26 نتیجه برای قنبر
مینا قنبر، سیدمحمد علی خسروی،
دوره 59، شماره 5 - ( 6-1380 )
چکیده
کاهش ناگهانی فشار خون پس از بی حسی اسپاینال بطور اعم عارضه شناخته شده ای است. این عارضه در خانم های حامله قادر است خون رسانی به جنین را برحسب شدت با اشکال مواجه ساخته و آنرا به خطر اندازد. اثرات پروفیلاکتیک حاصل از افزایش حجم داخل عروقی با سرم کریستالوئید و انفوزیون پروفیلاکتیک افدرین برای جلوگیری از افت فشار خون طی بی حسی اسپاینال با مارکائین 5 درصد در خانمهائی که تحت عمل سزارین قرار گرفته اند، مقایسه شده است. در این مطالعه، 44 خانم ترم که برای سزارین بصورت الکتیو به اطاق عمل آورده شده بودند، بطور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. در گروه اول یا گروه سرم پره لود سرم رینگر به میزان 15 ml/kg قبل از بی حسی اسپاینال ظرف 10 تا 15 دقیقه تجویز گردید. در گروه دوم یا گروه افدرین هیچگونه حجمی قبل از بی حسی اسپاینال داده نشد و بلافاصله پس از بی حسی، انفوزیون افدرین با دوز 0.25mg/kg/3min آغاز می گردید. در هر گروه فشار خون شریانی از دقیقه اول پس از قرار گرفتن بیمار در وضعیت خوابیده به پشت کنترل می شد. میزان افت فشار خون سیستولیک متوسط تا شدید در گروه اول شدیدتر از گروه دوم بود. در این مطالعه اینچنین نتیجه گیری شد که انفوزیون پروفیلاکتیک افدرین قادر است از افت فشار خون حاصل از بی حسی اسپاینال در عمل سزارین بطور موثر ممانعت نماید.
صدیقه برنا، جواد بهجتی اردکانی، زینت قنبری، طاهره واقفی، نقیسه قدردوست نجیبی،
دوره 60، شماره 6 - ( 6-1381 )
چکیده
مقدمه: بیماری های تیروئید از بیماری های اندوکرین شایع در دنیا بوده که زنان را ده برابر بیشتر از مردان گرفتار می سازد. اختلالات قاعدگی و باروری از علائم شایع بیماری تیروئید در زنان می باشد. در چنین مواردی بررسی بیماران از نظر تیروئید، راه کوتاه و آسانی برای تشخیص سریع و درمان قطعی بیماران مبتلا به اختلال قاعدگی می باشد.
مواد و روشها: در یک مطالعه مقطعی 325 بیمار تیروئیدی مورد بررسی قرار گرفتند این بیماران از طریق حضور در درمانگاه غدد بیمارستان امام خمینی در نیمه اول سال 1378 با معاینه و مصاحبه گزینش شده و مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته ها: شیوع و الگوی اختلال قاعدگی در این بیماران مشخص گردید. 55.8 درصد افراد هیپرتیروئید و 51.3 درصد افراد هیپوتیروئید الگوی قاعدگی طبیعی داشتند. 44.2 درصد افراد هیپرتیروئید اختلال قاعدگی داشتند که الگوی آن بیشتر بصورت الیگومنوره بود و 48.7 درصد افراد هیپوتیروئید اختلال قاعدگی داشتند که الگوی آن بیشتر بصورت پلی منوره-اولیگومنوره و منوراژی بود.
نتیجه گیری و توصیه ها: بنظر می رسد که در کشور ما نیز اختلال قاعدگی از شایعترین علائم بیماری تیروئید باشد و غربالگری بیماری های تیروئیدی راه حلی آسان و کم خرج در کمک به این افراد باشد. با توجه به اینکه بیماری های تیروئیدی در کشور ما شایع است، این مساله لزوم اندازه گیری هورمونهای تیروئید و TSH را در قدم اول برخورد با یک بیمار دچار اختلال قاعدگی مطرح می سازد اگرچه برای آنکه این لزوم قطعی شود، لازم است یک بررسی بر روی بیماران دچار اختلال قاعدگی انجام گیرد و میزان بیماری تیروئیدی در آنها تعیین شود.
اعظم السادات موسوی، فاطمه محرابی، زینت قنبری،
دوره 64، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از نادرترین نقایص مادرزادی اندام است. در سری انسیدانس پائینی داشته بهطوری که از 2758 آنومالی مادرزادی بررسی شده تنها 28 مورد به این اختلال مبتلا بودهاند و از سوی دیگر تنوع قابل توجهی در آن مشاهده گردیده است. با توجه به شیوع کم، تنوع زیاد و تجربه درمانی اندک، بررسی و ارائه تجارب و نتایج هر طرح درمانی میتواند به سایر درمانگران کمک شایانی نماید.
روش بررسی: تمام بیمارانی که در فواصل سالهای 1372 الی 1385 با نقص فوق به مرکز ما مراجعه داشتند (پنج پسر و یک دختر با هفت اندام فوقانی درگیر) از نظر دفورمیتیهای موجود، تأثیر برداشتن نسج غیرطبیعی جایگزین استخوان (Anlage) بر پیشگیری یا تصحیح انحراف مچ دست و تأثیر جراحیهای دست (نظیر اعاده اپوزیشن و تاندون ترانسفر) بر عملکرد اندام بررسی شدند.
یافتهها: برداشتن در تصحیح دفورمیتی شدید مچ به طور نسبی مؤثر است اما موجب تغییر قابل ملاحظه در عملکرد اندام نمیشود. اوستئوتومی متا کارپ اول و تاندون ترانسفر جهت بهبود اپوزیشن شست تأثیر بیشتری بر عملکرد اندام در مقایسه با برداشتن Anlage دارد.
نتیجهگیری: با توجه به عملکرد خوب اندام فوقانی علیرغم وجود انحراف به سمت اولنار شدید در بعضی بیماران و احتمال عود یا بروز آن بعد از برداشتن جراحیهایی نظیر استئوتومی متاکارپ اول و تاندون ترانسفر ممکن است بیش از برداشتن Anlage در بهبود عملکرد اندام مؤثر باشند.
زینت قنبری، بهاره حاجی براتعلی، مهدی فضائلی، پروین مهدیزاده، منصور دادیار،
دوره 64، شماره 3 - ( 2-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: خونریزی غیر طبیعی رحمی (AUB)، شامل خونریزی های ناشی از قاعدگی (با و بدون تخمک گذاری) و خونریزی با علل دیگر می باشد.
روش های مختلفی جهت تشخیص AUB وجود دارد که استفاده از همه آنها مستلزم صرف وقت و هزینه برای بیمار و سیستم بهداشتی است.
هدف از این پژوهش بررسی و مقایسه روش های تشخیصی رایج در ایران که شامل بیوپسی آندومتر، تعیین ضخامت آندومتر در سونوگرافی واژینال، با دیلاتاسیون و کورتاژ (D&C) به عنوان استاندارد طلایی تشخیص می باشد.
روش بررسی: مطالعه حاضر، آینده نگر - توصیفی می باشد. روش جمع آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه بود. طی این مطالعه، 50 زن مبتلا به AUB مقاوم به درمان طبی که کاندید عمل هیسترکتومی شده بودند انتخاب شده، قبل از انجام عمل جراحی، جهت بررسی آندومتر تحت بیوپسی آندومتر و سونوگرافی ترانس واژینال قرار گرفتند. جهت مقایسه و بررسی این دو روش تشخیصی با روش استاندارد طلایی یعنی D&C ، در روز جراحی و قبل از انجام هیسترکتومی با کسب رضایت از بیمار، D&C به عمل آمد.
یافته ها: میانگین سنی افراد مورد مطالعه 62/48 سال بود. طی بررسی روش های مورد نظر، حساسیت و ویژگی سونوگرافی واژینال از همه روش ها کمتر بود ( به ترتیب 70 و 68 درصد)، حساسیت و ویژگی بیوپسی آندومتر در مرحله بعدی قرار داشت (به ترتیب 70 و 75 درصد).
نتیجه گیری: بهترین روش تشخیص در AUB ، D&C است و بیوپسی آندومتر اگر با سونوگرافی واژینال همراه شود ارزش تشخیصی بالاتری نخواهد داشت.
زینت قنبری، مژگان دهاقین، مرضیه غفارنژاد، طاهره افتخار، منصور دادیار،
دوره 64، شماره 6 - ( 5-1385 )
چکیده
زمینه و هدف :سندرم راکی تانسکی، به عدم رشد کافی یا فقدان مادرزادی رحم و واژن در نوزاد دختر اطلاق می شود. از مشخصات این سندرم، فنوتیپ کاملا زنانه با کاریوتایپ ××46 میباشد. این آنومالی ممکن است با سایر آنومالی های مادرزادی مثل اسکلتی و اورولوژیک همراه باشد. روشهای مختلف طبی و جراحی در درمان و اصلاح آژنزی واژن موجود است که شایعترین روش آنها جراحی به روش درمان Mc-Indoe است. در این روش از گرافتهای مختلف مثل پوست، روده و آمنیون استفاده میشود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع کوهورت تاریخی است که در دو گروه از بیماران که به دلیل آژنزی واژن تحت عمل جراحی واژینوپلاستی ( با یا بدون گرافت آمنیونی) براساس استانداردهای جراحی آن زمان قرار گرفته بودند، صورت گرفت. اطلاعات از پرونده بیماران، تماس تلفنی و در صورت امکان معاینه فیزیکی بدست آمد. پرسشنامه بیماران بیشتر روی پیامد طولانی مدت و رضایت جنسی بیماران و همسرانشان تأکید داشت.
یافتهها: 35 بیمار از 55 بیمار به پرسشنامه جواب دادند، میانگین سنی بیماران 4/28 سال (17 تا 48 سال) و میانگین زمان بررسی پس از عمل 7 سال (2 تا 12 سال) بود. در 15 بیمار (8/42%)، واژینوپلاستی با آمنیون و در مابقی (20 بیمار= 2/57%) بدون گرافت انجام شده بود. هیچ ارتباطی بین نوع عمل و پیامد طولانی مدت و رضایتمندی جنسی دیده نشد (75/0 و 34/0=P).
نتیجهگیری: از آنجایی که رضایت جنسی و پیامد طولانی مدت بین دو نوع عمل واژینوپلاستی با روش Mc-Indoe پیدا نشد (تفاوت معنی دار نبود) و شیوه بدون گرافت آمنیون ساده تر با طول زمان کمتر عمل همراه بود، همچنین خطر انتقال بیماری ویروسی به ویژه HIV را نداشت، پیشنهاد ما این است که واژینوپلاستی بدون گرافت، جایگزین واژینوپلاستی با گرافت آمنیون گردد.
زینت قنبری، مریم السادات میر عشقی، بهاره حاجی براتعلی، صغری خظر دوست، صدیقه برنا،
دوره 65، شماره 5 - ( 5-1386 )
چکیده
پرولاپس کاف واژن عارضه تاخیری هیسترکتومی است. ترمیم آن با جراحی استاندارد ساکرو-کولپوپکسی از طریق لاپاراتومی و با موربیدیتی قابل توجه میباشد. جراحی جدید، اینفرا کوکسیژئال ساکروپکسی، از طریق واژینال با زمان عمل کوتاهتر و موربیدیتی کم میباشد. هدف از انجام این مطالعه ارزیابی نتایج این نوع جراحی در درمان پرولاپس واژن است.
روش بررسی: در این مطالعه مشاهدهای آیندهنگر، 26 بیمار که با علائم کلینیکی پرولاپس کاف واژن به درمانگاه زنان بیمارستان امام خمینی مراجعه نمودند، تحت عمل جراحی اینفرا کوکسیژئال ساکروپکسی قرار گرفتند. در پیگیری 3، 6، 18، 24 ماهه بیماران نتیجه عمل جراحی از نظر بهبودی پرولاپس و مشکلات حین و بعد از جراحی مانند هماتوم، پرفوراسیون رکتوم و عفونت و نیز بهبود علایم سندرم فورنیکس خلفی همراه (اضطرار ادراری، شب ادراری، درد لگنی) بررسی گردید.
یافتهها: در این بیماران هیچ نوع عارضه جراحی مشاهده نشد. بیماران 24 ساعت پس از جراحی مرخص شدند. در ویزیتهای پیگیری 18 ماهه، پرولاپس در 2/96% موارد، اضطرار ادراری 8/88%، شب ادراری 6/92% و درد لگنی 77% بهبودی یافتند. فقط یک مورد (8/3%) پسزدگی نوار (tape) اتفاق افتاد.
نتیجهگیری: با توجه به آسان بودن جراحی اینفرا کوکسیژئال ساکروپکسی و کم خطر بودن آن و عوارض بسیار کمتر و طول مدت و اقامت کمتر بیمار در بیمارستان نسبت به روش استاندارد (ساکروکولپوپکسی) میتوان آنرا جهت درمان بیماران با پرولاپسهای درجه ΙΙΙ و VΙ کاف واژن استفاده کرد.
زینت قنبری، دنیا پروانه سیار،
دوره 65، شماره 9 - ( 9-1386 )
چکیده
هیسترکتومی شکمی یکی از روشهای درمانی در درمان انواع بیماریهای ژنیکولوژیک میباشد، که به طرق مختلفی انجام میشود. شایعترین آنها هیسترکتومی شکمی توتال و سابتوتال میباشند. از آنجایی که رضایت جنسی میتواند کیفیت زندگی را تحت تاثیر قرار دهد این مطالعه بهمنظور بررسی و مقایسه پیامدهای جنسی در این دو روش طراحی شد.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده یک سوکور، بیماران در دو گروه 25 نفری انتخاب و تا 24 ماه پس از عمل جراحی مقایسه شدند. 3، 6، 12 و 24 ماه پس از عمل جراحی کلیه متغیرهای مورد مطالعه در دو گروه به تفکیک ارزیابی گردید.
یافتهها: متغیرهای پایه بین دو گروه یکسان بودند. مدت زمان عمل جراحی (007/0=p)، میزان خونریزی (0007/0=p) و مدت زمان بستری پس از عمل (3/0=p) در هیسترکتومی ساب توتال کمتر از توتال بود. هیچ عارضهای حین عمل جراحی در بیماران دو گروه رخ نداد. درد بیش از حد و عفونت محلهای دیگر در بیماران پس از عمل دیده نشد. مقاربت دردناک، میزان رضایت جنسی بیمار و همسر وی بین دو گروه تفاوت آشکاری نداشت. لکهبینی در بیماران هیسترکتومی شکمی سابتوتال (STAH) بهطور معنیداری بیشتر از هیسترکتومی شکمی توتال (TAH) بود.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه ما نشان داد که TAH در مقایسه با STAH، از نظر رضایت و عملکرد جنسی تفاوت معنیداری ندارد.
زینت قنبری، مژگان دهاقین، مامک شریعت، طاهره افتخار، مریم اشرفی،
دوره 66، شماره 2 - ( 2-1387 )
چکیده
هدف از انجام این مطالعه ارزیابی اثربخشی و ایمنی جراحی با روش نوار ترانس اوبتوراتور (با حداقل تهاجم) در درمان زنان با بیاختیاری استرسی ادراری میباشد.
روش بررسی: مطالعه حاضر، مطالعه One sample clinical trail است که برای اولین بار در بخشهای زنان در ایران صورت گرفت. 35 بیمار با بیاختیاری استرسی ادراری مراجعهکننده به بیمارستان امامخمینی (ولیعصر) تحت عمل TOT قرار گرفتند. (سال 1382 تا 1383) متوسط سن بیماران 50 سال (74-26) بود. همه بیماران پس از عمل مورد معاینه بالینی، تست سرفه با مثانه پر، یوروفلومتری و ارزیابی post voiding residual قرار گرفتند.
یافتهها: متوسط زمان پیگیری بیماران 14 ماه (26- 8) و متوسط زمان عمل جراحی حدود 20 دقیقه بود. میزان بهبودی کامل 4/91%، بهبودی نسبی 6/8% و عدم وجود شکست درمانی بهدست آمد. بهطور کلی عوارض حین عمل حدود 9/2% (خونریزی و هماتوم) بدون آسیب عروقی، عصبی و رودهای بود و یک مورد باقیمانده ادراری پس از عمل مشاهده گردید.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نتایج حاصله از مطالعات ابداعکننده این تکنیک یعنی آقای Delorme را تأیید کرد و نشان داد که این روش موثر و ایمن برای درمان زنان با بیاختیاری استرسی ادرار به تنهایی یا در ترکیب با ترمیم پرولاپس میباشد. با این حال بهتر است مطالعات RCT که بتواند روش TOT را با روشهای جراحی استاندارد موجود در درمان بیاختیاری ادراری زنان مقایسه نماید، انجام گیرد.
طاهره افتخار، زینت قنبری، فدیه حقاللهی،
دوره 66، شماره 3 - ( 3-1387 )
چکیده
اختلال لوله عصبی (NTD) دومین بیماری شایع مادرزادی بعد از بیماری قلبی میباشد که ناشی از اختلال در بسته شدن لوله عصبی میباشد. بهعلت عدم مشاوره قبل از بارداری میزان مشاهده موارد NTD در ایران بالاتر از استاندارد جهانی بهنظر میرسد. این تحقیق میتواند راهکاری برای کاهش این اختلال در نوزادان باشد.
روش بررسی: در مطالعه توصیفی انجام شده در پنج بیمارستان دانشگاه تهران در مدت سه سال از 38473 مورد تولد زنده گزارش شده، 143 نوزاد مبتلا به NTD شناسایی شده است. شایعترین انواع اختلال در این مطالعه آننسفالی و مننگومیلوسل بود که با آمار کشورهای دیگر متفاوت است.
یافتهها: 9/11% مادران با نوزادان NTD سابقه بیماری زمینهای مانند دیابت قندی، صرع، بیماری کلاژن و اسکولار، بیماری قلبی بیماری و اعصاب و روان داشتند. 80% از مادران هیچ عوامل خطرزای محیطی برای ایجاد NTD نداشتهاند. قابل ذکر است که 95% از مادران دارای هیچگونه سابقه فامیلی تولد نوزاد NTD نداشتهاند. در 20% از موارد سابقه مصرف اسید فولیک را در حاملگی ذکر کردهاند در حالیکه هیچ موردی از مصرف اسید فولیک قبلاز حاملگی مشاهده نشد. بررسیها نشان میدهد اسید فولیک در کاهش بروز اختلالات ژنتیکی و NTD موثر است.
نتیجهگیری: بستهشدن لوله عصبی در 28 روز اول بعد از حاملگی اتفاق میافتد. چون عموما˝ حاملگی برنامهریزی نشده اتفاق میافتد، مصرف اسید فولیک در تمام دوران باروری توصیه میشود. آگاهی دادن به مادران برای مصرف اسید فولیک میزان NTD را بهمیزان قابلتوجهی کاهش میدهد.
زینت قنبری، آلاء امامزاده، محمد باقری،
دوره 66، شماره 6 - ( 6-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: ماکروزومی طبق تعریف عبارت از بزرگی جثه جنین به صورتی که وزن هنگام تولد نوزاد ترم بالای 4000 گرم باشد که سبب عوارض مادری مانند اختلالات پیشرفت زایمانی، پارگی شدید کانال زایمانی و زایمان به طریقه سزارین و گاهی سزارین هیسترکتومی میگردد. از سوی دیگر جنین نیز در معرض آسفیکسی، خونریزی داخل جمجمه و دیستوشی شانهای همراه با فلج شبکه بازویی و شکستگیهای استخوان بازو و ترقوه قرار میگیرد. در کشورهای مختلف مطالعات متعددی در زمینه فاکتورهای خطر موثر بر ماکروزومی انجام شده است ولی در کشور ما مطالعات تحلیلی و جامعی در این زمینه محدود میباشد.
روش بررسی: مطالعه به صورت مقطعی صورت گرفته است. از پاییز 80 تا پاییز 81 مادرانی را که جهت زایمان به بیمارستان ولیعصر (عج) مراجعه نموده بودند بررسی کردیم. زایمانهای ترم و با وزن بالای 2500 گرم وارد مطالعه شده و زایمانهای نارس، وزن تولد کمتر از 2500 و تولدهای مرده از مطالعه حذف شدند. مادران جنینهای ماکروزوم با گروه کنترل به تعداد سه برابر مقایسه شدند.
یافتهها: 2000 زایمان در طی مطالعه صورت گرفت که از میان آنها 77 مورد (8/3%) وزن بالای 4000 گرم داشتند و 12 مورد (6/0%) وزن معادل یا بیش از 4500 داشتند. سن مادر، وزن مادر (چاقی)، سابقه ابتلا به دیابت، تعداد زایمانها، جنس نوزاد و سابقه ابتلای مادر به بیماری زمینهای از عوامل مهم و تاثیرگذار در بروز ماکروزومی بودند. طول مدت حاملگی، افزایش وزن مادر بیش از 35 پوند در طی حاملگی و سابقه تولد نوزاد ماکروزوم از عواملی بودند که در این تحقیق رابطهای میان آنها و ماکروزومی جنین یافت نشد.
نتیجهگیری: با جلوگیری از حاملگی در سنین بالا، کنترل وزن، کنترل دیابت و کاهش تعداد زایمانها میتوان از بروز ماکروزومی در جنین پیشگیری کرد.
شهرزاد گلبابایی، مینا قنبر، خشایار همتپور،
دوره 66، شماره 7 - ( 7-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: طب سوزنی یک از روشهای موثر درمان درد در شرایط مختلف است. هدف از انجام این مطالعه بررسی اثربخشی طب سوزنی در بیماران مبتلا به میگرن میباشد.
روش بررسی: در یک مطالعه تجربی مداخلهای از نوع قبل و بعد، 180 بیمار که ابتلاء آنها به سردرد میگرنی به اثبات رسیده و حداقل دو بار سردرد میگرنی در ماه در شش ماه گذشته داشتهاند، و به یک کلینیک خصوصی درد مراجعه کرده بودند، وارد شدند. در همه بیماران تعداد، طول مدت (ساعت) و شدت حملات سر درد قبل از مطالعه بررسی میشد. بهمنظور درمان ابتدا نقطه حداکثر شدت درد تعیین میگردید و نصفالنهار مربوطه مشخص میشد. سپس بر همین اساس نقاط طب سوزنی مرتبط تعیین میشدند و بهوسیله تحریک الکتریکی نقاط از سطح پوست به مدت چند دقیقه تحریک میشدند. این عمل یکبار در هر هفته تکرار میشد و جلسات درمانی شش هفته به طول میانجامید. بعد از تکمیل جلسات درمانی، بیمار مجددا از نظر تعداد، طول مدت و شدت حملات سر درد ویزیت میشد.
یافتهها: میانگین تعداد دفعات حملات (26/8±55/9 در برابر 77/6±50/3، 001/0=p)، طول مدت (59/6±11/9 در برابر 65/3±33/3، 001/0=p) و شدت حملات سر درد (38/0±83/1 در برابر 78/0±61/0، 001/0=p) همگی پس از درمان بهمیزان معنیداری کاهش یافتند.
نتیجهگیری: استفاده از طب سوزنی در بیماران مبتلا به میگرن بهمیزان معنیداری باعث کاهش تعداد دفعات، طول مدت و شدت درد حملات میشود و استفاده از آن برای این دسته از بیماران قابل توصیه است.
فریده دهقان منشادی، زینت قنبری، مژگان فروتن، جلیل کوهپایهزاده، زهرا مشتاقی،
دوره 66، شماره 10 - ( 10-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: درد مزمن لگنی عبارتاست از هر گونه درد لگن بدون ارتباط با حاملگی، عادت ماهیانه و مقاربت که حداقل شش ماه یا بیشتر به طول انجامیده و علت ارگانیک شناخته شدهای برای آن مطرح نشده باشد. شیوع درد مزمن لگنی در جوامع و مطالعات مختلف 49%-8/3% گزارش شده است، ولی تا به امروز مطالعهای که فراوانی آن را در جامعه ما نشان داده باشد انتشار نیافته است. هدف پژوهش حاضر بررسی شیوع درد مزمن لگنی در گروهی از زنان شاغل در شهر تهران است.
روش بررسی: 303 زن شاغل در دو مرکز آموزشی- درمانی شهر تهران با دامنه سنی (2/9±7/34) 63-19 در این طرح که به شکل مقطعی انجام شد، شرکت کردند. برای انجام این طرح پرسشنامهای که علاوه بر اطلاعات دموگرافیک شامل سوالاتی در مورد علائم درگیری سیستمهای زنان و زایمان، عضلانی- اسکلتی، ادراری و گوارشی بود، در اختیار زنان قرار گرفت. پس از جمعآوری اطلاعات از نرمافزار آماری مناسب برای تحلیل دادهها استفاده شد.
یافتهها: 3/22% از زنان گزارش کرده بودند که در حال حاضر درد ناحیه لگن بدون ارتباط با عادت ماهیانه و مقاربت دارند، در حالی که درصد این درد در طول 12-6 ماه گذشته یا همان درد مزمن لگنی 2/10% بود. سابقه زایمان طبیعی، احساس عدم تخلیه کامل رودهها و تقلا و تلاش زیاد حین دفع با وجود درد ناحیه لگن در 12-6 ماه گذشته ارتباط نشان داد (0001/0=p و 036/0=p). همچنین کمر درد و درد ناحیه تحتانی بدن (مجاری تناسلی، مقعد، نشیمنگاه و استخوان دنبالچه) نیز با درد مزمن ناحیه لگن در 12-6 ماه گذشته مرتبط بودند (0001/0=p).
نتیجهگیری: با توجه به شیوع قابل توجه درد لگن در جامعه مورد بررسی و همینطور همراهی مجموعهای از علائم سیستمهای ژنیکولوژیکی، عضلانی- اسکلتی، ادراری و گوارشی با آن، لزوم پرداختن به آن از طرف سیستمهای بهداشت و درمان با داشتن نگاه جامعنگر و به شکل تیم چند تخصصی مطرح میشود. همچنین بر ضرورت اجرای مطالعات گسترده اپیدمیولوژیک به شکل جامعه محور و با تعداد نمونه بالاتر تاکید میشود.
طاهره افتخار، شاهین آخوندزاده، زینت قنبری، روشنک ایرانشهر، فدیه حقاللهی،
دوره 67، شماره 2 - ( 2-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: اختلالات
خلق، خواب و میل جنسی در زمان یائسگی تشدید شده و هورمون درمانی موجب بهبود آنها میگردد.
تاکنون مطالعهای به طور اختصاصی اثرات هورمون درمانی واژینال را در بهبود
اختلالات خلقی و یائسگی را بررسی نکرده است.
روش بررسی: مطالعه از نوع آزمایی بالینی یک سوکور بود که به دو
گروه 20 نفره درمان و کنترل، پرمارین و پلاسبو شبانه نصف اپلیکاتور به مدت چهار
ماه تجویز شد. (معیار افسردگی هامیلتون و خود ارزیابی بیمار از عملکرد جنسی، اختلال
خواب و بیاختیاری ادراری بعد از اتمام درمان بررسی شدند). دادهها ثبت و با آزمونهای
آماری مورد تجزیه تحلیلی قرار گرفت.
یافتهها: میانگین نمره افسردگی قبل از مداخله در گروه پرمارین 7/4±6/14
و بعد از مداخله پرمارین 3/2±4/3 که کاهش داشته است. همچنین نمره افسردگی، در گروه
پلاسبو از 1/3±6/10 به 3/3±11 رسید که تفاوت معنیداری قبل و بعد از مداخله دیده
شده است به این معنی که با مصرف دارونما در مقایسه قبل و پس از درمان میانگین
نمرات افسردگی افزایش یافت. در مقایسه هورمون درمانی باعث بهبود امتیاز افسردگی و
کاهش امتیاز ویژه شد. در گروه پلاسبو میانگین نمرات اضطراب قبل و بعد از درمان
تفاوت معنیداری را نشان نداد و در گروه پرمارین قبل و بعد از درمان تفاوت معنیدار
به صورت کاهش میانگین را نشان داد. میزان رضایت جنسی در گروه پرمارین نسبت به
پلاسبو بهطور معنیداری بیشتر بود.
نتیجهگیری: استروژن واژینال بهطور مستقیم یا غیرمستقیم باعث بهبود
علائم یائسگی میشود.
زینت قنبری، طاهره افتخار، شیرین گودرزی، بهاره حاجی براتعلی، سید علی بشیری، مامک شریعت،
دوره 67، شماره 3 - ( 3-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: روش ساکروکولپوپکسی شکمی روش استاندارد طلایی جهت ترمیم پرولاپس واژینال است و روش IVS خلفی یک روش جدید با تهاجم حداقل است. در این مطالعه هدف مقایسه تأثیر، کارایی و مخاطرات این دو روش جراحی بوده است.
روش بررسی: در این مطالعه 51 بیمار که بین سالهای 83-1380 در بیمارستان ولیعصر تحت جراحی قرار گرفتهاند، وارد مطالعه گردیدند که از این تعداد 26 نفر تحت جراحی Posterior Intera Vaginal Slingplastiy (گروه اول) و 25 نفر مورد عمل ساکروکولپوپکسی شکمی (گروه دوم) قرار گرفتند. متغیرهای مورد نظر ابتدا از پرونده بستری بیمار استخراج و اطلاعات کاملکننده بعدی با پیگیری دو ساله بیماران و دعوت از آنها جهت مراجعه و معاینه بهدست آمده است.
یافتهها: عوارض حین عمل در یک نفر (4%) از گروه دوم گزارش شده بود در حالیکه هیچ یک از بیماران گروه اول عارضه حین عمل نداشتند که تفاوت معنیداری وجود نداشت. از نظر عوارض کوتاهمدت (تب و دیستانسیون شکمی) پس از عمل در 36% از گروه دوم وجود داشت در حالیکه در هیچ موردی از گروه اول دیده نشد. (001/0p=). از لحاظ عوارض طولانیمدت (عدم کارایی مش) پس از عمل در 7/7% از گروه اول و هیچ موردی از گروه دوم مشاهده شد. از لحاظ میزان عود در سه نفر (12%) از گروه دوم مشاهده شد در حالیکه در گروه اول عود وجود نداشت (11/0p=).
نتیجهگیری: با توجه به کوتاه بودن مدت زمان عمل و عوارض کم و پاسخ به درمان مناسب در روش جراحی IVS خلفی و نیز میزان رضایتمندی بیماران این روش بهعنوان روشی جایگزین در جراحی پرولاپس مطرح میشود.
هایده سمیعی، زهرا طاولی، زینت قنبری، غلامرضا پورمند، شروین تسلیمی، بیتا اسلامی، آزاده طاولی،
دوره 67، شماره 9 - ( 9-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: بیاختیاری استرسی ادرار شایعترین مشکل بیاختیاری زنان است که روشهای جراحی مختلفی در درمان آن وجود دارد. هدف مطالعه مقایسه روش لاپاراسکوپیک Burch با Trans-Obturator Tape (TOT) میباشد.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت کارآزمایی بالینی تصادفی در 40 بیمار مبتلا به بیاختیاری استرسی ادرار در بیمارستان آرش در سال 87-1385 صورت گرفته است. کلیه بیماران بهطور تصادفی در دو گروه تحت جراحی لاپاراسکوپیک Burch و TOT قرار گرفتند. اطلاعات بیماران توسط پرسشنامههای دموگرافیک، 22 سوالی کیفیت زندگی، UDI-6 مربوط به علائم ادراری، ISI مربوط به شدت بیاختیاری ادراری و بررسی ارودینامیک بهدست آمد.
یافتهها: دادههای مطالعه با 19 نفر در گروه TOT و 16 نفر در گروه لاپاراسکوپیک Burch بررسی شد. بهبود ابژکتیو بهصورت عدم وجود لیک ادراری در تست استرس سرفه و بررسی ارودینامیک نرمال شش ماه بعد از عمل در گروه لاپاراسکوپیک Burch 75% و در گروه TOT 2/84% بود (53/0p=). نتایج پرسشنامه ISI با تعیین بهبود سابژکتیو در هر دو گروه نسبت بههم تفاوت معنیداری نداشت (23/0p=). پاسخ به سوالات UDI-6 بهصورت تغییر نسبت به قبل از عمل نشان میدهد که علایم Urgency بعد از عمل در گروه TOT نسبت به لاپاراسکوپیک Burch کاهش یافت (04/0p=). نمره کیفیت زندگی IQOL، شش ماه بعد از عمل نسبت به مقدار پایه در هر دو گروه افزایش قابل ملاحظهای داشته است (05/0p<) ولی تفاوت مشاهده شده در دو گروه از لحاظ آماری معنیدار نبود.
نتیجهگیری: بر اساس معیارهای سابژکتیو و ابژکتیو TOT با کولپوساسپنشن لاپاراسکوپیک Burch تفاوت معنیداری ندارد.
زینت قنبری، غزاله رستمینیا، عبدالمحمد کجبافزاده، لیلا پیرزاده، فدیه حقاللهی، محمد مهدی نقیزاده، الهام پیروز، زهرا جباری،
دوره 67، شماره 9 - ( 9-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: پرولاپس ارگانهای لگنی و علایم ادراری همراه با آن یک اختلال شایع در میان زنان مسن است که جهت افزایش امید به زندگی و بهبود کیفیت زندگی زنان، درمان آن ضروری میباشد. لذا با توجه به بهکارگیری تستهای یورودینامیک در تشخیص پاتوفیزیولوژی اختلالات سیستم ادراری و نوع درمان مناسب و همچنین دسترسی ناکافی به دستگاه مورد نظر، این مطالعه با هدف بررسی و مقایسه نتایج این تست و شکایات بیمار در بیماران با پرولاپس لگنی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مورد- شاهدی، طی 18 ماه، 105 بیمار در درمانگاه ولیعصر، بیمارستان امام خمینی با درجاتی از پرولاپس ارگانهای لگنی وارد مطالعه شدند و بر اساس پرسشنامه UDI-6 بیماران به دو گروه 66 نفری با بیاختیاری ادراری (گروه 1) و 39 نفری بدون آن (گروه 2) با داشتن رضایتنامه مورد بررسی تستهای یورودینامیک قرار گرفتند.
یافتهها: بر اساس پرسشنامه، تکرر و نشت ادرار، بیاختیاری اضطراری و استرسی در گروه بیماران با بیاختیاری بیشتر بود (001/0p<). پارامترهای یورودینامیک بهجز حجم تمایل به ادرار اولیه و نرمال بهطور مشخص در دو گروه تفاوتی نداشت. حساسیت و ویژگی نشت اضطراری ادرار در گروه 1 بهترتیب: 22 و 8/68 و در گروه 2، 30 و 5/65% و نشت استرسی در گروه 1 بهترتیب: 4/25 و 100 و در گروه 2، 1/57 و 9/71% بود.
نتیجهگیری: در مطالعه حاضر با توجه به ویژگی و حساسیت بهدست آمده از شکایات بیمار و تست یورودینامیک بهنظر میرسد، در بیماران پرولاپس لگنی نیازمند به جراحی، بهمنظور ارزیابی بیاختیاری ادراری مخفی، بهتر است که بررسی یورودینامیک انجام گردد.
زینت قنبری، شیرین گودرزی، مامک شریعت، زهرا مشتاقی، فاطمه زمانی،
دوره 67، شماره 12 - ( 12-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: بیاختیاری
استرسی ادرار شایعترین بیماری کاهندۀ کیفیت زندگی در زنان است هر چند که روشهای
جراحی مختلفی تاکنون برای آن بهکار رفته است اما همیشه پس از درمان جراحی برخی از
مشکلات متاثر کننده کیفیت زندگی برطرف نمیشود لذا با این فرضیه این مطالعه به
منظور بررسی روش جراحی ترانس ابتوراتور (TOT) در
درمان و تأثیر آن در بهبود کیفیت زندگی این بیماران به انجام رسید.
روش بررسی: 54
بیمار مبتلا به بیاختیاری استرسی ادراری (SUI)،
تحت جراحی TOT، با و یا بدون جراحی ترمیم
پرولاپس (در صورت نیاز) قرار گرفتند. کیفیت زندگی، قبل و پس از عمل با استفاده از
پرسشنامۀ اختصاصی بیاختیاری (I-QOL)
بررسی شد. عوارض زودرس و دیررس جراحی همچون پارگی و آسیب به مثانه، حالب و روده، همچنین
خونریزی و عفونت ارزیابی و ثبت شدند.
یافتهها: میزان کلی عوارض حین عمل و عوارض زودرس بعد از جراحی،
به ترتیب 5/5% و 7/3% بودند. هیچ موردی از هماتوم، آسیب مثانه یا روده وجود نداشت.
نمرات I-QOL بهطور چشمگیر پس از جراحی
بالاتر بودند. متوسط نمرۀ I-QOL، قبل از جراحی 6/23 و پس از
عمل 64 بود.
این بهبود، ارتباطی به ترمیم همزمان کف لگن، یائسگی، بیماری زمینهای، تعداد
زایمان، شاخص بوده بدن (BMI) و
سن نداشت.
اکثریت زنان از نتایج عمل رضایت داشتند.
نتیجهگیری: این مطالعه، ثابت میکند که درمان جراحی بیاختیاری
ادراری در زنان با روش ترانس ابتوراتور (TOT) برای درمان SUI روش ایمن و مناسبی است، که میتواند
کیفیت زندگی بیماران را نیز ارتقا بخشد.
شهریار اشکوری، امیرهوشنگ احسانی، عاطفه قنبری، حمیده مولایی، پدرام نورمحمدپور،
دوره 69، شماره 4 - ( 4-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: پسوریازیس
یک بیماری مزمن و التهابی پوست بهشمار میرود. پاتوفیزیولوژی زمینهای تکثیر سلولهای
اپیدرم، تمایز و رگسازی و نیز سیستم ایمنی سلولار را در بر میگیرد. گیرندههای
کولینرژیک نیکوتینی روی کراتینوسیتها باعث تحریک ورود کلسیم به سلول و تمایز سلولی
میشوند. کشیدن سیگار و نیکوتین آن میتواند فرایند التهابی در پوست بیماران مبتلا
به پسوریازیس را تغییر دهد. هدف این مطالعه تعیین فراوانی استعمال سیگار در بیماران پسوریازیس
ارجاع شده به بیمارستان رازی شهرستان رشت میباشد.
روش بررسی: 96
بیمار مبتلا به پسوریازیس همسان شده با گروه کنترل از لحاظ سن و جنس و به همین
تعداد افراد سالم وارد مطالعه شدند. اطلاعات جمعآوری شده شامل وضعیت و طول مدت سیگار
کشیدن، شدت سیگار کشیدن (Pack/year) و سیگاری غیرفعال
بودن در پرسشنامههای مشخص طبقهبندی و آنالیز شد.
یافتهها: در
کل تعداد 192 بیمار مشتمل بر 96 بیمار مبتلا به پسوریازیس و 96 فرد سالم وارد
مطالعه شدند. میزان استفاده از سیگار در افراد مبتلا 3/33% و در افراد سالم 4/19%
بوده است (05/0P>).
میزان کلی استفاده از سیگار بر حسب پاکت در سال در بیماران مبتلا به پسوریازیس بیش
از افراد گروه کنترل بود: (68/3-17/1=95%CI، 07/2OR=، 05/0P<). قرار گرفتن غیر فعال در معرض دود سیگار ارتباط معنیداری
با بیماری نداشت 05/0P>.
نتیجهگیری: ابتلا به پسوریازیس احتمالا هم با طول مدت استفاده از سیگار
و هم با میزان استفاده از سیگار ارتباط معنیداری دارد و این بر اهمیت تاکید بر
ترک سیگار در میان بیماران مبتلا به پسوریازیس میافزاید.
زینت قنبری، مهنوش اسماعیلی، طاهره افتخار، مجتبی اسماعیلی، الهه میری،
دوره 69، شماره 5 - ( 5-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: مثانه بیشفعال Overactive Bladder (OAB) یکی از شایعترین بیماریهای
دستگاه ادراری تحتانی است. علایم OAB اثر قابل توجهی در جنبههای اجتماعی، روانشناختی، شغلی، جسمی،
خانوادگی و جنسی این بیماران دارد. در اکثر مطالعات انجام شده اکسیبوتینین بهعنوان
داروی خط اول درمان در OAB بهکار رفته است. همچنین یک
ترکیب آنتی موسکارینی جدیدتر در درمان OAB تولترودین میباشد. هدف از این مطالعه بررسی و
مقایسه کارایی و عوارض تولترودین IR و اکسیبوتینین IR را در زنان ایرانی میباشد.
روش
بررسی: 100 داوطلب مبتلا به OAB بهصورت تصادفی در قالب دو گروه
50 نفری مورد مطالعه قرار گرفتند. یک گروه داروی اکسی بوتینین و گروه دیگر تولترودین
را بهمدت چهار هفته دریافت کردند.
یافتهها: این مطالعه نشان داد که بین پرسشنامه و دادههای
سیستومتری همراهی خوبی دیده میشود اما تستهای اورودینامیک اختلاف معنیداری از
نظر شدت اثربخشی را نشان داد. بررسیها نشان داد که هر دو داروی اکسیبوتینین و
تولترودین سبب بهبود کیفیت زندگی بیماران میشوند.
نتیجهگیری: بررسیها نشان داد که اثربخشی این دو دارو اختلاف معنیداری
ندارند. نتایج حاصل از پرسشنامه حاکی از آن بود که هر دو دارو موفق شدهاند کاهش
معنیداری در فاکتورهای مورد پرسش ایجاد کنند. اما بین دو گروه اختلاف معنیداری
در بهبود علایم نشان داده نشد. در هر دو دارو خشکی دهان بهعنوان عارضه اصلی مطرح
بود اما بر خلاف سایر مطالعات عارضه خشکی دهان در گروه تولترودین نسبت به اکسیبوتینین
بیشتر بود. بنابراین در این مطالعه بین دو داروی اکسیبوتینین و تولترودین ارجحیت
خاصی مشاهده نشد.
رسول یوسفی مشعوف، رسول اسماعیلی، محمد یوسف یوسف علیخانی، مهدی قنبری،
دوره 72، شماره 3 - ( خرداد 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: سودوموناس آئروژینوزا باکتری گرم منفی و پاتوژن فرصتطلبی است که در تمام محیطها قدرت زیست داشته و عامل بسیاری از عفونتهای شدید در انسان مانند آندوکاردیت، مننژیت، سپتیسمی و عفونتهای مزمن ریه در بیماران سیستیک فیبروزیس میباشد. هدف از این مطالعه بررسی فراوانی ژن اگزوتوکسین A (exotoxin A, ETA) بهعنوان یک فاکتور ویرولانس قوی و تعیین حساسیت روش واکنش زنجیرهای پلیمراز در سویههای سودوموناس آئروژینوزاهای جدا شده از بیماران مبتلا به سوختگی بود.
روش بررسی: در این مطالعه 170 نمونه (بیوپسی پوست و خون) از بیماران سوختگی درجه دو و سه بستری در بیمارستان بعثت همدان، ایزوله گردید که 79 سویه کشت مثبت سودوموناس آئروژینوزا را نشان دادند. سپس ژنوم سویههای شناختهشده با استفاده از کیت تخلیص ژنوم استخراج و شناسایی سودوموناس آئروژینوزا از طریق روش Polymerase Chain Reaction (PCR) انجام شد. جهت تعیین حساسیت روش PCR، از روش کشت بهعنوان روش استاندارد طلایی استفاده شد. DNA سودوموناس آئروژینوزا (ATCC 27853) بهعنوان کنترل مثبت لحاظ گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که از 79 سویه سودوموناس آئروژینوزا ایزولهشده از بیماران سوختگی، پنج سویه (33/6%) فاقد ژن ETA بودند و 74 سویه (67/93%) سودوموناس آئروژینوزا جدا شده دارای ژن ETA بودند که حساسیت آزمایش 04/94% درصد تعیین گردید.
نتیجهگیری: نتایج حاصله نشان میدهد که حساسیت روش PCR با واسطه ژن ETA در شناسایی سویههای سودوموناس آئروژینوزا قابل توجه بوده و میتوان از آن بهعنوان یک فاکتور موثر با دقت بالا در تشخیص سویههای سودوموناس آئروژینوزا استفاده کرد.