65 نتیجه برای محمودی
علی اصغر طاهری محمودی،
دوره 16، شماره 10 - ( 1-1338 )
چکیده
عباس محمودیان،
دوره 23، شماره 2 - ( 2-1344 )
چکیده
عباس محمودیان،
دوره 23، شماره 7 - ( 1-1345 )
چکیده
مسعود محمودیان،
دوره 38، شماره 3 - ( 1-1361 )
چکیده
پارامترهای فارماکوکینتیک آسپیرین پس از تجویز و فرآورده آسپیرین قرص آسپیرین معمولی (ساخت کارخانه پارس داروایران) و قرص آسپیرین محلول ( Disprin ساخت کارخانه Reckitt and Colman انگلستان) به افراد داوطلب و اندازه گیری دفع ادراری آن تعیین گردید. نتایج نشان دهنده این مطلب بودند که تفاوت آماری قابل ملاحظه بین زمان رسیدن به حداکثر غلظت دارو در بدن، نیم عمر و مقدار نهائی داروی دفع شده در ادرار بین دو فرآورده وجود ندارد. و می توان نتیجه گرفت که ارزش حیاتی Bioavailability این دو فرآورده یکسان می باشد.
سید جلال الدین شریفی، فخرالدین قوامی، ضیاءالدین نوروزی، مه لقا محمودی،
دوره 38، شماره 5 - ( 1-1361 )
چکیده
در سال 1359 تعداد 108 شیرخوار صفر تا 24 ماهه با کم آبی 7 تا 15 درصد بعلت اسهال و استفراغ بستری و با مایع درمانی خوراکی بوسیله امدادگران با موفقیت و بدون مرگ و میر درمان شدند.
شیرین نیرومنش، محمود محمودی، افسانه کرامت،
دوره 55، شماره 3 - ( 2-1376 )
چکیده
یک مطالعه تحلیلی به منظور بررسی نتیجه بارداری در خانمهای با سابقه نازائی شامل تعیین عوارض مامائی و زایمان و همچنین عوارض جنینی و نوزادی و نحوه زایمان طرح ریزی شد و در طول نیمه دوم سال 1372 اجرا شد، به این ترتیب که 212 خانم باردار با سابقه نازایی (یعنی سابقه عدم باروری در حداقل یکسال نزدیکی بدون استفاده از روشهای پیشگیری از بارداری و عدم شیردهی) با حاملگی منفرد و بالای 20 هفته حاملگی و 212 خانم باردار بدون سابقه نازایی با همان شرایط از 4 بیمارستان آموزشی تهران بطور تصادفی در نظر گرفته شدند. دو گروه از نظر سنی و تعداد زایمان همسان (Match) گردیدند. عاقبت بارداری در دو گروه ثبت شد و نتایج بدست آمده تجزیه و تحلیل و با یکدیگر مقایسه گردید. نتیجه اینکه میزان بروز اکثر عوارض در نظر گرفته شده (که عبارت بودند از پرزانتاسیون غیرطبیعی، LBW ،SGA، پره اکلامپسی، زایمان زودرس) در خانمهای با سابقه نازایی بیش از خانمهای بدون سابقه نازایی بود، اما از نظر آماری اختلاف معنی داری وجود نداشت، بجز در مورد انجام عمل سزارین و خونریزی نیمه اول حاملگی (P<0.005) و همچنین سابقه سقط (P<0.05) که در خانمهای با سابقه نازایی بطور معنی داری بیش از گروه شاهد بود. اما در مقایسه ای که بین دو گروه از نظر بروز و عدم بروز عارضه در حین زایمان بطور کلی انجام گرفت، گروه دارای سابقه نازایی به طور معنی داری پرعارضه تر از گروه بدون سابقه نازایی بود (P<0.05).
وحید محمودی، فریده سیاوشی، قدرت اله منتظری، ناصر دریانی، رضا ملک زاده،
دوره 56، شماره 6 - ( 4-1377 )
چکیده
وجود توکسین کلستریدیوم دیفیسل با روشهای کشت سلولی و الیزا (ELISA) در عصاره مدفوع 62 بیمار کولیت اولسروز و 62 فرد طبیعی مطالعه شد. 48/71% بیماران با عود کولیت اولسروز و 26/08% بیماران کولیت اولسروز بدون عود، توکسین مثبت بودند. در صورتی که فقط 3% عصاره مدفوع افراد سالم از نظر توکسین مثبت بودند. آزمون X² نشان داد که اختلاف بین بیماران و افراد سالم از نظر توکسین مثبت، معنی دار بود (P<0.001)، ولی این اختلاف بین دو گروه بیماران کولیت اولسروز با عود و بدون عود معنی دار نبوده است (P>0.05).
طلعت مختاری آزاد، حکیمه محمدی، محمود محمودی، زهرا سعادتمند، اشرف السادات موسوی، رسول همکار، رخشنده ناطق،
دوره 57، شماره 2 - ( 2-1378 )
چکیده
یررسی سرولوژیک ویروس آنفلوانزای C در ایران در سال 1376، نخستین بررسی ویروس آنفلوانزای C در ایران است. این تحقیق در مرکز ملی آنفلوانزا-بخش ویروس شناسی دانشکده بهداشت انجام گرفت. با انجام تست سرولوژی (Hemagglutination Inhibition (HI بر روی 689 نمونه سرم از تهران و 391 نمونه از سایر استانها و محاسبه افراد دارای تیتر ایمنی بخش نسبت به این ویروس (دارای تیتر <40)، مشخص شد که درصد افراد دارای تیتر ایمنی بخش در تهران و استانها تقریبا در یک محدوده قرار دارد و حدود 40% افراد مورد بررسی، دارای تیتر ایمنی بخش نسبت به ویروس آنفلوانزای C/Paris/1/67 می باشند. توزیع سنی شیوع آنتی بادی ایمنی بخش نسبت به ویروس آنفلوانزای C، تقریبا مشابه سایر کشورهای جهان می باشد. بدین صورت که تیتر آنتی بادی از کودکی شروع به افزایش کرده در جوانی به بیشترین درصد می رسد و با افزایش سن، کاهش تدریجی دارد، که این روند را به عفونت اولیه در کودکی، عفونت مکرر در جوانی و کاهش میزان آنتی بادی قابل تشخیص با HI در پیری، می توان نسبت داد. این ویروس در سال 1376 در ایران همزمان با دو تیپ دیگر ویروس آنفلوانزا یعنی تیپهای A و B در گردش بوده است.
ثریا سهیلی، ایرج کریمی، محمود محمودی، بهروز نبئی،
دوره 58، شماره 4 - ( 4-1379 )
چکیده
پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی است که با هدف تعیین اثربخشی برنامه های کنترل جمعیت و تنظیم خانواده در ایران طی سال های 75-1371انجام گردیده است. جهت تعیین بازده یا عملکرد برنامه های کنترل جمعیت و تنظیم خانواده از شاخص های میزان پوشش وسایل پیشگیری از بارداری، پوشش زوج سال، میزان شکست کاربردی وسایل پیشگیری از بارداری و تعیین اثربخشی وسایل پیشگیری از بارداری استفاده شد. براساس یافته ها، پوشش زوج سال قرص از سال 1371 تا 1374 روندی نسبتا رو به افزایش داشته، اما در سال 1375 در مقایسه با سال های قبل مختصری کاهش دارد. پوشش زوج سال کاندوم در سال 1375 در مقایسه با سال های قبل کاهش یافته است. پوشش زوج سال آی یو دی، توبکتومی، وازکتومی، نورپلانت و آمپول های تزریقی طی سال های مذکور روندی رو به افزایش را نشان می دهد. یافته های مربوط به پوشش وسایل پیشگیری از بارداری نیز نشان دهنده افزایش پوشش از 42% در سال 1371 به 67% در سال 1375 است. میزان شکست کاربردی وسایل پیشگیری از بارداری طی سال های مذکور کاهش را نشان می دهد و بعبارتی بیانگر افزایش در میزان اثربخشی است.
زهرا راهنورد، علیرضا حیدرنیا، غلامرضا بابائی، محمود محمودی، حمیدرضا خلخالی،
دوره 59، شماره 5 - ( 6-1380 )
چکیده
افزایش جمعیت جهان یکی از نگرانیهای عمده دانشمندان و برنامه ریزان ممالک گوناگون بوده است. افزایش جمعیت اثرات گوناگون بر جامعه در زمینه های اقتصادی، اجتماعی، بهداشتی و حتی سیاسی داشته و علاج آن کنترل جمعیت است. در یک مطالعه مقطعی عوامل موثر بر داشتن فرزندان ناخواسته، 1527 زن شوهردار شهر تهران به روش نمونه گیری دو مرحله ای در سال 1377 انتخاب گردید و اطلاعات مطابق پرسشنامه اصلی جمع آوری شد. در این مطالعه تاثیر عواملی مانند سن همسر و زن، سطح تحصیلات زن، شغل زن و همسر، تعداد فرزندان، سن اولین ازدواج و آخرین حاملگی، داشتن فرزند فوت شده، طول مدت شیر دهی به آخرین کودک و اهمیت جنس نوزاد در تنظیم خانواده بر روی ناخواسته بودن فرزندان بررسی می شود. نتایج نشان می دهد که عواملی مانند سن همسر، تعداد فرزندان، سن اولین ازدواج، سن آخرین حاملگی، شغل همسر، داشتن فرزند فوت شده، طول مدت شیردهی و تاثیر جنس در تنظیم خانواده، شانس داشتن فرزند ناخواسته را افزایش می دهد و متغیرهایی مانند سن زن، تحصیلات زن، سن اولین حاملگی و شغل زن، شانس داشتن فرزندان ناخواسته را کاهش می دهد. مطابق نتایج مدل رگرسیون لجستیک، سن زن یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار است، بطوریکه با افزایش یکسال به سن زن، شانس ناخواسته بودن فرزندان 89 درصد می شود. عامل بعدی تعداد فرزندان است که با افزایش یک فرزند به خانواده شانس ناخواسته بودن 116/8 برابر می گردد. به نظر می رسد که خانواده ها آگاهی کافی از روشهای پیشگیری و نحوه استفاده صحیح از آنها را ندارند. طول مدت شیردهی، عامل موثر بعدی شانس ناخواسته بودن فرزندان را برای زنانی که بیش از 6 ماه به آخرین کودک خود شیر داده اند 1/02 برابر زنان با طول کمتر از 6 ماه افزایش میدهد که می تواند در تایید مطلب فوق باشد.
محمدجعفر محمودی، منوچهر قارونی، سینا مرادمند، نیما رضائی،
دوره 60، شماره 5 - ( 5-1381 )
چکیده
مقدمه: انفارکتوس میوکارد از عوارض بیماری های عروق کرونری می باشد که در مواردی وقوع آن فاقد علائم بالینی است. این پدیده اصطلاحا انفارکتوس میوکارد بدون درد نامیده می شود. مکانیسم موثر در ایجاد آن وابسته به عوامل مختلفی است که این مطالعه جهت تعیین عوامل تسهیل کننده در انفارکتوس بدون درد انجام گرفته است.
مواد و روش ها: در این مطالعه توصیفی، 100 نفر از افرادی که جهت مشاوره قلب به درمانگاه قلب بیمارستان فارابی در سال 1379 مراجعه کردند، تحت بررسی قرار گرفتند و بیمارانی که بدون سابقه علائم ایسکمیک و یا بیماری های عروق کرونر، دارای تغییرات قطعی در نوار الکتروکاردیوگرام بنفع انفارکتوس میوکارد بودند با تشخیص انفارکتوس بدون درد وارد مطالعه گشتند که عوامل مختلف در آنها بررسی گردید.
یافته ها: ما در این مطالعه 100 بیمار مبتلا به انفارکتوس بدون درد (59 نفر مذکر و 41 نفر مونث) را مورد بررسی قرار دادیم. 99% بیماران سن بالای 50 سال داشتند که میانگین سنی 69.7 سال بود. از نظر سطح تحصیلی 78% بیماران بی سواد بودند. از مجموع 100 بیمار، 41 بیمار دارای BMI بالاتر از نرمال بودند. در بررسی سابقه بیماری ها، 46% سابقه فشار خون بالا داشتند، 38% سابقه چربی خون بالا داشتند و 26% مبتلا به دیابت قندی بودند، 52% بستگان نزدیک بیماران سابقه مثبت بیماری های عروق کرونری داشته اند. 33% بیماران سیگاری بودند و 13% بیماران سابقه مصرف مواد مخدر داشتند. در بررسی های انجام شده بر روی نوار الکتروکاردیوگرام بیماران 43% درگیری سطح تحتانی قلبی، 24% درگیری سطح آنتروسپتال و 17% درگیری سطح قدامی قلبی داشته اند.
نتیجه گیری: اکثر افراد مبتلا به انفارکتوس بدون درد سن بالا داشته اند و عوامل دیابت، فشار خون بالا، BMI بالا، چربی خون و سابقه فامیل مثبت بیماری عروق کرونری بعنوان عوامل مهم تسهیل کننده در ایجاد بیماری محسوب می شود که با کنترل این عوامل خطر می توان از میزان مرگ و میر ناشی از انفارکتوس بدون درد کاست. همچنین معاینه و بررسی الکتروکاردیوگرافیک منظم و معده ای بیماران دارای عوامل مستعد کننده توصیه می گردد.
محمدجعفر محمودی، منوچهر قارونی، سینا مرادمند،
دوره 60، شماره 6 - ( 6-1381 )
چکیده
مقدمه: بیماری عروق کرونر CAD) Coronary Artery Disease) و عوارض و حوادث مربوط به آن به عنوان شایعترین عامل مرگ و میر در دنیا شناخته می شود. در بین عوامل خطر این بیماری، بیماری دیابت ملیتوس DM) Diabetes mellitus) به دلیل ویژگیهای خاص آن، از اهمیتی بسزا برخوردار می باشد و به نظر می رسد که هرگونه تلاشی در جهت ارزیابی هر چه مناسب تر و سریعتر میزان در خطر CAD بودن افراد دیابتیک به پی گیری، پیشگیری و درمان عوارض بیماری دیابت کمک نماید. در این پژوهش سعی شده است تا فراوانی انفارکتوس قلبی و آنژین صدری ناپایدار با درجه و نوع ضایعات رتینوپاتیک در افراد دیابتیک بررسی شود.
مواد و روشها: متغیرهای مورد مطالعه شامل جنس، سن، میزان تحصیلات، وضعیت تاهل، مدت ابتلا تحت درمان بودن، نوع درمان، تحت کنترل بودن، دیگر عوامل خطر مهم بیماری عروق کرونر، میزان و نوع ضایعات رتینوپاتیک، نوع دیابت و نوع بیماری قلبی (انفارکتوس قلبی و آنژین صدری ناپایدار) بوده است. این پژوهش، مطالعه ای مقطعی و توصیفی است که در سال 1377 بر روی 100 مورد از بیماران در بیمارستان های امیر اعلم، امام خمینی و فارابی صورت پذیرفته است.
یافته ها: یافته های مهم این پژوهش شامل موارد زیر است: 1) به نظر می رسد ضایعات چشمی NPDR) NR Non-Proliferative Diabetic Retinopathy) در جمعیت تحت بررسی از شیوع بیشتری برخوردار می باشد (چهل و یک مورد NPDR در مقایسه با 17 مورد PDR) PR Proliferative Diabetic Retinopathy) و 24 مورد طبیعی در بیماران مبتلا به انفارکتوس قلبی و نیز 12 مورد NPDR در مقایسه با 2 مورد PDR و 4 مورد طبیعی در بیماران مبتلا به آنژین صدری ناپایدار). 2) انواع ضایعات رتینوپاتیک دیابتی مشاهده شده به ترتیب فراوانی عبارت است از: گشادی وریدها (Venous dilation) بیست و سه مورد، انوریسم 22 مورد، هموراژی 18 مورد، نئوواسکولاریزاسیون 11 مورد، ادم ماکولا 10 مورد، جداشدگی رترورتینال 6 مورد و گلیوزیس 2 مورد. 3) در صورتیکه وجود یا عدم وجود ضایعات رتینوپاتی دیابتی DR را در نظر بگیریم، در نتیجه 72% افراد تحت مطالعه دارای درجاتی از DR بودند و تنها 28% فاقد هر گونه ضایعه DR بودند. NPDR با (53%)، نوزده نفر (19%) ضایعات PDR و 28 نفر هیچ ضایعه نداشتند. به نظر می رسد اطلاعات به دست آمده در مورد فراوانی انواع ضایعات رتینوپاتیک دیابتی در مطالعه حاضر به ترتیب عبارتند از: در افرادی که دچار MI شده اند 17 نفر مبتلا به PDR (حدود 20%)، چهل و یک نفر (50%) مبتلا به NPDR و 24 نفر فاقد ضایعه رتینوپاتیک (30%) بودند. در افرادی که دچار UA شده اند 2 نفر مبتلا به PDR (حدود 11%)، دوازده نفر (66%) مبتلا به NPDR و 4 نفر فاقد ضایعه رتینوپاتیک (23%) بودند. در کل، افرادی که مبتلا به MI شده اند، 58 نفر (70%) مبتلا به DR و 24 نفر فاقد ضایعه رتینوپاتیک (30%) بودند و در افرادی که دچار UA شده اند، چهارده نفر (77%) مبتلا به DR و 4 نفر فاقد ضایعه رتینوپاتیک (23%) بودند.
نتیجه گیری و توصیه ها: نظر به اینکه در این پژوهش به دلیل کمبود امکانات و محدودیت زمان نتوانستیم مطالعه ای آینده نگر ارائه دهیم، پیشنهاد می کنیم پژوهشی تحلیلی متشکل از گروههای شاهد و مورد در طی مدت زمانی مشخص بصورت مطالعه ای همگروه با حجم نمونه مناسب انجام گردد و از روشهای تشخیصی دقیقتر استفاده شود و نیز دیگر ضایعات میکرو واسکولر و ماکرو واسکولر DM، در نظر گرفته شود.
زهرا احمدی نژاد، مهرناز رسولی نژاد، مریم محمودی، نیما رضایی،
دوره 61، شماره 2 - ( 2-1382 )
چکیده
مقدمه: بروسلوز یکی از شایع ترین بیماری های عفونی مشترک بین انسان و دام می باشد که انتشار جهانی دارد. اگرچه این بیماری در بعضی از کشورهای جهان ریشه کن شده است در ایران یک بیماری آندمیک می باشد. علائم بالینی بروسلوز متغیر و بسیار گسترده و متنوع می باشند. هدف از این مطالعه بررسی تظاهرات گوارشی از حمله اختلالات کبدی در بیماران مبتلا به بروسلوز بوده است.
مواد و روش ها: بیمارانی که با تشخیص بروسلوز (علائم اپیدمیولوژی مثبت+علائم بالینی+سرولوژی مثبت) در مجتمع آموزشی درمانی امام خمینی طی سال های 1374 تا 1380 بستری شده اند تحت بررسی قرار گرفتند.
یافته ها: طی این مدت 188 بیمار با تشخیص قطعی بیماری بروسلوز تحت بررسی واقع شدند که از این میان 108 نفر مذکر و 80 نفر مونث بودند. میانگین سنی بیماران 34.80 سال بود (سال Range=1-79). از میان 188 بیمار بستری 34 بیمار اختلال آنزیم های کبدی بصورت اختلال SGPT و یا اختلال SGOT داشتند (18.08%). از این 34 بیمار 27 بیمار اختلال توام SGPT و SOGT داشتند 6 بیمار اختلال SGOT به تنهایی و یک بیمار اختلال SGPT بتنهایی داشتند. در آزمایشات انجام شده علاوه بر اختلالات آنزیم های کبدی SGPT و SOGT که ذکر گردید 28 نفر آلکالن فسفاتاز بالا و 10 نفر بیلی روبین توتال بالا داشتند. از 188 بیمار مبتلا به بروسلوزیس 33 بیمار از تهوع و استفراغ، 74 بیمار از بی اشتهایی شکایت داشتند. 62 بیمار کاهش وزن را ذکر می نمودند. درد ناحیه اپیگاستر در 25 بیمار و درد ناحیه (RUQ: Right upper quadrant) در 32 بیمار گزارش گردید. در معاینات انجام شده 28 بیمار مبتلا به هپاتومگالی بودند. زردی در 7 بیمار و آسیت در 3 بیمار گزارش گردید از 188 بیمار مبتلا به بروسلوزیس 57 بیمار مبتلا به فرم لوکالیزه یا موضعی بروسلوز بودند و 131 بیمار مبتلا به فرم غیر لوکالیزه بروسلوز بودند. در بین اشکال لوکالیزه 34 نفر فرم لوکالیزه استخوانی داشتند، 12 نفر فرم لوکالیزه ادراری تناسلی مردانه، 6 نفر فرم لوکالیزه کبدی و 5 نفر فرم لوکالیزه عصبی داشتند.
نتیجه گیری و توصیه ها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که اگرچه تغییرات جزئی آنزیم های کبدی و همچنین علائم بالینی ناشی از درگیری کبد از قبیل تهوع، استفراغ، درد شکم، هپاتومگالی و زردی خفیف و ... در تعدادی از بیماران مبتلا به بروسلوزیس مشاهده می شود، اما باتوجه به سویه غالب بروسلا در کشور ما (یعنی بروسلا ملی تنسیس) وجود شواهد بالینی و یا آزمایشگاهی دال بر درگیری شدید و واضح کبدی بصورت افزایش قابل توجه آنزیم های کبدی، مقادیر بالای بیلی روبین و آلکالن فسفاتاز و بالاخره زردی شدید و آسیت در بروسلوزیس در این منطقه نادر بوده و بررسی سایر علل تشخیصی را ایجاب می نماید.
محمدحسین برادران فر، محمد افخمی اردکانی، علی محمودی،
دوره 64، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: به نظر میرسد که دیابت با مکانسیمهای مختلفی از جمله میکروآنژیوپاتی، رسوب سوربیتول و گلیکوزیلاسیون بر سیستم شنوایی اثر میگذارد و باعث یک کاهش شنوایی دو طرفه حسی- عصبی با پیشرفت تدریجی میشود که با افزایش طول مدت دیابت مرتبط است.
روش بررسی: این مطالعه به صورت مقطعی و از نوع مشاهدهای تحلیلی بر روی 300 بیمار دیابتی تیپ II 50 -30 ساله و 300 نفر گروه کنترل که از نظر سنی و جنسی با هم مطابقت داشتند انجام شد. نمونهها کاملا تصادفی انتخاب شدند و قبل از انجام آزمایشات اودبومتری توسط پرسشنامهای که از قبل طراحی شده بود مورد ارزیابی قرار گرفتند. در ضمن تکمیل پرسشنامه در صورت وجود کاهش شنوایی هدایتی و یا کاهش شنوایی حسی عصبی به هر دلیل دیگری و نیز وجود بیماریهای متابولیک دیگر از مطالعه حذف میشدند. آزمایشات شنوایی سنجی شامل PTA و Impedance بر روی هر دو گروه بیمار و کنترل انجام شد.
یافتهها: در این تحقیق آستانه شنوایی در فرکانسهای low و High در گروه بیمار نسبت به گروه کنترل بالاتر بود. در تفکیک سنی این دو گروه در فرکانسهای Low و High میانگین آستانه شنوایی در همه گروههای سنی در گروه بیمار بالاتر از گروه کنترل بود. در تفکیک بیماران دیابتی بر اساس مدت ابتلا به دیابت میانگین آستانههای شنوایی در گروه 18-8 سال از دو گروه 3-1 سال و 7-4 سال بالاتر بود. میزان شنوایی در بیماران دیابتی مبتلا به هیپرتانسیون تفاوتی با بیماران بدون هیپرتانسیون نداشت. همچنین در این تحقیق تفاوتی بین میانگین آستانههای شنوایی مردان و زنان دیابتی وجود نداشت.
نتیجهگیری: به طور کلی این مطالعه نشان میدهد که افراد دیابتی شنوایی ضعیفتری نسبت به جمعیت نرمال دارند و بین مدت ابتلا به دیابت و بروز کاهش شنوایی ارتباطی موجود است.
حسین فخرزاده، مازیار مرادی، محمدجعفر محمودی، نگار نادرپور، محمد باقری راد، مسعود احمدزاداصل، سیدحسن عارفی،
دوره 64، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: کیفیت مراقبت از مبتلایان به سندروم حاد کرونر و تطابق مراقبت های اعمال شده با شواهد علمی، اثر شناخته شدهای در پیشآگهی بیماران دارد. این مطالعه به منظور ارزیابی کیفیت مراقبت در بیماران مبتلا به سندروم حاد کرونر در یکی از بیمارستانهای تابعه دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران صورت گرفت.
روش بررسی: شاخصهای کیفیت مراقبت در این مطالعه شامل شاخصهای فرآیند و نتیجه مراقبت و مطابق با شاخصهای مورد استفاده در پروژه [1]MONICA بود. 320 بیمار (شامل 80 بیمار از هر دوره 3 ماهه از ابتدای مرداد 82 تا انتهای تیر 83) که با تشخیص اولیه سندروم حاد کرونر بستری شده بودند، از نظر تطبیق تشخیص با تعاریف استاندارد پروژه مونیکا، مراقبتهای اعمال شده و حیات در روز 28 پس از حمله مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: نمره درمان معادل ([2]ETS)در بیماران زنده مانده مبتلا به انفارکتوس قطعی میوکارد 4/43 درصد (دامنه اطمینان 95 درصد: 94/53-86/32) و نمره درمان وزن داده شده ([3]WTS) معادل 2/22 درصد (دامنه اطمینان 95 درصد: 03/31-36/13) به دست آمد. مرگ و میر 28 روزه در مجموعه بیماران، 09/9 درصد (دامنه اطمینان 95 درصد: 33/12-85/5) بود.
نتیجهگیری: علیرغم قابل قبول بودن شاخصهای فرآیند و نتیجه درمان در مقایسه با شاخصهای مربوط به مراکز همکار طرح مونیکا، بایستی تفاوت نمونهگیری بیمارستانی این مطالعه را با مطالعات مبتنی بر جمعیت پروژه مونیکا مد نظر داشت؛ شاخصهای کیفیت مراقبت در صورت افزوده شدن موارد مرگ پیش بیمارستانی (که سطح مراقبتی آنان پایینتر از بیماران مراقبت شده در بیمارستانها میباشد) کاهش شدیدی خواهد یافت.
جواد محمودی قرائی، محمد رضا محمدی، مهدی بینا، محمد تقی یاسمی، یوسف فکور،
دوره 64، شماره 8 - ( 5-1385 )
چکیده
بازگوئی روانشناختی و روشهای شناختی رفتاری و فعالیتهای حمایتی در پیشگیری و درمان نشانه های اختلال استرس پس از سانحه به کار رفتهاند. در این مطالعه این روشها را به صورت مجزا و در ترکیب باهم در درمان اختلال PTSD ناشی از زلزله بم در نوجوانان بررسی و با گروه کنترل مقایسه مینمائیم.
روش بررسی: در یک کارآزمائی عرصه ای چند گروهی کنترل شده، نوجوانانی که نشانه های اختلال استرس پس از سانحه زلزله بم را داشته و نیازمند درمان داروئی نبودند تحت مداخلات گروهی شامل بازگوئی روانشناختی و درمان های شناختی- رفتاری و مداخلات حمایتی ورزشی- هنری قرار گرفته و با گروه شاهد مقایسه شدند.
یافتهها: تعداد 200 نفر وارد مطالعه شدند و در سه گروه مداخله و یک گروه شاهد قرار گرفتند. 31 نفر به دلیل مهاجرت و یا تمایل شخصی از مطالعه خارج شدند. فقط بین گروه تحت مداخلات رفتاری - شناختی و گروه شاهد در کاهش میانگین کل نشانه های PTSD و کاهش میانگین نشانه های اجتناب تفاوت از نظر آماری معنی دار بود. تفاوت سایر گروهها با گروه شاهد و با یکدیگر معنی دار نبود.
نتیجهگیری: مداخلات رفتاری - شناختی گروهی میتوانند بر برخی نشانههای PTSD موثر باشند.
میترا بختیاری، رضا محمودی، علیقلی سبحانی، محمد اکبری، محمد بربرستانی، پریچهر پاسبخش، فریدون سر گلزائی، عظیم هدایت پور،
دوره 64، شماره 9 - ( 6-1385 )
چکیده
علیرغم پیشرفتهایی که در انجماد اسپرم صورت گرفته است، میزان لقاح اسپرمها پس از انجماد و ذوب بهطور چشمگیری کاهش مییابد. با توجه بهاینکه هیالورونان نقش مهمی در میزان لقاح اسپرم دارد لذا در تحقیق حاضر اثر دوز µg/ml750 هیالورونان روی میزان لقاح اسپرمهای موش سوری قبل از انجماد و پس از ذوب بررسی شده است.
روش بررسی: در این مطالعه تعداد 24 سر موش نر سوری بهصورت تصادفی انتخاب شدند. نمونههای بدست آمده از هر حیوان نر به چهار گروه تقسیم شدند. گروه اول (کنترل بدون انجماد)، گروه دوم (کنترل منجمد شده)، گروه سوم (قبل از انجماد µg/ml750 هیالورونان افزوده شد) و گروه چهارم (پس از ذوب همین میزان هیالورونان اضافه شد). انجماد اسپرمها در کرایوتیوب 8/1 میلیلیتری و با استفاده از ضد یخ 18% رافینوز و 3%skim milk انجام شد. پس از ذوب کردن نمونهها و تهیه اووسیت متافاز II، IVF صورت گرفت و بعد از 18 ساعت جنینهای دو سلولی شمارش شدند.
یافتهها: نتایج این تحقیق نشان داد که افزودن دوز µg/ml750 هیالورونان پس از ذوب به نمونهها تاثیر مثبتی را روی میزان لقاح اسپرمها دارد، اما اضافه کردن همین دوز قبل از انجماد بر روی فاکتور فوق بیتاثیر بود.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای این مطالعه به نظر میرسد که افزودن µg/ml750 هیالورونان به اسپرم منجمد شده پس از ذوب، باعث افزایش میزان لقاح اسپرمها میشود. لذا توصیه مینمائیم با انجام تحقیقی مشابه در مورد نمونه انسانی و در صورت تایید آن، از نتایج حاصله در کلینیکهای IVF استفاده به عمل آید.
یوسف فکور، جواد محمودی قرائی، محمد رضا محمدی، مهدی کریمی، ماهیار آذر، مریم ممتاز بخش،
دوره 64، شماره 9 - ( 6-1385 )
چکیده
بازگوئی روانشناختی روشی است که در پیشگیری از بروز نشانههای اختلال استرس پس از سانحه در آسیبهای مختلف بهکار رفته است. درمانهای شناختی - رفتاری نیز در درمان این اختلال موثر بوده است. در این مطالعه اثر این روشهای مداخله بین گروههای سنی مختلف بازماندگان زلزله بم مقایسه میشود.
روش بررسی: در یک مطالعه تک گروهی از نوع کار آزمایی بالینی نیمه تجربی قبل- بعد، بازماندگان زلزله بم که نشانههای اختلال استرس پس از سانحه را داشتند در سه گروه سنی جوانان، میانسالان و سالمندان تحت درمان گروهی شامل یک جلسه بازگوئی روانشناختی و سه جلسه درمان شناختی - رفتاری قرار گرفتند. و نشانههای اختلال توسط مقیاس CAPS ارزیابی شد و نتایج قبل و بعد از انجام مداخله مقایسه شدند.
یافتهها: تعداد 130 نفر از بازماندگان زلزله وارد مطالعه شدند و 51 نفر از مطالعه خارج شدند. تغییر تواتر نشانههای اختلال در یک دوره سه ماهه معنیدار بود. ولی مداخلات فقط در کوتاه مدت بر شدت نشانهها مؤثر بودند. تغییر میانگین نشانههای اجتنابی قابل توجه بوده و مداخلات بر نشانههای یادآوری واقعه در دراز مدت و بر نشانههای برانگیختگی در کوتاه مدت و دراز مدت اثری نداشتند. گروههای سنی در پاسخدهی به مداخلات با یکدیگر تفاوتی نداشتند.
نتیجهگیری: مداخلات حمایتی روانی-اجتماعی شامل مداخلات گروهی رفتاری شناختی در بلایای طبیعی بر برخی نشانههای اختلال استرس پس از سانحه مؤثر است ولی در اثر بخشی این مداخلات بین گروههای سنی مختلف تفاوتی وجود ندارد.
بتول احمدی، معصومه علی محمدیان، محمود محمودی،
دوره 64، شماره 9 - ( 6-1385 )
چکیده
افراد مسن در بسیاری از موارد به منظور پیشگیری و درمان بیماریها همزمان از چند دارو استفاده مینمایند که میتواند با افزایش خطر بروز عوارض همراه شود. در این پژوهش فراوانی مصرف چند دارویی در افراد بزرگسال بیش از 55 سال سن و عوامل مؤثر بر آن در ساکنین شهر تهران مورد بررسی قرار گرفته است.
روش بررسی: در یک مطالعه توصیفی-تحلیلی که اطلاعات آن به صورت مقطعی جمع آوری شده بود، 400 نمونه تصادفی دو مرحلهای انتخاب و پرسشنامه از طریق مصاحبه در درب منازل تکمیل گردید. برای آنالیز دادهها از آزمونهای Chi-Squareو Fisher Exact Test و همچنین از Odds Ratio استفاده شده است.
یافتهها: مصرف همزمان بیش از سه دارو در 6/39 درصد نمونهها مشاهده گردید که با بالارفتن تعداد داروهای مصرفی الگوی مصرف نسخهای آنها نیز افزایش می یافت (002/0 P=). در افرادی که مصرف چند دارویی داشتهاند مراجعه به پزشکان متعدد تقریباً دو برابر (98/2 و 28/1) 95% :CI، 96/1=OR (002/0P<) و بروز عارضه جانبی تقریباً 5/2 برابر بیشتر (05/4 و 47/1) 95% :CI، 44/2=OR مشاهده شده است(001/0P<).
نتیجهگیری: با توجه به شیوع بالای مصرف چند دارویی و الگوی تهیه آنها در افراد مسن و احتمال افزایش خطر بروز عارضه جانبی، ارائه برنامههای آموزشی برای پزشکان و داروسازان در ارتباط با تجویز منطقی دارو و افزایش آگاهی خانوادهها میتواند به ترویج فرهنگ صحیح مصرف دارو کمک نموده و از آثار سوء این مشکل بکاهد.
سید محمد حسین افسریان، فریده زینی، پریوش کردبچه، محمود محمودی، ساسان رضائی، مهین صف آرا،
دوره 64، شماره 12 - ( 8-1385 )
چکیده
در سالهای اخیر به دلیل افزایش فاکتورهای مستعدکننده و افراد مبتلا به نقص سیستم ایمنی، عفونتهای فرصت طلب ناشی از گونههای کاندیدا نیز افزایش قابل ملاحظهای یافته است. گرچه کاندیدا آلبیکنس به عنوان شایعترین عامل کاندیدیازیس حائز اهمیت میباشد ولی گونههای دیگر کاندیدا از قبیل کاندیدا پاراپسیلوزیس، کاندیدا تروپیکالیس، کاندیدا گلابراتا، کاندیدا کروزهای، کاندیدا گیلرموندی و کاندیدا کفایر نیز به دلیل مقاومت در برابر داروهای ضد قارچی اهمیت زیادی پیدا کردهاند، بنابراین بررسی و شناسایی گونههای کاندیدای غیر آلبیکنس مسبب کاندیدیازیس ضروری بوده و آزمایشگاههای تشخیص طبی نیز نیازمند افزایش قابلیتهای خود جهت تشخیص سریع این مخمرها میباشند.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی توصیفی از ضایعات بیماران مشکوک به کاندیدیازیس نمونه تهیه شد. آزمایش مستقیم و کشت بر روی نمونه های بیماران انجام گرفت. کلنی های مخمری جدا شده از بیماران با استفاده از روشهای مختلف تشخیصی از قبیل کشت بر روی کورن میل آگار - توئین 80، کشت روی محیط کروم آگار و تست جذب قندها توسط کیت API 20C AUX تعیین هویت گردیدند.
یافتهها: از 304 کلنی مخمری جدا شده ، 204 مورد کاندیدا آلبیکنس، 100 مورد کاندیدهای غیر آلبیکنس بودند. از کاندیداهای غیر آلبیکنس به ترتیب 35 % کاندیدا پاراپسیلوزیس ، 32 % کاندیدا تروپیکالیس ، 8 % کاندیدا گلابراتا ، 8 % کاندیدا کفایر ، 6 % کاندیدا کروزه ای ، 3 % کاندیدا گیلر موندی ، 3 % کاندیدا فاماتا ، 3 % کاندیدا لوزیتانیا ، 1 % کاندیدا زیلانوئیدس و 1 % کاندیدا هومیکولا تعیین هویت گردیدند که در بین آنها گونه پاراپسیلوزیس واجد بیشترین فراوانی بود . در این بررسی نمونه های بالینی از ضایعات مختلف بدن تهیه شده بود که بیشترین تعداد نمونه با 59 مورد مربوط به عفونت ناخن بود.
نتیجهگیری: نتایج این بررسی نشان می دهد که تشیخص نهائی و قطعی گونه های کاندیدا فقط براساس ویژگی های فنوتیپی مختلف ممکن بوده و استفاده از یک تست به تنهائی برای این منظور کافی نمی باشد. علاوه بر آن با توجه به اینکه حساسیت این ارگانیسم ها در مقابل داروهای ضد قارچی متغیر بوده و مشکلاتی را در درمان بیماران ایجاد می نماید، لذا بررسی و ارزیابی حساسیت داروئی کلیه کاندیدا های غیر آلبیکنس جدا شده از بیماران نسبت به داروهای ضد قارچی موجود در بازار داروئی ایران ضروری می باشد.