17 نتیجه برای مازیار
حسین فخرزاده، مازیار مرادی، محمدجعفر محمودی، نگار نادرپور، محمد باقری راد، مسعود احمدزاداصل، سیدحسن عارفی،
دوره 64، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: کیفیت مراقبت از مبتلایان به سندروم حاد کرونر و تطابق مراقبت های اعمال شده با شواهد علمی، اثر شناخته شدهای در پیشآگهی بیماران دارد. این مطالعه به منظور ارزیابی کیفیت مراقبت در بیماران مبتلا به سندروم حاد کرونر در یکی از بیمارستانهای تابعه دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران صورت گرفت.
روش بررسی: شاخصهای کیفیت مراقبت در این مطالعه شامل شاخصهای فرآیند و نتیجه مراقبت و مطابق با شاخصهای مورد استفاده در پروژه [1]MONICA بود. 320 بیمار (شامل 80 بیمار از هر دوره 3 ماهه از ابتدای مرداد 82 تا انتهای تیر 83) که با تشخیص اولیه سندروم حاد کرونر بستری شده بودند، از نظر تطبیق تشخیص با تعاریف استاندارد پروژه مونیکا، مراقبتهای اعمال شده و حیات در روز 28 پس از حمله مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: نمره درمان معادل ([2]ETS)در بیماران زنده مانده مبتلا به انفارکتوس قطعی میوکارد 4/43 درصد (دامنه اطمینان 95 درصد: 94/53-86/32) و نمره درمان وزن داده شده ([3]WTS) معادل 2/22 درصد (دامنه اطمینان 95 درصد: 03/31-36/13) به دست آمد. مرگ و میر 28 روزه در مجموعه بیماران، 09/9 درصد (دامنه اطمینان 95 درصد: 33/12-85/5) بود.
نتیجهگیری: علیرغم قابل قبول بودن شاخصهای فرآیند و نتیجه درمان در مقایسه با شاخصهای مربوط به مراکز همکار طرح مونیکا، بایستی تفاوت نمونهگیری بیمارستانی این مطالعه را با مطالعات مبتنی بر جمعیت پروژه مونیکا مد نظر داشت؛ شاخصهای کیفیت مراقبت در صورت افزوده شدن موارد مرگ پیش بیمارستانی (که سطح مراقبتی آنان پایینتر از بیماران مراقبت شده در بیمارستانها میباشد) کاهش شدیدی خواهد یافت.
جلال مهدیزاده، روح انگیز صفی خانی، مازیار مطیعی لنگرودی،
دوره 64، شماره 5 - ( 5-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: لولهگذاری طولانی داخل نایی، یکی از روشهای جدید در حال پیشرفت جهت حمایت تنفسی از بیمارانی است که به دلایل مختلف نیاز به مراقبت ویژه دارند. این روش با وجود پیشرفتهای فراوان، عوارضی را به همراه دارد که از جمله مهمترین آنها عوارض نایی ـ حنجرهای میباشد.
روش بررسی: این مطالعه گذشتهنگر در فاصله زمانی 2 سال بر روی 57 بیمار با سابقه لولهگذاری طولانی مدت که به بخش گوش و حلق و بینی بیمارستان امیراعلم ارجاع شده بودند انجام شد. از کلیه بیماران علاوه بر اخذ تاریخچه و انجام معاینه فیزیکی، از طریق لارنگوسکوپی و برونکوسکوپی مستقیم تحت بی هوشی عمومی بررسی کامل به عمل آمد.
یافتهها: در این مطالعه 57 بیمار (44 مذکر، متوسط سنی 7/14 ± 9/23 سال ) با متوسط زمان لولهگذاری 8 ± 8/15 روز مورد مطالعه قرار گرفتند. شایعترین علت مراجعه بیماران تنگی نفس(62%) بود. شایعترین علت لولهگذاری (4/72%) صدمه مغزی بود. از میان ضایعات نایی، تنگی نای شایعترین (9/56%) یافته بود. از میان ضایعات حنجرهای، تنگی زیرگلوت شایعترین (2/55%) یافته بود. متوسط طول تنگی نای 83/0± 81/0 سانتیمتر بود. بین طول تنگی نای و طول مدت لولهگذاری ارتباط آماری معنیدار مشاهده شد(0001/0=P ) اما طول تنگی نای با سن و جنس و علت لولهگذاری ارتباطی نداشت (همه مقادیر P بیشتر از 05 /0). از میان ضایعات گلوتیک، شایعترین (9/25%) چسبندگی بین آرتینوییدها بود. بین ضایعات گلوتیک و زیرگلوتیک با سن و جنس و طول مدت لولهگذاری ارتباط معنیدار به دست نیامد (همه مقادیر P بیشتر از 05/0).
سپیده سیفی، اعظم سلیمانی، محبوب لسان پزشکی، بهزاد عین الهی، محمدرضا خاتمی، میترا مهدوی مزده، فرخ لقا احمدی، سیما مازیار،
دوره 64، شماره 8 - ( 5-1385 )
چکیده
بیماری پلی کیستیک کلیوی اتوزومال غالب(Autosomal Dominant Polycystic Kidney Disaese, ADPKD )، یک بیماری شایع ارثی است، که با ایجاد و بزرگ شدن کیست های متعدد در هر دو کلیه مشخص می شود و به صورت تیپیک تا دهه پنجم زندگی منجر به بیماری کلیوی مرحله نهایی (End Stage Renal Disease = ESRD ) می گردد. دیابت پس از پیوند (Post-Transplant Diabetes Mellitus = PTDM)، یک عارضه شایع به دنبال پیوند ارگانهای مختلف با احتمال بروز %20-5/2، با کاهش طول عمر آلوگرافت و نیز طول عمر بیمار همراه است. در مطالعات محدودی PTDMدر بیماران مبتلا به ADPKD که تحت پیوند کلیه قرار گرفته بودند بروز بیشتری داشته است. در این مطالعه ما ارتباط بین ADPKD و PTDM را در بیماران خود مورد بررسی قرار دادیم.
روش بررسی: در این مطالعه آینده نگر 140 بیمار غیر دیابتیک و غیر سیگاری که پیوند موفق کلیه داشتند (27 بیمار مبتلا به ADPKD و 113 بیمار غیر مبتلا بهADPKD) ظرف مدت چهار سال مورد بررسی قرار گرفتند. هر دو گروه از لحاظ سن، جنس، شاخص توده بدنی، طول مدت دیالیز قبل از پیوند و پروتکل درمانی ایمونوساپرسیو به دنبال پیوند مطابقت داده شدند. در این مطالعه از تعریف انجمن دیابت کانادا ارائه شده در سال 2002 برای PTDM استفاده شد. بیماران برای یک سال پس از پیوند کلیه مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: فراوانی دیابت پس از پیوند در گروه ADPKD، 1/11% و در گروه غیر ADPKD، 3/13% بدست آمد که اختلاف معنی داری بین دو گروه وجود نداشت (P > 0.05). بروز PTDM در گروه مبتلا به ADPKD ارتباطی به جنس، سن، فشارخون بالا، مدت دیالیز قبل از پیوند، شاخص توده بدنی و سطوح کراتینین سرم نداشت(P > 0.05).
نتیجهگیری: به نظر می رسد PTDM در بیماران پیوند کلیه با ADPKD به عنوان علت نارسایی مرحله نهایی کلیه ارتباطی ندارد.
جواد سلیمی، مرتضی تقوی، ابوالفضل شجاعی، فرمازیار شادمان،
دوره 64، شماره 8 - ( 5-1385 )
چکیده
این مطالعه جهت بررسی خصوصیات بالینی و روشهای مختلف درمانی آنوریسمهای کاذب عفونی شریان فمورال به دنبال تزریق داخل عروقی مواد مخدر صورت گرفته است.
روش بررسی: 42 بیمار که در سالهای 83-1378 به اورژانس بیمارستان سینا مراجعه کرده بودند از نظر علائم بیماری تحت بررسی قرار گرفتند. روشهای درمانی شامل ترمیم اولیه، بستن شریان فمورال و بای پس اورژانس یا تاخیری بوده است.
یافتهها: همه 42 بیمار مرد بودند و میانگین سنی آنها 9/36 سال و میانگین تأخیر در مراجعه پزشکی 3/17 روز بود. 28 بیمار بطور اولیه مراجعه کردند. متوسط مدت تزریق هروئین 14 ماه بود.
نتیجهگیری: لیگاتور ساده شریان فمورال یا ایلیاک خارجی در موارد آنوریسم کاذب عفونی شریان فمورال نتایج قابل قبول داشته و در مواردی که امکان انجام سونوگرافی داپلر حین عمل جراحی وجود ندارد نظارت حین و بعد از جراحی جهت تشخیص ایسکمی اندام به منظور جلوگیری از عمل جراحی غیر ضروری توصیه میگردد.
امید پژند، مازیار ضییائیان، اسدالله موسوی، زویا هژبری، بهرام کاظمی، عباس بهادر، محمد حمیدیان، اشرف السادات موسوی، فرهاد بنکدار هاشمی،
دوره 64، شماره 11 - ( 7-1385 )
چکیده
نقش GVHD (Graft Versus Host Disease) حاد در بروز افزایشیافته فعال شدن عفونت HCMV (Human CytoMegaloVirus) نشان داده شده است. در این مطالعه، روش ساده، سریع و کم هزینه PCR نیمهکمّی در اندازهگیری بارژنومی HCMV در سلولهای لکوسیت (PBL) و نمونه پلاسمای بیماران گیرنده پیوند " سلولهای بنیادی خون ساز" بر اساس درجه GVHD بیماران بررسی گردیده است.
روش بررسی: وجود DNA سایتومگالوویروس در 201 نمونه لکوسیت خون محیطی (PBL) و 201 نمونه پلاسما جمع آوری شده از 26 بیمار گیرنده " سلولهای خون ساز" (HCT) مورد بررسی قرار گرفت. باندهای بدست آمده از PCR 10 تا 106 ملکول در میکرولیتر از "پلاسمید کلون شده" و همچنین نمونههای بالینی، با نرم افزار Lab Works تعیین دانسیته گردید و با نتایج مربوط به پلاسمید منحنی استاندارد رسم گردیده و. با نتایج آزمون آنتی ژنمیای هر بیمار نیز مقایسه شد.
یافتهها: دامنه بار ویروسی در نمونههای PBL و پلاسما، از کمتر از 100 تا 104×3/1 اندازهگیری شد. همچنین هفت بیمار (26%)، 14 دوره مثبت شدن آنتی ژنمیا را بروز دادند که بیشترین میزان بار ویروسی (آنتی ژنمیا و ژنوم ویروسی) در بیماران مبتلا به GVHD حاد مشاهده شد. ارتباط معناداری بین میزان بار ویروسی در PBL و پلاسما (005/0P<)، و آنتی ژنمیا (91/0 r:و 0001/0P<) شناسایی شد. بوسیله آنالیز Receiver Operating Characteristic (ROC) تعداد 2200 نسخه ویروسی در هر میکروگرم DNA در نمونههای PBL به عنوان ارزش آستانه (Threshold value) جهت شروع درمان با گان سیکلویر تعیین گردید.
نتیجهگیری: GVHD grade II-IV به عنوان عامل مساعدکننده فعال شدن عفونت HCMV و بروز بیماری ناشی از آن مطرح میباشد به همین دلیل استفاده از تستهای حساستری چون PCR کمّی برای اثبات عفونت فعال که منجر به بیماری HCMV میگردد توصیه میشود.
علی غفوری، شیرزاد نصیری، مازیار کرمنژاد، فرشاد فرشیدفر،
دوره 66، شماره 7 - ( 7-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: متاستاز به محل پورتها متعاقب کوله سیستکتومی لاپاروسکوپیک، در موارد غیر مشکوک به کانسر کیسه صفرا یک مشکل جدی است. کارسینوم کیسه صفرا در یک درصد از تمامی اعمال جراحی مجاری صفراوی گزارش شده است که در اغلب آنها تنها پس از بررسی بافتشناسی کیسه صفرا تشخیص داده شده است. گسترش بدخیمی متعاقب لاپاروسکوپی بر اساس آنچه که در جراحی رادیکال متعاقب جراحی لاپاروسکوپیک اولیه بهدست آمده است، مهاجم و وسیع بهنظر میرسد.
معرفی بیمار: در این مطالعه یک مورد غیر عادی از متاستاز آدنوکارسینومای کیسه صفرا به محل چهار پورت لاپاروسکوپی در یک خانم 63 ساله که با تشخیص کوله سیستیت حاد تحت عمل کوله سیستکتومی لاپاروسکوپی قرار گرفت. در بررسی پاتولوژیک، کیسه صفرا حاوی بافت تومورال و نکروتیک، نمایانگر آدنوکارسینومای کاملاً تمایز یافته گزارش گردید. مخاط و زیر مخاط درگیر بوده ولی شواهدی از تهاجم به لایه عضلانی یا سروز کیسه صفرا بهدست نیامد (T1). سی ماه بعد، با شکایت تودههایی در محل هر چهار پورت به بیمارستان مراجعه نمود معرفی میگردد. از محل پورتها بیوپسی انجام گرفت و وجود آدنوکارسینوما که منجر به تشخیص متاستاز آدنوکارسینوما گردید محرز شد. تا آنجا که نویسندگان این مقاله اطلاع دارند تاکنون مورد مشابهی از آن در منابع علمی گزارش نشده است.
عارف رحیمی، سیما مازیار، فرخلقا احمدی، سوگل شهریاری، فاطمه فتاحی، سارا جم، بنفشه مرادمند بدیع، زهرا کروریان،
دوره 66، شماره 9 - ( 9-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: کمخونی عارضه شایعی در بیماران همودیالیزی است که با موربیدیتی و مورتالیتی بالایی همراه است. از آنجاییکه علت اصلی کمخونی اورمیک کاهش تولید اریتروپوئیتین (EPO) میباشد، تجویز اریتروپوئیتین نوترکیب انسانی (rHuEPO) در اکثریت بیماران سبب تصحیح کمخونی میشود. عدهای از بیماران همودیالیزی، بدون نیاز به EPO هموگلوبولین قابل قبولی خواهند داشت، علل آن میتواند مدت همودیالیز، نمایه توده بدنی (BMI) و سطح پلاسمایی لپتین باشد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط سطح پلاسمایی لپتین و میزان نیاز به EPO میباشد.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی، 50 بیمار همودیالیزی واجد شرایط که هموگلوبولین بالاتر از mg/dl 11 داشتند وارد مطالعه شدند. سطح پلاسمایی لپتین و آلبومین آنان در شروع همودیالیز اندازهگیری و BMI و میزان نیاز هفتگی آنان به rHuEPO محاسبه گردید. اطلاعات مربوط به سن، جنس، مدت زمان همودیالیز و علت نارسایی کلیه از پرونده آنان استخراج گردید.
یافتهها: در بررسی 50 بیمار همودیالیزی، 27 مرد و 23 زن، با میانگین سنی 57 سال، ارتباطی بین نیاز هفتگی بیماران به rHuEPO با جنس، BMI، علت نارسایی کلیه و سطح پلاسمایی آلبومین بهدست نیامد. همینطور با سطح پلاسمایی لپتین (254/0=p). ولی ارتباط معنیداری بین نیاز هفتگی بیماران به rHuEPO با مدت زمان همودیالیز (0001/0
نتیجهگیری: بر اساس این مطالعه، سطح پلاسمایی لپتین ارتباط مستقیمی با میزان نیاز فرد به دریافت rHuEPO ندارد و لپتین نمیتواند عامل مؤثری در اریتروپوئزیس بیماران باشد. البته سن بالاتر و مدت زمان کوتاهتر همودیالیز با کاهش نیاز فرد به دریافت rHuEPO همراه بوده است.
محمدعلی نویان اشرف، شروین شاهرخی دماوند، مازیار مقصودلو، حمیرا پیروی سرشکه،
دوره 67، شماره 2 - ( 2-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: بیشبینی
احتمال لولهگذاری دشوار و مشکلات مربوط به آن قبل از القای بیهوشی میتواند حیات
بخش باشد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین میزان برجستگی غضروف تیرویید با
نمای لارنگوسکوپی، با احتمال توانایی پیشبینی لولهگذاری مشکل میباشد.
روش بررسی: در یک
مطالعه مقطعی، در اطاق عمل بیمارستان ولیعصر مجتمع بیمارستانی امامخمینی در سالهای
87-1384 میزان برجستگی غضروف تیرویید 535 بیمار 60-18 سال که غضروف تیرویید برجسته
داشته و کاندید جراحی الکتیو بودند اندازهگیری و به طور قراردادی به سه مرحله
درجهبندی گردید. پس از القای بیهوشی، بیماران لارنگوسکوپی شده و نمای آن بر حسب
معیار اصلاح شده Cormack & Lehane ثبت گردید. در پایان، درجه برجستگی و درجه
لارنگوسکوپی هر بیمار با هم مقایسه و مورد تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: بین نمای
لارنگوسکوپی و درجه برجستگی غضروف تیرویید ارتباط معنیداری مشاهده نشد در زنان و
همچنین در سنین زیر 50 سال، این ارتباط معنیدار نبود. در مردان رابطه با ضریب
همبستگی بسیار ضعیف معنیدار شد. بین دهههای سنی و میزان برجستگی غضروف تیرویید
رابطه معنیدار نشد اما در سنین بالای 50 سال معنیدار شد. در 30 بیمار نمایی از
لارنگوسکوپی دیده شد که در آن نواحی پایینتر از طنابهای صوتی (شامل حلقههای
تراشه) نیز دیده میشد.
نتیجهگیری: با توجه
به اثر افزایش سن روی ارتباط بین نمای لارنگوسکوپی و درجه برجستگی غضروف تیرویید،
به نظر میرسد که در سنین بالای 50 سال افزایش برجستگی، با پیشبینی نمای
لارنگوسکوپی و لولهگذاری مشکلتر همراه باشد. نتیجه دیگر اینکه با مشاهده نمایی
واضحتر از درجه I لارنگوسکوپی، اصلاح مجدد این درجهبندی دور از
ذهن نمیباشد.
محمدرضا فرهوش، روحاله یگانه، بنیامین فرهوش، محسن شیدائیان، مازیار معصومی،
دوره 67، شماره 3 - ( 3-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: در ایران تروما دومین علت مرگ و میر بعد از حوادث قلبی و عروقی است. شکستگیهای اوربیت در مقایسه با سایر شکستگیهای صورت با عوارض شدیدتری همراه است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از گروه مطالعات توصیفی است که بهصورت مقطعی (Cross sectional) بر روی 92 بیمار با شکستگی اوربیت در یکی از مراکز آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است. نمونهگیری در مراجعهکنندگان با شکستگی اوربیت که طی ده سال به این مرکز مراجعه کرده بودند انتخاب گردیدند. با جمعآوری اطلاعات بیماران از پرونده بیمارستانی در SPSS ویراست 5/11 پردازش و با استفاده از آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: از بین 92 بیمار با شکستگی اوربیت 74 نفر مرد و 18 نفر زن بودند. میانگین سنی بیماران 30 سال بود. شایعترین مکانیسم ترومای اوربیت تصادف با اتومبیل و موتور سیکلت در 38 بیمار بود. 46 نفر در سمت چپ و 44 نفر در سمت راست شکستگی داشتند. شکستگی Blow out از بقیه شایعتر بروز کرده بود (1/52% موارد). از شکستگیهای Blow out نوع ناخالص از نوع خالص شایعتر بود. تکنیک جراحی که جهت فیکساسیون بعد از جایاندازی استفاده شد استئوسنتز با مینی پلیت (Mini Plate) بود که در 53 بیمار استفاده شد.
نتیجهگیری: شکستگیهای صورت را نباید بهعنوان یک آسیب محدود نگریست بلکه بهعنوان سطح بیرون زده یک کوه یخی است که قسمت عمده آن مخفی است و آن قسمت مخفی وجود صدمات همراه با این شکستگیهاست. تشخیص بهموقع و درمان صحیح و زودرس رل اساسی در جلوگیری از بروز عوارض چشمی و بدشکلیهای بعد از شکستگیهای اوربیت ایفا میکند.
محمد علی بیطرف، مازیار اذر، مجتبی میری، عبدالرضا شیخ رضایی، مزدک عالیخانی، محمود الله وردی، احمد شریف تبریزی، علی طیبی میبدی،
دوره 68، شماره 3 - ( 3-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: مننژیومهای قاعده جمجمه درصد عمدهای از مننژیومهای مغز را تشکیل میدهند. درمان مننژیومهای قاعده جمجمه دشوار بوده و امکانات مفصلی را نیاز دارد زیرا این تومورها در مجاورت عناصر متعدد حیاتی مغز قرار دارند. رادیوسرجری در حال حاضر بهعنوان یک راه درمانی موثر در این تومورها مطرح میباشد. در این مطالعه به اثربخشی این روش در درمان این تومورها میپردازیم.
روش بررسی: برای نخستین بار 230 مورد مننژیوما را در یک مطالعه بررسی موارد، گزارش میکنیم که در ایران با استفاده از گامانایف مدل C تحت رادیوسرجری قرار گرفتهاند. گامانایف رادیوسرجری با متوسط دوز 15 گری و ایزودوز 50% صورت گرفت.
یافتهها: از 230 مورد مننژیوم قاعده جمجمه ارجاعی به مرکز گامانایف ایران، 80 (35%) بیمار موارد جدید بودند و بقیه یک یا چند مرتبه تحت درمان با روش جراحی قرار گرفته بودند. هیچکدام از بیماران بعد از این درمان دچار مرگ و میر نشدند. شایعترین عوارض، سردرد شدید (30 بیمار) و ادم دور تومور (12 بیمار) بود.
نتیجهگیری: بر طبق تعریف انجام گرفته از کنترل تومور، که بهصورت حجم ثابت و یا کاهشیافته تومور بود در 219 (95%) بیمار تومور کنترل شد. در بیمارانی که قبلاً تحت درمان با روش جراحی قرار نگرفته بودند، بهبود بالینی بیشتری مشاهده گردید. در صورت حضور شرایط لازم از نظر حجم تومور و عدم وجود نقص پیشرونده عصبی بیمار میتواند بهصورت اولیه تحت درمان با گامانایف قرار گیرد، و در غیر این موارد رادیوسرجری بهعنوان درمان تکمیلی مفید خواهد بود.
نسترن خسروی، نسرین خالصی، ثمیله نوربخش، مازیار تارخانی،
دوره 74، شماره 4 - ( تیر 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونتهای قارچی به خصوص کاندیدا یکی از علل مهم مرگ و میر نوزادان با وزن خیلی کم (کمتر از gr1500) بستری در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان است. کاندیدا میتواند تهاجم بافتی دهد. این عفونت باعث افزایش ریسک عوارض عصبی تکاملی میشود. پیشگیری عفونتهای قارچی منجمله کاندیدا اهمیت زیادی دارد. هدف این مطالعه بررسی تاثیر پروفیلاکسی فلوکونازول در نوزادان با وزن خیلی کم بود.
روش بررسی: این مطالعه آینده نگر مورد- شاهدی به روی 102 نوزاد با وزن خیلی کم (VLBW) و با کشت خون منفی، بستری در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان بیمارستان علیاصغر (ع) از ابتدای 1391 تا ابتدای 1393 انجام شد. فلوکونازول (mg/kg 3) سه روز در هفته اول و دوم، یک روز در میان هفته سوم و چهارم، یک روز در هفتههای پنجم و ششم به گروه مورد با دریافت دارو (49 نفر) و نوزادان گروه کنترل (46 نفر) بدون دریافت دارو بودند. میزان مرگ و میر، طول مدت بستری مقایسه شد.
یافتهها: سن جنینی و وزن تولد بین دو گروه تفاوت آشکار نداشت (4/0P= و 2/0P=). میزان فوت در گروه کنترل چهار برابر گروه مورد (7/8% در مقابل 2%، 1/0P=) اما بدون تفاوت واضح بود. بهعلاوه، میانگین بستری نوزادان گروه کنترل طولانیتراز گروه مورد بود (93/9±41/28، 19/6±85/19 روز، 0001/0P=).
نتیجهگیری: اگرچه پروفیلاکسی با فلوکونازول تا حدی مرگ و میر نوزادان با وزن خیلی کم را کاهش داد، اما تاثیر واضحی نداشت (4/0P=) که میتواند ناشی از تعداد کم بیماران باشد. اما مصرف داروی پیشگیری، مدت بستری نوزادان VLBW را به طور آشکار کاهش داد (000/0P=).
راضیه ظریفیان یگانه، عباس شکوری گرکانی، سامان مهرابی، نادر عبادی، مازیار مطیعی لنگرودی، محمدرضا نوری دلویی،
دوره 75، شماره 7 - ( مهر 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: کارسینومای بافت سنگفرشی (Squamous cell carcinoma) سر و گردن، سرطان بافت اپیدرمی ناحیهی سر و گردن است. این عارضه شایعترین نوع سرطانهای سر و گردن (حدود ۹۰% موارد) است و همانند سایر بدخیمیها، جهش در ژنهای مسیر پیامرسانی RAS/MAPK یا همان مسیر گیرنده فاکتور رشد اپیدرمی (EGFR)، بسیار رایج است. از علل اصلی ابتلا به این سرطانها، جهش در ژنهای KRAS و BRAF در بیش از (بهترتیب) %۳۰ و ۱۰% موارد است. مطالعهی حاضر با هدف بررسی جهشهای شایع این دو ژن در ناحیهی سر و گردن انجام گردید.
روش بررسی: این پژوهش مقطعی-توصیفی از آبان ۱۳۹۲ تا شهریور ۱۳۹۵ بر کدونهای جهشپذیر ۱۲ و ۱۳ اگزون ۲ ژن KRAS و کدون V600E ژن BRAF در کارسینومای بافت سنگفرشی سر و گردن ۴۰ نمونهی تایید شدهی مبتلا به این سرطان در بیمارستان امام خمینی (ره) تهران انجام شد و سه تکنیک استخراج DNA بر پایه فنل-کلروفرم، Multiplex-PCR و آزمون استریپ در این پژوهش بهکار رفت.
یافتهها: در ۱۱ تن از بیماران جهش دو ژن KRAS و BRAF بهمیزان حدود ۱۷/۵% در ژن KRAS (۱۰% جهش تبدیل گلایسین به آسپارتات و ۲/۵% جهش گلایسین به سرین در کدون ۱۲ و ۵% جهش تبدیلکنندهی گلایسین به آسپارتات در کدون ۱۳) و ۱۰% در ژن BRAF مشاهده شد. در یک بیمار نیز، همزمان، دو جهش در کدون ۱۲ مشاهده شد که نشان از ناهمگن بودن تودهی سرطانی داشت.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای بهدست آمده میتوان دو ژن KRAS و BRAF را در زمرهی علل تاثیرگذار در ابتلا به سرطان سنگفرشی سر و گردن به حساب آورد.
سعید نوری، آناهیتا ذوقی، محمدرضا شریف، نجلا فرهنگ، مازیار شجاعی،
دوره 76، شماره 7 - ( مهر 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: هر ماده توکسیک بسته به تغییرات فیزیولوژیک در حین تماس نشانههای منحصر به فرد خود را دارد. اثر سرب بر روی غده تیرویید نامشخص است. در این مطالعه تغییرات هورمونهای تیروییدی در بیماران دچار مسمومیت با سرب بررسی شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی از فروردین تا اسفند ۱۳۹۵ در بیمارستان لقمان حکیم تهران از طریق روش نمونهگیری در دسترس، سطح هورمونهای تیروییدی در ۹۰ نفر همسانسازیشده اندازهگیری شد. ۳۰ بیمار مسموم با سرب، ۳۰ بیمار با اعتیاد به اپیوم مراجعهکننده به مرکز ترک اعتیاد و ۳۰ فرد سالم، از نظر سطح سرب و هورمونهای تیروییدی بررسی شدند. هورمونهای تیروییدی در گروه مورد نسبت به گروههای کنترل مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: سطح سرب در گروه دچار مسمومیت با سرب µg/dl ۲۳/۵ ± ۵۷/۵ و در گروه کنترل اول با اعتیاد به اپیوم µg/dl ۳/۸ ± ۷/۸ و در گروه کنترل دوم µg/dl ۵/۹ ± ۹ بود. هورمون تحریککننده تیرویید در بیماران دچار مسمومیت با سرب mIU/L ۰/۰۱ ± ۰/۲ بهمیزان معناداری نسبت به گروه کنترل اول (۱/۰۵±۲/۴) و گروه کنترل دوم (۰/۰۱ ± ۲/۳) کمتر بود (۰/۰۴P=). تیروکسین در بیماران دچار مسمومیت با سرب (µg/dl ۲/۶ ± ۱۷/۸) بهمیزان معناداری نسبت به گروه کنترل اول ۱/۹±۸/۸ و گروه کنترل دوم ۳/۵±۷/۴ بیشتر بود (۰/۰۲P=).
نتیجهگیری: مسمومیت با سرب بر عملکرد تیرویید موثر است و باعث کاهش هورمون تحریککننده تیرویید و افزایش تیروکسین میشود.
آرش بابایی غازانی، سعیده نجارزاده، پژمان مدنی، مازیار آذر، بهناز تیراندازی،
دوره 77، شماره 6 - ( شهریور 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: استئوآرتریت زانو یک بیماری دژنراتیو است که منجر به تخریب مفصل، درد و کاهش عملکرد آن میشود. یکی از درمانهای غیرجراحی این بیماری، تزریق داخل مفصلی اوزون است. در این مطالعه هدف ما مقایسه اثر درمانی کورتیکواسترویید با اوزون در درمان استئوآرتریت زانو گرید ۳ بود.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی، ۳۲ بیمار با تشخیص استئوآرتریت زانو گرید ۳ که از مهرماه ۱۳۹۶ تا شهریور ۱۳۹۷ به درمانگاههای طب فیزیکی و توانبخشی بیمارستانهای حضرت رسول اکرم (ص) و فیروزگر مراجعه کرده بودند که با توجه به معیارهای ورود و خروج وارد مطالعه شده و بهصورت تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. در یک گروه مقدار mg ۴۰ تریامسینولون و در گروه دیگر ml ۱۵ اوزون- اکسیژن (μg/ml ۱۵) تحت گاید سونوگرافی داخل مفصل زانو تزریق گردید. ارزیابی بیماران با Visual analog scale (VAS)، دامنه حرکتی، میزان افیوژن مفصل زانو و پرسشنامه Western Ontario and McMaster Universities osteoarthritis index (WOMAC)، در فواصل معین انجام شد.
یافتهها: از ۳۲ بیمار وارد شده به مطالعه ۷ بیمار، مرد و ۲۵ بیمار زن بودند. نتایج مطالعه کنونی نشان داد که در هیچکدام از معیارهای (۰/۲۶۱P=)VAS ، (۰/۲۷۰P=) ROM، افیوژن مفصل (۰/۶۳۰P=) و پرسشنامه WOMAC (۰/۲۶۵P=) تفاوت بین دو گروه معنادار نبود. در گروه دریافت کننده استرویید نمره WOMAC در بازه زمانی پیش از تزریق و یک ماه پس از آن معنادار بود (۰/۰۰۸P=). در گروه اوزون کاهش افیوژن مفصل دیده شد (۰/۰۰۹P=).
نتیجهگیری: هیچ یک از دو درمان تزریق تحت گاید سونوگرافی کورتیکواسترویید و اوزون در بهبود درد، عملکرد، دامنه حرکتی و افیوژن مفصلی در بیماران مبتلا به استئوآرتریت زانو گرید ۳، برتری نسبت به هم ندارند.
مازیار نادری، غلامرضا ابراهیمزاده، محمود علیمحمدی، ویدا پاست،
دوره 80، شماره 2 - ( اردیبهشت 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه پاندمی COVID-19 به یک معضل جهانی تبدیل شده است و بهمنظور پیشگیری از آن باید روشهای نوینی بهکار گرفته شود. ویروس این بیماری بسیار واگیردار است و عمدتا از طریق هوا منتقل میشود. ازون یک ماده اکسیدکننده قوی است که میتواند بهمنظور غیرفعال کردن طیف وسیعی از ویروسها که ممکن است در برابر سایر ضدعفونیکنندهها مقاوم باشند، استفاده شود. هدف از این مطالعه، بررسی مروری کاربرد و تاثیر ازون در غیرفعالکردن ویروسهای محیطهای بسته بود.
روش بررسی: بهمنظور جستجوی مقالات از لغات کلیدی مانند ازون، ویروس و هوا در پایگاههای اطلاعاتی PUBMED و Scopus استفاده شد. جستجوی مقالات از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۲1 صورت گرفت. در نتیجه جستجو تعداد ۵۷ مقاله در این زمینه انتخاب گردید و از محتوا و نتایج آنها در این مطالعه مروری استفاده شد.
یافتهها: این مطالعه مروری نشان داد که ازون بهطور موفقیتآمیزی با هدف پیشگیری از چندین بیماری ویروسی مانند COVED-19 استفاده شده است. افزونبراین، برخی از ویروسها مانند کروناویروسها حاوی گروههای عاملی سولفیدریل حاوی سیستیین و تریپتوفان هستند که با گاز ازون واکنش بهتری نشان میدهند. عطسه فرد مبتلا به COVED-19 ممکن است منجر به تشکیل 40000 قطره در هوا شود. این قطرات میتوانند پیش از سقوط به نزدیکترین سطح تا فاصله دو متری منتقل شوند و همچنین ممکن است 30 ساعت در هوا باقی بمانند.
نتیجهگیری: استفاده از گاز ازون کاربردهای بالقوه زیادی در غیرفعال کردن ویروسها در فضاهای محصور آلوده دارد. با توجه به اهمیت آئروسلهای حاوی ویروس در انتقال COVED-19، ازون میتواند روشی امیدوارکننده در پیشگیری از این بیماری باشد. میزان غیرفعال شدن ویروسها توسط گاز ازون به غلظت گاز، زمان تماس، دما، رطوبت و نوع ویروس بستگی دارد. بهطورکلی، بررسی مطالعات انجام شده در این زمینه کاربرد گاز ازون را در پیشگیری از شیوع بیماریهای ویروسی مثل COVED-19 را نشان داد. همچنین در بهکار بردن این گاز اقدامات و احتیاطهای ایمنی لازم توصیه میشود.
مرضیه خادمی، مریم مسائلی، مهدی آزرمنیا، مسعود شهابیان، مازیار کرمنژاد، محمد رضا عظیمی اول، آزاده اصغری بیربنه،
دوره 80، شماره 4 - ( تیر 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: تروما یکی از شایعترین علل مرگومیر درتمام سنین میباشد. باتوجه به شیوع تروما در جامعه و عوارض و هزینههای آن، استفاده از ابزارهای کمکی جهت تشخیص و اقدامات به موقع مورد اهمیت میباشد.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی میباشد که از فروردین تا اسفند ١٣٩٧ در اورژانس بیمارستان بعثت نهاجا اجرا گردید. جامعه آماری شامل کلیه بیماران مراجعهکننده دارای لسراسیونهای (Lacerations) عمقی اندامهای فوقانی میباشند که آسیب عناصرسطحی/عمقی (تاندونها، اعصاب) در آنها وجود داشته است. برای تمامی بیماران که معیارهای ورود به مطالعه را داشتند، سونوگرافی در بالین با پروب سطحی فرکانس ۱۱ مگاهرتز توسط محقق و با نظارت رادیولوژیست انجام شد و با نتایج حاصل از اکسپلور موضعی تحت نظارت جراح مقایسه شد و پس ازاتمام حجم نمونه و جمعآوری دادهها، با SPSS software, version 22 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) آنالیزآماری انجام شد.
یافتهها: دراین پژوهش از ۱۴۴ نفر با ترومای نافذ اندام فوقانی ۵۶ نفر در ارزیابی مشکوک به آسیب عصبی و ۵۰ نفر مشکوک به آسیب تاندونی بودند. پس از ارزیابی با پروب سونوگرافی از ۲۳ مورد آسیب مشکوک عصبی در اکسپلور، ۲۱ مورد تایید و از ۲۸ نفر مشکوک به آسیب تاندونی در اکسپلور ۲۷ مورد تایید شد. دقت سونوگرافی در ارزیابی آسیب عصبی 64/%96 و در آسیب تاندونی %۹۲ برآورد گردید و همچنین حساسیت سونوگرافی در تشخیص آسیب عصبی 30/91% و در تشخیص آسیبهای تاندونی 42/96% محاسبه گردید.
نتیجهگیری: سونوگرافی ضمن تشخیص سریعتر و میدان دید وسیعتر، آسیبهای احتمالی ثانویه را نیزکم کرده، دقت تشخیص را افزایش میدهد.
اکرم قلیپور، مهشید ملکوتیان، مازیار اویسی،
دوره 81، شماره 4 - ( تیر 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: استئوآرتریت و آرتریت روماتویید هر دو بیماری مفاصل هستند و همچنین علل بسیار متنوعی دارند. با توجه به رویکردهای درمانی متفاوت OA و RA، تشخیص دقیق نوع آرتریت بسیار مورد توجه است. مطالعه حاضر با هدف یافتن بیان ژن و معرفی بیومارکر مولکولی قابل اعتماد برای RA و OA انجام شد.
روش بررسی: مجموعه دادههای ریزآرایه به شماره GSE27390 بهدست آمد. تجزیه و تحلیل بیان افتراقی بین گروه OA و RA با استفاده از GEO2R انجام شد و و ژنهای دارای تفاوت بیان با بررسی دو فاکتور logFC#1 و 05/0P< جدا شدند. مسیرهای سیگنالینگ با استفاده از پایگاههای داده Enrichr تعیین شد. در ادامه ژنهای دارای بیشترین تغییر بیان معرفی شد. این بررسی از نوع مطالعه بیوانفورماتیکی بوده و از تاریخ مهر 1401 تا فروردین 1402 بهطور مشترک در دانشگاه علوم پزشکی بم و مرکز آموزشی تحقیقاتی و درمانی قلب و عروق شهید رجایی انجام شده است.
یافتهها: در این بررسی نتایج نشان داد که 5083 ژن دارای تفاوت بیان معنادار بودند. تجزیه و تحلیل مسیرهای سیگنالینگ نشان داد که مسیرهای التهابی در این بیماری مهم بوده و همچنین مشخص شد که دو ژن CH25H و GYPE میتواند توانایی جداسازی روماتویید آرتریت را از استئوآرتریت داشته باشد.
نتیجهگیری: در مجموع، دادههای ما نشان داد که ژن ها می توانند بهعنوان نشانگرهای زیستی جدید با سودمندی بالقوه در تشخیص RA و OA عمل کنند و بهعنوان بیومارکرهای مولکولی جدید برای تشخیص این دو بیماری در نظر گرفته شوند.