جستجو در مقالات منتشر شده


7 نتیجه برای محمودیان

عباس محمودیان،
دوره 23، شماره 2 - ( 2-1344 )
چکیده


عباس محمودیان،
دوره 23، شماره 7 - ( 1-1345 )
چکیده


مسعود محمودیان،
دوره 38، شماره 3 - ( 1-1361 )
چکیده

پارامترهای فارماکوکینتیک آسپیرین پس از تجویز و فرآورده آسپیرین قرص آسپیرین معمولی (ساخت کارخانه پارس داروایران) و قرص آسپیرین محلول ( Disprin ساخت کارخانه Reckitt and Colman انگلستان) به افراد داوطلب و اندازه گیری دفع ادراری آن تعیین گردید. نتایج نشان دهنده این مطلب بودند که تفاوت آماری قابل ملاحظه بین زمان رسیدن به حداکثر غلظت دارو در بدن، نیم عمر و مقدار نهائی داروی دفع شده در ادرار بین دو فرآورده وجود ندارد. و می توان نتیجه گرفت که ارزش حیاتی Bioavailability این دو فرآورده یکسان می باشد.


سید احمد محمودیان، آرش پویا،
دوره 65، شماره 6 - ( 6-1386 )
چکیده

سرماخوردگی شایع‌ترین بیماری و مهم‌ترین علت غیبت از محل کار است. بروز این بیماری در سال گذشته دو برابر سال‌های قبل شده و سبب افت کیفی حج و استفاده از آنتی‌بیوتیک‌ها و کورتیکواستروئید‌های نابجا می‌گردد. شناخت راهکاری برای پیشگیری از آن به سلامت مسافرین کمک شایانی می‌کند. در این مطالعه تاثیر داروی سولفات روی و آموزش بر اساس مدل اعتقاد بهداشتی بر بروز این بیماری در زائرین حج در مقایسه با دارونما و آموزش رایج بررسی شده است.

روش بررسی: در یک کارآزمایی تصادفی شده شاهددار چهار کاروان مورد مداخله با داروی سولفات روی، آموزش با مدل اعتقاد بهداشتی، دارونما و یا آموزش رایج قرار گرفتند. آموزش با سخنرانی پزشک کاروان، پوستر و پمفلت انجام شد. تعداد عفونت تنفسی فوقانی هر کاروان، مدت بیماری، واکسیناسیون آنفلونزا و رفتارهای بهداشتی، توسط پزشک کاروان جمع‌آوری گردید. اطلاعات توسط نرم‌افزارSPSS ویراست 5/11 و با استفاده از آزمونهای test Independent samples t-و χ2 تجزیه و تحلیل گردید.

یافته‌ها: مجموعا 646 نفر وارد مطالعه شدند. کل موارد بیماری (با موارد تکراری) 612 نفر بود که با آزمون χ2 در بین کاروان‌ها تفاوت معنی‌داری داشت (05/0p<) یعنی میزان بروز در زائرین دریافت کننده سولفات روی (با آموزش 76%، بدون آموزش 68%) از دریافت‌کنندگان دارونما (با آموزش 13/1% و بدون آموزش 18/1%) کمتر بود. استفاده از دستمال در سرماخوردگی بیشترین و استفاده از ماسک کمترین رفتار بهداشتی زائرین در زمان بیماری بود. میانگین مدت بیماری در گروه دریافت کننده دارو و آموزش 66/3 روز و در گروه دریافت‌کننده دارونما و آموزش 6/5 روز بود.

نتیجه‌گیری: مصرف «روی» در حج در پیشگیری از بروز سرماخوردگی موثر است. آموزش بر پایه مدل اعتقاد بهداشتی مزیتی بر آموزش رایج نداشته است. استفاده از سولفات روی به منظور کاهش بروز سرماخوردگی و تحقیق مجدد با استفاده از نتایج این تحقیق توصیه می‌شود.


زینب محمودیان، سیروس نعیمی، محمد مهدی مغنی باشی، خلیل خاشعی ورنامخواستی، ، مرضیه علیپور،
دوره 79، شماره 1 - ( فروردین 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: با وجود سال‌ها پژوهش مداوم، هنوز هم مرگ مادران در اثر پره‌اکلامپسی به‌عنوان یک تهدید جدی مطرح می‌باشد. محققین بر این باورند که پره‌اکلامپسی یک بیماری چند عاملی است و عوامل خطر متعددی از جمله عوامل ایمونولوژیکی را برای آن پیشنهاد نموده‌اند. بنابراین بررسی رابطه‌ی پره اکلامپسی با تغییرات ایمونولوژیکی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. با توجه به نقش عوامل ایمونولوژیک و التهابی در اتیولوژی پره‌اکلامپسی، در تحقیق حاضر ارتباط پلی‌مورفیسم (rs1028181) -513T/C ژن اینترلوکین 19 با بیماری پره‌اکلامپسی مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعه مورد- شاهدی از دی 1395 تا خرداد 1396 در دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون انجام شد. 150 زن مبتلا به بیماری پره‌اکلامپسی به‌عنوان مورد و150 زن سالم باردار فاقد هر گونه بیماری، مراجعه‌کننده به بیمارستان ولی‌عصر کازرون به‌عنوان شاهد انتخاب شدند. پس از نمونه‌گیری و استخراج DNA، ژنوتیپ‌های مربوط به پلی‌مورفیسم اشاره شده با روش Tetra Primer ARMS PCR مورد بررسی قرار گرفت. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS software, version 16 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) و Chi-square test مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: اختلاف معناداری در فراوانی همه ژنوتیپ‌ها (CC، CT و TT) (001/0P=) و هر دو آلل (C و T) (002/0P=) در موقعیت پلی‌مورفیسم (rs1028181) -513T/C بین زنان باردار مبتلا به پره‌اکلامپسی و زنان باردار سالم مشاهده شد. میان سایر پارامترهای پاراکلینیکی مورد نظر تحقیق با پلی‌مورفیسم مذکور ارتباط معناداری در گروه بیمار و کنترل دیده نشد.
نتیجه‌گیری: حضور پلی‌مورفیسم (rs1028181) -513T/C را می‌توان به‌عنوان عامل پیش‌بینی کننده‌ی ایجاد پره اکلامپسی در نظر گرفت.

ماندانا پولادزاده، فاطمه خزائی، سعید بیطرف، حسین کریم‌پوریان، مهسا ممبینی، محمدرضا محمودیان ثانی،
دوره 83، شماره 4 - ( تیر 1404 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین بدخیمی در زنان است و همچنان یکی از علل اصلی مرگ‌ومیر ناشی از سرطان محسوب می‌شود. تشخیص زودهنگام این بیماری می‌تواند با مداخلات به‌موقع، احتمال بقا را به‌طور قابل‌توجهی افزایش دهد. با این حال، روش‌های غربالگری فعلی در برخی موارد از دقت کافی برخوردار نیستند. ژن غیرکدکننده KCNQ1OT1 به‌عنوان یکی از lncRNAهای دخیل در پاتوژنز انواع سرطان‌ها، از جمله سرطان پستان، شناخته شده است و ممکن است به‌عنوان بیومارکر بالقوه در تشخیص زودهنگام این بیماری مورد استفاده قرار گیرد.
روش بررسی: این مطالعه مورد- شاهدی از مهر ۱۴۰۳ تا اسفند ۱۴۰۳ در بیمارستان شفا، دانشگاه علوم پزشکی جندی‌شاپور اهواز، ایران انجام شد. شامل ۳۰ بیمار مبتلا به سرطان پستان و ۳۰ فرد سالم به‌عنوان گروه کنترل بود. سطح بیان سرمی KCNQ1OT1 با استفاده از روش Real-Time PCR اندازه‌گیری شد و گروه‌ها از نظر شاخص‌های دموگرافیک مقایسه شدند.
یافته‌ها: گروه‌های بیمار و کنترل از نظر بیشتر شاخص‌های دموگرافیک همگن بودند، اگرچه در سن و قومیت تفاوت آماری مشاهده شد. بیشتر بیماران در مرحله‌ی اولیه بیماری تشخیص داده شده بودند. بیان سرمی KCNQ1OT1 در بیماران به‌طور معناداری پایین‌تر از گروه کنترل بود (0003/0P=) تحلیل ROC نشان داد دقت تشخیصی این نشانگر با 82/0AUC= مطلوب است.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها حاکی از آن است کهKCNQ1OT1 دارای پتانسیل مناسب به‌عنوان یک بیومارکر تشخیصی در شناسایی زودهنگام سرطان پستان است. باتوجه به تشخیص بیشتر بیماران در مراحل اولیه، انجام مطالعات با حجم نمونه بالاتر برای تأیید و تعمیم‌پذیری نتایج توصیه می‌شود.

 
سمانه عرب، محمد رضا محمودیان ثانی، نجمه فتاحی، زکیه اخلاصی، سمیرا اصغرزاده،
دوره 83، شماره 5 - ( مرداد 1404 )
چکیده

زمینه و هدف: مرگ سلول‌های گیرنده نوری شبکیه، یکی از عوامل اصلی بروز دژنراسیون شبکیه محسوب می‌شود که تاکنون درمان مؤثری برای آن معرفی نشده است. مطالعات بالینی و پیش‌بالینی نشان می‌دهند که استفاده از سلول‌های بنیادی، رویکردی امید بخش در درمان این بیماری‌هاست. همچنین شواهد موجود حاکی از آن است که miRNA-182 و miRNA-183 نقش‌های کلیدی در رشد، تمایز و بقای گیرنده‌های نوری در مدل‌های حیوانی ایفا می‌کنند. بنابراین، هدف این مطالعه القای ویژگی‌های شبه‌گیرنده نوری در سلول‌های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان انسان از طریق افزایش بیان miR-182 وmiR-183  است.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در بازه زمانی فروردین ۱۳۹۸ تا اسفند ۱۳۹۹ در مرکز تحقیقات بیوشیمی بالینی دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد انجام شد. در این مطالعه، تاثیر افزایش بیان miRNA-182 و miRNA-183 بر تمایز سلول‌های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان انسان (hBMSCs) به سلول‌های شبه گیرنده نوری بررسی شد. برای این منظور، miRNA-182 و miRNA-183 به hBMSCs ترانسفکت شدند و سطح بیان آن‌ها با روش Real-Time PCR ارزیابی گردید. همچنین، بیان ژن‌های اختصاصی شبکیه شامل OTX2، NRL، SLC1A1، PKC و Recoverin با استفاده از روش Real-Time PCR بررسی شد.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان دادند که ترانسفکشن hBMSCs با miRNA-182 و miRNA-183 به کمک لیپوفکتامین، منجر به افزایش معنادار بیان ژن‌های مرتبط با تمایز شبکیه ازجمله CRX، OTX2، PKCα، Recoverin، NRL و RHO گردید.
نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش بیانگر آن است که افزایش بیان miRNA-182 و miRNA-183 می‌تواند به‌طور بالقوه تمایز سلول‌های hBMSCs را به سلول‌های شبه گیرنده نوری تسهیل نماید. این یافته‌ها بیانگر پتانسیل درمانی و نقش تنظیمی miRNAها در تمایز، بقا و حفاظت سلول‌های شبکیه است.

 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb