جستجو در مقالات منتشر شده


10 نتیجه برای ماهوری

محمد تقی بیک محمدی، زاهد حسین خان، علی‌رضا ماهوری،
دوره 65، شماره 11 - ( 11-1386 )
چکیده

با توجه به اثرات مثبت کتامین بر روی فشار خون و ضربان قلب، انفوزیون مقدار کم کتامین با تعدیل اثرات ناخواسته همودینامیک رمی‌فنتانیل، می‌تواند همودینامیک بهتری را فراهم کند.

روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی تصادفی، 54 بیمار 50-20 ساله، با حالت فیزیکی ASA Ι، در دو گروه (27 نفره) کتامین- رمی‌فنتانیل (K-R) و دارو نما- رمی‌فنتانیل (P-R) مطالعه شدند. رمی‌فنتانیل با دوز 5/0 (میکروگرم/ کیلوگرم/ دقیقه) القاء بیهوشی با تیوپنتال سدیم دو (میلی‌گرم/ کیلوگرم) و آتراکوریوم 5/0 (میلی‌گرم/ کیلوگرم) داده شد. نگهداری بیهوشی با هالوتان و نایتروس اکساید/ اکسیژن تامین و رمی‌فنتانیل در هر دو گروه با دوز 5/0 (میکروگرم/ کیلوگرم/ دقیقه) ادامه یافته، در گروه K-R، کتامین با دوز ده (میکروگرم/ کیلوگرم/ دقیقه) و در گروه P-R نرمال سالین با دوز یکسان کتامین آغاز شد. ضربان قلب، فشارخون سیستولیک، دیاستولیک و متوسط شریانی در دقایق 1، 3، 5، 10، 15، 20، 25 و 30 مقایسه شد.

یافته‌ها: خصوصیات پایه بیماران شامل میانگین سنی، جنس، وزن، فشار خون سیستولیک، دیاستولیک، متوسط شریانی و ضربان قلب در دو گروه اختلاف معنی‌داری نداشت (2/0p>). تغییرات فشارخون سیستولیک، دیاستولیک و متوسط شریانی در گروه P-R به‌طور معنی‌داری بیشتر از گروه K-R بود (006/0p<). تغییرات ضربان قلب در دو گروه یکسان (6/0p=) و افت شدید فشارخون در گروه K-R کمتر از گروه P-R بود (11% در مقابل 89%) (000/0p=).

نتیجه‌گیری: انفوزیون مقدار کم کتامین افت فشارخون رمی‌فنتانیل را تعدیل و ثبات همودینامیک را در بیهوشی فراهم می‌کند.


ابراهیم حسنی، رسول فراست کیش، عوض حیدر پور، محمدضیاء توتونچی، علیرضا ماهوری،
دوره 67، شماره 9 - ( 9-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: اندازه‌گیری دی اکسیدکربن انتهای بازدمی (ETCo2) روشی برای تخمین دی اکسید کربن خون شریانی (PaCo2) در طی بیهوشی عمومی می‌باشد. بدیهی است که استفاده از این روش نیاز به خون‌گیری‌های متعدد را برای ارزیابی مقدار Co2 خون شریانی کاهش می‌دهد. این مطالعه برای تعیین دقت ETCo2 در تخمین PaCo2 در بیماران کاندید پیوند عروق کرونر و تعیین گرادیان آنها قبل و بعد از بای‌پس قلبی ریوی انجام شده است.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی آینده‌نگر 40 بیمار کاندید عمل جراحی پیوند عروق کرونر 73-35 ساله وارد مطالعه شدند. قبل از بای‌پس قلبی ریوی (زمان T0) و پس از اتمام آن (T1) نمونه خون شریانی از کانول شریانی بیمار گرفته شده و همزمان فشار Co2 انتهای بازدمی ثبت گردید.
یافته‌ها: میانگین اختلاف فشار Co2 شریانی و انتهای بازدمی در زمان T0، 4/4±3/4 میلی‌متر جیوه و میانگین PaCo2، 6±33 و ETCo2، 5±29 میلی‌متر جیوه بوده و در زمان T1 این مقادیر به‌ترتیب 1/4±5/4 و 5±33 و 2±29 میلی‌متر جیوه بود. اختلاف ‌آماری در خصوص اختلاف دی اکسید کربن انتهای بازدمی‌و شریانی در دو زمان فوق وجود نداشت (87/0p=). ارتباط مشخصی بین دی‌اکسید کربن انتهای بازدمی و شریانی در این دو زمان وجود داشت (به‌ترتیب: 754/0R= و 685/0R=).
نتیجه‌گیری: کاپنوگرافی یک مونیتورینگ غیر تهاجمی و سالم برای تخمین میزان دی اکسید کربن خون شریانی است و دی اکسید کربن انتهای بازدمی و شریانی، در بیماران کاندید جراحی عروق کرونر فاقد بیماری زمینه‌ای ارتباط مستقیم دارند. اندازه‌گیری ETCo2 ممکن است در بیماران سالم نیاز به گرفتن خون شریانی را برای تعیین PaCo2 برطرف نماید.


علیرضا ماهوری، حیدر نوروزی‌نیا، ابراهیم حسنی، قادر مترجمی‌زاده، آنالی صادقی،
دوره 68، شماره 5 - ( 5-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: شاخص دو طیفی Bispectral Index (BIS) مقیاسی مشتق از الکتروانسفالوگرافی است که جزء آرام‌بخشی و هوشبری را در هنگام بیهوشی عمومی ارزیابی می‌کند. تاثیر سن بر روی شاخص BIS هنوز به‌خوبی بررسی و مشخص نشده است. هدف این مطالعه تعیین تاثیر سن بالا بر روی نیاز به داروهای بیهوشی و شاخص BIS در بیماران بیدار و بیمارانی است که تحت آرام‌بخشی با استفاده از داروی میدازولام وریدی قرار گرفته‌اند.

روش بررسی: در این مطالعه آینده‌نگر تحلیلی 80 بیمار مطالعه شدند. بیماران گروه مطالعه در محدوده سنی بالای 70 سال و گروه کنترل (مشاهده) در محدوده سنی بین 40-20 سال قرار داشتند. میزان BIS پایه در هر دو گروه در حالت هوشیاری، و پنج دقیقه بعد از دریافت میدازولام (mg02/0) داخل وریدی اندازه‌گیری و ثبت شد.

یافته‌ها: میانگین BIS پایه در گروه مطالعه 3±94 و در گروه شاهد 1±3/97 بود (0001/0p=). میانگین BIS پنج دقیقه بعد از تجویز میدازولام به 6±9/80 در گروه مطالعه و 3±4/90 در گروه کنترل رسید (0001/0p=).

نتیجه‌گیری: توصیه می‌گردد در موارد استفاده از این شاخص در افراد مسن، میزان پایه آن قبل از القاء بیهوشی اندازه‌گیری گردد تا بیهوشی‌دهنده در صورت پایین بودن BIS پایه، از این امر آگاهی یابد. جهت تایید این نکته که محدوده 60-50 در طی بیهوشی بالینی افراد مسن با میزان BIS پایه پایین کافی است و این‌که آیا این محدوده در این افراد نیاز به بازنگری دارد یا نه، مطالعات بیشتری مورد نیاز می‌باشد.


حیدر نوروزی‌نیا، علیرضا ماهوری، ابراهیم حسنی، پگاه اخباری،
دوره 69، شماره 3 - ( 3-1390 )
چکیده

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 زمینه و هدف: داروهای ضد التهابی غیر استروییدی و مخدرها به‌صورت روتین برای کنترل درد بعد از عمل تجویز می‌شوند. عدم کنترل درد بعد از عمل موجب اثرات زیان‌بار مزمن و یا حاد شده و مرگ و میر را افزایش می‌دهد. در عمل استفاده از ضد دردهای اپیوییدی محدودیت‌هایی هم‌چون ایجاد تولرانس و یا عوارض جانبی هم‌چون تهوع، استفراغ آرام‌بخشی و یا دپرسیون تنفسی به‌همراه دارد. این مطالعه برای بررسی اثرات شیاف دیکلوفناک بر روی درد بعد از عمل فتق اینگوینال ترتیب داده شده است.

روش بررسی: در یک کارآزمایی دوسوکور آینده‌نگر 60 بیمار کاندید هرنی اینگوینال تحت بیهوشی عمومی در دو گروه مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران گروه A، mg100 شیاف دیکلوفناک و گروه B، mg50 پتیدین پس از القای بیهوشی دریافت نمودند. بررسی درد بعد از عمل پس از تحویل بیمار به ریکاوری و هر دو ساعت یک‌بار تا شش ساعت با استفاده از معیار عددی درد (VAS) انجام گردید.

یافته‌ها: تسکین درد نسبتاً در هر دو گروه مشابه بود (3/0P=). بیماران گروه پتیدین در دو ساعت بعد از عمل به مخدر بیشتری نسبت به گروه دیکلوفناک نیاز داشتند (03/0P=). در همان ساعت بیماران گروه A هم‌چنین نمرات درد مطلوب‌تری داشتند (05/0P<). در سایر زمان‌ها تفاوت آماری معنی‌داری وجود نداشت. شیوع تهوع و استفراغ در هر دو گروه یکسان بود. دپرسیون تنفسی در هیچ‌کدام از گروه‌ها وجود نداشت.

نتیجه‌گیری: بی‌دردی از پیش ایجاد شده با mg100شیاف دیکلوفناک که پس از القای بیهوشی تجویز می‌شود موجب ایجاد بی‌دردی بعد از عمل با حداقل بازگشت درد در محل جراحی فتق اینگوینال می‌شود.


جلال پور قاسم، علیرضا ماهوری، گیتی سنگی،
دوره 69، شماره 10 - ( 10-1390 )
چکیده

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 زمینه و هدف: مترونیدازول خوراکی برای کنترل درد بعد از هموروییدکتومی موثر گزارش شده است. هدف از این مطالعه بررسی اثر مترونیدازول موضعی در کاهش درد بعد از هموروییدکتومی می‌باشد.

روش بررسی: در یک مطالعه دوسوکور، 40 بیمار مرد 40-20 ساله کاندید عمل جراحی هموروییدکتومی تحت بی‌حسی اسپاینال در شش ماهه اول سال 1389 در بیمارستان امام‌خمینی (ره) ارومیه در دو گروه پماد مترونیدازول و یا پلاسبو مطالعه شدند. شدت درد با استفاده از Analog Scale (VAS) Visual و زمان درخواست اولین مخدر و مصرف مورفین 24 ساعته ثبت گردید.

یافته‌ها: نمرات VAS در گروه مترونیدازول کم‌تر از گروه کنترل بود ولی این تفاوت به‌جز در ساعت 24 از نظر آماری معنی‌دار نبود. میزان مصرف مورفین 24 ساعته در گروه مترونیدازول کم‌تر بود (05/0P<).

نتیجه‌گیری: اگرچه مترونیدازول موجب افزایش زمان اولین درخواست آنالژزیک در گروه مترونیدازول نشد ولی استفاده از آن با کاهش نیاز به آنالژزیک همراه بود.


ابراهیم حسنی، علیرضا ماهوری، حمید مهدی‌زاده، حیدر نوروزی‌نیا، میر موسی آقداشی، محمد سعیدی،
دوره 70، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده

800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

زمینه و هدف: تجویز پیرامون عمل ترانکسامیک اسید خون‌ریزی و ترانسفوزیون را پس از اعمال جراحی قلبی کاهش می‌دهد، ولی نتایج در شرایط مختلف متفاوت بوده و از طرفی زمان مناسب تجویز دارو برای حصول به نتیجه مطلوب‌تر مشخص نیست. هدف از مطالعه حاضر تعیین تاثیر ترانکسامیک اسید در کاهش درناژ و نیاز به ترانسفوزیون خون در بیماران کاندیدای عمل جراحی اولیه پیوند عروق کرونر و هم‌چنین تعیین زمان مناسب تجویز این دارو می‌باشد. 

روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی آینده‌نگر دوسوکور 150 بیمار کاندیدای عمل جراحی اولیه پیوند عروق کرونر مطالعه شدند. بیماران به‌صورت تصادفی به سه گروه B، mg/kg10 ترانکسامیک اسید قبل، گروه A، همان مقدار دارو پس از بای‌پس قلبی ریوی و گروه C نرمال سالین تقسیم شدند. میزان نیاز به خون آلوژنیک و میزان درناژ لوله‌های سینه‌ای ثبت گردید. 

یافته‌ها: گروه پلاسبو (گروه C) درناژ خونی بیش‌تری در طول 12 ساعت اول بعد از عمل داشت (288±501 در مقابل 184±395 در گروه B و 181±353 میلی‌لیتر در گروه A، 004/0P=). گروه پلاسبو هم‌چنین درناژ بعد از عمل بالاتری داشت (347±800 در مقابل 276±614 در گروه B و 228±577 میلی‌لیتر در گروه A، 001/0P=). میزان نیاز به خون آلوژنیک نیز در گروه کنترل نسبت به دو گروه دیگر بیش‌تر بود (001/0P=). 

نتیجه‌گیری: در بیماران انتخابی کاندیدای عمل جراحی پیوند اولیه عروق کرونر، تجویز تک‌دوز ترانکسامیک اسید قبل و بعد از بای‌پس قلبی ریوی تاثیر یکسانی دارد.


علیرضا ماهوری، ابراهیم حسنی، حیدر نوروزی‌نیا، بهزاد سینایی، الهام اسماعیلی،
دوره 71، شماره 5 - ( مردادماه 1392 )
چکیده

زمینه و هدف: پالس اکسی‌متری به‌شکل وسیعی در بخش مراقبت‌های ویژه به‌عنوان راهنمای مداخلات درمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد. مطالعات کمی در مورد دقت و صحت پالس اکسی‌متری در بخش مراقبت‌های ویژه قلبی صورت گرفته است. هدف ما از این مطالعه، مقایسه پالس اکسی‌متری با میزان اشباع اکسیژن نمونه خون شریانی در طی پی‌گیری بالینی روتین این بیماران و بررسی تاثیر اسیدوز خفیف بر آن بود.
روش بررسی: در یک مطالعه آینده‌نگر تحلیلی، 80 بیمار بستری در بخش مراقبت‌های ویژه قلبی بعد از عمل جراحی قلب باز مورد بررسی قرار گرفتند. یک و یا چندین نمونه از شریان رادیال بیمار گرفته و در همان حین پالس اکسی‌متری مداوم برقرار گردید. حدود 137 نمونه جمع‌آوری شد و میزان اشباع اکسیژن خون شریانی (SaO2) و پالس اکسی‌متری (SPO2) ثبت گردید.
یافته‌ها: میانگین اختلاف بین میزان اشباع خون شریانی و پالس اکسی‌متری 6/1±12/0 درصد بود. در کل 137 نمونه ضریب همبستگی پیرسون نشان‌گر ارتباط معنی‌دار بین SaO2 و SPO2 در بیماران با هموگلوبین نرمال بود (001/0P< و 754/0r=)، هم‌چنین در 47 بیمار با اسیدوز خفیف نیز بین SaO2 و SPO2 ارتباط منطقی وجود داشت (ضریب همبستگی پیرسون 799/0 و 001/0P<). در این نمونه‌ها نیز اختلاف بین SPO2 و SaO2 5/1±05/0 درصد بود.
نتیجه‌گیری: داده‌ها نشان داد که در بیماران با همودینامیک پایدار و هنگامی‌که کیفیت سیگنال‌های پالس اکسی‌متری خوب است، پالس اکسی‌متری به‌صورت قابل اعتمادی SaO2 را نشان می‌دهد. اسیدوز خفیف ارتباط بین SaO2 و SPO2 را تغییر نمی‌دهد. بنابراین، پالس اکسی‌متری مونیتورینگ مفید برای اشباع اکسیژن شریانی در بیماران با همودینامیک پایدار می‌باشد.

علیرضا ماهوری، ابراهیم حسنی، نازلی کرمی، مهرداد عزیزپور،
دوره 75، شماره 5 - ( مرداد 1396 )
چکیده

زمینه و هدف: لارنگوسکوپی و لوله‌گذاری داخل تراشه محرک‌های شدیدی هستند که موجب برانگیخته شدن پاسخ‌های همودینامیک می‌شوند. این پاسخ‌ها بایستی با استفاده از تجویز پیش‌داروی مناسب، القای آرام بیهوشی و لوله‌گذاری سریع پیشگیری گردند. گاباپنتین و پرگابالین در برخی از مطالعات پیشنهاد شده‌اند. هدف این مطالعه مقایسه تأثیر گاباپنتین و پرگابالین به‌عنوان پیش‌دارو در پیشگیری از پاسخ‌های همودینامیک ناشی از لارنگوسکوپی و لوله‌گذاری بود.
روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی که از فروردین تا اسفند ۱۳۹۴ در بیمارستان امام‌خمینی (ره) ارومیه انجام گرفت، ۹۰ بیمار کاندید جراحی انتخابی داخل شکم با فشارخون طبیعی، در محدوده سنی ۲۰ تا ۵۰ سال، وضعیت فیزیکی American Society of Anesthesiologists (ASA) class I و از هر دو جنس به‌صورت تصادفی در سه گروه بررسی شدند. گروه یک دارونمای خوراکی، گروه دو گاباپنتین mg ۹۰۰ و گروه سه پرگابالین mg ۱۵۰، دو ساعت پیش از القای بیهوشی دریافت کردند. تکنیک بیهوشی یکسان بوده و بیماران از نظر تغییرات همودینامیک، پیش و پس از القای بیهوشی و سپس دقایق یک، سه و پنج پس از لوله‌گذاری ارزیابی شدند.
یافته‌ها: افزایش بارز تعداد ضربان قلب و فشارخون سیستولیک و دیاستولیک پس از لوله‌گذاری در گروه شاهد دیده شد. این تغییرات به‌صورت معناداری در گروه گاباپنتین و پرگابالین کمتر بود (۰/۰۰۱P=). عارضه جانبی خاصی مشاهده نگردید.
نتیجه‌گیری: تجویز گاباپنتین به‌عنوان پیش‌دارو، یک روش موثر برای کنترل پاسخ‌های همودینامیک به لارنگوسکوپی و لوله‌گذاری می‌باشد. داده‌های به‌دست آمده نشان داد که پرگابالین اثرات مشابه با گاباپنتین دارد. هردو دارو برای کنترل پاسخ‌های همودینامیک سودمند هستند. 

علیرضا ماهوری، نازلی کرمی، سیده زهرا کریمی سرابی،
دوره 77، شماره 9 - ( آذر 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: دکسمدتومیدین (Dexmedetomidine) یک آگونیست α۲ آدرنورسپتور است که آرامش‌بخشی عالی با کمترین ناپایداری قلبی-عروقی یا دپرسیون تنفسی را فرآهم می‌کند و ممکن است برای تسهیل خارج کردن لوله تراشه و جلوگیری از پاسخ‌های همودینامیک آن مفید واقع شود. هدف از این مطالعه بررسی اثر دکسمدتومیدین بر روی پاسخ‌های همودینامیک در طی خارج کردن لوله تراشه بود.
روش بررسی: در یک مطالعه تحلیلی آینده‌نگر از اردیبهشت ۱۳۹۶ تا اردیبهشت ۱۳۹۷، پنجاه زن ۲۰ تا ۵۰ ساله کاندید عمل جراحی کوله‌سیستکتومی تحت بیهوشی عمومی در بیمارستان امام خمینی (ره)، دانشگاه علوم پزشکی ارومیه، به‌طور تصادفی در دو گروه مساوی وارد مطالعه شدند. ده دقیقه پیش از پایان جراحی انفوزیون دکسمدتومیدین با دوز ۰/۸ میکروگرم به‌ازای هر کیلوگرم وزن بدن (µg/kg) در گروه مطالعه شروع و در گروه کنترل نیز نرمال‌سالین به‌عنوان پلاسبو تجویز شد. پس از خروج لوله تراشه، فشارخون، تعداد ضربان قلب، درصد اشباع اکسیژن در دقایق ۰، ۱، ۲، ۳ و ۵ و میزان آرام‌بخشی با استفاده از جدول رمزی در ریکاوری اندازه‌گیری و ثبت گردید.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که تعداد ضربان قلب و فشارخون سیستولیک و دیاستولیک هنگام اکستوباسیون در بیمارانی که دکسمدتومیدین دریافت کردند به‌طور معناداری نسبت به گروه کنترل پایین‌تر بود. همچنین در بیماران گروه مطالعه ۸۰% همکاری‌کننده، آگاه به زمان و مکان بودند در‌حالی‌که در گروه شاهد این مقدار ۲۸% بود (۰/۰۰۱P=).
نتیجه‌گیری: انفوزیون وریدی دکسمدتومیدین با دوز µg/kg ۰/۸، ۱۰ دقیقه پیش از خروج لوله تراشه باعث پایدار شدن همودینامیک بیماران و تسهیل اکستوباسیون شد.

علیرضا ماهوری، نازلی کرمی، شبنم ساعی‌فر،
دوره 77، شماره 12 - ( اسفند 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: اندازه‌گیری فشار شریانی یکی از مانیتورینگ‌های استاندارد در اتاق عمل می‌باشد. در طی بیهوشی عمومی، فشارخون می‌تواند با روش‌های غیرتهاجمی و تهاجمی، اندازه‌گیری شود. مقایسه اندازه‌گیری تهاجمی فشارخون در بیماران کاندید عمل جراحی ازوفاژکتومی ارزیابی نشده است. هدف از این مطالعه، مقایسه فشارخون مستقیم و غیرمستقیم در این بیماران می‌باشد.
روش بررسی: در یک مطالعه‌ی مشاهده‌ای آینده‌نگر، از خرداد ۱۳۹۶ تا فروردین ۱۳۹۷، ۴۲ بیمار کاندید ازوفاژکتومی در پوزیشن سوپاین، در مرکز آموزشی درمانی امام‌خمینی (ره) وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ارومیه، ارزیابی شدند. بیماران با بلوک کامل قلبی و تفاوت فشار شریانی دو بازو بیشتر از mmHg ۱۰ از مطالعه خارج شدند. پس از القای بیهوشی، شریان رادیال برای اندازه‌گیری مستقیم کانوله گردید و فشارخون غیرمستقیم به‌وسیله‌ی کاف از دست دیگر در چهار بازه زمانی، T1 (پس از کانوله کردن شریان رادیال)، T2 (حین آزادسازی مری)، T3 (پس از آناستاموز) و T4 (در پایان عمل) اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: میانگین اختلاف اندازه‌گیری غیرمستقیم و مستقیم فشارخون سیستولیک، ۲/۹۳±۰/۸۵، ۲/۹۰±۸/۴۲-، ۳/۶۰±۶/۵۰، ۲/۶۰±۲/۶۷ و دیاستولیک ۲/۶۷±۱/۵۳، ۲/۲۲±۴/۵۷، ۲/۵۸±۲/۱۰ و mmHg ۱/۵۳±۱/۰۳ به‌ترتیب در بازه‌های زمانی T1 تا T4 بود. در تمام بازه‌های زمانی، تفاوت آماری بین دو روش اندازه‌گیری فشارخون سیستولی و دیاستولی مشاهده نگردید (۰/۷۷P=).
نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌های این مطالعه، فشارخون تهاجمی و غیرتهاجمی در تمام بازه‌های زمانی اندازه‌گیری شده در طی عمل جراحی با هم توافق داشته و اختلاف معناداری از این بابت مشاهده نشد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb