جستجو در مقالات منتشر شده


5 نتیجه برای مخترع

منصور بهاردوست، شهرام آگاه، آرش سروآزاد، امیرحسین فقیهی، اسرین باباحاجیان، سیدعلی هاشمی کیاپی، فرناز فارسی، مرجان مخترع،
دوره 76، شماره 3 - ( خرداد 1397 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از مهمترین علل بیماری‌های مزمن کبدی، ویروس هپاتیت C است، که باعث بروز سیروز کبدی و سرطان سلول‌های کبدی می‌شود. شناخت عوامل خطر انتقال با کاهش شیوع این بیماری همراه می‌باشد. در این مطالعه عوامل خطر انتقال ویروس هپاتیت C، در دو ژنوتیپ 1a و 3a مورد بررسی و مقایسه قرار گرفتند.
روش بررسی: پژوهش کنونی در قالب یک مطالعه تحلیلی مشاهده‌ای می‌باشد. در این مطالعه بیماران مبتلا به هپاتیت C با دو ژنوتیپ 1a و 3a که از ابتدای تیر 1394 تا ابتدای تیر 1396 به کلینیک کبد بیمارستان رسول اکرم (ص) تهران مراجعه کرده بودند، از نظر عوامل ‌دموگرافیکی (سن، جنس، سابقه‌ی خانوادگی)، سیروز کبدی، هپاتوسلولار کارسینوما، اعتیاد تزریقی، وضعیت آنزیم‌های کبدی و سابقه‌ی حبس با یکدیگر مقایسه شدند.
یافته‌ها: در این مطالعه تعداد 97 بیمار مورد بررسی قرار گرفتند. تعداد (%40)39 و (%60)58 نفر از بیماران به‌ترتیب مبتلا به ژنوتیپ نوع 3a و 1a بوده‌اند. (%87)34 از بیماران دارای ژنوتیپ نوع 3a، سابقه‌ی اعتیاد تزریقی را گزارش کردند که اعتیاد تزریقی به‌طور معناداری با ژنوتیپ نوع 3a در ارتباط بود. [OR adj:3.1,CI(1.3-6.2)] در این مطالعه همچنین ژنوتیپ نوع 3a به‌طور معناداری در افراد جوان‌تر بالاتر گزارش شد. [OR adj:1.7,CI(1.2-4.1)]، درحالی‌که هپاتوسلولار کارسینوما به‌طور معناداری در بیماران با ژنوتیپ نوع1a ، بالاتر گزارش شد. [OR adj:2.8,CI(1.3-5.7)]، همچنین ارتباط معناداری بین سیروز کبدی و ژنوتیپ نوع 1a گزارش شد. [OR:2.05,CI(1.6-5.4)].
نتیجه‌گیری: براساس نتایج این مطالعه عوامل خطر انتقال ویروس هپاتیت C، در ژنوتیپ‌های 3a و 1a متفاوت بود. ژنوتیپ 3a بیشتر در بین معتادان تزریقی جوان و ژنوتیپ 1a در بیماران سیروزی و هپاتوسلولار کارسینوما یافت می‌شود.

منصور بهاردوست، مرجان مخترع، آرزو چهارمحالی، فاطمه موسی‌زاده، شهرام آگاه،
دوره 77، شماره 3 - ( خرداد 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: ارتباط بین بیماری‌های مزمن با تعداد زیادی از بیماری‌های روانی و مشکلات اجتماعی شامل افسردگی، اضطراب و کیفیت زندگی به اثبات رسیده است. هپاتیت یکی از بیماری‌های مزمن کبدی است که می‌تواند کیفیت زندگی بیماران را تحت تاثیر قرار دهد. این مطالعه با هدف مقایسه‌ی کیفیت زندگی بین بیماران مبتلا به هپاتیت B و C طراحی شد.
روش بررسی: مطالعه کنونی در قالب یک مطالعه‌ی تحلیلی آینده‌نگر، ۸۶ بیمار مبتلا به هپاتیت B را با ۸۶ بیمار مبتلا به هپاتبت C که از ابتدای فروردین ۱۳۹۴ تا ابتدای فروردین ۱۳۹۷ به بیمارستان رسول اکرم (ص) شهر تهران مراجعه کرده‌اند، از نظر کیفیت زندگی و فاکتورهای موثر بر کیفیت زندگی مورد مقایسه قرار داد. کیفیت زندگی بیماران با استفاده از پرسشنامه 36-item short-form health survey (SF-36) مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافته‌ها: به‌طور کلی امتیاز کیفیت زندگی به‌طور معناداری برای بیماران مبتلا به هپاتیت c (۹/۳۷±۳۴/۱۳) کمتر از بیماران مبتلا به هپاتیت B (۱۰/۵±۵۱/۵) برآورد شد (۰/۰۰۱P=) بر اساس نتایج رگرسیون لاجستیک بُعد عاطفی بیماران به‌عنوان مهمترین بُعد موثر بر کیفیت زندگی بیماران گزارش شد (OR=۹/۱۵, ۹۵% CI= (۴/۱۱-۱۵/۴۱), P=۰/۰۰۱). بر اساس نتایج آنالیز رگرسیون خطی، نوع هپاتیت (۰/۰۰۱P=، ۴/۲۱B=)، میزان درآمد بیماران (۰/۰۰۱P=، ۲/۵۷B=)، سطح تحصیلات (۰/۰۱۴P=، ۲/۹B=) و جنس بیماران (۰/۰۲۳P=، ۲/۷۷B=) به‌ترتیب به‌عنوان مهمترین فاکتورهای موثر بر کیفیت زندگی بیماران گزارش شدند.
نتیجه‌گیری: براساس نتایج این مطالعه، کیفیت زندگی در بیمارن مبتلا به هپاتیت C پایین‌تر از بیماران مبتلا به هپاتیت B گزارش شد.

منصور بهاردوست، مرجان مخترع، شهرام آگاه،
دوره 77، شماره 5 - ( مرداد 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: در دهه‌های گذشته، رابطه بین نوع گروه‌های خونی (ABO) با ویروس هپاتیت B و C همیشه مورد بحث بوده است. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط نوع گروه‌های خونی ABO و ابتلا به هپاتیت B و C مزمن طراحی شد.
روش بررسی: در مطالعه تحلیلی-مقایسه‌ای کنونی، سه گروه شامل گروه A (بیماران مبتلا به هپاتیت B) و گروه B (بیماران مبتلا به هپاتیت C) که از مهر ۱۳۹۴ تا مهر ۱۳۹۷ به درمانگاه هپاتیت بیمارستان رسول اکرم (ص) شهر تهران مراجعه کرده بودند، با گروه C (شاهد) مقایسه شدند. داده‌های دموگرافیکی و آزمایشگاهی از پرونده پزشکی بیماران استخراج و گردآوری شد.
یافته‌ها: به‌طورکلی، ۱۹۶ و ۱۰۳ بیمار در گروه A و B و ۳۰۰ نفر در گروه شاهد وارد مطالعه شدند. گروه خونی نوع O به‌طور معناداری در بیماران مبتلا به هپاتیت B (۴۶/۴%) ۹۱ و بیماران مبتلا به هپاتیت C (۴۱/۹%) ۴۳ نسبت به گروه شاهد (۳۴%) ۱۰۲ بالاتر بود. (۰/۰۰۱P=) نسبت شانس ابتلا به هپاتیت B و C در افراد با گروه خونی نوع O بالاتر بود. نسبت شانس ابتلا به هپاتیت B مزمن به‌طور معناداری در بین بیماران با گروه خونی نوع A پایین‌تر بود (۰/۸-۱/۲- CI ۹۵% ,۰/۴OR = ). ابتلا به هپاتیت B و C مزمن به‌طور معناداری در بین بیماران با آنتی‌ژن (RH) مثبت بالاتر گزارش شد (۰/۰۵P<).
نتیجه‌گیری: افراد با گروه خونی نوع O، از شانس بالاتری برای ابتلا به هپاتیت B و C مزمن با آنتی‌ژن (RH) مثبت برخوردار هستند. شانش ابتلا به هپاتیت B در افرد با گروه خونی نوع A پایین‌تر گزارش شد.

فاطمه غفاری، شهرام آگاه، شیوا ایرانی، مرجان مخترع، علی محمد علیزاده،
دوره 80، شماره 8 - ( آبان 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان معده از دلایل اصلی مرگ‌ومیر ناشی از سرطان در سراسر جهان به‌شمار می‌رود. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط عوامل دموگرافیک و پاتولوژیک بر میزان بقاء بیماران مبتلا به سرطان معده انجام شد.
روش بررسی: در مطالعه توصیفی-تحلیلی حاضر، 56 بیمار مبتلا به سرطان معده، از مهر 1395 تا مهر 1396، مراجعه‌کننده به بیمارستان‌های رسول‌اکرم (ص) و امام‌خمینی (ره) شهر تهران وارد مطالعه و به مدت پنج سال پیگیری شدند. میزان بقاء بیماران با استفاده از روش کاپلان مایر محاسبه گردید. برای تعیین ارتباط عوامل دموگرافیک و پاتولوژیک بر میزان بقاء بیماران، نظیر جنس، سن، محل تومور، نوع و درجه تمایزیافتگی تومور، متاستاز، مرحله بیماری و عفونت هلیکوباکتر پیلوری، از آزمون‌ لگ- رتبه‌ (Logrank test) و مدل رگرسیون کاکس(Cox regression model) استفاده شد. داده‌ها توسط SPSS software, version 22 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) و در سطح معنادار 05/0 آنالیز شدند.
یافته‌ها: بیماران شامل 73% مرد و 27% زن بودند. میزان بقاء یک، سه و پنج ساله بیماران به‌ترتیب 67، 35 و 26% بود. همچنین میزان بقاء افراد بالای 60 سال و در مراحل پیشرفته سرطان معده، پایین‌تر از سایرین بود. متغیرهای سن، نوع تومور، درجه تمایزیافتگی تومور، متاستاز و مرحله تومور بر میزان بقاء بیماران موثر بودند.
نتیجه‌گیری: نتایج ما نشان داد که میزان بقاء بیماران مبتلا به سرطان معده نسبتاً پایین و تشخیص زودهنگام، فاکتور قوی در افزایش بقاء محسوب می‌شود. بنابراین بکارگیری یک برنامه غربالگری مناسب جهت افزایش میزان بقاء مبتلایان به سرطان معده ضروری می‌باشد.

 
مجید سلمانیان مشهدی، انوشه حقیقی، ناهید کیان‌مهر، مرجان مخترع، سارا زراسوندنیا، پرنا حسینی میگونی، سیده مریم میرقربانی،
دوره 82، شماره 4 - ( تیر 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: فیبروز کبد یکی از نگرانی‌های اصلی مرتبط با عوارض جانبی طولانی‌مدت در بیماران مبتلا به آرتریت روماتویید تحت درمان با متوتروکسات می‌باشد. هدف مطالعه حاضر، مقایسه شاخص فیبروز-4 ونتایج شدت فیبروز کبدی حاصل از دستگاه فیبرواسکن در بیماران آرتریت روماتویید تحت درمان با متوتروکسات بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر به‌روش مقطعی در 70 بیمار مبتلا به آرتریت روماتویید مراجعه‌کننده به کلینیک روماتولوژی بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) تهران از تیر 1401 تا تیر 1402 انجام شد. ابتدا، شاخص فیبروز-4 برای تمام بیماران محاسبه شد و با داده‌های حاصل از الاستوگرافی که با استفاده از دستگاه فیبرواسکن برای تشخیص فیبروز کبد برای هر بیمار انجام شده بود، مقایسه شد.
یافته‌ها: درجه فیبرواسکن با سن، جنس، شاخص توده بدن، دوز متوتروکسات و طول مدت بیماری ارتباطی نداشت (05/0P>). میانگین شاخص فیبروز-4، 6/0±25/1 بود که با جنس، شاخص توده بدن، طول مدت بیماری و دوز متوتروکسات ارتباط معناداری نداشت (05/0P>) اما با سن بیماران ارتباط مستقیم داشت (001/0P<، 53/0-51/0، 95%CI). میان شاخص فیبروز-4 و فیبرواسکن یک همبستگی مثبت وجود داشت که از نظر آماری معنادار نبود (594/0P=، 4/0-24/0، 95%CI، 06/0r=). شاخص فیبروز-4 در درجه نرمال تا متوسط 85% رد کننده درجه متوسط تا شدید در فیبرواسکن بود اما هیچکدام از نظر آماری معنادار نبود (146/0P=).
نتیجه‌گیری: شاخص فیبروز-4 در پردیکت کردن جواب فیبرواسکن ناتوان بود و نتایج فیبرواسکن نیز نتایج اندکس بیماران را توجیح نکرد.شاخص فیبروز-4 نمی‌تواند جایگزین فیبرواسکن در بیماران مبتلا به آرتریت روماتویید باشد. انجام مطالعات آتی با حجم بیشتر نمونه در بیماران فوق پیشنهاد می‌شود.

 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb