/77%) دفع کامل داشتیم که 71 مورد (5/75%) آن مربوط به گروه میزوپروستول و 66 مورد آن (5/79%) مربوط به گروه ترکیبی بود. این اختلافها از لحاظ آماری معنادار نبود (05/0P>). 17 مورد (9/15%) کورتاژ در گروه ترکیبی در برابر 23 مورد (5/21%) در گروه میزوپروستول بهتنهایی ثبت شد (05/0P>). عوارض مانند اسهال، تب، تاکیکاردی و درد در دو گروه مشابه بودند (05/0P>).
نتیجهگیری: میزوپروستول بهتنهایی بهاندازه ترکیب میزوپروستول و لتروزول موثر میباشد. براساس نتایج این مطالعه استفاده از میزوپروستول در ترکیب با لتروزول روش موثر، ایمن و ارزان است.
زاهد حسینخان، مژگان رحیمی، پویا کلانی، بتول قربانی یکتا،
دوره 72، شماره 4 - ( تیر 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات گذشته اثرات فازهای مختلف سیکل قاعدگی را بر پاسخهای همودینامیک در لولهگذاری تراشه نشان دادهاند. هدف ما بررسی تاثیر میزان هورمونها در سیکل قاعدگی خانمها بر پاسخهای همودینامیک ناشی از لولهگذاری داخل تراشه است.
روش بررسی: مطالعه به صورت کوهورت در دی ماه سال 1391 در بیمارستان امامخمینی (ره) شروع و در مدت یکسال انجام شد. بیماران بر اساس معیارهای ورود وارد مطالعه شده و شرح حال قاعدگی نمونهی خون برای اندازهگیری سطح هورمونها اخذ شد. تغییرات همودینامیک بیماران کاندیدای جراحی الکتیو تحت بیهوشی عمومی با لولهگذاری تراشه ثبت شد.
یافتهها: در این مطالعه 77 خانم تحت عمل جراحی الکتیو تحت بیهوشی عمومی با لولهگذاری تراشه بر اساس معیارهای پژوهش وارد مطالعه شدند، از این تعداد 38 زن در فاز لوتئال (49/4%) و 39 زن در فاز فولیکولار (50/6%) بودند. میانگین مدت زمان سپری شده برای لولهگذاری تراشه بهترتیب در دو گروه فولیکولار و لوتئال 07/5±58/25 و 32/5±84/25 ثانیه بود (489/0P=). فشار سیستولیک خون بعد از لولهگذاری در فاز فولیکولار 138/4±20 در برابر فاز لوتئال 127/7±18 (میلیمتر جیوه) بهطور معناداری بیشتر بود (01/0P<) همچنین ضربان قلب زنان بعد از لولهگذاری در فاز لوتئال 90/7±12 بهطور معناداری از فاز فولیکولار 85/3±11 (ضربان در دقیقه) بیشتر بود (05/0P=).
نتیجهگیری: به دلیل پایداری بیشتر پارامترهای همودینامیک در فاز لوتئال و کاهش عوارض قلبی و عروقی پیرامون عمل متعاقب آن توصیه میشود در صورت امکان اعمال جراحی الکتیو خانمهایی که در سنین باروری هستند، در این زمان انجام شود.
شهروز کاظمی، مژگان شاکری حسین آباد، مریم عامری، بتول قربانی یکتا،
دوره 73، شماره 10 - ( دی 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین عوارض مرتبط با صدمات تروماتیک مغزی، سندرم دیسترس حاد تنفسی (ARDS) است. هدف این مطالعه بررسی شیوع سندرم دیسترس تنفسی حاد در صدمات تروماتیک حاد به سر است.
روش بررسی: این مطالعه آیندهنگر بر روی بیماران صدمه تروماتیک حاد سر بستری در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان شهدای هفتم تیر تهران از مهر 1391 تا شهریور 1392 انجام شد. شرط ورود به مطالعه وجود ترومای سر در بیمار و شرط خروج صدمه قفسه سینه هم زمان بود. سپس بر اساس فرمول Cohran تعداد نمونه انتخاب شد. پرسشنامهای طراحی شد که پزشکان وبا نظارت متخصص جراحی مغز و اعصاب آن را به صورت آیندهنگر تکمیل کردند.
یافتهها: میزان شیوع سندرم زجر تنفسی 35(8/23%) مورد بود. شایعترین آسیب همراه با اسیدوز متابولیک Subarachnoid hemorrhage (SAH) بود. شایعترین آسیب همراه با ARDS آسیب Subdural hemorrhage (SDH) بودند. رابطه بین Glasgow Coma Scale (GCS) و ARDS معنادار بود (0001/0P<). بیماران با SAH میانگین نمره GCS=7 و افراد فاقد SAH دارای میانگین نمره GCS=5 بودند. اختلاف بین این دو معنادار بود (012/0P<).
نتیجهگیری: سندرم دیسترس حاد تنفسی به دنبال صدمات تروماتیک مغزی از عوارض شایع میباشد که توجه به آن در مدیریت درمان ضروری است و موجب کاهش مرگ و میر میگردد. در این مطالعه مشخص شد که مصدومان تصادفات با آسیب سر حسب ریسک فاکتورهای همراه و متغیرهای مربوطه پیامدهای مختلفی داشتند. بیشترین صدمه سر منجر بهARDS خونریزیSDH بوده و ریسک فاکتور همراه سن بالا در جنس مرد و وجود اسیدوز بود.
بهشاد پازوکی، ارکیده النگ، علی افشاری، نسیم خواجوی راد، بتول قربانی یکتا،
دوره 74، شماره 8 - ( آبان 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: آموزش مناسب پزشکان و آمادهسازی آنها در راستای نیازهای واقعی جامعه از مسایل مهم نظام سلامت جامعه است. ابزار اساسی در آموزش بالینی، بیماران بستری و مراجعهکننده به بیمارستان میباشند. در مطالعه حاضر به بررسی آگاهی و نگرش بیماران بستری در بخش نفرولوژی در رابطه با نقش خود در آموزش بالینی پرداخته شد.
روش بررسی: در مطالعه توصیفی- تحلیلی در بازه زمانی نیمه اول سال 1393، تمامی بیماران بخش نفرولوژی بیمارستان امامخمینی (ره) تهران تا پر کردن حجم نمونه وارد مطالعه شدند. از همه بیماران حاضر در روز مطالعه با استفاده از پرسشنامه، مصاحبه و نتایج ثبت و آنالیز شد.
یافتهها: در این پژوهش 146 بیمار مورد پرسش قرار گرفتند. 54 نفر (%37) از بیماران در زمان بستری از قوانین آگاهی داشتند، برای 47 نفر (2/%32) از بیماران همجنس نبودن معاینهکننده مهم بود. آزمونهای آماری نشاندهنده ارتباط معناداری بین رفتار محترمانه دانشجویان با بیمار و احساس خوب در مورد آموزش به پزشکان است. بهطوری که 5/95% از افرادی که رفتار محترمانه دانشجویان به خود را دیدهاند، احساس خوب در مورد آموزش به پزشکان داشتند (001/0P<). ارتباط بین حضور استاد همراه دانشجویان با احساس خوب در مورد آموزش به پزشکان معنادار بود (013/0P=). احساس مثبت در مورد آموزش به پزشکان با سن بیمار رابطه داشت، بهطوریکه میانگین سنی افرادی که احساس خوب در مورد آموزش به پزشکان داشتند بهطور معناداری از افراد دیگر پایینتر بود. (47/2±17 سال در برابر 55/6±18 سال و 028/0P=).
نتیجهگیری: رفتار محترمانه دانشجویان، حضور استاد همراه دانشجویان و سن بیمار در احساس خوب بیمار نسبت به نقش آموزشی بیمار مهم است.